تیوال حمید نصیری | دیوار
S3 : 22:34:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فلسفه ی نیستی ...
ببینیند که این یک نمایش نیست .

نمایش کمدی آتن مسکو
روز های دوشنبه و سه شنبه باز شد.
دوشنبه و سه شنبه با ۳۰ درصد تخفیف به صحنه میرد .

http://Goo.gl/jSGp7b
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهام پاوه‌نژاد نمایش «آتن مسکو» را افتتاح کرد

در این افتتاحیه که با استقبال هنرمندان و هنردوستان روبرو بود میزبان اساتید و هنرمندانی چون محسن حسینی ، خسرو احمدی ، صادق توکلی ، میثم عبدی ، مجید بهرامی و ....... بود .

آتن مسکو روز آینده ، پنجشنبه ۱۳ مهر ، میزبان استاد «محمد ابراهیمیان» خواهد بود

آتن مسکو هرشب ساعت ۱۹ در تئاتر باران روی صحنه میرود

خرید اینترنتی از تیوال https://goo.gl/jSGp7b
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهار شنبه ( افتتاحیه نمایش آتن-مسکو با حضور الهام پاوه‌نژاد) (۱۲مهر
پنج شنبه (۱۳ مهر)
و جمعه (۱۴مهر )
تئاتر آتن-مسکو را از دست ندهیییم ...
تا ۴۰درصد تخفیف برای اعضای تیوال ویژه این سه روز

https://goo.gl/jSGp7b
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه خواهر در این نمایش (الگا- ماشا – ایرنا) همانند سه خواهر نمایشنامه ی چخوف هستند. نمایشنامه با روندی پر فراز و نشیب از سوء تفاهمات شکل می گیرد. سه شخصیت مدام به هم نزدیک می شوند و از هم فاصله می گیرند. نمایشنامه روان ترجمه شده و روایتی خوش ریتم دارد اما فاقد ضربه عمیق دراماتیک است. همان چیزی که من در درام مدام دنبالش هستم. .......

آتن مسکو
از چهارشنبه ۱۲مهر / ساعت ۱۹ در تئاتر باران

https://goo.gl/jSGp7b
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ چند تا مجسمه ی زن نزدیک پارتنون هست که بهشون میگن کاریاتید. میگن اگه یه بار گریه ی کاریاتید رو ببینی دیگه هیچ وقت تو زندگیت گریه نمی کنی. نه نمی خوام برم آکروپولیس. می ترسم اگه گریه کاریاتید رو ببینم٬ دیگه نتونم تو تموم زندگیم گریه کنم. الان می خوام تنها باشم ... (شروع به گریه می کند.)

دیالوگی از نمایش آتن-مسکو
https://goo.gl/jSGp7b
neda moridi، آیلار، بهاور مقدسی و ...Amir... این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتن مسکو ، یک کمدی اجتماعی ، که معزل مشکلات دختران جوان و تنها را بیان میکند ، از فردا در تئاتر باران بروی صحنه میرود .
آتن-مسکو
شروع اجرا : چهارشنبه / ۱۲ مهر / ساعت ۱۹

الهام پاوه نژاد نمایش آتن مسکو را افتتاح میکند
الهام پاوه نژاد «الگای» سال۸۷ به دیدن نمایش آتن مسکو می نشیند .

خرید اینترنتی تا ۴۰ درصد تخفیف در تیوال

https://goo.gl/jSGp7b
آیلار این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید نصیری
درباره نمایش آرسن i
برای تهیه بلیط به ایران کنسرت مراجعه کنید .
آرسن . کاری از بهزاد صدیقی
با بازی مائده طهماسبی و آیلار نوشهری
با حضور تصویری فرهاد آییش

لینک خرید تینترنتی

https://goo.gl/KB9rYo
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید نصیری
درباره نمایش آرسن i
به گزارش افکارنیوز، در پی مصدومیت یکی از بازیگران نمایش « آرسن»، اجرای این نمایش از دوشنبه ۲۲ مرداد ماه به صحنه تالار قشقایی تئاترشهر بازمی‌گردد.

نمایش «آرسن» به کارگردانی بهزاد صدیقی که در تالار قشقایی آغاز کرده بود، از روز ۱۷ مرداد با مصدومیت یکی از بازیگران به صورت موقت از اجرای خود بازماند و با توجه به تغییر بازیگر از یکشنبه ۲۲ مرداد اجرای خود را از سر می‌گیرد.

«خاطره حاتمی»، بازیگر مصدوم این نمایش طبق نظر پزشک معالج نمی‌تواند روی صحنه حضور پیدا کند. بر همین اساس خانم آیلار نوشهری به جای وی به ایفای نقش می‌پردازد که گروه نمایشی در پی این حادثه مشغول آماده‌سازی مجدد نمایش با بازیگر جدید است و از روز یکشنبه ۲۲ مرداد به صحنه تالار قشقایی بازمی‌گردد.

«آرسن» بُرشی کوتاه از داستان زندگی زن میانسالی به نام آنت و نوجوانی به نام آرسِن است ... دیدن ادامه » که در یک روز روایت می‌شود.

این اثر نمایشی به کارگردانی بهزاد صدیقی و با بازی مائده طهماسبی، خاطره حاتمی ( آیلار نوشهری) و فرهاد آئیش (حضور تصویری) از روز یکشنبه ۲۲ مرداد ساعت ۲۰:۴۵ در تالار قشقایی تئاتر شهر اجرای خود را از سر می‌گیرد.

منبع . روابط عمومی تئاتر شهر
سپهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید نصیری
درباره نمایش آرسن i
خرید اینترنتی نمایش آرسن از طریق سایت ایران کنسرت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گلچهر دامغانی : منتظر تماشاگرم نه مشتری

گلچهر دامغانی، کارگردان نمایش «صبحانه در غروب» می‌گوید منتظر تماشاگرم نه مشتری؛ ما چیزی برای فروش نداریم، زلمبو زیمبویی هم نداریم که با آن کسی را گول بزنیم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، داستان نمایش «صبحانه در غروب» در سال 1375 می‌گذرد. روبیک 33 ساله است و کیوان 35 ساله. آن طور که ستوان می‌گوید چون دیر خود را معرفی کرده‌اند و سر پیری یادشان افتاده باید به سربازی بروند، می‌فرستندشان تایباد.

روبیک را در پی حادثه‌ای از پادگانی در سیستان به تایباد فرستاده‌اند. همان‌طور که بادهای 120 روزهِ سیستان در فصل تابستان با وزش تا خراسان جنوبی هر چه را بر سر راه‌شان است، خشک می‌کنند، روبیک هم با آمدنش از سیستان به تایباد جرقه اتفاقی هولناک را روشن می‌کند.

کیوان تا زمان آزادسازی خرمشهر، سوم خرداد 1361 در جبهه بوده و بعد از آن با آمدن جواب بورس تحصیلی‌اش به فرانسه می‌رود. عاشق کنستانس می‌شود؛ دختری که معنی نامش به فرانسوی پایان‌ناپذیر و ادامه پیداکننده است. در میانه جنگ ایران و عراق، کنستانس با صلیب سرخ به کمک اسیران ایرانی می‌رود و کیوان برای گریز از نگاه شماتت‌بار او به بودنش در جبهه تا پایان فتح خرمشهر و امکان پایان یافتن جنگ در خرداد 61 اشاره می‌کند.



کیوان، کنستانس، روبیک، ستوان و مادر تا 28 تیر هر روز ساعت 21:15 داستان در هم تنیده‌شان را با نام «صبحانه در غروب» در تالار قشقایی روی صحنه می‌برند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گویی است با گلچهر دامغانی نویسنده و کارگردان این اثر نمایشی، دانش‌آموخته ادبیات نمایشی از دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران، دارای مدرک کارشناسی تحلیل و نقد سینما از دانشگاه سوربن پاریس و کارشناسی‌ارشد زیبایی‌شناسی از همین دانشگاه.

دامغانی در مورد اشاره کوتاه کیوان به امکان پایان یافتن جنگ بعد از فتح خرمشهر گفت: «این هم عقیده‌ای است که ممکن است برخی با آن موافق باشند و برخی مخالف اما تاکید نکردن من روی آن و نماندنم رویش، شاید به خاطر زن بودنم است. زن‌ها در بسیاری از مواقع بر روی آن‌چه برایشان مهم است پافشاری نمی‌کنند و با اشاره‌ای کوتاه از رویش می‌گذرند. چیزی که شاید بتوان نامش را عشوه گذاشت و من در کار هنری نامش را عشوه آرتیستی می‌گذارم؛ یک قلاب صرفا به قصد گرفتن توجه مخاطب و جلب کردن آن به یک امکان از میان امکان‌های گوناگون.»

او ... دیدن ادامه » در مورد این‌که آیا می‌شد کیوان، روبیک و ستوان داستان‌هایشان را جدا جدا تعریف کنند و نیازی به چیدنشان در یک اثر کنار هم نباشد، توضیح داد: «شاید با دیدن چند اثر شبیه به هم عادت کرده‌ایم که روایت‌های آدم‌ها را جدا جدا روی صحنه ببینیم ولی من تاکید داشتم که حتما بین این‌ها ارتباط و دیالوگ برقرار شود. اتفاقی که برای روبیک در سیستان می‌افتد باعث فرستاده شدنش به تایباد می‌شود و رفتنش به تایباد زمینه اتفاقاتی را فراهم می‌کند که برای کیوان رخ می‌دهد. حالا کیوان، روبیک و ستوان آمده‌اند تا همه چیز را برای مادر کیوان تعریف کنند و از آن چه عذابشان می‌دهد خلاص شوند. تعریف کردن آن‌ها هم فلاش‌بک زدن نیست. وقتی یکی از آن‌ها دارد گذشته‌اش را تعریف می‌کند، دیگران هم در آن مداخله دارند و نقش ایفا می‌کنند.»

دامغانی در پایان در مورد اجرا در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر هم گفت: «از اجرایم راضی‌ام ولی نکته‌ای که بر آن تاکید دارم این است که من منتظر تماشاگرم نه منتظر مشتری. ما نمایشی عریان و بی‌ادعا داریم که چیزی برای فروش ندارد. زلمبو زیمبویی هم نداریم که با آن کسی را گول بزنیم. کاسبی یک چیز است و خلاقیت هنری یک چیز دیگر که قصد ما دومی است و نه اولی.»

http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(jd5fd1veqcwz0bs33r0jyspo))/detail/683603/culture/theater
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#######این تئاتر بوی خوش قهوه می‌دهد - ایسنا########


http://www.isna.ir/news/96041105347/این-تئاتر-بوی-خوش-قهوه-می-دهد

ایسنا
این تئاتر بوی خوش قهوه می‌دهد
کارگردان نمایش «صبحانه در غروب» که دکورش طراحی ویژه‌ای از قهوه فرانسه است، گفت: صحنه نمایش ما به نوعی تصویر بزرگ شده از فنجان‌های قهوه‌ای است و .......


تیوال نمایش :

https://www.tiwall.com/theater/sobhane-dar-ghorub
رضا تهوری، سعید زارع و lilibani این را خواندند
تینا آواکیان، hadi badpa، مریم امیرریاحی و مارینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.mehrnews.com/news/4015581/اجرای-نمایش-صبحانه-در-غروب-آغاز-شد

خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان |
اجرای نمایش «صبحانه در غروب» آغاز شد
اجرای نمایش «صبحانه در غروب» به نویسندگی و کارگردانی گلچهر دامغانی در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر آغاز شد.
hadi badpa این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.mehrnews.com/news/4013133/مرور-خاطرات-دو-سرباز-و-یک-افسر-با-صبحانه-در-غروب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید نصیری
درباره نمایش بهمن i
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (بهمن) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری" از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید نصیری
درباره نمایش مافیا i
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری" از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
لیلا عیوضی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#توجه
این نمایش برای تماشاگران نمایش های "مافیا" و "بهمن" به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند تخفیف وفاداری گذاشته شده
هریک از عزیزانی که نمایش مافیا و بهمن را از تیوال خریداری کرده باشند میتوانند با بیست درصد تخفیف از دیدن این نمایش لذت ببرند ....

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/04/03/1445409/چند-جرعه-قهوه-از-صبحانه-تا-عصرانه
سعید زارع این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دومین کار گلچهر دامغانی قرار است بوی قهوه دهد، تمرین می‌کنند بدون قهوه و اجرا خواهند رفت با قهوه؛ چون اگه قهوه ریخت زمین جمعش نکنید، اتفاقی در جریان است.

باشگاه خبرنگاران پویا ــ احسان زیورعالم

قهوه یک فرهنگ است. نمی‌دانم این را چه‌کسی گفته است و شاید هم کسی نگفته باشد؛ ولی قهوه فرهنگ‌ساز بوده است. از آنجا که عده‌ای صبحشان بی‌قهوه شب می‌شود و عده‌ای شبشان بدون این نوشیدنی تلخ صبح می‌شود. تنها که این نیست، هیچ نوشیدنی به‌اندازه قهوه مدل و اطوار ندارد. از کاپوچینو و هات‌چاکلت گرفته تا موکا و عربی و فرانسوی. حتی ترکی‌اش هم هست. این را برای چای آیا می‌توان متصور بود؟!!

در باب قهوه براتیگان شعر سروده است و می‌گوید: «Sometimes life is merely a matter of coffee and whatever intimacy a cup of coffee» ــ «گاهی‌اوقات زندگی صرفاً بر سر قهوه است و هرچند محبت یک فنجان قهوه است».



کار به مرگ و زندگی هم کشیده می‌شود. آلبر کامو با آن ته‌سیگار توی دهانش یک بار گفته بود «باید خودم را بکشم یا یک فنجان قهوه بنوشم؟» دیوید لینچ که میان ماندن و رفتن از سینما مردد است، درباره قهوه به‌جد گفته است «حتی یک قهوه بد به‌مراتب بهتر از بی‌قهوه بودن است».

در این هیاهوی قهوه‌دوستی که دامنه‌ هوادارانش روزبه‌روز در ایران بیشتر می‌شود و به‌قول برخی‌ها در تهران دیگر وضع به‌نحوی شده است که با گشودن در منزل ابتدا از کافه رد می‌شوی و بعد وارد خیابان می‌شوی، هر چیز قهوه‌ای می‌تواند محبوب و دوست‌داشتنی باشد، مثل زمانی که بی‌هوا از چهارراه استانبول رد می‌شوی و رد بوی قهوه را با آن بینی به‌جامانده از تبار آریایی را به‌سوی می‌کشانی. استشمامش می‌کنی. منگ می‌شوی و می‌گویی یک نوش بر لب از این قهوه به چند ارزد؟!!



تو ... دیدن ادامه » برایت قهوه چنان می‌ارزد که پاتوقش می‌کنی و در فضای قهوه‌ای کافه می‌نشینی تا قهوه وجودت را بشوید و شاید تو را به سفری ببرد، همانند سفری که من داشتم. به نمایشی که قرار است پر از قهوه باشد، مملو از دانه‌های قهوه. شاید مخلوط. عربی و فرانسوی و ترک. می‌تواند همه چیز باشد؛ اما یک چیز است و بس: قهوه.

«صبحانه در غروب» قرار است پر از قهوه باشد. نامش هم با قهوه عجین است، یک فنجان اول صبح برای رفع خماری خواب شب و یک فنجان دم غروب برای رهایی از سرسام روز. نمایشی که گلچهر دامغانی قرار است از یکشنبه در تئاتر شهر روی صحنه برد بوی تند قهوه می‌دهد.



شش ماه پیش بود که گلچهر دامغانی در ارغنون نمایش «به‌گزارش باروت» را روی صحنه برده بود. آن هم مثل نمایش جدیدش با ماده‌ای دانه‌شکل سروکار داشت، با این تفاوت که آن یکی در زمستان زمهریر و در خفای سالن ارغنون بود و این یکی در هرم سوزان تابستان است و در هیاهوی قشقایی. سفری به‌مسافت یک چهارراه.

ما را بار می‌دهند به پلاتوی اجرا. سکوت ما را می‌نشاند تا نگاه کنیم. تعدادی صندلی کوتاه‌پایه روی زمین سیاه و سیمی بلند از ماورا پرده تا پنجره رژی، متصل به یک نوت‌بوک. بازیگران یک به یک روی چهارپایه‌ها می‌نشینند. برایشان کوتاه است؛ ولی تأثیر چندانی بر جدیتشان ندارد. وقتی نمانده است. یکشنبه موعود در راه است.

چراغ‌های اضافی خاموش می‌شود و پس از خاموش شدن کولر، حکومت خلأ صدا آغاز می‌شود.



گلچهر دامغانی حلقه بازیگران را تشکیل می‌دهد. روی چهارپایه‌های کوتاه، سخن می‌گوید، از شخصیت‌ها حرف می‌زند. زیر نور سالن اندک، کمی سکوت است و صدای آرام گلچهر. از بازیگران می‌خواهد بیندیشند. حکومت نمی‌کند، همراهی فکری می‌کند. با بازیگران راحت است، نرم سخن می‌گوید. چیزی که کمتر دیده‌ام و خواهم دید. خبری از امر و نهی نیست. روشنگری برای بازیگر است. حسابی با دستانش بازی می‌کند. به جایی از نمایش می‌رسد که بوی دعوا می‌دهد. از دعوا می‌گوید و یک لحظه با کلمه دعوا یک اکتاو صدایش بلند می‌شود.

به دیالوگ‌ها گوش می‌دهیم. از واقعه می‌گوید. رویداد را روایت می‌کند. می‌خواهد به شکلی از واقعیت واقع‌شده برسد و آن را شرح می‌دهد. روی واژگان مکث می‌کند. گلچهر دامغانی فارغ‌التحصیل ادبیات نمایشی است. او نویسنده است. او زیبایی‌شناس است.

در خلال صحبت‌هایش با بازیگران از تفاوت انواع اجرا می‌گوید و معتقد است در این نوع نمایش کادری وجود ندارد و بسیار به بازیگر وابسته هست. به‌نظرم کارگردان بسیار دموکراتی است. تمرین شروع می‌شود. چراغ‌ها روشن می‌شود.



قرارمان بر این است داستان را نگوییم. این یک غافلگیری است. مزه نمایش است. قرار نیست همه چیز با یک مخاطب لو رود. چند شب هم وقت حدس و گمان کنیم. بی‌مقدمه باب گفتگو را باز می‌کنیم. از او درباره ارغنون و باروت‌ها می‌پرسم. اینکه آیا میان آن کار و این کار شباهتی است که مخاطبان دیروز، امروز هم پای نمایش بنشینند. به‌مزاح می‌گوید «بعید می‌دانم کسی بابت آن کار، پای این کار بنشیند». تأسف می‌خورد که سالن ارغنون در جایی از کائنات پنهان شده است و نتوانسته است اثر را بارز کند. امیدش به تئاتر شهر است. از شباهت‌ها چنین می‌گوید: «شباهت از این جهت دارد که هر دو شباهت‌هایی به من دارند و در هر دو موضوع جنگ است. شاید این موضوع مشترک میان دو اثر است».

«چرا به جنگ اهمیت می‌دهید؟» پرسش بعدی است.

«حقیقتش آن است که کودکی و نوجوانی‌ام را در جنگ گذراندم. تأثیراتی بر من گذاشته بود. دوستی خوزستانی داشتم که جنگ‌دیده بود و می‌گفت "جنگ آن‌قدر روی تو تأثیر گذاشته است و آن‌قدر برایت مهم است، برای منی که در ماهشهر زندگی کرده‌ام چنین مهم نیست". فکر می‌کنم به‌خاطر خاطرات باقی‌مانده از جنگ و خوزستانی بودن خانواده مادرم، جنگ‌زده شدن آنان و ترک آبادان باشد، ضمن اینکه شروع کار تحصیلم در سال 71 به‌نحوی بود که بسیاری از هم‌دوره‌های من جنگ‌دیده و جبهه رفته بودند. مجروح و جانباز جنگ بودند. من در این محیط بودم، با بچه‌های بازمانده از جنگ. این برخورد نزدیک با جنگ و اینکه بعدها همکاری من با افروز فروزند دلیل دیگری است. با افروز فروزند نمایش «اتاق رؤیا» را در 80 در تئاتر شهر اجرا کردیم که دغدغه جنگ داشت».



به‌گفته خانم دامغانی رابطه «صبحانه در غروب» با جنگ، وجود شخصیتی است که جنگ‌دیده است و سربازی‌اش را در جنگ گذرانده است، با این حال داستان در زمانی پس از جنگ می‌گذرد. خانم دامغانی از ویژه بودن این شخصیت می‌گوید که آدمی از سبک‌بال و نترس که سربازی را منقطع رفته است و ... .

می‌گوید: «چیزی که عجیب است آن است که من خاطرات خوبی از جنگ دارم. فارغ از اینکه جنگ در نفس خود چیز بدی است؛ ولی چیزی که آن زمان یادم است و وجود داشت و اکنون کمتر دیده می‌شود، اتحاد و همبستگی میان مردم است که هوای همدیگر را داشتند. با اینکه زندگی سخت‌تر بود و شخصاً بارها و بارها در صفوف برنج و روغن و ... ایستاده بودم. هر کس از هر درجه از رفاه هم بود، باید این صف‌ها را تحمل می‌کرد. با وجود سختی‌هایی که داشت حداقل برای من با نوستالژی همراه بود».

با این حال این نمایش درباره این چیزها هم نیست. سرباز دارد و مادر؛ ولی درباره صف شیر و شکر نیست.

از او درباره نمایش و شخصیت‌ها می‌پرسم. از اینکه آیا نمایش رئال است یا سوررئال و پاسخ چنین است: «یک نگاه واقعی به یک امر ناشناخته است. یعنی چیزی که تجربه نکردیم؛ ولی نگاهی واقعی بدان می‌توانیم داشته باشیم. بازی‌ها همه رئال است و خیلی تصویر خیال‌انگیزی بین این آدم‌ها وجود ندارد. ما در نوستالژی یکی از این شخصیت‌ها، از احساسی از گذشته او حضور داریم».



معتقد است «روایت و دیالوگ به یک اندازه مهم است؛ اما وقتی روایت را نوشتید، نوشته شده و رفت. ولی کاری که بازیگر انجام می‌دهد کار روی دیالوگ است. در واقع بخشی از شخصیت‌شناسی و شخصیت‌پردازی هر کاراکتری در این است که دیالوگش چگونه نوشته شده است و چگونه بیان می‌شود».

بحثمان به تماشاگر می‌رسد و معتقد است «مهم این است که تماشاگر چیزی را ببیند و بشنود که سطح سلیقه‌اش تغییر کند و آرام آرام به آن اهمیت در انتخاب‌های بعدی در سینما و تئاتر کمک کند. بخشی از رسالت هنرمند و کسی که کار هنری می‌کند آن است که ذائقه زیباشناسی مخاطب را افزایش دهد».

وقت اندک است و فرصت تمرین محدود. باید دل کند و رفت. برایشان آرزوی اجرایی مملو از حرارت نفس مخاطب می‌کنم و می‌روم. منتظر فرداییم تا شروع شود.

«صبحانه در غروب» از روز دوشنبه 5 تیرماه به‌نویسندگی و کارگردانی گلچهر دامغانی در تالار قشقایی به صحنه می‌رود. در این اثر نمایشی که ساعت 21:15، مدت زمان 75 دقیقه و قیمت بلیت 25 هزار تومان به صحنه می‌رود مجتبی پیرزاده، علی‌رضا ثانی‌فر، شمسی صادقی، حسین فرضی‌زاد، سلما کریم عمری به‌عنوان بازیگر حضور دارند.

=======================

عکس از تایماز رضوانی و بهادر باستان حق
مارال عظیمی، گلچهردامغانی، benyamin62 و سعید زارع این را خواندند
تینا آواکیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید