تیوال حمیدرضا مرادی | دیوار
S3 : 04:18:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با احترام به نظرات دوستان و خسته نباشید به تمام گروه
اما نظر و سلیقه کاملا شخصی من اینه که :
نه بازی خاصی از بازیگرها دیدم
نه متن خاص و جذاب و پر کششی
نه طراحی های خاصی
به نظرم یه کار متوسط با موضوع کلیشه ای که بیشتر مناسب سریال های ماه رمضون بود
البته طنز کار خوب در اومده بود
و طراحی صحنه هم خوب بود
در مجموع خسته نباشید به گروه
حمیدرضا مرادی
درباره اپرای عروسکی عشق i
عشق را عین و شین و قاف مدان
بلکه سریست در سه حرف نهان
عروسک هایی که زنده بودند و زندگی می‌کردند ، نفس میکشیدند و عاشقی میکردند
قصه همیشه تاریخ
قصه عشق و عاشقی
قصه خواب و بیداری
قصه رسوایی و رسوا شدن
قصه از دست دادن و بدست آوردن
قصه جمال و کمال
قصه طالب و مطلوب
قصه خواستن و نرسیدن
قصه عرش و فرش
قصه عزت و ذلت
قصه صعود و سقوط
قصه لیلی و مجنون ، فرهاد و شیرین ، بیژن و منیژه ، یوسف و زلیخا
اما ... دیدن ادامه » اینبار قصه شیخ صنعان و دختر ترسا
قصه عشق پیری و رسوا شدن و تن دادن و سقوط و از دست دادن
قصه خواب و رویا و تلاش برای رسیدنش در واقعیت
اما اینبار این قصه با شعر و آواز و موسیقی گفته میشه
عالی عالی عالی
همه چی تو بهترین و بالاترین سطح ممکنش
طراحی نور و صحنه و دکور و لباس و عروسک بی نظیر
بازی دهندگان و موسیقی و آواز هم که درخشان
❤️❤️❤️
سلام و عرض ادب
اجرای نمایش ( او ) کی هست ؟؟
بلیط چجوری میشه تهیه کنم ؟
ماشالا تا به خودم اومدم دیدم (ابلوموف و او ) تمام شد و رفت :((
میثم هنزکی، آذرمهر، R 0 y a و محمدرضا این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو و علی عبداللهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران کنسرت که چیزی نمیاره
بلیط های جشنواره رو از کجا میشه خرید؟
R 0 y a این را خواند
ایران نمایش هست آقای مرادی.
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
ممنپنم
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل نبوغ و قدرت
تقابل دین و سیاست
تقابل قانون موسی و کمونیسم
تقابل خدا و انسان
تقابل مذهبیون و مادی گرایان
تقابل ثبات و تغییر
تقابل صعود و سقوط
تقابل هدف ، وسیله و راه
تقابل پایبندی به اصول و تغییر در لحظه
تقابل حکومت و مردم
تقابل طمع و قناعت
تقابل عشق و هوس
تقابل پله کردن و پله شدن

نمایشی پر از تقابل ، کشمکش ، تضارب افکار و ایدئولوژی ها و سیاست ها و احزاب و آدم ها
نمایش ... دیدن ادامه » تلاش آدم ها برای رسیدن به قدرت و انجام هرکاری در این راه
تقابل نمایندگان مذهب ( قانون موسی ) و کمونیسم که هریک به شیوه خویش میخواهند انسان و دنیا رو نجات بده ، یکی با اعدام ۳۵۰ نفر و اجرای قانون موسی و دیگری برپا کردن کمونیسم در جهان که هر دو در آخر اسیر قدرت و بازی سیاسیون و رنگ عوض کردن توده مردم شدند
(جز خدا کسی نمیتونه به انسان کمک کنه و عدالت رو اجرا کنه
به بشر هیچ کس جز خودش نمیتونه کمک کنه )
نمایشی جذاب و دوست داشتنی
صحنه و نور و موسیقی و لباس و گریم عالی عالی عالی
بازی های خوب ، درست و اندازه و مهندسی شده ( مخصوصا صادق ملک و آرش فلاحت پیشه )
میزانسن ها ، فاصله گذرای ها و کارگردانی خوب و درست
( تناسب و یکدستی درست بین شیوه بازی بازیگران ،لباس ، گریم و سبک کار )
من یکم با بعضی شوخی های کار مشکل داشتم
در مجموع خسته نباشید به گروه خوب و حرفه ای تون❤️
انسان گاهی باید به خاطر خدا گردن بزنه و گاهی به خاطر شیطان ببخشه
بهتره انسان گناهکار باشه تا نظاره گر گناه
حکومت کردن یعنی راه بردن مردم
تو آشوب طبقه پست اول خونریزی رو دوست دارن اما بعد از زمانی خواست عمومی تغییر میکنه و صلح و آرامش رو میخواد و تو باید اینو بدونی
تو لحظه زندگی کردن میتونه بهترین نوع زندگی باشه
اوایل ازدواج اغلب وحشتناکه
وحشتناک خود زندگیه
ازدواج ما به منزله مجازات و کفاره گناهامونه
همه چی تو این دنیا تغییر میکنه ، عدالت که پتک آهنی نیست ، عدالت هم تغییر میکنه
عدالت الان منبع درآمد تو هست
یه وزیر باید با سیاست عدالت داشته باشه
احترام به قول تجمل افرادی است که ما جزئشون نیستیم
تنها چیزی رو که با پول نمیشه خرید خود زندگیه
ترس تو بیشتر از عواطفته
یک نفر باید قربانی بشه تا بتونیم این اراذل و اوباش که اسم خودشون رو جامعه گذاشتند آروم کنیم.
هیولا ... دیدن ادامه » رو نمیشه از بین برد فقط باید امید و ارزوهامونو سوار اون کنیم
باید ۳ اصل رو بدونیم ؛ چی داریم ، چی میخوایم و چیکار میخوایم بکنیم
تنهایی پرهیاهو
تنهایی و ویرانه های یک زندگی
تنهایی و واکاوی یک زندگی
تنهایی و سکوت و انتظار
تنهایی و رویارویی با خویش
تنهایی و روزمرگی
تنهایی و مرگ
تنهایی و گرما و صدای کولر
تنهایی و سقفی در حال ریزش
تنهایی و تخت ۲ نفره
تنهایی و خاموشی
سکوت سکوت سکوت
سکوتی مرگبار که انسان رو به درون خود میکشاند ، سکوتی که انسان رو با خودش روبه رو میکند، سکوتی که آینه ای است تمام قد تا خود را ببینی، سکوتی که باعث برگشت تو به عقب میشه ، سکوتی که باعث میشه دنبال چراهای زندگیت بری ، دنبال انتخاب ها و تصمیم ها و عطف های زندگیت بری ، لحظه های که میتونستی تصمیم دیگری بگیری و راه دیگه ای انتخاب کنی
همه چی خوب ، درست و به اندازه
صحنه جذاب ، ایده جذاب و پایان درست
خسته ... دیدن ادامه » نباشید به اینهمه فکر و نبوغ











( بهترین دیالوگ‌ این نمایش )
بعضی از زندگی ها برای هدر شدن آفریده شده
بیشتر آدم ها به این دنیا میان تا زندگیشونو هدر بدن
عده کمی هم میان که لذت ببرند
من امید رو استفاده نمیکنم استعمال میکنم
وحشتناک ترین کار دنیا اعتماد به آدم هاست
بعضی از زندگی ها فقط برای هدر شدن آفریده شده...
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
ممنونم جناب رستمی این بود دیالوگ
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
ارادت جناب مرادی
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر صنعت نیست
تاتر دچار سلبریتی زدگی شده که دنبال سود بیشتر تهیه کننده ها هستند، تاتر دیگه به درد نمیخوره
سلبریتی ها که این روزها به همه جا هجوم بردند حتی تاتر
سلبریتی ها که یک روز برای تبلیغ کاندیدی استفاده میشند یک روز برای تسلیت مرگ و زلزله ای و یک روز هم با لباس های انچنانی در مورد فقر صحبت میکنند
تاتر دیگه شغل نیست، تاتر نفرینه
وقتی فهمیدند که من قراره بازی کنم ۳/۴ تماشاگران برای اعتراض بلیط هاشونو پس دادند، اونا میخواستن ریچارد رو ببینند اونا فقط میخوان یه سلبریتی رو صحنه ببینند،
کاش یه فرصت هم به من میدادند تا منو هم ببینند
عادت نیش ستم هم کم میکنه
بعضی مشروب میخورن که اتفاقی بیافته
بودن دلیل میخواد، وقتی جایی زندگی میکنی که پر از بدی و شرارت بودن دلیل میخواد
اگه ترس از دنیای ناشناخته و موهوم پس از مرگ نبود آیا تن به اینهمه خواری ... دیدن ادامه » و ذلت میدادیم
این روزها مردم با خنده خنجرهاشونو تیزتر میکنند ‌و فقط منتظرن نوبتشان برسد که ضربه هاشونو بزنند
عشق یعنی دچار یه حس اشغال شدنه
من حقیقت رو ندیدم ، من خطا نکردم اما اگر تو‌همین کار رو‌کنی خطا کردی تو باید حقیقت رو ببینی
وقتی دیدم از پدر آسمان ها کاری برنمیاد سراغ مادر مقدس زمین رفتم
مرثیه ای برای یک رویا
ناکامی ها و درد و دل های یک بازیگر عاشق
سرخوردگی و آوارگی و شکستن یک بازیگر
حسرت فرصتی که هیچ وقت به او ندادند، فرصت دیده شدن
عاشقی که در رسیدن به معشوقش ناکام ماند
حسرت روزگاران جوانی
بازیگری که سال هاست در آشغال و‌ زباله های خیابان های منهتن به دنبال رویاهاش میگرده ، رویاهایی از شکوه و عظمت و هنر
بازیگری که کف خیابون سن تاترش و آشغال ها اکسسوارش
واکاوی زندگی بازیگری عاشق در نمایش ها و قهرمانان شکسپیر
عاشقی که برای اتفاقی افتادن به الکل پناه برده
چقدر حرف ها و داستان های ژاک مرمه برام آشنا و جذاب بود
چقدر این آدم برام آشنا بود
کلاس بازیگری استاد میکائیل شهرستانی ( کلاس بیان و بدن و تخیل و تمرکز ) تمام حرکات طراحی شده و به اندازه
موسیقی خوب، صحنه خوب
ارتباط درست بین قسمت های انتخاب شده نمایشنامه های شکسپیر با داستان ... دیدن ادامه » بازیگر
خسته نباشید به استاد مسلم تاتر ایران و گروه خوبش
جناب مرادی
اول عشق ،عشق که زیارتتون کردم دوم حسرت ، حسرت که همراهتون نبودم
و در ادامه به من اجازه بدید که با شما هم عقیده نباشم .
بازیگرانی رو میشناسم که دیده نشدند و دیدمشون
بازیگرانی رو میشناسم که در کشیدند و سوختند
اما ما در شخصیت این نمایش هیچکدوم رو نمیبینیم
یه عنصر بی فایده و کم توان رو میبینیم که هیچ وقت تو اوج نبوده افتخارش یکبار بر صحنه رفتنه که حاصلش .....
ما متن آشفته ای رو میبینیم که بهم کوک زدند نه مثل یک لحاف چهل تیکه که زیبایی داره مثل پیوند ی ناموزون و زشت
اجرا هم بسیار ضعیف بود سرفه هایی که نه سل وار بودند و نه سرطانی
کپی ... دیدن ادامه » ضعیفی از هر آنچه تا امروز در فیلم ها دیدیم
رخوتی که میرفت و میامد
مستی برای دائم الخمر ها مثل مستی سرخوشی نیست
بطری دائم الخمرها را حتی اگر در فیلم ها هم ببینید اینگونه نیست
لب زدن به بطری خالی مستی یک الکلی را به ارمغان نمیاورد و.........
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
جناب لهاک عزیز باعث افتخار من بود و‌کلی ذوق کردم از دیدارتون همراه جناب رزمجوی نازنین❤️❤️
شما اگه زودتر میفرمودید چون من همیشه دنباله روی شما هستم قطعا به این اندازه لذت نمیبردم و نکاتی که فرمودید رو متوجه میشدم ❤️
بعضی از نکاتی که فرمودید کاملا ... دیدن ادامه » درسته اما در مورد بعضی موارد خیلی دوست دارم یه روز بنشینیم و گپ بزنیم چون در موردشون حرف دارم
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
آقا به دیده منت چرا که نه گپ زدن درباره تئاتر با شما عالیه⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا قبل ازدواج همه چی خوبه کافیه ازدواج کنی همه چی خراب بشه
_ تو دقیقا همونی
_ نه من عوض شدم، با اون اینجوری نیستم
_ نه تو دقیقا همونی فقط ازدواج نکردی، همینکه ازدواج کنی همه چی خراب میشه و میشی همون آدم سابق
تو عاشق میکنی تا بتونی نجاتش بدی
من نمیتونم مادرت باشم و واکس کفشت
فهمیدم اصلا به اینکه به خودم توجه نداشتم از خودگذشتگی نیست حماقته
هیچی بدتر از این نیست که یک زن و شوهر از هم متنفر باشند
میخوام بی مسئولیت باشم در برابر تمام تعهد و مسئولیت هام
با طرز ناشایستی خوشبختیم :)
همش نگرانی که جلوی دیگران و خانواده و بچه هامون ما خوشبخت به نظر بیایم
نمیشه که همیشه وقتی تو بخوای منم بخوام، وقتی نمیخوام نمیتونم حس میکنم مجبور شدم
ما همه کارهامون برنامه ریزی شده ، همیشه ، هیچ هیجانی نداریم
وقتی تو بغلم بودی سردی تو حس میکردم
قانون همون قدر که لازم و مفیده همونقدر هم میتونه باعث نابودی یک انسان شود
تبرئه یعنی مبرا شدن از اتهام اما چه فایده برای کسی که سال های بی گناه در زندان بوده داره، چه چیزی میتونه اون سال ها رو برگردونه
نمایشی در مورد قدرت و فساد سیستم قضایی و پلیس در امریکا و البته در تمام دنیا
سیستمی که همیشه بدنبال پیدا کردن متهم است برای ارامش اذهان عمومی / سیستمی که به انسان بها نمیده / سیستمی که زور و قدرتش برای ضعیفان و رنگین پوستان هست
و چه دردناک ٢٢ سال بی گناه در زندان بودند و زنده ماندن
اینهمه صبر قدرت میخواد / اینکه خودت بدونی بی گناهی اما کسی باور نکند / حتی بعد از مبرا شدنت هم باور نکنند
موضوع بسیار جذاب بود اما میشد با دراماتورژی متن به زمان و مکان خودمون نزدیک تر کنیم ( مثلا بحث تبعیض سیاه و سفید پوست ها )
کاش یکم روی بازی ها تمرکز بیشتری گذاشته میشد ... دیدن ادامه » تا باورپذیرتر برای مخاطب باشد ( خیلی جاها شبیه قصه گویی میشد ) / کاش یک مقدار تو حرکات و میزانسن ها هم دقت و وقت بیشتری گذاشته میشد تا این موضوع جذاب به از اثر فراتر رود و به اجرای شاهکاری نزدیک شود
( بازی مرد سیاه پوست که به اتهام تجاوز زندانی شده بود از همه بهتر و باورپذیرتر بود)
در اخر خسته نباشید به گروه خوب و کارگردان خوب و محترم کار❤️
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۲ بهمن ۱۳۹۷
جناب لهاک عزیز ❤️❤️❤️❤️❤️
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه فکر و ذهن و دغدغه های علی شمس برام جذاب بود از قلعه انسانات تا داستان های میان رودان تا وقتی خروس غلط میخواند همیشه در کارهایش پر از خلاقیت، ایده و اندیشه بوده
وقتی خروس غلط میخواند
در مورد بعد چهارم و زمان، مسئله ای مهم این روزهای دانشمندان جهان، زمان به مثابه تونلی با قابلیت رفت و آمد ( چقدر یاد فیلم شاهکار بین ستاره ای نولان افتادم ) بحث جهان های موازی و تفاوت های زمانی
بهترین استفاده ای که علی شمس از این موضوع میتوان برد همین نگاهی بود که در این نمایش بکار برد و آن (بازنگری زندگی) بود.
حرکت زمان و فهمیدن و رسیدن به نقاط عطف و مهم زندگی و انتخاب ها و سپس تغییر آن و رفتن در مسیر جدید
بعد از نمایش این موضوع که اگر هیتلر در کنکور هنر قبول میشد و اونو رد نمیکردند چه اتفاقی در جهان میافتد، ذهنمو خیلی درگیر کرد (تو کتاب آدولف هیتلر و دو زندگی نوشته ... دیدن ادامه » اسمیت خیلی جذاب این مقایسه رو انجام داده) از این دست مثال ها در جهان زیاد وجود دارد که یک لحظه و یک تصمیم و انتخاب چه سرنوشتی میتونه برای جهان و انسان داشته باشد.
گاهی پیچیده شدن بند ناف در زهدان مادری چقدر میتونه کمک کنه به ارامش و زیبایی جهان
به نمایش گذاشتن مسیر زندگی یک انسان ، وجه های مختلف انسان از جنینی تا پادشاهی از صعود تا سقوط، مسیر فکری و بینش او که همواره در حال تغییر است ( یک زمانی خود را شکنجه میدهد و زمان دیگر دیگری را ) و ارتباط اون با جهان و اطرافیان
قاب های خوب ، صحنه خوب ، خلاقیت زیاد در تک تک لحظات اجرا و بازی های بد و خوب و کارگردانی مثل همیشه درخشان علی شمس نازنین
خداقوت به گروه خوب و دوست داشتنی ❤️
یسسسس :))
یعنی دیگه شمام بد می‌نوشتی می‌رفتم سر خودمو می‌‎کوبیدم تو دیوار، شب بعدی با سر من شومون صحنه‌ها رو بازی کنه
پپپ وووو ففف

عالی هم نوشتی آقای مرادی عزیز :)
۰۲ بهمن ۱۳۹۷
رویا بانو
اذیت نکنید چشم دردی ها رو
اما باید بگم به ا من کورم تقریبا اما اذیت نشدم و بجای اون چشم درد کلی هم حض بصر بردم
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
خیلیییی دقیق و خوب آقای لهاک عزیز :)
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای تاتر بین های حرفه ای
ای همه چی دون ها
ای همه کتاب های عالم خونده
ای نقاط عطف تاریخ تاتر جهان
ای بازیگران نقش آدم
ای منتقدان تمامی آثار
ای روشنفکران الکی
اینبار شما تماشاگر ها دیگه بالا نیستید که از تاریکی به روشنایی بنگرید و ما بازیگر ها پایین و از نور به تاریکی بنگریم
میگم ما چون من و شما یکی شدیم
اینها پیش گفتاری هستند برای اینکه میخواین تاتر ببینید
آیینه ای در برابر خویش
پیش گفتاری برای تاتر
شکستن تمامی باید ها و نبایدها و ایجاد یک هیچ جدید
شکستن دیوار تماشاگر و بازیگر و یکی شدن بازیگر و تماشاگر
شدیم ما نه من نه تو نه او ما ما (اینبار بازیگر تماشاگر شد و تماشاگر خود بازیگر شد)
اینبار تماشاگر مقدس نبود، هیچ چی تقدس نداشت
اینبار نشستیم و دیدیم و خواستیم به ما اهانت شود
همه چی در عین حال هم میتونست باشه هم میتونست نباشه
همه چی معنای تاتری خودش رو از دست داد ، صحنه ، نور ، مخاطب، دکور، متن و .......
همه چی در لحظه وجود داشت و وجود نداشت
فقط آیینه تمام قدی جلوی مخاطب گذاشتند، آیینه ای که حالا همه چی رو نشون میداد و تو نمیتونستی با آرایش ظاهری فریبنده ای پیدا کنی
اتهام به خود و اهانت به تماشاگر و چه بهتر از این دو برای روبه رو شدن با خود و دور ریختن تمام قالب ها مفاهیم و اصل ها
در فکر رفتم شدیدا، بعد عصبی شدم و پیش خودم گفتم چقدر وقیح اند و بعد از اینکه خودمو رو تمام و کامل با تمام زشتی ها و خوبی هام دیدم خندم گرفت و دستمو به علامت تسلیم بالا اوردم.
چقدر به این باید و نباید ها فکر کردم، به این بود و نبودها و این هست و نیست ها
این رو به رو شدن هرچه بیشتر میگذشت از حوزه تاتر و نمایش خارج میشد و به مفاهیم عمیق انسان و انسانیت در طول تاریخ رسید و ما چقدر خودخواه و ظاهری فریبنده داریم
اینبار ... دیدن ادامه » اجازه بدیم به ما اهانت بشه (ای بازیگران نقش آدم ) و گارد نگیریم و با اغوش باز به استقبال خودمون برویم
دوسش داشتم ذهن کارگردان و گروه و هر لحظه تو بیشتر میتونستی خودت رو ببینی مخصوصا با اون هدیه زیباشون در انتها :)
خسته نباشید و دم همتون گرم
سلام.
این که میگید تو این نمایش تماشاگر و بازیگر یکی شدن، یعنی چی؟ دقیقا چیکار می کردن؟ میخوام بدونم از چه سبک تئاتری هست این تئاتر؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
خانم لشگری عزیز با تمهیداتی که کارگردان انجام داد ( مثل نور تماشاگرا ، تقلید ادای مخاطبان و .... و در انتها با کادوشون ) اینکارو انجام دادند
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار از اون نمایش هایی هست که اغلب دوستان دوست نخواهند داشت بدون شک، من خودم هم خیلی نتونستم دوسش داشته باشم
اما اما و اما چیزی که باعث شد من نظرمو بنویسم و دوسش داشته باشم جسارت و نوع آوری و فکر کارگردان و گروهش بود، گروهی که در پی ماجراجویی در تاتر بود چیزی که این روزها خیلی کم اتفاق میافته به دلیل ترس از شکست
شاید این اجرا از لحاظ درامد و جذب مخاطب با شکست روبه رو بشه اما به هدف بزرگتری خواهد رسید و به ماجراجویی دست زد که بسیار لذتبخش تر بود
اما این ماجراجویی و کشف چه بود ؟؟؟!!!
ما معتقدیم که کنش باعث حرکت و عمل خواهد شد ، یعنی ایستایی و سکون وجود دارم و کنش دراماتیک یا بهتر بگم زنجیره ای از کنش ها باعث پویایی، حرکت و فعل خواهد شد
اما در این اجرا کارگردان با شهامت و گروهش پی این رفتند که اگر ما در ابتدا حرکت و پویایی داشته باشیم و کنش باعث سکون ... دیدن ادامه » و ایستایی ما شود، آن وقت چه خواهد شد؟؟؟؟
پس ماه ها تلاش برای رسیدن و کشف این مفهوم و معنا
دم شما گرم که انقدر جسورانه و بدیع و خلاق با تاتر برخورد میکنید.
جناب مرادی عزیز میشه لطف کنین این روند رسیدن از کنش به سکون رو بیشتر توضیح بدین؟
راستش من هم به عنوان اجرای اول دوستان و جسارتشون رو دوست داشتم، ولی خب ارتباط گرفتن باهاش راحت نبود برام.
۲۶ دی ۱۳۹۷
سپهر عزیز و بزرگوار دیر رسیدم و لذت این دیدار و جمع رو از دست دادم متاسفانه :(
۲۷ دی ۱۳۹۷
خیلی خیلی ممنونم جناب مرادی از توضیحتون.
۲۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من میخوام یه گله ای از دوستان قدیمی و فعال تیوال کنم
احساس میکنم یه تعصب و مالکیتی نسبت به تیوال پیدا کردند. (صاحب خونه ای که خیلی مهمان هم دوست نداره )
خب طبیعیه و قطعا یه سری از دوستان تازه با تیوال آشنا میشن ، تازه عضو میشن ، تازه نظر میدن این چه اشکالی داره اخه ؟؟؟؟!!!!!! (حتی اگه نظر اغراق آمیزی هم نسبت به نمایش دوستش بده) مهم اینه که با این فضا آشنا شده و ممکنه از ١٠ نفر یکی موندگار بشه و چه بهتر از این اخه
خب به هرحال باید شروع کنه از یه جایی اخه
یاد این اتفاق تو ایران افتادم که طرف بعد از اتمام درسش میره دنبال کار اول میپرسن سابقه کاری داری یا نه و اگه نداشته باشه استخدامش نمیکنن ، خب اینجا هم دقیقا همین نگاه و فکر هست اخه چرا ؟؟؟؟
یعنی فقط قدیمی ها حق اظهار نظر دارند و درست میگن ؟؟؟ نمیشه کسی تازه عضو بشه ؟ اولین تاتر زندگیش باشه ؟؟؟؟!!!!!
این حجم ... دیدن ادامه » از برخورد و تعصب نمیفهمم
همه ما هم یه روزی عضو شدیم ، اولین نظرمونو نوشتیم ، جزء به تیوال خوش اومدی ها بودیم ...... نبودیم ؟؟؟!!!! بودیم دیگه
نکنیم لطفا اینکار ، خواهشا نکنیم ، اینجا فضای فرهنگیه از اینجا حداقل شروع کنیم ، نکنیم
حمیدرضا جان مرادی، کلیت حرف تو درسته، ولی ماجرا اینه که همه ی ما میدونیم یه اتفاق عجیب و بسیار آزار دهنده ای در تیوال باب شده که هنگام اجرای یک نمایش، ناگهان تعداد زیادی اکانت جدید وارد برگه ی نمایش شده و شروع به تعریف و تمجید اغراق آمیز از اون اجرا میکنند! ... دیدن ادامه » خب تیوال هزاران عضو داره ولی مگر چند نفر از اعضاء این سایت، افراد پیگیر و مطلع از فضاهای نمایش هستند؟! طبعا تعداد افرادی که اطلاعات کمتری دارند خیلی بیشتره و امکان فریب خوردن اونها توسط این روش تبلیغ نادرست بسیار زیاده!
قطعا آدم با دیدن یه تاتر نه چندان خوب بلای خاصی سرش نمیاد ولی تکرار این موضوع قطعا باعث ایجاد بی اعتمادی به نظرات حقیقی کاربران هم میشه
بارها بر سر این موضوع در تیوال صحبت شده و یکی از راهها برای تشخیص کاربران مبلغ، همین مشخص کردن تاریخ عضویت هست!
صدالبته که همه حق دارند اظهار نظر کنند و قطعا برای همه، یک شروع وجود داره، کما اینکه بعضی از اعضاء خیلی فعال تیوال که همه مون برای نظراتشون خیلی احترام قائلیم، همین امسال عضو شدن. پس تاریخ عضویت مهم نیست قطعا. بلکه نظر دادن به قصد تاثیرگذاشتن روی ذهن افراد کمتر مطلع هست که عمل مذمومی به شمار میاد!
ببخشید کلامم طولانی شد ولی واقعا امیدوارم گروهها از همچین روش نادرستی برای تبلیغ کارشون صرفنظر کنند چون بارها باعث تنش شده
۲۴ دی ۱۳۹۷
جناب مرادی نازنین
بسیار به نکته خوبی اشاره کردین ، ولی موضوع مورد اعتراض کاربران تیوال ، همواره به کامنت اولی ها بوده که همونطور که دوستان هم گفتن فقط به دستور یک کارگردان مشخص یا بازیگر مشخص و یا نمایش مشخصی ساخته میشن ، کلی شلوغ کاری میکنن کامنت میذارن ... دیدن ادامه » با دیگرانی که مخالف هستن درگیری لفظی پیدا میکنن امتیاز اون نمایش رو بالا میبرن و سر آخر با اتمام اون نمایش همه ناپدید میشن تا زمان نمایش بعدی ، این کار کثیف ترین ، مبتذل ترین و نخ نماترین ترفند تبلیغاتی هست که هنوزم که هنوزه در تیوال اجرا میشود و بارها این مورد به سایت تیوال گوشزد شده که ظاهرا سایت محترم برنامه ای برای پیشگیری از این مسائل ندارد وگرنه حتما به پیشنهادات رسیدگی میشد.
جناب مرادی نازنینم شما کاملا درست میفرمایین همه ما یک روزی در تیوال عضو جدید و کامنت اولی بودیم ولی حسن نیت ما و عملکردمان باعث شد که به عنوان کاربر کمی باسابقه تر در بین دوستان تیوالی شناخته شویم ولی در خصوص خیلی از اعضا همنطور که گفتم این موضوع صدق نمیکنه چون اصن وجود حقیقی ندارن ، بنده خودم به شخصه چیزی که همیشه برام سوال بوده ، اکانت تازه تاسیسی که ادعا هم میکند که سالیان سال تئاتر میبیند ولی تازه آمده عضو شده ، یعنی این که تا حالا عضو نبوده پس تا به حال چطوری بلیط خریداری میکرده است !!!؟؟؟؟ یعنی اینهمه سال فقط از گیشه خریداری میکرده یا اینهمه سال مهمان دوستانش بوده !!؟؟؟؟ به نظر شما این منطقی میاد ؟ یا مورد دیگر اینکه بنده و حتی خیلی کاربران دیگر دانش کافی برای نوشتن نقد تئاتر نداریم و خیلی موقع صرفا نظر میدیم اولین نفر هم خود من ، من واقعا دانش این کار رو ندارم ولی یه دفه یه کاربری تازه عضو میشود و تنها چند ثانیه پس از عضویت نقدی مینویسد جامع و کامل در خصوص دکور نور و تمام نقاط ضعف و قوت نمایشنامه که انگار حداقل پنج بار نمایش فوق را دیده است خب آیا به نظرتان این منطقی هست اصن شدنیه !؟ یکچنین نقدهایی به این غایت تخصصی را فقط عوامل یک نمایش میتوانند بنویسند تا یه کاربر تازه وارد !!
البته دوستان جدیدا هم برای حفظ ظاهر امر ، از اکانت های با قدمت بیشتر استفاده میکنند که ظاهر اکانت را میبینی سه سال قدمت دارد ولی تنها مثلا دو کامنت دارد آن هم برای موارد خاص !
۲۴ دی ۱۳۹۷
من متوجه تمام حرفاتون هستم اما بهتر نیست برای مقابله با این اتفاق به جای برخورد، سکوت کنیم و نادیده بگیریم ؟؟؟!!!! شاید یک نفر واقعا نظر واقعیشو گفته باشه و این نوع برخورد باعث دافعه بشه
بازم ممنونم ازتون و ببخشید اگه بی ادبی کردم
قطعا حرفای شما هم کاملا ... دیدن ادامه » درست و منطقیه و فکر کنم خود تیوال بهتر میتونه کمک کنه البته خوشبختانه یکم کمتر شده
به افتخار همه تیوالی هاااا ❤️❤️❤️
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینهمه هیاهو برای هیچ
چرا ؟؟؟؟ واقعا چرا ؟؟؟ خب که چی ؟؟؟
اینها تمام سوال هایی بود که وقتی از سالن اومدم بیرون باهاش درگیر بودم .
هملت ؟؟؟!!! Memento ؟؟؟؟؟!!!!!
خسته نباشید به گروه و تمام تلاش هاتون اما کاش ......
واقعا نمایش مزخرفی بود دو ساعت عذاب آور روی صندلیهای ناراحت سالن مولوی ، جالب اینجاست که بعد از حدود یک ساعت تقریبا یک ردیف از تماشاگران سالن رو ترک کردن و با وجود فروش خارج از ظرفیت و مشکل خروج تماشاگران هرج و مرج زیادی در سالن ایجاد شد بعد از اتمام نمایش ... دیدن ادامه » اکثر تماشاگران به این فکر می کردند که این دو ساعت رو چه کارهای بهتری میتونستند انجام بدهند
۲۲ دی ۱۳۹۷
واقعا جناب مدیری من همش به این فکر میکنم اینهمه هیاهو اینهمه سر و صدا و ..... برای چی بود اخه؟؟؟ یه آشی بود که همه چی توش ریخته بودند اخر سر نه مزه داشت نه بو نه رنگ و از همه بدتر اینکه آش دیگه نبود
۲۲ دی ۱۳۹۷
ضمن احترامی که برای گروه و عوامل اجرایی و زحماتشان قائل هستم ولی بعد از دیدن نمایش عبارت طبل تو خالی برایم تداعی شد. اصرار بر موضوعات نخ نما شده وتکراری که در نمایشهای گذشته مکرر به آن پرداخته شده و تکرار آنها ملال آور بود و این عدم رضایت رو در تشویق پایانی ... دیدن ادامه » تماشاگران می شد دید که به جز یه تعداد معدودی اونهم خیلی کوتاه کسی تشویق نکرد که نشون می داد لذتی از تماشای نمایش نبردند. من تماشاگر های واقعی تئاتر رو اونهایی می دونم که بعد از یک ساعت سالن رو ترک کردند.
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید