تیوال حمیدرضا مرادی | دیوار
S2 : 10:27:09
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چطور ؟؟؟؟؟
چگونه ؟؟؟؟؟
چرا ؟؟؟؟؟؟؟

( دریاچه ای که نه آب داشت نه قو )
:((((
۸ ساعت پیش
@ماهان محمودیان
دکتر برای ماه آتی چه آهنگی تجویز می‌کنید؟! آذر که آهنگ دارم ؛)
#دلم_گرفت ....
۷ ساعت پیش
احتمالا جناب محمودیان
این ۳ سوال ذهن منو خیلی درگیر کرد بعد دیدن اجرا
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
( رویای من خوابه خواب )

آشپزخانه قصه ما آدم معمولی ها بود
ما آدم معمولی هایی که میدویم و نمی رسیم
ما آدم معمولی هایی که کار میکنیم کار میکنیم کار میکنیم تا بمیریم
ما آدم معمولی هایی که ثمره کار ما ، غذای از ما بهترون میشود
ما آدم معمولی هایی که باید پذیرای از ما بهترون ها باشیم
ما آدم معمولی هایی که در ابتدایی ترین مشکلات زندگی غرق شدیم
ما آدم معمولی هایی که زنده ایم و تماشاگر زندگی کردن از ما بهترون
ما آدم معمولی هایی که پشت دریم ، تو برزخ ، توی گند و کثافت و عرق
ما آدم معمولی هایی که عشق ، رویا ، هدف ، آرزو نداریم
ما آدم معمولی هایی که رویای ما خوابه خواب

و چه جایی بهتر از آشپزخانه برای نشون دادن همه اینها
آدم هایی که سخت کار میکنند تا غذای دیگران رو فراهم کنند اونم در بهترین حالت ، بهترین کیفیت ( ماهی سالمون ) و دختران زیبا باید بهترین پذیرایی و تشریفات رو برای اونها انجام بدن ( حتی ۱۰ دقیقه هم نیابد تاخیر داشته باشند)
و ... دیدن ادامه » یک در فاصله بین دو دنیا ، دنیای مرده های متحرک، زنبورهای کارگر و دنیای آدم های زنده ، ملکه و شاه
در این دنیا ، دنیای آدم معمولی هایی یا باید فقط سرت پایین باشه و نبینی حرف نزنی کار کنی کار کنی تا بمیری یا باید فقط مثل احمق ها بخندی با تمسخر دیگران یا فقط درگیر قمار و الکل و بازی باشی یا ....... اما در این دنیا اگه بخوای ببینی ، بفهمی، هدف و رویا داشته باشی ، بخوای شعور و آگاهی داشته باشی ، دیوانه میشی، کم میاری، قاطی میکنی ، میبری و میبازی
تو این دنیا تو گیر میکنی توی دور باطل دور تکرار و راه خلاص و نجاتی نیست

متن خوب با پایان بد ( البته به نظر من ) و کاش این آدم ها ادامه می دادند به همون شرایط و زندگی
بازی های اکثرا خوب ( البته من فقط اجرای تهران دیدم ) یکم اغراق و داد و فریاد زیاد داشت که میتونست کمتر باشه
شوخی ها کاملا درست دراومده بود
موسیقی و نور و لباس و .... خوب
کارگردانی درست و دقیق و اندازه
و در آخر اجرای خوب و جذاب و دوست داشتنی ❤

( من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام )
"من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام"
عالی بود ❤❤❤❤❤
۸ ساعت پیش
قلب بود ، نمیدونم چرا خالیه!⁦ اینطوری بود⁦❤️⁩
۵۳ دقیقه پیش
قلب بود ، نمیدونم چرا خالیه!⁦ اینطوری بود⁦❤️⁩
۵۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنان نسبت به زمان درک متفاوتی دارند
(به نظرم کلید این نمایش در این دیالوگ هست )

قصه زن و مرد
قصه عشق و نفرت
قصه فرو رفتن در عشق
قصه گیر افتادن مردی در دام عشق
قصه آمدن و رفتن
قصه ماندن و نماندن
قصه انسان و زمان
قصه ماندن در گذشته یا رفتن به آینده
قصه ایستادن زمان
قصه واکاوی یک اتفاق
قصه عطف های یک زندگی
قصه اکسیر جوانی

نمایش ... دیدن ادامه » آن دیگری
پیرزنی در زمان حال و بازکردن کتاب زندگیش و بدنبال صفحات پاک شده اش، پیرزنی در زمان حال و رفتن به خاطرات گذشته اش و دنبال پیدا کردن جواب سوالهایش یا زن جوانی در زمان حال و دیدن آینده اش و پیش بینی مسیر زندگیش و دیدن انتهای مسیرش ؟؟؟؟
نمایش با پیرزنی شروع میشود و در ادامه به زن جوانی می رسیم و دوباره به پیرزن
بازی با زمان و مخاطب غوطه ور در این خلا
ساحره ای با قدرت جادویی که پیری را جوان یا جوانی رو پیر میکند
با توجه به شروع نمایش با پیرزن در ابتدا و جوان در اواسط کار ، هم میتوان گفت بازی زمان حال به گذشته است و هم زمان حال به آینده است
صحنه ی بشدت جذاب و کارآمد که در کار قبلی خانم زندی نژاد هم از نقاط قوت و درخشان کار بود
صحنه ای متناسب با زمان و روایت ، رنگ بندی درست و اندازه
کارگردانی درست و عالی
گریم عالی و درخشان
طراحی نور و لباس و حرکات خوب
بازی عالی آزاده صمدی در نقش پیرزن چه در بدن چه بیان چه میمیک ( نه در جوان ) و تبدیل باورپذیر و بازی خوب خانم هوازه اما متاسفانه موتور آقای علی اکبری خیلی دیر روشن شد

کار بشدت برای من جذاب و دوست داشتنی بود ❤
حمیدرضا خیلی خوشحالم که دوست داشتی...
۲۴ آبان
بله متوجه شدم بامداد جان
خوب شد که پاک شد اصلاً!!
البته که من موافق پاک شدن هیچ پستی نیستم ولی اونجا بحث‌های خوبی جربان نداشت
سپاس از شما
@حمیدرضا مرادی
داداش ببخشید زیر پست شما ؛))
۲۴ آبان
امیر جان داداش باعث افتخاره ❤
من واقعا دوست داشتم
۲۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه نظام آموزشی
قصه بزرگ شدن
قصه دانش آموز دانشجو، مبارز
قصه نگاه و عشق و عاشقی و جوانی
قصه بازی های سیاسی
قصه دویدن و نرسیدن
قصه بازی بدون برنده
قصه سرکوب و خفقان و سکوت
قصه خط نشدن و نقطه ماندن
قصه نقاشی های یک تابلو نقاشی
قصه رنگ ها خط ها شکل ها
قصه رنگ شدن آدم ها
قصه بی شکل شدن ها شکل دار شدن ها
قصه رنگ و خط و نقطه شدن در دستان نقاش ها
قصه بازی دادن ها و بازی خوردن ها

ایده ... دیدن ادامه » جذابی بود و کار پر از خلاقیت و نماد و قاب های زیبا
اما به نظرم در پرداخت و روایت کردن دچار ضعف بود و حرکات بسیار زیاد و صدای بعضا ضعیف برخی بازیگرها فهم کار رو بشدت دچار مشکل میکرد
شاید اگر برای هر مقطع و دوره و زمان به همون قاب اولی برمی گشتن و دوباره شروع میکردند بهتر بود البته کاملا نظر شخصی هست
و ای کاش همون اندک شعار هم در انتهای کار نبود
در مجموع کار جدید و قابل تاملی بود و مخاطب مدت ها درگیری میشد و مجبور به حل کردن و چیدن این پازل سخت کنار هم میشه که پشت تک تک اون فکر و اندیشه و ایده کارگردانی باشعور و سواد و دغدغه مندی هست
دم همتون گرم ❤
قصه دوم شدن، دوم ماندن،
قصه ماندن و جلو نرفتن
قصه دویدن و نرسیدن
قصه بالا رفتن و به قله نرسیدن
قصه بدشانس ترین بازنده ها
قصه کم آوردم تو لحظه آخر
قصه گل خوردن دقیقه ۹۰
قصه یه اشتباه، سهل انگاری و خراب کردن آینده ای
قصه معلم و شاگرد
قصه اول و دوم

مادر : خانم معلم یادش رفته بود ، مدال طلا کم اومد به تو نقره دادند
و همه چی از اون لحظه آغاز شد ، دوم ماندن همیشگی من
یک اشتباه یک سهل انگاری و تغییر مسیر، نقطه عطف زندگی یک انسان

نمایشی ... دیدن ادامه » ساده، روان و جذاب
موضوع نمایش برای من که تا به حال بهش فکر نکرده بودم جذاب و قابل تامل بود، قصه آدم های دوم
روایت ساده و بی آلایش
بازی خوب بازیگر بدون اغراق و زیاده روی ( به نظرم بازی درست و اندازه ای بود و نیاز به اکت یا بیرون ریزی نبود )
در مجموع همه چی اندازه و درست و بجا بود ❤
(فقط میشد زمان تصاویر بیشتر بشه )
اسلو نمایشی که باید دید
تاتر مستندی از پیمان اسلو
تاتری کاملا کارگردان محور با کارگردانی کارگردان باشعور و کاربلد
تاتری پر از ایده خلاقیت و فکر و اندیشه

پیمان اسلو نتیجه مذاکرات مخفیانه ای برای تعیین چهارچوب مشخص برای حل و فصل درگیری بین اسرائیل و فلسطین، یکی از مسائل مهم جهان
رویای صلح ؟؟ اشتباه تاریخی ؟؟؟ تلاشی نافرجام ؟؟؟ سودجویی میانجیگری ها ؟؟؟ توافقنامه ای درست و حیاتی؟؟؟ ( پاسخی نامعلوم بعد از ۲۶ سال )
آدم هایی بعضا احمق و توخالی که برای جان و مال میلیون ها آدم تصمیم میگیرن
جلسه ای سری ، تضادهای فکری و ایدئولوژیکی و درگیری ، منافع شخصی ، سودجویی آدم ها و دولت های بیطرف، ماهی گرفتن از این آب گل آلود توسط طرف های سوم

اما در مورد خود نمایش
طراحی های لباس و رنگ آنها بسیار دقیق و درست و جذاب
طراحی صحنه خوب
استفاده از فیلم مستند و همگامیش با اجرا
حرکات فرم جذاب و هماهنگ و چشم نواز
موسیقی ... دیدن ادامه » خوب و اواهای دلنشین

اون صحنه که فیلم درخشش و عامه پسند پخش میشه و دستور پخت غذا شنیده میشه و خانمی که پابرهنه می پره وسط و پا تو کفش همه میکنه ، چقدر منو یاد ایران و سیاست های ایران تو این مسئله انداخت و چقدر جذاب بود

نگاه بیطرفانه و عدم قضاوت و جانب داری چه در متن و چه کارگردانی برام جذاب بود
و پایان نمایش با اینکه شعار داشت اما عالی بود و جذاب
جنس نگاه به کاراکتر سیاسیون و آدم هایی که برای جان و مال میلیون ها آدم تصمیم میگیرند برام بشدت جذاب بود

قبل از دیدن کار با پیمان اسلو و شخصیت های حقیقی آشنا بشید
در آخر نمایشی بشدت کارگردان محور و جذاب و دوست داشتنی و نتیجه تلاش گروهی بسیار زیاد ❤
آدم وقتی خیلی میترسه دیگه راستشو میگه
تداوم چیزیست مربوط به آینده که متعلق به گذشته است

افرای ژاپنی قصه ی پیچیده آدم ها
قصه ی روابط آدم ها
قصه ی گذشته حال آینده آدم ها
قصه ی دروغ و پنهان کاری آدم ها
قصه ی خودخواهی و ساده لوحی آدم ها
قصه ی منفعت طلبی و سو استفاده آدم ها
قصه ی عشق، ازدواج ، وفاداری ، خانواده

حسین کشفی هنرمند حرفه ای و درجه یک و با اخلاق تاتر ما هست هنرمندی متعهد به تمام اصول حرفه ای و بسیار دوست داشتنی
اما نمایش افرای ژاپنی
در مورد بازی ها، ما لحظاتی درخشان و عالی داشتیم و متاسفانه لحظاتی بد هم داشتیم
حضور کاراکتر همسایه به نظرم زیادی بود و دلیلی نداشت و اگه فقط صداشو ما داشتیم و تو لحظات مدنظر کارگردان صدای موسیقی اش شنیده میشد کافی بود.
در ... دیدن ادامه » مورد متن ، متن خوبی بود اما کاش یک دو جاش که خیلی شعاری شد، نمیشد.
و اگه لحظه ای که سطل رو از روی افرای ژاپنی برداشت کار تموم میشد به نظرم خیلی تاثیرگذارتر بود
کارگردانی، طراحی لباس و نور و صحنه هم خوب و اندازه و درست بود
(البته همه اینها فقط نظر شخصی من هست)
در مجموع تاتر خوبی بود و ارزش دیدن رو داره
دم همتون گرم
مخصوصا حسین جان جانان ❤️
حمیدِ عزیز ممنونم برای حضورت و نظراتت.فقط ذکر دو نکته.اول اینکه در مورد شخصیت همسایه،این نظر شخصِ شماست و خوب طبیعتا من دلایل خودمو برای حضورش دارم که میشه سر فرصت مناسب تر راجع بهش حرف زد و دوم اینکه اگر نمایش با برداشتن سطل از روی افرا تمام شود که بزرگترین ... دیدن ادامه » دروغ نمایش از بین خواهد رفت؟؟؟در هر صورت سپاس از حضور و مهرِ همیشگیت عزیز دل و انرژیهای همیشه مثبتت
۲۴ مهر
باعث افتخاره سر فرصت باهم گپ بزنیم
و اینکه همه اینها فقط یه نظر شخصی هست و دلیلی بر درست بودنش نیست
❤️❤️❤️
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروپاشی یک خانواده یا سقوط نظامی سلطه گر
از بین رفتن قدرت پدری مستبد یا رهبری دیکتاتور
انقلاب توسط فرزندان خانواده یا امیدان یک کشور
ارتباط پدر یا رهبری فاشیسم و بچه های عقده ای
عقده های فرویدی در بستر استبداد و سرکوب
خانواده یا نظام حکومتی
فاشیسم ، دیکتاتوری و محکوم شدن به سقوط و فروپاشی
سرنوشت و پدر آسمانی
اراده و اختیار و آزادی یا مشق تکلیف شده
رهایی و آزادی یا مرگ و تن سپردن
در انتظار آقای همسایه یا پدر آسمانی

مشق شب میتونه همه اینها باشه میتونه هم هیچ کدوم نباشه ، فضای ابسوردی که آدم های مدرن درونش گیر افتادن و راه نجاتی ندارن و از بیرون هیچ کمکی بهشون نمیرسن ( حتی در انتظار آقای همسایه هم باشند )
آدم هایی که اسیر تکرار و دور باطل شدند ، آدم های بیهوده با کارهای بیهوده در واقع آدم های مدرن
شخصیت پردازی های درست و نسبت های درست بین اعضای خانواده مثلا رابطه پدر زورگو و پسر بزرگ یا رابطه اش با دختر کوچیکش که کاملا روانکاوانه و دقیق بود
ایده ... دیدن ادامه » بسیار جذاب و دوست داشتنی ( مخصوصا ایده آقای کت و شلواری ) ، طراحی صحنه و لباس و نور عالی، بازی های خوب ، کارگردانی خوب
فقط به نظرم با توجه به طراحی صحنه جذاب و تقسیم شدن بدن بازیگرها به دو قسمت بالا تنه و پایین تنه و اینکه مخاطب همزمان در حال دیدن ۲ تابلو جذاب بود، میشد از پاها و قسمت پایینی هم بیشتر استفاده کرد و باهاش کارهایی کرد ( حتی میشد یک شکل بشن از لحاظ لباس یا حرکات پا و .....)
در مجموع عالی و درخشان و جذاب ❤️
یکی از بهترین نقدهایی که راجع‌به این نمایش خوندم.
۱۴ مهر
جناب مرادی بزگوار دست مریزاد، حق مطلب رو به خوبی ادا کردید. بسیار لذت بردم از نقد شما
۲۳ مهر
سپاسگزارم خانم حسینی بزرگوار
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمیدرضا مرادی
درباره نمایش پپ i
ایده کار جذاب بود
استفاده از نسبت های حقیقی هم انتخاب درستی بود
اما به نظرم میشد پرداخت بهتری صورت بگیره
و به نظرم نوع برخورد و این حجم بی تفاوتی کارگردان در مورد کار و نوع توضیح دادن ایشون خوب نبود و کار لوث کرد و یه جور حس بدی القا میکرد برای من مخاطب
در مجموع کار خلاقانه ای بود
آدم وقتی عشق و هنر داشته باشه تنها نمیمونه
اینجا گودالی پر از تاریکی است
هرکی میگی تاتر و بازیگری مقدسه احمقه
تو فقط یک دلقکی برای رفع خستگی های بعد کارشون
مخاطبان برای اراضی خودخواهی خودشون به تو دست میدن و عکس میگیرن
من هملت رو بازی کردم

بازیگری رسیده به انتهای خط
بازیگری که دلقک شده
پوچی سال های طلایی و از دست رفته
مرور دوران شکوه و افتخار یک بازیگر
خاک روبی خاطرات خاک گرفته
درد و دل های یک هنرپیشه
فرو رفتن تمام زندگی در گودال تاریک و ژرف صحنه تاتر
خوشی و ناخوشی ، غم و شادی
تنهایی بازیگر و شریک تمام لحظه های زندگیش
خلوت خویش با خویش
افول یک ستاره
آخر خط
آواز قو

استاد ... دیدن ادامه » پورصمیمی همچون قو در لحظه مرگ تنهایی به دیدار یارش ، (صحنه تاتر ) میرود و چه زیبا و هنرمندانه سرود خویش را میخواند،
آوازی پر از حزن و درد و غم ، پر از یاس و نا امیدی و فریاد
متن جذاب ؛ ارتباط درست و آگاهانه بین بازیگر و سوفلور
نور ، صحنه و لباس همه همه خوب و درست
تنها نکته ای که به نظرم میتونست بهتر بسه انتخاب بازیگر برای نقش سوفلور بود ، بازی خانم سیف خوب بود اما تفاوت آشکاری و فاحشی با استاد پورصمیمی داشتند که تو ذوق میزد و میشد با انتخاب بهتری نمایش بی نقصی ببینیم
در مجموع کار حوب جذاب و بازی آموزشی یکی از بهترین های ایران❤️
آقا رضای گل یه سوال ازتون داشتم چون جوابشو نمیدونستم
اینکه شاه بابا ۳ روز عزای عمومی برای کریم گرفته چرا قبر براش نساخته؟؟؟

نکته ی دیگه ای هم که به نظرم جذاب و قابل تامل بود این بود که کریم اصفهانی بود و لهجه اصفهانی داشت در ابتدای ورودش به تهران اما بدلیل رفت و آمد و حضور مدام در دربار قجری لهجه ترکی پیدا میکنه و در پیری کریم ما این لهجه رو میبینیم
به نظرم این نکته و رعایت اون توسط بازیگر و کارگردان بسیار جذاب و قابل احترامه
برا منم اتفاقن سوال بود ولی یحتمل شوخی شوخی گم و گور شده
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت تاریخ ایران توسط دلقک درباری
نگاه به ایران از دریچه سوگولی شاه بابا
نگاه به شیر خسته ای که دیگه نه یال داره نه دم
شیری که دیگه شیر نیست پرشین کت هست ، نیم کت هست
کریمی که به حکم دلقک بودنش ، هیچ وقت کسی بهش فکر نکرد ، کسی بهش اهمیت نداد ، کسی بهش گوش نداد
تنهایی و غریبی و دنیایی پر از حرف
کریمی که فقط بهش خندیدن
کریمی که نظاره گر ظلم و بیداد و ویرانی و خرابی بود

نمایش خوبی بود
طراحی صحنه و لباس و استفاده از آنها واقعا خوب و درخشان و فکر شده بود ( استفاده حداکثری از همه چی )
کارگردانی خوب و دقیق رضا بهرامی
بازی جناب مجید رحمتی هم بسیار خوب و درست و اندازه بود ( بازی خوبشون تو چشم به راه میرغضب نشون از توانایی ایشون در تاتر ایرانی داره)
تنها مشکلی که من با این اجرا داشتم کمی متن بود ، متنی که خیلی جاهاش شعارزده میشد ، و میشد دیالوگ ها رو ساده ... دیدن ادامه » تر کرد و به زبان محاوره دلقک درباری نزدیک تر کرد
در مجموع کار خوب و قابل دفاعی بود و استقبال مخاطب موید همین نظر هست دم همتون گرم ❤️
قصه تکرار تاریخ
قصه آدم ها و اتفاقات
قصه رنگ عوض کردن ها
قصه هنر و تاریخ و سینما
قصه ثبت تاریخ

اسلونی و تاریخ
صحنه جذاب و خوب ، استفاده بسیار خوب از تخت ، محول کردن خیلی از تصاویر و اتفاقات به تخیل مخاطب ، نور و موسیقی خوب،
متن خوب ( فقط کاش یکی دوجا اشارات مستقیم به اتفاقات روز نمیشد )
تنها چیزی که به نظرم بد بود بعضی بازی ها بود ، مخصوصا جاهایی که میشد بجای داد و فریاد بازی بهتری انجام بگیره ( بازی تو سکوت ) بعضی جاها بازی ها بشدت بیرونی و غلو بود
مهدی کوشکی هم همیشه خوبه ولی بعضی وقتا این مقدار از بی تفاوتی تو بازیش حس بدی منتقل میکنه
البته تمام اینها صرفا نظر من هست
در مجموع تاتر خوب و قابل دفاعی هست
دم همتون گرم ❤️
دقیقاً نظر من هم همین بود، ممنون حمیدرضا جان.
۰۳ مهر
هر وقت خواستم در داستان عمیق بشم مهدی کوشکی با همان بی تفاوتی مانع میشد
۲۶ مهر
دقیقا و یه جوری حس توهین به آدم دست میده
۲۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی جذاب پر از خلاقیت، ایده و فکر
به نظرم انجاهایی که قراردادهای وضع شده در نمایش رو میشکستن بسیار جذاب و دوست داشتنی بود
بازی ها همگی خوب و هم ریتم و هماهنگ
موسیقی و طراحی صحنه و استفاده از اکساسور به درستی و جذاب
کارگردانی خوب و با جزییات
چون همه چی در رویا بود پس تمام این پراکندگی قصه و اتفاقات و موضوعات قابل توجیه بود و جذاب (ای کاش مردن معشوق و نرسیدن بهش تا آخر ادامه پیدا میکرد)
خیلی از لحظه های نمایش مخصوصا در شروع، صحنه خیلی شلوغ بود و نمیتونستی همه رو ببینی و تمرکز داشته باشی و خیلی از لحظه ها و بازیگرها و اکت ها رو از دست میدادی که این هم با توجه به انتخاب فرم و تقلید سینمای صامت دهه ۳۰ هالیوود قابل توجیه بود و مناسب روند کلی کار و اجرا
دریم لند اتفاق جذابی در تاتر ما هست و نشان از ذوق و فهم و شعور و خلاقیت گروهی جوان داره و برای آینده ... دیدن ادامه » تاتر خیلی امیدوار کننده
اما به نظر من دریم لند بیشتر مخاطب رو سرگرم میکنه و لحظه های خوشی براش بوجود میاره ( که یکی از کارکردهای مهم هنر و مخصوصا تاتر هست ) و این لذتبخشی فقط تا پایان اجرا همراه مخاطب هست و پس از نمایش به اتمام میرسه
نمایش تو رو درگیر نمیکنه ، مجبور به تامل و تفکر نمیکنه و اصطلاحا نمایش با تو کاری نمیکنه به جز سرگرمی
در آخر دم همتون گرم که آنقدر خلاق و باحال و پرتلاشید ❤️
ممنون که دیدین ✨✨
۲۵ مرداد
کاملا درست میفرمایید و این مفاهیم درونش بود
۱۰ شهریور
ارادت :)
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من معمولا نمایش هایی که دوست ندارم در موردشون نظری نمیدم چون معتقدم گروه تمام تلاششو برای به اجرا بردن یک اثر کامل و خوب کرده و این قابل احترامه و ممکنه نظر من کاملا شخصی و سلیقه ای باشه
در مورد نمایش کوریولانوس
آزادی و رفاه و امنیت هزینه داره و زمانی مردمان کشوری به آن میرسند که هزینه و بهای آن را بپردازند

علی سینا بازهم نبوغ خودش رو به رخ همگان کشید
موسیقی عالی عالی عالی
ایده تردمیل رو دوست داشتم و فضای خوبی ایجاد میکرد

من نمایش دوست نداشتم با وجود تمام تلاش ها و ممارست ها
مشکل به نظرم آنجا بود که نویسنده و کارگردان نتونستند از ایده های جذاب و حرفهای جذابی که میخواستن بزنن، دل بکنند و حذف کنند
به نظرم یکی از سختترین کارهایی که نویسنده و کارگردان انجام میدن حذف کردن و قربانی کردن ایده ها و حرف های جذاب به خاطر کلیت کار و اثر که متاسفانه ... دیدن ادامه » در این نمایش این اتفاق نیافتاد و اثر مثل یه لحاف چهل تیکه پر از ایده های جذابی بود که هیچ ارتباطی باهم نداشتند چه در متن چه در کارگردانی
میشد براحتی خیلی از ایده ها و کارها و دیالوگ ها قربانی کلیت کار بشه تا کار یکپارچه و جذابتری به نمایش در بیاد
البته جسارت جناب کوشکی و تعهدشون و تجربه گرانبها برای تک تک بازیگرها اتفاق مهم و لذتبخش این اثر بود
دم همتون گرم ❤️
گاهی وقت ها میخوام برم
نگاهم کن تا برم
من همیشه از طبیعت وحشت داشتم نه آغازی نه پایانی
من همیشه از ترس طبیعت به آغوش تو پناه می بردم و حالا تو کاملا طبیعی بودی
پیش از آشنایی با تو چیزی از خواستن یه مرد نمیدونستم. چیزی از اشتیاق نمی دونستم.
خیال می کردم تو وجود هر مردی بخشی از یه عشق گم شده است که میشه پیداش کرد. واقعا هم توی مردا پیدا می کردم. چیزایی رو که خیال می کردم عشقه.
تو حسادتشون، تو غیرتی شدناشون، تو نگاههای هیزشون... دست کم بارهای اول اینطوری بود.
تن ما مردان به زنان نیاز داره ، اگه تن ما به تن زنان نخوره، از درون میگندیم
ما مردان به تنهایی وحشی و ضعیفیم فقط با وجود زنان هست که قابل تحمل میشیم
تو تا حالا با یه زن بودید؟
اینبار رفتی مرخصی یک عکس با ۲ زن میگیری و میاری
دید ابزاری داره که
دید ابزاری فقط جنسی نیست. این طرز دید «زن مایه ی آرامش مرده» هم به شدت ابزاریه. حتی اگه بگه نرها وحشی ان و با ماده آروم میشن: تهش زن میشه یه مُسَکِن، یه دارو.
«اینبار رفتی مرخصی یک عکس با ۲ زن میگیری و میاری». لابد باید تو اون مدت کوتاه ... دیدن ادامه » مرخصی به هر ضرب و زوری شده مُخ دو تا دخترو بزنه و باهاشون بخوابه و به این «فتح» نائل شه.
انگار زن ماشینه
عجب...
[ایموجی متفکر]
۱۶ مرداد
آقا رضا گل دقیقا درست میفرمایید :)))
آقایان زن دوست اند فقط سخت بیان میکنند
۱۷ مرداد
ممنون از توجه و توضیح شما آقای مرادی
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیس پسرها فریاد نمیزنند
لانچر ۵ آخر دنیاست
حس غریب و تلخ و گندی که فقط کسایی که سربازی رفتند میتونن درکش کنند (غروب های دلگیر پادگان ، بی خوابی ها ، خستگی ها ، بیهودگی ها، تکرارها ، سرخم کردن ها ، چشم گفتن ها و .....)
سرباز کارگری است که پول نمیگیرد

واقعیت تلخ و پنهان شده در پادگان ها
روابطی بر اساس قانون جنگل
جنگلی از جنس های نر
اجتماعی بدون زن
زندان مردان

دم نویسنده کار گرم که شهامت پرداختن به این موضوع مهم و حقیقی و پنهان شده پرداخت و اونو از زیر فرش بیرون کشید
بازی های بسیار درست و اندازه و جذاب از همه بازیگران
شخصیت پردازی های درست و پرداخت شده به همه کاراکترها
طراحی صحنه و نور عالی
میزانسن ... دیدن ادامه » های دقیق و درست کارگردان
ریتم درست کار
خلق لحظه های کمیک فراوان بدون تلاش و زیاده روی و اضافه کاری و کاملا در راستای شخصیت پردازی
همه چی در مجموع خوب و درست و اندازه بود

فقط ۲ موضوع ذهن منو درگیر کرده
۱- تو این اجرا همه چی واقعی و خیلی واقعی بود ( ناتورالیسم محض )
و کمی به فیلم شبیه میشد ، به نظر من در تاتر باید مجالی به تخیل مخاطب بدهیم و بخشی از کار ( صحنه ، لباس ، نور و .......) میتونه روی دوش مخاطب و تخیل اون باشه . یکی از تفاوت های مهم تاتر و تصویر همینه
۲- احساس میکنم به خاطر مشکلات ممیزی بود که کارگردان مجبور شد فوکوس زیاد روی قاب عکس ایجاد کنه با نور همیشگیش که ای کاش این اجبار نبود ( البته با توجه به نوع نگاه و سلیقه کارگردان احساس میکنم اجبار بوده )
پس ای کاش امیر نوروزی که واقعا درخشان بود و بازی کنترل شده و درستی ارائه داد؛ نگاهش تو لحظه های عطف به قاب عکس کمتر میشد، یکم شعار تولید میکرد، شاید یه نگاه تو کل کار به عکس کافی بود
بازم دم همتون گرم که آنقدر خوب و جسورانه و درست نمایشی جذاب رو بدون هیاهو و هیچ به صحنه بردید و ما لذت بردیم
دوست عزیز ممنونم از توجهتون و نگاهِ ریزبینانه‌تون. درمورد اون دو نکته عرض کنم که ما برای نمایش‌مون یک انتخاب فُرمال کردیم و اون هم این که تا جایی که امکانش رو داریم به واقعیت وفادار باشیم و هیچ چیزی خلافِ واقعیت نشون ندیم. و نکته‌ی دوم هم...دلایلی وجود ... دیدن ادامه » داشته که در این مقال نگنجد.
۱۷ مرداد
من فقط در مورد نکته دومتون خواستم یه چیزی بگم. البته کارگردان کار جوابی دادن. ولی منم خواستم جسارتی بکنم.

به برگه نمایش لانچر در دانشگاه تهران برید. خلاصه داستان رو بخونید و عکسهای نمایش رو هم ببینید (لباس شخصیت‌ها و عکس روی کمد)
به گمانم اجباری در کار ... دیدن ادامه » است! :)

https://www.tiwall.com/p/lancher
۱۲ شهریور
ممنونم جناب ابایی ❤️
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاشقانه ای از جلال تهرانی
قصه عشق و جدایی یک زوج
قصه حرف های ناگفته
قصه دیدار آخر
قصه خواستن و نشدن
قصه موندن و رفتن
قصه عشق و نفرت

لاموزبکای جلال تهرانی تعلیقی است از رویا و بیداری ، توهم و واقعیت ، مرگ و زندگی ، عشق و نفرت
ارتباط بازیگرها در شروع نمایش هنوز در نیومده بود و استرس و انقباض زیادی داشتند ( شاید بخشی از اون به خاطر مسئولیت بازی کردن در اجرای اقای تهرانی باشه ) و من انتظار داشتم این انقباض و استرس بخشی از خصوصیات کاراکتر ها بشه، با توجه به دیدارشون بعد از سال ها که متاسفانه نشد
اما با گذشت زمان و هرچه جلوتر رفتیم ارتباط بین بازیگرها و حس و حالشون بهتر و بهتر شد و کار جذاب تر و خوش ریتم تر شد و لحظات درخشانی خلق شد
مخصوصا پایان کار که بشدت جذاب و عالی شده بود و لحظه پر دردی بود. سکوت _ نگاهم کن تا برم _ سکوت _نور
بازی های بشدت کنترل شده درست روی احساس و بدن و بیان
هر دو بازیگر توانمند مسلط و خوب و کنترل شده بازی کردند
در مورد کارگردانی هم بی شک جلال تهرانی یکی از بهترین کارگردان های تاتر امروز ما هست
میزانسن ... دیدن ادامه » های دقیق درست پر معنا و در خدمت کنش
استفاده درست و حداکثری از ۲ میز و یک صندلی و فرم های درست و جذاب و مرتبط با کنش نمایش
نورپردازی خوب و موسیقی جذاب
در مجموع نمایشی که ظرفیت سانتی مانتالیسم رو داشت و خیلی راحت میتونست فقط احساس مخاطب برانگیزاند با کنترل شدید توسط بازیگر ها و کارگردان باعث شد به لایه های عمیق تری از شخصیت ها و روابطشون پی ببریم
ممنون بابت نظر
در رابطه با قسمت شروع نمایش هم شانس شما بود در این اجرا :) و امیدوارم که برحسب شرایط دیگه رخ نده و مثل شب قبل شروع هم به همون اندازه درست باشه.
۱۶ مرداد
خواهش میکنم
بله از دوستان شنیدم
اشکال هم نداره به هرحال جذابیت تاتر همینه
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید