تیوال حمیدرضا مرادی | دیوار
S3 : 15:09:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
روایت ساده ای از مسئله ای مهم
فیلمی خوب و قابل تامل و دوست داشتنی بدون هیاهو و شلوغ کاری و شعارزدگی
شخصیت ها همه خاکستری اند و تو به همشون حق میدی ؛ پدری که با توجه به مشکلات و آینده نمیخواد بچه دار بشه و مادری که میخواهد بخشی از وجودش رو نگه داره
بدون قضاوت و پیش داوری
خرده پیرنگ و داستان هایی که به درستی به داستان اصلی وصل شده و پر از مفاهیم و کارکردهای درست و شعارزدگی
قصه فرزند و عشق نوجوانی ، تاتر و مشکلاتش ، جامعه و خشونت و فقر و ..... بخوبی و آرامی بیان میشود.
تیپ های درستی که لحظاتی از داستان تبدیل به شخصیت می‌شوند و ویژگی های ناشناختشون برامون آشکار میشه
پایان درست و آرام و دوست داشتنی
بازی های خوب و یکدست
همه چی تو این فیلم درست اندازه ساده و جذاب بود
فیلم خوب ببینیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمیدرضا مرادی
درباره اپرای عروسکی خیام i
من همیشه عاشق اپراهای جناب دکتر هست و به نظرم جز کارهای درخشان و سطح بالای تاتر ایران هست
اما خیام یکم از بقیه کارهای ایشون ( عشق و مولانا و .....) یکم ضعیف تر بود و متن دچار از هم گسیختگی و پراکندگی بود
حتی صدای خیام هم خیلی پختگی و تناسبی با خود خیامی که دیدیم نداشت
در مجموع دکتر غریب پور جز نوابغ تاتر ما هستند و اپراهای عروسکی ایشون جز شاهکار ها و شناسنامه تاتر ما ❤️❤️❤️
تراسی که تراس نبود
من متاسفانه نتونستم با این اجرا ارتباطی برقرار کنم ( شاید مشکل از گیرنده بود نه فرستنده )
زوجی که بدلیل نامعلومی دارن از هم جدا میشن و ما منتظر میشینیم تا ببینیم چرا یا چی شده یا چیکار میشه کرد یا ..... حتی با ورود آدمها به این منزل من همچنان منتظر بودم که ورود اینها بتونه کمکی در رمزگشایی یا کشف این مسئله داشته باشه که اصلا نداشت
همه چی در سطح پرداخته شد و همه چی معلق ماند
ورود این آدم ها به این منزل هیچ کمکی به پیشبرد داستان و مسئله اصلی که جدا شدن این زوج بود نمیکرد و اگر اونها نمی اومدند چه تفاوتی ایجاد میکرد ؟؟؟؟ به نظرم هیچی
حتی اگر این آدم ها قرار بود معرف یه بخشی از جامعه هم باشند بازهم حضورشون معنای خاصی نداشت و اگر نبودند هم بازم اتفاقی نمی افتاد
من همش منتظر بودم ورود و موندن این آدم ها کمکی به قصه کنه که نکرد مثلا زوج ... دیدن ادامه » پیر آینده این زوج باشه یا هر حالت دیگه ای که نبود
تراس محلی که برای رهایی و نجات و آزادی انتخاب شده بود بازهم به درستی کارکردی تو این اجرا نداشت حتی اگر زندگی رو دور باطل اجباری در نظر بگیریم که رهایی ازش ممکن نیست بازهم تراس هیچ نقش و تاثیری نداشت.
بازی ها رو اصلا دوست نداشتم جز احمد ساعتچیان و جواد یحیوی بزرگوار ( تو بازی بعضی بزرگواران غلو و تصنع زیاد بود )
تلاش برای خندوندن مخاطب مخصوصا توسط بازیگر نه موقعیت خیلی زیاد بود که توی ذوق میزد
دکوری که باز هم کمکی به صحنه نمیکرد و عامل مزاحمی بود
تمام اینها نظرات شخصی من هست و قطعا میتونه درست نباشه و مشکل از گیرنده های من بود
خسته نباشید و خداقوت ❤️❤️❤️
انگاری گیرنده هاتون باید روغن کاری بشه:)
۴ روز پیش، شنبه
انگار :))))
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی بهروز پناهنده درخشان
طراحی صحنه درخشان
ایده پایانی درخشان
موسیقی و نور عالی
بازی ها در سطح قابل قبول و خوب
اما من با یه چی مشکل داشتم و اون هدف از اجرای این نمایش بود
اینکه هدف فقط روایت صرف از اتفاقی در ۲۲ سال پیش برای کسانی که نبودند و فقط شنیدن یا بودند و فراموش کردند ؟؟؟!! یا هدف دیگه ای هم داشت ؟؟!!!
اگه هدف فقط یادآوری یا بازنمایی این اتفاق بوده پس کارگردان به این مهم بخوبی رسیده اما اگه اهداف دیگه ای داشت متاسفانه .....
کاش ما میتونستیم به کاراکتر غلامرضا بیشتر نزدیک میشدیم ، نقاط عطف و تاریک زندگیشو بیشتر میشناختیم، عقده های درونی و علت هاش بیشتر برامون روشن میشد. غلامرضا بیشتر میشناختیم نه صرفا از زبان قربانی ها یا خودش
چرا آنقدر دور از این کاراکترها می ایستیم (دقیقا مثل کاری که بهرام توکلی با تختی تو فیلم تختی کرد)
مثلا میشد فلش ... دیدن ادامه » بک هایی به کودکی و اتفاقات کودکی که ریشه همه این عقده بود، بیشتر بزنیم یا خاطره باجناق پدرش رو بیشتر زوم کنیم یا ....
در مجموع اینها فقط نظرات من هست و هیچ اصراری در پذیرش اونها نیست و قطعا خود کهبد تاراج عزیز بسیار مسلط و آگاه تر از من تو این مسئله هست
دم همتون گرم ❤️❤️❤️❤️
تلاش عاشق برای رسیدن به معشوقش
چقدر همه چی زنده و جاری بود ( با غم فرزان غمگین شدیم و با پیروزیش خوشحال)
چقدر صحنه و عروسک ها واقعی بودند
همه چی در بهترین نوعش اتفاق افتاد ( توجه دقیق به جزییات چه در حرکت و چه در نور و بیان و صحنه و موسیقی )
پر از خلاقیت و ایده
نسبت به اجرای جشنواره هم کمی طنز ماجرا بیشتر شده بوده
چیزی که همیشه تو اجراهای عروسکی برام جذابه دلایل و گره گشایی های خیلی ساده است که بشدت هم باورپذیره
چه سنتی رو داریم کم کم از دست میدیم ( قصه گویی که کم کم داره به میراث هنریمون تبدیل میشه )
دم همتون گرم ❤️❤️❤️❤️
نکنه دیشب بودی شما؟؟
۱۱ اردیبهشت
جناب جعفریان عرق شرم و حیا و خجالت بر جبینم نشسته
۱۱ اردیبهشت
نگو برادر ، ایموجی قلب و ماچ و بوسه و اینها
۱۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفت دقیقه و تنها هفت دقیقه
متن بشدت جذاب و گیرا بود و کشش و تعلیق خوبی داشت
چقدر رفتار اون کارگرها و حرفهایشون شبیه خود خود ما بود
دیالوگ ؛ ما همش فکر می‌کنیم که ما چقدر به اونا نیاز داریم اما واقعیت اینه که اونا به ما نیاز دارند، اون کراواتی هایی لعنتی. و چقدر این جمله و این فکر در مورد من صدق میکرد.
( فقط بعضی جاهای متن یکم شعارزده میشد )
شهامت و جسارت کارگردان در استفاده از بازیگران هم بسیار ستودنی بود ، بازیگرانی با استعداد و پر تلاش و توانا و به نظرم باید و باید و باید حمایت کنیم از این مرام و مسلک و فرصت انتخاب کردن و دیده شدن بدیم.
بازیگر نقش اصلی ( اگه اشتباه نکنم بلانچ ) خیلی خوب و درست و باورپذیر بود
در مجموع دم ارش عباسی گرم و دم گروه خوب و جوان و با انگیزه هم خیلی گرم ❤️❤️❤️
با عمده نظرتون موافقم :)
۰۹ اردیبهشت
واقعا کنار اسم شما جز استاد میتونه کلمه ای حق معنا رو ادا کنه استاد عبدللهی ❤️
همشهری رویا :)))
گروه موج ممنونم ار شما و گروه خوبتون ❤️
۰۹ اردیبهشت
ای خدا :))))
از همین قلبا :)
۱۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ملاقات ایران و مردم ایران در شهر تاریخی گولن
گولن و گولنی ها چقدر شبیه ایران و ایرانی ها بودند
اتفاقاتی که برای این شهر ثروتمند افتاده و سرنوشت این شهر که چقدر شبیه ایران است
و آدم های این شهر چقدر شبیه خودمان هست
پر از نیاز، پر از تعارف ، ریا ، تظاهر و دروغ و فرصت طلبی و انتظار و تنبلی و بی ارادگی و ....
همه نشستند و چشم به راه اند و منتظر ناجی هستند تا سرنوشتشان را تغییر دهند و هیچ کس قدرت و اراده تغییر و تحول خودش هم ندارد
و در این انتظار تمام دنیا با سرعت قطارهای سریع السیر در حال عبور و پیشرفت اند و ما فقط نظاره گر آنهایم
اجرای خوبی بود با چاشنی طنز ظریف و بجا اما بخوبی اجراهای قبلی جناب پیروزفر نبود و یکم کم انرژی و بی حال و حس بود که دلایلی از جمله عدم توازن بازی ها و ارتباط بین آنها میتونه نقش بسزایی داشته باشه
بهترین صحنه هم به نظرم صحنه ... دیدن ادامه » سخنرانی معلم بود
مامور ایستگاه قطار هم به نظرم درخشان بود
A special tribute to Flagman ..

قبلا و جای دیگری هم به مامور ایستگاه قطار اشاره ای داشتم اما کافی نیست .. :)) نقشی کوتاه , اما بسیار عالی و به یادماندنی ..
۳۰ فروردین
بله نمایش رو دیدم
بسیار لذت بردم و بنظرم نقطه اوج نمایش سخنرانی معلم دبیرستان درباره اجرای عدالت و تعریفش از اجرای عدالت بود.
۳۰ فروردین
جناب لهاک دوست داشتنی ❤️❤️❤️
جناب خانی بزرگوار دقیقا موافقم ❤️
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دنبال دیده شدنم
تنبیه شدن رو دوست دارم ، فهمیدم کسایی که منو تنبیه میکنند بیشتر دوستم دارند
از ایمان با من حرف نزن، ما چیزی از ایمان نمیدونیم، از ترس برامون حرف بزن که همه خوب میشناسیمش
آنقدر دنبال خدا رفتیم که بشناسیم کیه ،خودمون رو گم کردیم و نشناختیم
من خودم رو از خودم پنهان میکنم
من خدا رو با وحشت و ترس و درد و رنج شناختم، چطور میتونم با خدا حرف بزنم
من روی این صندلی نشستم نمیدونم چرا فقط نشستم ، خدا هم دقیقا جز همین بدیهی ها هست فقط میدونم هست همین، بریم دنبال شیطان
من بیشتر از همه به دستهام نگاه میکنم، غریبن این دست ها، دست ها اول از همه لو میدن ، پیری اول از دست ها معلوم میشه ، رنج و درد هم همینطور، ترس روی دست ها میشینه، وقتی عاشق میشی دست هات اول از همه عاشق میشن ، پس وقتی عاشق شدی دست هاتو قایم کن.
من پشت خودم پنهان میشم.
من وقتی ازت ... دیدن ادامه » میپرسم چطور شروع کنیم بدین معنا نیست که نمیدونم چطور شروع کنیم، فقط اینکه شروع کردن سخت ترین کار جهانه.

واقعن شروع کردن سخت ترین کار جهان
۲۷ فروردین
یاد نمایش اسب افتادم
هیچ چیزی سخت تر از شروع کردن نیست
با اینکه همه چی از هیچ شروع میشه...
۰۸ اردیبهشت
جناب لهاک ❤️❤️❤️❤️
خانم جعفریان دقیقا
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام به نظرات دوستان و خسته نباشید به تمام گروه
اما نظر و سلیقه کاملا شخصی من اینه که :
نه بازی خاصی از بازیگرها دیدم
نه متن خاص و جذاب و پر کششی
نه طراحی های خاصی
به نظرم یه کار متوسط با موضوع کلیشه ای که بیشتر مناسب سریال های ماه رمضون بود
البته طنز کار خوب در اومده بود
و طراحی صحنه هم خوب بود
در مجموع خسته نباشید به گروه
حمیدرضا مرادی
درباره اپرای عروسکی عشق i
عشق را عین و شین و قاف مدان
بلکه سریست در سه حرف نهان
عروسک هایی که زنده بودند و زندگی می‌کردند ، نفس میکشیدند و عاشقی میکردند
قصه همیشه تاریخ
قصه عشق و عاشقی
قصه خواب و بیداری
قصه رسوایی و رسوا شدن
قصه از دست دادن و بدست آوردن
قصه جمال و کمال
قصه طالب و مطلوب
قصه خواستن و نرسیدن
قصه عرش و فرش
قصه عزت و ذلت
قصه صعود و سقوط
قصه لیلی و مجنون ، فرهاد و شیرین ، بیژن و منیژه ، یوسف و زلیخا
اما ... دیدن ادامه » اینبار قصه شیخ صنعان و دختر ترسا
قصه عشق پیری و رسوا شدن و تن دادن و سقوط و از دست دادن
قصه خواب و رویا و تلاش برای رسیدنش در واقعیت
اما اینبار این قصه با شعر و آواز و موسیقی گفته میشه
عالی عالی عالی
همه چی تو بهترین و بالاترین سطح ممکنش
طراحی نور و صحنه و دکور و لباس و عروسک بی نظیر
بازی دهندگان و موسیقی و آواز هم که درخشان
❤️❤️❤️
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب
اجرای نمایش ( او ) کی هست ؟؟
بلیط چجوری میشه تهیه کنم ؟
ماشالا تا به خودم اومدم دیدم (ابلوموف و او ) تمام شد و رفت :((
میثم هنزکی، آذرمهر، R 0 y a و محمدرضا این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو، علی عبداللهی و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران کنسرت که چیزی نمیاره
بلیط های جشنواره رو از کجا میشه خرید؟
R 0 y a این را خواند
ایران نمایش هست آقای مرادی.
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
ممنپنم
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل نبوغ و قدرت
تقابل دین و سیاست
تقابل قانون موسی و کمونیسم
تقابل خدا و انسان
تقابل مذهبیون و مادی گرایان
تقابل ثبات و تغییر
تقابل صعود و سقوط
تقابل هدف ، وسیله و راه
تقابل پایبندی به اصول و تغییر در لحظه
تقابل حکومت و مردم
تقابل طمع و قناعت
تقابل عشق و هوس
تقابل پله کردن و پله شدن

نمایشی پر از تقابل ، کشمکش ، تضارب افکار و ایدئولوژی ها و سیاست ها و احزاب و آدم ها
نمایش ... دیدن ادامه » تلاش آدم ها برای رسیدن به قدرت و انجام هرکاری در این راه
تقابل نمایندگان مذهب ( قانون موسی ) و کمونیسم که هریک به شیوه خویش میخواهند انسان و دنیا رو نجات بده ، یکی با اعدام ۳۵۰ نفر و اجرای قانون موسی و دیگری برپا کردن کمونیسم در جهان که هر دو در آخر اسیر قدرت و بازی سیاسیون و رنگ عوض کردن توده مردم شدند
(جز خدا کسی نمیتونه به انسان کمک کنه و عدالت رو اجرا کنه
به بشر هیچ کس جز خودش نمیتونه کمک کنه )
نمایشی جذاب و دوست داشتنی
صحنه و نور و موسیقی و لباس و گریم عالی عالی عالی
بازی های خوب ، درست و اندازه و مهندسی شده ( مخصوصا صادق ملک و آرش فلاحت پیشه )
میزانسن ها ، فاصله گذرای ها و کارگردانی خوب و درست
( تناسب و یکدستی درست بین شیوه بازی بازیگران ،لباس ، گریم و سبک کار )
من یکم با بعضی شوخی های کار مشکل داشتم
در مجموع خسته نباشید به گروه خوب و حرفه ای تون❤️
انسان گاهی باید به خاطر خدا گردن بزنه و گاهی به خاطر شیطان ببخشه
بهتره انسان گناهکار باشه تا نظاره گر گناه
حکومت کردن یعنی راه بردن مردم
تو آشوب طبقه پست اول خونریزی رو دوست دارن اما بعد از زمانی خواست عمومی تغییر میکنه و صلح و آرامش رو میخواد و تو باید اینو بدونی
تو لحظه زندگی کردن میتونه بهترین نوع زندگی باشه
اوایل ازدواج اغلب وحشتناکه
وحشتناک خود زندگیه
ازدواج ما به منزله مجازات و کفاره گناهامونه
همه چی تو این دنیا تغییر میکنه ، عدالت که پتک آهنی نیست ، عدالت هم تغییر میکنه
عدالت الان منبع درآمد تو هست
یه وزیر باید با سیاست عدالت داشته باشه
احترام به قول تجمل افرادی است که ما جزئشون نیستیم
تنها چیزی رو که با پول نمیشه خرید خود زندگیه
ترس تو بیشتر از عواطفته
یک نفر باید قربانی بشه تا بتونیم این اراذل و اوباش که اسم خودشون رو جامعه گذاشتند آروم کنیم.
هیولا ... دیدن ادامه » رو نمیشه از بین برد فقط باید امید و ارزوهامونو سوار اون کنیم
باید ۳ اصل رو بدونیم ؛ چی داریم ، چی میخوایم و چیکار میخوایم بکنیم
تنهایی پرهیاهو
تنهایی و ویرانه های یک زندگی
تنهایی و واکاوی یک زندگی
تنهایی و سکوت و انتظار
تنهایی و رویارویی با خویش
تنهایی و روزمرگی
تنهایی و مرگ
تنهایی و گرما و صدای کولر
تنهایی و سقفی در حال ریزش
تنهایی و تخت ۲ نفره
تنهایی و خاموشی
سکوت سکوت سکوت
سکوتی مرگبار که انسان رو به درون خود میکشاند ، سکوتی که انسان رو با خودش روبه رو میکند، سکوتی که آینه ای است تمام قد تا خود را ببینی، سکوتی که باعث برگشت تو به عقب میشه ، سکوتی که باعث میشه دنبال چراهای زندگیت بری ، دنبال انتخاب ها و تصمیم ها و عطف های زندگیت بری ، لحظه های که میتونستی تصمیم دیگری بگیری و راه دیگه ای انتخاب کنی
همه چی خوب ، درست و به اندازه
صحنه جذاب ، ایده جذاب و پایان درست
خسته ... دیدن ادامه » نباشید به اینهمه فکر و نبوغ











( بهترین دیالوگ‌ این نمایش )
بعضی از زندگی ها برای هدر شدن آفریده شده
بیشتر آدم ها به این دنیا میان تا زندگیشونو هدر بدن
عده کمی هم میان که لذت ببرند
من امید رو استفاده نمیکنم استعمال میکنم
وحشتناک ترین کار دنیا اعتماد به آدم هاست
بعضی از زندگی ها فقط برای هدر شدن آفریده شده...
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
ممنونم جناب رستمی این بود دیالوگ
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
ارادت جناب مرادی
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر صنعت نیست
تاتر دچار سلبریتی زدگی شده که دنبال سود بیشتر تهیه کننده ها هستند، تاتر دیگه به درد نمیخوره
سلبریتی ها که این روزها به همه جا هجوم بردند حتی تاتر
سلبریتی ها که یک روز برای تبلیغ کاندیدی استفاده میشند یک روز برای تسلیت مرگ و زلزله ای و یک روز هم با لباس های انچنانی در مورد فقر صحبت میکنند
تاتر دیگه شغل نیست، تاتر نفرینه
وقتی فهمیدند که من قراره بازی کنم ۳/۴ تماشاگران برای اعتراض بلیط هاشونو پس دادند، اونا میخواستن ریچارد رو ببینند اونا فقط میخوان یه سلبریتی رو صحنه ببینند،
کاش یه فرصت هم به من میدادند تا منو هم ببینند
عادت نیش ستم هم کم میکنه
بعضی مشروب میخورن که اتفاقی بیافته
بودن دلیل میخواد، وقتی جایی زندگی میکنی که پر از بدی و شرارت بودن دلیل میخواد
اگه ترس از دنیای ناشناخته و موهوم پس از مرگ نبود آیا تن به اینهمه خواری ... دیدن ادامه » و ذلت میدادیم
این روزها مردم با خنده خنجرهاشونو تیزتر میکنند ‌و فقط منتظرن نوبتشان برسد که ضربه هاشونو بزنند
عشق یعنی دچار یه حس اشغال شدنه
من حقیقت رو ندیدم ، من خطا نکردم اما اگر تو‌همین کار رو‌کنی خطا کردی تو باید حقیقت رو ببینی
وقتی دیدم از پدر آسمان ها کاری برنمیاد سراغ مادر مقدس زمین رفتم
مرثیه ای برای یک رویا
ناکامی ها و درد و دل های یک بازیگر عاشق
سرخوردگی و آوارگی و شکستن یک بازیگر
حسرت فرصتی که هیچ وقت به او ندادند، فرصت دیده شدن
عاشقی که در رسیدن به معشوقش ناکام ماند
حسرت روزگاران جوانی
بازیگری که سال هاست در آشغال و‌ زباله های خیابان های منهتن به دنبال رویاهاش میگرده ، رویاهایی از شکوه و عظمت و هنر
بازیگری که کف خیابون سن تاترش و آشغال ها اکسسوارش
واکاوی زندگی بازیگری عاشق در نمایش ها و قهرمانان شکسپیر
عاشقی که برای اتفاقی افتادن به الکل پناه برده
چقدر حرف ها و داستان های ژاک مرمه برام آشنا و جذاب بود
چقدر این آدم برام آشنا بود
کلاس بازیگری استاد میکائیل شهرستانی ( کلاس بیان و بدن و تخیل و تمرکز ) تمام حرکات طراحی شده و به اندازه
موسیقی خوب، صحنه خوب
ارتباط درست بین قسمت های انتخاب شده نمایشنامه های شکسپیر با داستان ... دیدن ادامه » بازیگر
خسته نباشید به استاد مسلم تاتر ایران و گروه خوبش
جناب مرادی
اول عشق ،عشق که زیارتتون کردم دوم حسرت ، حسرت که همراهتون نبودم
و در ادامه به من اجازه بدید که با شما هم عقیده نباشم .
بازیگرانی رو میشناسم که دیده نشدند و دیدمشون
بازیگرانی رو میشناسم که در کشیدند و سوختند
اما ما در شخصیت این نمایش هیچکدوم رو نمیبینیم
یه عنصر بی فایده و کم توان رو میبینیم که هیچ وقت تو اوج نبوده افتخارش یکبار بر صحنه رفتنه که حاصلش .....
ما متن آشفته ای رو میبینیم که بهم کوک زدند نه مثل یک لحاف چهل تیکه که زیبایی داره مثل پیوند ی ناموزون و زشت
اجرا هم بسیار ضعیف بود سرفه هایی که نه سل وار بودند و نه سرطانی
کپی ... دیدن ادامه » ضعیفی از هر آنچه تا امروز در فیلم ها دیدیم
رخوتی که میرفت و میامد
مستی برای دائم الخمر ها مثل مستی سرخوشی نیست
بطری دائم الخمرها را حتی اگر در فیلم ها هم ببینید اینگونه نیست
لب زدن به بطری خالی مستی یک الکلی را به ارمغان نمیاورد و.........
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
جناب لهاک عزیز باعث افتخار من بود و‌کلی ذوق کردم از دیدارتون همراه جناب رزمجوی نازنین❤️❤️
شما اگه زودتر میفرمودید چون من همیشه دنباله روی شما هستم قطعا به این اندازه لذت نمیبردم و نکاتی که فرمودید رو متوجه میشدم ❤️
بعضی از نکاتی که فرمودید کاملا ... دیدن ادامه » درسته اما در مورد بعضی موارد خیلی دوست دارم یه روز بنشینیم و گپ بزنیم چون در موردشون حرف دارم
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
آقا به دیده منت چرا که نه گپ زدن درباره تئاتر با شما عالیه⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید