تیوال حامد اصغرزاده | دیوار
S3 : 21:22:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بعضی اوقات دلت میخواهد،

قیچی را برداری و یک تکه از فیلم خاطرات گذشته ات را جدا کنی و از کل فیلم در بیاوری.
Be careful what you wish for
اشتباه نکنم «جانی دپ» در «دزدان دریایی کاراییب:‌ صندوقچه‌ی مرد مرده»!
۱۷ مرداد ۱۳۹۲
@حامد اصغرزاده مهم جمله شه ، که می گه بهتره بدونی راجع به چی آرزو می کنی ( چون حتما برآورده می شه )
منظور این جمله همون ادامه شه که داخل پرانتزه که دیگه بعضیا ادامه شو نمی گن ، منظور الف هم این بود که حواست به آرزو هات باشه
۱۹ مرداد ۱۳۹۲
ممنون از توضیحتون خانم کهندل
۲۰ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوار "نوا"

موسوی،این استاد دیگر،انگار دست در گردن رفیقِ قدیم،در تمام کوچ پس کوچه های ردیف،همراهی را رها نمیکند .البته از بضاعت اندک است،ولی در هیچ نوار دیگری به این راحتی دستگاهها را گم نمیکنم.مثل آب درون رود ،بی هیاهو، به شکل بستر رود در میاید.گاه عمیق و گاه کم عمق.گاه عریض و گاه باریک.بی آنکه دریابی،کوچه ها را پشت سر میگذاری.ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم.و ادامه به آنجا که:نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب! نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم.گله مندی با غرورآغاز میشود.غروری که در صدای استاد، به وقت "ای عجب"نمایان است.
در ادامه،بگذار تا مقابل کوی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم.و چه استادانه لحن با مضمون هماهنگ میشود.بی طاقت است استاد،وقتی میگوید:به طاقتی که ندارم کدام بار کشم و با خستگی تا انتها میاید.همان ... دیدن ادامه » خستگی که سعدی را هم در این شعر شکسته.به انتهای این کوچه که میرسی،کوچه دیگریست.پر از شکایت.همان شکایت دوستانه.الهی را چگونه میگوید استاد.آتش عشقم به جان زن.ولابد همین جاهاست،آنچه روی جلد نوشته:"گوشه هائی از شور،بیات ترک و سه گاه".نگاه یکمرتبه ی تو با چشمان باز مثل همیشه چیزی را میگفت که نیافتم.
و تصنیف... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوار "نوا"

همه چیز به هم میاید.خوشنویسی روی جلد.اسم مشکاتیان.اصلاً،انگار فرم نگارش فامیل این آدم ها جوریست که به نستعلیق زیبائی میدهد.شجریان،مشکاتیان،موسوی،کامکار،عندلیبی،سینکی.بگذریم،حکایت مشکاتیان و پنج نوار اول دل آواز،وقت دیگری میخواهد.
نوشته های روی نوار.چه حال آشنا و دلنشینی داشت.واژه های آهنگساز،سرپرست گروه،تکنواز آواز،همنوازان گروه عارف،اصلاً همین واژه ی:"روی الف"،" روی ب".آن طرف جلد هم که شعر تصنیف.
با سینی چای و شیرینی خشک،آمدی.نشستی.به به گفتی و لبخند زدی.نوا،مرکب خوانی،روی الف،قطعه طلوع.گروه عارف.واویلا.آواز.محمد رضا شجریان،محمد موسوی.ما گدایان خیل سلطانیم.شهربندِ (نه شهروندِ.خدای من) هوای جانانیم.برای من تا قبل از این،صدای استاد،جور دیگری بود و اینجا انگار صدایش را برای این مرکب خوانی کوک کرده و انگار توی همان دالان ... دیدن ادامه » هوشنگ امیر اردلان میخواند.اکوی طبیعی.چه بمِ با غرور و نفوذی.موسوی هم هر بارمصرع و ردیفش را با همان ترجیع بند شنیداری که هیج جای دیگر تکرار نشده میبندد. آرامش وتکرارصدای بم در ابیات اول با تمام اوج و فرود ها،مثل باد یست که مطمئنت میکند از یک انتهای رعد آسا.مثل ترس از غرشی است که در حین و انتهای آرامش حسش میکنی و منتظرش هستی. تا آنجا که بالاخره فرا میرسد آن اوج رعد آسا،و من از ترس دستانت را در دستانم میفشارم:هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم.پشیمانیم.سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم.نستانیم. و در انتها با فرودی استادانه و امید بخش آرامت میکند.... .
الف. و علی اژدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اتاقت نشسته ام.نوار"نوا" ی شجریان روی فرش.تو نبودی،من از بین نوارها برداشتم و منتظرم که بیائی. وقتی نور مهتابی به دیوار، روی قاب نوار، میافتد،خش های روی آن جلوه بیشتری میکند و معلوم میکند که بسیارش شنیده اند.به قدمت خریدش نمی آید.بازش که میکنی،طبق معمول کل نوار، روی A جمع شده و چاره ای نداری که از این طرف شروع کنی.حتی برای صدمین بار هم،تازگی دارد،وقتی جلد نوار را از داخل قاب بیرون میاورم،.حال بخصوصی دارد.تو را نمیدانم،مرا اولین مورد،نام و طرح هوشنگ امیراردلان میلرزاند.چه رنگ زمینه ای.چه طرحی و چه نقشی.چه نیمکتی برای نشستن.چه فضائی.چه عمقی و چه دالانی برای خواندن و نواختن.دست مریزاد.انگار نام هیچ دستگاه و خواننده ای جز نوا و شجریان روی این طرح نمی نشیند.وقتی هنرمند کنار هنرمند بنشیند،زمین میلرزد.تنم داغ شد.سه تار و دف و نی.همان هائی که در این ... دیدن ادامه » اتاق هم هست.تای جلد نوار را که باز میکنی.باید مراقب باشی.نکند جای تاها،از فرط باز و بسته شدن زیاد و رنجوری،پاره شود.بعضی جاهایش که اصلاً بصورت نقطه چین پاره شده.... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید