تیوال حمید خورشیدی | دیوار
S2 : 21:30:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نقد و بررسی نمایش «در انتظار نمایش» به کارگردانی رسول فاتحی و میلاد اسلامی زاد (به قلم مجید اصغری)
.
در انتظارِ انتظار...
.
نمایش «در انتظار نمایش» با همه لکنت‌هایی که در بیان هویت خود در صحنه از خود بروز می‌دهد اما تا حدی نیز توانسته گلیم خود را از آب بیرون بکشد و تلاش می‌کند تا مخاطب را تا پایان کار با خود همراه سازد. اثر اندازه دهان خود را شناخته و قصد برون‌ریزی بیش از ظرفیتش را ندارد. حفظ کردن اندازه، ریشه در علم و آگاهی کارگردانی دارد که سعی نمی‌کند جلوتر از فرم اثرش پیش رود و نمایشش را تبدیل به مضحکه ای تمام عیار کند. کارگردانی که قد و قواره خود را بشناسد، قصد آزار مخاطب در بلک‌باکس‌های نمور و تاریک را به خود نداده و بدتر از آن به ایشان توهین نمی‌کند. خوشبختانه این مهم در کارگردانی میلاد اسلامی‌زاد و رسول فاتحی نیز رعایت شده و ایشان در ... دیدن ادامه » حفظ موازین صحنه (آن هم در سالن بسیار کوچک و فاقد کیفیت صحنه آبی) تا حدودی موفق عمل کرده اند. کارگردانان با الگو قرار دادن نمایشنامه «در انتظار‌ گودو» ولادیمیر و استراگونی می‌سازد که در صحنه بر روی دو صندلی نشسته و در انتظار شروع یک نمایش به سر می‌برند. همان‌طور که در اثر ساموئل بکت ظاهرا هدف کاراکتر‌ها رسیدن به گودو و دیدار با وی است، در این جا تئاتر و پدیده نمایشی‌ست که به مقصود شخصیت‌ها معرفی می‌شود. اما هدف مؤلف بر خلاف کاراکترها گذار از انتظار نیست بلکه ارائه نمایشی است از زیستن در انتظار. پدیده‌ای که شروعش پیداست اما پایانش نه. با این حال اسلامی‌زاد و فاتحی تلاش می‌کنند تا از پشت این انتظار به یک نوع پوچی‌ای برسد که انسان معاصر با آن درگیر است. افرادی که در اپیزودهای مختلف با آن‌ها مواجه می‌شویم نمونه بارز کسانی هستند همواره در انتظار اتفاقی به سر می‌برند که از راه نمی‌رسد یا اگر می‌رسد آن طور که آن ها می خواستند نبوده و نخواهد شد. پنهان کردن مضامینی چون پوچی، ملال، تکرار و سرخوردگی در لایه‌های زیرین نمایش از دیگر نکات مثبت اثر است که فاتحی و اسلامی‌زاد به خوبی از پس آن برآمده و به سرانجامش می‌رسانند. نمایش با عنوان خوب خود موقعیت و محدوده خود را مشخص می‌کند. اسلامی‌زاد که خودعهده‌دار طراحی پوستر اثر نیز بوده است، با سادگی و به دور از ادا و اطوارهای رایج فتوشاپی، شالوده کارش را در پوسترش به تصویر بکشد. وی با آگاهی تمام متوجه این مهم بوده که خود دارد مقابل پدیده تئاتری قرار می گیرد که به آن نقد و نظر نیز دارد. گویی کارگردان با کوچک کردن و به نوعی جمع وجور نشان دادن خود تلاش می‌کند تا از هرگونه ناخالصی دوری جسته و اصالت را به تئاتر و اثرش بازگرداند، هرچند کوچک و هرچند ناچیز. این مساله از ارزش بالایی برخوردار است چرا که نشان می‌دهد کارگردانان و گروه اجرایی از توانایی‌ها، استعداد و نقاظ ضعف و قدرت خود به خوبی شناخت داشته و از توهمات رایج میان قشر تئاتری به دور هستند. اثر با دو صندلی خالی در صحنه آغاز می‌شود. صندلی‌هایی که دقیقا مشابه صندلی‌های مخاطبان است. دو بازیگر همچون ما وارد سالن شده و روبه‌روی ما در صحنه می‌نشینند. در این میان مرز میان صحنه و مخاطب برداشته می‌شود و معلوم نیست که ما پدیده نمایشی هستیم یا بازیگران. اما این عدم شفافیت مرز میان ما و نمایش عمر درازی نمی‌یابد. دو کنش‌گر راوی روایتی می‌شوند که از تعریف کردن قصه نه هدفی دارد و نه منظوری. بلکه تلاش می‌کند تا دو مخاطب پیگیر تئاتر را نشان دهد که پیش از شروع نمایش با چه دقت و وسواسی به کارهای نسبتا عبث و بیهوده مشغول می‌شوند. کارگردانی درست فاتحی در این اپیزود و کنش‌گری خوب بیاینا محمودی و فریدالدین سلیمانی که عمدا به سطح کاریکاتوریزه بودن رسیده است نیز به فهم بیشتر ما از بیان پوچی روابط و موقعیت نمایشی کمک می‌کند. با این حال نوعی عدم انسجام و بلاتکلیفی میان اپیزودها و نقش آن‌ها در بیان این شکل از پوچی و عبث‌بودگی به چشم می خورد. به عنوان مثال اپیزود مردی که زنان را به قتل می‌رساند تا از جسد آن‌ها برای خود کنسرو درست کند تا حد زیادی به اپیزود زنی که در کافه مطالعه می‌کند تا بهانه‌ای باشد برای هم‌کلامی با یک نفر به یکدیگر نمی‌خورد و گویی یکدیگر را دفع می‌کنند. البته که نوع مرگ و مردن مرد کنسروساز و پارتنر جدیدش نیز در ادامه ارائه پوچی است اما از ساختار ضد درامی که در ابتدای اثر با آن مواجه هستیم فاصله گرفته و گویی نمایش اصول خود را زیر سوال برده است. این شکل از ناهماهنگی میان اپیزودها به نوعی خام دستی در کارگردانی دامن می‌زند و این طور جلوه می‌دهد که گروه در حال تمرین و تجربه کردن چند نمایشنامه هستند که باید در یک بازه شصت هفتاد دقیقه‌ای به مخاطبان عرضه کنند. البته که شرایط نامساعد سالن در ایجاد چنین حس و حالی برای مخاطب نیز دامن می‌زند. اما خوشبختانه اثر از نوعی نجابت و تواضعی که در خود نهفته سود می‌برد و نقش موثری را در ارتباط مخاطب با اثر بازی می‌کند. رفت و برگشت مخاطب میان اپیزودها، جانی دوباره به ریتم اثر می‌بخشد و آن را از کسالت و سستی بری می‌کند. اما تبحر رسول فاتحی در کارگردانی در اپیزود کافه بیشتر از سایر اپیزودها به چشم می‌آید. زنی تنها در کافه در حال مطالعه رمان «خشم و هیاهو» فاکنر است. مردی به میز زن نزدیک می‌شود و قصد دارد تا سر صحبت را با او باز کند. عنصر تکرار در این اپیزود به اوج خود می‌رسد اما ملال‌انگیز نمی‌شود. روی میز زنگ گارسون وجود دارد و هر بار که شرایط گفت‌وگو با مرد تازه وارد برای زن به حال مطلوب نرسد، او زنگ را زده و با به صدا درآمدن آن شرایط جدیدی از گفت‌وگو حاصل می‌شود. کمال گرایی در زن به حدی افراطی به نمایش درمی‌آید که حتی اگر مرد کوچک‌ترین نقطه تضادی با وی داشته باشد با زدن زنگ آن را عوض می‌کند. این کمال گرایی افراطی که در تضاد با واقعیت است به ما می‌دهد زیستی توأمان با پوچی و بیهودگی و دویدن برای هیچ. نمایشی کمیک‌وار از آب در هاون کوبیدن و لذت بردن از این که عملی در حال انجام است و چه چیز بهتر از آن! ارجاع نمایش به «در انتظار گودو» در پایان به وضوح مشخص می‌شود. آن جا که در پایان کاراکترها به یکدیگر می‌گویند برویم و هر دو این عمل را تایید می کنند اما کسی از جایش تکان نمی‌خورد. به نظر می‌رسد که نمایش «در انتظار نمایش» تجربه‌ی خوبی برای میلاد اسلامی‌زاد و رسول فاتحی بوده و امید این که در آینده با آگاهی و تلاش بیشتر به میزان قد و قواره خود بیفزایند و لذت ما از دیدن آثارشان را دوچندان کنند.

https://goo.gl/8Lp1C7
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش خرده نان i
خُرده نان؛ ساده، متین و محترم
.
نمایش خرده نان نمایش آرام، بدون لکنت، ساده و بی آلایشیه. متن آنچنان سخت، پر تعلیق و نفسگیر نیست، دو دوتا چهارتای خاص خودش رو داره و خیلی ساده میخواد حرفش رو بزنه. این نمایش شاید یه مقدار طبیعتِ کرخت و کسالت گونه و ایزوله ای داشته باشه ولی این ذاتش محسوب میشه و این ریتم کُند نمایش به درستی و سادگی داره ریتم روزمرگیِ زندگی رو به تماشاگرش انتقال میده و این صداقت، سادگی و بی تکلف بودنِ نگرش کارگردان و بازیگران حس خوبی رو در مخاطب ایجاد می کنه و صحنه در عین سادگی و مینیمال بودن، جاذبه و تمرکز خاصی رو همراه خودش داره و القا می کنه.
.
در نهایت از این گروه و اعضای محترمش خیلی ممنونم که در کنار حواشی همیشگی و شاید افراطی این روزهای تئاتر، موقر و شریف و بی حاشیه یک اجرای محترم و صادقانه رو به مخاطب تقدیم می کنن و براشون آرزوی ... دیدن ادامه » موفقیت و بهروزی دارم.
حمیدجان هنوز نمایش رو ندیدم ولی نوشته های شما دوستان عزیزم بسیار مشتاقم کرده برای تماشا ...
درود به تو دوست هنرمندم
۲۲ آذر ۱۳۹۷
درود جناب خورشیدى عزیز ... از یادداشت و نظرتان ممنونم ... پاینده باشید ...
۲۲ آذر ۱۳۹۷
خواهش می کنم جناب سلیمانی عزیز
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش هار i
...
.
هر طور فکر کردم چه عنوانی باید بنویسم برای حرفام به نتیجه ای نرسیدم، واقعیت این مدل تجربه های نمایشی خیلی مطابق سلیقه ی من نیست.
شینیون حسین پوریانی رو دوست داشتم ولی هار رو نه، هار رو من نتونستم تئاتر ببینم، یه تجربه نمایشیه، یه پرفورمنس که نه میتونم نویسنده رو بپذیرم براش و نه اینکه در قالب یه نمایش قبولش کنم.
آره بکت یه متنی داره که فقط دستور صحنه ست ولی اون بکته!
این حرف من فقط متوجه کارگردان این کار نیست ولی یه چیزی که الآن مد شده یه جورایی استفاده از یه سری ایده های نسبتا جدید ولی کلیشه ای برای تجربه های نمایشی از این دست شده!
به طور کلی استفاده از اتفاق های دیداری و شنیداری شاخصه ی نمایش های مدرن و پست مدرن محسوب میشه ولی جدیدا یه سری ایده ها خیلی داره استفاده میشه و همین باعث کلیشه ای شدنشون شده و یه مدلی شده که تماشاگر وقتی داره کارو ... دیدن ادامه » می بینه فکر میکنه درگیر دلبستگیِ کارگردان به مجموعه ای از ایده ها و اتفاقات پر رنگ و لعاب و جذاب شده که همه رو گذاشته که کیف کنه با نمایشش.
بحث فیلمبرداری از اجرا و تماشاگرا اگه اشتباه نکنم بعد از هملت اوسترمایر یه مقدار زیاد شد، فیلمبرداری از پشت صحنه، حضور آزاردهنده موسیقی و ...
تو این کار واقعیت من یه مقدار زیاده روی و حتی زیاده گویی و تکرار مکررات و طولانی شدن بی مورد دیدم!
با توجه به فرم و قالب انتخابیِ نمایش، موسیقی باید آزاردهنده میشد و به اصطلاح توی مخ میرفت ولی میشد با تنوع بیشتر یه مقدار از مونوتون شدن همین موسیقیِ تو مخ جلوگیری کرد.
در کل جالب بود برام که این نمایش برگزیده جشنواره دانشگاهی بوده و شاید سلیقه ی این روزها همینه ولی با همه این اوصاف و تفاوت سلیقه ها برای کارگردان این نمایش آرزوی موفقیت دارم و بابت موفقیت های نمایش به کل گروه تبریک میگم و بابت زحمات تمام بازیگران و گروه اجرایی خسته نباشید میگم.
حمید خورشیدی
درباره نمایشنامه‌خوانی بیرون از مولینگار i
سلام و درود بر همه همراهان عزیز این رویداد
به رسم ادب لازم دیدم از این همه همراهی، انرژی و لطفتون نسبت به این رویداد و اجرا و همچنین نگاه دقیق و بیان نقدها و نظرات ارزشمندتون تشکر کنم و بگم که اگر اجرای دیشب برای اکثر شما دوستان اجرای دلنشینی بود، حاصل همین همراهی و شور و اتمسفری بود که به این اجرا بخشیدین، از تک تک شما عزیزان ممنونم و امیدوارم در آینده باز هم لایق این همراهیِ ارزشمند از جانب شما باشیم.

با سپاس فراوان
حمید خورشیدی
درباره نمایشنامه‌خوانی بیرون از مولینگار i
"زندگی سرشار از معجزه است، پیدایشِ نیکی از درونِ تاریکی یکی از آنهاست."
جان پاتریک شنلی

شاید وقتی اسم نمایشنامه خوانی میاد هممون میگیم خب چه کاریه آخه اجرا میرفتین دیگه و واقعیت امر هم همینه و نمایشنامه خوانی اصولا معرفی نمایشنامه و رونمایی از اون توسط نویسنده اثر محسوب میشه!
ولی شاید معرفی نمایشنامه هایی که تا کنون در ایران اجرا نداشته و یا به خاطر محتواش امکان اجرا نداره، فکر بدی نباشه و میتونه بنیانی باشه برای کارهای بهتر و کامل تر از این متن ها!
ما در اجرای "بیرون از مولینگار" همه این مسائل رو در نظر گرفتیم و سعی کردیم با فضاسازی هایی از نمایشنامه خوانی فراتر بریم گرچه به بلوغ اجرای صحنه ای نخواهیم رسید.
فلذا دعوت می کنم ازتون در این اجرا که یک کمدی سیاه و البته جذاب و دوست داشتنی از جان پاتریک شنلی هست همراهمون باشین و خب بخش ... دیدن ادامه » خیریه و حمایت از موسسه "ای بی" رو هم ارتقا ببخشین دیگه.
"بیرون از مولینگار" داستان آنتونی و رُزمریه که انگار عشق رو فراموش کردن و نشونه ای ازش پیدا نمی کنن و داستان تونی و ایفاست که خوب بلدن چجوری باید بر سکوتِ پرقدرت دهکده کیلوکان و زندگی روستایی با بحث و جدل شیرین و حواله کردن چیزهای ناجور به همدیگه غلبه کنن و با هم کنار بیان!
مواجهه و کلنجار رفتن با این نمایشنامه دوست داشتنیِ شنلی برای ما چالش خیلی جذاب و شیرینی بود و هست، امیدوارم برای شما هم رویداد به یاد ماندنی ای رقم بزنیم.
.
البته عزیزانی که امکان حضور در این رویداد رو نداشته و یا تمایل دارن حمایت بیش تری از موسسه "ای بی" انجام بدن، می تونن بلیط های "خارج از ظرفیت" رو به هر تعدادی که مایلن، تهیه کنن.
درودها
با آرزوی بهترین‌ها برای تک تکتان و مارال عزیزم
و چه نیت نیکویی (بچه‌های ای بی)
به امید دیدار
۰۷ آذر ۱۳۹۷
خیلی ممنون لیلی خانم عزیز، به امید دیدارتون
۰۷ آذر ۱۳۹۷
ممنونم مارال و آقا حمید عزیز
۰۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش منو نمی بره i
نشئگی پایدار یک نمایش زلال

من بعد از مدت ها چندتا کار دیدم تو هفته ی اخیر که دوست داشتم حسم از دیدن نمایش "منو نمی بره" ثبت بشه!
یه سری تئاترا برای من با برچسب زلال بودن یادآوری میشه و مواجهه م باهاشون مثل مواجهه و معاشرت با یه آدم زلاله، یه نمایش زلال و شریف، مثل یه آدم زلال روح آدمو صیقل میده، مثل آینه خودتو در مقابل خودت قرار میده، با سادگیش به وجدت میاره، بدون لکنت و پیچیدگی باهات حرف میزنه چون قرار نیست با ژانگولربازی پلشتی های خودشو بپوشونه، شاید تندترین حرفارو بهت بزنه ولی بهت آرامش میده، خلاصه که یه جوری نشئه ت می کنه و نگهت میداره تو اون فاز که همیشه تو ذهنت و قلبت و روحت ثبت میشه و ماندگاریش شاید تا آخر عمر باهات باشه.
"منو نمی بره" نشئه کردنو بلده و زلاله و بر دل میشینه چون از دل و روح و جان برآمده.
خلاصه که حیفه این فرصت و لذت ... دیدن ادامه » نشئگی از دست بره :)
به به حمید جان واقعا نمایش زلالی بود.خوشحالم از این حس مشترک به یک اثر زیبای نمایشی رفیق...
۱۴ آذر ۱۳۹۶
آره دیگه، بشتاااااب زووود ایشالا که حیفه ندیدنش انصافن، نزدیکِ یه ساعت قشنگ کیف می کنی از سادگی و زلالی و خلاقیت.
۱۷ آذر ۱۳۹۶
@H.KH
به به بله بله حتما :-)
۱۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش اتاق ورونیکا i
درباره ی این اجرا به نظرم فقط بیان یه کلمه کافیه و اونم اینه که این اجرا "درخشان" بود و حتماً در یادها خواهد ماند.
بعد از تماشای این کار به این فکر می کردم که چقدر خوب شد که نمایشنامه رو نخونده بودم و از اجرا و جذابیت متنش لذت کامل بردم و حس میشه که این اجرا همون جهان جان گرفته و مجسم شده ی متن "ایرا لوین" هست که بسیار هم دقیق، فکر شده، ظریف و فوق العاده نوشته شده، و به نظرم این متن رو باز هم باید خوند و لذت برد از حال و هوای عجیبش.
خیلی ممنون از تمامی اعضای گروه این اجرا که بسیار زحمت کشیدن و اثر قابل احترامی رو خلق کردن.
واقعاً از دست دادن این اجرا ضرر بزرگیه که خوشحالم برای من اتفاق نیفتاد.
حمید جان نکته ی بامزه اینجا است که من با وجود اطلاع از ماجراها همچنان کل اجرا را جذاب دیدم و این یعنی توانایی و قدرت کارگردانی و بازی های خوب و در مورد بهناز جعفری درخشان :)
چه خوب که نمایشی باعث می شود شما دوستان خوبم بعد از مدتها دوباره در تیوال مطلب می ... دیدن ادامه » نویسید.. درود
۲۱ بهمن ۱۳۹۴
اختیار دارید حمید جان همه ما از هم یاد می گیریم...امیدوارم بیشتر ما را از نظراتت در مورد کارها آگاه کنی که تنوع آرا و نظرات از مباهات تیوال خواهد بود... حضورت دلگرم کننده است رفیق
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
شما پایان نامه رو دفاع کردین که اومدین نوشتین؟؟؟ :)))) (ستاد ضدحال در حین ارایه)
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایشنامه‌خوانی عروسی خرده بورژواها i
بی مقدمه بگم که خیلی خوب بودین و شب خوبی ساختین برامون دوستان عزیز و دوست داشتنی.
نمیگم فراتر از حد تصور بودین و سورپرایز شدم و این داستانا چون کارتون درسته و معلومه که باید انقدر خوب باشین، فقط دلچسب بودن و چشم و گوش نوازی کارتون نسبت به قبل مثل تفاوت بازی استقلال بود و بارسا :) و خب بی شک هنوز جا برای پیشرفت و به قله رسیدن هست.
همه خوب بودن و مرسی از کارگردان و دستیار و مشاورش که کلی زحمت کشیدین.
و اینم بگم نصیری اونجایی که خوندی هم خیلی دوست داشتم و خوندنت منو گرفت، دمت گرم
دیگه ذوق داشتم گفتم نظرمو بنویسم دیگه
و اینکه داشتم فکر می کردم چقدر خوب می شد این کار اجرا بره ولی دیدم رقصاش داستانه و اگه جاش اروبیک بود می شد یه جوری مجوز گرفت :) ولی اگه می شد اجرا بشه با همین ترکیب یه اجرای خوب هم حاصل می شد گرچه ناگفته نماند کلی زحمت کشیدین واسه تصویرسازی ... دیدن ادامه » و کم از اجرا نداشت انصافا
خیلی خوبین دیگه، همین
منم دیگه همین جا به مارال عزیز کلی تبریک میگم و عذرخواهی میکنم که تازه وقتی رفتم نشستم متوجه شدم که بروشور از دست این دوست عزیز گرفتم. مارال عزیز امیدوارم شاهد موفقیت های بیشترت باشیم که مطمئنم همین طور هم خواهد بود :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
@پرند و حسین: دوستان عزیز و نازنین ممنون از لطفتون و اینکه با اومدنم به خودم لطف کردم که کلی انرژی گرفتم از حضور قوی و پر انرژیتون، همچنان پیگیرتون خواهم بود با آرزوی موفقیت فراوون

@آیدا: آیدا جان جات سبز بود و اینکه امیدوارم دوستان همینطور قوی پیش برن ... دیدن ادامه » و کارای بعدیشون رو همه تیوالیا دور هم شاهد باشیم و لذت ببریم هم از کار هم از حضور جمع پر انرژی دوستان.

@آریو خان کبیر: آقا خیلی مخلصم فقط اینو بگم که بخاطر خودت و شاهین باید از استقلال و بارسا استفاده میکردم :) ولی هم میدونم لفظ استقلال برای کارای قبلیتون جسارته و عذر میخوام و هم اینکه یه نکته اینه که من از هر دوی این تیم ها بدم میاد ولی شما رفقا رو قلبا دوست دارم و کوچیکتونم، فقط هدف این بود که برانگیختگی سطح کیفی این کار نسبت به دو تا کار قبلی که هسته اصلی حضور داشتین رو از نظر خودم بیان کنم.
در لفافه هم گفتی خیلی بی ذوقم و خوبه که ذوقم برانگیخته شده ولی حله و خیلی مخلصم :)))
۰۷ دی ۱۳۹۴
ممنون از لطف همیشگی تو نازنین دوست آریو جان
و تشکر ویزه از حمید عزیز بابت انتقال حس و انرژی اجرای دوستان ...
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش کالیگولا i
من واقعیتش تا حالا سالن تئاتری ندیدم که ظرفیت بالکنش بیشتر از همکف باشه، ورزشگاه فوتبال داریم مثلاً ظرفیت طبقه دوم از طبقه اولش بیشتره و طبقه سوم از طبقه دوم و الی آخر.
به هر حال سالن ایشون هم مثل خودشون یه مقدار خاصه.
خلاصه اینکه امیدوارم کسایی که حاضر به پرداخت این مبلغ و تهیه بلیط هستن به تماشا بنشینند و لذت ببرن.
و البته امیدوارم این قیمت گذاری ها عمر تئاتر خصوصی رو افزایش بده و به رونقش کمک کنه!
حمید خورشیدی
درباره نمایش اولیانا i
گفت‌و‌گو با کارگردان و بازیگران نمایش «اولئانا»
گناه‌کار بودن یا بی‌گناهی؛ مسأله این نیست!

متن کامل گفتگو رو می تونین از این لینک بخونین دوستان:
http://www.theater.ir/fa/conversation.php?id=47446

مجموعه ایرانشهر با اجرای کارهایی که با وجود چهره‌ها به خوبی می‌فروشند شناخته شده است. شما در این سالن با بازیگرانی کار می‌کنید که این‌گونه نیستند و کارتان زرق و برق‌های نمایش‌های این سالن را ندارد. فکر نمی کنید در زمین اشتباه بازی کرده‌اید؟

علیزاد: بازیگران من چهره نیستند اما در کار خودشان عالی و به شدت حرفه‌ای‌اند و قطعا بسیار بهتر از بازیگرانی که در حال حاضر چهره محسوب می‌شوند! من در هر سالن دیگری هم که بودم، کار خودم را انجام می‌دادم. اگر تغییر ماهیت یا سبک می‌دادم این حرف درست بود، اما من نمی‌توانم خودم را تغییر بدهم. تطبیق با شرایط تحمیلی از نظر من ریاکاری ... دیدن ادامه » محض است. کار در ایرانشهر شاید به دلیل توقعات تماشاگر یک مقدار ترسناک باشد، اما فکر کردم باید با آن مواجه شد. با این معیار چنین کاری را انجام دادم. مهم این است که شما به عنوان هنرمند انتخاب کنید و پای انتخابتان بایستید ولو اینکه شکست بخورید. سیاست فعلی تجار هنرمند سیاست پیروزی و موفقیت است. این ترس از شکست است که ما را به خفت کشانده است. همه می‌خواهند موفق باشند و برای این به هر کاری متوسل می‌شوند.
...
از فلان کارگردان کلی خطابه زیبا در مورد تئاتر می‌شنوید. اما او همان فردی است که با انواع حیله‌ها بلیت می‌فروشد و به هر روش ناپسندی متوسل می‌شود. او حتما تاجر است. بهتر است بگوید من تاجرم و اسم خودش را هنرمند نگذارد. آن‌وقت با خیال راحت تجارتش را بکند. اگر این‌طور باشد من شخصا می‌گویم او صادق است و می‌خواهد درآمد داشته باشد، اما وقتی در لباس هنرمند این‌ها را می‌گوید، از همه چیز بدتر است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش کالیگولا i
آیا محل اجرای این نمایش همون سالن جدیدیه که همه با کمک هم هرچه در توان داریم باید بپردازیم تا آباد شه؟!
بلی :) خودشه
۱۹ تیر ۱۳۹۴
@ سیاوش حیدری
بعد شما قبولشونم داری.

@ علیرضا بخشی استوار
خیلی خوب گفتی :) و البته خوشا به سعادت اونایی که میتونن این نمایش رو ولو با هزینه ای میلیون تومانی تماشا کنن.

@ علس سیمایی
علی جون باید سعی کنیم از بزرگواران یاد بگیریم راه و رسم آباد ساختن رو ... دیدن ادامه » دیگه.
تو مرغ دریایی چخوف، ترپلف میگه ما تو تئاتر باید سبک نویی به کار ببریم و این داستانا، که این بزرگواران دارن به سبک نویی آباد می کنن خلاصه.
۱۹ تیر ۱۳۹۴
فک کن :)) من و همایون تو هما ....

چقدر شاعرانه :)))))
۲۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش اولیانا i
دوستان عزیز از ابتدای اجراهای نمایش اولئانا، گروه نمایش تخفیفی رو برای دانشجویان در نظر گرفته و در خبرهای مربوط به این نمایش ذکر شده که خواستم به اطلاعتون برسونم:

"کلیه دانشجویان عزیز در تمام طول مدت اجراها (حتی ایام آخر هفته) می‌توانند با مراجعه حضوری به گیشه مجموعه ایرانشهر و ارائه کارت دانشجویی از تخفیف 40 درصدی این نمایش استفاده کنند."

این اثر یکی از مطرح‌ترین نمایشنامه‌‌های دیوید ممت است که بیش از هر چیز به دلیل مایه‌های سیاسی و پرداختن به مسایلی نظیر قدرت، فمنیسم، حقانیت سیاسی و آموزش آکادمیک مشهور است.
ساعتش دیره حمید :-(
۰۶ تیر ۱۳۹۴
خواهش می کنم، لطف داری
حتماً بیشتر میام
۰۶ تیر ۱۳۹۴
واقعن؟؟؟؟ تخفیف دانشجویی داره هرروز؟؟ مرسی ازین اطلاع رسانی مفید
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش اولیانا i
«اولئانا» چالش قدرت بین زن و مرد است/ متنی فریبنده


علی اکبر علیزاد مترجم و کارگردان تئاتر عنوان کرد نمایش «اولئانا» جنگ قدرت بین زن و مرد را به چالش می کشد و هر مخاطب ممکن است تفسیر متفاوتی از اثر داشته باشد.
علی اکبر علیزاد مترجم و کارگردان تئاتر درباره اجرای نمایش «اولئانا» به خبرنگار مهر گفت: نمایش «اولئانا» نوشته دیوید ممت است که اجرای رسمی خود را از اول تیرماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز می کند. این اثر نمایشی نزدیک به ۹ سال قبل در سالن کوچک مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت اما اجرای مجدد نمایش تغییراتی نسبت به سال ۸۵ داشته است.

وی ادامه داد: دو بازیگر نمایش نسبت به اجرای قبل تغییر کرده اند. در این اجرا علیرضا کی منش و کتایون سالکی به ایفای نقش می پردازند. در نمایش «اولئانا» صحنه دو سویه است و تماشاگران در دو طرف سالن مستقر ... دیدن ادامه » هستند. طول صحنه نیز با توجه به اقتضای قصه به صورت غیرعادی زیاد شده است. همچنین نسبت به اجرای قبلی دیدگاه و تحلیل من نیز نسبت به اثر تغییر کرده و در کل شاهد اجرای متفاوتی از گذشته خواهیم بود.

این کارگردان تئاتر درباره اهمیت نمایشنامه «اولئانا» در دنیای درام عنوان کرد: این نمایشنامه از جمله متون مهم دنیای نمایش است که تفاسیر و معناهای متفاوتی را در پی داشته است. حتی هر تماشاگر این نمایش می تواند تفسیری متفاوت نسبت به یک مخاطب دیگر در ذهن داشته باشد. این نمایش مخاطب را درگیر این مساله می کند که چطور درباره کاراکترها قضاوت کند چون متن درباره آنها قضاوت نمی کند.

این مترجم تئاتر یادآور شد: در نمایش مدام کفه ترازو به نفع یکی از شخصیت‌ها بالا و پایین می شود و هر تماشاگر نیز بستگی به سن و سال و موقعیت اجتماعی که دارد درباره شخصیت ها قضاوت می کند. این نمایش در ظاهر درباره چالش بین یک استاد و شاگرد است اما در بطن داستان مباحث مهم اجتماعی و روابط داستانی را به چالش می کشد. «اولئانا» در حقیقت نبرد قدرت بین زن و مرد است.

علیزاد درباره دیگر ویزگی های این نمایشنامه بیان کرد: مارک فورتیه یکی از نویسندگان تئاتری معتقد است نمایشنامه «اولئانا» یکی از معدود متن هایی است که تماشاگر نمی تواند به راحتی درباره کاراکترهای آن قضاوت کند و همین امر باعث گیج شدن آنها می شود. هارولد پینتر نیز این متن را یکی از فریبنده ترین متون نمایشی می داند چون این اثر درباره زن و مردی است که حاضر نیستند یکدیگر را بفهمند و هرکدام به نوعی می خواهند روی یکدیگر اعمال قدرت کنند.

وی در پایان صحبت هایش ابراز کرد: این نمایشنامه شباهت هایی به دو نمایشنامه «تعلیم ریتا» ویلی راسل و «درس» اوژن یونسکو نیز دارد. نهایتا امیدوارم این اثر نمایشی بتواند با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کند.
مرسی از مطلب خوب و اطلاع رسانتون جناب خورشیدی عزیز از دیدار مجددتان بسیار خوشحال شدم .
۰۵ تیر ۱۳۹۴
هارولد پینتر نیز این متن را یکی از فریبنده ترین متون نمایشی می داند چون این اثر درباره زن و مردی است که حاضر نیستند یکدیگر را بفهمند و هرکدام به نوعی می خواهند روی یکدیگر اعمال قدرت کنند.

این خیلی جمله ی مهمیه در مورد این نمایش.
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
دقیقاً همینطوره دوست عزیز
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش خانه.وا.ده i
خانه.وا.ده ...

من یکشنبه شب این نمایش رو دیدم و خب واقعیتش خیلی حوصله ندارم درباره ی نمایش ها بنویسم و خب آسون هم نیست نوشتن درباره شون ولی خانه.وا.ده انقدر خوب و دوست داشتنی هست که آدم دوست داره با نوشتن، خاطره ی تماشای اون رو به نوعی ثبت کنه و لذت بردن ازش رو با بقیه به اشتراک بذاره.

خانه.وا.ده یه اتفاق خوب در تئاتر این روزهاست و یکی از بهترین اجراهای سالیان اخیر که تماشا کردنش به آدم می چسبه و به تحسین محمد مساوات عزیز و گروه دوست داشتنیش و تقدیر از زحماتشون و احترامی که برای تماشاگرانش قائل هست، بر می انگیزه.

خب این نمایش فاکتورهای خوب و مثبت زیادی داره ولی چند مورد از اونا خیلی من رو به وجد آورد که یکیشون هماهنگی عالی بازیگران و ایجاد فضایی زیبا و بسیار هماهنگه که به نوعی مثل یک ارکستر می مونه که بسیار درخشان داره اجرا میشه و این هارمونی رو ... دیدن ادامه » مدیون خوش فکری و رهبری تحسین برانگیز محمد مساوات هست که روح و روان بازیگرانش رو از زمان تمرین تا این روزهای اجرا داره رهبری می کنه و در خدمت نقش هاشون قرار داده و یک روح جمعی زیبا و پویا رو خلق کرده که نمایشی با مفاهیمی واقعی رو در قالب اجرایی فانتزی یا به گفته خود کارگردان در سبکی تحت عنوان رئالیسم انتزاعی اجرا می کنه.

نکته دیگری که در بروشور نمایش توجه من رو جلب کرد طراح نور نمایش بود که تحت عنوان "حوادث و اتفاقات جاری" ذکر شده که به نوعی نشان از خلاقیت کارگردانه که بسیار پویا به طراحی اجزای نمایشش پرداخته و ترکیب زیبایی رو در مقابل دیدگان تماشاگران قرار داده است.

آرزو می کنم محمد مساوات و گروه دوست داشتنیش در ادامه ی این مسیر پرفروغی که در اون قرار دارن بسیار موفق عمل کنن و تماشاگران رو با خوش فکری و اجراهای خوبشون دوباره به وجد بیارن و نمی دونم امسال با این اجرا در جشنواره هم حضور دارن یا نه ولی امیدوارم حضور داشته باشن و به حقشون برسن.

در آخر هم از محمد قدس عزیز و گروه خوبش تشکر می کنم که همراهیشون با گروه های نمایشی (مخصوصاً کمتر شناخته شده ها) معمولاً نکته مثبت و اتفاق خوبیه و به بیشتر دیده شدن اونا به میزان شایستگیشون کمک می کنه و باید قدردان زحماتشون بود.
واقعا این نمایش آدمو برای نوشتن سر ذوق میاره :)
۱۰ دی ۱۳۹۳
حمید نظرت چیه هنوزم بی حوصله بمونی و سر نظرت بمونی و ننویسی؟؟ :)

شوخی میکنم خوبه :) بات موافقم
این بچه ها مطالعاتشون بالاست آدم تا میاد یه نقد بخونه سرویس میشه!اگزستوناسیالیسم سیستماتیکو با ایده لوژی پیدایش انسان ربط میدن!خو خیلی سخته!آدم باید فرهنگ ... دیدن ادامه » لغت معین کنارش باشه هِی دنبالِ معنی بگرده!همش ترجمه کنه!همش این نیست یه عالمه از این کلمات غربی که آخرش ایسم داره هم میارن آدم هنگ میکنه!باز قارسیو هر چقد سخت باشه بلدم!این کلماتو چی کار کنم؟
از حمید یاد بگیرین!بنویس حمید
۱۲ دی ۱۳۹۳
پس دیگه ننویسم آرش خان؟ :)))
مخلصم و خیلی لطف داری و باشه بازم می نویسم و همینجوری آسون و دلی هم می نویسم.
۲۰ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاع رسانی بچه های تیم اجرایی که تو تیوال تا حالا خوب نبوده (که البته فکر می کنم به خاطر شرایط خاص اجرای این نمایش و فشردگی کارها برای آماده شدن نمایش باشه) ولی من خواستم بگم که امکان خرید بلیط از تیوال هم فراهم شده و می تونین از این سایت هم خرید کنین.
و اینکه خب جلال تهرانی و نمایش هایی که اجرا می کنه رو حیفه نبینه آدم و باید هم با تمرکز دید و شنیدشون و درگیرشون شد.
من تو تیم اجرایی نیستم و فقط به دلیل احترام و ارادتم به آقای تهرانی و کاراشون این مطلب رو نوشتم.
شاد باشین و پر انرژی
ای بابا، ای بابا
چه خلاقیت های بدیع و شگفت انگیز و عجیبی داره تو تئاتر کشورمون اتفاق می افته.
...
به عبارتی هر دم در این بوستان شکوفه ای سر میزند...
۱۴ شهریور ۱۳۹۳
همیاری جان این که دور هم اتوود میزنن بی احترامی بود یا اینکه دو برابر پول میگیرن یا اینکه عجب خلاقانه؟!!
البته به غیرت خاصی که روی جنابان رحمانیان و افشاریان و عده قلیلی دیگر دارید و هیچ انتقادی رو نسبت به این بزرگواران بر نمیتابید و قلع و قمع میکنید همگی ... دیدن ادامه » واقفیم :)
۱۴ شهریور ۱۳۹۳
والا! الان پیچ نمایشهای دیگه را ببینید چه خبره ولی تذکری داده نشده!
۱۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش فاوست i
این احساس که در رگ های این اجرای فاوست خون نمایش سقراط جریان داشت، آزارم می داد!

من از علاقه مندان به کارهای حمیدرضا نعیمی هستم و نمایشنامه ها و کارهایش را بسیار می پسندم ولی فاوست را ...

استفاده از گوی های فلزی (به هر عنوان و نماد گونه) و چشم نوازی نور و بازتابش از سطوح آن ها و یا موسیقی و ... همه و همه به تنهایی زیباست ولی وقتی زیاد استفاده شوند و خلاقیتی تکراری به نظر برسند زیبایی و ارزش به کارگیری آن ها را کاهش داده و به نوعی دل را می زند.
من این اجرای فاوست و نمایشنامه اش را خیلی نپسندیدم و اصرار حمیدرضا نعیمی به استفاده از تمامی امکانات موجود تالار وحدت را برای خوش رنگ و لعاب ساختن این اجرا را هم همینطور! (که زیبایی بعضی بخش های خوب نمایش هم کمرنگ می کرد) و اینکه ای کاش اجرای قبلی این نمایش را تماشا کرده بودم.

بعد از اجرای نمایش متوجه شدم چرا ... دیدن ادامه » ایوب آقاخانی با تمام احترامی که برای حمیدرضا نعیمی قائل است و رفاقتی که با او دارد بسیار محترمانه و حرفه ای گفته بود:
از سوی دیگر بسیار این بو به مشام می‌رسید که نمایش «فاوست» همان اثری نیست که پیش از این در تالار «چهارسو »تئاتر شهر اجرای بسیار موفقی داشت و حتی حمیدرضا نعیمی عزیز هم می‌گفت اجرای دیگری است و همین دلیل مضاعفی شد که ترجیح دهم در شرایط پیچیده شخصی که در اردیبهشت‌ماه داشتم، خاطره یکی از بهترین کارهای کارنامه‌ام را همان‌گونه که بود، در ذهن‌ها نگه دارم و دلم نمی‌خواست در تغییر احتمالی‌اش همراهی کنم حتی اگر 10 درصد خروجی درخشان اجرای قبلی را کمرنگ می‌کرد.

ولی با تمام این حرف ها منتظر نمایش زیبای دیگری از حمیدرضا نعیمی خواهم ماند.
کاش نمایش فاوستی که در تالار چهارسو بود رو میدیدم ...
۰۸ تیر ۱۳۹۳
واقعاً ای کاش ...
۰۹ تیر ۱۳۹۳
حمید جان واقعا من هم خیلی مشتاق بودم اجرای چهارسو رو که خالی از زرق و برق (نه لزوما بد )می دیدیم. مرسی از نوشته ات.
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش هیولا خوانی i
فقط می خوام بگم تو این رنجِ بلاتکلیفی، ما تنها نیستیم.
حمید خورشیدی
درباره نمایش هیولا خوانی i
سانسوروسکوپی (بر وزن آندوسکوپی)، نمی دونم شایدم سونوگرافی سانسور یا یه همچین چیزی!

سانسور، کتمان حقایق، سلاخی تفکر و عقاید دیگران و ...

به نظرم تئاتر خیلی خوبی بود که هر چی زمان می گذشت بیش تر به زیبایی چینش کلمات و جملاتی که نغمه ثمینی کنار هم چیده بود پی می بریم (البته باید بگم خیلی هم نمایش نامه های ایشون مطابق با سلیقه ی من نیست ولی این نمایشنامه خیلی خوب بود به نظرم)
و در کنار اون کارگردانی جالب و نسبتاً متفاوت محمد یعقوبی و بازی خوب بازیگران که با گذشت دقایق جذاب تر هم میشه و تماشاگر به خوبی تو فضای نمایش قرار می گیره و یه تئاتر دوست داشتنی رو ترتیب میده.
چه خوب که بعد از مدت ها نقد و نظر ازت میبینیم حمیدجان.

به نظرم این کار دو تم داشت که به خوبی به هردوش اشاره کردی، تم ظاهریش سانشور و تم درونی و اصلیش سلاخی تفکر و آگاهی.
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
@ بهرنگ: لطف داری رفیق، هم بابت نوشتنم و هم بابت تأیید نظر من درباره ی نمایش.

@ نیلوفر ثانی: خیلی بزرگوارین خانوم ثانی عزیز و خیلی امیدوارم راضی باشین از تماشای نمایش.

@ امیرحسین ضیایی: امیرحسین عزیز، فکر کنم الآن که دارم می نویسم برات کارو دیدی و خیلی ... دیدن ادامه » هم راضی نبودی، واقعیتش نمایشنامه ی این کار به نظرم هم امضای ثمینی رو داشت و هم یعقوبی و من خب پسندیدم.

@ مینا کیان: خب خیلی لطف داری شما مینا کیان عزیز.
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
@ ابرشیر: خیلی لطف داری ابرشیر عزیز و ممنونم ازت.

@ رعنا جمالی: رعنا جمالی عزیز و کلمات و جملات بی مثالش، خیلی لطف داری همیشه و بابت واژه هم که خیلی ممنون دیگه، به پای واژه های شما نمی رسه البته، یاد یرمازدگی افتادم :)

@ مونا ب: خیلی خیلی ممنون مونا ب عزیز ... دیدن ادامه » و لطف داری، فقط امیدوارم این برگشتنه مثل چه خوبه که برگشتی مهرجویی با نوشتن نظرات و حرفای بی خاصیتم تو تیوال خراب نشه مثل فیلم های مهرجویی که خیلیارو نا امید کرده از فرط بد بودن :)
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش haunted i
هانتد
سیاوش حیدری
اولین تجربه
...

خیلی وقته به تیوال سر نزدم درست و حسابی و نظری ننوشتم و البته قبلاً هم خیلی نظر نمی نوشتم و خیلی مدت کوتاهی فعال بودم.

خب سیاوش حیدری رو از تیر ماه پارسال می شناسم که فیلم گذشته رو دسته جمعی تو سینما آزادی طبقه هشتم دیدیم. درباره ی نمایش نمی تونم بگم دوست داشتم چرا که از همون موقع که نظرات سیاوش رو تو تیوال دنبال می کردم و علایقش و اجراهای مورد علاقش رو، می دونستم خیلی با هم هم سلیقه نیستیم.

ولی خیلی خوشحالم که تونست خیلی خوب و مصمم بره جلو و الآن اولین اجراش رو تو کارگاه نمایش تئاتر شهر داره اجرا می کنه که اصلاً چیز ساده ای نیست، خیلی ها برای اجرا تو یه سالن معمولی 20 نفره هم مشکل دارن و آرزوشونه.

یادم میاد اوایل مرداد پارسال با سیاوش صحبت می کردیم و از فعالیت هاش می گفت و اینکه چقدر اجرا رفتن سخته ولی الآن خیلی خوشحالم این روزا رو می بینم و مسیری که تو یه سال قبل جدی و با تلاش و پشتکار فوق العاده سپری کرد و مکتب تهران و سختی و تلاش و جشنواره امید و برگزیده شدن به عنوان نویسنده و کارگردان و ...
سیاوش حیدری با سن پایینش ولی با تلاش و رویاهای بزرگش روزای قشنگی رو تو زندگی خودش و اعضای گروه هانتد و دوستانش که از موفقیت هاش خوشحال میشن به وجود آورده و امیدوارم بقیه مسیرش رو خیلی خیلی بهتر و فوق العاده پیش ببره.

همه اینارو گفتم که بگم شناختن این آدم و پیگیری کم و بیش فعالیت هاش و نتیجه ای که امروز شده این اجرای موفقیت آمیزش برای من خیلی خیلی درس داشت و جای یادگیری بسیار که یه جورایی همون ماجرای "خواستن توانستن است"ه و با این که مدیریت خونده ولی با چند سال مطالعه و پیگیری کنار اون درسا تونسته تو تئاتر هم موفق بشه.

سیاوش ... دیدن ادامه » حیدری ممنونم ازت و امیدوارم روزها و هفته ها و ماه ها و سال های پیش روت فوق العاده باشه و به عنوان یه دوست کوچیک این به عقلم می رسه که با این شروع خوب تو این سن می تونی کارهای خیلی خیلی بزرگ و فوق العاده ای تو تئاتر این مملکت بکنی.
به امید اون روزها

خیلی خیلی خوشحالم به خاطر این موفقیت بزرگت
به امید موفقیت های خیلی خیلی بیشترت صمیمانه و از صمیم قلب
فقط همینو میگم خواستن توانستن است حمید جان ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازه هست
منتظرم:)
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
جقدر عالی!
خیلی خوشحال شدم :)
برات آرزوی موفقیت می کنم

و از همین الان دارم می گم برای دیدن اجرا یا اجراهات تو اختتامیه مکتب تهران میام :)

امیدوارم بدرخشی
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
خیلی ممنونم ازت سیاوش

و امیدوارم خوب برم جلو و وقت کافی بذارم و اتفاقای خوبی بیفته دیگه.
بازم ممنون
۲۵ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید