تیوال هدا تورنگ | دیوار
S3 : 19:28:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هدا تورنگ
درباره نمایش اُسلو i
متن نمایشنامه مناسب برای مخاطب عام نبود و برای تماشاگری که اطلاعات سیاسی از پیمان اسلو و توافقات اسراییل و حکومت خودگردان فلسطین نداشت خسته کننده بود. جدای از متن، ریتم نمایش بسیار کند بود و روابط بین نقش ها به خوبی درنیامده بود. زمان حضور آقای هوتن شکیبا خیلی کم بود و به نظر می رسید فقط برای بالا بردن فروش اسم ایشون رو توی لیست بازیگرا اوردن. بقیه بازیگرا با توجه به اینکه اونقدر شناخته شده نبودند ولی بازی دقیق و تمیز و قابل پذیرشی داشتند. طراحی حرکات و فرم ها و برخی ری اکشن ها بسیار زیبا و مناسب بود و باعث ایجاد فانتزی و طنز جالبی در فضای خشک مذاکرات شده بود. شباهت عمدی برخی نقش ها با شخصیت های مطرح سیاسی ایرانی، نشست های مربوط به برجام و مذاکرات پیش از آن را به یاد می آورد که تشبیه جالب و به جایی بود!
شکیبا تقریبا نیمی از نمایش رو حضور داشت بعلاوه اول نمایش .از طرفی نقش کلیدی یوری ساویر رو داشت و بنظرم حضورش اتفاقا اندازه و به جا بود. در مورد نیاز ب اطلاع قبلی از موضوع موافقم
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدا تورنگ
درباره نمایش دشمن مردم i
نمایشنامه بسیار جذاب و مناسب حال و هوای این روزهای مملکت خودمون بود.‌ بازیا در کل خوب بود مخصوصاً بازی آقای طاهری که همیشه در صحنه میدرخشند... و بازیگر نقش خبرنگار آقای حمیدرضا نقره که با دقت در جزئیات تونسته بودن هنرمندانه منفعت طلبی و دورویی رو برای نقش دربیارن و به نمایش بزارن.
اما متاسفانه صدای دو سه تا از بازیگرا مثلاً بازیگر نقش شهردار پایین تر از صدای بقیه بود و گاهی شنیده نمیشد. موسیقی نمایش جالب بود و همخوانی با متن و اجرا داشت ولی به نظرم صداش بلند بود که بعضی وقتا نمیشد صدای بازیگرا رو شنید...
ارتباط نقشا در نیومده بود و ریتم نمایش در بعضی قسمتا خیلی کند بود و خسته کننده ...
با توجه به اینکه روزهای نخست اجراشون بود امیدوارم این نمایش در روزهای آتی بهتر و بهتر بشه و عواملش شاهد موفقیت های بیشتری باشند
زهره مقدم و امیر مسعود این را خواندند
فرزاد جعفریان، NetHunter و Arash Tehrani این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت ها بود از هیچ نمایشی اینقدر لذت نبرده بودم، متن فوق العاده زیبا، کارگردانی دقیق و بی عیب، نور، موزیک، طراحی صحنه و دکورها بی نظیر، لباس ها و گریم ها به دقت انتخاب شده بودند و در راستای متن...
بازی ها که دیگه نگم براتون ... از آواز قدرتمند خسرو پسیانی گرفته تا بازی با احساس خانم کردا و دوئل حرکات بدن بین پانته آ پناهی ها و حامد رسولی... همه و همه دست به دست هم دادند تا حدود ۱:۳۰ ساعت ما رو روی صندلی هامون میخکوب کنند.
اجرایی مدرن در فضایی سورئال با به کارگیری تمام ابزارهای بازیگران(از بدن و بیان و میمیک گرفته تا تجسم و تخیل و خلاقیت ... ) که جادوی واقعی تئاتر رو به ما نشون میده...
تنها چیزی که اذیتم میکرد این بود که بازیگران به این توانمندی که قطعاً مشکل بیان نداشتند، از هاشف استفاده کرده بودند. البته احتمال زیاد نظر کارگردان استفاده از هاشف بوده به ... دیدن ادامه » خاطر افکت هایی که میخواست روی صداها پیاده کنه و به فضاسازیش کمک میکرده ولی شخصاً ترجیح میدادم هاشف نباشه ...
نیلوفر پیری، هومن شهباز و م ح خ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احتمال لو رفتن داستان
علاوه بر بازی جذابِ تنها بازیگر نمایش، طراحی صحنه و لباس نیز بر زیبایی کار افزوده است. انتخاب صحنه حمام انتخاب جالبی است و مرا یاد مردی می اندازد که خودش را در حمام حبس کرده بود و نمایشنامه همان همیشگی نیز بر اساس آن نوشته و اجرا شده بود. به نظر میرسد عریانی در حمام باعث میشود حقیقت وجودی انسان ها بیشتر خود را نشان دهد و آدم ها بی پرواتر با خود واقعی شان مواجه شوند.
نمایش پُر است از المان ها و سمبل هایی که هر کدام داستان و تاریخچه ای دارند... شکلات، تیغ اصلاح، آب داغ، توالت فرنگی، فن تهویه، شوینده ها، حتی خط های بین کاشی ها که شخصیت داستان باید مراقب باشد رویشان نرود! نقش اول داستان لحظات پایانی زندگی خود را پر از فراز و فرود و بسیار متلاطم میگذراند. آسیب هایی که دیده و عقده ها و خاطرات کودکی اش را روان پریشانه با خود مرور میکند ... دیدن ادامه » و آرام آرام ...
.
حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
مهدی رزمجو، هومن شهباز و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من کارگردان توانسته فضای غیررئالیستی و تا حدودی ابزورد متن را به تصویر بکشد اما کمی سطحی به متن پراخته و نتوانسته لایه های دیگر متن را نمایش دهد.
اجرای قسمت اول نمایش که به دادگاه و توجیه متهم و شاهدین می پردازد با ریتم کندتری به نسبت قسمت دوم اجرا شد و تا حدودی خسته کننده بود اما در قسمت دوم آقای دادستان با اعتراف کوبنده و بازی تاثیرگذارش، نمایش را از مرگ نجات داد.
نکته دیگری که در مورد این نمایش باید گفته شود، تکنیک فاصله گذاری و اجرا با سیستم برتولت برشت می باشد، به این ترتیب که دیوار چهارم برداشته می شود و بازیگران با تماشاگران ارتباط برقرار می کنند. ارتباط بازیگران با تماشاگران در بسیاری از اجراهای قبلی تا حد رد و بدل کردن دیالوگی بداهه دیده شده است، اما در این نمایش تماشاگران و مخصوصاً یکی از آن ها، جزوی از نمایش میشوند و به همین ... دیدن ادامه » دلیل ضروری است قبل از ورود به سالن به کلیه تماشاگران هشدار داده شود تا از طرفشان پس زده نشود یا معذب نشوند.
مرتضی سوری این را خواند
م ح خ و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدی تورنگ
درباره نمایش عزازیل i
.
امشب اجرای اول نمایش عزازیل بود با اینحال اصلاً به نظر نمیرسید اجرای اول باشه! تسلط کامل به میزانسن ها و دیالوگ ها و در اومدن ارتباط بین نقش ها مثل اجراهای پنجم ششم به بعد بود. البته یکی دو جا مشکل نور وجود داشت که چون اجرای اول بود، قابل اغماض هست.
از طرفی فضای نمایش، فضایی معماگونه و ابهام آمیزه که لذت کشف به مخاطب میده و از طرف دیگه خرده روایت های شخصیت های داستان پرده از بسیاری معضلات اجتماعی برمیداره... و اینها کار رو جذاب و دردناک میکنه...
این نکته رو هم بگم که در نیمه دوم نمایش، لحظاتی ریتم کند و کمی حوصله سر بر شد که هرچه به لحظات پایانی نزدیکتر شدیم این مشکل هم رفع شد...
با تشکر از همگی
هدی تورنگ
درباره نمایش زناگندی i

زندگانی به هم ریخته = زناگندی

نمایش "#همان_همیشگی" با همین گروه کارگردانی و بازی رامین جعفری و یاشار بیک زاده و هدا تورنگ دی و بهمن ۹۵ در تماشاخانه سه نقطه اجرا شده و با استقبال تماشاگران مواجه شده بود.
این بار با برداشتی آزاد به قلم حمیدرضا هدایتی از همان متن مواجه ایم.
اگر "همان همیشگی" را دیده باشید برایتان مثل تماشای قسمت دوم داستان در فضایی سورئال می ماند که گهگاه فلش بک هایی به گذشته نیز می زند. و اگر ندیده باشید روایتی سورئال از زندگی در هم ریخته یک بیمار روانی را با طنزی تلخ مشاهده خواهید کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدی تورنگ
درباره نمایش پناه کاه i
نمایش در فضایی وهم آلود و به سبک سورئال اجرا می شود. بازی ها باورپذیر و هماهنگ با فضای کار است. دکور و گریم کمک زیادی به فضاسازی کرده اند. جالب اینجاست که نویسندگی نمایشنامه نیز به عهده خودشان بوده و از متن های خارجی استفاده نکرده اند. البته که ردّ پای پینتر از کارهای قبلی ، به جا مانده است.
پناهکاه جامعه ای دُگم را به نمایش گذاشته است و موقعیت هایی سخت را پیش می آورد که شخصیت ها ناچار به انجام اعمالی ضد اخلاقی و ضد انسانی می شوند. رهبران آن ها (پیتر و آنها که کتاب قانون را نوشته اند) قوانینی را برای برقراری نظم و جلوگیری از هرج و مرج تنظیم کرده اند و برای اجرای آن قوانین نیز سخت گیری می کنند! اما کم کم مشخص می شود خودشان از آن قوانین برای سلطه و سوء استفاده بیشتر از ساکنان پناهکاه استفاده می کنند و متاسفانه ساکنان نیز با تعصب کورکورانه خود به آن ها ... دیدن ادامه » قدرت بیشتری می دهند... افول انسانیت و ارزش های اخلاقی، تعصبات خشک و غیر منطقی ، سوء استفاده افراد از موقعیت و قدرت و فضای بسته و منزوی پناهکاه عجیب صحنه هایی از فیلم شاهکار dogville را در ذهن من زنده کرد...
تنها موضوعی که به نظرم خوشایند نبود نگاه صرفاً جنسی و ابزاری به زن بود که در سایر کارهای گروه هم دیده شده بود. البته میتوان گفت که این نگاه در جامعه کنونی نیز تا حدی وجود دارد و شاید نمایش فقط خواسته این واقعیت را بیشتر از آنچه هست بازتاب دهد...
نمایش "آبی مایل به صورتی" به نویسندگی و کارگردانی خانم ساناز بیان با شجاعت تمام سعی در تابوشکنی در مورد موضوعات مربوط به جنسیت دارد . به نظر تا حد زیادی در این مسیر موفق بوده است و اطلاعات و درک مخاطبان خود را نسبت به این قشر تا حد زیادی بالا برده است.
نمایش شامل ۸-۷ خرده روایت به نظر واقعی در مورد ترنس ها و تغییر (تطبیق) جنسیت آنان است و پر از انواع تبعیض ها و ظلم ها و رفتارهای غیر اخلاقی و غیر انسانی در مورد آنان است...
بازی شخصیت های این داستان از دو نظر بسیار سخت بوده: اول ناشناخته بودن و درک دشوار شرایط نقش برای بازیگر و دوم تابوهای موجود در جامعه که پذیرش چنین نقش هایی را برای بازیگران سخت میکند. با تمام این سختی ها بازی ها فوق العاده بود مخصوصاً بازی خانم نسیم ادبی ، آقای بهنام شرفی و آقای هادی عطایی و بازیگر نوجوان ملیکا پارسا ...
به نظر ... دیدن ادامه » من نکته منفی نمایش نحوه روایت نمایشنامه بوده ، نمایش به صورت مصاحبه خانم روزنامه نگار(کارگردان) با شخصیت های نمایش آغاز می شود و با تک گویی هایی تو در تو و پیچیده ادامه پیدا میکند و در نهایت پایانی شعاری دارد.

#دیالوگهای_ماندگار متن:

اگه خوب خوبش رو بخوای...خود کلمه‌های زن و مرد هم چیزی بیشتر از یه توهم نیست ، هیچ مردی صد در صد مرد است، هیچ زنی هم صد در صد زن نیست. اگه این‌طوری بودن همشون تبدیل می‌شدن به یه مشت هیولا! ولی ما این شانس رو داشتیم که هم مرد بودن رو، هم زن بودن رو زندگی کنیم. مرزهای جنسیت رو جا‌به‌جا کنیم و شاید هم این‌جوری بیشتر به انسان بودن نزدیک شدیم.
راستی می دونستید خرس های قطبی اولش بر اثر یه اختلال یا جهش ژنتیکی، سفید به دنیا اومدن، بعد خودشون شدن یه گونه‌ی جدید."

مادر آرمین : " بعد از زایمان دیدم پرستار یه نوار بست به دستش . می خواستم ببینم آبیه یا صورتی ...
ولی الآن آبی باشی یا صورتی ، یا حتی آبی مایل به صورتی . من دلم تنگ شده برات مامان "
"من دلم تنگ شده برات مامان آبی مایل به صورتی من"
نکته شاخص نمایش بازیهای بسیار زیبا و باور پذیر هنرپیشه ها بود.
دست مریزاد خانم ساناز بیان
جامعه ما نیاز مبرمی به این تابوشکنیها برای درک هویت ادمها داره، کاش چنین کارهایی بازم روی پرده بره.
۰۴ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در صحنه ای از نمایش سربازان اتریش یک سرباز روس را به اسارت گرفته اند و او را آزار می دهند تا جایی که میخواهند او را بکشند. شوایک سفیه هرچه تلاش میکند قانعشان کند که این کار غیر انسانی و غیر قانونی است موفق نمی شود به ناچار برای متقاعد کردنشان می گوید: این سرباز از بستگان منه... سال ها بعد نوه پسری ایشون عاشق نوه دختری من میشه و اون ها با هم ازدواج میکنن و بچه دار میشن...
هنوز جملات رویایی و شاعرانه شوایک تموم نشده که سرباز تیر رو شلیک میکنه و اسیر رو میکشه و همه چیز رو نابود میکنه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدی تورنگ
درباره نمایش مفیستو i


ترکیب هنر بی بدیل تئاتر و اعجاز غیرقابل انکار موسیقی ، با کارگردانی متفاوت و شجاعانه دکتر دلخواه و بازی درخشان مرتضی اسماعیل کاشی و محمد رضا علی اکبری و سایر بازیگران ، اجرای مدرن و غیرقابل پیش بینی ، شکست ناگهانی فضا ، اجرای نمایش در نمایش ، صحنه هایی ماندگار را برایتان ایجاد می کنند به گونه ای که تا مدت ها در ذهنتان باقی خواهند ماند و گهگاه در مشغله های روزمره به صورت سکانس هایی ناگهانی به ذهنتان حمله خواهند کرد.
درست است که متن نمایشنامه و فضای ایجاد شده پر است از حقایق تلخ اجتماعی و سیاسی آلمان در دوران حکومت نازی ها، اما متاسفانه قرابت هایی نیز با جامعه فعلی ایران دارد. و این حقیقت تلخ و تلنگرهایی که میزند شما را به چالش خواهد کشید و به فکر فرو خواهد برد...
شجاعت همکاری با بازیگرانی نه چندان حرفه ای در کنار اساتیدی چون اسماعیل کاشی و ... دیدن ادامه » علی اکبری و انتخاب سالن نه چندان مطرح مولوی دانشگاه تهران قابل تحسین است و ریشه در معلم بودن دکتر دلخواه، علاوه بر کارگردان بودنش دارد که دلسوزانه خواهان ایجاد رشد و پیشرفت در تئاتر ایران بویژه هنرجویان جوان است. لازم به یادآوری است فراخوان اولیه مفیستو در سال گذشته تعداد زیادی از هنرجویان تئاتر را دور هم جمع کرد و باعث شد اطلاعاتشان ثبت و گردآوری شود. همچنین دکتر دلخواه در مفیستو از دو سری بازیگر استفاده میکند که نوبتی جابه جا میشوند. درواقع یعنی هر نقش دو بازیگر دارد(به نظرم به جر نقش های اول و دوم... )
البته ناگفته نماند گهگاهی تفاوت سطح بازی محسوس و آزاردهنده است اما از ارزش های کلی کار کم نمیکند.
به هر حااال بهتون توصیه میکنم به هیچ وجه لذت تماشای مفیستو رو از دست ندید چون تکرار پروژه ای به این عظمت محال نیست ولی به این زودی ها هم اتفاق نخواهد افتاد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سم(رامین جعفری): من دلم نمیخواد حرف بزنم... دلم میخواد از ترس وجودم لال بشم. میخوام یکی دو سال توی خودم بخوابم!
شاید قانونای خیالم عوض شدن...
*************************
نمایشنامه ای عالی با اجرایی متفاوت از گروه تئاتر ریگولیتو... کارگردانی، دکور، گریم، صدا، میزانسن، بازیگری و همه و همه چیز به نظرم خیلی خوب و تاثیر گذار بودند. مخصوصاً نحوه روایت و تغییر زمان باعث شده بود که حتی یک لحظه نتونی به حال خودت باشی و از اجرا غافل شی!
#ریگولیتو
به کلیه اعضای گروه تبریک میگم و براشون موفقیت روزافزون آرزومندم مخصوصاً رامین معصومیان عزیز و رامین جعفری نازنین
شهریار اشراقی این را پاسخ داده‌است
ممنون هدی جان عزیز دل
۰۶ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
جهت اطلاع دوستان و تماشگران عزیز عرض کنم "همان همیشگی" تمدید شده است و لینک جدید (همین لینک) در تیوال مجدد برایش ایجاد شد...اما گزارش تصویری و گفتگوی تیوال در لینک زیر
http://www.tiwall.com/theater/hamanhamishegi2 موجود هست....
با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدی تورنگ
درباره نمایش آشوویتس i
با تشکر از همه دست اندرکاران از جمله جناب آقای ابولقاسمی به خاطر نویسندگی و کارگردانی خوبشون و با تشکر از بازیگران به خاطر بازی قویشون مخصوصاً آقای هدایتی نقش اول نمایش که با بازی درخشانش همه رو شگفت زده کرده بود، تماشای این نمایش رو بهتون توصیه میکنم .
هدی تورنگ
درباره نمایش فهرست i
برای جمعه ساعت 9 سه تا بلیت بدون صندلی دارم، متاسفانه کاری برام پیش اومده نمی تونم برم. اگر کسی میخواد خبر بده...

وحید هوبخت و محمد محمدی این را خواندند
سلام. جهت کار تلوزیونی حتما با بنده تماس بگیرید، در صورت عدم پاسخگویی پیامک بدید، پیشنهاد ویژه ای دارم. ۰۹۳۷۵۸۴۵۱۲۰ منتظر تماستونم
۰۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدی تورنگ
درباره نمایش آنتیگنه i
به نظر من متن اصلی آنتیگونه خیلی خوبه اما تغییراتی که آقای هدایتی بهش داده فوق العاده اش کرده ، کارگردانی واقعاً عالیه. تغییر داستان، تغییر زبان و حتی جابه جا شدن نقش ها از جذابیت های این کار هست. بازی ها نسبتاً خوبه. گریم خیلی سنگین و عالی، مرتبط با متن. دکور هم خوبه.
واقعاً خسته نباشید خیلی لذت بردم.
ممنون از همراهی شما دوست عزیز
۲۰ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کابوس نامه یک نمایشنامه یا فیلمنامه نیست به نظر من یک شعر سورئال است.
تجربهء خوبی بود، پیشنهاد می شود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تحلیل روانشناسانه خوبی بر روابط زن و مرد بود. خیلی خوب بود مخصوصن اون قسمتش که تو تاریکی مطلق بود. خسته نباشید
manimoon و محمدرضا دانش این را خواندند
تبسم استاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود، دکور عالی با بازی فوق العاده سینا رازانی و آشا محرابی... خسته نباشیییییید
manimoon و محمدرضا دانش این را خواندند
mojdeh moj این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه خواهشی از مسئولین تی وال دارم که حتمن تاکید کنن که ورود برای زیر 8 سال ممنوعه!
ما امروز با کلی ذوق و شوق توی این ترافیک، ازینور شهر رفتیم اونور شهر که یه کار خوب ببینیم ولی گفتن ممنوعه! و بعد علیرغم موافقت دستیار محترم کارگردان و سایر دست اندر کاران، بدلیل مخالفت مسئول (!!!) گیشه یا همون بلیط فروش موفق به دیدن نمایش نشدیم. از مجموعه تئاتر شهر انتظار میره که افرادی با سطح اجتماعی بالاتر که نحوه برخورد با مخاطب تئاتر را بداند در ویترین خود قرار دهند...
بچه همراهتون بود؟ چند ساله؟
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
اصلا چرا یه بچه رو حتا هشت ساله یا ده ساله باید آورد به تئاتر؟ اون هم این تئاتر که بعضی دیالوگهاش هم برای بچه ها مناسب نیست . تئاتر کودک برای اونها اجرا میشه . اما باید یاد بگیریم که هر جایی که می خوایم بریم بچه هامون رو لزوما نباید ببریم .
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنون دوستان از لطفتون. هیچ وقت تا حالا پیش نیومده بود که بخوام با بچه برم تئاتر به جز تئاترای مخصوص کودک که تقریباً ماهی یکبار با هم میریم، به خاطر همین قانونشو نمیدونستم. از محتوای نمایش هم مطلع بودم از نظرم مشکلی نداشت که بچه ببینه ، و چون همیشه تئاتر ... دیدن ادامه » کودک و سینما میبرمش بچه ای نیست که اذیت کنه... البته برای خودم هم راحت تر بود که تنها برم اما متاسفانه نتونستم کسی و پیدا کنم که پیشش بمونه و از طرفی نمیخواستم کار به این خوبیو از دست بدم... اگه اجرا ادامه داشته باشه و برنامه ام جور بشه حتماً میرم که ببینمش :)
من تنها انتقادم این بود که باید هنگام خرید از طریق سایت این تذکر داده بشه...
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید