تیوال هـ . محمدی | دیوار
S3 : 11:32:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تقصیر خودمونه
هیچوقت به پسرامون یاد ندادیم که زن جا سوئیچی نیست که هر جا میری با خودت ببریش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش ملاقات i
عدالت فقط زمانی اجرا میشه که تشنه ش باشید.
امیر مسعود این را خواند
هـ . محمدی، میثم هنزکی، فرزاد جعفریان، فرزاد و میرقاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش ریچارد i
تا وقتی رؤیا رو از مردم نگیری، امید به تغییر وجود دارد
الف: به خلوتت برو
ب: زیبا باش و جذاب
نه برای کسی، برای خودت.
هـ . محمدی
درباره نمایش زهرماری i
سه شنبه 22 خرداد 1397: به دیدن این اثر به یاد ماندنی رفتم و واقعاً از لحظه لحظه ش لذت بردم. همۀ بازی ها خیلی خیلی قوی بود و بازیگران بسیار مسلط بودند که واقعاً جای تقدیر و تبریک داره. اصل نمایشنامه هم به نظرم خیلی خیلی خلاقانه بود و معلوم بود تیم نویسندگان واقعاً زحمت کشیده. طراحی صحنه و میزانسن ها هم شاخص بودند. در مجموع یکی از قوی ترین کارهایی بود که تا به حال دیده بودم. بیستِ بیست! یه خسته نباشیدِ اساسی به همۀ اعضای گروه میگم و امیدوارم واقعاً یا فیلم تئاترش بیاد بیرون یا بالاخره یه زمانی بازاجرا بشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش زهرماری i
یونس: آخه تو دختری، نصف ما سهم می بری.
ماریا: شوخی می کنی؟
یونس: نه، دختری دیگه!
اسد: جالبه آقا یونس! اینجا که دین و ایمون به نفع شماست، خوب بلدی!
یونس: با تشکر، خدافظ!!!
میلاد: شرع رو که واسه تقسیم شراب لحاظ نمی کنن که!
یونس: چرا نمی کنن؟
اسد: آخه به خاطر اینا که نمی تونی بری دادگا!!
میلاد: بله، تا تو پاشی بری اونجا بگی برادر سهم من از شرابای خوانوادگیم چقد میشه، که اونا دهنتو سرویس می کنن!
یونس: من نمی فهمم! اینا ارثیه ست. باید مثه ارثیه تقسیم بشه!
عاطفه گندم آبادی، امیر، جهان و نیکتا یعقوبی این را خواندند
هـ . محمدی، ALNIA و فرناز برزمینی این را دوست دارند
چه خوب یادت مونده
۲۶ تیر ۱۳۹۷
همون موقع تو گوشیم یادداشتش کردم
۲۷ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش زهرماری i
همیاری تیوال: این نمایش دیگه تمدید نمیشه؟ مثلاً تا پایان خرداد؟
عاطفه گندم آبادی این را خواند
درود بر شما
به آگاهی می‌رسد، تصمیم‌گیری در مورد تمدید اجراها، به عهده گروه‌های محترم اجرایی و سالن‌های محترم است و تا این لحظه در مورد تمدید این نمایش، از آن مراجع محترم درخواستی اعلام نشده است و تاریخ پایان ۲۴ خرداد است.
با سپاس
۲۴ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش اگه بمیری i
پنجشنبه 3 اسفند 96 این نمایش جالب رو دیدم. اولین نکته ای که در این نمایش نظرم رو جلب کرد، طراحی دکور و صحنه بود که به نظرم خیلی حرفه ای انجام شده بود من خیلی خوشم اومد. نکته بعدی داستان و دیالوگ ها بود، که قوی کار شده بودند و انصافاً همه بازیگرها به طور یکدست ایفای نقش می کردند و متناسب بودند. به طور کلی نمایشی بود که تماشاگر رو تا انتها کنجکاو و مشتاق نگه می داشت، ارزشمند بود و اوقات خوبی رو برای آدم رقم می زد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
25 بهمن 96: نمایش خوبی بود ولی کیفیت اجرایی که من دیدم به نظرم پایین بود. نور در برخی صحنه ها خیلی بد روی بازیگرها تنظیم شده بود، صدای میکروفون های بازیگران اول نمایش که قطع و وصلی داشت و در ادامه خیلی زیادی بلند بود. صدای موسیقی خوب تنظیم نشده بود و یه جاهایی از شدت بلند بودن دیالوگا شنیده نمی شدن. یه سوتی هایی هم در برخی جابجایی های دکور پیش میومد. با این وجود بازیگر نقش "باخه" خوب به نقشش تسلط داشت و بازیگران نقش های "یوهان" و "ایوان" هم خوب بودن. ولی از طرف دیگه، جای یه پیانو حقیقی و یه پیانیست واقعی هم خیییییلی کم بود. ینی واقعاً انتظار نداشتم نباشن!
هنوز صدا مشکل داره؟
من فکر کردم بخاطر شلوغی جشنواره و کمبود وقت نرسیدن میکروفون ها را درست کنند!!!
۲۶ بهمن ۱۳۹۶
والا من که سردرد گرفتم. ینی از یه جایی به بعد مجبور شدم برای استاندارد شدن بلندی صدا هدفون بذارم دم گوشم که از سر دردم کم بشه
۲۷ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این هفته در 15 بهمن ماه، این نمایش رو دیدم. کار لذت بخشی بود. از دکور و موزیک زنده و حرکات فرم هماهنگ و اینا که همه گفتن و ما هم میگیم که خیلی خوب بود. ولی واقعاَ خانم مهناز افشار به جای خانم ستاره پسیانی در نقش نانسی، حتی قابل تصور هم نبودند!!! یعنی خدایی کار رو باید دست کاردان داد! تئاتر بازی کردن کار هرکسی نیست، می دونید؟! خانم پسیانی خییییلی خوب بودند و تسلط داشتند.
بعد از طرف دیگه بازی آقای هوتن شکیبا در نقش فاگین بسیار برجسته بود و من فکر می کنم کلاً ایشون جایی که نوعی طنز حاکمه، حالا چه در اصل نقش و چه درونمایه اون شخصیت، عملکرد قابل توجهی دارند! در مورد آقای نوید محمدزاده، با همه علاقه و احترامی که برای بازی های سینمایی شون قائلم، در این نمایش به نظرم بیشتر زمان هایی که دیالوگ نمی گفتند خوب بودند! (اینم یه مدلشه بالاخره! که دیالوگ نگفتنِ آدم ... دیدن ادامه » در حین نمایش بهتر باشه!)
در نهایت به همه گروه خصوصاً بچه ها، نوازنده ها و آوازخوان ها تبریک و خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش صد درصد i
96/11/14: یه نمایشایی هم هستن که موج هیجانات و احساسات درونی مخاطب رو شبیهه نوار قلب می کنن، یه جوری که رسماً با غلظت سروتونین سرم خونی آدم بازی میشه! در وهله اول با نمایشنامه جالب و قوی، در ادامه با کارگردانی حرفه ای، توجه به جزئیات، بازیگران خوب و تئاتری، میزانس های حساب شده، طراحی صحنه، نور، صدا، خلاقیت های اجرایی و و و. در واقع در چنین نمایش هایی تلاش بر این هست که یه جورایی از "صد در صد" امکانات هنری و اجرایی استفاده باشه که خب در نهایت هم منطقیه که با استقبال روبرو بشن و جوایز بگیرن و تقدیرها ازشون بشه و خلاصه. و این تقریباً تمام حس من پس از دیدن نمایش "صد در صد" بود که بی وقفه فوران کرد و نوشتم.
پی نوشت: خدایی بازی خانم ستاره پسیانی یه چندین درجه بهتر از آقای هوتن شکیبا بود. در هر حال به کل گروه خسته نباشید میگم.
با اون پاراگراف آخرتون شدیدا موافقم بنظر من بازیگر خوبیه هوتن خان ولی مناسب ترین گزینه برا این نقش نیس شایدم انقدر ستاره خوبه ک اینجوری بنظر میاد.
ولی شما فک کن پارسا پیروزفر نقش مایک رو بازی میکرد ویرانگر میشد این نمایش .
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
من هم با نظر شیرین خانم بیشتر موافقم. مایک مدام غافلگیر می شد و انصافا ری اکشن های هوتن شکیبا خوب بود.
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
منم با شیرین جان موافقم. اتفاقا اقای شکیبا در مصاحبه با اقای جیرانی گفتند که نقش مایکل پیش برنده نبوده و مدام باید غافلگیر میشده ؛ در واقع نمایش رو الیزابت هدایت میکنه.
البته نظر همه شما متحرمه .
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش شرقی غمگین i
"یه بابایی می گفت اگه آدما این حرف قشنگایی هست که وقتی یکی شکست عشقی خورده، یکی بد آوورده شکست عشقی خورده، یکی خعلی بد آوورده هیچ گوهی نخورده، بهش میگن، ...اگه اون حرف قشنگا رو خودشون عمل می کردن ازین زندگی اَنی مَنی رها می شدن"
هـ . محمدی
درباره نمایش شرقی غمگین i
12 بهمن 1396، به تنهایی به دیدن «شرقی غمگین» رفتم... مو به تنم راست شد، اشکهام جاری، یاد عشق کردم، دوباره عاشقش شدم، خندیدم، ...زندگی کردم. "یادت نره زندگی...یه وخ یادت نره زنده ای"... حرف نداشت! سجاد افشاریان و این عاشقانه خالصِ از دل برخاسته ش که خوش به دل نشست. ... و رفیقمون هومن شاهی که مرامش مثال زدنی بود.
یکبار دیدنش واقعاً کم بود ولی شاید صد بار دیدنش هم باز کم باشه... . من مدت هاست دارم تو «شرقی غمگین» زندگی می کنم ولی "من اگه یه بار دیگه به دنیا میومدم دیگه هیچوقت حساب کارایی که باید انجام بدمو بر نمی داشتم. حسابِ نباید ها رو بر می داشتم که تو جزوِ نبایدها بودی، "باید" بودیاااا...واسه من "نباید"...که کاش "باید"...کجا بودی تا حالا؟..."
علی عشقی کجا بودی تا حالا که حرفای دلای یه وری مون رو پادکست کنی؟..میشنویم، بازم "تعریف کن، تعریف ... دیدن ادامه » کن"
8 بهمن 96: در این روز برفی زیبا به دیدن نمایش محیطی "نادیدنی یا هر طور شما بخواهید" در عمارت روبرو رفتم و واقعاً لذت بردم! نحوۀ اجراش جدید بود! جذاب بود! ضمن اینکه من کلاً از نمایش هایی که مخاطب توش به نحوی سهیمه خیلی خوشم میاد. خلاصه خیلی بهم خوش گذشت، ممنونم از آقای حجازی و گروهشون. و با لبخندی به پهنای صورت پس از این اجرا، جشنواره تئاتر امسال هم برام تموم شد!
با آرزوی اینکه این "جشن گفتگوی تئاتر ایران" در سال های آینده از همه نظر بتونه پیشرفت و بهبود پیدا کنه، تا جایگاه هنر و تئاتر بین مردم پر رنگ تر بشه و اوقات خوبی برای همه رقم بخوره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
4 بهمن 1396: نمایش "فهرست مردگان" کاری از رضا ثروتی
نمایش قابل قبولی بود. با وجود اینکه خیلی طولانی بود، ولی گذر زمان حداقل تا 2 ساعتش حس نمی شد. تم موسیقایی، نسبتاً خوب داستان سورئال نمایش رو جلو می برد. ازون گروه کُر مردگان خوشم اومد گرچه بعضاً آوازهای جلف هم می خوندن که یه کم تو ذوق میزد. طراحی صحنه و لباس هم قابل تقدیر بود.
نیلوفر، مریم زارعی، امیرمسعود فدائی و امیر این را خواندند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هـ . محمدی
درباره نمایش من... i
3 بهمن 96: این نمایش رو در 36مین جشنواره تئاتر فجر دیدم. خیلی لذت بردم. طرح مسائل اجتماعی در قالب حرکات فرم به طور هماهنگ و زیبایی انجام می شد. در پایان کار، صداقت و صمیمت آقای تجویدی در برخورد با تماشاگر به نظرم خیلی قابل تقدیر و ارزشمند بود. دیدن این نمایش رو به همه توصیه می کنم. واقعاً ارزش داره.
Royah، امید رستگار، Samira، صدف اسمعیل پور و فریبا جعفری فشارکی این را خواندند
سپهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه 1 بهمن 1396: تئاتر «هفت عصر روز هفتم پاییز» دیالوگ های خیلی خوبی داشت که منطقاً از قلم قوی «ایوب آقاخانی» همین هم انتظار می رفت! در مورد بازیگران باید بگم که مطمئنم که خانم لیلا بلوکات به خاطر بازی شون در این نمایش نامزد دریافت جایزه خواهند شد و حتی امکان داره جایزه ببرن! خوشحالم که پای این نمایش نشستم.
در ضمن واقعاً متأسفم برای اون دسته از تماشاگرانی که هنوز درک و شعور درستی از تئاتر بینی ندارن، خوراکی می خورن، حرف می زنن، گوشی چک می کنن یا در حالیکه تو سالن جای سوزن انداختن نیست تصمیم به رفتن می کنن! خوب نیست، زشته!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شنبه 30 دی 1396: امروز رفتم کار "تنهایی پر هیاهو" رو در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر دیدم. تک بازیگره بود ولی همون یه بازیگر خوب صحنه رو در دست داشت! فضاسازی خوبی با استفاده از عناصر نور، صدا و حرکات بازیگر صورت گرفته بود. کار به صورت پرفورماتیو اجرا شد و اگه درست درک کرده باشم، به نظرم در مورد تجربۀ مهاجرت بود و نسبتاً خوب داستان رو منتقل کرد. خسته نباشید فراوان به تک بازیگر این نمایش که یه جاهایی واقعاً نگرانش می شدم که نکنه از حال بره اونهمه حرکات پشت سر هم و بی وقفه انجام می داد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه 28 دی 96: سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر رو با دیدن نمایش "این یک پیپ نیست" شروع کردم و باید بگم افتتاحیه خیلی خوبی بود برام! طراحی صحنه، میزانسن بازیگرا، مسیر داستان و همه هنر به کار رفته در این نمایش خیلی چشمم رو گرفت و واقعاً لذت بردم! نمایش به طور ماهرانه ای منِ تماشاگر رو با حرکات بازیگرا بین فضاها حیرت زده و نسبت به روند داستان کنجکاو می کرد. و اون مفهوم و ایدۀ کار یه جوری برای من درونی سازی شد، که فک نمی کنم هیچوقت یادم بره! از آقای مساوات تشکر می کنم که یک نمایش فراموش نشدنی رو برامون رقم زدن!
پنجشنبه 28 دی 96: سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر رو با دیدن این کار شروع کردم و باید بگم افتتاحیه خیلی خوبی بود برام! طراحی صحنه، میزانسن بازیگرا، مسیر داستان و همه هنر به کار رفته در این نمایش خیلی چشمم رو گرفت و واقعاً لذت بردم! من به همراه "کسی که نیست" و نبود به دیدن این نمایش رفتم و بعد از اینکه نمایش رو دیدم، برام خیلی جالب شد که من واقعاً موقع پر شدن سالن، صندلی بغلیم رو که به هوای دوتایی رفتن خریده بودم، نذاشتم کسی روش بشینه! و گفتم: "جای همراهمه!" در حالیکه همراه من کسی نبود! ... شاید هم بود اما دیدنش کار هرکسی نبود! انگار از قبل به نوعی اون درونمایه جالب و تفکر برانگیز نمایش بهم الهام شده بود. مثل جیم، ماریا، پلیس، mommy و جنازه ای که در نمایش نبودند! ... بازیگرانی که نبودند که تعظیم کنند!...بودند اما نبودند! شاید هم دیدنشان کار هرکسی نبود یا ... دیدن ادامه » هرکس یک جور می دیدشان! ...و مایی که تماشاگر اون نمایش نبودیم! شایدم هم بودیم... "این یک پیپ نیست!" "شما تماشاگر این نمایش نیستید"... و در نهایت یاد این شعر از بیتا امیری افتادم: "در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست/می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست/می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی/چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست..." . از آقای مساوات تشکر می کنم که یک نمایش فراموش نشدنی رو برامون رقم زدن!
مریم زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید