تیوال حسین کریمی | دیوار
S3 : 17:55:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بعد تــو دنیای مـن از
جای خالیت پـــر شد

بعد تـو تنــــهایی من
دور از تصور می شـد

بعد تو هر کس رد شد
جـــاتو از مـــن دزدیـــد

دنیای من جـز دلتنگی
چیزی نبــــاید می دید
.
.
.

از: خود
یه لحظه دلم واسه دیفال تنگ شد، گفتم بیام یه یادگاری بنویسم...
یاد دیوار بخیر...
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم کجا می رم تو این بارون تنهایی
هنوزم فکر خورشیدم بدون چتر و رویایی

بگو این جاده ها میرن به هرجا که تو اونجایی
تو وهم باورم موندم، تو اون تصویر زیبایی

بیا دنیامو روشن کن، به رویایی که نزدیکه
نباشی پیرهنم خیسه، تمام شهر تاریکه

.
.
.


از: حسین کریمی
حسین جون پس حسام قندک کو ؟! نبینم تنهایی اینجاها بپلکی :دی
۰۶ شهریور ۱۳۹۱
حتما تو راهه تا برسه یکم طول میکشه...
یعنی سیستم نداره فعلا تا درست شه...
۰۷ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان، و بال به تفکر و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می‌بخشد. "افلاطون"

نحوه پیدایش موسیقی:

قدمت هنر موسیقی به اوایل خلقت انسان برمی‌گردد چرا که در نقوشی که بر دیواره غارها دیده می‌شود پرندگانی در حال نغمه‌سرایی به چشم می‌خورد. بدین ترتیب است که انسان در ابتدا اصوات خوش را از طریق پرندگان و حیوانات خوش‌الحان می‌شنیده و سعی در تکرار و تقلید آن می‌نموده است و این پایه ای است بر پیدایش موسیقی آوازی...

موسیقی در آغاز همان سخن گفتن بود که در آن هر صدائی کشش خاصی می‌یافت – زیر و بم شدن ناپایدار اصوات بعدها اندک اندک به وضع ثابتی گرائید. بعدها پرسش دیگری پیش آمد که پرندگان چرا نغمه پردازی می‌کنند ؟ برای دلربائی نغمه سرائی مرغان را جزء به مغازله که به خاطر تکثیر نسل انجام می‌گیرد به ... دیدن ادامه » چیز دیگر تعبیر نمی‌توان کرد – انسان‌ها هم فقط به خاطر نیایش خدایان سرود نمی‌خواندند بلکه عشق و علاقه‌ای هم که به یکدیگر و جنس مخالف داشتند آنان را به اینکار تحریص و تشویق می‌کرد . و اما جلب مهر و محبت جنس مخالف ترانه سر دادن تنها منحصر به انسان‌های اعصار اولیه نیست ترانه‌های ملی قرون وسطی نیز همچون ترانه‌ها و سرودهای ملی و محلی کنونی همه و همه آوازهای عشقی هستند .
مردمی که این ترانه‌ها را ساخته‌اند به کمک الفاظی که به ندرت تعقید و پرده پوشی در آن دیده می‌شود کوشیده‌اند که یار را با خود بر سر مهر آورند .

طبیعی ترین وسیله آواز، سینه و حلقوم طبیعی انسانی و ساده ترین وسیله ایجاد وزن، دستهای آدمی است. انسان با برهم زدن دستها وزن را نگاه داشته و نغمه‌ها و آهنگ‌ها را همراهی می‌کرده‌است. بعد ها بشر با استفاده از ابزار محیط پیرامون خود و الهام از صداهایی که طبیعت با خود همراه داشت با استفاده از شاخ حیوانات و روئیدنیهایی که در دسترس داشت، سازهای بادی مانند بوق و نی اختراع کرد و با کمک حس شنوایی سوراخهایی با توجه به معتقدات نجومی و اعداد مقدس در آنها تعبیه نمود که اکنون به صورتهای گوناگون تکامل یافته‌است. همچنین انواع طبل‌ها و سازهای ضربی را اختراع کرد و درتکامل آنها کوشید. در کاوشهای باستان شناسی، سازهای بادی و زهی مانند چنگ و نی را یافته‌اند که تاریخ آنها به چندین هزارسال قبل از میلاد می‌رسد. همچنین این تکاپو در تکامل موسیقی ادامه دارد...
سلام حسین جان
ممنون
۰۵ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روز ها سخن از سلسله ی موی تو بود
هر چه بود است نهان در خم ابروی تو بود

از ازل دست به دامانم و بس
هر کجا می بریم در نگهم کوی تو بود

نظری بر دل ما چون انداز
این گناهان همه بخشیده آن خوی تو بود

رخ عیان کن، قد برافراز و بیا
تا ابد هر نگهم در پی آن روی تو بود

نسیما خبر از یوسف ما می آری
گو همانا همه از معجزه بوی تو بود

هر ... دیدن ادامه » چه گویم سخنم کوتاه است
حافظ هم مست ز اسرار شب موی تو بود


از: حسین کریمی
خیلی خیلی خوووب
۲۲ تیر ۱۳۹۱
به قول حسام هزارو سیصد آفرین:)
۲۲ تیر ۱۳۹۱
خیلی خیلی ممنون نیلوفر عزیز

مرسی مرجان جان
۲۳ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگفتی که کجا از شب بریدی
بگو تا شب دراز، رازقی هست

تو این بی راهه ها نوری نمونده
بگو از این سیاهی و شه مست

همه رنگ ها سیاهن، رنگ برگ زرد
خزون قرنِ و با این شب پست

به هر سازی رسیدم یک ترک داشت
بخون با این ترانه تا که زنده است



از: حسین کریمی
بگو تا شب دراز رازقی هست ؟؟؟؟؟
۱۴ تیر ۱۳۹۱
جناب کریمی من منظور شما و شاعر آسمانی رو متوجه شدم منظور من از هم
عقیده بودن با ایشون در نوع نگارش ایشون بود که برعکس شما فاصله ننداختن.بنظر من کار اینطور از ریتم افتاده بهتر بود از نظر من جور دیگری
مثلا با گذاشتن یک"واو"به این منظور میرسیدید...تشکر از ... دیدن ادامه » شما
۱۴ تیر ۱۳۹۱
"به هر سازی رسیدم یک ترک داشت
بخون با این ترانه تا که زنده است"


من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهنگ است...

زیبا بود.

سپاس.
۱۴ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"محکوم"

همه محکومن به رفتن
یکی همراه، یکی تنها

همه درگیر یه روزن
یکی دیروز، یکی فردا

همگی غرق سکوتن
یکی از ترس، یکی دردها

همه تمثیل یه رنگن
یکی روز و یکی شبها

همه محکومن به رفتن
یکی ... دیدن ادامه » تنها، یکی همراه

همه زندگی رو باختن
یکی از فقر، یکی از آه

همه دنبال سقوطن
یکی مردم، یکی از شاه

همه محکومن به رفتن
یکی همراه، یکی تنها

همه از چیزی می ترسن
یکی از مرگ، یکی از ما

از: حسین کریمی
آفرین حسین جان...
بزنم به تخته باید دنبال مجوز ترانه هات باشیم برای کنسرت و ...
۲۱ خرداد ۱۳۹۱
آفرین..چه شعر زیبایی سرودی شما جناب.. :))
۲۱ خرداد ۱۳۹۱
- ممنون آرش عزیز لطف داری...
- به شدت سپاس از لطفتون بانو صادقیان
- نگاهت زیباست عطیه جان
- ممنون از حسن نظرت محمد مهدی عزیز
۲۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم
ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم
اگر چه روبرویی مثل آیینه با من
ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن

نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم
همه دلها رو میخوام که عاشق تو باشم

تویی عاشق تر از عشق تویی شعر مجسم
تو باغ قصه از تو سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل شراب ناب شیراز
هزار میخون و آواز هزار و یک شب راز

میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشما رومی خوام
... دیدن ادامه »
تو رو باید مثل گل نوازش کرد و بویید
با هر چی چشم تو دنیاست فقط باید تو رو دید
تو رو باید مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هر چی لب تو دنیاست تو رو باید صدا کرد

میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشما رومی خوام


از: اردلان سرفراز
حسین جان داداش

آکوردها رو واسه چی برداشتی ؟ها؟
۱۱ خرداد ۱۳۹۱
با صدای ابی...عالی
۱۱ خرداد ۱۳۹۱
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از گریه نیاساید چشم
ما را ز برای دیدنش باید چشم
گر دوست نبیند به چکار آید چشم ؟

درود حسین جان
۱۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دومین جشنواره نمایشنامه خوانی "نیمکت"

دومین جشنواره نمایشنامه خوانی نیمکت به همت کانون تئاتر فنی تهران جنوب و مدرسه تئاتر سه نقطه دوم و سوم خردادماه ۹۱ به دبیری فهیمه معین برگزار گردید.

در طی این جشنواره به طور کل 19 نمایشنامه که 9 نمایش آن دیروز، 2 خرداد ماه و ۱۰ اثر دیگر امروز، ۳ خردادماه در قالب دومین جشنواره نمایشنامه خوانی نیمکت، در پلاتوی استاد شکیبایی مدرسه تئاتر سه نقطه، مورد خوانش قرار گرفت.

جدول نمایشنامه خوانی های دومین روز این جشنواره:

"پاتوق آقا اسماعیل" نوشته حمید امجد به کارگردانی بهزاد اسدی
" لارکسپورلوسیون لیدی" نوشته تنسی ویلیامز به کارگردانی محمدعلی بداغی
" خرده نان" نوشته لویی کالافرت به کارگردانی امیررضا جلالی
"بدری ما ادری"نوشته ی بابک لطفی به کارگردانی سهیل قناعتی
" وقتی صدای سوت میاد سرت و بدزد" نوشته ی مهدی صالحیار به کارگردانی فرهاد جوپاری
" روغن نهنگ " نوشته یوجین اونیل به کارگردانی نوید اکبری
"لاموزیکا دومین "نوشته ی مارگریت دوراس به کارگردانی مهتاب فتحی
"خواستگاری ... دیدن ادامه » " نوشته آنتوان چخوف به کارگردانی محمدرضا بیگوند
"وایولت " نوبسنده و کارگردان هومن بنایی
"رقص کاغذپاره ها" نوشته محمد یعقوبی به کارگردانی حامد ادوایی

"این جشنواره آثار خود را به صورت رایگان برای علاقه مندان برگزار نمود"

این جشنواره کار خود را امروز 3 خرداد به اتمام رساند و اختتامیه آن در روز 8 خرداد ماه 91 در ساعت 17 الی 19 برگزار خواهد شد.


"خسته نباشید به تمامی دوستان و هم دانشگاهی های عزیزم به خصوص خانم سارا حدادی که با تمامی مشکلات برای برگزاری این جشنواره با استقامت خودشون و تلاش و همکاری خوب دوستانشون تونستن دومین دوره نیمکت هم به خوبی برگزار کنند."
درود بر تک تک بچه های فعال کانون تئاتر تهران جنوب
پرچمتون بالا:دیییی
۰۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو توفان این شب هرس می شدم / تو هر بغض این مرد نفس می شدم

نبودی، ندیدی که این عشق رو / تو آغوش هر کس هوس می شدم

. . .

از: حسین کریمی
شب ٍعشق، شب ٍ درد، شب ٍتنهایی مرد

شب ٍبغض، شب ٍ کوچ، شب ٍ سربی، شب ٍ سرد
۰۳ خرداد ۱۳۹۱
پسر نصفه نصفه نزار
وقتی یه چی خوب میاد تو ذهنت ادامش بده پخته بشه
۰۳ خرداد ۱۳۹۱
ادامه داره حسام جان یکمم زیاده ولی گلشو نوشتم رو دیوار...
۰۴ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو این بن بست بی فرجام / تو این شبها که من تنهام

یه کاری کن که این کابوس/ نشه رویایی که من می خوام

. . .

از: حسین کریمی
یه هجای اضافی داره که به خاطر استفاده دو مصوت بلند تو مصرع اول "تو" و "این" و یه "شبها" برابری میکنه با مصرع دوم "نشه" "رویا" "یی"
کاملا برابرن و ریتم کامله...!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
نه سید جان این جه حرفیه، حرف شما هم برو داره... آقای ارمغان همین نقد رو بکنن من بهشون توی موسیقیش ثابت می کنم که هیج مشکلی نداره...
البته در باب ترانه هم هیج مشکلی نداره بس شما بعضی از ترانه های خانم مونا برزویی رو بخونین میکین این جه جرتیه نوشته با اینکه ... دیدن ادامه » کاملا ساختار شکن و زیباست و ریتم کامل داره ولی هجاها برابر نیستن
تو ترانه هیج محدودیتی وجود نداره، مخصوصا ترنه های به این صورت که در تعداد هجاها برابر نیستن ولی کاملا در میزان های بیانی کاملا برابری میکنن
تازه این ترانه کاملا ریتمش حفظ شده و هیج اسیبی ندیده و هر مخاطبی بدون شکست ریتم می تونه بخونه...!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
خیلی بد میشه ولی من جایکزین دیکه ای هم دارم مرسی از حسن توجهت سید عزیز

یه کاری کن که این کابوس/ نشه تصویر رویا هام *اینو بیشتر دوست دارم

یه کاری کن که این کابوس/ نشه رویای این روزام
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید لمس دستاتو نگیر از من.../ که قطره قطره آب میشه سراب لحظه های من

تمام بغض تقویمم نبود توست.../ نباشی حسرتت میشه دلیل پرسه های من


از: حسین کریمی
امشبم مث یه برزخ بود/ مث احساس تو با من
نمی دونم کجا می رم/ مث رفتن تو از من

باید پرواز رو باور کرد/ برای سفری از تن
ولی اینبار سفر مرگه/ برای تو، برای من

بیا تا دست برداریم/ از این من ها ، برای ما
همیشه خونه یه سقف/ برای کشتن غم ها

بمون تا که سحر بازم/ دلیل بودنم باشه
نذار دلتنگی امروز/ رفیق درد و غم ها شه

از: حسین کریمی
یه راهی روبه من واکن تو این بی‌راهه‌ى بن‌بست
یه کاری کن برای ما اگه ما ای هنوزم هست
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو قلب آسمونم ، دیگه ستاره ای نیست
کبود یاس دستام ، دیگه جوونه ای نیست

بهار و باد و بارون ، با بغض و غصه هاشون
شبونه یاسو بردن ، دیگه نشونه ای نیست

از: حسین کریمی
زیبا بود جناب کریمی عزیز
سپاس ازشما
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسمون مثل گذشته نای باریدن نداره
دیگه این ترانه ها هم جای بالیدن نداره

وقتی که کعبه ی دل هم خالی از خدا میمونه
دیگه هیچ کی نمیخونه نمیتونه که بخونه

از: حسین کریمی
خیلی دوست دارم راحت نظرم رو در رابطه با بعضی نوشته ها بگم، همانطور که خیلی راحت در مقابل بعضی نوشته ها سکوت میکنم و میگذرم.حسین عزیز اگر تمایل داشتی نظرم رو عرض میکنم.
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
حسیین جان سلام فدات خوبی؟
منظورم این بود شما همه حرفها ی که یک نفر راجب ترانه باید بدونه همه رو گفتین دادش
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
@سلام بر سید عزیز.اره اکه خدا بخواد <لبخند>

@ممنون سمیه جان از دقت و نکته سنجیت :)

@سلام، خدا نکنه، ممنون کاووس جان
مرسی از این تعارفت ولی اخه این ضرب المثل اینجا کاربرد نداشت با این هدف ولی به هر حال ممنون از لطفت :)
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منو محکوم قفس کن
اما گل هامو نسوزون

من به یاد بغض چشمات
گم شدم تو مشت بارون
...
منو محکوم قفس کن
من ازت جدا نمیشم

من مثل قطره بارون
چشم به راهت پشت شیشه م

از: حسین کریمی
حسین جان هر چه سریع تر این ترانه رو برسون به یه اهنگساز

من شخصا میگم این کار موفق میشه

مطمئنم
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
سلام خانواده دیواری

حسین جان زیبا بود متشکرم دوست عزیز

سید جان اقای خمسه قسمت مجوز ترانه با بایگانی پرونده شاعران تالار وحدت هستند با خود اقای خمسه صحبت کنی حتما کمکت میکنه خیلی خیلی شخصیت دوست داشتی و ادمه خوبی هستش
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
معمولا ترانه های عاشقانه دارای تصویر سازی صحنه های عاشقانه است که تو این مصرع خیلی با احساس و ملموس تره
ممنون از لطفتون
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طرح چشماتو کشیدم/ روی بوم خیس دریا
آسمون به گریه افتاد / توی دستام،غرق رویا

موج هم از روی حسادت / دلشو میزد به دریا
شنها از عطر نفسهات/ راهی ان تا خود صحرا


پ.ن: سلامی دوباره به دیوار و ساکنین دوست داشتنیش
من برکشتم با کوله بار خاطره... ولی سوغاتی ندارم جز چند چرک نویس

از: حسین کریمی
خوش برگشتی پسر ترانه گوی دیوار
حسین عزیز خیلی خوب بود...

فقط چند نکته :

1-گریه دیگه :-)

2-توی این بند وزن گیر داره اینجوری بهتر نیست؟

آسمون ... دیدن ادامه » به گریه افتاد / توی دستام،غرق رویا

3-راهی ان رو اینجوری بنویسی بچه ها توی خوندنش مشکل کمتری دارن.

باز هم ممنون از ترانه ی زیبات
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
@حسام: والا با این نوناشون...

@محمد مهدی: مرسی، خودم دیکه :دی

@جناب ارمغان: ممنون نظر جامعی بود :)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
@سید میر باقری: علیکم السلام عقبل ا... حاج اقا شما لطف دارین

سباس حسنا جان
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توجه **فراخــــوان** توجه

نیازمندی ها!!! : به تعدادی بازیگر آقا و خانم (ترجیحا دانشجو) جهت بازی در نمایشنامه خوانی به کارگردانی حسام خالقی در جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاهی نیازمندیم

لطفا تمامی دوستانی که علاقه مند به همکاری می باشند، مشخصات خود را به آدرس ایمیل زیر پست نمایند
E-Mail: Hesam.Khaleghi@gmail / yahoo.com
تبریک می گم حسام جان.
۲۸ فروردین ۱۳۹۱
آقا محسن و ارغوان خانم عزیز
حتما در اسرع وقت با دوستان از طریق ایمیل ارتباط برقرار خواهد شد
۲۹ فروردین ۱۳۹۱
آقای خالقی بعد از خسته نباشید و تیریک ؛ شاید این متن رو این روزها زیاد دیده باشید و من هم بخاطر تکرار دوباره اش عذر می خوام ؛ فقط از پی یاد آوری بود
من هم براتون ایمیل فرستادم
۳۱ فروردین ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو باز هم وارونه برگشتن

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت ، یه عمر سیب می چینه

کنار سبزه و سکه ، کنار آب و آینه
تموم لحظه های شب ، سکوتت هفتمین سینه

تو هم درگیر تشویشی ، مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب ، تموم سال بیدارم

هوای خونه برگشته ، تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه


امیدوارم ... دیدن ادامه » سرسبزی دیوار و دیوار نشین ها هم
جز یکی از سین های سفره هامون باشه
"دلامونو نو کنیم بدور از هر کینه"
"دنیا فرصتی نیست جز برای دوست داشتن"
دوستتون دارم
سال نو مبارک
مرسی از نوشته ی زیبات حسین عزیز


سال نو تو هم مبارک :)
۰۱ فروردین ۱۳۹۱
سلام خانواده دیواری
حسین جان سالنومبارک
۰۱ فروردین ۱۳۹۱
درود حسین جان . سال نوی تو هم مبارک
۰۲ فروردین ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو کجایی سهراب؟
قایقت جا دارد؟
گوشه ای که بتوان با قلبم
آن سوی دریاها رفت
خسته ام من از زمین
از غروب بی صدا
بال پروازم نیست
پای رفتن خسته است
تو کجایی سهراب؟
کاش گوشه ای از قایق رویایت را
سهم من میکردی
بی خبر رفتی تو
به همان شهر دور
که از آن میگفتی
این منم در ساحل
خسته ... دیدن ادامه » ودلسردم
منتظر می مانم
چشم میدوزم به آب
قایقی در راه است
شاید این موج بلند
بریاند آن را
در کنار ساحل
پیش پای دل من
قایق می آید به پیش
آرام و آهسته
قایق تو اینجاست
روبرویم باز است
می برد من را دور
روی آن موج بلند
روی یک خواب لطیف
روی فواره ی هوش
پشت هیچستان ها
پشت چینی نازک تنهایی تو
کفشهایم کو؟
کفشهایم کو؟

از: ناشناس
صبر کن سهراب
قایقت جا دارد؟
من از این همهمه ی داغ زمین بیزارم
۱۲ اسفند ۱۳۹۰
دیگر نه سهرابی است که قایقی داشته باشد نه قایقی که سهرابی درون آن باشید...
باید زندگی کرد...

زیبا بود حسین جان... ممنون از انتخابت
۱۲ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بذار اسمون بباره ، رو تن سرخ ستاره

بذار این شبای سردم ، هر جی غم داره بباره

نذار این کبودی تلخ ، تو رو از دلم بکیره

نذار این سیاهی شب ، توی اون جشات بشینه

بیا با هرم نفس هات ، عشق رو راهی نکام کن

توی هر نماز بارون ، دل و مهمون خدا کن

بیا با دستای خالی ، با هم خونه ای بسازیم

روی دیوارای خونه ، طرحی از خدا بسازیم

بذار ... دیدن ادامه » این ترانه ام باز ، روی هر بغضت بشینه

تا که این سیاهی شب ، توی خاطرت بمیره

از: ح.ک
زیبایی در نکاه شماست
ممنون زهرا جان
۰۹ اسفند ۱۳۹۰
ممنون محمد مهربون
احساس و نکاهت زیباست عزیز

مرسی عطیه جان لطف داری
۰۹ اسفند ۱۳۹۰
خیلی ممنون خانم معلم :دی
مرسی که قشنک خوندی زهره جان
۱۱ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید