تیوال حسین کوهی | دیوار
S2 : 00:04:58
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به دیدن این مونولوگ برید و از دیدن یک درام زیبا با کارگردانی خوب حسن جودکی و متن و بازی فوق العاده مژگان خالقی به غایت لذت ببرید.
"وهمی با موجودیت انسان"
واتسلاو هاول سیاستمدار و نویسنده بنام اهل چک ,نمایشنامه هتل کوهستانی را به رشته تحریر در آورده و جزو نمایشنامه هایی ست که به تازگی در ایران ترجمه و عرضه شده.
کارگردان این نمایش در نمایشنامه خوانی های پیش از این همیشه به نو بودن و تازگی متن حساسیت فراوانی نشان داده و بدنبال متونی رفته که کمتر یا هیچ وقت در ایران کار نشده است مثل:عروسی خرده بورژواها از برشت,قطار از توفیق الحکیم,دیروز امروز فردا از مینه اولجه و هفت منو از دیوید آیوز که همگی نشان دهنده این خصیصه از کارگردان جوان اثر میباشد.
باید جسارت کارگردان رو تحسین کنم که در اولین اجرای صحنه ای خود به سراغ متنی سخت ,عجیب و ابزورد رفته در روزگاری که همه نگاهشون رو در تئاتر بسمت گیشه سوق دادن و سراغ متونی با لحن کمیک ,شناخته شده و حتی بازتولید آثار قبلی میروند.
نمایش ... دیدن ادامه » در پنج پرده شکل میگیره و هرچقدر به پرده های پایانی نزدیکتر میشیم رئالیسم موجود در نمایش رنگ میبازه و تماشاگر رو به مفهوم یک نمایش ابزورد نزدیکتر میکنه برای اینکه با دنیای نویسنده و خلق فضای نمایشی آریو نزدیک بشیم بد نیست به نوشته ای از "واتسلاو هاول"راجع به همین نمایشنامه فلاش بکی بزنیم:
"به غیر از آن، سعی کردم برای یک هم‌سلولی‌ام به گونه‌ای هرچه دقیق‌تر هتل کوهستانی را شرح دهم. او با میل زیاد و توجه شگفت انگیز گوش کرد. وقتی در پایان از او پرسیدم، چه فکری می کرد، اگر مرا نمی‌شناخت و به هر دلیلی این نمایشنامه را می‌دید، بدون تامل گفت باور دارد که آدم حیله‌گری هستم که از او یک دلقک ساختم. و صادقانه از دست من عصبانی بود. اگر می‌گویم که علاقه دارم این نمایشنامه آرامش درونی تماشاگر را به هم بریزد و به گونه‌ای انسانی تکانش بدهد"
فکر میکنم آریو راقب کیانی هم در دراماتورژی همین روش رو پیشه کرده ,جایی که میبنیم در این نمایش روابط عمیقی بین کاراکتر ها وجود نداره,داستان گوئی به شکل کلاسیک وجود نداره و نقشها و البته موقعیت های نمایشی در حال تعویض هستند!!
نمایش هتل کوهستانی ریتم و ضرباهنگی قابل قبولی داره و از بازیهای یکدست و یکسانی برخودار هست ,کارگردان بخوبی با جمود صحنه و پرسوناژها و موتیف تکرار تونسته از پس یک نمایشنامه ابزورد بربیاد و برای تماشاگر خلق موقعیت انجام بده.

تبریک به آریو راقب کیانی عزیز و گروهش بابت این نمایش و خسته نباشید :)

حسین کوهی عزیز , درود بر تو
سپاس از همراهی پر مهرت دوست نازنین و بی نظیرمان
۲۵ آذر ۱۳۹۷
زندگی چقدر جبر داره برای ما؟

حسین کوهی جانان، درود برای تو
متشکرم برای همه چیز ... از مصاحبه بینظیرت و این نگاه صمیمانه ات ...
شرمنده محبت هایت هستم رفیق نازنینم
باشی و جبران کنم ...
۰۱ دی ۱۳۹۷
فدای تو آریوی نازنین,
کمترین کاری هست که میشه برای یک دوست و رفیق انجام داد,اون هم دوست بی نظیری مثل تو :)
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنِ عریانِ کاغذ
همیشه
شهوت نوشتن را در من
بیدار می کند!
بکارت کاغذ از دست می رود
واژه ها می دوند
و دوباره
ارگاسم تنهایی...
چشمهای هرز
تمام زنگ های شیطان را
آهسته و آرام
به صدا درآورده اند،

همچون راه عشق اش
که در جاده ی سیاه زندگی،
هرزه ی هم آغوشی
روسپی های سیاه و سپید عاشقی شده
که ... دیدن ادامه » بکارتش را
برایِ دیگران نگه داشته است.

#مجتبی
۰۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خیز تا سوی در میکده خندان برویم
خیز تا باده بدست، مست و خرامان برویم

جرم این رند ِسرافکنده و سرخورده چه بود
که اشارت کنی و بی سر و سامان برویم!

دین فروشان بفروشند اگر آب حیات
من و تو تا به ابد با لبِ عطشان برویم

خرقه زهد و تصوف بفروشیم که ما
سیل مذهب زدگانیم و خروشان برویم

چونکه این دلقِ مرصع نکند چاره ما
سوی یزدان دو عالم سرِ درمان برویم

صنما شیوه ... دیدن ادامه » رندان خرابات ببین!
خیز تا رقص کنان منزل جانان برویم

میتوانید همه پای ببندید ولی!
بند را برگسلیم تا که زِ زندان برویم

گر فروشید به بازار جهالت ما را
یوسفیم و همه از چاه به کنعان برویم...
همه از چاه به کنعان برویم
عالی بود حسین جان
ممنون مرسی
۲۹ مهر ۱۳۹۷
فدا مدا آقا مجتبی گل :)
۰۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین کوهی
درباره نمایش او i
دوستان خوبم پیشنهاد میکنم گفتگوی جذاب و صحبتهای شنیدنی آرش دادگر رو راجع به نمایش "او" از دست ندید,ظرف روزهای آتی در آوای تیوال منتشر خواهد شد :)
حسین عزیز، به دیده منت. ممنون از زحمات دوست جان
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
عالی بود ؛ ممنون
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
شاهین عزیز و زهره مقدم بزرگوار ممنون که همراه هستید .
۲۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خسته نباشید میگم به گروه بسیار خوب این نمایش
نمایش بسیار زیبا,دقیق و پرداخت شده ای بود و دیدنش بسیار لذت بخش بود
ممنون از مینا میرزا آقا کارگردان جوان اثر,محمد صادق ملک,نسیم عرفانی و پریسا محمدی با بازیهای بسیار زیبا و دقیقشون و تمامی عوامل این گروه شریف.
.
.
.
از دیدن این اثر لذت خواهید برد
ممنون از شما آقاى کوهى نازنین
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
بسیار بسیار زیبا و گیرا نوشتی امید عزیز و دقیقا این نمایش به همین گونه که برشمردی نمایشی شریف و زیبا و با کیفیت هست,امید که این نگاه کاسبکارانه و شهوت فروش از اهالی تاتر رخت ببندد که ما تماشاگران هم قطعا نقش بسزایی در این سیکل داریم.
میتوان در همه نابسامانیها ... دیدن ادامه » شریف بود بقول مسعود کیمیایی "زمونه عوض شده,ما که نباس عوضی بشیم ".
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
ممنون از امید بلاغتى نازنین
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روح پدر هملت:هملت تو باید انتقام منو بگیری!!
_اما پدر من هنوز 15 سالمه!!
روح پدر هملت:من همسن تو بودم روزی 2 باکس سیگار می کشیدم!!
_مگه اونجایی که تو هستی سیگار نیست!
روح پدر هملت:نه,اینجا فقط گوگرد هست...

****آقایون خانمها****
وای وای, این اجرا رو از دست ندید که بشدت مستوجب پشیمانی ست.
فوق العاده بود.
خسته نباشید به گروه اجرایی نازنین :)
چشم ... در راهیم
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
جناب کوهی عزیز حقیقتا با نظرات شما و دوستان دیگه ترغیب شدم این نمایش رو ببینم... اون وای وای تیرخلاص بود برای تردید :)))
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
نیلوفر ثانی :))

فرزاد جعفریان : ای داد بیداد :))
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ترنسکشوال ها بیمار نیستند"

اطلاعات نادرست و عدم اطلاع رسانی در موردشان باعث اشتباه و قضاوت های نادرست بسیاری در مورد اونها شده,تابویی که راجع به این افراد وجود داره باعث شده که اونها منزوی بشن و به تبع اون مهجور بمونند در جامعه!
سامان ارسطو که خودش هم ترنس هست گوشه ای از زندگی این دوستان رو برای ما روایت میکنه و سعی داره اطلاع رسانی صحیحی رو به ما منتقل کنه.

این نمایش کاملا مستند, تجربی و بسیار زیباست . توصیه اکید دارم که حتما به دیدن این نمایش برید و با دنیای ترنس ها و مشکلاتشون آشنا بشید و این تابو را بشکنید.
سامان ارسطوی نازنین سپاس بابت اینهمه تلاش
خسته نباشید :)
کلا خیلی تیم شریف و دوست داشتنی هستند
امیدوارم با شجاعت به کارشون ادامه بدهند علیرغم تمام مشکلات
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هیچگاه یک معامله را نیمه رها نکن"
نمایش گلن گری گلن راس اثری سترگ از دیوید ممت نمایشنامه نویس بزرگ امریکایی ست که با "مرگ فروشنده" آرتور میلر مقایسه میشود و هر دو نمایش نقد نظام سرمایه داری در امریکاست با وجود اینکه نزدیک به 35 سال فاصله هست بین نگارش دو نمایشنامه.
نمایش سالهایی را روایت میکند که دولت دست راستی دونالد ریگان به روی کار آمده و وضعیت اقتصادی نامناسبی برای قشر کم درآمد جامعه بوجود آمده وممت در این نمایشنامه همین موضوع را دستمایه یک درام اجتماعی قرار داده است.
فرید رحمتی کارگردان جوانی ست که این اولین تجربه حرفه ای اوست و دومین تجربه در مقام کارگردانی.فرید رحمتی در مقام کارگردان درک صحیحی از نمایشنامه ممت داشته است و سعی کرده روایت خود را از این اثر داشته باشد و شبیه سازی نکند,دیالوگهای ناتورالیستی این نمایش را که به ... دیدن ادامه » اصطلاح گفتگوی ممتی نامیده میشود به میزان صحیحی اجرا کرده است و سعی کرده از گفتگو و بازیهای اغراق آمیز جلوگیری کند.
بازیگران جوان نمایش بازیهای یکدستی به نمایش گذاشته اند که حاکی از تمرینهای مداوم گروه و تسلط بازیگران نمایش هست و طراحی صحنه هم در خدمت فضای نمایشی ست.
در کل "گلن گری گلن راس"اثری است محترم و قابل قبول که ریتم خوبی هم دارد و دیدنش تماشاگر را خسته نمیکند.
خسته نباشید به گروه اجرایی :)
ممنون از حضورت ممنون از انرژیت و ممنون که ب تماشای کارمون نشستی
۰۹ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر همه
دیروز به تماشای نمایش غسالخونه رفتم.
نمایش خوبی بود و متن بسیار دقیق و روانی داشت که نوید یک نویسنده خوب رو بهمون میده بنام"سهند خیرآبادی".
بازیها هم قابل قبول بود و در کل نمایش استانداردهای لازم رو داشت.

"اما نکته بسیار مهم در این نمایش وقوع اتفاقی بود که تا بحال در فضای تئاتر شاهدش نبودم و جای بسیاری تاسف هست"
در ابتدای نمایش که وارد سالن شدم "آقایی محترم" دقیقا در وسط سالن روبروی صحنه به تنهایی نشسته بود و باقی تماشاگرانی که وارد میشدند توسط راهنمای سالن حافظ به گوشه های سالن هدایت میشدند و هرکس هم به باکس وسط میرفت و مینشست با تذکر ایشان به باکس های کوچک کناری هدایت میشد و همچنان "آقایی محترم" در باکس وسط تنها نشسته بودند!!!
در ابتدای نمایش مشخص شد که "آقای محترم" کلیه بلیطهای سالن رو خریداری کردند و چون تعدادی تماشاگر هم متاسفانه آمده اند ایشان(آقای محترم)لطف فرمودند و اجازه دادند باقی تماشاگران هم بیایند و بنشینند ولی فقط در باکسهای کوچک کناری و تمام مدت نمایش را از زاویه خوب 90 درجه ببینند!!!!!!یاللعجب از اینهمه فداکاری!!!
القرض نمایش تمام شد و بلافاصله یک تابلوی بسیار بزرگ گل رز لاکچری!! توسط عوامل سالن به داخل آورده شد و با یادداشتی در قسمت پایین دسته گل به یکی از بازیگران زن نمایش همراه با جعبه ای کوچک که شبیه به جعبه زیورآلات می نمود به بازیگر خانم تقدیم شد!!!
وقتی در پایان نمایش به کارگردان عرض کردم که راندن تماشاگران به جایگاهههای درجه 2 کار بسیار ناپسندیست ایشان هم تایید کردند و فرمودند از طرف مدیریت سالن حافظ آقای "بشارتی"این موضوع تحمیل شده و ظاهرا خواسته شده که باکس وسط توسط"آقای محترم"خریداری شده و دلش میخواسته که تنها بنشیند و هیچکس در باکس وسط نباشد!!!!که در پایان نمایش هم اتفاقا جناب"نادر فلاح"بازیگر اصلی این نمایش هم به این موضوع اعتراض کردند که خداوند یارشان باد.

********آقای محترم و آقایان محترم دیگر لطفا برای ابراز عاشقیت و ارادت خود جایی دیگر را انتخاب کنید و قداست تئاتر و حرمت تماشاگران این هنر را که سرمایه اصلی تئاتر محسوب میشوند را به سخره نگیرید!!!!!**********

جناب آقای بشارتی مدیریت محترم سالن حافظ اینجا روسیه نیست که کارتل های نفتی آن سالنهای تئاتر و سینما و اپرا و پاتیناژ را قرق کنند و تماشاگران را به مخاطب درجه 2 تقلیل بدهند,متاسفم از اینکه شما بعنوان مدیر یک مرکز فرهنگی انتخاب شده اید و بجای شما از تماشاگران رنجیده خاطر این نمایش معذرت میخواهم و صد البته برای شخص شخیصتان هم متاسفم!!!

غیر ... دیدن ادامه » از هنر که تاج سر آفرینش است
دوران هیچ سلطنتی پایدار نیست...
تو این تئاتر همه چی دیده بودم. ولی چنین توهینی منو آزرد چه برسه به حاضرین. بنظرم علاوه بر ما تماشاگران مسئولین اداره تئاتر معاون هنری بخصوص هنرمندان هم باید پیگیر این ماجرا باشند
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
سلام بر جناب کوهی بزرگوار

به لطف و همکاری شما من دوستی رو که از سال 84 تاکنون دنبالش میگشتم پیدا کردم

فراوان سپاس
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
زنده باشی مهدی قاسمی عزیز,چه خوب و بسیار خوشحالم
شاد باشید :)
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش بسیار زیبا
ارکستراسیونی با نظمی خاص
نمایشی بسیار خوب و دیدنی و جذاب مخصوصا برای طرفداران تئاتر فرم.
لذت بسیاری بردم از دیدن این نمایش
تبریک به فرید یوسفی و کل گروه و خسته نباشید جانانه :)
جناب کوهی عزیز سپاس از اشتراک شوق انگیزتان
لطفا میفرمایید مدت نمایش چقدر است؟
۱۱ اسفند ۱۳۹۵
کیان عزیزم درودها
مدت نمایش یک ساعت هست.
۱۱ اسفند ۱۳۹۵
با درود و امتنان فراوان.
۱۱ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی
روی گندمگون
گاهی
بوی گندم
و گاهی...
دست هایی,که بوی نان میدهد
مثل شهوت خواستن یک تکه از نانی داغ!
در یک بعدظهرِ سردِ زمستانی
دوستت دارم...
عالی....
۲۷ بهمن ۱۳۹۵
زنده باد امیر هوشنگ صدری عزیز و نازنین
سلام,سال نو مبارک
خیلی خوشحال هستم که دوباره یکی از وزنه های قدیمی تیوال رو میبینم ,مخصوصا در صفحه شعر که کاملا از رونق افتاده.
قطعا با حضورت دوباره سبز خواهد شد .
ارادتمندم خیلی :)
۱۷ فروردین ۱۳۹۶
سلام حسین جان*
به نظرم آمار نوشته ها و بازدیدکننده ها، امسال نسبت به پارسال داره تکونی میخوره.در هر صورت آنکه آورد مرا باز برد در وطنم...مرغ باغ تیوالم ****
امیدوارم باز هم پر رونق بشه.
:)
۱۷ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناگریز از جنگ...
دو سرباز کشته شده اند و بر سر جسدهایشان منتظر آمدن فرشته ای هستند که آنان را از دار فانی به ملکوت ببرد. این دو با هم خصومت و دشمنی داشته اند اما الان مجبور به پذیرش دوستی یکدیگرند. هر دو این انتظار را پشت سر می گذارند و با آمدن فرشته متوجه می شوند که باید منتظر هم قطاران دیگری هم باشند تا ظرفیت سفینه برای برگشت به ملکوت کامل شود.

باید آمار کشته ها به 200 برسد و این هر دو را عصبانی می کند. برای همین چاره ای جز دوستی و بازی با فرشته نیست. تا اینکه یکی دیگر از مردگان هم به آنها می پیوندد و ...
پژمان عبدی در این نمایش نگاهی جهانشمول و انسانی به جنگ داشته و همه چیز در خدمت این نگاه مترقی و صلح محور او قرار گرفته است.در این نمایش بدون شک میتوان به این تاویل رسید که جنگ توسط سیاستمداران براه می افتد,بخاطر منافع فردی ادامه می یابد و باز بشکل سیاست ... دیدن ادامه » محوری پایان میپذیرد و به راحتی از عواقب و پیامدهای این طاعون خودساخته عبور میشود و چیزی که این وسط از بین میرود و میماند انسانی تنها و از بین رفته ست.
شخصیتهای این نمایش به نامهای آرپیاجی ,دوشنکف و کلاشینکنف هستند که مشخصا اسم سلاحهایی مثل آر پی جی,دوشکا و کلاشینکف هستند و این خود گویای این موضوع هست که خود این سربازان بخت برگشته ابزار و ملعبه جنگ هستند بی آنکه خود بدانند.در آغاز نمایش آرپیاجی و کلاشینکنف که سرباز دو کشور در حال جنگ هستند و اکنون مرده اند در حال بحث و جدل و درگیری مثل زمان زنده بودنشان با هم هعستند ولی به مرور و پس از آمدن "517" فرشته ای که قرار هست آنها را به عالم ملکوت ببرد با هم ارتباط برقرار کرده و نگاه مثبتی به هم پیدا میکنند ,,از قضا این فرشته چشمان ضعیفی هم دارد!! و عینکی ست و در جایی دیگر, زمانیکه از آرپیاجی قصه میشنود بالشش را آورده و کودکانه به خواب میرود که این هم نشان دهنده زمینی بودن و قابل دستیابی بودن مقام یک فرشته است برای انسان معاصر...
در کل نمایش پژمان عبدی به حق بازیهای خوب و چشم نوازی دارد و از نمایشنامه ای تر و تمیز برخوردار هست و از نمایشهای خوبی ست که این روزها روی صحنه هست.

پ ن:اگر برای دیدن این نمایش به تماشاخانه باران رفتید ,سانس بعدی نمایش "مافیا" را هم ببینید,ضرر نمیکنید :)
سپاس از تمجیدتان
۲۴ بهمن ۱۳۹۵
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاقی که روز پنج شنبه افتاد یک آتش سوزی را نهایتا به یک فاجعه بدل کرد.
راستش در این چند روز خیلی سعی کردم با آرامش این اتفاق رو مرور و هضم کنم ولی سخت هست و نمیشه و نشد!!
اگر در تهران زندگی میکنید حتما در جریان مدیریت شهری جناب قالیباف و شورای محترم شهر هستید و نیازی به گفتن نیست که این شهردار گرامی تمامی بودجه را صرف پروژه های عمرانی میکند و معتقد است که هزینه های عمرانی به چشم میاید و سال بعد شاید بکار هم بیاید. اینگونه ست آتشنشانی امکاناتش در اینچنین مواقعی راه به جایی نمیبرد و اگر جانفشانی این عزیزان نبود معلوم نیست ابعاد فاجعه چقدر بزرگتر می بود.
اما اگر ازعملکرد شهردار تهران و خنده هایش بگذریم لازم است کمی هم به خودمان بپردازیم.
1-اگر در تهران زلزله بیاید چه اتفاقی خواهد افتاد!
2-ما مردم ایران آیا در این حادثه که مطمئنا آخرین اتفاق نخواهد ... دیدن ادامه » بود نمره قبولی گرفتیم،خیر علاوه بر پلاسکو انسانیت ما نیز فروریخت.
3-آیا این ما نبودیم که به رضازاده و دبیر و جدیدی و مختاباد و ساعی و شیبانی(85 ساله و همیشه در خواب) رای دادیم.
4-آیا ما نیستیم در هر اتفاق و حادثه ای تحلیل غلط خودمان را اشاعه میدهیم!!
5-آیا نباید هرگونه شایعه و صحبت غلط و نادرست را تخقیق کنیم قبل از آنکه فوروارد کنیم.
آری صحنه هایی در این اتفاق دیده شد که واقعا شوکه کننده و شرم آور بود،هموطنان عزیز و ارجمند ما ایرانیهایی که در تمام زمینه ها مدعی هستیم و ادعای تمدنی هشت هزار ساله را یدک میکشیم و همیشه بر سر اعراب میکوبیم لایق زمامدارانی بهتر از قالیباف و احمدی نژاد و ... هستیم.
مایی که در مرگ بزرگان جامعه بجای تسلی و تسلیت با آدمهای معروف سلفی میگیریم،مایی که در مترو چنان به زنی خیره میشویم که خجالت میکشد و سر به زیر می اندازد،مایی که در تاکسی و مسیر نیم ساعته بیست و پنج دقیقه با تلفن مکالمه میکنیم و حقوق شهروندی دیگران را هویج میپنداریم،در سینما با نور موبایل و مکالمه اطرافیان را می آزاریم,مایی که در اتوبوس به صفحه موبایل کسی که مشغول زدن اس ام اس هست خیره میشویم،مایی که هیچ وقت کتاب نمیخوانیم و در عوض رتبه های بالای جستجوی سکس را در گوگل داریم،مایی که یخچالمان را از انبوهی از غذای نذری انباشت میکنیم بدون آنکه بدانیم نیازمان آنهمه نیست،مایی که همه جا دنبال پارتی میگردیم,خیابانها و اتوبانها را به پیست فرمول 1 تبدیل میکنیم ,به صفحات افراد مشهور دنیا حمله کرده و فحش و تکه پرانی میکنیم یا امثالهم...

بیایید کمی خودمان را بکاویم!!
بقول سهراب ساده باشیم ساده،چه در باجه بانک چه در زیر درخت...
سپاس جناب کوهی عزیز
از ماست که بر ماست....
۰۴ بهمن ۱۳۹۵
حسین آقای کوهی عزیز درودها بر شما عزیز گرانقدر
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
کیانِ جان,درود فراوان و سپاس از مهرت :)
۲۱ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین کوهی
درباره نمایش دوازده i
سلام به دوستان تیوالی و خسته نباشید به مجموعه گروه نمایش"
خسته نباشید میگم به گروه جوان و کارگردان جوان این اثر بابت ارائه یک نمایش قابل قبول,یکدست و البته بی ادعا

دیدن وحید آقاپور,محمد رضا مالکی,پوریا شکیبایی فرزند خسرو بزرگ بسیار دلنشین بود و تبریک ویژه به علی مشایخی نازنین بابت بازی خوب و تاثیرگذارش.
موفق و پیروز باشید :)
آقا مخلصیم .خیلی لطف کردید
خوشحالم که خوشتون اومده از نمایش ما
۲۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای مصدق از جا پاشد,عباش رو تکوند و رفت لای آجرهای دیوار...
پرند محمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین کوهی
درباره نمایش فردا i
بدون هیچ توضیح اضافه ای شاهد یک نمایش فوق العاده و بی نظیر بودم ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمه تاریک من
پر است از نرسیدن
پر از نرفتن
لبالب از انقلابهای بی سرانجام!
خفقانی از کودتای خشم و شرر
نیمه تاریک من را
شخم نزنید!
بذرهای چشمان خاکستری ام را
به باد ندهید!
که نخواهند روئید...
عقیمت بگذارید
این نیمه نحس را با من
بگذارید آیندگان
فسیلی خوب داشته باشند!
نیمه ء تاریک من
بی ... دیدن ادامه » گمان
در چراغی خُرد
روزی
دفتر مشق کودکی خسته را
روشن خواهد کرد...


جناب کوهی نمیدونید چقدر خوشحال شدم از دیدن نامتون...


عالی...


۱۳ خرداد ۱۳۹۵
حسین جان عالی بود بخدا :))
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
خیلی عزیزی پرند جانم,ممنون ازت :)
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به استقبال بهار می رویم............آخرین شب شعر سال 1394

جلسه شعر سی و پنجم

همیاری جان پیشاپیش برای پررنگ کردن این پست،قدردان هستم.

به پیشواز نوروز باستانی و چهارشنبه آخر سال خواهیم رفت.از دوستان نازنین خواهشمندم در این آخرین جلسه حضور بهم برسانند تا پیشاپیشِ نوروز با هم ساعتی را به شعر و شادی سپری کنیم.شب شعر ما روز جمعه این هفته مورخ 14 اسفند ماه راس ساعت 17:00 به مدت دو ساعت, برگزار خواهد شد. امیدوارم همگی دوستان افتخار بدن و تشریف بیارن,باشد تا کامروا شویم :)
حرف زیادی نیست!یادآوری ها رو هم تکرار میکنم,دوستانی که تشریف میارن حداقل یک شعر از هرکسی که دوست داشتن برامون بخونن :)

*ضمنا تم شعری این هفته هم "نوروز"هست و دوستان یک شعر از خود یا دیگران در مورد این موضوع میخوانند.

نکته مهم:خواهشمندم دوستانی که تشریف میاورید گزینه می آیم را بزنید تا برنامه ریزی بهتری انجام شود.
همچنان دل بی دوست دلی غمگین است...
مقدم همه دوستان تیوالی و غیر تیوالی را گرامی میداریم :)

آدرس ... دیدن ادامه » : کافه کنج -خ ولیعصر-نرسیده به خیابان فاطمی-پاساژ کامران-طبقه اول
به امید دیدار همه دوستانِ جان :)
به امید خدا، این هفته می آم
همیاری جان کاش قرار ما رو هم پررنگ می کردی
۱۱ اسفند ۱۳۹۴
ممنون جناب کوهی، من نیز هم
۱۱ اسفند ۱۳۹۴
اگه تهران بودیم حتما میومدیممممم:(((((
افسوس
۱۴ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در لابلای کتابهای دوران دبستان نوسنگی
دنبال چه میگردی!
با گیسوانی سپید
با ناخنهایی چرک...

گاهی وقت ها
نفس که از لابلای دندانهایم
با جهشی خونواره بیرون می جهد
هوای بازگشت به قفس تنگ و کهنه سینه را
ندارد...

سرگرانی نکن!
گاهی وقت ها
هیچ مسکنی بهتر از فراموشیِ تخیل و خاطره
نیست

تمامی ... دیدن ادامه » وقت هایم
اوقاتی ست غیر شرعی و کسل کننده و تنگ و گنگ
میان تیک تاک لرزان عقربه های رعشه گرفتهء لاغر
از تنهایی...
از تاریکی...

خسته و افسرده و مهجور
دوای درد کدامست!
یا ضامن آهو
یا ضامن چاقوی زنگار بستهء دسته صدفیِ زنجان ِ پدر...
زنده باد دوست هنرمندم ،حسین عزیز
عالی بود
۱۲ بهمن ۱۳۹۴
یا من مغلوب‌ترین فاتح جهانم
یا مرزهای تن تو دست‌ نیافتنی‌ست
دارم عقب‌نشینی می‌کنم
این یعنی
عاشقت شده‌ام
یعنی
از اینجای شعر
دستور
دستور زبانِ توست.
... دیدن ادامه »
"کامران رسول زاده"
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
عالی بود آریو
زنده باد :)
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید