تیوال نیما مستر | دیوار
S2 : 20:13:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیریست باخودغریبی میکنم
من کیستم
کیست؟
روح سردم کنج جسمم خفته است
من نیستم
نیست؟
این غافله دیگرنداردساربان
من کیستم
کیست؟
فارغ ازدنیای دیگرگشته ام
من نیستم
نیست؟
لحظه دل کندنم ازتو،جوانیست
نیست
نیست؟
دروجودت ... دیدن ادامه » کیستی چرکین ریشه دارد
کیست
کیست؟
آنکه بردا،روح من رادرجوانی، کیست
کیست
کیست؟
نیست دیدی چهره ام زردوسیاه
نیست
نیست؟
عینکی درچشم من ته استکانیست
نیست
نیست؟
هرپزشکی مرحم دردهای بی دوایم نیست
نیست
نیست؟





●ایمان●
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرآنچه من ازتوخواستم خواهش است
سنگدلیت بدترازتکفیری وداعش است
نگیرخودرابرای من اینچنین
گواه پاکی ام برایت عبورازآتش است



●ایمان●
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک دمی درمن نگر،این کاری است؟
تنهایی ام ازخلوت دنیا واین بیماری است
وحشتم ازمرگ فرتوت شب خاموش نیست
مردنم اززخم بستردرشب بی یاری است
نیست ،ازخلق جهان بی هنرمارانصیب
آنچه دائم میزندبرمن نهیب رسوایی است
پادگان قلب من داردنگاهی پر طپش
کهنه سربازدلم، درچنگ، جنگ دلبرهرجایی است




♡ایمان♤
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﺗﻤﺎﺷﺎ

ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﭘﺘﯿﺎﺭﻩ، ﺍﻫﻮﺭﺍ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
هر زشت هزار آبله، ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

چون شیشه، ﺗﺮﮎ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎِ ﻋﻄﺸﻨﺎﮎ
ﺩﺷﺘﯽ ﮐﻪ ﺯ ﺗﺐ ﺳﻮﺧﺘﻪ، ﺩﺭﯾﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﭘﺮﺳﺘﺎﻥ، ﻧﻔﺲِ ﺟﺎﺭﯼ ﻋﺸﻖﺍﻧﺪ !
ﻫﺮ ﺩﻟﺒﺮ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﻪ، ﻟﯿﻼ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺷﻮﮐﺖ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺯﺍﻍ ﻧﺒﺎﻓﯿﺪ
ﻣﺮﺩﺍﺑﯽِ ﻣﺤﻨﺖﺯﺩﻩ، ﻋﻨﻘﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻪ ﺷﺮﻓﺨﺎﻧﻪﯼ ﺷﺮﻡ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ... دیدن ادامه » ﻏﻨﭽﻪﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ، ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﺑﺨﺎﻧﻪﯼ ﺧﻨﯿﺎﮔﺮ ﺍﻓﻼﮎ
ﺩﻝﻫﺎﯼ ﻣﺼﯿﺒﺖﺯﺩﮔﺎﻥ، ﻭﺍ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﺑﺮ ﺳﯿﻨﻪﯼ ﻣﻦ، ﮐﻮﻩ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ
ﺯﺍﻧﻮﯼ ﺩﻟﻢ ﺗﺎ ﺷﺪﻧﯽ ... ﺗﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺩﺭ ﺩﺍﯾﺮﻩﯼ ﺁﺗﺶ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﺍﺳﯿﺮﻡ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ... ﻧﻤﯽﺳﻮﺧﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺩﺭ ﺣﻨﺠﺮﻩﯼ ﺧﻮﻧﯽِ ‏«ﺷﺒﺪﯾﺰ‏»، ﻏﺰﻝ ﻣﺮﺩ !
ﺷﺎﯾﺴﺘﻪﯼ ﺧﺘﻤﯽﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﭘﺎﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

#حسن‌اسدی #شبدیز
https://telegram.me/hassanasadishabdiz
آرزوهایم بزرگ است

من به امید گلی در شورزار عشق میگردم !
۱۳ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشم برهم می زنم من خواب نیست
عشق زیبادربرم بی تاب نیست
خسته ازدنیا؛دلم هرجایی است
جسم وروحم مرده واعصاب نیست


♡ایمان♤
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آی...ظن تان باطل است ! درست اینکه من میگویم . درست این است . بر خطا مروید ! قلب من این جاست . درست نشانه بگیرید. تیر در دایره ی وهم چرا رها می کنید؟
اما برآوردن چنین بانگی ، به گمان آسان می آید. نه ! مرگان شهامت بایسته را در خود نمی دید . چگونه می توان خنجر خصومت را در سینه ی خود فرونشاند؟
ثمره ، چی ؟
که دیگران از وهم تو بدر آیند ؟
چنین اگر بشود آیا روح تو قرار خواهد گرفت ؟ نه ! به یقین که نه!
بهانه ی دیگری می جوید . خواهد جست.
بهانه جو تر خواهد شد این روح!
و ، اگر دم نزنم ؟
باز هم می آزاردت . آرامت نمی گذارد . تنها امید فراموشی هست.
اما چه چیز را ؟! نه...

همه چیز را نمی توان . حتی ناداری را می توان از یاد برد .
اما برخورد دو غریزه را نه! برخوردی به خشونت در هم شکستن دو چنار در طوفان . نه ! نمی توان حلش کرد . نمی توان هضمش کرد.
گرهی نیست که بتوان بازش کرد . نه به دست و نه به دندان .
هرچه بدان می پردازی کورتر می شود. گنگ تر می شود. بیشتر در هم می پیچاندت . و اگر نخواهی بدان بپردازی و به آن بیندیشی ، کلافه ات می کند . کلافه ترت می کند . جوالدوز به کف پایت فرو می کند. برمی انگیزاندت . به خود می خواندت . گیجت می کند.
نفست ... دیدن ادامه » را برمی آشوبد . چشم هایت ، نگاهت ، آرایه ی چهره ات را آشفته می کند . نگاه می کنی و نمی بینی . می خندی ، اگر خنده ای در تو مانده باشد ، و نمی دانی که چرا ؟! در همان حال می توانسته ای که بگریی . منقلبی . به آن اگر بیندیشی هم ، حال و روزی به از این نداری . درد این جاست که هنوز نتوانسته ای در قبال آن چه بر تو روا شده ، وضع قاطعی بیابی . نظر یکپارچه ای داشته باشی .
از آن بیزار ، یا بدان خرسند باشی . تماما از خود برانیش یا قبولش بداری ، مقبولش بدانی . به چارمیخ کشیده شده ای . نمی توانی بدانی به کدام سوی باید بروی ، روانی . بدتر از آن ، نمی دانی هم . در تنگنایی پیش نیندیشیده گرفتار آمده ای . لذتی خشونت بار بر تو چیره شده است . خشونتی بدوی حظی دردناک در تو چکانده است.
بخشیده است . و تو در میانه ، همچنان گرفتاری . زن هستی ، از یک سو ، حرمتی داری ، از سوی دیگر ، بند و رهایی در یک دم ، آمیخته به هم . آسوده و آزرده ، رها و بسته ای .

(بریده ای از:جای خالی سلوچ،اثر:محمود دولت آبادی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یادت هست


موسم لب های تویادم هست

لذت آغوش تویادم هست

پشت آن کاج عشوه چشمان تویادم هست

عطرباران چیدن لب های تویادم هست

موج دریای دلت یادم هست

خواب زیبای تورایادم هست

رفتنت ... دیدن ادامه » آمدنت یادم هست

دل به دریا زدنت یادم هست

بیدمجنون،عشقبازی های مایادت هست؟

آن درخت دلنشین یادت هست؟

دل بریدی عشق من یادت هست؟

بازبی من لحظه ای خوابت هست؟

نیمه گمشده ات یادت هست؟

لذت دل دادنت یادت هست؟

وعده عشق ابدیادت هست؟

بازبی من لحظه ای خوابت هست؟





♡ایمان♤
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من وقبر

خاک بر من شد دیار

ترک دنیا من فرار

جسم بی جان سردوسخت

بخت برمن رفته رخت

دخمه ای تاریک وتنگ

حفربرمن با کلنگ

مردمان من روی دست

سمت ... دیدن ادامه » گودی زیر وپست

زخم بسترازوجودم کم شده

دم بریدم مرگ من همدم شده

عده خنده ، یک جماعت غم شده

قهردنیا ؛ترک دنیاروزگار من شده

عده ای مردم غریب

گریه کردن بی فریب

درد وبیماری امانم برده بود

سردوبی یاری، زمانم مرده بود

با وفایاران ما، ترک بیماران ما

جمع دلداران ما، مثل آن یاران ما

یک رفیق باوفا

من ندیدم یک صفا

زنده مردم روزگار

زندگی من کاروزار

من نبودم پول ویار

راه مردن شد فرار



♡ایمان♤
علیرضا بابایی، مسعود و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درنگاهت آن عشق دیرین نیست
درلبانت شهدشیرین نیست
آن نگاهت غرق کیست؟
دست گرمت دست کیست؟
صورت زیبای تودرمان کیست؟
عشق دیگرآمده درقلب توتقصیرکیست؟
دل بریدی لحظه نیست
قلب تودنیای کیست؟
قلب من شدلحظه ایست
دست گرمت دست کیست؟
خاطراتت رفته نیست
قلب توازمن تهیست
غرق درچشمان پرعشقش شدم دستم تهیست
دیدگانم بازشداورفته نیست
عشق زیبایم کجا دردست کیست؟
رفت ... دیدن ادامه » باعشقی دگردنیای کیست؟



♡ایمان♤
roya imani، پریسا مجد و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرزده ازنگاه وسکوت

دلزده ازحس سردسقوط

بالای ابرهاسیرمی کنم اینجایی

دلزده ازمردمان شهر تنهایی

وتن هایی که فاسدندوهرجایی

ونداردعشق درنگاهشان جایی

مردمان پول پرست شهوت دوست

که می کنندپوست راازگوشت

دراین ... دیدن ادامه » سرای آشفته یاری نیست

عمرگذشت ودلداری نیست

میان ابرها جاییست

که برای عاشقان پانیست

حس ماسکوت است

مرگ ماسقوط است




♡ایمان♤
سید فرشید جاهد، EsiMania، roya imani و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
حس ما سکوت است
مرگ ما سقوط است
بسیار ملموس و تاثیر گذار .
۰۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت نعره میزنددرازدهام تنهایی ام
خلوت میکنم باشیربی یال رسوایی ام
دریده می شوم درچنگال سرنوشت
دیریست که میجویم درجهنم؛ بهشت



♡ایمان♤
EsiMania، مسعود و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یاردیرین

بازآمدیاردیرینم دلم غوغاشده
لحظه هایم جملگی زیباشده
دردبی پولی فراموشم شده
عشق زیبایی هم آغوشم شده
بازآمدسوی قلبم سرزده
اشتیاق لحظه های تب زده
یادم آمدروزگارغم زده
کشتی نوح وکویری نم زده
موسم طوفان شده
عاشقی آسان شده
درسکوت خسته ویران شده
موج سختی آمدودریابرایم جان شده


ایمان
EsiMania، مسعود، نوشین پیشوا و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید