تیوال کهبد تاراج | دیوار
S2 : 17:23:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لطف کنید

تماشا کنید...

افشین زمانی عالی میباشد...
ممنون کهبد عزیز که تشریف آوردین
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر اگه اجرا نره تئاتر نیست،مهمونیه...

(مرضیه برومند)
» تا ۲ پاسخ


آخی کهبد تاراج
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
همواره شاهد دغدغه هایی که برای تئاتر داشتی و تلاش هایی که پنهان و آشکار برای هنرمندان بیمار تئاتر کشیدی بودم و خوشحالم که از پس دو سال دوباره قلمت رو بر تن تیوال می بینم.
راستی "امکان پاسخ گزینه ای" برای زمانیه که بخوای چند گزینه بنویسی که دیگر کاربران ... دیدن ادامه » یک یا چندتاش رو بتونن انتخاب کنن، مثل نظرسنجی...

به خونه خوش اومدی.
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
مخلص

فداتون بشم...
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کارگردان هایی که نفس نمی کشند...


بیشتر از یک قرن است که سینما به ایران آمده و کارگردان های زیادی برای این سینما کار کرده اند و فیلم ساخته اند وچه و چه وچه...سینما در کشور ما ناخودآگاه با ظهور انقلاب اسلامی در ایران به دوبخش تقسیم میشود به کارگردانهای قبل از انقلاب با فیلم هایشان و فیلمسازان بعد ازانقلاب و اثرهایشان ( کارگردانهای نسل اول تا سوم و این روزها نسل چهارم) که برخی از آنها در مقطعی جریان ساز بوده اند و برخی دیگر با ساخت هر فیلم خود یک جریان را در سینما به راه انداخته اند و حتی میتوان گفت ساخت یک فیلم جدید از یک کارگردان مطرح میتواند یک اتفاق تازه در سینما و کارنامه هنری وی باشد.


یک کارگردان مطرح میتواند یک اتفاق تازه در سینما و کارنامه هنری وی باشد.حالا سئوال های مهمی در این بحث میتواند مطرح باشد که جواب های مبهمی دارد... ما در این سینما چقدر کارگردان داریم و چقدر کارگردان نداریم؟کارگردان های سینما از کجا و چگونه وارد این حیطه شده اند؟ آیا ورود به سینما آزاد است و هرکس که دلش میخواهد فیلم بسازد میتواند؟ آیا بعد ازفیلمسازان نسل طلایی و سینمای نوین ایران بازهم کارگردان هایی برای سالهای نیامده سینما وجود دارد؟


در تمام این سالهای سینما ایران افرادی ارزشمند فیلم ساخته اند و میسازد ولی این قانون طبیعت است و هر شروعی پایانی دارد (در اینجا میتوانم یادی کنم از زنده یاد علی حاتمی که با فوت او تقریبا هیچکس را نمیتوان نام برد که جایگزین او شده باشد و سبک فیلمسازی او را ادامه داده باشد) و سینما و مسئولین این هنر هفتم در کشور ناخود آگاه باید به فکر زیر سازی و تربیت فیلمساز برای آینده سینما باشد که اگر به موضوع و مقوله فکر نشود باید فاتحه آینده سینما را خواند (البته که این روزها سینما با و جود افراد مهم و صاحب سبک هم حال و روز خوبی ندارد)

در هر زمان و مکانی که بحث و مقوله فیلمسازی از پایه و حمایت برای ورود افراد جوان و کار اولی به میان می آید و مطرح میشود طبیعتا اشاره ای باید به "انجمن سینمای جوانان" کرد. این انجمن نسبتا قدیمی و باسابقه که در اوایل دهه پنجاه به نام سینمای آزاد تاسیس شد پس از پیروزی انقلاب درسال شصت وچهار با اندکی وقفه فعالیت مجدد خود را آغاز کردو تا به امروزجوانان مستعد زیادی را وارد سینمای حرفه ای کرده که در کنار این انجمن مهم باید از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم نام برد که در کنار بنیاد سینمای فارابی متولی چند حوزه تخصصی از قبیل حمایت از فیلمهای سینمایی اول،حمایت از سینمای کوتاه حرفه ای،حمایت از تولیدات مستند و حمایت از تولیدات انیمیشن است (این مرکز هم در این سالها اقدام به برگزاری جشنواره ای موفق به نام "سینما حقیقت"کرده)

مدیریت سینما در دنیا و در کشورهای مختلف جهان شکل ها و روش های گوناگونی دارد و هرکشور نسبت به فرهنگ و نوع نگاه مردم به سینما و اقتصاد موجود خود برای آینده برنامه ریزی و طراحی میکند و اینجا میتوان با قاطعیت محض گفت اگر مسئولین دولتی سینما به فکر تربیت نسل جدید در حوزه کارگردانی برای سینما نباشد سینما به قهقرا میرود
و ... دیدن ادامه » خلاص...

مگر ما چند کارگردان در مملکت خود داریم که بتوانیم با آثارشان حرف جهانی بزنیم و بگوییم سینمای ایران در دنیا حرفی برای گفتن دارد و میخواهد حرف بزند؟ یقینا ما کار گردانها و فیلمسازان خوبی داریم که در تمام این سالها سینمای مارا به دنیا معرفی کرده اند اما آیا به فکر جایگزین برای آنها هستیم؟ آیا همیشه میخواهیم با بردن نام محدودی (کمتر از تعداد انگشتان دو دست ) از فیلمسازان از اعتبار سینما و فیلمسازی حرف بزنیم؟ در این سی سال جشنواره فیلمسازان زیادی به سینما معرفی شده اند و ماندگار شدند ولی به جرات میتوان گفت در هر دوره یک یا دو فیلمساز خلاق و مستعد به سینمای ما اضافه شدند که اکثرا به صورت تجربی فیلمسازی را یاد گرفته اند واصلا با مرور رزومه کارگردانهای نسل مختلف و موفق میتوان پی برد سینما در کشور ما به صورت آکادمیک جایی ندارد و شاید نخواهد داشت واین اصلا برای یک سینما نمیتواند خبر خوشایندی باشد که فیلمساز آکادمیک در سینمای حرفه ای جایی ندارد و اگر دارد جایش بسیار تنگ و کوچک است.

چندی پیش در دلنوشته های یک کارگردان جوان شهرستانی که رشته سینما را در دانشگاه خوانده بود در وبلاگی به مطلبی از وی برخوردم که نوشته بود که ای کاش فیلمهای من دیده شوند،ای کاش من در پایتخت دیده میشدم و ای کاش دوربینی برای خودم داشتم و اجاره نمیدادم (با این مطلب میتوان فهمید که استعدادهای جوان و خلاق شهرستانی پشت در میمانند به جرم اینکه پایتخت نشین نیستند و دیده نمشوند ) و ای کاش های بسیار دیگر... شاید سالها بعد با ناکامی و نادیده گرفته شدن او و امثال او بگویند ای کاش سینما نمیخواندیم و به دانشگاه نمیرفتیم برای خواندن رشته ای به نام سینما که در کشور آینده ای ندارد آنهم به صورت آکادمیک...

با این همه حرف باید به فکر سینما و آینده سینما باشیم،باید به فکر کارگردانهایی که نفس نمیکشند باشیم،باید به فکر فیلمسازان آکادمیک برای آینده باشیم و از همه مهمتر باید به فکر تربیت فیلمساز های جایگزین برای کارگردانهای فعلی باشیم تا آینده ای مبهم گریبان هنر
هفتم کشورمان را نگیرد.

کهبد تاراج/فیلم باز ها
یعنی این سینما یه علی حاتمی دیگه می سازه؟ [با خودش زمزمه می کند]
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
به نکات مهم و قابل تاملی اشاره کردید که متاسفانه بهشون توجه لازم نشده، مخصوصا این سالها ...
سپاس
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
سینما کشور تایعی است از سایر سیاست های دولت و حکومت، تو تمامی موفقیت های سایر رشته ها چه علمی و چه ورزشی و ... همگی نتیجه تلاش فردی و قابلیت فردی بود، و هیچگاه به صورت سیستماتیک ما به این موفقیت ها نرسیدیم.
نمونه اش : رضازاده و دایی تو ورزش، و یا فرهادی تو ... دیدن ادامه » سینما، و یا موفقیت های علمی در جهان.

وقتی توی تمامی عرصه ها، برنامه مدونی برای رسیدن به موفقیت وجود نداره خوش بینانه است که توقع داشته باشیم در سینمایی که علاقه ایی هم به رشد و شکوفای‌ایش ندارند، برنامه ریزی انجام شه برای تربیت افراد.

استفاده کردیم کهبد عزیز
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاه میکنم

به تمام بودن هایت و

زمزمه میکنم تکه ای از عمران صلاحی را...

ای کاش، نبودنت را هم با خودت برده بودی!


از: ک-ت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر درد نمیکشد...

در روزهایی که جشنواره بی رمق فجر تمام شده کارهایی از قبیل ویتسک،پلکان،مرده ریگ،ویران و....تماشاگران زیادی را به سالن های تئاتر میکشد و این باعث شده تا درد تئاتر کم شود...

این روزها متن بوشنر با فضایی خاص روی صحنه است

این روزها اکبر رادی زنده شده است و به سالن اصلی تئاتر شهر آمده

این روزها مرده ریگ همه را حیرت زده میکند

این روزها ویران مولوی را زنده نگه داشته

این روزها تئاتر درد نمیکشد...
زنده باد تئاتر
۰۷ اسفند ۱۳۹۱
ولکام بک جناب تاراج :)
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
حسام عزیزم

رعنا جان

مونا عزیز

ممنون از لطفتان ...سپاس
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


سعدی افشار بعد از 15 روز دوباره ایستاد



بالاخره بعد از حدود 15 روز دیروز سعدی افشار عزیز رو پاهایش ایستاد در راهروی بیمارستان مهراد، سعدی بزرگ که دست چپش را من گرفته بودم و عصا دست راستش رو به آرامی قدم میزد و خدا رو شکر میکرد... دیروز حوالی ساعت 2 بعد ازظهر همراه رضا رضامندی با سعدی افشار روانه منزل شخصی اش شدیم و من مات زده بودم به این همه سادگی و خلوص بزرگمرد تئاتر تخت حوضی... از زبان سعدی افشار میگویم: تشکر فراوان از رضا رضامندی (که سالهاست پیش سعدی افشار است)، از دکتر عبدالحسین پور که بسیار زیاد زحمت کشیدند و... (لطف ایشان را نمیگویم تا اجرش محفوظ بماند)، از مرکز هنرهای نمایشی به خصوص پیمان شریعتی عزیز، پرسنل بیمارستان سینا و مهراد و از همه دوستانی که به ملاقات ایشون آمدند و نیامدند، از کسانی که از خارج کشور کمک های خود را واریز کردند... همه ... دیدن ادامه » و اول از همه از خدا... امید که سعدی افشار عزیز با مساعدت مرکز هنرهای نمایشی و تالار سنگلج نمایش سعدی و نا مادری اش را که سال پیش رضا رضا مندی کارگردانی کرده بود در جشنواره آیینی و سنتی به روی صحنه ببرد و همه دوستارانش بازگشت اورا با شکوه تمام ببینند.

کهبد تاراج-پاییز91

چقدر خووب

خدا رو شکر ...خیلی خوشحال شدم

ممنون کهبد عزیز
۱۸ مهر ۱۳۹۱
خیلی خبر خوبی بود ممنون
۲۰ مهر ۱۳۹۱
ممنونم برادر
۲۲ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچکس به فکر نیست, تئاتری ها بلند شوید...

(حمایت از سعدی افشار)

سلام برتمام دوستان تئاتری,با توجه به وضعیت و خیم سعدی افشار بزرگ از ناحیه کمر و با توجه به امروز و فردا کردن مرکز هنرهای نمایشی و نهادهای دیگر, انگار باید از خود تئاتر خرج تئاتر کرد...
دوستان,عزیزان و هنرمندان کمک به سعدی افشار زنده نگه داشتن تاریخ شفاهی تئاتر است...شماره حساب اعلام شده متعلق است به آقای رضا رضامندی که نزدیک به سی و پنج سال است در کنار سعدی افشار روزها رو شب میکند و شب ها رو روز...حالا که هیچکس به فکر نیست تئاتری ها بلند شوید...


5892101057126985
به نام :رضا رضا مندی بانک سپه
خبردار شدبم که پانزده میلیون تومان را مرکز هنرهای نمایشی تامین کرده و الان تنها ده میلیون کم داریم...

دوستان لطفا اطلاع رسانی کنید

سپاس
۱۱ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالار درام ایرانی

باید برگردیم به روزهایی که خیلی از ما نبوده ایم به سالهای دهه بیست,به رشت ,به وطن دوست داشتنی اکبر رادی...
به جایی که شاید نطفه روزنه آبی ,محاق,مسافران,هاملت با سالاد فصل,در مه بخوان و...در آنجا یعنی شهری آبی و مه آلود بسته شده...اکبر رادی تنها درام نویس بوده و خلاص و هیچوقت وسوسه کارگردانی وچه و چه و چه نداشته و شعارش همیشه این بوده که آدمهایی که همه جا هستند هیچ جا نیستند و آدمهایی که هیچ جا نیستند همه جا هستند(این را به این دلیل میگویم که رادی بزرگ کمتر در محافل هنری وادبی حضور پیدا میکرد)
اکبر رادی همیشه و هنوز زنده است و امشب تولد هفتاد و سه سالگی این سالار درام ایرانی است...آقای رادی شما نرفته اید و همیشه زنده هستید...

استاد به نگاه دنیا خوش آمدی...

ک-تاراج(شب تولد اکبر رادی)
سالار درام ایرانی

تولدت مبارک

مرسی کهبد عزیزم
۱۰ مهر ۱۳۹۱
زادروزت پر از آرامش اکبر رادی.
۱۰ مهر ۱۳۹۱
آقامون اکبر رادی

داداشم کهبد تاراج توانمند

سپاس ویژه از نظر آرش رستمی
۱۲ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگمرد تاتر تخت حوضی روی تخت بیمارستان سینا...



امروز به همراه سه تن از دوستان عزیزم(کامبیز علیزاده,امیر حسین گوران و امیر قالیچی ها) حوالی ساعت سه بعد از ظهر بود که میدان حسن آباد را به سمت بیمارستان سینا میرفتیم برای دیدار از سعدی افشار...

این روزها سعدی در بخش جراحی در طبقه دوم بیمارستان سینا بستری است (به علت شکستگی پنج تا از مهره های کمرش) وارد شدیم و سعدی افشار بزرگ با توجه به اینکه کمرش آسیب دیده و درد زیادی را تحمل میکند با دیدن ما خنده از لبانش گم نشد,در خلال اینکه با سعدی افشار هم صحبت بودم و از وضعیت جسمانی اش میپرسیدم رضا رضا مندی وارد شد، رضا کسی است که حداقل 35 سال است با سعدی افشار همراه است و در تمام طول مدت مریضی اش با او بوده,رضا رضامندی آمد و گلایه ها از مرکز هنرهای نمایشی، خانه تئاتر و اهالی تاتر شروع شد,او بلند بلند آسمان این ... دیدن ادامه » تئاتر بی رحم را به ریسمانی بافت, ولی سعدی دم نزد و شکایت و آه و ناله نکرد...هرگز در تمام این سالها هم این کار را نکرده... رضا رضامندی بیخ گوشم گفت سعدی از ترحم و دلسوزی بدش می آید... من امروز از کسی که سالها پیش از انقلاب در ایران پیتر بروک را انگشت به دهان گذاشته بود جز صفا و صمیمیت چیزی ندیدم... قرار است این هفته سعدی افشار برای عمل جراحی به بیمارستان بوعلی منتقل شود (اگر مرکز هنرهای نمایشی به قول خود عمل کند)... برای سلامتی این پیر تاتر تخت حوضی وسلطان سیاه بازی ایران جز دعا کاری از دستمان بر نمی آید، پس دعا کنیم...

کهبد تاراج-تاتربازها
اولین جمعه برگ ریزان1391
تشکراز شما کهبدتاراج عزیز
...
۰۸ مهر ۱۳۹۱
امید به خدا
۰۸ مهر ۱۳۹۱
درود به
کامبیز بزرگ
کهبد عزیزم
امیر گل

به امید خدا هرچه سریعتر بهبودی کامل برای این پیر تئاتر حاصل شود
۱۰ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صاحبخانه تاتر ایران امروز برای همیشه از خانه هنر مندان رفت...

مرد دوست داشتنی نمایش کشور با همه وداع کرد...

چه باشکوه دست تکان داد و رفت...حمید سمندریان

روحش تا ابد ماندگار و آرام...

از: ک-ت
ملاقات با استاد سالخورده
۲۴ تیر ۱۳۹۱
یادش تا ابد جاویدان
۲۴ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همه شاگرد با بی استادی چه کنند...



روحت همیشه آرام مرد ابدی تاتر حمید سمندریان

از: ک-ت
صد هزاران حیف و بسی تلخ....
۲۲ تیر ۱۳۹۱
"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد."

روحشان شاد
۲۲ تیر ۱۳۹۱
;((((
۲۲ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دنیا ما بریدیم...

تو بدوز

قول میدهیم تن غم هایمان کنیم...

از: ک-ت
تو بدوز

ما تن دلتنگی هایمان می کنیم...

و متاسفانه بریده هم باید زندگی کرد
۱۴ تیر ۱۳۹۱

لیلا : افتاب جوونه زده


رضا : آره قشنگه

امین : خدا مارو دیده ...

لیلا: خدا فال بدم ...!


(هرسه ... دیدن ادامه » خیره به طلوع آفتاب )




کهبد تاراج (نمایشنامه : خیابان خدا )
۱۴ تیر ۱۳۹۱
غم...
۱۴ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا: هی به من هر کی که رسید گفت اسمت چیه! خب تو قواره ی اول هممون آدمیم ولی هر کی یه اسمی داره هر کی یه طور صدا زده می شه، آخ دنیا جون...
امین: دنیا کیه؟ زن داری!؟
رضا: فراموشی دارم، تو دهنم یه لکه تف گنده خیلی ساله بالا پایین می شه خیلی دلش می خواد پرت شه تو هیکل این دنیا ولی...
امین: ولی چی؟
رضا: من دنیایی نمی بینم که تف حلالم رو حرومش کنم... تو اسمت چیه؟
امین: من امین ام
رضا: (پوزخند می زند) دیگه خیلی وقته هیشکی امین نیست... هیشکی
امین: ...


تکه ای از نمایشنامه ی "خرابه ای در خیابان خدا"

از: ک- تاراج
خیلی قشنگ بود
کهبدعزیز
خوشحالم که هستی و نوشته های زیبایت رامیخوانم
سپاس بابت بودن ونوشتنت
۱۰ تیر ۱۳۹۱
"هر کی یه اسمی داره هر کی یه طور صدا زده می شه"

شما چطور صدا زده میشید جناب تاراج...عالی هستید و واقعا ممنون.

سبک نگارشیتون من رو بیاد فیلم های فارسی میندازه...دوست دارم این

نوع نگارش و این نوع زبان نوشتاری رو چون بیگانه نیست با ما.

"تشکر و سپاس بیکران"
۱۰ تیر ۱۳۹۱
دیگه خیلی وقته هیشکی امین نیست... هیشکی
۱۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لعنت بررئالی که برای دهه من همیشه

سوررئال بود...

و

درود بر سورئال ها ... هر چه هستند...هرچه...

بیخودی نخود هر رئالی نمیشوند.



از: ک-ت
کهبد خان،مطلبو یه جورایی پیچوندیا...
۰۳ تیر ۱۳۹۱
مرسی...خیلی جالب بود . واقعا جالب بود

درود بر تو
۰۳ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلهایمان در اتوبانهای پیچ در پیچ تهران یکی شدند...

نبض هایمان"مدرس"عاشقی شدند
ازشمال به غرب،حتی بدون داشتن پلاک زوج و فرد

یک"جناح"است برای خودش این تونل های تنهایی به اندازه اتوبان "بابایی"

نه"حکیم"میداند و نه "نواب" ونه حتی "چمران"
گویی"شیخ فضل ا..." هم بی خبر است

ترافیک دلها بی داد میکند
کار به جایی رسیده که حتی"یادگار امام"هم اظهار بی اطلاعی کرده...از...

از "همت" دلم که در ترافیک همیشگی"صدر" شد "صیاد"دلت...


(نوشتم ... دیدن ادامه » در پرسه های شبانه ام کنار اتوبان"کردستان" برای کسی که دیگر...)

از: کـ ـ ت
اینو دیشب که خوندی خیلی بهم چسبید

ترافیک قلبت غلغله داداش
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
چی بگم

عالی و زیبا و ... جواب نمیده
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
فوق العاده بود

۲۸ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه دوستانی که امروز در نمایشنامه خوانی"الو سلام" با آمدنشان بنده و گروه اجرایی را شرمنده کردند بسیار ممنون و سپاسگزارم...امید به بهبودی مصطفی عبدالهی عزیز...


دست بوستان هستم...

از: کـ ـ ت
خدا قوت به تو دوست عزیز و کیوان و آرش دوست داشتنی

باشه که این جوانمردی ها حداقل توی تئاتر این مملکت زنده بمونه
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
تشکر از همه دوستان خوبم بویژه کامبیز علیزاده نازنین که بسیار بسیار ما رو همراهی کرد(ازهمه لحاظ)...بنا به درخواست خیلی از دوستان و با توجه به اینکه اجرا روز جمعه بود،پنج شنبه این هفته دو اجرا دیگر خواهیم داشت...
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
دست مریزاد به همتون/ وظیفه بود و بس

دوستون دارم زیاد
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فــــــــــــــــــــــــــــــردا

هر کی تونست بیاد...

این کمک ها جای دوری نمیره.



پ.ن:این شتر مست درخونه همه هست...

از: کـ ـ ت
درود بر کهبد عزیز
انگیزه ی ستودنی داری
آفرین
۲۵ خرداد ۱۳۹۱
قدر این شیشه بدانیم که هست
نه در آن موقع که افتاد و شکست
۲۵ خرداد ۱۳۹۱
ممنون از همه دوستان و یاوران همیشگی...

سپاس
۲۶ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسان:هر وقت میام اینجا یه حالی جابه جا کنم،انگشتام رو ساز سر میشه،یه جور آویزون میشم که فقط باید کلمو ببرم زیر یه بالشت پاره که ناله ناسورم از همه جاش بزنه بیرون...به همین سازم قسم محسن،امیر علی ،شاهرخ،نیاز شما هارو میبینم بن بست میشم!دلم میخواد(بغض نازکی میکند)دلم میخواد جفته سازم یخ بزنم میون میدون منیریه میت بشم...(بلند میشود که برود شعری زیر لب میخواند)زمستون خدا سرده دمش گرم...زمین رو مثل یخ کرده دمش گرم...توی رسم خدا لوطی گری نیست...خدا نامرده نامرده دمش گرم(بغض میکند و درسکوت دره ای میرود)



تکه ای از دیالوگ های شخصیت احسان

نمایشنامه "نسیان"

از: کـ ـ ت
جناب تاراج این شعر رو که احسان خان زیر لب میخونن این خیلی قشنگه
پس شما شاعر هم هستید جناب تاراج؟
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
زمستون خدا سرده دمش گرم...زمین رو مثل یخ کرده دمش گرم

عااااااااااااااااااالی بود

***

بستر سرد
نگاه سردتر
و دست های یخ زده
آه ... دیدن ادامه »
که چه آتشی می زنند
آرزوهای کودکانه ام را

دلم به جستجوی شادی برخاست
و ندانستم
زمستان است
خدا به زمین دروغ می گوید
و او باورش می شود
که برای هر شکوهی
باید اول یخ زد

«باده_بیست و سوم خرداد 1391»
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
:) بن بست میشم. دلم میخواد جفته سازم یخ بزنم میون میدون منیریه میت بشم . دم داش کهبد گرم.

این شعر زمستون خدا رو با صدای مهدی مجتبایی شنیدم که ملودی جالبی داره پیشنهاد میکنم گوش بدید دوستان.
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آمدنت
از زیارت خــــــــــــــــــــدا

برایم ابدیست

به وطن می آیی...

بیا
بمون

و اگر خواستی هیچوقت نــــــــــــرو...


(برای خدای این روزهای من که از کعبه می آید ...امـــــــشـــــــب)

از: ک-ت
به سلامتی کهبد عزیز :)

۱۹ خرداد ۱۳۹۱
ممنون از همه شما دوستان خوبم
۲۰ خرداد ۱۳۹۱
بسلامتی انشاالله
زیارتشون قبول
سلامت باشید زیرسایه خدا
۲۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(برای همدمم که این روزها در کنار خانه خداست...)

تمام فکرم به تو ختم میشود

تمام تارم در تو پود میشود

تمام من

تمام تو

به ما ختم میشود....

از: د-ل-ت-ن-گ-ی-م
زیارتش قبول داداش

الان داره چه صفایی می کنه
خوش بحالت
تمام من ٍ داداش کهبدم
۱۰ خرداد ۱۳۹۱
زیارتشون قبول باشه
انشاالله زودبیادازتنهایی درتون بیاره
وانشاالله نصیب شماو همه دوستان بشه
چیز بی نظیری است خانه خدا
۱۱ خرداد ۱۳۹۱
ممنون از لطف شما شیرین گرامی و مرضیه عزیز

سپـــــاس
۱۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید