آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال ... .. | دیوار
S3 : 01:10:08 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
الان تو یه دنیای موازی هزارتا کار ریخته سرم . ساعت 4 بعد از ظهره و من هنوز نصف کارام مونده . امروز تولد eه . 50 نفر مهمون دارم . یه هفته اس دارم بدو بدو میکنم اما خب خیلی کارا مال همون ساعتای آخره . m1 هم اومده کمکم . مثل همیشه . مثل همه این سال ها و مهمونی هایی که دادم که بنده خدا از صبح میاد کمکم . m2 جون هم خیلی گفت اگه کاری چیزی هست بگو برات انجام بدم , اما من و m1 دیگه میرسیم همه کارا رو انجام بدیم . مثل همیشه دوست دارم مهمونیم عالی برگزار شه مخصوصا تولدای e . یه میز اردور هست , یه میز شام , یه میز دسر . به غیر از 2 تا غذا که از بیرون گرفتم , بقیه چیزا رو دوست داشتم خودم درست کنم . 7 8 10 مدل پیش غذا و 7 8 10 مدل دسر و شیرینی و 5 6 مدل غذا برای شام کار راحتی نبود . تو این 24 ساعت یه دقیقه گاز یا فر خاموش نبوده .
کارای مهمونی یه طرف , کارای این 2 تا وروجک یه طرف . باز a یه کم بزرگ شده اما h هنوز کوچولوئه . باید مدام مراقبش باشی . قربونشون برم . جفتشونم شبیه باباشونن . انقدرم بابائی !! از صبح دارن بپر بپر میکنن که تولد بابائه !! رقیبای منن پدرسوخته ها !! باز خدا رو شکر پرستارشون تونست امروز بیاد و با این 2 تا وروجک بازی کنه و نگهشون داره .
لباس من یه پیراهن حلقه ای میدی سرمه ای که رو شونه سمت راستش و پایین پیرهن سمت چپش 2 تا گل قرمز هست . e هم کت و شلوارش سرمه ایه . با یه پوشت قرمز . بالاخره پریشب اون کراواتی که دنبالش بودمو پیدا کردیم . یه کراوات سرمه ای که 2 تا راه قرمز داره . وقتی سرمه ای میپوشه دلم میخواد ساعت ها نگاش کنم انقدر که بهش میاد . دیوونه اش که هستم دیوونه تر میشم . h یه پیرهن قرمز میپوشه با یه تل سرمه ای . a هم بلوزش قرمزه با یه شلوار سرمه ای . الان 2 هفته اس e هی راه میره و میگه شانس آوردیم رنگ گلای لباست قرمزه ها ! وگرنه الان بیچاره بودیم باید از این مغازه به اون مغازه دنبال یه رنگی میگشتیم که گیر نمیاد ! بعدم یه سری تکون میده و کلی میخنده ! خودمم کلی میخندم ! راست میگه آخه ! صبح رفتم 74 تا رز قرمز گرفتم . 2 تا 37 تا که بذارم تو 2 تا گلدون شبیه هم جای آباژورای تو پذیرایی . برای 37 سالگیش . با 37 تا بادکنک قرمز و سرمه ای . ... دیدن ادامه ›› اگه این 2 تا فسقلی تا شب کمترش نکنن ! تا الان که به خیر گذشته ! امسال براش همون کادویی رو خریدم که سال اول براش خریده بودم . یه ساعت . قبلا دیده بودم و خیلی دوسش داشتم . خداروشکر نفروخته بودن . خوب شد با a نرفتم بگیرم ! یعنی همه چیو به بابائی میگه ! مامان این کارو کرد مامان اون کارو کرد ! شبا به بابا گزارش میده همه چیو نیم وجبی ! از طرف a و h هم یه کیف پول و کفش درسا براش گرفتم . چند شبه وقتی e میاد خونه , با این آهنگ میریم استقبالش " تو که خود خود عشقی تولدت مبارک , تو هدیه بهشتی تولدت مبارک " .
یازدهمین تولدی که کنار هم هستیم . چقدر زود گذشت . چقدر خوش گذشت . هنوزم وقتی از در میاد تو , دلم براش ضعف میره . هنوزم دیوانه وار دوسش دارم . می پرستمش . خدای روی زمین منه . مرد منه . عشق منه . به غیر از چند ماه اول که سر یه سری چیزای جزئی حرفمون میشد , دیگه تو این همه سال نه بحثمون شد نه دعوایی نه حرفی . گاهی به شوخی بهش میگم شوشو بیا با هم دعوا کنیم بعد تو بیا ناز من بکش آشتی کنیم ! eم میگه بی انصاف یعنی من فقط موقع دعوا نازتو میکشم . از انتخابم راضیم . از انتخابش راضیه . هزار بار هم برگردم عقب , e رو انتخاب میکنم . تو تموم این سال ها تو تموم لحظاتش با تموم وجودم طعم خوشبختی رو چشیدم و اینو مدیون e هستم . کیک تولد هم عکس خودمون 2 تا رو کنار هم سفارش دادم . 2 تا آدم کنارهم مثل 11 می مونن به مناسبت یازدهمین تولدی که کنارشم .
ساعت 4 بعد از ظهره و من هنوز نصف کارام مونده . الان تو یه دنیای موازی هزارتا کار ریخته سرم .
.
.
.
ت ک م

از: ... ..
احسان علایمی این را دوست دارد
تو یک دنیای موازی هر چیزی ممکنه ....
۱۸ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط پلیس پاساژ منو نگرفته بود : ))))))



از: ... ..
احسان علایمی این را دوست دارد
قبل از حضورت یک‌ کلمه بگو منم بیام ببینمت ابله
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
: )
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هِی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هِی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت ، بلکه آرزو
از شرم ناتوانیِ خود جان به سَر شود
دستت مبارک است که چک میزند به گوش
دستت مبارک است که می آورد به هوش
عیسای دست های مبارک ، بزن مرا
تا مُرده ای به زنده شدن مفتخر شود
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هِی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هِی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم

.
.
.

برای دختری با شال سبز


از: چاوشی جان
لطفاً به بند اولِ سبابه ات بگو
یک ذره صبر و حوصله اش بیشتر شود
از بُخل ، زنگ خانه من سکته می کند
دستت اگر کمی متمایل به در شود
در میزنی که وارد تنهایی ام شوی
اما بعید نیست زمانی که میروی
در از خودش جلای وطن گفته مثل من
در جست و جوی در زدنت در به در شود

این ... دیدن ادامه ›› بچه لاک پشت نگون بخت سال هاست
از تخم در می آید و سوی تو می دود
اما مقدر است در آخرین قدم
یعنی در آستانه دریا دَمَر شود

.
.
.

برای مردی با تیشرت سفید و کاپشن سیاه
۲۱ آبان ۱۳۹۸
...........

اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
ولی، گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست
نه در حضور غریبه
نه کنجِ خلوتِ خود
گریستن نتوانستم که آفتاب
بیاید
نیامد


“ رضا براهنی”
۰۳ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ساعت ۵ ۴ : ۹ شب بهم زنگ زد .
تازه دیروز با هم دوست شده بودیم . ۲۱ خرداد ۸۸ .
اصلا سرحال نبود . کسل بود و بی حوصله .
گفتم چرا اینجوری شدی ؟ بعد خودم خنده‌ام گرفت . گفتم یه جوری گفتم انگار شیش سال که میشناسمت .
خندید و گفت حالا چرا شیش سال ؟
گفتم نمیدونم همینطوری گفتم .
خندیدیم .

.
.
.

ده سال گذشت .
برای یکی‌ با لبخند و خوشبختی‌ .
برای یکی‌ با اشک و دلتنگی ‌ .

۲۱ نوشت : دهمین سالگرد آشناییمون برای من مبارک .


از: ... ..
دفعه اول که گل کشیدم خیلی هیجان داشتم ، نفس نفس میزدم و همه چیز رو فریم فریم میدیدم ، اما بار آخر بعد این همه امتحان کردنش ، دلم میخواست نباشم ، همین فقط نباشم ، اونجا نباشم ، تو اون لحظه نباشم ، دلم میخواست ۲۵ سال قبل باشه ، ۱۱ ساله باشم و همه چیز و همه کسو یادم بره ، دلم میخواست دیگه چیزیو آهسته نبینم ، نور زیاد نباشه ، موزیک ملایم یا تند پخش نشه ، دلم‌میخواست اصلا ضبط صوت نداشته باشیم یا اگه داریم فقط داریوش و ابی پخش کنه و من ، خود خود خود خود لعنتیم باشم و تمام ، من از همه چیز فراری ام و دنیام داره هر روز تنگ تر میشه ، نفس نمیتونم بکشم و ترجیح میدم آلزایمر بگیرم تا اینکه یادم باشه چی شده و چی گذشته ، تف به رسم روزگار که تورو با من آشنا کرد ، غم من مسریه ، ولم کن ، میخوام فقط نباااااااشم ، ... دیدن ادامه ›› ولم کن


پ.نون

این‌نوشته مخاطب خاص داره و اون تو نیستی ، تو نیستی و البته توام لطفا رها کن ، ده سال گذشته ، برای یکی با غم و اشک ، برای یکی با یک مدل دیگه که همه چی توش بوده

پی نوشت ۲


لطفا لطفا لطفا کسی رو قضاوت نکن ، هر کس‌فقط و فقط میتونه خودشو قضاوت و محاکمه کنه


پی نوشت آخر


حرفی نیست ، زندگی بیرحمه
۱۱ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید





.
.
.

ت م

از: ... ..
احسان علایمی این را دوست دارد
همینقدر کوتاه
۱۸ فروردین ۱۳۹۸
تولدم مبارک
۱۸ فروردین ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر ... دیدن ادامه ›› و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنیِ فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونه ام
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

* آهنگ جزیره از سیاوش قمیشی *

.
.
.

ت م

بغض نوشت : دلتنگم .
غمگین نوشت : دلتنگم .
آرزو نوشت : دلتنگم .
ویران نوشت : دلتنگم .
آوار نوشت : دلتنگم .
اشک نوشت : دلتنگم .
درد نوشت : دلتنگم . تو بگو این درد با تو هم هست ؟




از: ... ..
این همه درد؟
کم نیست؟
بس نیست؟
چند سال باید بگذره؟
چقدر باید پیر تر بشیم؟
۱۸ فروردین ۱۳۹۷
شعر از فرح تجلی
۲۰ فروردین ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در من کوچه ای ست که با تو در آن نگشته ام
سفری ست که با تو هنوز نرفته ام
روزها و شب هایی ست که با تو به سر نکرده ام
و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام

.
.
.

ت م


شهریار نوشت : با چون منی‌ به غیر محبت روا نبود



از: ... ..
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت

به خدا درد کمی نیست که با پای خودت
بدنت را بکشانی به سر دار خودت

کاروان رد بشود ، قصه به آخر برسد
بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت

درد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی
بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودت

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود ... دیدن ادامه ›› ! آه ... به اصرار خودت

بگذاری برود در پی خوشبختی خود
و تو لذت ببری از غم و آزار خودت

درد یعنی بروی ، دردسرش کم بشود
بشوی عابر آواره ی افکار خودت

اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت ...

.
.
.

ت م


اشک نوشت : غمگین ترین " درد " ، دلبستگی به کسی است که بدانی " هست " اما " اجازهٔ بودن " در کنارش را نداری .


از: علی صفری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو رو از دور دلم دید اما
نمی دونست چه سرابی دیده
من دیوونه چه می دونستم
زندگی برام چه خوابی دیده
نمی دونی نمی دونی ای عشق
کسی که جوونیشو ریخته به پات
واسه اینکه تو رو از دست نده
چه عذابی چه عذابی دیده
آه ای دل مغموم
آروم باش آروم
ای حال نامعلوم
آروم باش آروم
نیستی اما هنوزم کنارمی
نیستی اما هنوزم اینجایی
روزی صد هزار دفعه ... دیدن ادامه ›› می میرم
اگه احساس کنم تنهایی
هر کجا رفتی و هر جا موندی
منو بی خبر نذار از حالت
اگه تنها شدی و دلت گرفت
خبرم کن که بیام دنبالت
آه ای دل مغموم
آروم باش آروم
ای حال نامعلوم
آروم باش آروم


اشک نوشت : به یاد کابوس ۷ مرداد
تئاتر " هامون بازها "
چاوشی در این چند سال چه کرد با ما ، چه کرد !


از: ... ..
بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌ تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری ‌رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

.
.
.

ت م



از: سعدی
امشب که پشت سر گذارده شود یک سال به عمر بودنت و تمام مهربانی هایت افزوده می شود .
.
.
.
ت م

دل نوشت : تو ، عاشقانه ‏ترین ترانه‏ ای هستی که شاعران جهان سروده اند .

آرزو نوشت : ۱۸ فروردین ۱۳۶۲ پررنگ ترین برگ تقویم من است .

حسرت نوشت : غبطه می‌ خورم به فروردین ماهی که جایی گوشهٔ تاریخ ، میان صفحات تقویمش وجود ... دیدن ادامه ›› مهربان و مردانهٔ تو را در آغوش کشیده .

اشک نوشت : به هدیهٔ در دستانم می‌نگرم . این پنجمین هدیهٔ سالروز تولد توست که باز نشده می‌‌ماند.

غمگین نوشت : امروز ، روز توست و سهم من باز هم تنهایی ست .

دلتنگ نوشت : بالاتر از دلتنگی و این سکوت اجباری ، دردی هست ؟!

حافظ نوشت : در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع


از: ... ..
بهترینم
چهار سال
برای من ، با عشق تو
اما
بی‌ تو ، در یاد من
گذشت.


به یاد ۲۱ خرداد ۱۳۸۸




از: ... ..
خوب بود، ای کاش ...... نبود
۲۲ خرداد ۱۳۹۲
بهترینم،
..
۲۲ خرداد ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الفبا برای سخن گفتن نیست

برای نوشتن نام توست

اعداد

پیش از تولد تو به صف ایستادند

تا راز زادروز تو را بدانند

.
.
.

ت م

از: شمس لنگرودی

من در تاریخ ۱۸ فروردین ۹۰ و ۱۸ فروردین ۹۱ ، دو نوشته بر روی دیوار گذاشته بودم که جز مهّم‌ترین و پررنگ‌ترین خاطرات زندگی من هستند.متأسفانه امروز که به دنبالشان گشتم ، پیدایشان نکردم که بسیار بسیار غمگینم کرد .فقط خواستم دلیل حذف این نوشته‌ها را _ آن هم بدون تذکر به نویسندهٔ آن _ که جز یک تبریک ساده تولد ، چیز دیگری نبود ، بدانم.

۱۸ فروردین ۱۳۹۲
با سلام
نوشته ایی از روی دیوار پاک نشده است مگر آنکه مخالف قوانین سایت باشد.
دلیل اینکه شما نوشته خود را پیدا نمی کنید این است که شما قبلا در دیوار تئاتر شهر اکانتی داشته اید و 2 مطلب یاد شده را با آن اکانت نوشته اید، سپس در سایت تیوال به جای آنکه با همان اکانت قیلی به سایت تیوال مهاجرت نمایید اکانت جدید ساخته ... دیدن ادامه ›› اید.

برای پیدا کردن 2 مطلب قدیم خود می توانید :
به سایت تئاتر شهر رفته و از طریق مهاجرت، اکانت خود را به زیربنا مجهز نمایید و سپس با همان اکانت می توانید در تیوال وارد شوید و نوشته های قبلی خود را داشته باشید.
یا
نام کاربری و یا نامی که با آن مطالب قدیمی خود را نوشته اید برای ما بفرستین، تا نوشته های شما برایتان ارسال شود.
با تشکر
۱۸ فروردین ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرشته ای به زمین آمد

آرزویی برآورده شد

خاک رنگ گرفت



ت م


از: .....
کاربر گرامی

لطفا از واژگان فارسی برای نامتون بهره ببرید و به راهنمایی‌های کنار دیوار توجه فرمایید.

سپاس از توجه شما.
۱۸ فروردین ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۸ ی ۹

۷ ۳

ت ۸ م

۲ ۲
احسان علایمی این را دوست دارد
درود بر شما و خوش آمدید
لطفا از واژگان فارسی برای نامتون بهره ببرید و به راهنمایی‌های کنار دیوار توجه فرمایید.
سپاس از توجه شما.
۱۸ فروردین ۱۳۹۰
...
۱۹ فروردین ۱۳۹۰
... .. !

عجیب ترین عضو دیوار، به جمع اهالی دیوار خوش آمدی

به امید روزی که از سایه بیرون بیایید... ..
۱۸ فروردین ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید