تیوال کیان . | دیوار
S3 : 16:12:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کیان .
درباره نمایش ناسور i
چه آتشی در دلمان انداخت قصه عشق ناسور. بعد نمایش تمام طول راه تا خانه را با خود فکر مى کردم . به عشق ، به حال غریب عاشقى، به اینکه در تمام طول تاریخ ،عشق چطور و چگونه زندگى مردمان این سرزمین را دگرگون کرده است، چه سر ها که بابت عشق بر باد نرفت و چه دلها که از فراق عشق ماتم نگرفت. نمى دانم ،شاید عشقى که درد نیاورد و سهل وصول شود عشق نباشد. یاد جمله اى مى افتم که نمى دانم از که بود: وصل گور عشق آدمیزاد است!! با خود تصور مى کردم اگر مجنون به لیلى و شیرین به فرهاد مى رسید بر سر عشقشان چه مى آمد؟! اندکى تصور کنید لیلى و مجنون را بر سر سفره شام و نهار! یا شیرین و فرهاد را زیر یک سقف در حال بچه دارى!! شاید با وصل این عاشقان ، هزاران هزار قصه عشق دیگر پدید نمى آمد!! نمى دانم شاید...شاید.
نمایش ناسور اما در عین سادگى و دورى از طرح حرفهاى قلمبه سلمبه و حل مسئله تاریخى زنان ... دیدن ادامه » و بررسی اوضاع سیاسی جامعه و ارائه ى راهکارها و سبک هاى نوین و عمیق ، یک عاشقانه دلچسب است براى ذائقه مخاطب این جغرافیا. که با دیدن آن نمى دانید چرا ، اما گوشه اى از ذهن و حس و انسانیت و عشق و لطافت وجودیتان قلقلک مى شود. و این بزرگترین دستاورد نمایش است به زعم بنده. و صد البت که بسیار بهتر است از نمایشهاى مدرن و عمیق و دهان پر کنى که هیچ تاثیرى جز گمراهى مضاعف براى تماشاگرانشان ندارند.
دوست محترمى در همین جا پس از نفوذ به لایه ها و اعماق نمایش و تاریخ زنان و چه و چه ، مطرح کرده بود که آیا خواست مخاطب امروز اینچنین قصه هاى سطحى است و تا کى زنان را باید اینگونه نمایش داد؟ اکنون که پس از خواندن مطلب ایشان نمایش را دیدم تنها مى توانم بگویم: دوست عزیز در دنیاى پیچیده و پر لایه و پر شتاب امروز و البته در این جغرافیا و بوم و بر اتفاقا آنچه بر مخاطب تاثیر مفید فایده دارد همین سادگى و نشانه هاى آشناى دیرین است. حرفهاى بزرگ را به اندازه کافى گفته اند. شخصیت هاى پیچیده در پوسته ى منطق و عمیق را قبلا پردازش کرده اند اما کو جواب و تاثیر ؟! وقتى که من و شما و آنها اولین نکته را فراموش مى کنیم. و آن جغرافیاى مخاطب است با همه ظرفیت هاى تاریخى اش در پذیرش دیگر بودن ودیگرگونه زیستن و اندیشیدن!! باید بدانیم براى چه کسی چه مى گوییم.توقع رسیدن به کاتارسیس و تهذیب و تزکیه نفس براى که داریم؟ باید باور داشت راه رسیدن به این تزکیه شما مى گویید براى هر قشر و مردمى فرق دارد عزیز جان. به شرایط تاریخى و مکان زیست اجدادیشان مرتبط است. نمى شود یک نسخه را براى همه جهان پیچید.
اما در نهایت اینکه از دیدن این نمایش خرسند شدم و حال خوبم را مدیون فضاسازى و قصه و درخشش بازیگران هستم، دکور ساده و اما زیباى کار و بازى و صداى جناب علیرضا آرا و تلاش و زحمت سرکار خانم ادبى و میرعلمى لذت دیدن این نمایش را دوچندان کرد.
شمس
آقای کیان گرامی درود بر شما،
اگر اجازه داشته باشم چند نکته را خدمت تان عرض کنم.تاریخ اندیشه ی این مرز و بوم،چنان شگرف و شگفت انگیز است که عشق هم چون حلقه ای همه ی آن زیبایی ها را در بر گرفته ،اما در همین تاریخ بزرگانی بوده و زیسته اند،که اگر اکنون زنده ... دیدن ادامه » بودند،معلوم نبود که از برچسب الحاد و انحراف در امان باشند،نباید فراموش کرد که حافظ همان مقرب درگاهی است که از قبرستان مسلمانان بیرون اش می کنند...و بسیاری دیگر را می کشند...و تعذیب می کنند...به نظر می رسد رسیدن به آن جایگاهی که این بزرگان در آن ایستاده اند،بسیار دور تر از عقل و نقل های ظاهری است...در مورد بحث پیشین کیان عزیز و خانم ثانی گرامی در مورد نمایش ناسور،فکر می کنم دو تصویر از زن در ادبیات یا هنرهای ایرانی وجود دارد که باید از آن دور شد تصویر زن سنتی که بازتولید الگوهای کلیشه ای تبعیض آمیز است و تصویر زن مدرن، که از حقیقت عشق و ابدیت آن خالی شده است.تصویر اخیر چیزی است که در آثاری چون "زنان بدون مردان"،شهرنوش پارسی پور و فیلم اقتباسی شیرین نشاط از آن می بینیم،تصویر نخست تصویری است که زنان را در موضع ضعف و ناتوانی در تغییر محبوس می کند.هر دوی این تصاویر مولفه هایی اند که باید از آن ها برگذشت تا به ادراک و دریافتی نوین از نگاه به زنان رسید...هر آن چه که در سنت گذشته وجود دارد،الزاماً خوب نیست،هم چنان که هر چه در مدرنیته وجود دارد،مطلوب،اما در این جا نکته ای هست و آن این که گاه از "کفر" بهتر می توان به حقیقت رسید تا از رسوم ظاهری فاقد معنا...:«بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه/که از پای خم ات روزی به حوض کوثر اندازیم»...مطمئناً پیشرفت نگاه به جهان زنان که نیمی از جامعه ی بشری اند،به فهم بهتری از کل هستی بشری می انجامد...این جاست که عین القضات همدانی از کفر حقیقی سخن می گوید و رسیدن به حقیقت بدون "تمام شدن" در این کفر ناممکن است ...اگر چنین نبود عطار شیخ صنعان را به خدمت دختر ترسا نمی فرستاد...دختر ترسا جلوه ای از انسانی تمام عیار است...
البته گاهی عمق در ته نیست،بلکه در سطح است و برعکس...حقیقت جایی است که نه سطح را از دست داد و نه عمق را...
سپاس از شما
۰۳ خرداد ۱۳۹۵
جناب شمس عزیز
از التفات شما به نوشته حقیر سپاسگزارم.از خواندن مطلب شیوا و زیباى شما بسیار لذت بردم.خوشحالم که در این فضا دوستان فرهیخته و خوش سخنى چون شما حضور دارند. به امید باز شدن دریچه هاى ذهنى مان به روى حقیقت...
۰۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کیان .
درباره نمایش الیور تویست i
افتتاحیه کیه؟ ما رو هم راه مى دن؟؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کیان .
درباره نمایش دل سگ i
چه مى کنه این نوید جان محمدزاده،باقى بقایتان.!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید