تیوال لیدی تئاتر | دیوار
S3 : 23:05:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لیدی تئاتر
درباره نمایش شکم i
این نمایشی است برای امروز. اثری به شدت قابل تامل چه به لحاظ ساختاری و چه از حیث مضمونی که همه اجزایش را بر پایه اندیشه بنیان می‌نهد و به نوعی از هیچ صحنه همه چیز می‌آفریند. در این اثر خبری از نورپردازی و طراحی صحنه و گریم در معنای مشخص‌اش دیده نمی‌شود و در عوض از یک ایده درخشان در جهت ساختار اثر بهره گرفته شده: تابیدن نور ویدئو پروژکتور بر آدم‌ها و انعکاس آن‌ها بر صحنه از طریق ایجاد قاب‌هایی که هریک به فراخور شرایط با تغییراتی از حیث حجم و ابعاد روبه‌روست و تناسب قابل‌تاملی با وضعیت خانواده درون نمایش دارد. نمایشنامه با درنظرگرفتن یکی از مسائل ازلی ابدی هر جامعه‌ای، یعنی غم نان، به شکلی هوشمندانه این ایده مرکزی را در دل خانواده‌ای بسط می‌دهد و با ایجاد یک نقطه عطف مناسب به پرداخت درستی از آدم‌ها نائل می‌شود. کارگردان اثر می‌کوشد با جست‌وجوی ... دیدن ادامه » نگاهی مینیمال در فضای اجرا به انتخاب مدل حرکتی موجز و فشرده‌ای دست بزند که به یاری بازی‌های به اندازه، باورپذیر و زنده‌ی بازیگرانش نمره قابل قبولی می‌گیرد و تاثیر مناسب و همراه‌کننده‌ای بر مخاطب دارد. این شرایط دشوار سهمیه‌بندی که خود را از طریق متحدالشکل بودن لباس‌ها تا عاری بودن صحنه از هر المان تصویری و حتی صوتی به جز موسیقی شروع و پایان و یکی دو مورد نریشن، نشان می‌دهد؛ انتخابی هوشمندانه است که به جهت ایجاد انسجام ساختاری اثر صورت پذیرفته و واجد ابعاد مختلف هنری است.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۸/۱۰
متن نمایشی: ۸/۱۰
بازی‌ها: ۸/۱۰
طراحی صحنه: ۷/۱۰
طراحی لباس: ۷/۱۰
گریم: ۷/۱۰
نور: ۸/۱۰
موسیقی و افکت: ۷/۱۰
تشکر ویژه از مطلب جامع و کاملی که در باب نمایش ما نوشتید بانو
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه اگر چه کلیشه است ولی به جهت پرداخت خوب شخصیت‌ها و روال کلاسیک قصه‌گو و تزریق ریتمیک اطلاعات و تعلیق‌های متعدد، متنی دلنشین در بستر اجرا القاء می‌شود؛
روابط ممنوعه خانوادگی که ریشه در مضمحل شدن بنیان خانواده‌ها دارد؛
مضامینی چون دروغ و خیانت از پیرنگ‌های اصلی فرایند نمایش است.
بازی خوب و تمرین شده بازیگران که بر صحنه مسلط هستند با بهره‌مندی از ایده‌ی درهای متحرک و نورپردازی دقیق در صحنه‌های مختلف، اثر را برای مخاطب با ریتم و ضرب‌آهنگی مناسب به پیش می‌برد و جنس دیالوگ‌ها به گونه طنز در ارتباط با مخاطب و خنده گرفتن از آنان موفق عمل می‌کند و در لایه‌های درونی‌تر به حقایق تلخ زندگی شخصیت‌ها می‌پردازد.
طراحی لباس و چهره‌پردازی در خدمت اثر رئالیستی و طراحی صحنه مینیمال که برگرفته از دو صندوق متحرک و یک لنگه در سه وجهی است که در تعویض لوکیشن‌ها و زمان نمایش مؤثر و چشم‌نواز است.
کارگردانی اثر به واسطه ایده‌های مطرح شده در طراحی صحنه و ایده‌ی استفاده از تلفن همراه و زنگ‌های بین صحنه‌ای برای تعویض صحنه‌ها و مطرح کردن رسانه‌های اجتماعی در شکل‌گیری روابط و چهره‌ی منفی این حلقه‌ی اتصالی موفق است.
موارد منفی حضور عکاسی از صفر تا صد نمایش با صدای نابه‌جای شاتر دوربین خود که مزاحمتی برای تمرکز تماشاگران بود و برخی مخاطبین که با پچ‌پچ با افراد کنار دستی خود و برخی هم با چت کردن با موبایل خود و نور صفحه نمایش تلفن همراه‌شان مزاحمتی برای سایر بینندگان نمایش بودند و این تأثیر خود را از عدم تذکر مسئول سالن در ابتدای نمایش وام‌دار است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ٨/١٠
ایده: ٧/١٠
متن: ٧/١٠
بازی‌ها: ٨/١٠
طراحی نور: ٩/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
طراحی صحنه: ٨/١٠
گریم ... دیدن ادامه » و چهره‌پردازی: ٧/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٧/١٠
درود
متن شما الان دقیق مثل متن پایین تر مربوط به آقای بهکام هستش دلیل خاصی داره؟
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی است برگرفته از یک رمان بلند که به صورت دراماتورژی به متن نمایشنامه تبدیل شده و این درست موضوعی است که این بخش اثر را با مشکلاتی مواجه نموده. متن در واقع جز برش‌هایی کم و بیش، امکان پرداخت به جا و موثر کاراکتر و خط سیر ماجراهایی که برآن گذشته را نمی‌یابد و صرفا در عرض پیش می‌رود، همچنین است جابه‌جایی زاویه دید روایت که کارکردی مناسب پیدا نمی‌کند.
اما ساختار اجرایی نمایش در کلیت پرمایه است. در زمینه کارگردانی، طراحی حرکت‌ها چه بازیگر و چه گروه بازی‌ساز( فرم )موفق شده تا حدی محدودیت‌های متن را جبران کند و سر و شکلی به آن ببخشد. بازی بازیگر در این نمایش که به شکل تک‌گفتار به روی صحنه آمده قابل تامل است و تصویری قابل باور را از شخصیت‌هایی که زبان آن‌ها می گردد ارائه می‌نماید که این جذبه در توانایی‌های بیانی نمود بارزی دارد. استفاده از ... دیدن ادامه » موسیقی زنده و آواز در بخش‌های مختلف اثر رنگ و بویی خاص متناسب با حال و هوای نوستالژیک اثر تداعی می‌کند. هرچند که امتداد آن در برخی موقعیت‌ها از جمله تعویض صحنه‌ها که با نوعی طولانی شدن همراه است، از تازگی آن می‌کاهد.
طراحی لباس نزدیکی‌ای مثال زدنی با احوالات شخصیت‌ها دارد و این موضوع حتی برای گروه بازی‌سازان نیز به خوبی در نظر گرفته شده است. در زمینه صحنه جز به نمایش گذاشتن تصاویر آدم‌هایی که روایت می‌شوند و تازه می‌نماید با عنصر چشمگیر دیگری روبه‌رو نیستیم؛ همین طور محل قرارگرفتن گروه موسیقی که می‌توانست جایگاه بهتری برای آن تعبیه کرد. کارایی نور نیز در این نمایش از حد متوسط فراتر می‌رود و دارای جنبه‌های خلاق مناسبی است.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۷/۱۰
متن نمایشی: ۵/۱۰
بازی‌ها: ۷/۱۰
طراحی صحنه: ۷/۱۰
طراحی لباس: ۸/۱۰
گریم: ۷/۱۰
نور: ۷/۱۰
موسیقی و افکت: ۸/۱۰
امیر مسعود و میترا این را خواندند
علیرضا علی پور و گوهرتاجدینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بر اساس پوستر نمایش، دزدان جیبوتیچ برداشتی آزاد از نمایشنامه روز نحس اثر میخاییل زوشنکو است، نکته‌ای که در صفحه تیوال به آن اشاره‌ای نشده است. داستان یک تعاونی که در آن همه از نگهبان شب گرفته تا رییس، دست به سرقت از آنجا می‌زنند.
تلاش بسیار محسوس و بدنتیجه‌ای در راستای ایرانیزه شدن اثر رخ داده است، که از شوخی‌های سطحی با مسائل روز جامعه فراتر نمی‌رود.
هر از گاهی شاهد مونولوگ‌هایی چند دقیقه‌ای هستیم که در تلاش‌اند اثر را از صرفا یک کمدی فراتر ببرند که ناموفق‌اند و غیرضروری می‌نمایند.
طراحی صحنه سعی در به تصویر کشیدن سالن یک فروشگاه تعاونی دارد که با اکسسوار بی‌کیفیت به بن‌بست می‌رسد.
بازی‌ها خام و باورناپذیرند و بازیگران نیاز به تمرین بسیار بیشتر از حدی که انجام داده‌اند، دارند.
از دیگر نکات منفی، تاخیر ۱۵ دقیقه‌ای، رفت و آمد بازیگران ... دیدن ادامه » در راهروی تماشاخانه چند دقیقه قبل از شروع اجرا و سالن نمایش است، اتاقکی در یک آموزشگاه که بناست نقش تماشاخانه را اجرا کند ولی در این ایفای نقش ناموفق است.
درجه کیفی نمایش: D
کارگردانی: ۳/١۰
متن: ۲/١٠
بازی‌ها: ۲/١٠
طراحی نور: ۳/١٠
طراحی لباس: ۲/١٠
طراحی صحنه: ۲/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۲/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۲/١٠
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش روانشناسانه درخصوص گروهی که در یک مهمانی گردهم آمده و هریک با توجه به گذشته و مشخصه‌های فردی و روانی خود از زاویه‌ای به مرور وقایعی که بر آن‌ها گذشته در طی جلسات مشاوره می‌پردازند.
نمایشنامه با نگاهی مدرن و به صورتی پازل‌وار به تشریح و توصیف آدم‌ها دست می‌زند و از دل آن به پرداخت مناسبی از شخصیت‌ها با نگاه و رویکردی تازه دست می‌یابد. روش کارگردان در به صحنه آوردن چنین دستمایه‌ای غیرخطی است، طراحی پرحجم حرکت کاراکترها علی‌الخصوص تا نیمه نمایش که به نوعی تحرکات فکری آن‌ها را در لحظه روایت سایر وقایع نمایندگی می‌کند از جمله رویکردهای قابل‌تامل در ساختار اجرایی اثر است که توسط گروه بازیگران به درستی ارائه می‌شود. هرچند که بسته به توانایی هریک در پاره‌ای از موارد عمق بیشتری می‌یابد. طراحی صحنه با تکیه بر درک درست از حال و هوای ... دیدن ادامه » نمایش در خلق فضایی مانوس با موقعیت جغرافیایی اثر از طریق به کارگیری صندلی‌هایی متحدالشکل و نیز استفاده از آینه‌هایی قدی که واقعیت آدم‌ها را بازتاب می‌دهد، از جمله نکات برجسته‌ی کار محسوب می‌شود. نورپردازی به شکل بهینه، نقشی خلاقانه در ساختار اجرایی اثر ایفا نمی‌کند و در سطح باقی می‌ماند ولی این موضوع در خصوص موسیقی کار به شکلی بالعکس کارکرد درستی یافته، همچنین است استفاده از عناصری نظیر گریم و لباس که درخدمت شخصیت‌ها قرار گرفته اند.
این نمایش علی‌رغم برخی ناهماهنگی‌ها که می‌تواند برای روزهای نخستین اجرا تا حدی قابل اغماض باشد واجد نکاتی قابل تامل خصوصا از حیث کارکردهای روانشناسی در جریان زندگی است که با بیانی نمایشی درآمیخته و می‌تواند برای این دست از مخاطبین جالب توجه جلوه کند.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۷/۱۰
متن نمایشی: ۸/۱۰
بازی‌ها: ۷/۱۰
طراحی صحنه: ۸/۱۰
طراحی لباس: ۷/۱۰
گریم: ۷/۱۰
نور: ۵/۱۰
موسیقی و افکت: ۷/۱۰
امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، کیامرث تقی زاده و فرشته این را خواندند
mahaya و وحید ملکی این را دوست دارند
این گروه در مهمانی گردهم نمیان ... شخصیت ، دچار اختلال چند شخصیتی است... و ...
۰۳ شهریور
ممنون خانم الهه هدایتی که داستان را Spoil کردید.
درود بر شما
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی برگرفته از داستان کوتاهی از تیم برتون فیلمنامه‌نویس و کارگردان سوررئالیست و فانتزی آمریکایی؛ نمایشی مبتنی بر مونودرام و تک شخصیتی بر اساس واگویه‌های پرسوناژ درون متنی که در دام کابوس هولناک واقعه‌ای تلخ سال‌هاست گرفتار شده؛ محبوس در خانه از کودکی تا دوره جوانی؛ زمان نمایش در نیمه شبی به وقت محلی در کریسمس رخ می‌دهد، زمانی که سال‌ها قبل نوجوانی بر اثر حمله خرس گریزلی یک چشمش را از دست می‌دهد؛
مونودرامی مبتنی بر ایده که در تار و پود ایده گرفتار است و به خوبی نمی‌تواند لایه‌های بیشتری به متن بیفزاید. طراحی صحنه و نور اگرچه در تلاش است تا فضای کریسمس را تداعی کند و بر التهابات درون‌شخصیتی بیفزاید، ولی در جایی ابتر می‌ماند و در ورطه تکرار گرفتار می‌آید.
بازی بازیگر از منظر تکنیکی قابل قبول است ولی به جهت هسته سنگین درام و جنس دراماتیک ... دیدن ادامه » نمایش نمی‌تواند احساسات مخاطب را برانگیزد.
چهره‌پردازی و طراحی لباس ساده است و استفاده از عینک آفتابی تا نزدیک به پایان نمایش بر صورت بازیگر برای پنهان سازی شخصیت جوان داستان و تمرکز مخاطب بر روایتگری پاپا نوئل در تعلیق اثر مؤثر است و انتخاب موسیقی و افکت‌های صوتی بهتر از سایر مؤلفه‌های اجرا در اثر جا باز کرده است. و نکته آخر کارگردانی اثر که به موازات مؤلفه‌های اجرایی نامبرده و متنی کم‌عمق نمی‌تواند بیش از این خود را بر مخاطب دیکته کند.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ٥/١٠
ایده: ٦/١٠
متن: ٦/١٠
بازی‌ها: ٦/١٠
طراحی نور: ٦/١٠
طراحی لباس: ٦/١٠
طراحی صحنه: ٦/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ٦/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٧/١٠
رضا بهکام، امیر مسعود، reza heidari و امیر حسین زاده این را خواندند
شکوفه پناهی و نیما کوچی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی در باب آسیب‌شناسی مشکلات و معضلات فوتبال ایران از نگاه تماشاگران که با رویکردی تک‌گفتار و با ارجاع به یک برنامه تاثیرگذار تلویزیونی تعطیل شده، سعی در واکاوی چند و چون این مسائل دارد اما نمایشنامه به دلیل گسست میان این خرده روایت‌ها و عدم پیوند مناسب آن با موتیف برنامه تلویزیونی، دچار مشکلاتی در ساختار شده و از پیوستگی لازم برخوردار نیست.
کارگردانی سرلوحه کار خود را ارائه‌ای سرراست از کنش و واکنش آدم‌ها قرار می‌دهد و از ایجاد میزانسن و حرکات پیچیده خودداری می‌نماید اما به جهت عدم قوام و پرداخت منسجم متن، چندان راه به جایی نمی‌برد. کما اینکه در مقوله بازیگری هم با وجود تلاش مجموعه بازیگران در آشنایی‌زدایی انتخاب کاراکترها و نحوه ایفای آن‌ها، تماشاگران این نمایش همچنان دچار فاصله با آدم‌ها و عدم ارتباط موثر با آن‌ها می‌گردند. ... دیدن ادامه » استفاده از موسیقی زنده که تک نوازنده‌ای مجموعه‌ای از سازها و افکت‌های مورد نیاز بخش‌های مختلف نمایش را نوازندگی و پخش می‌نماید، یکی از موارد جذاب این اثر است، همانطور که نورپردازی و خاصه طراحی گریم و نیز طراحی صحنه که المانی از سکوهای ورزشگاه را در ذهن تداعی می‌کند؛ با حضوری مغتنم در تلاش‌اند که بر جنبه‌های جالب توجه این نمایش بیفزایند اما شاید همچنان این ضعف‌های متن نمایشنامه است که مانع از استقبال تماشاگران از این نمایش حتی در یک روز تعطیل گردیده است.
درجه کیفی: C
کارگردانی: ۶/۱۰
متن نمایشی: ۵/۱۰
بازی‌ها: ۷/۱۰
طراحی صحنه: ۷/۱۰
طراحی لباس: ۷/۱۰
گریم: ۷/۱۰
نور: ۶/۱۰
موسیقی و افکت: ۷/۱۰
حمیدرضا مرادی و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نمایش کاریزمای منفی، هرچه اجرا به پیش می‌رود، جهان نمایش و فضای آن بزرگ و بزرگتر می‌شود. انگار که فضاسازی‌ها کره‌های متحدالمرکزی هستند که درون هم قرار گرفته‌اند و هر صحنه کره‌ی بزرگتری را برای مخاطب آشکار می‌کند. در این نمایش شاهد تولد یک ضدقهرمان هستیم که قصد دارد با برهم زدن نظم دنیای اطراف خود، از خود، یک کاریزمای منفی به جهان بشناساند. با تمام پراکندگی‌ها و درهای بیشماری که هر صحنه به روی تماشاگر باز می‌کند، متن از انسجام جذابی برخوردار است.
شخصیت پردازی‌ها، نورپردازی و جابه‌جایی اکسسوار صحنه همگی در خدمت متن و منطبق با آن هستند. به خصوص نورپردازی از نکات موفق این اثر است.
بازیگران در حد راضی‌کننده‌ای موفق به شکار نگاه و تمرکز مخاطب می‌شوند. هرچند که با تمرین بیشتر می‌توانند حد رضایت‌مندی را بالاتر ببرند.
یکی از نقاط قابل ... دیدن ادامه » تامل این اثر، تلاشی است که در راستای طراحی صحنه و لباس، به خصوص لباس، صورت نگرفته است‌. نکته‌ای که انجام آن، می‌توانست جذابیت اثر را دو چندان کند.
کاریزمای منفی، در طول اجرا، احساسات متضاد و متفاوتی از کسل شدن تا غافلگیر و میخکوب شدن را برای مخاطب به ارمغان می‌آورد.
درجه کیفی نمایش: بین B و C
کارگردانی: ۸/١۰
متن: ۸/١٠
بازی ها : ۷/١٠
طراحی نور: ۸/١٠
طراحی لباس: ۶/١٠
طراحی صحنه: ۶/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۷/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۷/١۰
متشکرم از نظرتون
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که در آن موضوع بسیار مهم و جدی مرگ دستمایه طنز قرار می‌گیرد. مرگی که با ظاهر شدن در برابر آدم اشتباهی، خود را در دردسر عظیمی می‌اندازد. او با وارد شدن به یک بیمارستان روانی در می‌یابد که بیماران آنجا باهوش‌تر از آنند که می‌پنداشته است.
نمایشنامه ترجمه کمال عبدی است و دیالوگ‌ها دلنشین و جذاب اند، و به راحتی خنده را بر لبان مخاطب می‌آورند؛ هرچند که محتوای آن می‌توانست با هرچه بیشتر فرو رفتن در درون متن و فاصله گرفتن از سطح آن، غنی‌تر باشد.
با تمام جسارت گروه بازیگران جوان برای ایفای نقش‌هایی همچون یک پارانوئید، بازی‌ها هنوز خام اند و جای پرداخت و پختگی بیشتری دارند. با این وجود، هماهنگی نسبتا راضی کننده‌ای دارند.
طراحی صحنه و لباس نمایش تا حد قابل قبولی در ساخت و پرداخت فضای آن موفق عمل کرده است.
از نکاتی که باید مورد توجه قرار می‌گرفت، ... دیدن ادامه » این است که سالن اجرا برای چنین نمایش پرحرکتی کوچک می‌نمود.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ۶/١۰
متن: ۶/١٠
بازی‌ها: ۶/١٠
طراحی نور: ۶/١٠
طراحی لباس: ۷/١٠
طراحی صحنه: ۷/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۶/١٠
متن نمایشنامه بر آن است تا از طریق تعریف یک موقعیت محوری و رودررو قرار دادن شخصیت‌ها، به ناخودآگاه و عمق بینش آن‌ها نسبت به یکدیگر وارد شود؛ شیوه نویسنده در این رویکرد برمبنای حذف زوائد و مینیمالیستی است و تا حد زیادی به موفقیت نائل می‌شود ولی در یک سوم پایانی قوام و استحکام لازم را نمی‌یابد.
کارگردانی بر پایه شکل رئال کار عمل می‌کند و از طریق طراحی میزانسن‌هایی ساده که به جنس زندگی نزدیک است سعی در فضاسازی مبتنی بر همان سادگی موقعیت‌های طراحی شده در نمایشنامه دارد. اگرچه در قسمت‌هایی این روال را به درستی تغییر می‌دهد که از آن جمله می‌توان به موقعیت گفت‌وگوی تلفنی شخصیت‌های مرد اشاره کرد.
بازی‌های بازیگران منطبق بر کلیت اثر پیش می‌رود و به استثنای برخی ضعف‌ها در نهایت چهارچوبی مناسب را پیش چشم مخاطبین قرار می‌دهد.
در زمینه استفاده ... دیدن ادامه » از عناصری نظیر گریم، نور، افکت و موسیقی نیز می‌توان این رویکرد یکپارچه را در قسمت‌های مختلف اثر ملاحظه کرد. هرچند دربرخی قسمت‌ها می‌توانست با نگاه خلاقانه‌تری مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی صحنه و دکور نیز یکی از نکات مثال‌زدنی این نمایش محسوب می‌گردد که چه در طرح و چه از حیث رنگ‌آمیزی قابل‌تامل است.
این نمایشی است ساده و موجز و در عین حال مفهوم‌گرا که با همه کاستی‌هایش نیازمند حمایت بیشتر و دیده شدن است.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۹/۱۰
متن نمایشی: ۸/۱۰
بازی‌ها: ۸/۱۰
طراحی صحنه: ۸/۱۰
طراحی لباس: ۸/۱۰
گریم: ۸/۱۰
نور: ۷/۱۰
موسیقی و افکت: ۷/۱۰
امیر مسعود این را خواند
محمدرضا برقعی، مسعود جعفریان و مهدی مهربان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی موزیکال برگرفته از یکی از قصه‌های کهن و برداشتی از نمایشنامه‌ای نوشته‌ی زنده‌یاد علی حاتمی که در نگاهی نوین با پاره‌ای از موقعیت‌های به‌روز درآمیخته، تا مخاطب با اثری تازه‌تر روبه‌رو گردد.
متن علی‌رغم همه‌ی جاذبه‌هایی که بخش اعظمش را از فضای ریتمیک و به نوعی آهنگین خود به دست آورده در انتها با نوعی اطاله(بسط، درازا،تفصیل)همراه می‌شود که جذابیت‌های قسمت‌های ابتدایی را از دست می‌دهد اما همچنان به مدد بازی بازیگران که درک درستی از ریتم صحنه و فضاسازی مورد نیاز این جنس از نمایش‌ها دارند، موفق می‌شود غالب تماشاگران را باخود همراه سازد که یکی از علل آن تنوع موقعیت‌های طراحی شده و درنظر گرفتن میزانسن‌هایی با تحرک و پویاست که مجال مناسبی برای ارائه انواع تیپ‌ها و خاستگاه آن‌ها فراهم می‌کند.
گروه موسیقی زنده از امتیازهای ویژه ... دیدن ادامه » این نمایش محسوب می‌شود که نقشی غیر قابل انکار در توفیق اثر ایفا می‌کند و هماهنگی و انسجامی مثال‌زدنی با بازیگران را در اجرای مجموعه‌ای از ترانه‌ها و دیالوگ‌های موزون و منظوم پیش چشم بیننده قرار می‌دهد و بر جاذبه اثر افزوده است.
در زمینه طراحی صحنه و لباس کوشش بر آن است تا با حداقل‌ها نتیجه‌ای متناسب حاصل شود که در برخی لحظات همانند تصویرسازی چهل گیس به موفقیت نائل می‌گردد اما این محدودیت‌ها گاها برخی بخش‌ها را هم دچار کمبودهایی می‌نماید. بهره‌گیری از عناصر نورپردازی با در نظر گرفتن همه نقاط قوتش اما جای کار بیشتری را طلب می‌کند که حتی می‌توانست کمبودهای صحنه را هم تا حدی پوشش دهد.
در کلیت، این نمایش به عنوان یک اثر مفرح می‌تواند تا حدودی جوابگوی نیاز مخاطب برای دقایقی شادزیستن و لذت‌مندی باشد.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۸/۱۰
متن نمایشی: ۷/۱۰
بازی‌ها: ۸/۱۰
طراحی صحنه: ۷/۱۰
طراحی لباس: ۷/۱۰
گریم: ۷/۱۰
نور: ۷/۱۰
موسیقی و افکت: ۹/۱۰
امیر مسعود این را خواند
ماهرو رستمی و نیلوفر اخوان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آخرین نمایشنامه‌های تراژیک شکسپیر با مضامین جنگ، سیاست و انتقام که با دراماتورژی مناسب و پرداختی طنز در لایه‌های داستان و طراحی دکوری تجربی و خلاقانه به اثری خاطره‌انگیز بدل گشته است که ترکیب صحنه با کاراکترها و وجود برخی آکسسوارهای خاص مانند بلندگوی دستی در خلق فضای کمیک و خنده گرفتن از مخاطب موفق عمل می‌کند؛
متنی که با کاشت‌های هوشمندانه روایت سیاسی روز از منطقه زیستی این روزهای ما را به نمایش می‌گذارد؛
بازی‌های هماهنگ گروهی از بازیگران جوان که با درخشش در صحنه خبر از تمرین زیاد در بیان دیالوگ‌ها و تک‌گویی‌ها و البته حرکات موزون و میزانسن‌ها دارد و بازیگر اصلی نقش کوریولانوس که با فیزیک مناسب و بازی سخت ٩٠ دقیقه‌ای خود به روی سطحی متحرک او را از سایر بازیگران در مقام قهرمان جدا می‌ساخت؛
طراحی صحنه و نور خلاقانه و نوآورانه ... دیدن ادامه » و طراحی لباس‌های متحدالشکل به رنگ سبز و قهوه‌ای و گریم‌ها در شکل‌گیری اتمسفر زمانی و مکانی روم باستان نقش بسزایی دارد؛
اجرای زنده و زیبای ارکستر موزیکال کامل توسط نوازنده‌ای چیره‌دست که مخاطب را در دل اثر می‌گنجاند و در پایان نمایش که با ترانه‌ای سنتی حال و هوای نمایش را به پست مدرنیسمی دل‌نشین مبدل می‌کند؛
نکات منفی، گرمای سالن و عدم ارائه بروشور برای اطلاع از عوامل نمایش است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ٨/١٠
ایده: ٧/١٠
متن: ٧/١٠
بازی‌ها: ٩/١٠
طراحی نور: ٧/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
طراحی صحنه: ٨/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ٧/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٩/١٠
نمایش مایکلفسکی، مضامینی چون جنگ و تبعاتش، فاصله طبقاتی بین کارگر و کارفرما، طمع و فقر را، با به تصویر کشیدن برشی از زندگی یک خانواده سه نفره، بازگو می‌کند. پدر خانواده، که یک کارگر معدن است؛ باید طی سه روز هزینه عمل پسرش را فراهم کند. دوران جنگ است و جنگ هم برنده‌ای ندارد.
این خانواده ۳۰ سال پیش سهم زیادی به جنگ پرداخته است و حالا، مادر از آن فراری و پدر در فکر بهره بردن از آن و تسویه حساب ۳۰ ساله است.
نمایش با بی آلایشی و ریتمی آهسته آغاز می‌شود، تا جایی که در لحظاتی با اکت‌های اضافی همراه می‌شود، اما رفته رفته بر سرعت و جذابیتش می‌افزاید.
از چند تپق که بگذریم، بازی‌ها اکثرا دلنشین، باورپذیر و با تسلط نسبی بازیگران همراه هستند.
گرچه در لباس‌ها، از طراحی‌ها و المان‌های متشابه زیادی استفاده شده است، اما تفاوت‌های موثر شخصیت‌ها، در جای ... دیدن ادامه » خود، در لباس‌ها مشهود است.
طراحی صحنه و نورپردازی‌ها به صورت موازی صورت گرفته، به طوری که با تغییر تمرکز نور در صحنه، تغییر لوکیشن و فضای نمایش قابل درک است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۷/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ۷/١٠
طراحی نور: ۷/١٠
طراحی لباس: ۷/١٠
طراحی صحنه: ۷/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۶/١٠
اجرایی بر مبنای نمایشنامه‌ای از سم شپرد که همچون سایر آثارش ابتدا ساده می‌نماید اما از حیث مفاهیم و درون‌مایه به شدت غنی و واجد نکات روانشناسانه و حتی هستی‌شناسانه‌ی بسیاری است.
کارگردان نمایش شیوه‌ای کاملا ساده و عاری از هرگونه تکلف را برای اجرای این اثر برگزیده است، این مدل انتخابی اگرچه می‌تواند مخاطبین(خاصه مخاطب عام‌تر)را در برخی صحنه‌ها و موقعیت‌ها با خود همراه سازد ولی در قسمت‌های دیگر، هرچه نمایش به پایان نزدیک می‌شود، شاهد ایجاد مشکلاتی در پدید آمدن ریتمی مناسب هستیم.
بازیگران کم و بیش می‌کوشند تا به کاراکترها و مشخصه‌های آدم‌های نمایش نزدیک شوند که برخی موفق می‌شوند و تعدادی دیگر توفیقی نمی‌یابند .
طراحی صحنه با استفاده از دیوارکوب‌هایی سعی در تداعی خانه ای فرسوده و نم‌ناک در ذهن مخاطب دارد و سایر المان‌های صوتی ... دیدن ادامه » از جمله افکت‌ها که با انعکاس صدای باران و رعد و برق به تزلزل و ابهام‌ها دامن می‌زنند. طراحی لباس علی‌رغم برخی کاستی‌ها از جمله نقاط قوت این نمایش است و قرابت خوبی با ویژگی‌های شخصیت‌ها دارد، از حیث نورپردازی می‌توانست با محدود کردن و استفاده از فیلترها، کارکردهای بهتری برای منابع نوری در جهت فضاسازی قائل شد؛ چنانکه موسیقی نیز کم و بیش همین مشکل را داراست. (تاخیر بیش از ۴۵ دقیقه درشروع نمایش از جمله نواقصی بود که باعث خستگی و بی‌حوصلگی تماشاگران قبل از رودررو شدن با این نمایش شد)
درجه کیفی: c
کارگردانی: ۵/۱۰
متن نمایشی: ۷/۱۰
بازی‌ها: ۵/۱۰
طراحی صحنه: ۵/۱۰
طراحی لباس: ۷/۱۰
گریم: ۴/۱۰
نور: ۴/۱۰
موسیقی و افکت: ۶/۱۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رولند شیملفنیگ در نمایشنامه اژدهای طلایی، به حوادث و رخدادهای پیرامون رستوران چینی، ویتنامی، تایلندی اژدهای طلایی، از دیدگاه‌های متنوعی می‌نگرد؛ و به هر الگوی رفتاری با پیچ و تاب‌های ظریف و مبتکرانه رنگ و بوی تازه‌ای می‌بخشد: ایفای نقش زنان توسط مردان و بالعکس و یا ایفای نقش شخصیتی پیر توسط بازیگری جوان و بالعکس. نتیجه شاعرانه در عین حال بی‌رحم، مرموز و تاثیرگذار است. نویسنده در صحنه‌های کوتاه و تلخ کمدی، با محوریت مهاجرت، داستان دنیای جهانی شده و استثمار، حرص و آز، غیرقانونی بودن‌ها و وحشیگری موجود در آن را بازگو می‌کند. داستان این که در دنیای مدرن ما، فاصله انسان‌ها تا آنجایی کم شده است، که ممکن است شما مزه خون پسرک کارگر رستورانی که سرنوشتش برای شما مهم نیست را در دهانتان حس کنید.
نمایش به طور همزمان و متداخلی حول چندین داستان می‌گردد. ... دیدن ادامه » پنج بازیگر نمایش هرکدام به ایفای سه نقش می‌پردازند، که به طور پی‌درپی به هرکدام از این سه نقش جان می‌دهند. رفت و برگشت‌های پویای بازیگران به نقش‌هایشان، مخاطب را مجذوب خود می‌کند؛ نکته‌ای که باعث می‌شود بسیاری از قفل‌های داستان نمایش پس از اتمام اجرا برای مخاطب باز شود.
طراحی لباس به گونه‌ای است که با تغییر نقش‌های متوالی بازیگران هم‌سویی و همخوانی دارد؛ و طراحی صحنه هوشمندانه و کاربردی است، به طوری که انگار صحنه هم یکی از بازیگران نمایش است که هر لحظه به نقش تازه‌ای جان می‌بخشد.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۹/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ۹/١٠
طراحی نور: ۷/١٠
طراحی لباس: ۸/١٠
طراحی صحنه: ۸/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۷/١٠
ممنون از اینکه تلاش صحنه ای ما را پسندید.
۲۰ مرداد
خیلی متشکرم که نظرتون رو به اشتراک گذاشتید
خوش اومدید
۲۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی از ماتئی ویسنی یک، که آن را در رومانی تحت سلطه نیکولای چائوشسکو به رشته تحریر در آورده است و در آن می‌کوشد با حمله به ماهیت نمایشی قانون، عدالت و نظام قضای حکومت وی، صحنه دادگاه-تئاتری را به تصویر بکشد، که در آن متهمی بی گناه با ادله‌ای بی‌پایه و اساس و منطق محکوم به اعدام می‌شود. دادگاهی که در آن از قاضی و دادستان گرفته تا شاهدین و تماشاچیان، همگی مورد اتهام هستند.
کارگردان شخصیت‌ها و قسمت‌های زیادی از متن را حذف کرده است. هر چند که کوشیده تا ردپایی از محذوفات را در اثر بگنجاند. نیمه اول اجرا، تقریبا وفادار به متن است، وفاداری که در نیمه دوم کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. هرچند که ادامه وفاداری می‌توانست به نفع اثر تمام شود. در قسمت‌های زیادی از اجرا، شاهد مونولوگ‌هایی از نقطه قوت اثر، بازیگر نقش دادستان، هستیم، که به نظر می‌رسد بار سنگین ... دیدن ادامه » و اعظمی از اجرا را بر دوش دارد.
ریسک بزرگی که کارگردان در این اثر مرتکب شده است، باز کردن پای تماشاچی به صحنه است، که ممکن است باعث شود روند اجرای هر شب اثر متفاوت باشد. ریسکی که باز دادستان اثر را از آن نجات می دهد.
پایان‌بندی اجرا به نسبت آنچه در متن اتفاق می‌افتد متفاوت است. تفاوتی که سعی کرده تا مفاهیم پنهان در متن را، در اثر آشکاتر نشان دهد.
طراحی صحنه و لباس، رئالیستی و ساده و باورپذیر می‌نماید. تلاش بیشتر برای انتخاب و طراحی موسیقی و افکت های صوتی قوی‌تر، می‌توانست تاثیر این عنصر نمایش را در اثر بیشتر کند.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ۵/١۰
ایده: ٦/١٠
متن: ٥/١٠
بازی‌ها: ۶/١٠
طراحی نور: ۶/١٠
طراحی لباس: ۶/١٠
طراحی صحنه: ۶/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۳/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۵/١٠
هدا تورنگ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی ٢ سویه که از منظر روانشناختی اثر به سمت موارد مفاهیم کودک ، بالغ و والد سوق پیدا می کند و از سوی تئاتری و معنا در مسیر واگویه هایست از یک شخصیت میانسال که با روایت تروماهایش از بدو کودکی تا پایان جوانی ترسیم اجتماعی روان گسیخته و زیستی اوست.
متنی مبتنی بر تک گویی شخصیت محوری که پس از ٣٠ دقیقه از اجرا بواسطه تکرار در روایت کمی کسل کننده خواهد بود اگر چه که بازیگر نمایش با به رخ کشیدن قابلیتهایش در بازی توان تحمل را تا پایان ٤٥ دقیقه ای اثر راحت تر می کند.
تکلم کودکانه شخصیت در پاره ای از اوقات بر سادگی و تلطیف فضا می افزاید اگرچه که ممکن است به بدنه داستان روایی صدمه بزند.
طراحی صحنه بر اساس تک لوکیشنی است در خانه که گویا امن ترین و تنهاترین بخش هر خانه است.
با چهره پردازی ساده و طراحی لباسی در خدمت متن و مونولگ اجرایی و نور پردازی که مبین محل ... دیدن ادامه » خاصی از هر خانه که حین اجرا کمکی به تصویرسازی سیال ذهن مخاطب است.
نکته منفی گرمای سالن است که می تواند انرژی و تمرکز هر بیننده ای را تحت الشعاع قرار دهد.
درجه کیفی نمایش B
بازیگری:٨/١٠
کارگردانی:٧/١٠
طراحی صحنه:٧/١٠
طراحی لباس:٦/١٠
طراحی گریم:٦/١٠
افکت صوتی:٧/١٠
نور:٧/١٠
حمیدرضا مرادی و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش با ساختاری مونولوگ ( تک گفتار ) که سعی داردبه مسئله ی روابط میان آدم ها بپردازد اما کاستی ها و خلاهای موجود درمتن نمایشنامه و عدم پرداخت مناسب کاراکترها که لازمه یک اثر با ساختاری چنین می باشد ، مانع از انسجام و هماهنگی مناسب در اجرا و ارتباط کامل مخاطبین با هریک از آدمها گردیده است .
کارگردانی اثر اگرچه تلاش دارد تا یکدستی و تخت بودن متن را با برخی ایده ها پوشش دهد ودر اندک مواردی موفق عمل میکند اما همچنان درطراحی میزانسن هایی باورپذیر و ازجنس زندگی که توامان هم در فضاسازی محیطی و هم در بازتاب ذهنیت و درونیات آدم های نمایش کارکرد یابد به موفقیت نمی رسد .
بازی دوبازیگر نوجوان (خاصه نقش پسر ) یکی از نقاط برجسته این نمایش محسوب می گردد که حتی درمواردی از بازی سایر بازیگران که بعضا ممکن است ازنظر کمی واجد تجربیات بیشتری باشند نیز برجسته ... دیدن ادامه » و تاثیر گذار تر محسوب می گردد.
حوزه طراحی صحنه به جز چیدمان تعدادی آکسسوار قدیمی که برخی تا پایان هیچ کارکرد اجرایی نمی یابند به عنصری قابل چشم پوشی مبدل گشته است . موسیقی در برخی لحظات به ارتقا بار حسی صحنه و بازیگر کمک می کند و می توانست برای پرکردن برخی دیگر از گسستها و شکافهای ریتمیک مورد استفاده بیشتر قرار گیرد . کما اینکه نورپردازی نیز در اغلب موارد درخلق فضایی مناسب برای باورپذیری و تمرکز بیشتر تماشاگر بر حال و هوای کاراکترها عاجز باقی می ماند .
درجه کیفی : c
کارگردانی:10/5
متن نمایشی :10/4
بازی ها :10/5
طراحی صحنه :10/4
طراحی لباس :10/6
گریم :10/5
نور :10/4
موسیقی و افکت :10/5
امیر مسعود و حسین پوریعقوب این را خواندند
قطعا این نقد نتیجه عدم درک و ضعف در شناخت این نمایش است
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رسانه‌ای شدن قضیه گورخواب‌ها در گورستان‌های اطراف تهران در سال‌های قبل و نزدیک به انتخابات دور دوم ریاست جمهوری، ایده‌ای است که دستاویز کلیشه‌ای برای نویسنده نمایشنامه شده است.
کلیشه‌ای که تلاش می‌کند تا مشکلات این قشر ضعیف و حذف شده جامعه را نمایان کند و طرح یک شخصیت زن در قصه بهانه ایست تا عشقی ناخواسته و نافرجام را پایه‌ریزی کند و محوریت دیالوگ‌ها را بچیند.
طرح بسیاری از موضوعات و مشکلات اجتماعی با رویکردی سطحی در قالب طنزی که در پاره‌ای از اوقات از مخاطب خنده می‌گیرد.
بازی‌ها متوسط و گرفتار کلیشه متن که با تپق‌های فراوانی روبه‌رو است و هیچ‌گاه مخاطب را به هسته اصلی درام نزدیک نمی‌کند.
طراحی صحنه‌ای از برف و نور پردازی ماه تنها نقطه قوت صحنه است که می‌توان لحظه‌ای حضور واقعی دو گورخواب را متصور شد.
طراحی لباس و گریم برای بازیگر مرد باورپذیر و برای بازیگر زن دور از ذهن است.
اجرای سه ترانه بصورت Play back در ژانر اجتماعی مورد طرح، مؤثر و از نکات مثبت نمایش است که به دلنشینی آن برای بیننده کمک می‌کند.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ٦/١٠
ایده: ٦/١٠
متن: ٥/١٠
بازی‌ها: ٦/١٠
طراحی نور: ٦/١٠
طراحی لباس: ٦/١٠
طراحی صحنه: ٧/١٠
گریم ... دیدن ادامه » و چهره‌پردازی: ٦/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٨/١٠
Hesam El این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظام سرمایه‌داری جوامع مدرن همواره از طبقه کارگر ابزاری برای هدفمندی و سود آوری خود بهره می‌جوید، درونمایه‌ای که متن اثر به آن چنگ انداخته و با پی‌ریزی یک درام خام در مسیر قصه‌گویی تلاش می‌کند تا با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.
لایه‌های متن کم است و پرداختن به قصه‌های فرعی می‌توانست زمان نمایش را بیشتر کرده و اثر را به یک کار کاملتر تبدیل کند.
بازی‌هایی نسبتاً قابل قبول با تپق‌هایی اندک که در فضاسازی طبقه کارگر آمریکا و بیان مشکلات این قشر با کمک طراحی لباس و طراحی صحنه مناسب، باورپذیر می‌شود.
طراحی صحنه اگرچه هوشمندانه و مناسب است ولی بهتر بود با پرده‌ای پوششی و میانی فضای بار راکفلر پلازا از انبار طبقه منفی دو جدا می‌شد و استفاده از ویدیو وال نیز می‌توانست این تصویرسازی را منسجم‌تر کند.
افکت‌های محیطی و موسیقی نیز در خدمت خلق ... دیدن ادامه » متممی برای مکان‌های مورد اشاره درون متن در ذهن مخاطب و خلال داستان بی‌تأثیر نیست.
ارائه بروشور مناسب از اثر و برخورد مناسب پرسنل نمایش و تماشاخانه نیز از مواردی است که جای این نمایش را با کم و کاستی‌های اندک خود در دل شما باز می‌کند.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ٦/١٠
ایده: ٦/١٠
متن: ٥/١٠
بازی‌ها: ٧/١٠
طراحی نور: ٧/١٠
طراحی لباس: ٧/١٠
طراحی صحنه: ٧/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ٧/١٠
موسیقی و افکت صوتی : ٦/١٠
ندا لاهوتی آذر، آقامیلاد طیبی و ساچلین مهدیلو این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
ایده به نظر من از ۶ بالاتره ... نظرتون محترمه البته
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید