تیوال محمد لهاک | دیوار
S3 : 01:02:12
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کاش دنیا دست زن‌ها بود، زن‌ها که زاییده‌اند یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ‌وقت خالق نبوده‌اند، آنقدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود‌؟

سووشون⭐ سیمین دانشور
روز زن و مادر رو به همه شیر زنان ایران زمین تبریک میگم و از صمیم قلب آرزو میکنم که روزی برسه که بدون تبعیض در برابری و احترام روزگار رو سپری کنیم روزی بدون اجبار
و بهترینها رو برای همگی از خداوند می‌خوام
آقای لهاک ممنونم ازتون بابت تبریک و آرزوهای خوب. به امید آنروز البته با تلاش خود زنها.
۵ روز پیش، شنبه
خانم گراوندی ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۴ روز پیش، یکشنبه
جناب کوهی عزیز بی صبرانه لحظه شماری میکنم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز زاد روز یک انسان شریف ، نجیب ، مهربان و آدم حسابیه
کسی که از من مستاجر تازه تا رفقایی که هفت سال ساکن خونه اش هستند دوستش دارند
آقای عمروآبادی نازنین زاد روزتون مبارک
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
سرتون سلامت و سایتون مستدام⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
به به...
یادمه تئاترشهر یه خط تلفن داشت که هیچ وقت هیچکس جواب نمی داد. باید میومدیم دم ساختمونش تا بفهمیم تئاتری روی صحنه هست با نه.
امروز از هر جا میشه تیوال کرد، کلی کار.
به خاطر تیواله که دوباره پام به سالن باز شد و دارم از تئاتر لذت می برم.
دم شما گرم ... دیدن ادامه » آقای عمروآبادی خوش فکر
تولدتون مبارک
شاد و سلامت و پر از آرامش باشید
۲۳ بهمن
سلام جناب عمروآبادی گرانقدر
تولدتون مبارک
خیلی ممنونم بخاطر تیوال
با تیوال تونستم آدمهای بسیاری رو بشنوم و اهل تئاتر بشم
بسیار خوشحالم که هدف دارم که بتونم نمایشنامه نویس بشم، داستان بنویسم که البته مرتبط با رشته تخصصی ام زبان انگلیسی هست . شیفته ... دیدن ادامه » تئاتر و بازیگری خوب شدم و....
همه اینها با درصد بالایی بخاطر تیوال هست
متشکرم از زحمات و لطف شما
۲۳ بهمن
مرسی عزیزانم
مهربانی شماست... امیدوارم تیوال هر روز شایسته‌تر باشه برای چنین کاربران و همراهانی...
۲۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غیراخلاقی‌ترین عادت بشر اینست که مدام و بی‌وقفه درباره‌ی هرکس، پیش از آنکه بفهمد و درک کند، قضاوت می‌کند. این آمادگی پرشور برای قضاوت کردن، نفرت‌انگیزترین حماقت و مخرب‌ترین شرارت‌هاست

وصیت خیانت شده / میلان کوندرا
بنام انسان ، مخلوق خالقی کریم
من محمد لهاک بدون اعتقاد به خط کشی های مرزی و سیاسی بخاطر نام انسان و مقام انسان و حرمت انسان به عنوان یک مخاطب تئاتر جشن واره تئاتر فجر را تحریم میکنم
درودها فراوان ❤️
۲۲ دی
موافقت و حمایت ❤️
۲۳ دی
جناب جعفریان⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
عشق بر شما
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهری تعطیل
اگر چه ایران در تعطیلات رسمی که ۲۵ روز است نسبت به سایر کشورها در رتبه پایین تری قرار دارد اما در همه جای جهان میشود برنامه ریزی داشت اما در ایران ...
سه روز عزای عمومی تعطیلی اجراها دو روز ایام فاطمیه و....
واقعاً مسئولان مرکز هنرهای نمایشی نمونه هستند در محتاط ترین و محافظه کار ترین و البته .......... مسئولان
ریالی کمک که نمی‌کنند و هزار سنگ و هزار چوب هم برای نچرخیدن این چرخ در برنامه دارند
تاتر بی پناه ترین و یتیم ترین و مظلوم ترین فرزند این سرزمین هست
۱۷ دی
درود
این دوستان از روز اول با تئاتر مشکل دارن و اساساً با هر پدیده‌ی هنری "زنده"ای و تمام تلاششون رو می‌کنن که یا اخته‌اش کنن یا نذارن به هدفش (حالا هرچی می‌خواد باشه) برسه.
:((((
۱۷ دی
شرم باد بر مدیری که اقتدار نداره و به میزش دو دستی با هربهانه ای چسبیده
اینجا صحبت از سلیقه شخصی یا تمایل تفکری نیست
صحبت از نالایقی و عدم شایسته سالاری است
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم به حال پروانه‌ها می‌سوزد
وقتی چراغ را خاموش می‌کنم،
و به حال خفاش‌ها
وقتی چراغ را روشن می‌کنم.
نمی‌شود قدمی برداشت
بدون آن که کسی نرنجد.

مارین سورسکو
شما روشن خاموشاتونو بکنین، پروانه ها و خفاشها جای خودشونو پیدا میکنن
۲۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما برای فرار از دوزخ زندگی به تئاتر پناه می‌بریم
آنتونن آرتو
نویسنده، شاعر ، مقاله‌نویس بازیگر کارگردان تئاتر قرن نوزدهم میلادی
البته اگر بعضی از عکاسان و تماشاگران سالن رو تبدیل به جهنم نکنند
۰۲ دی
صد در صد موافقم❤❤❤
۰۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای ... دیدن ادامه » تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد



نام سیف فرغانی در کنار فخرالدین عراقی به عنوان دو شاعری که زبان به مدح حاکمی نگشودند در تاریخ ادبیات این مملکت جاویدان خواهد ماند....
۲۵ آبان
ما بارگه دادیم ، این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران ، گویی چه رسد خذلان
"خاقانی "
۲۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی
مریم خانم نازنین زاد روزتون مبارک ⁦❤️⁩ براتون بهترین آرزوها رو داریم
از طرف تیوالی ها
ممنونم آقای لهاک
از لطف شما و همه دوستان سپاسگزارم
۲۴ مهر
مریم خانم عزیزم تولدت مبارک
۲۴ مهر
ممنونم نینا خانم مهربان
❤️
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما جزو کدام گروه از انسان ها هستید ؟
آیا فرد عیب جویی هستید که فقط نقاط ضعف و بدی های انسانها را میبیندو در هر اتفاقی شروع به نق زدن بدگویی میکند و یا این که انسان را مجموعه ای از خوبی هایش و بدی هایش می دانید ؟
به قول بزرگی : هرگاه تنها هستیم به دنبال یک دوست میگردیم ، هر زمان پیدایش کردیم به دنبال عیبش میگردیم و
زمانی که از دستش دادیم به دنبال خاطراتش می گردیم و باز تنهاییم
دکتر ویلیام گلاسر، روان‌پزشک مشهور می‌گوید: هفت عادت تخریب‌گر شامل: 1- عیب‌جویی یا انتقام، 2- سرزنش، 3- شکوه و گلایه، 4- غر زدن، 5- تهدید، 6- تنبیه و 7- دادن حق حساب یا باج برای تحت کنترل درآوردن دیگری، وجود دارد
او معتقد است به جای استفاده از هفت الگوی مخرب که سعی در کنترل کردن فرد دارد برای حفظ و تداوم هر ارتباطی، باید از هفت الگوی سازنده: 1- گوش سپردن،2- حمایت، 3- تشویق، 4- احترام، 5- پذیرش، 6- اعتماد، و 7- گفت‌وگو، بهره برد.‏
عیب جویی یکی از بیماری های اخلاقی است که با انگیزه های گوناگون صورت می گیرد در اینجا به چند انگیزه اشاره می کنیم.
احساس حقارت
یکی از عوامل عیب جویی احساس حقارت است. کسانی که عیوب مختلفی دارند و احساس حقارت می کنند. می خواهند با نشر عیوب دیگران و تحقیر نمودن این و آن، عیوب خود را بپوشانند و ضعف باطنی خویش را جبران نمایند
حسد
یکی دیگر از انگیزه های عیب جویی، حسادت است. شخص حسود چون نمی تواند کمالات و امتیازات دیگران را ببیند تلاش می کند تا با عیب جویی، شخصیت آنها را خُرد کند.
سوء ظن
یکی از عوامل عیب جویی، گمان بد است، که خود یکی از بیماری های خطرناک است و بسیاری در آتش آن می سوزند.
بیماری روحی و غفلت
یکی از موارد عیب جویی یک نوعی بیماری روحی است که برخی ازمردم دچار آن می شوند. به طوری که از جستجوی عیوب دیگران و پخش آن در میان مردم لذّت می برند و بدین وسیله ناراحتی خود را تسکین می دهند.چنین کسانی در اثر خودخواهی، هرگز به خود اجازه نمی دهند که به عیوب خود بپردازند و چون از عیوب خود غافلند، عیوب دیگران را می بینند. به یکی از بزرگان گفتند: که چرا از عیوب دیگران سخن نمی گویی؟ او در جواب گفت: چون برای خود کمالی نمی بینم تا از دیگران عیب گویی کنم.
هر ... دیدن ادامه » کسی گر عیب خود دیدی به پیش
کی بُدی فارغ وی از اصلاح خویش
غافلند این خلق از خود بی خبر
لاجرم گویند عیب یکدگر
دشمنی
یکی دیگر از عوامل و ریشه های عیب جویی دشمنی است.بسیاری از افرادی که عیب جویی می کنند در واقع به سبب کینه ای است که در دل دارند. آنها که از دیگران کدورتی در دل دارند (چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی) دائماً در فکر عیب جویی و رسواکردن دیگران هستند.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
خودخواهی
گاهی خودخواهی و حس جاه طلبی انگیزه عیب جویی می شود؛ بسیاری از افرادی که می خواهند به مقام و موقعیتی برسند سعی می کنند با عیب جویی و عیب تراشی رقبای خود را تضعیف و از میدان به در کنند.

البته همه این عوامل را سببی جز جامعه حاکم نیست و صد البته که جامعه از خود ما شروع میشود بیاییم با یکدیگر مهربان‌تر باشیم
بجای اینکه یکدیگر را تحقیر کنیم و متهم سازیم فقط با گمانه زنی های حاصل از .....
به شکوفایی و بالندگی هم مهر بورزیم و جامعه را بسوی زیبایی راهنمایی کنیم
برداشت آزاد از چند مقاله در باب عیب جویی احوالاتی که این روزها سایه بر سر این خاک دارد
همه بدنبال عیوب هم میگردیم میرویم یک اجرا که عیب از اجرا در بیاوریم
حالا شد از بازیها نشد نور نشد صحنه نشد گریم نشد متن نشد تماشاگر نشد صندلی سالن بالاخره یک جای کار می‌لنگد ما هم که خوراکمان شده نق زدن بجای کمک به تعالی و پیشرفت و شکوفایی و حمایت فقط نق میزنیم
منظورم نقد نیست که نقد خودش باعث شکوفایی میشود
خودتان بهتر میدانید نقد کدام است و نق کدام
بعضی مواقع در حدود ادبیاتی منقوش به لغات ناب و گاهی هم در لفافه و گاهی هم .....
خدا را هزار بار شکر که اگر هیچ کجا یار و همراه و هم‌نفس هم نباشیم در نق زدن برادران و خواهران خونی میشویم یک نق برای همه همه برای یک نق
امیدوارم روزی برسد که در مهربانی رشد را تجربه کنیم
و گمان تحقیر به منزله تربیت را فراموش کنیم
چه متن کامل و توضیحات بجایی، تشکر و آفرین به شما....
گاهی باید صحبت کنیم، من هم از شما یاد میگیرم !
خداروشکر که نق نمیزنم ، ایراد نمیگیرم بلکه تشکر میکنم بخاطر زحماتشون . یادم میاد روز اول که برای دیدن تئاتر در پردیس شهرزاد بودم اول تقدیس و تمجید کردم از فضای حاضر و یکی یکی تابلوهای سالن و دیدم! مباهات میکردم بخودم که سرانجام به تئاتر اومدم. محلی حرفه ای ... و چقدر تعریف مکان مورد نظر زیبا بود، شروع کردم به عکاسی ازش با زمینه های مختلف عکاسی! عجب... جایی که قبلا زایشگاه امید بوده.

جلوی گیشه بازیگر توانا خانم نسیم ادبی رو دیدم ولی زبونم بد اومد... نتونستم حتی سلامی کنم اینقدر که براشون احترام قائلم. ولی بعد از نمایش ام به نقش آفرینان سلام و تشکر و صحبتی داشتم. بعضی‌ها چنان عجیب نگاهم میکردند ،

ولی من مطمئن بودم کارم درست بود !

من بیشتر اهل تئاتر بودم در روز اول دیدن اثر،تا دیگران !

با ... دیدن ادامه » تشکر فراوان از شما و اینکه واقعا علاقه مندم در ماههای آتی و آینده نزدیک همراهی شما و دیگر دوستان و داشته باشم در دیدن تئاتر و یاد بگیرم و لذت ببرم. و میبالم از دعوت شما برمن که نهایت لطف تون و گروهتون بود.
آقای لهاک روانپزشکی هم از دنیای تئاتر پرسید، بسیار مشتاق بود، ... و گفت داروی تئاتر تجویز میکنم !

همچنین شخصی اهل فن تئاتر و زبردست ، منو درباره نمایشنامه ، سوق داد بخوندن نمایشنامه های کلاسیک .

به امید روزهای خوش ابری و بارانی و به امید چهار فصل کشور عزیزمان ایران!
۰۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با چشم‌ها
ز حیرتِ این صبحِ نابجای
خشکیده بر دریچه‌ی خورشیدِ چارتاق
بر تارکِ سپیده‌ی این روزِ پابه‌زای،
دستانِ بسته‌ام را
آزاد کردم از
زنجیرهای خواب.

فریاد برکشیدم:
اینک چراغ معجزه
مَردُم!
تشخیصِ نیم‌شب را از فجر
در چشم‌های کوردلی‌تان
سویی به جای اگر
مانده‌ست ... دیدن ادامه » آن‌قدر،
تا از کیسه‌تان نرفته تماشا کنید خوب
در آسمانِ شب
پروازِ آفتاب را !

با گوش‌های ناشنوایی‌تان
این طُرفه بشنوید:
در نیم‌پرده‌ی شب
آوازِ آفتاب را!
دیدیم
(گفتند خلق، نیمی)
پروازِ روشنش را. آری!

نیمی به شادی از دل
فریاد برکشیدند:

«ــ با گوشِ جان شنیدیم
آوازِ روشنش را!»
باری
من با دهانِ حیرت گفتم:
«ــ ای یاوه
یاوه
یاوه،
خلایق!
مستید و منگ؟
یا به تظاهر
تزویر می‌کنید؟
از شب هنوز مانده دو دانگی.
ور تایبید و پاک و مسلمان
نماز را
از چاوشان نیامده بانگی!»
هر گاوگَندچاله دهانی
آتشفشانِ روشنِ خشمی شد:
«ــ این گول بین که روشنیِ آفتاب را
از ما دلیل می‌طلبد.»

توفانِ خنده‌ها...

« خورشید را گذاشته،
می‌خواهد
با اتکا به ساعتِ شماطه‌دارِ خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نیمه نیز برنگذشته‌ست.»

توفانِ خنده‌ها...
من
درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیرِ آتش در جانم
پیچید.
سرتاسرِ وجودِ مرا
گویی
چیزی به هم فشرد
تا قطره‌یی به تفتگیِ خورشید
جوشید از دو چشمم.
از تلخیِ تمامیِ دریاها
در اشکِ ناتوانیِ خود ساغری زدم.
آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب
تنهاترین حقیقتِشان بود
احساسِ واقعیتِشان بود.
با نور و گرمی‌اش
مفهومِ بی‌ریای رفاقت بود
با تابناکی‌اش
مفهومِ بی‌فریبِ صداقت بود.
(ای کاش می‌توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی‌دریغ باشند
در دردها و شادی‌هاشان
حتا
با نانِ خشکِشان.
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند.)
افسوس!
آفتاب
مفهومِ بی‌دریغِ عدالت بود و
آنان به عدل شیفته بودند و
اکنون
با آفتاب‌گونه‌یی
آنان را
اینگونه
دل
فریفته بودند!
ای کاش می‌توانستم
خونِ رگانِ خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگریم
تا باورم کنند.
ای کاش می‌توانستم
یک لحظه می‌توانستم ای کاش
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلقِ بی‌شمار را،
گردِ حبابِ خاک بگردانم
تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست
و باورم کنند.
ای کاش
می‌توانستم!
یا رب ، نگیر ساغر مستی ز ساحتِ شماطه دارِ عدل شیفتهِ نامسلمانی
بنگر که خون رگانت به کارد قسمت ، تالاسمی شرافت در نان خشک می زند
شش دانگ حواس ما ز کیسه رفت در حسرت به استخوان رسیده تفنگ کاغذی
این روز ِ پا به زا ، برای خلق ناشنوا ، آخرش چه داشت
۰۸ مهر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پست موقت

ترویج فرهنگ باج گیری به نام معضل تماشاگر
در وانفسای افول حضور مخاطب ، هنر آلودهِ ، ناچار ، هنر فقیر (هم مالی هم فرهنگی)، به بهانه تبلیغات به هر روشی و منشی دست میبرد از بلیط در مقابل ستاره و کامنت گرفته تا عروسک های بزرگی که تا دیروز دم پیتزا فروشی ها تبلیغ میکردند
از...... تا .......
اساسا با ترویج فرهنگ تئاتر دیدن نه من مخالفم و نه هیچ کدام از کاربران تیوالی چه دوست و چه ...
هرچند تمایل به قیمت مناسب دغدغه اصلی همه مخاطبان تئاتر بوده و هست ، چراکه ما هم بنا به شرایط روز و با توجه به مشکلات معیشتی که به صورت سراسری دامن گیر همه افراد جامعه هست تمایل به خرید شرافتمندانه اما مناسب تری را داریم
هیچکس به هیچ عنوانی مخالف تلاش در جهت جلب مخاطب نیست
اما نه به صورت یک معامله.....
همیشه سعی کردم که بلیط بخرم و کمتر تن به بلیط رایگان دادم شاید کمتر از یک در صد
گواه کلامم حساب کاربری و لیست خرید بلیط از تیوال و تیکیت . ایران کنسرت
اما شاهد ساختاری با عنوان بلیط مجانی = نقد مثبت هستم و انگار پایه های این بنا از ابتدا به زعم من البته کج است
خانم هدایتی عزیز خاطرتان هست که در اینستاگرام به من پیام دادید و فرمودید اگر گروه نمایشی را میشناسید که تمایل دارند!
ما تعدادی علاقمند هستیم به تئاتر به ما تخفیف بدهند یا بلیط رایگان تا ما در مقابلش نقد مثبت بنویسیم و کامنت بگذاریم و ستاره بدهیم.
در جواب شما عرض کردم که اینکار نه تنها غیر اخلاقی و بسیار شنیع است بلکه کاملا حرکتی ضد فرهنگیست
خیانت ... دیدن ادامه » به کاربران بی اطلاع از ماهیت ستاره ها و کامنت هاست
این مسئله و پیام بدون درج نام شما خدمت جناب عمروآبادی نازنین نشان دادم و عرض کردم زیر پوست مهربان تیوال اتفاقات نامیمونی در حال وقوع است
اما گمان کردم به رفتن دو تا کار و همان شش نفر کارگری که نوشته بودید تمام میشود
امروز به بهانه غم نان به دغدغه فروش و خروش شاهد فوران آتشفشان نقد و ستاره در مقابل بلیط هستم
که البته به قول دوستی هر چیزی قیمتی دارد
در هر حال هنوز هم مشتاقم که در گفتگو بتوانیم نسبت به هم محترمانه به حل معضل برسیم

در ضمن
سید مهدی نازنین شجاعانه به مسئله پرداخته که برای اطلاع بیشتر توجه کاربران گرانقدر به پست زیر معطوف میکنم
https://www.tiwall.com/wall/post/216587
کاش این پست موقت نباشه
۳۱ شهریور
بله میدونم محمد عزیز
۲۳ مهر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بی اخلاقی هایی که برایش کف زدیم ،
برای خشمهایی که نابجا بالا آوردیم
برای تهمت هایی که مغرضانه زدیم
برای دلهایی که لگدمالشان کردیم در پرانتز نقد
برای بغضهامان که ماند و چرک کرد و عقد شدو ترکید
برای هر آنچه که بودیم و هستیم و خواهیم بود



حرمت نگه دار دلم
گلم
کاین اشک خونبهای عمر رفته من است
میراث من ، نه بقید قرعه نه به حکم عرف
یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت
به نام تو.....
مهر ... دیدن ادامه » و موم شده به اتش سیگار متبرک ملعون.
کتیبه های خطوط قبائل دور ،
این سرگذشت کودکی است که به سر انگشت پا هرگز
دستش به شاخه ی هیچ آرزویی نرسیده است
هر شب گرسنه میخوابید
چند و چرا نمی شناخت دلش
گرسنگی شرط بقا بود به آیین قبیله ی مهربانش
پس گریه کن مرا به طراوت
به دلی که میگریسیت بر اسب واژگون کتاب دروغ تاریخش
و آواز میخواند ریاضیات را در سمفونی با شکوه جدول ضرب با همکلاسیهایش
دو دو تا .... چهار تا .... چار چار تا .... شونزده تا..... پنج چنج تا ....
در یازده سالگی پا به دنیای عجیب کفش نهاد
با سر تراشیده و کت بلندی که از زانوانش میگذشت
بابوی کنده ی بد سوز و نفت و عرقهای کهنه ....
آری دلم ، گلم
این اشکها خونبهای عمر رفته من است.
میراث من .

حکایت آدمی که جادوی کتاب مسخ و مسحورش کرده بود
تا بدانم ، بدانم ، بدانم
به وام وانهادم مهر مادریم را
گهواره ام را به تمامی
و سیاه شد در فراموشی سگ سفید امنیتم
و کبوترانم را از یاد بردم
و میرفتم .. و میرفتم ... و میرفتم
تا بدانم و بدانم و بدانم
از صفحه ای به صفحه ای
از چهره ای به چهره ای
از روزی به روزی
از شهری به شهری
زیر آسمان وطنی که در آن فقط مرگ را به مساوات تقسیم میکردند

سند زده ام یکجا همه را به حرمت چشمان تو
متبرک شده به آتش سیگار متبرک معلون
که میترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را
تا شمارش معکوس آغاز شده باشد بر این مقصود بی مقصد
از کلامی به کلامی
.... و یکی یکی مردم ... بر این مقصود بی مقصد
کفایت میکرد مرا حرمت آویشن
مرا مهتاب
مرا لبخند
و آویشن حرمت چشمان تو بود . .... نبود ؟
پس دل گره زدم به هر اندیشه ای که آویشن را می سرود

مسیح به جلجتا به صلیب نمی شد
و تیر باران نمی شد لورکا در گرانادا در شبهای سبز کاجها و مهتاب
آری یکی یکی میمردم به بیداری از صفحه ای به صفحه ای
تا دل گره بزنم به هر اندیشه ای که آویشن را میسرود .
پس رسوب کردم با جیبهای پر از سنگ به ته رودخانه اولز همراه با ویرجینیا وولف
تا بار دیگر مرده باشم بر این مقصود بی مقصد
حرمت نگه دار ، دلم ! ، گلم !
اشکهایی را که خون بهای عمر رفته ام بود

داد خود را به بیدادگاه خود آورده ام
همین
نه
به کفر من نترس
کافر نمی شوم هرگز
زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم
- انسان و بی تضاد ؟ -
خمره های منقوش در حجره های میراث
عرفان لایت با طعم نعنا
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان با هم زمزمه میکنند

پس ادامه میدهم سرگذشت مردی را که هیچ کس نبود
با این همه تو گویی اگر نمی بود
جهان قادر به حفظ تعادل خود نبود
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است
نگاهش کن
چون آن کلاغ
چون آن خانه .
ما گلچین تقدیر و تصادفیم
استوای بود و نبود
به روزگار طوفان موج و نور و رنگ در اشکال گرفتار آمده
مستطیل های جادو
مربعهای جادو
...
من در همین پنجره معصومیت ادم را گریه کردم
دیوانگی های دیگران را دیوانه شدم
در همین پنجره گله به چراغ برده ام
پادشاهی کرده ام با سر تراشیده و قدرت اداره دو زن
سر شانه نکردم که عیال وار بودم و فقیر
زلف به چپ و راست خواباندم تا دل ببرم از دختر عمویم
از دیوار راست بالا رفتم
به معجزه ی کودکی با قورباغه ای در جیبم
حراج کردم یکجا همه ی رازهایم را
دلقک شدم با دماغ پینوکیو و بته ی گونی به جای موهایم
آری ... دلم ! ، گلم ! حرمت نگه دار
کاین اشکها خون بهای عمر رفته من است
سرگذشت کسی که هیچ کس نبود
و همیشه گریه میکرد
بی مجال اندیشه به بغضهایش
تا کی مرا گریه کند ؟
تا کی ؟
و به کدام مرام بمیرد .
آری ... دلم ! ، گلم !
ورق بزن مرا
و به افتاب فردا بیاندیش که برای تو طلوع میکند
با سلام و عطر آویشن




مرحوم حسین پناهی
إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ کُنتُم لا تَخافونَ المَعادَ فَکونوا أَحرارا فى دُنیاکُم؛

اگر دین ندارید و از قیامت نمى‏ ترسید، لااقل در دنیاى خود آزاد مرد باشید.




بنده همه سعیم را کرده ام که به این دستورالعمل فوق العاده عمل کنم و چون اولی را ندارم پس ازاده باشم
۱۸ شهریور
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز تولد یک خانم بازیگره
کسی که چند دوره برای بازیگری جایزه گرفته
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۸۸
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۰
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۴
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۵
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر زن برای بازی در نمایش «عروسکی به نام مترسک» از جشنوارهٔ دانشجویی؛ ۱۳۸۱
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر برای بازی در نمایش «عروسکی به نام مترسک» از جشنوارهٔ کانون‌ها؛ ۱۳۸۱
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر زن برای بازی در نمایش «اهل اقاقیا» از جشنوارهٔ اردبیل؛ ۱۳۷
و البته کلی جوایز دیگر ......
یک بازیگر خانم درجه یک متولد شهریور ۱۳۵۵
حمیرای شهرزاد و مرضیه گلشیفته
خانم نسیم ادبی نازنین زاد روزتون مبارک⁦❤️⁩ بهترینها رو براتون آرزو میکنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم سمیرا خلیفه نازنین
دوست و همراه عزیز تیوالی
ضایعه درگذشت مادر گرامیتان را تسلیت میگوییم
غفران و رحمت الهی برای آن عزیز از دست رفته و صبر در مصیبت و سلامتی و طول عمر با عزت برای شما و بازماندگان آن مرحومه از پروردگار متعال خواهانیم
در غمتان ما را شریک بدانید
از طرف تیوالی ها
روحشون شاد تسلیت میگم
۱۱ شهریور
روح شون شاد :(
۱۲ شهریور
ممنون از پیام تسلی بخش شما...
از تمام دوستانی که حضوری و غیر حضوری، مجازی یا واقعی تسلیت گفتن و این پیام رو دادن که منو تنها نمیزارن و کنارم هستن تشکر میکنم.
ایشالله در جمع های شادی بتونم جبران کنم...
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
_ شجاعت مرگ رو داری؟
+ شجاعت من بیش از مرگه، من جرات فراموش شدن رو دارم.
دایره سرخ | ژان پیر ملویل | ۱۹۷۰
در حقیقت
ما همه انسان بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
این در حالیست که باید ...
نژاد زیباییمان !
مذهب عامل اتحادمان !
سیاست بهبود دهنده روابطمان !
و ثروت باعث رفاه و پیشرفتمان می بود !
۲۸ مرداد
محمد خان کارآمد ارادتمندم
نژاد که تنوع گونه ی انسانی بر اساس موقعیت جغرافیاییست
مذهب هم اساسا قرار بوده است به تربیت نوع بشر بپردازد
که متاسفانه هر دوی این موارد بر مبنای هوش سیاه حیوان ناطق مورد سوء استفاده قرار گرفته
۲۸ مرداد
در مورد نژاد حق با شماست اما ارزش دادن به نژاد توسط همین حیوان ناطق کار رو خراب کرده
و در مورد مذهب هم با عرض شرمندگی هرگز چنین کاربردی نداشته و فقط برای توجیه استیلا و سلطه عده ای بر دیگران با ابزار اخلاقیات و معنویات بوجود امده و همیشه بعد از مدت کوتاهی ... دیدن ادامه » از شعار تربیت خارج شده و به هدف اصلی خود بازگشته است
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آئین چراغ خاموشی نیست
او که نثری متفاوت را با ادغام اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فارسی و ترکی و حتی تکه کلام‌های کوچه‌بازاری را با اصطلاحات فرانسوی در یک ظرف شکل داده بود و نوشتارهای بعیدی را خلق می‌کرد و با این کار جان شنوندگان را نوازش می‌داد، در حوزه فیلم‌سازی حقیقتاً یک مینیاتوریست توانا بود و به‌خوبی قدر فریم به فریم فیلم‌هایش را به‌عنوان یک‌رشته نقاشی می‌دانست و با حساسیت در انتخاب رنگ، موسیقی و کاراکتر‌هایش، نشان داد که می‌‌شود در چینش سکانس‌ها آن‌چنان گزیده کار بود که ده‌ها فیلم‌ساز درصدد کپی از اثر او برآیند و تلاش برای ساخت اثری تأثیرگذار‌تر و البته شبیه به «مادر» همچنان ادامه داشته باشد. او ،خالق ستارخان، مثنوی مولوی، سلطان صاحبقران، سوته‌دلان، هزاردستان، حاجی واشنگتن، کمال‌الملک، جعفر‌خان از فرنگ برگشته، مادر، ... دیدن ادامه » دلشدگان، کمیته مجازات و تهران، روزگار نو و… در حالی مرگ را در آغوش گرفت و با درد جان سپرد که برخلاف بسیاری، دنیایی از خاطرات را برای مردم باقی گذاشت و خالق سبکی تازه در دیالوگ‌نویسی و فیلم‌سازی شد؛ رویکردی که در سال‌های پس از او، هیچ فیلم‌سازی موفق به تکرارش نشده و او همچنان در این امر یگانه مانده است از او اما به‌جز فیلم‌هایش، شهرک سینمایی نیز به یادگار مانده که در نوع خود یک اثر بدیع است. شهرکی که به بهانه سریال هزاردستان ساخته شد، ولی بعدها لوکیشن فیلم‌ها و سریال‌هایی نظیر امام علی، هزاردستان، شیخ مفید، سربداران، هشت‌بهشت، کارآگاه علوی، کفش‌های میرزا نوروز و … شد و جای تأسف دارد که این ظرفیت بالقوه در عوض توسعه و جایگزینی برخی دکورها با ساختمان‌های طبیعی به جهت ماندگاری، تبدیل به مخروبه‌‌ شده است.علی حاتمی‎ فیلم‎هایش به دیالوگ‌های درخشان و ماندگار مشهور هستند.«آیین چراغ خاموشی نیست» یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های فیلم دلشدگان است که بر سنگ مزار او نیز حک‌شده است. سالروز تولد مرد افسانه‌ای سینمای ایران استاد علی حاتمی مبارک ، یادش گرامی و نامش جاودان
(زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران – درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۷۵ تهران)




منبع: بلاگ نماوا
همه عمر دیر رسیدم!
۲۳ مرداد
مادر (۱۳۶۸)
مادر (رقیه چهره آزاد) سر شام گریه نکنین، غذا رو به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم، راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف. آبرو داری کنین بچه‌ها، نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می‌شه نه از مرصع پلو. حرمت ... دیدن ادامه » زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمد ابراهیم، [گوشت قیمه را] خیلی ریزش نکن مادر، انوقت می‌گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ.مادر می مونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن.
محمد ابراهیم (محمدعلی کشاورز): لغز بخونن طعنه رو پهنه می‌کنم می‌کوبم تو ملاجشون. دکی اینو.
مادر: میمونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده‌ها به مرده‌هاشون می‌ذارن. اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست. فقط دلواپس آردم. خاطر جمع نیستم. می‌ترسم مونده باشه.
محمد ابراهیم: آرد هش‌تر خان می‌خرم برات، فرد اعلا، حلوا می‌پزم،‌ تر حلوا.
محمدابراهیم(محمدعلی کشاورز): خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمی‌شه، مهتابیش اضطراریه، دوساعته باتریش سه‌ست، بذارین حال کنه این دمای آخر، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافیه بازیه فیناله، آجیل مشگل گشاشم پنالتیه، گیرم اینجور وجودا، موتورشون رولز رویسه، تخته گازم نرفتن سربالایی زندگی رو، دینامشون هم وصله به برق توکل، اینه که حکمتش پنالتیه، یه شوت سنگین گله، گلشم تاج گله!
جلال الدین: عشــق سپــر بــلاست. مادر نـگاه عاشق ها را داره امشــب … و امشب امیــد دیـدار یــار …
شب رو باید بی چراغ روشن کرد!
ماه منیر: … وقت رفتن نیست مــادر … ما تازه دور هم جمع شدیم …
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‍ آن کس که خود را عمیق می داند تلاش می کند که واضح و شفاف باشد. آنکس که می خواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید تلاش میکند که مبهم و کدر باشد. توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.

فردریش نیچه
از کتاب حکمت شادان

برای دوستان عمیق منظر
ما مردم امیدواریم آنجا که کفش پیدا نیست مغاک باشه مغاک هم به ما خیره بشه.
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید