تیوال محمد لهاک ( آقای سوبژه ) | دیوار
S3 : 23:39:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز تولد یکی از مهربانترین ، دلسوز ترین ، ماه ترین های جامعه هنری ایران هستش
کسی که همیشه حامی همه کارگردانهای تئاتر خصوصاً جوانتر ها و بازیگران تئاتر مخصوصاً جوان تر ها و تازه کارها هستند
هر سالنی که برید سر هر اجرایی که باشید لطف حضورشون بی ادعا هست
بانو گلاب خانم آدینه نازنین تولدتون مبارک
سرتون سلامت سایتون مستدام
چقدر تو خوبی آخه پسر⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
جان من یه کم بیشتر مراقب خودت باش، ماچ به لپت⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
دیروز
#من_یک_فداییم
دیروز
#من_یک_فداییم
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⁦❤️⁩⭐خانم زهره مقدم ⭐⁦❤️⁩
خواهر عزیز و دوست ناب تولدتون مبارک
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
ای وای مرسی جناب لهاک :) شرمنده فرمودید... خیلی خیلی سپاسگزاری می‌کنم ***
۱۲ آبان
مبارک‌باشه زهره جان
۱۲ آبان
دوستان عزیز متشکرم *** پاینده باشید همگی. سلامت باشید⚘⚘⚘
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی
یک نویسنده یک کارگردان با اخلاق آدم حسابی و درجه یک
⭐احمد آقا سلگی⭐ تولدتون مبارک بهترینها رو براتون آرزو میکنیم
از طرف همه مخاطبان تئاتر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
خدا حفظش کنه
خدا شما رو هم حفظ کنه آقای لهاک
۰۳ آبان
آقای سوری مهرتون به جان⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی

فرد مورد نظر ⁦❤️⁩ متولد سال ۱۳۵۴ تهران هستش
ایشون در سمت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، بازیگر سینما، تئاتر، تلویزیون فعال و بسیار هم درخشان هست .⭐⭐⭐⭐⭐
در سال ۷۷ مدرک مهندس شیمی از دانشگاه صنعت نفت آبادان و حدود ده سال بعد کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشکده سینما تئاتر، دانشگاه هنر رو میگیره.
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
جناب سید افشین خان هاشمی تولدتون مبارک آقا⁦❤️⁩
براتون بهترینها رو آرزو میکنیم.
از طرف همه مخاطبان تئاتر

امروز تولد اوست
اونقاش، نویسنده و کارگردان تئاتر ایرانی و سرپرست «گروه تئاتر رادیکال 14 » است. او فعالیت‌های هنری خود را ابتدا از نقاشی آغاز نموده و تا قبل از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، در نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی فراوانی شرکت کرد. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده هنر و معماری در رشته نقاشی، به کارگردانی تئاتر در همان دانشگاه تغییر رشته داد و نمایش‌های متعددی را روی صحنه برد. او در سال‌های فعالیت تئاتری خود موفق به دریافت جوایز متعددی در حوزه‌های نویسندگی و کارگردانی تئاتر شده‌است.
محمد آقای مساوات تولدتون مبارک بهترینها رو براتون آرزو میکنیم.
از طرف همه مخاطبان تئاتر
سید محمدمساوات / تنها حجت من بر هنر
۱۶ مهر
⁦❤️⁩جناب آقای دکتر اشراقی نازنین⁦❤️⁩
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاربر رضا غیوری ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
رفیق عزیز ،دوست مهربان ، زاد روزت مبارک بهترینها رو برات آرزو میکنیم
یک دنیا عشق
از طرف همه دوستانت در تیوال
ازت بسیار آموختم و به داشتن نازنین دوستی چون تو افتخار میکنم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۴ مهر
@ گلبرگ عزیز
@ رضا جان
ممنونم
۰۶ مهر
مرسی آقای غیوری من هم همین آرزو رو براتون دارم :)
مریم جانم :*
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی
یک عکاس با اخلاق مهربان درجه یک ، یک انسان فوق‌العاده،
آقا رضا جاویدی تولدتون مبارک بهترینها رو براتون آرزو میکنیم⁦❤️

از طرف تیوالی ها
⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
تولد یک رفیق درجه یک تیوالیست سید مهدی نازنین تولدتون مبارک بهترین ها رو براتون آرزو میکنیم
از طرف تیوالی ها

⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐
آقاااااا
چه سورپرایزی
دم شما گرممم
خیلی چسبید
ماچ و بغلللل ❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩
۲۳ شهریور
ایشالا میبینمتون حتمن جناب

زهره جان خیلی ممنون، واقعا ایشالا برای هممون

میثم جان مخلصیم برادر، درجه یکی از خودتونه، بغل محکم :)
۲۴ شهریور
تولدتون مبارک لهاک جان تولد خودت کی هست جشن بگیریم
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
تولد داریم چه تولدی
علی جان ژیان ⁦❤️⁩
تولدت مبارک ، بهترینها رو براتون آرزو میکنیم
از طرف تیوالی ها
ممنون از لطفتون جناب لهاک بزرگوار
خیلی خیلی لطف کردید
۲۳ شهریور
❤ وای وای وای
چه سورپرایزی شدم اونم تو بهترین جای دنیا در کنار بهترین هااا

خیلی ممنونم ازت محمد جاااانِ لهاک عزیز، رفیق بامعرفت و حرفه ای خودم
بهترین هارو برای شما و خانواده بزرگ تیوال آرزو میکنم، چون بهترین هستید
۲۳ شهریور
ای جان ، ارادت آقا ⁦❤️⁩
سرت سلامت لطفت مدام سایه ات مستدام
مبارکمون باشی
به دوستی با شما خواهر و برادر افتخار میکنم
⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩⁦✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در خیابان چراغ‌برق یا چراغ‌گاز در کوچهٔ سراج‌الملک متولد شد. خانواده اش در زمانی که او سه سال داشت به خانه‌ای در کوچه سید ابراهیم واقع در خیابان ری تهران نقل مکان کردند. پس از آن به ترتیب در کوچه دردار، آصف‌الدوله، سقاباشی، خیابان عین الدوله (خیابان ایران) و سرانجام در خیابان بهار ساکن شد. او دو خواهر و یک برادر دارد. دیپلم متوسطه را از دبیرستان بدر گرفت. پس از پایان دبیرستان کم‌کم وارد عوالم روشنفکری شد و همراه چند تن از دوستان علاقه‌مند، گروه انتشارات طرفه را بنیاد نهاد. از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند شد و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیر حرفه‌ای می‌نوازد. اما بیشترین کشش و علاقه او به سینما بود. او تاکنون سه بار ازدواج کرده‌است. او پس از طلاق از همسر اولش که دختری به نام «گیلدا» از او دارد، با گیتی پاشایی ... دیدن ادامه » (آهنگساز و خواننده؛ ۱۳۷۴–۱۳۴۸) ازدواج کرد که حاصل آن پولاد کیمیایی بود و پس از آن با گوگوش، خواننده سرشناس (۱۳۸۲–۱۳۷۶) ازدواج کرد. کیمیایی تحصیلات آکادمیک کارگردانی ندارد. تمام آموخته‌های تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم قهرمانان به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران محدود می‌شود.

آنکه بی باده کند روح مرا مست هم اوست
زاد روز مردی که همیشه مرد موند رئیس سینمای ایران سلطان سینما عالیجناب مسعود کیمیایی مبارک
کاش میشد در خیابونها شیربت و شیرینی بدم برای قدم هاش
که قربون قدمهاش کسی که نفسش برای من و خیلی ها علامت زندگیه
عمرش دراز سرش سلامت بد و بدخواه ازش دور چشم دشمناش کور
سایه اش به سر من و خاطر خواه هاش
اقا کیمیایی کسی که قلبم میتپه براش
ای دردش به جووووووووونم.. که جونم به جونش بنده..خداااا حفظش کنه..❤❤❤❤
۰۷ مرداد
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۸ مرداد
سید عزیز ⁦(✷‿✷)⁩
۰۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز زاد روز استاد فقید تئاتر داوود خان رشیدی است ، جایش سبز و نامش جاودان

(زادهٔ ۲۵ تیر ۱۳۱۲، خیابان ری تهران - درگذشتهٔ ۵ شهریور ۱۳۹۵، تهران)
کوچک ترید از آن که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید
کوچکترید از آنکه بدانید من کی ام
از کوه ها نام مرا پرس و جو کنید!
ای بادهای سرد مخالف منم درخت
باید که ریشه های مرا جست و جو کنید
ای بادهای سرد مخالف من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید!
من ریشه در شقایق پر خون نشانده ام
گل های سرخِ باغِ مرا خوب بو کنید
بر من مباد تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب مرگ مرا آرزو کنید!

برسان سلام ما را .................................................
شادم که با شکایت تلخی که داشتم
در باغ عشق، دانه نفرت نکاشتم
بیگانگان اگرچه به من زخم میزنند
اما رفیق، از تو توقع نداشتم ...
نگذاشتی سری بگذارم به شانه‌ات
ای کاش میگذشتی و سر میگذاشتم ...
شکر خدا که موجب خوشنامی من است
نامت که بر کتیبه قلبم نگاشتم
ای شعر تازه، اینهمه تکرار را ببخش !
بی ... دیدن ادامه » روی دوست، ذوق چنانی نداشتم
سجادسامانی
۲۴ تیر
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم
⭐ دستهامان خالی ⭐
⭐ دلهامان پُر ⭐
⭐ گفتگوهامان مثلا یعنی ما! ⭐
کاش می‌دانستیم
هیچ پروانه‌ای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمی‌آورد.
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می‌میریم
از خانه که می‌آئی
یک ... دیدن ادامه » دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور
احتمالِ گریستنِ ما بسیار است!

از: سید علی صالحی
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز زادروز مردی است که هنر ایران بعد از انقلاب و صد البته قبل از انقلاب به اون خیلی مدیونِ
در ۹ اردیبهشت سال ۱۳۱۰ در تهران زاده شد. تئاتر را؛ هم‌زمان با تحصیل در دبیرستان، از کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی که زیر نظر عبدالحسین نوشین اداره می‌شد شروع کرد. او همچنین ویلون می‌نواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون، برادر بزرگتر جلال ذوالفنون، بود. او خود دربارهٔ این دوران و گرایشش به تئاتر می‌گوید:

من از اول با خودم شرط کرده بودم هر طوری شده تئاتری بشوم. حتی این‌جا شاگرد ویولن آقای ذوالفنون بودم. وقتی ایشان می‌دید من کلاس حسین خیرخواه هم می‌روم، به من می‌گفت برو آن‌جا. این‌جا توی کلاس ویولن وقتت تلف می‌شود. می‌گفت من نمی‌خواهم روی علاقه‌ات حرف بزنم اما این پرش «آرشه» که به تو گفتم، باید یک هفته وقت بگذاری تا خوب یاد بگیری. نیا این‌جا و وقتت را تلف نکن. من هم آمدم خانه و یک شب گریه کردم و دیگر نرفتم. رفتم کلاس حسین خیرخواه. تئاتر را ترجیح دادم.

وی پس از دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دورهٔ مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند؛ ولی پس از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ رفت. برخورد با تئاتر چنان جذبش کرد که مجالی برای موسیقی نمی‌گذاشت و به همین خاطر موسیقی را کنار گذاشت.

او که در آلمان به جای مهندسی تأسیسات سر از درس مارکس راینهارت درآورده بود، بعدها به مؤسسه ادوارد مارکس پیوست تا تئاتر را جدی‌تر بیاموزد. او طی شش سال تحت آموزش ادوارد مارکس، که یکی از استادان برجستهٔ تئاتر بود، اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و هم‌زمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد.

وی پس از پایان این دوره به دعوت ادارهٔ هنرهای نمایشی دراماتیک ادارهٔ کل هنرهای زیبای ایران به کشور برگشت. سمندریان در پی نمایش بود، ولی پس از این که تلویزیون راه خود را به خانه‌ها باز کرد ، برنامه‌ای تلویزیونی به تیم او سفارش داده شد که سمندریان از این سفارش خشنود نبود.به این ترتیب، نخستین کار حمید سمندریان تله‌تئاتر «جراحی پلاستیک» نوشته پیر فراری بود که در سال ۱۳۴۰ برای تلویزیون ملی ایران (ثابت پاسال) کارگردانی کرد. یک سال بعد او و تیمش در اداره هنرهای دراماتیک سالن ۵۰ تا ۶۰ نفری درست کردند که چند برنامه نمایشی در آن اجرا شد. او اولین اثر خود،نمایشنامهٔ «دوزخ یا در بسته» نوشتهٔ ژان پل سارتر را در همین تالار نوبنیاد روی صحنه برد و کار نمایش را پیوسته ادامه داد؛ همچنین با همکاری مهدی فروغ به تأسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد.
پس از آن او به دعوت مهندس هوشنگ، مهدی برکشلی و با همکاری مهدی نامدار دانشکدهٔ تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند. و در سال ۱۳۴۸ تدریس در دانشکدهٔ هنرهای زیبا را آغاز کرد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و در پی انقلاب فرهنگی و پاک‌سازی دانشگاه‌ها از بسیاری از استادان، او نیز به دلیل سوءظن به گرایش به کمونیسم به دلیل ترجمهٔ «دایرهٔ گچی قفقازی» از فعالیت دانشگاهی منع شد.در نتیجه به ناچار رستورانی باز کرد تا خود و چند نفر از دانشجویانش، اگر نه از طریق تئاتر، از راهی شرافتمندانه زندگی کنند.پس از مدتی با وساطت شاگرد سابق وی، بهروز غریب‌پور که در آن دوران مورد وثوق بعضی از کسانی بود که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وارد شده بودند، از این اتهام تبرئه شده و قرار شد او به دانشکدهٔ هنرهای زیبا برگردد.

در نیمهٔ نخست دهه ۱۳۷۰ ناصر باباشاهی رئیس دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه تهران از او دعوت کرد تا گروه نمایش این دانشکده را راه‌اندازی کند و بدین ترتیب وی پایه و اساس این گروه را گذاشت.

در ... دیدن ادامه » سال ۱۳۷۳ به تأسیس کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیاری از آن‌جا دانش‌آموخته شدند و به عرصهٔ حرفه‌ای هنر وارد شدند
حمید سمندریان
(۹ اردیبهشت ۱۳۱۰ تهران – درگذشتهٔ ۲۲ تیر ۱۳۹۱ خورشیدی، تهران)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولدتون مبارک آقای گرافیست ، طراح ، کارگردان ، نویسنده ، بازیگر و.....
جناب⁦❤️⁩ امین خان طباطبایی ⁦❤️⁩ شما یه آرتیست دوست داشتنی هستید
براتون بهترین ها رو آرزو میکنیم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

واقعا؟
چه خوب :)
۰۹ اردیبهشت
به به بله مبارک باشه تولدشون و برای هنر و تاتر ..
درود به شما
۰۹ اردیبهشت
ارادتمند خانم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز زاد روزتون استاد حمید رضا نعیمی است تولدشون رو تبریک میگوییم و برای این بزرگ مرد بهترینها رو آرزو میکنیم.
❤️⁩⁦❤️⁩⁦
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زاد روز استاد دکتر علی رفیعی رو شاد باش میگم امیدوارم سایشون بر سر تئاتر مستدام باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد
به دیدن نمایشی میرویم بر اساس سبکی که در زیر برگه تیوال اثر درج شده و معادل برگه را در سریان اجرا نمیبینیم گاهی هم پیش می آید که اصلا متوجه سبک اثر و یا نوع نمایش نمی شویم تصمیم گرفتم برای یادگیری خودم در مرحله اول و یاد آوری برای سروران تیوالی و قلیل دوستانی که شاید نمیدانند به صورت مفصل و در دفعات در یک روز مشخص در هفته مطلبی تحت همین بحث منتشر کنم باشد که با بالاتر رفتن اطلاعات این حیطه به تعالی تئاتر کمک کنیم از دوستان اساتید و دانایان مهربان خواهشمندم من رو در این راه یاری کنند

این مطالب با عنوان آقای سوبژه در تیوال منتشر خواهد شد



برای شروع مطلب کلی برداشت شده از صفحه تئاتر سپنج اکتفا کردم که اگر دوستان همراه تمایل داشتند به ریز مطالب بیشتری وارد شویم
انواع سبکهای نمایشی در تئاتر
هنر نمایش یا همان تئاتر دارای سبک و روشهای خاصی در دنیای هنرهای نمایشی میباشد که در ادامه به تعدادی از آنها میپردازم …

لازم به ذکر است که این سبکها مختص و منحصر به هنر نمایش نمیباشد و در اصل یک سبک و روش و تکنیکی است که تمامی هنرها را در بر میگیرد و هنر نمایش نیز چون سایر هنرها از این سبکها متاثر میباشد و در سراسر دنیا و کشور خودمان اجرا میشود … اما بسیار دیده ام که بسیاری که ادعای کارگردانی میکنناد حتی تفاوت بین رئالیسم و سورئالیسم را نمیدانند … و تاکیدم بر توضیح مختصر این سبکها در حوزه سبکهای نمایشی و انواع سبک تئاتر میباشد

علی اکبر خداشناس

سبکهای ... دیدن ادامه » هنری یا بهتر است بگویم سبکهای نمایش به شرح زیر میباشند :



اکسپرسیونیسم ( Expressionism)

تئاترپوچی (Absurd)

دادائیسم (Dadaism)

رومانتیسم (Romanticism)

رئالیسم (Realism)

سمبولیسم (Symbolim)

سورئالیسم (Surrealism)



حال به توضیح مختصر هر کدام میپردازیم

اکسپرسیونیسم ( Expressionism)

این اصطلاح نخستین بار در نقاشی و برای تمایز بین عده ای از نقاشان که از سبک امپرسیونیسم جدا شده بودند،به کاررفت. دلمشغولی اکسپرسیونیست ها بیان تصورات، احساسات و رویاهایشان بود. همین رویکردنیز در تئاتر آلمان سال های بلافصل پیش از جنگ جهانی اول رواج یافت. اکسپرسیونیستهای آلمان نیز تلاش داشتند تا حالات درونی، و ناخوداگاه انسان را به نمایش بگذراند. آنها قراردادهای منطقی، نظم، تناسب یا قاعده های متداول و رسوم رفتار و آداب سخن را که بر نمایش رئالیستی و ناتورالیستی سده ی نوزدهم چیره بود کنار نهادند. شیوه ها و مضمون هایی که این نوع نمایش ها اغلب تکان دهنده و پر تضاد بود. نمایشنامه نویسان اکسپرسیونیست ، که نظرگاهشان در درجه نخست ذهنی بود، غالبا فقط به شخصیت اصلی نمایش عمق روانشناسانه می دادند. و از طریق او مکنونات ذهنی و درونی خود را آشکار می ساختند. عمر اکسپرسینیسم ناب چندان طولانی نبود ولی تأثیر ژرفی برنمایشنامه نویسانی همچون شون اکیسی، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان رنه و کارهای آغازین یوجین اونیل نهاد.



تئاترپوچی (Absurd)

تئاتر پوچی هیچ گاه به عنوان مکتبی واحد به وجود نیامد، بلکه مرکب از گروهی نمایشنامه نویس بود که کم و بیش درزمان واحدی ظهور یافتند و تقریبا دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی داشتند. آنچه به این گروه اهمیت می بخشای ید، نظر بدبینانه ی آنها نسبت به هستی نبود، چه این کار پیش از آنها در روزگار اوریپید شده بود. مهم این حقیقت بود که کوشیدند”شکل” نمایش را با مضمون یا محتوای آن تطبیق دهند. به بیان دیگر این گروه ظاهرا معتقد بودند که اگر زندگی بی معنا و پوچ است این پوچی را فقط می توان به کمک شکلی همانقدر پوچ و بی معنا بیان کرد. از این حیث آنها وارثان هنری مکتب دادائیسم بودند. مشهورترین نمایشنامه نویسان این سبک ساموئل بکت با نمایشنامه های معروفی همچون “در انتظار گودو” و “پایان بازی” و اوژن یونسکو با نمایشنامه هایی چون “آوازه خوان طاس” و “صندلی ها ” هستند. اصطلاح پوچی را – به معنی بیان هستی بی معنی و کوشش های بیهوده ی انسان – برای نخستین بار آلبر کامو درمقاله اش به نام “اسطوره ی سیزیف“برای شرح موقعیت انسان به کار برد. ( بنا به اساطیر یونان، سیزیف به سبب گناهی که مرتکب شده است، محکوم است تا ابد تخته سنگی را از دامنه ی کوهیبه طور دائم از پایین به بالا حمل کند، ام وقتی سنگ با زحمت زیاد به قله کوه برده می شود، دوباره به پایین می غلطد، و سیزیف ناگزیر است تا کار خود را دوباره تکرار کند. کار سیزیف نمادی از بیهودگی و بی حاصلی است.)



دادائیسم (Dadaism)

با وقوع جنگ جهانی اول و وقوع کشتار و ویرانی های بسیار، تکان عمیقی به نفسانیات اروپاییان وارد آمد. یکی از این واکنش ها مربوط به برخی از هنرمندان آلمانی به این آشفتگی، پی ریزی جنبش دادا بود. این جنبش به تمامی نهیلیستی بود و معتقد بود که چون جهان فاقد معنا است، فقط یک هنر بی معنا می تواند واکنش درستی نسبت به آن باشد. آنها می کوشیدند تا با از بین بردن تمام معیارهای سنتی هنر به بورژوازی بقبولانند که دنیایش تا چه اندازه کریه است . از این رو رونمایشنامه های آنها کاملا نامتعارف بود. نمایش های آنها در واقع چیزی نبود جز بازیهای خلق الساعه و بی معنا. این نمایش ها گاه با واکش تند تماشاچیان مواجه می شد.



رومانتیسم (Romanticism)

این جنبش که در اواخر سده ی هجدهم شکل گرفت، هموازه تأکید داشت که احساسات و تجارب ذهنی شخصی، واقعی تر و مهم تر از چیزهای منطقی و عقلانی است. رومانتیسم در واقع گریز از قاعده های کلاسیسم است. رومانتیکها طبیعت را نه آن گونه که هست، بل آن گونه که آرزو می کردند، به صف در می آوردند. اولین نمود رومانتیسم در نمایش به جنبش “شوروش و کوشش” در آلمان مربوط می شود که با نمایشنامه های اولیه ی شیلر و گوته شکل گرفت. سپس این سبک در انگلستان با نمایشنامه های کیتس ،شلی و لرد بایرون تداوم یافت. البته بسیاری بر این عقیده اند که عمر این جنبش هنوز به سر نیامده و هنوز آثار زیادی را می توان سراغ گرفت که متأثر از این سبک هستند.



رئالیسم (Realism)

هنرمندان رئالیست می کوشند تا زندگی را آن چنان که در واقع هست نمایش دهند. ساختمان نمایشنامه های رئالیستی بر قوانین طبیعت و جامعه استوار است و پدبده های روانی انسان را در پرتو موقعیت محیطی و ویژگی های فردی می جوید. هنرمند رئالیست اجتماع را چون موجودی زنده و پویا می نگرد و انسان را نیز نه از جنبه ی زیست شناسانه بل انسان تاریخی و اجتماعی می داند و به جستجوی آن چیزهایی است که زیر لایه های زندگی پنهان هستند. از هنریک ایبسن به عنوان پیشرو و نمایشنامه نویسان رئالیست نام می برند. از دیگر نمایشنامه نویسان می توان به ماکسیم گورکی،آنتوان چخوف،تنسی ویلیامز، و آرتور میلر اشاره کرد.



سمبولیسم (Symbolim)

اولین انحراف از رئالیسم محسوب می شود. ایبسن که خود از جرگه رئالیست ها بود، به تدریج در آخرین آثار خود به سمت سمبولیسم یا نمادگرایی گرایش یافت. هنرمندان سمبولیست معتقد بودند که تئاتر رئالیستی بر ماوراءالطبیعه چشم پوشیده و لذا نگرشی یک بعدی از انسان به دست می دهد. در نظر اینا واقعیت عینی خارجی چیز بی اهمیتی بود و واقعیت حقیقی تر و نابتر در چیزهای درونی، ذهنی و مرموز نهفته بود. ولی چنین واقعیتی را نمی توان مستقیما از راه گفتار عمل و صحنه پردازی ارائه داد، بلکه باید با استفاده از نماد، استعاره و اسطوره به آن اشاره کرد. هدف آنها برانگیختن احسا برای درک غیرمستقیم واقعیت بود. به گمان آنها هرچقدر نماد را کمتر بتوان با عبارات خاص تعریف کرد، موثرتر خواهد بود. این جنبش که در ربع آخر سده ی نوزدهم پدیدار شد، بیش از همه در آثار نمایشی موریس مترلینگ تجلی یافت. همچون نمایشنامه های “شاهدخت مادلن”،”مزاحم”، “کوران”،”اندرون خانه“.



سورئالیسم (Surrealism)

جنبش ادبی وهنری دهه های ۲۰ و ۳۰ سده بیستم در اروپا. هنرمندان این جنبش فرم را به عنوان کار خودانگیخته ذهنی ناب مطرح می کردهد که با ابزاری چون کلام ، نوشته و جز این جریان واقعی اندیشه را بیان می کند. لذا بیان اندیشه بی حضور نظارت عقلی وفارغ از تمام زیبایی شناسی یا شگفتی اخلاقی صورت می گیرد. از این جهت سورئالیست ها شباهت هایی با رومانتیست ها داشتند. با این تفاوت که سورئالیست ها حیطه و اختیار هنرمند را فراتر از حدود رومانتیسم بردند. هدف آنها کشف منظم و مدام حیطه ها و حوزه های غیر عقلانی بود. و اساس کار آن اندیشه ی ضمیر ناخودآگاه و کیفیات وهمی و رویا گونه و تداعی آزادمعانی بود. و از این رو به خلاقیت هنری جنبه ی خودانگیخته دادند. در نمایش سورئالیستی ، یا شاهد رویاها و تصورات غریب او هستیم. جنبش سورئالیسم دوام چندانی نیاورد و با ظهور فاشیسم در اروپا قدرت آن کم فروغ شد

هنرمند عزیزم مواردی که ذکر شد فقط تیتر وار بود تا شما اندکی با این سبکها آشنا شوید و گرنه هر کدام از این سبکها خود چند صد مقاله میطلبد … مثلا سبک سمبولیسم … یک کتاب دو جلدی چند صد صفحه ای دارد و همین طور سایر سبکها

امید است که آشنایی اندک شما با این سبکها … وادارتان سازد تا در هر مورد به مطالعه پرداخته و به دانش خود بیافزائید
محمدجان، "نشر مرکز" یه مجموعه خوب داره با عنوان "مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری". تا کنون نزدیک به سی عنوان با ترجمه‌های مقبول ازش منتشر شده. حجم کم و مطالب سرراست و حالت جزوه‌مانند از مزایاش هستند.
گفتم در این جنبش‌ت اندازه یه ... دیدن ادامه » هل کوچیک سهیم شم.

http://uupload.ir/files/irbg_20181202_133415.jpg
۱۱ آذر ۱۳۹۷
خدمت از ماس آقای لهاک عزیز

آقای رزمجو بیان نظر بدن ببینیم چی میشه
۱۲ آذر ۱۳۹۷

⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مقاله را عینا آوردم و بدون آدرس سایت درج میکنم
البته توضیحات بهتر و شاید کاملتری در این خصوص طی هفته های آتی بر اساس نقل قول و یا عینیت مقاله تقدیم حضور خواهم کرد باشد که دراماتورژی را بشناسیم و هر مقوله ای را به آن نسبت ندهیم



دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟



امروزه‌‌ ‌دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. اما تعریف دقیق و درست از جایگاه‌، وظیفه و نقش دراماتورژ به شکل دقیق و روشن مشخص نیست‌. در مقاله پیش رو تلاش شده تادر حد امکان به این مهم پرداخته و به شکلی شفاف همه جوانب کاری وی‌(‌دراماتورژ) را بیان کنیم‌.‌

صبا رادمان:
کاربرد، اهمیت و نقش‌«دراماتورژ» در تئاتر ایران نامشخص و گنگ و حتی ناشناخته است. به طوری که متأسفانه هنوز برای ما، مرز بین فعالیت‌کارگردان و دراماتورژ روشن نیست. پس بی‌دلیل نیست که می‌بینیم در تئاتر ما‌«دراماتورژ» جایگاهی ندارد، در حالی که در تئاتر امروز جهان دراماتورژ جایگاه ویژه خود را یافته است و تمامی گروه‌های مطرح، دراماتورژ را به عنوان عنصری مهم و اساسی در گروه خود می‌شناسند.
اما دراماتورژ کیست؟ وظیفه او چیست؟ و در نهایت اصلاً واژه دراماتورژ چه معنایی دارد؟
دراماتورژ یعنی این که:«من یک درام می‌نویسم‌.‌»
دکتر ... دیدن ادامه » فرهاد ناظر زاده کرمانی در این باره می‌گوید‌:‌«‌اصطلاح‌"دراماتورجی" را می توان به "نمایشنامه کاری" و‌"نمایشنامه شناسی‌" برگرداند زیرا که او ممکن است نمایشنامه نویس باشد‌‌(‌گروه اول ) و هم نمایشنامه شناس ( گروه دوم ) و اغلب رویکرد نمایشنامه کار به تماشاگران‌"‌رویکردی ادبی‌" است‌.
به گفته‌"فرهنگ زبان وبستر" دراماتورژی از واژه یونانی«دراماتوروگییا» به معنای درام‌نویس آمده است.»
نویسنده درام ـ کمدی یا تراژدی ـ را در آغاز و به معنی سنتی«دراماتورژ» می‌گفتند.
«مارمونتل» می‌گوید:
«شکسپیر مهم‌ترین نمونه‌ یک دراماتورژ است. کارکرد مدرن این واژه، امروز اشاره به یک مشاور ادبی و تئاتری دارد که با یک گروه تئاتری کار می‌کند. با این مفهوم «لسینگ» اولین دراماتورژی است که ما می‌شناسیم.»
لسینگ در سال 1767 میلادی به عنوان دراماتورژ در«تئاتر ملی هامبورگ» مسئولیت جمع‌آوری نقد و بررسی و تئوری‌های تئاتری را به عهده می‌گیرد. او در همین سال کتابی تحت عنوان«دراماتورژی هامبورگ» می‌نویسد. این کتاب شامل یک مجموعه بحث انتقادی و استتیک درباره اندیشه‌های تئوریک در تئاتر است. اساساً اندیشه‌های مستتر در این کتاب از یک‌سو ریشه در سنت‌های تئوریک آلمان دارد و از سوی دیگر در تمامی کارهای عملی که تا قبل از این تاریخ در ارتباط با میزانسن ـ هنوز مفهوم کارگردانی در تئاتر به مفهوم امروز نبوده است ـ وجود دارد ، تحت‌الشعاع قرار می دهد . واژه آلمانی این لقب«Dramitker» است که معنایی متفاوت با همین واژه در زبان فرانسه به مفهوم کسی که نمایشنامه را برای اجرا بر روی صحنه آماده می‌کند، دارد.
در زبان فرانسه«Dramaturg» بیشتر معنای کارگردان را می‌رساند، در حالی که در واژه آلمانی، منظور نمایشنامه‌نویس است؛ اگرچه ـ نوشتن و کارگردانی ـ گاه توسط یک شخص انجام می‌شود. برتولت برشت نمونه بارز آن در آلمان است.
آلمانی‌ها از واژه «دراماتورژ» دو برداشت دارند:
«الف: به کسی که نویسنده درام است.
ب: به کسی که نقش محقق مرتبط با اثر نمایشی را دارد.»
«دراماتورژ» در دیدگاه برخی تئوریسین‌ها، منتقد درون گروه است. فعالیت او در یک اجرای صحنه‌ای قابل رویت است. حضور او در یک گروه و در کنار کارگردان ضروری است. کار او در کنار کارگردان قابل رویت و دریافت است . فعالیت او در همراهی با کارگردان است. دخالت او در فضای عمومی و اتمسفر نمایشنامه است. او حتی می‌تواند به صورت پیشنهاد در کار بازیگر هم دخالت کند، ولی حفظ معنای کلی درام را هرگز فراموش نمی‌کند.
البته همه در نقش«دراماتورژ» متفق‌القول نیستند. با این حال، کسی هم اهمیت نقش او را در کار نفی نمی‌کند. نقش او بین کارگردان و بازیگر، نقش ساده‌ای نیست و به سادگی نمی‌توان آن را هضم و درک کرد. هنگام شکل‌گیری نمایشنامه، فعالیت دراماتورژ از جهاتی با مسئولیت کارگردان، هم‌ارز است. به همین جهت گاه به غلط، او را برابر کارگردان می‌دانند، اما در نهایت هیچ‌کس نظر قاطع و دقیق و مشابه دیگران، در این باره نداده است و هیچ دو نظریه‌ای با یکدیگر تفاوت کامل ندارند.
در این راستا، «دیکشنری بریتانیکا» در پاسخ به پرسش «دراماتورورگ» چیست؟ چنین بیان می‌کند: «هنر یافتن ترکیب نمایشی» یا «نمایش تماشاخانه‌‌ای»
«براساس این مفهوم، واژه انگلیسی«دراماتور‌گی»، و واژه فرانسوی«دراماتورژی»، هر دو از واژه آلمانی«دراماتور‌گی» استخراج شده‌اند. این واژه آلمانی [اولین بار] توسط«دراماتیست» و منتقد آلمانی«گتهلدلسینگ» در یک مجموعه مقاله مهم با عنوان«دراماتورژی هامبورگی»که از سال 1767 تا 1769 منتشر شد، استفاده گردید.
این واژه، در اصل از ریشه یونانی«دراماتوروگیا» به معنی یک«ترکیب نمایشی» یا«کنش نمایشی» استخراج شده است».

پی‌نوشت:
1-‌ آناتومی ساختار درام ـ نصر الله قادری ـ انتشارات نیستان ـ 1380 ـ ص 220
2- litrary approac
3- webster’s third new international dictionary of English language unabridged-2002
4- Dramatorgia
5- درآمدی به نمایشنامه شناسی – دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی – انتشارات سمت – 1383 – ص 34
6- Marmontel
7- آناتومی ساختار درام ـ پیشین ـ ص 225
8- فن نمایشنامه‌نویسی ـ لاجوس اگری ـ م مهدی فروغ ـ چ دوم ـ نشر نگاه ـ 1374 ـ ص 85
9- Britanika Encyclopedia cd - 2004
10- Dramatic composition
11- Teatrical representation
12- ‌ Dramaturgy
13- Dramaturgie
14- Dramaturgie
15- Dramatist
16- - Gothold lessing
17- Hamburgisch dramaturgie
18- Dramataurgie
19- Oxford dictionary of origin words- Oxford university press – 2003-p120
20- Dramaturgy in American Theatre: A Source Book - Susan S. Jonas

دراماتورژی چیست‌؟ دراماتورژ کیست؟قسمت آخر
صبا رادمان:
چنانچه در شماره‌های پیشین این مقاله خواندیم، امروزه‌ دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. در مقاله‌های‌مورد نظر تا حد امکان تلاش شد تا‌تعریفی دقیق و اصولی از واژه دراماتورژی‌، جایگاه، وظیفه و نقش دراماتورژ و هم چنین تاریخچه پیدایش این مهم به شکلی روشن بیان شود. این بحثی بسیار مهم و گسترده‌ای در جهان امروز و تئاتر دنیاست. در قسمت پایانی این مجموعه این مقاله برصددیم که به تحول معنی این واژه در جهان پس از برشت و در نهایت مفهوم دراماتورژی امروزی دنیا بپردازیم.‌
تحول معنی‌
این تحول به چند دسته تقسیم شده است.
"1- حوالی دوران برشت و معنای تئاتر اپیک، مفهوم دراماتورژی معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند. در مفهوم برشتی، نقاطی عمده وجود دارد که باید به آن توجه شود. در حقیقت مسئله فرم و محتوا را باید مورد عنایت قرار داد.
در مفهوم برشتی، دو پارامتر بسیار مهم است:
الف ـ ساختمان ایدئولوژیک/ محتوا/ پیس
ب ـ ساختمان شکل/فرم/ پیس
با عنایت به این مفهوم، واژه دراماتورژ متحول‌تر می‌شود. در این تغییر و تحول، مفهوم دراماتورژی به بافت ایدئولوژیک اثر نیز توجه دارد.
2- ارتباط ویژه‌ای که شکل با محتوا دارد، به معنایی که " روست" (1) آن را مطرح می‌کند. او می‌گوید: "در هنر، فرم و محتوا در یک اتحاد یگانه هستند. در حقیقت اتحاد و یگانگی این جهان با هم، یک ساخت قابل دریافت و یک نگرش قابل فهم را از فرم و محتوا به دست می‌دهد." (2)
3- "مجموعه کار روی یک اثر ـ متن و میزانسن ـ به خاطر تأثیرگذاری بر مخاطب است. به همین جهت، دراماتورژی اپیک که برشت آن را مطرح می‌کند یک فرم تئاتری را پیشنهاد می‌کند که در آن با ایجاد یک نوع فاصله‌گذاری سعی می‌شود واقعیت اجتماعی به شکل قابل فهم‌تری برای تماشاگر ارایه شود. از این طریق شرکت تماشاگر در تغییر موقعیت اجتماعی را طلب می‌‌کند." (3)
"دراماتورژی برشتی، شامل متن و امکانات صحنه‌ای و میزانسن است. تئاتر اپیک، نمی‌تواند شکل بگیرد مگر این‌که اجرا شود. مطالعه دراماتورژی یک متن، شناخت و دریافت خطوط داستانی آن، فرم اجرایی آن برای به صحنه درآوردن اثر است." (4)
دراماتورژی امروزی
اما با گذر ایام و پیشرفت زمان، از مفهوم برشتی نیز گذشته و به مفهوم امروزی می‌رسیم. "یرژی گروتفسکی"، پژوهشگر توانای تئاتر لهستان در مقاله‌ای می‌نویسد:
"در دراماتورژی نوین، آن چه اهمیت دارد و مورد توجه قرار می‌گیرد از دو منبع نشأت می‌گیرد:
1- توهم: تلاش می‌کند برای کم کردن فاصله بین صحنه و زندگی در این نوع سعی می‌شود، صحنه عین زندگی خلق شود.
2- ضد توهم "وسایل بیانی و عمل ارتباطی را آشکار می‌سازد" (5)
" در زبان‌های اروپایی دراماتورژی ـ نمایشنامه کاری ـ سه معنا را می‌‌رساند:
هنر و تصنیف نمایشنامه (‌نمایشنامه‌نویسی‌)
2- شگرد‌ها، شیوه‌ها و سبک‌های نمایشنامه‌نویسی به نحوی که به میانجی و کاربرد آن‌ها نمایشنامه از سایر‌ گونه‌های ادبی ‌متمایز شود.
3- نمایشنامه پژوهی(6) " (7)
به عقیده قطب‌الدین صادقی در دراماتورژی مدرن راجع به این موارد بحث می‌شود:
"1- فضا: چطور فضای صحنه‌ای را به فضای دراماتیک تبدیل کنیم.
2- زمان: اصرار بر ارتباط پیوسته، تند، کند و …
3- خلق چهارچوب: نور، صدا، اشیاء
4- اعمال فیزیکی: غذا خوردن و …
5- شخصیت‌ها: ویژگی‌هایشان، لباس‌هایشان
6- شکل صدایی زبان، ریتم، موسیقی
7- واقع‌گرایی: عیناً نشان دادن واقعیت و شکل دیگر آن که تنها بخشی را نشان دهیم.
8- فاصله‌تاریخی، اجرای اثری از گذشته
9- معنا: وضوح و تفسیر اثر." (8)
تمام این‌هاست که مصالح دراماتورژی مدرن را می‌سازد. هدف نهایی تمام این موارد، تأثیر نهادن بر حس و اندیشه‌های تماشاگر است. این‌ها چیزهایی نیست که همگی در متن آمده باشند بلکه همه این موارد را در اجرا می‌بینیم.
در حقیقت "دراماتورژی" باید براساس "سمبولوژی" تمام نشانه‌ها را در متن بیابد.
به گفته صادقی؛ "دراماتورژ" حد فاصل نویسنده و اثر است و مهم ترین کارش بررسی ساختار است. وی حدفاصل کارگردان و اجراست.
ساختار درونی: عناصری که جوهره‌موضوع را می‌سازند.
ساختار بیرونی: به مفاهیم شکل می‌پردازد، شیوه‌اجرا "دراماتورژ" مغز متفکر گروه است؛ یک مشاور خبره است" (9)
محدوده کار دراماتورژ امروزی موارد زیر است:
"1- در جدول برنامه سالیانه، صاحب نظر و عقیده است.
2- پژوهش مدارکی درباره نویسنده و اثر
3- اقتباس یا تغییر دادن متن، حذف یا افزودن قطعات متن
4- استخراج نقاط عطف در جریان معنایی اثر
5- جا دادن معنای کلی اثر در یک طرح کل سیاسی، اجتماعی و وارد کردن اثر به یک جهان‌بینی جدید.
6- ناظری منتقد و منتقدی آگاه که نگاهی تازه دارد." (10)
در نهایت "دراماتورژ" در مفهوم نوین و امروزی وظیفه‌ای ندارد جز پرسیدن مداوم یک واژه از تمامی اعضای گروه؛ و آن واژه، چیزی نیست جز "چرا".
"چرا، این نمایش را اجرا می کنیم؟ چرا در این فصل آنرا اجرا می‌کنیم؟
چرا این‌جا؟……چرا گروه تئاتر ما وجود دارد؟ … چرا اصلاً ما وجود داریم؟ … چرا این نمایش را در گذشته، به روی صحنه نبرده‌ایم؟… چرا مخاطبان ما به دلیل این نمایش می‌‌آیند؟ … چرا نود تا نود و پنج درصد مردم به دیدن آن نیامده‌اند؟ …" (11) و هزاران هزار چرای دیگر که وظیفه اصلی "دراماتورژ" را معین کرده و متن غیر قابل استفاده‌ای را به یک شاهکار جهانی تبدیل می‌کند.
زیرا بی‌تردید همان‌گونه که در کتاب " برشت در تئاتر؛ گسترش یک زیبایی‌شناسی" آمده است: "آموختن کارکردهای بسیار متفاوتی از لایه‌های عمومی متن، به گروه، وظیفه‌ دراماتورژ است زیرا لایه‌هایی وجود دارند که هرگز نمی‌توان تصویر هیچ بهبود کیفیتی در شرایط آن‌ها را داشت. دراماتورژ‌ها، شرایط مناسبی برای آن‌ها می‌یابند.
هم‌چنین لایه‌هایی از متن وجود دارند که می‌توان برداشت‌های متفاوتی از آنها داشت. این "دراماتورژها" هستند که گروه را به سمت مناسب‌ترین و نزدیک‌ترین گزینه‌ها به جوهره متن، نزدیک می‌سازند" (12)
پس می‌بینیم که‌"دراماتورژ" در حال حاضر به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر گروه‌های تئاتری محسوب می‌شود. او می‌تواند به واسطه بیرون کشیدن لایه‌های فراموش شده اثر، اثر جدیدی را حتی در یک شاهکار بیافریند. اثری که شاید هرگز در تصور نگارنده اولیه آن، نگنجد و یک آفرینش و خلاقیت شگفت‌انگیز، محسوب شود.
به همین دلیل است که در تئاتر امروز جهان، نقش "دراماتورژ" را هم‌اندازه کارگردان صحنه می‌دانند زیرا او کارگردان متن و تصویرگر متن است. کسی که اثر را برای به صحنه بردن می‌آفریند.

پی‌نوشت‌:
1- "Rousset"
2- Teater text book-opcit – p 87
3- همان، ص 386 و 387
4- What is Dramturg?- cardullo Bedrt–minapolis university poblicatins– 1995 – P. 103, 105

5- دراماتورژی چیست؟ گروتفسکی _ م .قطب‌الدین صادقی ـ فصلنامه تئاتر ـ سال سوم ـ ش 33 ـ ص 88
6-Study of drama
7- درآمدی به نمایشنامه شناسی ـ پیشین ـ ص 35
8- دراماتورژ و وظایفش ـ قطب‌الدین صادقی ـ فصلنامه هنرـ بهار1378 ـ ص 92
9- دراماتورژی ـ سخنرانی قطب‌الدین صادقی ـ فجر 1379 ـ مجله‌هنرهای نمایشی ـ دوره جدید ـ ش 82، ص 82
10- همان
11-Teater text book, opcit. P55
12 Brecht on Theatre: The Development of an Aesthetic - Bertolt Brecht- John Willett -Hill and Wang Reissue edition-1990- P. p. 67 & 70
:))))
محمدجان متوجه وجه کنایی این مطلبت هستم ولی اگه یه عکس از کتاب "دراماتورژ چیست؟ دراماتورژ کیست؟" هم می‌ذاشتی منظورت برآورده می‌شد، خیلی لازم نبود با تانک و کمباین و تراکتور از روشون رد بشی :))))))))))

البته شاید با این حرکتت عده‌ای ترغیب و علاقمند ... دیدن ادامه » بشن برن سمت این کتاب. چون با عکس خالی خیلی نمی‌شد مطمئن شد :)))))



http://uupload.ir/files/a60_20181127_134331.jpg
۰۶ آذر ۱۳۹۷
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
قلبای قرمز طور، آتیشی :)
۰۶ آذر ۱۳۹۷
⁦:-)⁩
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلیل اینکه آدم‌ها به دشواری شاد می‌شوند این است که همواره گذشته را بهتر از آنچه بوده، حال را بدتر از آنچه هست و آینده را نامشخص‌تر از آنچه خواهد بود می‌بینند

مارسل پانیول
(۲۸ فوریه ۱۸۹۵–۱۸ آوریل ۱۹۷۴) نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌ساز قرن نوزدهم میلادی اهل فرانسه است. او در سال ۱۹۴۶ نخستین فیلم‌سازی بود که به عضویت آکادمی فرانسه درآمد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از هر آدمِ رذلی بپرسید که آیا ترجیح می دهد با رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب،
بدونِ تردید پاسخ خواهد داد:
با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است.

۱۱ نوامبر ، زادروز فئودور داستایوفسکی
با یک روز تاخیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید