تیوال محمد لهاک ⭐ ( آقای سوبژه ) | دیوار
S2 : 10:19:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد
به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت
«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد
اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد

تجربه ای به مثابه سبزی پاک کردن و غیبت کردن
آموزشی همانند اینستاگرام و نشریات زرد

به نظرم تناقض امتیاز ها و نظرها می‌تونه ماهیت تعاملی بعدی باشه رودروایسی های معمول که ما رو از زندگی کردن باز می داره
البته من خودم به این اجرا امتیاز یک رو دادم ⭐
چرا که به نظرم نه تنها گشاینده یا تجربه گر نبود حتی اجرا به سمت سواستفاده رفت
سوگیری پیش ساخته برای رسیدن به تنها یک راهکار
نخست قیمت‌گذاری پنجاه هزار تومنی برای تعامل در واقعه ای .......
این تعامل برای کسب درآمد هست یا تجربه پنجاه هزار تومن هر چند با قاشق تخفیف خورده بشه اما گلو گیره چون واقعی نیست
و استفاده ابزاری از احساسات سرخورده و خشم هایی که بواسطه سرکوب ها در خود فرو خورده ایم استفاده ای که منو یاد کلیپ هایی می‌انداخت که برای یک نوزاد آواز غمگین میخونند و نوزاد میزنه زیر گریه
و نکته اینکه لزوماً ما نباید دچار بشویم تا به درک موقعیت برسیم هر روز همه ما تجربه های رو میبینیم و میشنویم که جمع هفته اش محتوای یکسال سریال برای شبکه جم هستش
وادار کردن به قضاوت خودش نوعی آموزش غلط آموزشی که بهت یاد میده تجویز کنی آنوقت نسخه های دم دستی و عمه تراپی های مایوس کننده ای رو شاهدیم که ما فقط برای دیگران صادر میکنیم
اساسا فکر میکنم پرداختن اینگونه به ظلم تاریخی علیه زنان ماهی از آب گل آلود گرفتن است

اگر در سالن تخمه و سیگار و فلاسک چای یا پیک‌نیکی و لوبیا پلو هم بود قطعاً دو ستاره می‌گرفت اثر البت که با حضور سیل عکاسان کم از میدان انقلاب نبود

درود
به خاطر "محمدهادی عطایی" می‌خواستم برم این نمایش رو؛ ولی دو به شک بودم که پست شما مطمئنم کرد: من مخاطب این اثر نیستم.
سپاس و برقرار باشید.
۱۱ دی
درود بر جناب لهاک
وجود شما براى هر تئاترى نیازى اساسی است
همینکه برای دیدن تئاتر وقت میزارید و بعد نقد میکنید این اهمیت دادن شما به تئاتر و تمامى اهل هنر است
خدا قوت
۱۲ دی
خانم شکریان نازنین
مهرتون به جان
سایتون مستدام ⁦❤️⁩
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#پست موقت
⭐⭐⭐⭐⭐
اجرایی همه چیز تمام بود برای من


جناب لهاک دوست داشتنی ❤❤❤
۱۰ دی
باعث افتخاره منه ❤❤
۱۰ دی
آقا مهرتون به جان⁦❤️⁩⭐✨
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بنام حضرت دوست
گاهی تئاتر بهانه ای است برای با هم بودن ها
و گاهی مسبب رفاقت ها
آرش رزمجو شادی اسدپور فرزین محدث برای من تنها عناوین تهیه کننده و کارگردان و نویسنده و بازیگر را ندارند
نامشان نام نازنین دوستانی است که همیشه بی دریغ عشق ورزیدند و محبت کردند
برایم یادآور حمایت حضورشان هست و مهربانی قدومشان
اولین کسانی که در جلسه گروهی تماشاگر ها کنار ما بودند
انسانهایی ارزشمند ، بسیار محترم ، و دوست داشتنی
این را در شروع گفتم تا عشقی که به هر سه دارم را بلند داد زده باشم
اجرای امشب با روی گشاده و مهربانی و خوش آمد گویی به همه مخاطبین توسط خانم اسد پور و آقای محدث در هنگام ورود لذت مهمانی را و حرمت میزبان را بیش از بیش رقم زد
پس از نشستن حضار تذکر پر از آرامش و تاکید فرزین خان محدث در راستای رعایت قوانین لازم بر اجرا با آموزش عملی فرهنگ‌سازی ماندگاری بود برای حاضران
اگر چه در سالن یک عکاس کار بلد بود اما پس از گرفتن دو شات پیاپی تذکر تصریح آقای محدث باعث قطع ادامه ثبت تصویرش شد
اینها همه آنچیزی بود که مدتهاست همه مان برای داشتنش فریاد میزنیم
اینجا خواستم از برخوردهای جذاب و حرفه ای گروه در قبال تماشاگر تشکر کنم
و ... دیدن ادامه » اما اجرا
مشخص بود که گروه مدتهاست که تمرین کرده و کاملاً مسلط بر اجراست
و از آن مهمتر آموزشی کامل و دقیق در رفتار هنرجو ها کاملا محسوس بود


خدا قوت و دست مریزاد به هر سه عزیز


سیمرغ در قفس مرغ عشق
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۷ آذر
سلام آقای عبدالهی
کجا دایرکت دادید ؟؟؟
و چرا من باید اینکار رو بکنم !
البته شماره من به کرات زیر پست ها موجوده
اما نوع سوال شما کمی عجیبه
شما خبر نگارید؟ اما اصول ارتباطات رو نمی‌دونید
اینکه شما به من دایرکت دادید و من ندیدم یا نخواستم پاسخ بدم انتخاب ... دیدن ادامه » منه
اما اینکه به نحوی طلبکارانه شماره تماس من رو میخواهید کمی جای درنگ داره و اون هم زیر پست یک نمایش
۲۸ آذر
از شما انتظار همچین برخوردی نداشتم طلبکارانه نخواستم گفتم لطفا بفرمایید شمارتونو
۲۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⭐⭐⭐⭐⭐
اجرایی به غایت
خلاق ، جذاب ، پر انرژی و حساب شده
اجرایی که شاید فقط از برادران کوشکی میشود دید
دست مریزاد ، دست مریزاد
البته ذکر این تجربه نقد اثر نیست ، حال خوب دیدن یک اجرای خوب است
ممنون آقای لهاک عزیییز
۲۶ آذر
جناب لهاک، همه جا بنده رو شرمنده کردید! :))
۱۰ دی
جان و دلید آقا⁦❤️⁩
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرمز رو تجربه کنید.....
نه برای دیدن نمایش برای دیدن خود واقعیتون

دومینوی مرگ

درماندگان زمستان ،
جاماندگان بهار
واماندگان عشق ،
سرخورده در زوال
لبریز از نگفتن و
سریزِ از دروغ
سرشار از نبودن و
بر قعر این سقوط
نفرین ساحت عشق
برجانتان نشست
با مرگ نه !
با نرسیدن
ترا گسست
نفرین ... دیدن ادامه » به هر دلی که در او سوز عشق نیست
آتش به خرمنش آنی که دل شکست


بیچاره ما که زن شدیم!
چه من ...
چه فخرالنسا
ژنهایی از جنس عشق و عاطفه و زندگی
برای مردابی چون شما یک مشت الفاظ پوچ و تو خالی هستیم
که هیچ باورش هم ندارید
این زن بودن مدام تو این مُلک ...
شیره وجود ما رو خشکوندتا بود چوب بالای سرمون بود
تا بود حمالی و آشپزی
تا بود بساط رفع خستگی مردای بوگندوی سیاه مست ، از بوی عرق.
چی میشه ؟ که یکی زن میشه و یکی مرد؟
این زن شدن یه جور محکومیته
یه جور تربیت شدنه
یه جور تقاص پس دادنه
چققققققققققدر اشتباه آفریدی موجودایی رو که اسمشون زنه
اگه ... دیدن ادامه » بناست این میزان مرد باشیم چرا زن شدیم
اینهمه عشق و عاطفه و زیبایی به چه دردی میخوره ؟
اینا سوالهاییِ که مدام تو سرم میپیچه و هیچ جوابی براشون ندارم
ما زنا زن شدیم تا از پسر بچه های لوس و بازیگوش مردایی بسازیم تا بالای سرمون خدایی کنن
شازده احتجاب اثری شریف با بازیهایی درخشان است
نگاهی سرد اما مطمئن که ما رو از دریچه بزرگ قصرش به دنیای وهم انگیز و رعب آور ارباب اخته اش می‌بره و مدهوش می‌کنه از بیان و فرم
رمان.......... نه !
نمایشنامه ، مقایسه ای اشتباه برای از بین بردن لذت تماشایِ اجرایی در کمال
اجرایی بدون دکور ومینیمال که هزار قصر و عصر رو برای تماشاگرش خلاقانه خلق میکند
بازیگرانی که تمرین و تمرین آنقدر مسلطشون کرده که گویی خود نقش هستند
و همه رازهای شوم خاندان فیروز خان رو عریان روایت میکنند
اگر چه همیشه بوده سرپوش ها و دروغ ها برای آبروداری حفظ اقتدار در همه دورانها.
اجرایی که به زعم من جذاب بود برای چندبار به تماشا نشستن
که عمری اگر باشه از دوباره های دیدنش لذت خواهم برد
.
.
.
این همه ظلم و ستم کشیدیم تا با جون دادن زندگی کنیم
زنده بمونیم و هر روز روزمون رو با لیچار گفتن به این خان نسیه خور شروع کنیم
.
.
.
ولی ... دیدن ادامه » خبر نداشتیم که چه فرقی می‌کنه کیه که به این تخت قدرت میشینه
مهم همون مرض زوردار شدنه که مبتلا می‌کنه آدمشو
آخ که چه بی رگ شدیم ما
جلوی چشممون دار و ندارو زن وناموسمون رو میبرن
کلامی حرف نمیزنیم
جلوی چشممون چارقد از سر زنامون میکشن
کلامی حرف نمیزنیم
واسه خوش گذرونی سگ و گاومون رو شکار میکنن
کلامی حرف نمیزنیم
نتیجه یکسال خون دل خوردنمون رو میدزدن
کلامی حرف نمیزنیم
آخ که چه بی رگ شدیم ما
آنقدر حرف نزدیک که شدیم یک مشت یابو که فقط سواری میده و بس....
دور نیست روزی که تم تکتون رو تو همین زمین چال کنم و بالای سرتون اشک تمساح بریزن
دور نیست که همه این ولایت بشه گورستان
آخ که چه بی رگ شدیم ما
آنقدر زهر به جون این مردم ریختن که هیچ پادزهری افاقه نمیکنه
جناب لهاک خوشحالم که کارمون رو دوست داشتید و ممنون از لطفتون به ما
۲۱ آذر
نور چشمید آقا ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۷ آذر
❤️⁩
۲۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش گوش شنوایی باشد تا صدای آهسته در برف را بشنود
صدای آهسته برف سرشار از نا گفته هاست

صدای آهسته برف صدای مردمی است که در شیب تند روزگار بجای ساختن زمینی مسطح در فکر خفه کردن رویشی هستند که شاید صدایش به گوش بهمن برسد
صدای آهسته برف صدای سهمیه بندی غداهاست لاشه های، متعفن موجود که به خوردنشان قانعیم وبرایشان صف میبندیم
صدای آهسته برف صدای روز ، مرگی ماست که خوردن وخوابیدن تنها دارایی و دلخوشیمان است
صدای آهسته برف صدای خفه شده ساز هنرمندانی است که از ترس آوار بهمن خفه اش کردیم و هراس را در چشمان وق زده کاسبکاران از دیدنش میشود زیست کرد
صدای آهسته برف صدای تبر هایی است که با دست خودمان بر رویش جوانه هامان میزنیم
صدای اهسته برف صدای تیغی است که نه برای رهایی از بهمن بل برای قسمت لاشه ها بر میکشیم تا به بدوی ترینِ ممکن را ، زندگی کنیم
صدای آهسته برف صدای زیر زمین های ترس و مرگ است که عریان برای ترسیدن ما به نمایش در می آید تا بدانیم هر صدایی محکوم به مرگ است
هر زایشی و هر رویشی
صدای آهسته برف صدای فاصله ماست با مردمی که می‌توانند حرف میزنند
صدای آهسته برف زندگی در سراشیبی سقوط در زیر فشار بار جبر در خفقان جغرافیایی در حضیض نکبت بار تقدیر خود خواسته است
صدای آهسته برف صدای گرگ نما هایی است که در توهم توطئه مان در خیال شایعه به کشتن تفکر آمدند اما خود پاسدار فریادند
صدای آهسته برف صدای مردم درمانده ای است که تن به قهر و خفت و ذلت میدهند اما ....
صدای ... دیدن ادامه » آهسته برف میکوشد که در سکوت مخاطبی که به آروغ روشنفکری مزین است و به ایرادهای من درآوردیش قانع، به فکر فرو ببرد

زمان زیادی است که میخواهم برایش بنویسم اما سکوت به بهانه حراست پیشه کرده بودم همان سنگر اشتباه را.....
برای من امتیاز اثر ⭐⭐⭐⭐⭐ است
از جنس ستاره ای مثل زهره

عالی نوشتید جناب لهاک.
۰۹ آذر
جناب کیانی نازنین
اساساً هنر و بخصوص تئاتر برای هر فرد تجربه مواجهه شخصی است
اینکه من چگونه با اثر مواجهه میشوم با نوع مواجهه صندلی کناری من قطعا واکنش متفاوتی است
حقیقتا این چند خط از حدود چهار صفحه مطلب را فقط به این خاطر درج کردم که نگاه سطحی برخی ... دیدن ادامه » از کاربران آزارم داد
ورنه به دلیل عدم حساسیت به اجرا در سکوتی عمیق از درخشش اثر لذت می‌بردم
مواجهه من با این اثر پنج خورشید بود و نه پنج ستاره حتی
جابر رمضانی چنان لایه مند به روایت حکایتی ملموس میپردازد که هوش از سر من میرود
۰۹ آذر
جناب لهاک عزیز..
یادم هست سال ۸۳، هفتم فروردین اولین بار استالکر
تارکوفسکی را دیدم...
و دوستی در سفر بود و هنگام پخش این فیلم و حوصله
سر رفتن شان گفت: اگر این محمد حسن اینجا بود می
گفت : شاهکاره... خاطره را اواخر تعطیلات گفت...
ید طولایی در دیدن آثار آرام دارم و لذت می برم...
اما هر نمایش بر اساس چیزی باید جذاب باشند
این نمایش در گفتار زیاده گو هست..
نجمه ... دیدن ادامه » و دیالوگ شبانه زن و شوهر...
و در جایی کم گو که همانا گرگ است..
اسلوموشن راه رفتنشان شبیه آیین مذهبی کمکی به
زیر متن کار نمی کند...
من در چند جا خوابم می گیرد یکی موقع بزن بزن های
فیلم های جکی جانی بدون دلیل و عناصر دراماتیک ..
و دوم در کلام های زاید مثل سریالهای تلویزیونی
خوبش تازه پایتخت است که بیان فقط پینگ پنگی
رد و بدل می شود...
یکی دیگر همین فضاهای ساکن که کارگردان از این
فضاها بدرستی استفاده نمی کنه..
ترس و دلهره از ریزش بهمن
ناراحتی از طوقان بهمن اور..
نگاه کردن از پنجره ها به خاطر اضطراب از بهمن..
توضیح ندادن در مورد نگاه به گرگ و یا خرافه های محل
کش دار کردن زمان با عناصری مثل خوردن طولانی مدت
یا کنده کاری و... نه مثل مراسم آیینی ۵۰ سال قبل
سرخپوستی - آفریقایی اسلوموشون راه بروند و...
اینها ایراد است...
البته اثر به اثر فرق دارد..
اینها همان چسپی بود که نداشت..
و گرنه این سبک جزو علایق من است‌.
فضاهای دلنشین با ریتم دقیق و درست و بازنماینده
شرلیط آنها در این فضا ... فضایی که به تماشاچی
اجازه می دهد آرام ارام به محیط خلوت این نمایش
پای بگذارد.
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
هر که رنجی برد، گنجش شد پدید
هر که جدی کرد، بر جودی رسید
چون گرانی ها اساس راحت است
تلخ ها هم پیشوای نعمت است
هر که در قصری قرین دولتی است
آن، جزای کارزار و محنتی است
اجرای میم
اجرایی که تلاش و پیشرفت کارگردان و گروهش محسوس و بهتر بگویم چشمگیر است
ازمتن اجرا طراحی دکور طراحی لباس بسیار لذت بردم
دست مریزاد ⁦❤️⁩



دوستان عزیز عکس های پایه یک نمایش برای ما فقط به تصویر کشیدن اثر نبوده و نیست مهمترین عنصر اجرا مخاطبین هستند پس ما در کنار عکسهای نمایش تصویر مهربانی شما رو هم قرار دادیم
ممنونیم که با مهربانی در این روزهای سخت و تلخ و آلوده به تماشای نمایش ما آمدید
سایتون مستدام
هیچ چیز برای ما مهمتر از رضایت شما نیست
تلاش کردیم تا تک تک نکته هایی که فرموده بودید رو در اجرا لحاظ کنیم
چون شما برای ما خیلی مهم هستید
هنر بی مخاطب یعنی هنری پوچ
مهرتون مدام
پشتمون به شما گرمه
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
با همدستی هم روزهای سخت و تلخ و آلوده رو تاب میاریم❤️ سوای از بحث در مورد کیفیت پیرامون کار، کاش از این گروه حرفه ای بیاموزند که دغدغه تئاتر داشتن تنها به اجرا رساندن نیست بلکه توجه به صاحب اثر که همانا تماشاگر هستش از هر جهت محترم شمرده بشه، عزتتون مستدام ... دیدن ادامه » ❤️
۰۶ آذر
لهاک جان پاینده باشی
۰۷ آذر
جناب تهوری نازنین ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان

که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است

خدا ... دیدن ادامه » را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت

بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ

نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد


فقط دوستی هامون به یادگار میمونه
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

نیازی به اعدام نیست
نیازی به خشونت نیست
فرهنگ رو ارتقا میدیم
نه با خشونت، نه با درگیری
با فکر، با عمل سازنده
فاصله ی زیادی با بربریت گرفته ایم
تنها یک گام مانده تا رستگاری
۰۶ آذر
حتما اینکار و انجام میدم.
با دیدن تیوال شما پی بردم قطعا نوشته هاتون میتونه مفید باشه و کاملا مشخصه به تئاتر جدی و علاقه مند نگاه میکنید.
حضورتون در تیوال ارزشمند هست ، به راهتون ادامه بدید، تیوال به اشخاصی چون شما نیاز داره.
۰۶ آذر
آقای مقیمی،
نوشته تازه ای در بخش نظر کاربران نمایش در انتظار گودو به زبان انگلیسی نوشتم که تقریبا همان نظرات خودم در اینجا ست .
امیدوارم مفید واقع شود.
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان نازنین
با سلام و احترام
یکی از مهربان رفقای تیوال تعدادی بلیط برای اجرای فردا تهیه و بعنوان نذر فرهنگی به علاقمندان تقدیم کرده اند
و مسئولیت این مهم را بر عهده بنده حقیر گذاشته اند
به درخواست خودشان از بردن نام این رفیق ناب معذور هستم
دوستانی که تمایل به حضور دارند لطفاً پیام بدید تا بلیط ها رو تقدیم کنم
محمد لهاک
درباره نمایش کد ۱۳ i
با سلام و احترام
اجرایی که برای من کامل بود⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
این روزها چقدر ب کد ۱۳ نیاز داشتم به حال خوب بعد از دیدن نمایش
به نظرم کد ۱۳ هم به لحاظ متن داستان جذابی دارد و هم پرداخت کاراکتر ها آنقدر کامل هستند که هر کدام شخصیت ها برای مخاطب ملموس باور پذیرند
و در باب اجرا درک کامل نقش ها هدایت و دراماتورژی کم نقص بازیگردانی فوق‌العاده و تمرین مستمر و کافی باعث زایش نقش ها و کاراکتر هایی همه چیز تمام شده و لذت به تماشا نشستن شاید فضایی نوستالژیک و شاید هم ورودی سحر آمیز برای اولین بار به داخل دبیرستانی دخترانه (برای پسران !؟حداقل خودم) را دارد
دست مریزاد⁦ به گروه
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

#تئاتر_ببینیم
#از_تئاتر_حمایت_کنیم
آقای لهاک ، حتما بعد از دیدن فیلم ورود آقایان ممنوع با بازی ویشکا آسایش این ورودی دوم شما بود، درسته؟ :))))
۳۰ آبان
خانم فرازمند ✨خانم آقاپور✨
درخشان باشید و سرافراز ⭐⭐⭐⭐⭐
۰۱ آذر
خانم احمدیان ممنونم از مهر تون با کمال میل اگر در حد سوادم باشه ، البته خوشبختانه دوستان فوق العاده و کم نظیری در تیوال به عنوان کاربر هستند که میشه ازشون کمک گرفت
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دوستان نازنین ⁦❤️⁩
سلام و احترام
تو این روزهای سخت و سرد که نامیدی و...... تو دلهای همه ما هست، تئاتر بی پناه ترین و آسیب پذیرترین ماهیت موجوده برای یک اجرا ماهها تلاش و تمرین میشه برای یک اجرا روزها برنامه ریزی میشه و.... دست آخر موقعی که دنیایی دوندگی کردی بهت ۱۸شب اجرا میدن و تاکید می‌کنند غیر قابل تمدید که تنها دلخوشی رو هم ازت بگیرند
شروع اجراهات هم میخوره به برف زیبای پاییزی و ......
اینترنت قطع میشه و یا سرعتش آنقدر پایینه که .....
نه میتونی در فضای مجازی تبلیغ کنی نه تبلیغ محیطی با هزینه هایش در توانت هست
تمام برنامه ریزی هات بهم میخوره
دلت میخواد تویه تیوال پیام بدی اما  اونجا هم نمیتونی یه پیام آپلود کنی
تمام دوندگی هات ، تلاشهات ، و شاید کل پس اندازت روی هواست و فقط در گرو حضور مخاطبِ
مخاطبی که نمیتونی دعوتش کنی برای دیدن اجرا
یا باید برگردی به هزار سال قبل از روی پشت بوم خونه ات با دود بهش  علامت بدی که هی رفیق من اینجام اینجا امنه بیا اجرای ما رو ببین  یا توکل کنی و ....
همتون میدونید که من خودم یک مخاطبم
مخاطبی که عاشق تئاتر هستش
خدا شاهده این حرفها رو برای اجرای خودمون نزدم ، اینها رو گفتم که تو این روزها به جوان‌هایی امید بدید با حضورتون ، که چشم براه قدمتون ماههاست که ایستادن و تلاش کردن
همه ... دیدن ادامه » ماها میتونیم با ایستادن کنارشون بهشون  امید روزهای بهتر رو بدیم ، تو این شبها که خالی از تماشاگر هستند حمایت شون کنیم
تو این روزهایی که سیاه و مایوس کنندست تنهاشون نگذاریم ، اگر تا قبل از این ماهی یک اجرا رو به تماشا می شستیم تو این روزها تو هفته دو تا ببینیم
این مهربانی شما کمک به فرهنگیست که فردا بیشتر از امروز بهش نیاز داریم
#تئاتر_ببینیم
قبل از مشاهده و خوندن این پست،بعد از سه یا چهار بار تلاش برای گرفتن بلیت بالاخره شدش و میتونم بگم به امید دیدار همین به زودی، جناب مخاطب عاشق تئاتر،دوست جان اینجانب
۲۹ آبان
در وانفسای روشنفکری ناسیونالیستی این روزا.. بسیار دیدنیه این نمایش
چه انتخاب بجایی در تماشاخانه سنگلج
۰۶ آذر
جناب دقیق عزیز ممنونم از مهر تون ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه ، همیشه کلمات مثل یک صف منظم جلوم قد میکشن
اما تا میان نظم پیدا کنن
همشون
همشون از هم می پاشن
مثل لشکر ناپلئون
.
اوه نه جسیکا
نه تو نباید .................
تو...............
.
.

کاش انجیل صفحات بیشتری داشت برای عشق
من کافر میشدم
انجیل بازوانت مرا استغفار می داد
و ... دیدن ادامه » از بین بازوانت بر گرمی سین سسی سسی... نه
نه من نمیتونم شعر بگم جسیکا
- نه من نه خانم مارکز نمیتونیم طبع شعر تو رو تحریک کنیم میدونی چرا؟
خانم مارکز چاقه و من من زشتم
تووووووو زشت نیستی
تو خیییییییییییییییلی قشنننننگی خیلی قشنگ


با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد
برای این اجرا خیلی نوشته بودم چندین بار اصلاح کردم و دست آخر به این رسیدم که هیچ نوشته ای برای اثبات لذت من ، گویا تر از پاره ای از متن نیست تجربه ای از لذت بردن تماشای بازیگرانی کاربلد و اثری از کارگردانی که میزانسن هایش را نمیشود دوست نداشت
⭐⭐⭐⭐✨
چقدر پیام‌تون برای گروه ما انرژی بخش یود
۲۰ آبان
ارادتمند خانم
در مقابل انرژی بینظیر گروهتون و لذتی که خاطره شد ، لازم بود که قدردانی کنم
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از هر سه  زن یک زن در دنیا مورد خشونت قرار می‌گیرد.
حتماً میدانید که آسیب های فیزیکی (کتک زدن) بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست . براساس تعریف ارائه شده از سوی «سازمان ملل متحد»، اعمال هرگونه رفتار و یا گفتار آزاردهنده از سوی مردان یا زنان که سبب آسیب‌های فیزیکی، جنسی، ذهنی یا رنج زنان شود خشونت علیه زنان تعریف می‌شود. استفاده از کلمات توهین‌آمیز و تحقیر کننده، استفاده از عبارات تهدیدآمیز، فریاد کشیدن، رفتارهای کنترل کننده، کتک زدن، اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی و عاطفی، آسیب زدن به دستگاه تناسلی، ختنه کردن و تجاوز جنسی از جمله رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان است.
در سوئد رابطه جنسی بدون موافقت دوطرف تجاوز محسوب می‌شود ، این مسئله در مورد همسران نیز قابل پیگیری است
اما ترویج این فرهنگ (خشونت علیه زنان) از هسته اصلی جامعه یعنی خانواده شروع میشود مادامی که پدر به فرزند دخترش با رفتاری تحقیر آمیز به کشیدن خطوط قرمز بپردازد مادامی که برادر نسبت به خواهرش به نام غیرت مستولی شود تا زمانی که مادر به بهانه حرف مردم یا رسوم قوم و عشیره و آئین مذهبی به تصمیمات خودسرانه بدون توجه به خواست دخترش بپردازد هر روز زنان جامعه ما قربانیان خشونت های پیدا و پنهانی میشوند که جامعه بیمار نیز به آنها صحه میگذارد
خشونتی که در لغتنامه دهخدا هم جا دارد
آقا : سرور، بزرگ، رئیس، مودب، محترم…
خانم: زن، بانو، زن بزرگزاده و نجیب… روسپی، فاحشه ، خانم بلند کردن…
مردانگی: مرد بودن، دلیری، شجاعت
مردانه : شجاعانه ، دلاورانه
مردی: آراستگی به صفات نیک انسان بودن، جوانمردی، شجاعت، دلاوری
من نه به حکومت مشروطه کار دارم که زن جماعت را در کنار دیوانگان و ورشکستگان به تقصیر از زندگی اجتماعی محروم میکرد. ونه به قوانین جزائی جامعه که یک چشم مرد برابر دوچشم یک زن برایش ارزش دارد،چرا که در دیه حکم زن نیم است !
صرفا در ابیات حضرات و بزرگان چند بیت تقدیم میکنم تا به تعالی تفکری ساری در بطن فرهنگمان پی ببریم
فردوسی یا اسدی و یا کس دیگری شکری خورده و گفته که « زن و اژدها هر دو در خاک به» .
اوحدی بزرگوار رهنمود زن کشی می دهد:
زن چو بیرون رود بزن سختش خود نمائی کند، بکن رختش
ورکند ... دیدن ادامه » سرکشی هلاکش کن آب رخ می بردبه خاکش کن
سعدی علیه الرحمه هم مگر در مقام زن ستیزی کم از اوحدی است!
چو زن راه بازار گیرد بزن وگرنه توخانه نشینی چو زن
نظامی گنجوی سراینده «منظومة خسرو و شیرین» میفرمایند
زن چیست نشانه گاه نیرنگ در ظاهر صلح و در نهان جنگ
در دشمنی آفت جهان است چون دوست شود بلای جان است
چون غم خوری، او نشاط گیرد چون شاد شوی، ز غم بمیرد
این کار زنان راست باز است افسون زنان بد دراز است
در جای دیگر نیز مینویسد:
به گیلان در چه خوش گفت آن نکوزن
مزن زن را، چو خواهی زن ، نکو زن
مزن زن را ، ولی چون بر ستیزد
چنانش زن که هرگز بر نخیزد
اوحدی نیز گفته است:
چو به فرمان زن کنی ده و گیر نام مردی مبر ، به ننگ بمیر
ناصر خسرو نیز چنین میگوید:
بگفتار زنان هرگز مکن کار زنان را تا توانی مرده انگار
وزاندازه بیرون مرو پیش زن نه دیوانه ای؟ تیغ بر خود مزن
در گلستان سعدی با همه ادعاهائی که از استادان بزرگوارمان شنیدیم می خوانیم که « مرد بی مروت زنست و عابد باطمع رهزن» و یا « مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه» این را نیز می دانیم که « شوی زن زشت روی،‌نابینا به»
و یا در حکایتی سعدی زن باره ای « پند» می دهد که:
وزاندازه بیرون مرو پیش زن نه دیوانه ای؟ تیغ بر خود مزن
و باز حکایت دیگری در همین بوستان قراراست در روز «رستاخیز» « زنانی که طاعت به رغبت برند» از مردان «ناپارسا» پیشی گیرند وبعد،‌می رسیم به عدالت گستری سعدی:
تراشرم ناید زمردی خویش که باشد زنان را قبول از تو بیش؟
زنان را بعذری معین که هست زطاعت بدارند گه گاه دست
تو بی عذر یک سو نشینی چو زن رو ای کم ز زن، لاف مردی مزن
چو از راستی بگذری، خم بود چه مردی بود کززنی کم بود؟
ویا
ز بیگانان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه، در گور باد
و
زن خوب خوش طبع رنجست و بار رها کن زن زشت ناسازگار
و
یکی گفت کس را زن بد مباد دگر گفت زن در جهان خود مباد
و
تو زن نو کن این دوست هر نو بهار که تقویم پاری نیاید به کار
مرحوم رهی معیری که به توضیح بیشتری نیاز ندارد:
نه تنها نامراد آن دل شکن باد که نفرین خدا بر هر چه زن باد
پرسش این است که در کدام زمینه ی دیگر می توان بااین بی حرمتی و بی شرمی سخن گفت و به دردسر نیافتد؟
سنائی می سراید:
حمله با شیر مرد همراه است حیله کار زن است وروباه است.
و مولوی:
هر بلا کاندر جهان بینی عیان باشد از شومی زن در هر مکان.
و ناصر خسرو:
مگوی اسرار حال خویش با زن که یابی راز فاش از کوی و برزن
یا در قابوس نامه را هم آمده است:
« دختر نابوده به ، چون ببود یابه شوی، یا به گور»،
سعدی در باب حکمت میفرماید « مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدین گناه »
واین ستیزه و خشونت از فرهنگ تا دین ما ، از زن به عنوان دختر در خانواده تا نقش همسر و بعد از آن در لباس مادر همچنان باقیست
این خشونت حتی در میانسالی یا دوران پیری یک زن ادامه دارد خشونتی که محدود می‌کند و ناتوان میداند تفکری که زن را عامل گناه میداند و شیطان حقارتی که زن را کم عقل میشمرد

به امید روزی که در هیچ کجای دنیا با واژه برتری جنسی یا خشونت رفتاری علیه هیچ نوع از موجود روبرو نشویم


عواقب جملات زیر با نویسنده است
((طلسم اسارت زن در ازدواج نهفته است . اما چه فایده که زنان چنان نابالغ مانده اند که اسارت و وابستگی را کاملا به رهایی و ازادی ترجیح می دهند. یکی از ارکان این علاقه به بردگی و اسارت ساختار پدر سالار جوامع عقب مانده است .آرزو و حسرت همسر و فرزندان خوب داشتن که به شدت توسط جامعه پدر سالار تبلیغ می شود حق آفرینش را از زن می دزدد بدنش را مسموم میکند و رشد طبیعی اش را مختل می سازد تا او را در ناآگاهی ، فقر و وابستگی نگه دارد . نهاد رسمی ازدواج زن را به زائده ای تبدیل میکند که کاملا وابسته بماند. آگاهی اجتماعی اش را می خشکاند ، تخیلاتش را از کار می اندازد فقط برای اینکه تحت حمایت مرد خویش قرار گیرد . در حقیقت ازدواج چیزی جز یک دام برای تحقیر زندگی نیست . ازدواج برای زنان آگاه همواره چیزی جز خوار شمردن و تجاوز به زندگی او و فاسد ساختن پویایی او نبوده اما برای اکثریت زنانی که هیچ مشغله ذهنی برای زندگی کردن ندارند و ازادی برای انها بی معنا و حتی ترسناک است ازدواج تنها سرپناه برای در امان ماندن از تنهایی است.این ترس از تنهایی نتیجه عدم تربیت در خانواده پدری است . تنها کسی که می تواند تو را نجات دهد یک مرد است . تمام بدبختی زنان از همین حکم دروغین و خطرناک اغاز می شود.زن به هر پیشرفتی که دست پیدا می کند آن را برای رسیدن به مردی ایده ال تلقی می کند که او را از دست شخصیت ناهنجار خود که باعث وحشت از تنهایی شده رهایی می بخشد.

اما گلدمن 1880- بیداری زنان ))

بخشی از این نوشته قبلا جمع آوری و در مورد خشونت علیه زنان برای نمایش قصه ظهر جمعه آورده شده بود که علت تکرارش شاعرین صاحب آثار و شعر هاشان بود
سلام حضور استاد لهاک،
درود بر شما
و تشکر فراوان بخاطر چنین نوشته جامعی ...

من بشخصه برای انسان بودن، تلاش میکنم و اینکه موفق باشم، خوشحال باشم و به دوست باارزش خودم کمک میکنم تا او هم موفقیت را تجربه کند . مثال ما خانمهای موفق و خوشبخت هستند.... برای ... دیدن ادامه » بهتر بودن و بهتر کردن محیط پیرامون ، آدمها و شرایط زندگی همه خانمها باید تلاش کنند.

با سپاس

۱۸ آبان
چقدر اشتراک دیدگاه دارم با شما آقای کاوه. من سالهاست که سریالهای تلویزیونی و غیرتلویزیونی نگاه نمیکنم و دلیلش همین تحقیر زنان در سریالهاست و تحقیر آنها با نشان دادن زنانی که هیچ آرزو و هدفی جز پیدا کردن یک شوهر (با هر کیفیت و مختصات حتی به مراتب پایینتر) ... دیدن ادامه » ندارند و دائم نگران بی شوهریشون هستند و در چند سریال طنز مثل سریال ساختمان پزشکان نشون میداد که خانم دندانپزشک است و حاضر است با هر مردی ولو پایین تر از لحاظ اجتماعی و غیره ازدواج کند. دیدن این سریالها به دختران و زنان ما این رو القا میکنه که برای پیدا کردن هویت اجتماعی باید شوهری داشته باشند حالا هر چه شد شد. سالهاست که از دیدن اینها رنج میبرم و خوشبختانه عطای سریالها رو به لقایش بخشیدم.
۲۰ آبان
باعث افتخاره خانم مظاهری عزیز.
دقیقا به همین دلیل ما هم سالیان درازی است که صدا و سیمای میلی را تماشا نمی کنیم. اما افسوس و صد افسوس که ما اقلیتیم و اکثریت جامعه چه به ناچار چه از روی علاقه خودشان و فرزندانشان این برنامه ها را دنبال می کنند و الگو می پذیرند ... دیدن ادامه » .باید بپذیرم ما در اقلیتیم وقتی با شوخی های سخیف جنسی مهران مدیری در انبوه حضار می خندند و کف و سوت میزندد و فایل های آن در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود. آری ما در اقلیتیم و این زندگی را برای مان سخت تر می کند. واژه ای در جامعه شناسی وجود دارد به اسم دیکتاتوری حداکثری.می گویند ما در سیاست دچار دیکتاتوری هستیم و اما معتقدم درد بزرگتردر جایی دیگر است . در فرهنگ. در فرهنگ نیز اکثریت بر ما دیکتاتوری میکند. و تحمل این دیکتاتوری ریشه هایمان را می خشکاند.
خلاصه نسل عجیبی هستیم. در جایی اشتباه در زمانی اشتباه بدنیا آمده ایم......
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد
..........
سالن حافظ پارکینگ مزخرفی است که مدیرش به شغل پارکبانی مشغول و از سالنها و امکانات لازم برای سالن کاملا غافل است در عوض ۵به ۸ و گاهی ۱۵ تبدیل میشود
به فرض دو دستگاه اتوماتیک فروش نوشیدنی داخل لابی سالن سالها خاک میخورد تا نکند به کافه آسیبی وارد شود و شما برای یک آب معدنی ساده باید تا مارکتی که نبش خیابان خارک هست بروید
سرویس هایی که کثیف و متعفن هستند و طی دو اجرایی که در هفته گذشته در حافظ دیدم بخاطر عدم مدیریت همچنان در وضعیت ..... باقی مانده بودند
دیدن اجرا هم در حافظ یکی از احمقانه ترین نوع طراحیست به فرض سمت راست یا چپ در ردیف های F,G ,I J اگر باشید شما یک اجرای مزخرف متفاوت می‌بینید
اما اجرا ، اجرایی که قربانی طراحی دکوری شد که ... دیدن ادامه » اسپانسر را گل درشت نشان بدهد اجرایی که کارگردان در ضعیف ترین ماهیت به طراحی میزانسن ها میپردازد و تمام بار اجرای اثر بر شانه های بازیگرانیست که انصافاً به بهترین شکل ممکن از پس اجرا بر میایند و ناتوانی کارگردان را با قدرت و توانی بازی ها شان میپوشانند
هر چند که تصویری که از کار من شخصاً دیدم در واقع هیچ توانایی را از بازیها بجز صدا های پر توان و گاهی تصویر موقتی از صورت ها نمیدیدم
متن تکرار مکررات بود روایتی تکراری که بجز فیلم و سریال و طنز های تلویزیونی هزار بار شنیده شده بود و داستان کاملا قابل حدس
در هر حال بجز چند لبخندی که اجرا بر لب می‌نشاند ارزش افزوده دیگری ندارد
من خیلی وقته با خودم عهد بستم بهترین کار هم‌حافظ اجرا رفت نرم، اضافه بر مواردی که گفتین ردیف های بالا سکو ها شیب صندلی ها به گونه ای است که حس سقوط مدام در طول نمایش ادمو همراهی میکنه
۱۸ آبان
موافقم امیر جانم ⁦❤️⁩
۱۹ آبان
خانم سروش
بله متاسفانه مشکلات حافظ آنقدر زیاده که هر چه بد بگیم کم گفتیم
۱۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید