تیوال محمد لهاک ( آقای سوبژه ) | دیوار
S3 : 12:09:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خیلی شیک مثل اقا ها دم در بهم قول داد که پسر خوبی باشه و من هم بهش قول دادم اگه پسر خوبی باشه بعد از نمایش ببرم براش نوشابه بخرم
میدونم میییییدونم نوشابه برای بچه ها خوب نیست اما راه داره نمک میریزم توش طعمش رو دوست نداشته باشه
تف کنه همش رو تا خورد
بعدشم بوه خودمه دلم میخواد چاق شه اصلا کپل بودن نعمته
به کسی چه
والا
القصه
از شروع اجرا محمد رو کنترل کردم
اولش همش وَرجه وُرجه میکرد
هی میخندید بلند بلند از کنار دستیم که جناب اقای جعفریان بود همش عذر خواهی میکردم
والا انقدر بچه اش اقا بود من فکر کردم ادم بزرگه
شما اقا بگی تکون خورد نخورد فکر کنم مجسمانه است چیه این بازیه داشت اونو بازی میکرد چقدر با تربیت بود خدا ببخشه بهشون
بعد هم که ......
از خجالت مُردم داشتم اب میشدم
زمان ما این حرفها نبود که جرات کنیم بپرسیم
کی ... دیدن ادامه » چی از کجا و چطوری
اگه میگفتن لک لک میاره قبول میکردیم
قدیما تهرون پر حاجی لک لک بود
اتفاقا سر خیابون ما هم یه رستوران لک لک بود که حالام هست
ما که اون طوری بودیم این طوری شدیم
اینا که اینطورین چه طوری میشن
نمیدونم والا
حالا براش سوال پیش امده بود یک ریز میپرسید کلافه ام کرده بود
بعدش هم دنبال مادرش میگشت .
حالا میگن بهش بگو
عاااااااااااقا
چی بهش میگفتم ؟
اِ عیبه
خلاصه که نمایش رو نگذاشت که راحت ببینیم
نمیدونم بی خودی به چی میخندید
عاشق زرافه شده بود
خاطر خواه بچه
اخرشم میگفت از این اقاهه برام بخر
بازیگرررو میگفت
میگفت خیلی بامزه است
بخرش
میگفتم این اقاه صد تا از ما رو میخره و میفروشه یه عکسش رو میگیرم به دیالوگهاش فکر کن بخند و خوشحال باش
راستش از جفت بازیگر ها خوشش امده بود
خیلی فکر کنم داشت بهش خوش میگذشت

اما چون خیلی شلوغ کرده بود هم امروز هم قبلا دم در به خاله حدیث گفته بودند دعواش کنه هیچی........
خاله حدیث هم که تعارف نداره .......
کم نگذاشت یک اخم و تخم حسابی با هاش کرد طوری که یه نوشابه دو لیتری هم براش خریدم اشکش بند نمیومد
خوب خواهر من دعوا بکن نه اینجوری کُشتی بچه رو
خدا رو شکر خاله سحر عمو رضا و عمو فرزادش بودن باهاش بازی کردن حرف زدن یادش رفت و الا بی محمد میشدم من
جناب حیدری هم کلی عکس گرفت ازش
آخ آخ آخ
آقای لهاک یادم انداختید در خصوصش نظر بدم، اصلا یادم رفته بود.
حالا کمی دیر وقته، بخوابم فردا با انرژی میرم سراغش
اینم بگم غیر از نوشابه شور، یه جایزه هم براش داشتیدها .. با عمو قناد عکس انداخت
۲۹ آبان ۱۳۹۷
سپاااااس از بزرگواریتون جناب لهاک :)))

هر ماهی که باشیم که فرقی نداره مهم اینه که افتخار اشنایی به جمعی از خوبان رو دارم خداروشکر :)
اگر هم حرفی زدم جهت شوخی بود
کودک درون من خیلی به ماه تولدش علاقه داره و با این ماه شیطنت هاش رو بروز میده :)
۳۰ آبان ۱۳۹۷
خانم جوکار
خواهش میکنم
درست میفرمایید من نیز هم
۳۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید