تیوال | محمد لهاک ( آقای سوبژه ): آئین چراغ خاموشی نیست او که نثری متفاوت را با ادغام
S2 : 01:59:25
آئین چراغ خاموشی نیست
او که نثری متفاوت را با ادغام اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فارسی و ترکی و حتی تکه کلام‌های کوچه‌بازاری را با اصطلاحات فرانسوی در یک ظرف شکل داده بود و نوشتارهای بعیدی را خلق می‌کرد و با این کار جان شنوندگان را نوازش می‌داد، در حوزه فیلم‌سازی حقیقتاً یک مینیاتوریست توانا بود و به‌خوبی قدر فریم به فریم فیلم‌هایش را به‌عنوان یک‌رشته نقاشی می‌دانست و با حساسیت در انتخاب رنگ، موسیقی و کاراکتر‌هایش، نشان داد که می‌‌شود در چینش سکانس‌ها آن‌چنان گزیده کار بود که ده‌ها فیلم‌ساز درصدد کپی از اثر او برآیند و تلاش برای ساخت اثری تأثیرگذار‌تر و البته شبیه به «مادر» همچنان ادامه داشته باشد. او ،خالق ستارخان، مثنوی مولوی، سلطان صاحبقران، سوته‌دلان، هزاردستان، حاجی واشنگتن، کمال‌الملک، جعفر‌خان از فرنگ برگشته، مادر، ... دیدن ادامه » دلشدگان، کمیته مجازات و تهران، روزگار نو و… در حالی مرگ را در آغوش گرفت و با درد جان سپرد که برخلاف بسیاری، دنیایی از خاطرات را برای مردم باقی گذاشت و خالق سبکی تازه در دیالوگ‌نویسی و فیلم‌سازی شد؛ رویکردی که در سال‌های پس از او، هیچ فیلم‌سازی موفق به تکرارش نشده و او همچنان در این امر یگانه مانده است از او اما به‌جز فیلم‌هایش، شهرک سینمایی نیز به یادگار مانده که در نوع خود یک اثر بدیع است. شهرکی که به بهانه سریال هزاردستان ساخته شد، ولی بعدها لوکیشن فیلم‌ها و سریال‌هایی نظیر امام علی، هزاردستان، شیخ مفید، سربداران، هشت‌بهشت، کارآگاه علوی، کفش‌های میرزا نوروز و … شد و جای تأسف دارد که این ظرفیت بالقوه در عوض توسعه و جایگزینی برخی دکورها با ساختمان‌های طبیعی به جهت ماندگاری، تبدیل به مخروبه‌‌ شده است.علی حاتمی‎ فیلم‎هایش به دیالوگ‌های درخشان و ماندگار مشهور هستند.«آیین چراغ خاموشی نیست» یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های فیلم دلشدگان است که بر سنگ مزار او نیز حک‌شده است. سالروز تولد مرد افسانه‌ای سینمای ایران استاد علی حاتمی مبارک ، یادش گرامی و نامش جاودان
(زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران – درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۷۵ تهران)




منبع: بلاگ نماوا
همه عمر دیر رسیدم!
۲۳ مرداد
مادر (۱۳۶۸)
مادر (رقیه چهره آزاد) سر شام گریه نکنین، غذا رو به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم، راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف. آبرو داری کنین بچه‌ها، نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می‌شه نه از مرصع پلو. حرمت ... دیدن ادامه » زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمد ابراهیم، [گوشت قیمه را] خیلی ریزش نکن مادر، انوقت می‌گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ.مادر می مونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن.
محمد ابراهیم (محمدعلی کشاورز): لغز بخونن طعنه رو پهنه می‌کنم می‌کوبم تو ملاجشون. دکی اینو.
مادر: میمونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده‌ها به مرده‌هاشون می‌ذارن. اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست. فقط دلواپس آردم. خاطر جمع نیستم. می‌ترسم مونده باشه.
محمد ابراهیم: آرد هش‌تر خان می‌خرم برات، فرد اعلا، حلوا می‌پزم،‌ تر حلوا.
محمدابراهیم(محمدعلی کشاورز): خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمی‌شه، مهتابیش اضطراریه، دوساعته باتریش سه‌ست، بذارین حال کنه این دمای آخر، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافیه بازیه فیناله، آجیل مشگل گشاشم پنالتیه، گیرم اینجور وجودا، موتورشون رولز رویسه، تخته گازم نرفتن سربالایی زندگی رو، دینامشون هم وصله به برق توکل، اینه که حکمتش پنالتیه، یه شوت سنگین گله، گلشم تاج گله!
جلال الدین: عشــق سپــر بــلاست. مادر نـگاه عاشق ها را داره امشــب … و امشب امیــد دیـدار یــار …
شب رو باید بی چراغ روشن کرد!
ماه منیر: … وقت رفتن نیست مــادر … ما تازه دور هم جمع شدیم …
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید