تیوال | محمد لهاک ( آقای سوبژه ) درباره نمایش کوریولانوس: با سلام و احترام سپاس از مهر میزبانی و لطف اجرای شب
S3 : 01:58:50
با سلام و احترام
سپاس از مهر میزبانی و لطف اجرای شب گذشته
که با حضور و مشایعت جناب کوشکی خلوص این نشست کامل شد
دو خط برای کوشکی:
آقای نهضت ادب آموزی از مهر بودنت و خشوع صمیمانه و دستی که بر سینه به حرمت مخاطب گذاشته بودی ممنونم ، حرمتت برای من جاودان شد، نامت بلند باد
خواستم به حرمت قدمت تعظیم کنم که این ایستادن به مخاطب در عبور یا در حضور عزت میده و معرفت و منش و بزرگیتون رو میرسونه
جانت جور سرت سلامت دلت تا ابد خوش هر تجربه ات پر از موفقیت

دو کلام با لشکر جوان و پر آتیه رُم
جانان رفقایی که تلاشتون بر صحنه ملموس بود و تمایلتون برای عالی بودن ، مشخص ، خدا قوت دمتون گرم ⭐ ⁦❤️⁩ می‌دونم که صداهای خسته تون که گاهی نامفهوم میشد بخاطر فریاد هایی هست که میکشید تا به کمال مخاطب به باور برسه ، میفهمم تلاشتون برای در آمدن نقش آنقدر بود که گاهی برخی اگزجره میشد اما هر چه بود من دوستتون داشتم و از دیدنتون لذت بردم هرگز دست از تلاش نکشید دست های آسیب دیده چند نفرتون رو میشد دید که نشونه عشقتون و اعتقادتون به تئاتر هست ، منتظر دیدن بیشمار اجرا از تک تکتون و درخشیدن روی صحنه خواهم موند مؤمنم به رنجی که حاصلش گنجه

اما نظر
به زعم من کار از ریتم ناموزونی رنج میبرد گاهی ریتم تند بود و گاهی می‌افتاد
این بسته به نقشها تغییر میکرد این آنریتمی گاهی باعث خسته شدن مخاطب میشد
دائما مخاطب قطع و وصل میشد
علیرغم ... دیدن ادامه » جذابیت پرچم احوال ، حمل کردن اکساسوار و حضور بازیگری برای این کار در صحنه بی نظمی بصری و یک رخوت ایجاد میکرد (بازیگر این بخش بسیار نازنین بودو این مطلب مربوط به عملکردشون نبود)
.
گمان میکنم برخی شعار زدگی ها هم در متن تکرار مکررات بود و دلزدگی ایجاد میکرد
گویش و آوای کلاسیک نقش اصلی اصلا جذاب نبود و کاراکتر رو دچار یک فریبکاری میکرد که حتی مخاطب آگاه هم بهش حق نمی‌داد
گمان من در ضعف بازنویسی است اگر چه روایت شجاعانه به نقد از زمانه ای نگاشته شده که در اون زیست کردیم میکنیم و خواهیم کرد
همراه با مردمانی که صبح هنگام زند باد مصدق میگویند و شب نشده ننگ بر مصدق فریاد میکنند
من چون فهم درستی از روایت نداشتم قطعاً دوباره به دیدنش خواهم نشست