تیوال نارمیلا | دیوار
S2 : 05:01:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اینجا بهشت ممنوع است
اما من به تو آهسته می گویم
تکه‌ای از بهشت جا مانده در دلم
در بوی خوب سیب
که تنها با تو قسمت می‌کنم...

از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اندوهِ من
شادی رها شدنِ پرنده‌ایست
که به او
دل بسته بودم...

از: علیرضا روشن
:)زیبا...
۱۴ مهر ۱۳۹۴
نیلوفر عزیزم :x
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اینکه آلبوم های عکس توی کشو های کمد خاک بخورند دلم می گیرد. از اینکه اسم پوشه های کامپیوتری را بگذارند دفترچه های خاطره حالم بد می شود. به خصوص وقتی که می خواهی پا به پای تکنولوژی قدم برداری اما به تو می گوید ظرفیت پر شده و برای اینکه بتوانی همه عکس هایت را از این قوطی الکترونیکی بیرون ببری باید قید چند تایشان را بزنی چون حجمشان زیاد است یا چه می دانم از این حرف ها. عکس را باید برد به آتلیه و چاپ کرد. مات یا براق فرقی نمی کند. تنها باید مواظب باشی که درست و تمیز زیر آن لایه نازک برگه های آلبوم جا بگیرند بعد آرام آرام ورق بزنی و چشم بدوزی به آدم هایی که جا شده اند در قطعه های مستطیل شکل. آدم هایی که اگر یک شب تا صبح نگاهشان کنی خودشان از میان آلبوم بیرون نمی آیند اما یادشان چرا. این روز ها اگر برق را از خانه های این مردم بگیری، زندگیشان فلج می شود اما ... دیدن ادامه » اگر عکس هایت را چاپ کرده باشی در تاریک ترین شب ها هم زیر نور شمع، صورت عزیزت دیده می شود. آن وقت تو، او، خدا... هر سه... کی فکرشو می کرد؟!

از: رادیو هفت...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مست نیستم آقا
برای چیدن گل هم نیامده بودم
فقط داشتم می‌گذشتم
که کسی دستم را گرفت
گفت:داخل شو
و حالا سال‌هاست
درِ باغ را پیدا نمی‌کنم...

از: رضا کاظمی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من گاهی
از شدت وضوح خداوند در کودکان
پر از هراس می‌شوم
و دلم شروع می‌کند به تپیدن
دلم آنقدر بلند می‌تپد که
بهت زده می‌دوم
تا از لای انگشتان کودکان
خداوند را برگیرم...


از: مصطفی- مستور
امروز خداوند را کنار درختی دیدم
با کودکی شاه‌توت می‌خورد
و دست و بالشان حسابی رنگی بود...
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
بسیاار زیبا..مرسی
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
ممنونم
۱۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان‌هایی هست که باید سکوت کنی
کلامت می‌تواند زهر باشد
در رگ‌های کسی
یا خنجری بر قلب‌ش
و تو هرگز
رنج را برای کسی نخواسته‌ای...

از: ...
تو هم تلخ بودی
تلخ درست مثل قطره‌های فلج اطفالی
که در کودکی به خوردم میدادند
غافل از اینکه این بار
تلخی تو دلم را فلج کرد
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
و تو هرگز رنج را برای کسی نخواسته ای..
درود فراوان..مرسی بسیار..عالی بود..هست
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
ممنونم ...
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه سفید آرزو نکن به رنگ ما شوی
از خدا نخواه با فشار وا‍ژه آشنا شوی

آرزو نکن جمعِ نقطه ها کلافه ات کنند
آرزو نکن مثل مشقِ کودکان فنا شوی

منتظر نباش روسیاهِ رقصِ نغمه ها شوی
منتظر نباش با ورودِ یک غزل فدا شوی

ناسزا نگو با سکونِ سطرهای خود بساز
آرزو نکن جایگاهِ خوابِ جمله ها شوی

بی صدا بمان دل به انتظارِ قصه ای نبند
منتظر نباش زیرِ پای یک قلم رها شوی

صفحه ... دیدن ادامه » ی سفید بر سکوتِ طبعِ خسته ام نخند
آرزو نکن با دروغِ‌ واژه آشنا شوی


از: نغمه رضایی
دوستم داشته باش
مثل پدری که دخترش را
دختری که موهایش را
موهایی که باد را
و بادی که گلهای پیراهنم را
دوست دارد...

از: سمانه- سوادی
ی جسم اثیریه خاصی داره؛
مثل خوابیدن روی سطح آب.

مرسی...
۲۹ تیر ۱۳۹۴
:)
۲۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت:
من هم روزی بزرگ می شوم
و عاشق می شوم

گفتم:
تو هم روزی عاشق می شوی
و بزرگ می شوی...

از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کبوترها که همیشه
نماد صلح نیستند
کبوتری هست که شب ها
توی راه پله می خوابد
و گمان می کنم
دلش برای کبوتری
که در راه پله نمی خوابد
تنگ شده

از: رویا شاه حسین زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا نه برای خورشید
نه برای زمین...

برای گلهایی که برایمان می فرستد
چشم به راه پاسخ است


از: ...
رابیندرانات تاگور
۲۲ تیر ۱۳۹۴
عجججب جمله ای!! <3
۲۲ تیر ۱۳۹۴
نصیری من همیشه فک میکردم این همه کتاب میخونی حتما یادتم میره
الان به این نتیجه رسیدم تو اصن مغز نرمالی نداری نصیری
مرد مومن دبیرستان جمله تاگور برا چی یادته
من میگم نکنه احتیاج باشه ی خورده سر لیوان رو خالی کنی دوباره جا باشه پرش کنی :D
۲۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا مردم تا این حد در برابر درد و رنجی که
جنبه جسمی ندارد بی اعتنا هستند؟
اگر شکمت یا پایت درد بگیرد، همه سعی می کنند مهربان باشند
و خدمتی انجام دهند،
ولی اگر روحت لطمه ببیند هیچ کسی کمکت نمی کند،
بر عکس با نظر خاصی نگاهت می کنند
گویی که رنج روحی چیزی شنیع یا مبتذل است.
قدم برمیداری، به راهت ادامه می دهی و
نمی دانی از چه کسی کمک بخواهی.
چاره ای نداری جز آن که به خدا متوسل شوی،
ولی آیا صلاح است به خاطر مردی که فرار می کند
دست کمک به سوی خدا دراز کرد؟
_____________
هر کس تراژدی مربوط به خود را درک می کند
نه تراژدی دیگران را .
... دیدن ادامه » این کاملاَ بی فایده است که
به کسی که یک دست خود را از دست داده است بگوییم:
فلانی هم دو تا دست ندارد.
چرا که او چنین فکر خواهد کرد:
من برای دست خودم رنج می کشم نه برای دست های دیگران...

از کتاب « پنه لوپه به جنگ می رود »

از: اوریانا فالاچی
و جوانا در دل چنین گفت:
این حرفها همه مهمل است.
خوشبختی معینی وجود ندارد.
فقط لحظات حاکی از خوشبختی وجود دارد.
لحظاتی که انسان حقیقتا احمق است
یا لحظاتی که بی نهایت پاک و عاری از گناه است.
مثلا جوانا در آن لحظه احساس خوشبختی می کرد
چرا که به زودی ریچارد از راه می رسید.
_______________________
و جوانا به این می اندیشید که
به حرکت انداختن یک دام کار آسانی است،
ولی بعد از آن چه باید کرد؟
پیروزی او به طور غیرمترقبه و احمقانه،
به پیروزی سربازی می نمود که دشمنی را اسیر کرده است
و حالا باید او را به دنبال خود بکشد، تحملش کند،
به ... دیدن ادامه » او غذا بدهد، مانع فرارش شود و
به نوبه خود اسیر زندانی اش شود و
احیاناَ دوستش بدارد...


از: اوریانا فالاچی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریچارد شروع به چیدن گل های صحرایی کرد.
وقتی بچه بودم مادرم همیشه می گفت:
ریچارد گلها را لگدکوب نکن تو این گلها را می کشی.
ولی وقتی گل می چیدم و تقدیمش می کردم می گفت:
آفرین، چه بچه خوبی!
چه فرقی بین لگدکوب کردن گلها و چیدن آنها می تواند باشد؟

از: اوریانا فالاچی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- میدانی ریچارد
گاهی فکر می کنم انسانهای خوب و یا بد وجود ندارند
فقط لحظاتی وجود دارند که طی آن ما خوب یا بد هستیم.
مثلا تو در من این احساس را به وجود می آوری که آدم خوبی هستم
بیل در عوض موجب می شود که احساس کنم بدم.
این جنگل می گوید که آدم خوبی هستم.
در کافه مونوکل عکس این احساس به من دست می دهد...

«پنه لوپه به جنگ می رود»


از: اوریانا فالاچی
maria این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که بتواند به غریبه ای سلام کند
به یک درخت هم می تواند سلام کند
می تواند برای پرنده ها آواز بخواند
آنها هر روز آواز می خوانند
و تو حتی به روی خود هم نیاورده ای
که باید روزی چهچهه ی آنها را پاسخ دهی

"اوشو"


از: اوشو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرا برای خودم دوست بدار
نه برای خودت
نه برای ثواب
و نه حتی برای خدا ..
چنان که گل را به بوی خوشش دوست می داری،
مرا آنچنان ببو.
باز نه آنگونه که مشام خود را دوست داشته ای
آن سان که گل را برای بوییدن خود بخواهی
بوییدن خود را برای درک گل بگیر
مرا خار نبین...

« باغ بلور - محسن مخلباف»

از: از محسن مخلباف
چه جالبه معنی اسمت :)
۲۰ تیر ۱۳۹۴
یعنی عاشق اینجور اسم هام.

نارمیلا بصورت تک واژه در فارسی به معنی غنچه یا شکوفه می باشد و به ویژه برای شکوفه گل انار اطلاق می شود که در کتاب ایران باستان آمده است. گل انار یکی از نماد های معماری ایران باستان است، که بیشتر در کاخ های هخامنشی برای آراستن ... دیدن ادامه » دیوار ها و همچنین نقش گردنبند اسب های دو سر سر ستون ها به کار برده شده است. همچنین بصورت ترکیبی ترکی-فارسی مرکب از نار به معنی انار و میلا نام نوعی پرنده است و نیز بصورت ترکیبی ترکی-عربی مرکب از نار به معنی انار و میلا نام نوعی درخت پر شاخ و برگ در لبنان می باشد که به مجاز معنی زیبا می دهد. این واژه از نامهای برگزیده برای دختران ایران است که به مجاز معنی شاداب و خندان می دهد.

از: Parsi.wiki
۲۰ تیر ۱۳۹۴
ممنونم دوست گرامی
از توضیحات کامل شما ... من این اسم رو دوست دارم و معنی اون رو در حد یک جمله کوتاه: « شکوفه درخت انار» می دونستم... و این که تلفظش خوش آهنگه... :)
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید