تیوال لیلا میناوند | دیوار
S3 : 22:28:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لیلا میناوند
درباره نمایش مشق شب i
سلام دوستان
من امشب کارتون رو دیدم
خوشم اومد که در ساختن اتمسفر خوب عمل کردید در انتها هم با اون قابِ خلاقانه زیبایی بصری کار رو هم تکمیل کردید و بازی های به اندازه ایی داشتید
ایده ایده ی جالبی بود و میشد خیلی معادل های بیرونی براش پیدا کرد و قاعدتاً هر مخاطبی چه تئاتری و چه غیر تئاتری میتونه متوجه این موضوع بشه
ولی واقعیت هرچه جلوتر رفتیم من با هر سوالی که در متن روبرو شدم هیچ جوابی نتونستم براش پیدا کنم و این ماجرا باعث شد لحظه به لحظه پیوند من با نمایش کمرنگ تر بشه ، اصلی ترین بحث رو با متن و کارگردانی پیدا کنم ،پیوسته در مرحله ی" چرا " باقی بمونم و با همون چرا ها از سالن خارج بشم؟! که این نکته متاسفانه قابل پذیرش نیست
در هر حال برای تئاتر دانشجویی همچین نمایش های ایده محوری خوبه ولی امیدوارم ایده ی خوبِ این بار ، نمایشِ همه چی تمومه بعدی ... دیدن ادامه » بشه...
خسته نباشید

میشه لطفا چندتا از سوالاتتون رو مطرح کنید؟ ممنون میشم
۰۸ مهر
.چرا کارکترها نمی تونن از صندلی پاشن؟ و چون میتونن پاهاشون رو تکون بدن ینی فقط ناحیه ی ران تا کمر چسبیده و دلیلش چیه ؟
.چرا گرسنه هستند ؟ و این قانون که باید در چهارچوبش رفتار کنن دقیقاً چیه ؟
.چرا پسر بزرگ باید پسر کوچک رو بترسونه ؟
.چرا دختر کوچک پول لامپ رو گرفته ؟
.دختر کوچک شبا کجا میره و چیکار میکنه؟
.در ابتدای نمایش هم پدر و هم مادر متوجه میشن که نمی تونن از جاشون بلند شن ولی چرا هیچ عکس العملی به این ماجرا ندارن تعجب هم نمیکنن حتی؟
.وقتی پسر ادرار میکنه چرا بازیگرا از روبرو خیس میشن وقتی بازیگر پسر کنارشون نشسته ؟
.چرا باوجود اینکه نقش پدر جابه جا هم میشود هیچ کس به فکر حل ماجرا نیست و حرفی از پیش رفتن و گره گشایی نمیشه؟ در صورتی که به راحتی میشه دو سه مورد رو مثال زد
.چرا باید یکی از بازیگر ها رو از حوالی ابتدای نمایش حذف کنیم ؟
.چرا ... دیدن ادامه » کارکتر پدر اینقدر از پسر بزرگ بدش میاد ؟ حتی با توجه به معلولیت هم این میزان از تنفر رو پاسخ نمیده
.چرا اون پسر بچه وارد صحنه شد و هدف چی بود ؟ و دقیقاً از کجا داشت با خانواده حرف میزد ؟
و
.
.
.
مطرح کردم که جوابتون رو داده باشم و اگر جواب سوالاتم داده بشه هم باز در نظرم تفاوتی ایجاد نمیشه چون خودم در مورد همه ی موارد بالا فکر کردم مشورت کردم و توی ذهنم تحلیلش کردم... در هر صورت مسئله ایی در باب کلیت اجرا ندارم و دوسش داشتم
۰۸ مهر
بعضی وقتها نمیدونم چطوری و از کجا توضیحاتم رو شروع کنم و ترجیح میدم چیزی نگم.
مرسی از لطفتون و پاسخگویتون اگر خواستید بصورت نمادین(نه عینی) جواب بعضی از سوالاتتون رو بگیرید یاداشت بنده رو در مورد مشق شب بخونید

سوال اخرتون برای منم مطرحه
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید
دیشب این نمایش رو دیدم یه کار متوسط که میشد با واکاوی های بیشتر در مسئله ایی به نام تنهایی چالشی که نمایش با اون روبرو هستش رو پررنگ تر کرد تا تماشاچی ذوقی برای دنبال کردن اون داشته باشه به نظرم هر تماشاچی چه فرهیخته و چه عام به راحتی میتونه در ابتدای نمایش مسیر رو پیش بینی کنه و حتی اگه پیش بینی کردن انتها آنچنان هم برای ما مهم نباشه ما باید در بین خیل عظیمِ کتابها فیلمها و مقاله های بررسی تنهایی زاویه دیدی جدید برای این مقوله داشته باشیم تا برای تماشاچی ما دغدغه بشه و این مهم ترین رکن برای عرضه ی محصول نمایشی هستش ما باید دغدغه ایجاد کنیم.
در اینگونه اجراها با این نوع طراحی صحنه تئاتر تماماً قراردادی هستش که ما با تماشاچی میکنیم جایی دیدم که صحنه ی خرید کردن خانوم از فروشگاه هستش و ایشون میوه هارو فرضی برداشتند و داخل سبد ... دیدن ادامه » گذاشتند اما چند لحظه بعد از همون قسمتی که ما جایگاه میوه تعریف کردیم بازیگر دیگر رد شدن و داخل صحنه شدن! و ما سیب واقعی دستشون میبینیم اگر درجایی فرضی اقدام میکنیم چه دلیلی داره در قسمت دیگه اونو حقیقی در نظر بگیریم تازه با فرض خاطره بودن این صحنه بازهم وجود سبد و سیب زیر سوال میره و خب از این دست قراردادها در طراحی صحنه به درستی استفاده نشده بود.
در بین بازی ها خانوم صالحی و آقای ساعتچیان در لحظه و طراحی شده بازی میکردند و
فقط موسیقی کار تا حدودی تماشاچی رو همراه میکرد.
موفق باشید
محسن جوانی، محمد جواد، اصغر نوری و میترا این را خواندند
صبا صالحیان و حسین پوریعقوب این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم میناوند عزیز
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کهبد تاراج نازنین تا قبل از این برای من یک نویسنده ی خوب بود که توی متن هایی که نوشته حجم عظیمی از افکار و عقایدش پنهانِ و وقتی چندین کار ازش میبینی کاملاً جهان بینیش در هرکدوم مشهوده و در این کار دقیقاً همون طرز تفکر رو در کارگردانی و هدایت بازیگرهاش پیاده کرده به نظرم کسایی که تاراج رو می شناسن و کارش رو دنبال میکنن باید اینکار رو ببینن
از بازی خیلی خوب فاطمه ی امینی که چندکارکتر رو کاملاً متمایز از هم بازی کرد و عرفان پورمحمدی با بازی شیرینش هم نباید گذشت.
تبریک و خسته نباشید به اعضای محترم گروه
شرقی غمگین
درونت ته نشین میشه ...اگه دنبال یه نمایشِ ادامه دار هستی که تا مدت ها درگیرت کنه ...اگه مثل هممون عشق یه جای خالی تو زندگیته حتماً این نمایش رو ببین
سعید زارعی رفیق باحال سجاد افشاریان بکر و تازه هومن شاهی دوست داشتنی دمتون گرم ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید