تیوال لیلا ر | دیوار
S2 : 08:52:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لیلا ر
درباره نمایش سیزیف i
من مدتی این نمایش و نظراتش رو رصد می‌کردم و حجم بالای نظرات مثبت ترغیب به دیدنم می‌کرد و انتظارم رو بالا برد اما نمایش رو اصلا دوست نداشتم
نمایشنامه برام جذاب نبود، موضوع کلی جالب بود اما زمان نمایش برای پرداختن صرفا به گرفتاری بازیگر برای من خیلی زیاد بود و کلافه‌ام می‌کرد، گاهی هدف نمایش ها انتقال این حس گرفتاری به بیننده هست اما روش انتقال جوریه که احساس همدلی ایجاد می‌کنه اما این نمایش من رو خسته می‌کرد و دوست داشتم زودتر تموم شه.
این به امتیازه که بازیگرها در نقش شون غرق بشن و به حای بازی اون رو زندگی کنن، این نمایش بازی‌های خوبی داشت اما برای من ترکیبی از نمایشنامه و بازی ست که نمایش رو جذاب می‌کنه
در نهایت می‌خوام بگم که سطح انتظار من از این نمایش خیلی بالا رفته بود و خیلی مواقع انتظار کم یه تجربه رو شیرین می‌کنه و انتظار بالا برعکس، ... دیدن ادامه » فکر می کنم سطح انتظارم و براورده نشدنش هم به عدم علاقه ام به این نمایش کمک کرده
تا روزی که بلیت نمایش رو تهیه کرده بودم حتی یک نظر منفی هم درباره این نمایش ندیده بودم، این ترغیبم می‌کنه که بگم نمایش رو دوست نداشتم و خیلی خوب بود اگر افراد دیگه‌ای هم که نمایش رو دوست نداشتن میومدن می‌گفتن چرا، خیلی حیفه، شنیدن نظرات مختلف حتما دید واقعی تری میده.
من و چند نفر از دوستان قبلا چیزهایی در این باب نوشتیم اگر همه نظرها رو بخونید نقد منفی یا کمتر عاشقانه هم پیدا میکنید
۲۸ آبان ۱۳۹۷
تیاتر همین حوالی رو برید ببینید. آون نوید محمد زاده نداره ولی چند پله بالاتر از این نمایشه
۲۹ آبان ۱۳۹۷
من قطعا همه نظرات رو نخوندم، اما چند باری که اومدم و نظرات رو دیدم، تا زمانی که بایت خریدم نظر منفی ندیده بودم، خوشحالم که می گید اینطور بوده
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اونجایی که انتظارم قبل از دیدن تاتر در میزان لذت و نقدم خیلی اثرگذاره، باید بگم با توجه به نطرات،انتظار کار متوسطی از این تاتر داشتم و میشه گفت نمایش تقریبا کار متوسط یا کمی پایین تر از متوسط بود. من کار قبلی خانم ماهیان (هم هوایی) رو خیلی می پسندیدم، اما این نمایش رو نپسندیدم. و همراهانم همگی این نمایش رو ضعیف می دونستن. در کل بازی ها بسیار خوب و باور پذیر بودند، در ابتدای نمایش فضا خیلی خوب و طبیعی از آب درآمده بود و من خودم رو همراه مسافران در آن محیط احساس می کردم، اما در ادامه نمایش افت می کرد و می تونم بگم بدترین بخش نمایش لباس مردانه پوشیدن و نقش بازی کردن مسافران بود، که اصلا خوب در نیامده بود. حتی محتوای این بخش از نمایش از کششی برخوردار نبود و من هیچ ارتباطی با این بخش از نمایش برقرار نکردم و فکر می کنم حذف این بخش از نمایش نه تنها هیچ ... دیدن ادامه » صدمه ای به آن نمی زند بلکه باعث نجات نمایش از رخوت می شد. یکی از بخش های مورد علاقه ام یادآوری عکس های قدیمی و لباس پوشیدن های قبل انقلاب بود.
این نمایش دو ساعت و ربع طول کشید و بنظرم می توانست با حذف یک ساعت، تبدیل به یک نمایش یک ساعت و ربعه ی خوب شود. شوخی های جنسی بازیگوشانه و ظریف را می پسندم، اما شوخی های جنسی این نمایش را نپسندیدم، بنظرم خیلی غیر هوشمندانه بود و وق می زد تو صورت تماشاچی. البته با توجه به نمایش های اخیری که دیدم، به نظر می رسد این حالت از شوخی ها مد شده اند، گرچه مورد پسند من نیستند. من مسخره کردن و اجرای لیسیدن بدن زنی توسط مرد در رابطه جنسی و شوخی هایی از این دست را نپسندیدم.
مریم زارعی، امیرمسعود فدائی، صدف اسمعیل پور، علی و بابک این را خواندند
نسترن کمالی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش اگه بمیری i
اولین بار بود که عاشق عاشق شدن نشده بودم، عاشق خودش شده بودم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش اگه بمیری i

نمایش خوبی بود
دیالوگ ها خیلی به جا، قابل قبول و خوب بودند. از آن نمایش هایی که هرچه می گذرد مزه اش بیشتر می شود
...بازی ها عالی: هر کدام از شخصیت ها رو واقعا میشه دوست داشت. میشد عاشق پیر شد، میشد با آن سردرگم بود و تو تردید قدم گذاشت
اون حرکت دست آقای بهبودی بعد ازعکس العمل خانم پسیانی به زیبا بودنشون و بازی با این نشانه های کوچک و لحن حرف هاشون همش تو ذهنمه، خیلی قدرتمندانه بود.
تجربه لذت بخشی شد برام
اولین بار بود در اجرایی از کاظم سیاحی می دیدم که خیلی خوب بود.
دکور هم دوست داشتنی و جالب بود.
صدف اسمعیل پور این را خواند
بابک، farhad riazi و نیلوفر این را دوست دارند
من دو بار دیدم این نمایش رو..و هنوزم وقتی توصیفات دوستان رو میخونم دلم میره سمت نمایش و دوس دارم باز ببینمش..میتونم بگم اولین باره انقد دلم گیر کرده پیش یک نمایش.. نمیدونم چرا..یه جور خاصی قشنگ و تاثیرگذار بود.. و من بخش زیادی از این تاثیر رو مدیون بازی بسیار ... دیدن ادامه » زیبای اقای بهبودی عزیز میدونم..
۲۹ مرداد ۱۳۹۶
بازیشون خیلی ظریف و اثرگذار بود، مدتی پیش بازی ایشون رو در مترانپاژ هم دیدم، اونجا هم فوق العاده بودن، جوری که اونقدر عصبانی و ناراحت می شدن که من ناخودآگاه نگران سلامتی شون می شدم!
۰۱ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاق خیلی خوبی است، از کارهای نادر هنری مان. من زیاد کنسرت دوست ندارم، اما این ترکیب رو می پسندم. ایفای نقش بازیگران خوب بود، البته به جز بهرام رادان که نقششون زیاد هم بود، اما خب تاتری نیستند و ایفای نقش در این جایگاه باید براشون سخت تر باشه، اما صابر ابر که مثل همیشه خوب، مهدی پاکدل خیلی خوب و خیلی بهتر از قدیمشان بودند، سحر دولتشاهی هم واقعا خوب بودند.
ارتباط آهنگ ها خوب بود، کیفیت آواز و موسیقی از کنسرت ها کمتر بود اما شکل ارائه خیلی جذابتر، و من شاهد خوانده شدن بیشتر آهنگ هایی بودم که دوستشون داشتم. در واقع بخش همایون و پورناظری جذابترین قسمت ها بود.
متن نمایش در ابتدا چنگی به دل نمی زد، اما هرچه جلو رفت بهتر و بهتر شد و با ورود رستم و سهراب و اسفندیار من جذب داستان و دیالوگ ها شده بودم و از کنایه های سیاسی اجتماعی هم لذت بردم.
و موسیقی پایانی ... دیدن ادامه » شوری در وجودم انداخت که در خاطرم ماندگار شده.
در رابطه با مکان اجرا، به یاد داشتم که قدیم کنسرت هایی که در سعدآباد اجرا می شد با مشکل شیب نامناسب برای دیدن سن مواجه بودند، هنوز این مشکل وجود دارد، من خوشبختانه ردیف های جلو بودم اما باز هم ردیف های جلوتر مانع دیدن کامل سن می شدند. همین طور پروژکتوری که قرار بود قسمت جلو آمده سن رو روشن کند در حالت هایی چشم رو می زد.
نکته ی دیگه ای می خوام در رابطه با تماشاچی ها بگم، باید در حین نمایش سکوت رو رعایت کنیم حتی وقتی موسیقی تنها نواخته میشه، شاید شما ازش لذت نبرید اما بع این فکر کنید ممکه این لحظه برای بغلی تون لذت‌بخش باشه. اگر گفتن فیلم نگیرید باید رعات کنید، در صورتی که فیلمی که از نمایش گرفتید رو تو صفحات مجازی تون پخش کنید دارید اعلام می کنید که قانون شکن هستید، این دقیقا بی‌کلاسیه، گذشته از این کسی اونجا حاضر شده که نمایش رو ببینه، حجم دوربین های شما نباید جلو دید اونها رو بگیره، این انصاف نیست که ثبت لحظه ای برای دیده شدن در آینده، لحظه حال دیگران رو خراب کنه. خودتون رو جای دیگرون بگذارید.

من این نمایش رو دیدم. به هیچ وجه برایم خوشایند نبود. اصلا علت همچین استقبال گسترده ای رو نمی فهمم. یک نمایش بسیار ضعیف بدون نمایشنامه درست، بدون هدف، بدون هیچ چیز ارزشمندی بود. فقط هدف خنداندن بود، اونم به راحت ترین شکل ممکن! حتی برای خندان یکم فکر نشده بود، به مبتذل ترین شکل ممکن به هرچیز چنگ می انداختن برای ایجاد خنده! من واقعا این حد از لودگی برام قابل هضم نبود. شوخی های جنسی ساده ترین روش برای خنداندن مخاطب هستن، اما اینکه چه جوری بیان بشن که به دل بنشینه واقعا هنریه که این نمایش ازش بی بهره بود و در واقع نمایشی با حجم بزرگی از این شوخی ها به زننده ترین شکل ممکن بود.
من هر نمایش کوچیک و ناشناخته ای که وادارم بکنه یک لحظه فکر کنم رو به این نمایش ترجیح میدم.
یک نکته جالب توجه این بود که اگر یکی از این 4 بازیگر که نقش خواننده رو هم ایفا می کرد به کل ... دیدن ادامه » از نمایش حذف می کردیم، کلا هیچ اتفاقی نمی افتاد، باورتون میشه؟!
نمایش با آهنگی که برای من هیچ جذابیتی نداشت شروع شد، که شروع بدی بود. صدای خواننده اصلا خوب نبود، حتی درست شنیده نمی شد، این خواندن جاهای دیگری از نمایش هم تکرار می شد که به همین بدی بود، با شعرهای ضعیف و بی ارزش. اصلا نمی تونم بفهمم پس برای چی این بخش ها در نمایش گنجانده شده بود.
این مطلب رو نوشتم، چون قبل از دیدن این نمایش خیلی علاقه داشتم کسی این توضیحات رو بهم میداد، تا با انتطارات متفاوتی وارد سالن نمایش می شدم.
این نمایش برای اون دسته مخاطبان جذابه که فقط دنبال خندیدن هستن...حالا به هر راهی...که خب انگار این نمایش راضی شون میکنه
و متاسفانه یا خوشبختانه این دسته از مخاطبان کم هم نیستن
۲۹ مرداد ۱۳۹۶
منم با شما موافقم و کاملا پشیمونم از اینکه رفتم این نمایش دیدم چون من به اعتبار اسم بازیگراش رفته بودم و متاسفانه راضی نبودم
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش برلین i
نمایش رو به توصیه یکی از دوستان به واسطه خاص بود رفتار با تماشاچی ها دیدم. باید بگویم که رفتار با مخاطب و آزادی عملی که در اختیار می گذاشتند واقعا ستودنی بود و از این بخش نمایش لذت بردم، همین طور از اینکه در یک جمع ناشناس به راحتی افکار مردم را می شنیدم و بعضا عکس العمل هایشان را می دیدم. اما از داستان نمایش راضی نیستم، از ابتدا با داستانی روبرو هستیم که دارای شخصیت زن بسیار ضعیفی ست جملاتی مثل "من یک زن هستم، دلم می خواد روشنفکر باشم اما چیکار کنم نمی تونم چون من زنم!" و جملات غیر منطقی مشابه این مرا به یاد سریال های درجه چند صداوسیما و زنان غیرواقعی اش می انداخت، در شبی که من اجرای نمایش را دیدم تماشاگران به راحتی و از ابتدا شخصیت زن را کنار می گذاشتد و به جای او حرف می زدند و من علت اصلی این اتفاق را شخصیت پردازی ضعیف و غیر منطقی او میدانم. این ... دیدن ادامه » دو قطبی زن تماما احساس و مرد تماما منطق بسیار کهنه و نخ نم شده است.
در چنین نمایش هایی به وضوح کار بازیگرهایی که در برابر جملات غیرمنتظره مردم قرار می گیرند سخت می شود، آنها باید در آن واحد واکنش هایی نشان دهند که لزوما از قبل پیش بینی نکرده اند، با این حال گرچه شخصیت پردازی مرد از استحکام بیشتری برخوردار بود، واکنش های بازیگر مرد داستان در اکثر موارد به گونه ای نبود که انگار با یک استاد فلسفه مواجه هستیم، داد و فریاد و شلوغ بازی و ترک هال و.. گرچه می دانم کار سختی را در پیش داشت.
در انتها باید بگویم اینکه بازیگر رابط بین تماشاچی ها و نمایش تمام سعی خود را می کرد که حالت های ممکن برای تغییر در نمایش اولیه را بیرون بکشد را می پسندیدم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش آخرین نامه i
اجرای قبلی این نمایش رو در تاتر شهر دیدم، خیلی ساده، صمیمانه و دلنشین بود، در کل ازش راضی بودم و تصاویری خوبی از این نمایش در ذهنم ثبت شد. یادم هست اون موقع بلیت 16 هزار تومن بود، اما واقعا قیمت جدیدش برام عجیبه!
لیلى شجاعى این را خواند
الهه بیرک آبادی، ali rezaei و الهام میرزارضی این را دوست دارند
لیلا جان من چی بگم که سال 89 با 3 هزار تومن کار رو توی خانه نمایش دیدم!!
۲۴ بهمن ۱۳۹۵
با سلام به نظر من هم قیمت بلیط بیش از اندازه بالا رفته! اصلا منصفانه نیست!
۲۸ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو چند سال پیش دیده بودم، خیلی بی ریا و دلنشتن بود و دیالوگ های بامزه ی خلاقانه ای داشت. به همه اطرافیانم پیشنهاد کردم ببیننش و خودم برای بار دوم به دیدنش میرم. اینو هم بگم که اسم کارگردان رو به یاد سپردم و همواره چک کردم که کار دیگه ای ازشون اومد ببینم، اما به جز این نمایش کاری ازشون ندیدم تو این سال ها
سرکار خانم لیلا ر عزیز. ممنونم از محبت و پیگیرى شما. امیدوارم از این اجرا هم راضى باشید.
۲۳ بهمن ۱۳۹۵
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش فهرست i
متاسفانه خیلی ضعیفتر از کار قبلی آقای ثروتی بود
کار قبلی رو من دوست داشتم اما این کار رو نه
دو ساعت و نیم روی اون صندلی های ناراحت با هوای گرم سالن تحملش سخت بود
در کل بازی ها خوب بودند اما حرف برای گفتن نبود
بدترین قسمت تاتر هم جایی بود که بازیگر اصلی حرف های مثلا فلسفی اما لوسی زد درباره اینکه مگه بازیگر مجبوره پاشه نقش بازی کنه! وای خیلی بد بود این
امتیاز بد در درجه دوم به اون قسمت تعلق می گیرن که می گفت عموی من مقدسه، دستاش مقدسه چشماش مقدسه
آخه این کارا چیه
حیفه
آقای ثروتی توانایی هاشون رو نشون داده بودن تا به حال
اما متاسفانه این کار نسبت به توانایی هاشون خیلی ضعیف بود
من منتظر کارای خوبی از ایشون خواهم بود
بانو لیلا درود

بسیار با شما موافقم و ممنون از نظر صادقانه شما سرکار خانم
۱۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش خانه.وا.ده i
متوسط بود
منم امشب دیدم ولی حقیقتا از متوسط بهتر بود . هرچند انتظار کار بهتری داشتم ولی خب ناراضی هم نبودم . از مشکلات ضعف شروع کنیم که اولیش نمایش نامه بود یا بهتره بگم مهمترینش ، چون تقریبا از میانه های کار شما دیگه دیالوگ جدیدی و قوی رو در کار نمی دیدی و فقط دیالوگ ... دیدن ادامه » های قبلی تکرار میشه و همین باعث شده (ریتم ارتباط مخاطب با نمایش ) ناگهان آفت شدیدی کنه و تماشاگر کار رو پس بزنه . اتفاقی که برای من به صورت عمیقی در نمایش مرگ فروشنده اتفاق افتاد و اصلا احساس میکردم همه چی به حالت مصنوعی در حال اجرا ست و برخلاف خیلی ها که دوست داشتن اون کار من فکر کنم کاملا متوسط بود (4/10) و اینکه خانه واده نقطه مقابل . مرگ فروشنده بود که داری بازی های خیلی خوب ولی فاقد متن مستحکم ای بود . خب از نقاط مثبت هم به بازی های عالی همه بازیگر ها میشه اشاره کرد که البته بعضی پر رنگ و بعضی کم رنگ تر بودند . موسیقی خوب و گیریم های باور پذیر که باز هم در این جا خوب بود ولی در مرگ فروشنده کاملا مصنوعی جلوه میکرد .و هم چنین نور پردازی هم خوب بود . در کل نقطه ضعف کار همون نبود دیالوگ های قوی در کار بود که مانع این شد که یه نمایش عالی رو ببینیم .کاش بیشتر رو این موضوع توجه شه چه در فیلم نامه در سینما و چه در نمایش نامه هامون در تاتر مشکل اصلی از متن است . همین . پاینده باشید . 6/10

۲۴ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی کار خوبی بود
بیشتر بر دیالوگ تکیه داشت که نوید محمدزاده از بهترین ها در بیان این حجم جملات پشت سر هم است.
دوخت لباس ها بسیار بد بود، شلوارها توی ذوق می زدند، در کل از امتیاز بصری خاصی برخوردار نبود، مگر لامپ مهتابی!
حتی من در نهایت ارتباطی با رنگ جوراب ها هم برقرار نکردم، شاید در ابتدا با توجه به رنگ ها سطح بندی اهمیت نقش ها را می دیدم، اما در انتها با تکرار شدن رنگ جوراب ها در شخصیت های کمتر اثرگذار این ایده هم باطل شد.

نکته عجیبی که توجهم را جلب کرد خندیدن تماشاچی های محدودی در صحنه های دردناکی بود که مشکلات معلولیت بازیگر را بیان می کرد و من در حال درد کشیدن بودم که صدای خنده کسی می آمد، حالت غریبی ست.
یه شب خوب رو برای من رقم زد، نمایش خیلی خوبی بود، البته شروع نمایش هیچ دلچسب نبود و حرکات ادا های نمایش بیجا و دیالوگ های اضافی همراه با داد و فریاد، اما همون طور که جلو رفت همه چی جای خودش رو به خوبی پیدا کرد و لذت بخش شد.
فرشته و دوشکین رو بیشتر می پسندیدم.
نکاتی مثل کنجکاوی درباره رادیو، هرچیزی که به "بال" مربوط می شد، عدم آشنایی فرشته با لغات و بازی ها، کلک زدن فرشته تو گل یا پوچ و زودتر حدس زدن گل، استفاده فرشته از نیرو :D خیلی هوشمندانه بودند و به دل نشستند.
جای تبریک داره
لیلا ر
درباره نمایش شکلک i

آخه اول گفته بود اسمش آزیتاست....
بعد گفته بود اسمش رزیتاست.......
......
اسمش چیهههه؟؟؟
شناسنامه ش دست کیه؟؟؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا ر
درباره نمایش سالگشتگی i

سالگشتگی خلاقیت های خیلیی خوبی داشت اما یه چیزیش کم بود
دایالوگ ها خوب و طبیعی بود و کلا تکرار ها از زبان های مختلف در زمان ها مختلف خیلی جالب چیده شده بود اما فکر می کنم اونقدر که به تکرار و جابجا کردن این دایالوگ ها توجه کرده بودند کمتر به کل ماجرا توجه شد، من لحظه ی پایان دوست نداشتم اونجوری ول شم گرچه داستان جمع میشه اما من جمع نشدم از جزییات راضی ام واقعا اما یه جای خالی تو کلیات مونده برام که اذیت می کنه
دوست دارم اینو بعد مدت ها اضافه کنم که، سالگشتگی از اون نمایش ها بود که در ذهم جا داره و در گذر زمان ته نشین شد تو وجودم
۲۲ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید