آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال لیلا مظاهری | دیوار
S3 : 01:49:58 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
موضوع: اضمحلال یک خانواده و پراکنده شدن اعضای آن. بحران بیماری جسمی و روانی مادر، مرگ خودخواسته پدر، به هم ریختگی روابط اعضای خانواده و در نهایت ترک خانه و تنهایی تک تک اعضا. متن بسیار خوب بود (البته من فیلمش رو‌ دیده بودم و لذت برده بودم)
دکور و طراحی صحنه بسیار خوب و پر و پیمان است و به تماشاگر احساس خوبی را منتقل میکند. طراحی لباس خوب. بازیها در کل قابل قبول ولی بعضی بازی بهتری داشتند.
نکته منفی: تا خیلی بعد از شروع اجرا همچنان تماشاگر به سالن راه داده شد که باعث به هم ریختگی تمرکز بازیگران و تماشاچیان میشد. امیدوارم سالن مهرگان نظم و‌نظام بیشتری پیدا کند.
صحبتهای میکاییل شهرستانی عزیز و سورپرایز ایشون برای تولدش بسیار دلنشین بود. عرض تبریک دارم خدمتشون و امیدوارم سالهای سال سلامت و شاد و موفق باشند.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
ممنونیم که نمایش ما رو تماشا و نظرتون رو ثبت کردین...
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
لیلاجان
جمعه گذشته که اجرا رو دیدم متاسفانه بعد از 10 دقیقه !!! 7 نفر به سالن ،وسط اجرا راه داده شدند و تا مستقرشدنشان بر صندلی های ردیف جلوتر بخشی از نمایش برای سایر تماشاگران از دست رفت ...
۰۵ اسفند ۱۳۹۸
درسته نیلوفر جانم. همیشه وقتی میخوام نمایشی رو در مهرگان ببینم یاد بی نظمیهاشون میوفتم و با بی میلی میرم اونجا. نمیدونم چرا بی نظمیشون رو برطرف نمیکنن!
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لیلا مظاهری (lilinix)
درباره نمایش است i
دور اول اجرای این نمایش را از دست داده بودم و خیلی ناراحت بودم چون خیلی از نمایش تعریف شنیده بودم. دور دوم اجرا مشتاقانه به دیدن نمایش رفتم ولی انتظار من برآورده نشد (شاید چون نمایش کد13 رو دیده بودم). دکور و طراحی صحنه بسیار خوب و به جا و اندازه بود. طراحی لباس بسیار خوب بود. بازیها هم انصافا خیلی خوب بود. تنها چیزی که برای من جذاب نبود متن نمایش بود. به نظرم سردرگمی زیاد داشت و این همه رفت و آمد به بیرون و درون کلاس و تغییرات شتابزده شروع و پایان کلاسهای درس برای من قابل درک نبود و خیلی باهاش ارتباط برقرار نکردم (احتمالا اشکال از گیرنده های من بوده). ولی تداعی دوران مدرسه با همه تلخیها و شیرینیهاش برای من جذاب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
لیلا جان من هم دقیقا همین مشکل رو داشتم یه جوری انگار چیزی میخواست بگه ولی نگفت
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
آقای کیانی: موضوع خوبی داشت ولی کمی شتابزده پرداخت شده بود. میتونست کمی با طمانینه بره جلو. البته نظر منه.
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
خانم مظاهری..
اضافاتی داشت.. و کمبود هایی ... و کمی با طمینانه..
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قصه ی مخالفت تاریخی با رشد اندیشه و فکر زنها. قصه ی تعصبات کور مردانه در مواجهه با یادگیری و آموزش زنان همیشه زخم خورده این سرزمین. زنانی که برای یادگیری سواد خواندن و نوشتن دچار هراس و دلهره از کتک خوردن و طرد شدن توسط شوهران و پدرانشون بودند و البته همچنان(در برخی مناطق ایران) هستند. عطری جان، زنی شجاع و مصر در هل دادن زنها به سواد آموزی، که با شنیدن بدترین توهین و تحقیرها همچنان استوار بر عقیده ش مانده بود.
دکور تقریبا خالی و بدون طراحی صحنه خاص. طراحی لباس خوب بود و البته شاید متفاوت از لباسهایی که در آنزمان زنها می پوشیدند. موسیقی زنده سر صحنه خوب و دوست داشتنی بود. بازیها حکایت از تمرین زیاد داشت و هماهنگی حرکات بسیار خوب و مناسب بود. البته بازی زنها بسیار بهتر از مردان در آمده بود.
در کل از دیدن نمایش رضایت حداقلی دارم و فکر میکنم میتوانست نمایش جاندارتری باشد.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
هامون دیدمش...
خیلی با متن ارتباط برقرار نکردم...
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
من هم همینطور جناب کیانی عزیز
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
خانم مظاهری عزیز..
ارادتمندم..
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش خاصی بود و من از دیدنش ناراضی نیستم. در زمانه ای هستیم که نویسنده گی و روشنفکری دیگر ارزش و اعتبار سابق را ندارد و از این راه به زحمت امرار معاش میشود کرد و در آخر هم مجبور میشوی به کار کردن در سیرک و جنگولک بازی . ولی اگر کابوی و‌ سارق باشی و به جای سیاه کردن کاغذها با کلمات قلمبه سلمبه، نقشه و طرح دستبرد از بانک یا اختلاس رو بکشی هم ارزش و اعتبارت بین مردم بیشتره ( به خاطر پول) و هم زودتر پله های ترقی را طی میکنی. سرنوشت بد اندیشه ورزی در سرزمین ما را این نمایش به تصویر کشیده.
طراحی صحنه ساده بود که یک دکه روزنامه فروشی که البته شبیه دکه های معمول نبود و بیشتر به دکه های روستایی و بین جاده ای شبیه بود و این دکه گاه تبدیل به کافی شاپ یا رستوران هم میشد.
بازیها تعریف زیادی نداشت و بازی نویسنده و پسر نوجوان کم جان بود و میتوانست بهتر باشد. بازیگر نقش نویسنده به نظرم بی حس و حال صحبت میکرد که شاید خواسته ی کارگردان بوده تا سرخوردگی و ناامیدیش را نشان بدهد.
خانم محترمی که کنار بنده نشسته بودی و میخواستی از اجرا عکس و فیلم بگیری و وقتی من بهت اعتراض میکردم ناراحت میشدی و غرغر میکردی: لطفا رعایت کن و گوشیت رو در حین اجرا از کیفت بیرون نیار!
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
دکور و طراحی صحنه و نور خوب بود. طراحی لباس قابل قبول بود. متن و موضوع نمایش جالب بود و همون مصداق "دست بالای دست بسیار است" بود. اما متاسفانه اغلب بازیها راضی کننده نبود به جز بازی نقش پدر و داماد خانواده (علیرضا اخوان و منصور رضایی) بقیه متاسفانه بازیهاشون خیلی مصنوعی و غیرواقعی جلوه میکرد. صدا و لحن داماد خانواده (علیرضا اخوان) هم خوب و دوست داشتنی بود.
نکته ی منفی سالن: راه دادن تماشاچیها به سالن خیلی بعدتر از شروع نمایش . کاش سالن مهرگان کمی حرفه ای تر عمل بکنه.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
نمایشی ست با طراحی صحنه جالب، گریم زیبا، طراحی لباس خوب ، بازیهای جاافتاده و خوب و موسیقی دلنشین.
آدمهای قدبلند که نماینده مردم مرفه جامعه اند که حتی نیم نگاهی به آدمهای کوتوله و متوسط نمیکنند و اصلا به زیر پاهاشون توجهی ندارند. کوتوله ها که رتبه ی ضعیفی در جامعه دارند و مشغول تمیز کردن زمین و باربری برای مرفهینند و تنها دلخوشیشون رسوندن کمی الکل ارزان قیمت به بدنشونه و با حسرت به نوشیدن شراب قرمز توسط مشتریها و یا زنان زیبای آنها نگاه کردن. جان و جو که قد متوسطی دارند و نه از مرفهینن و نه از ضعفا و تنها دلخوشیشون دیدارهای دوستانه و آمدن به کافه و نوشیدن شراب آلو و گفتگو در مورد مسائل پوچ و گاه بی ربطه و تنها به اندازه ای پول دارند که قهوه و روزنامه فردا رو تهیه کنند و باری به هر جهت و بی هدف زندگی میکنند.
تعادل بازیگرانی که سوار بر چوبهای بلند بودند تحسین برانگیز بود و مدام نگرانشون بودم که تعادلشون به هم نخوره.
عرض تشکر فراوان و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
خاطره اجرا برام زنده شد. لذت بردیم از کار
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
دقیقا
خیلی خوب گفتید لیلا جان
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
ارادتمندم نورا جانم.
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قصه ی تلخ ژاله و ژاله ها که تمومی نداره! وقتی نمایش رو میدیدم بی اختیار یاد خیلیها افتادم که مرگی کم و بیش مشابه رو تجربه کردند. نمایش قصه ی تلخی رو به تصویر میکشد ولی با همه ی تلخیهاش برای من دوست داشتنی بود.
دکور خوب و جذاب بود خصوصا چراغ علاالدین با قوری روی آن. بازیها یکدست و خوب بود.
موضوع نمایش آدم رو به فکر و تحقیق و‌ سرچ وادار میکند. ایده ی بازی سه بازیگر برای هر کاراکتر و بازی همزمان جوانی میانسالی و پیری ژاله و ستوان کاووس بسیار جالب بود و صحنه ی پایانی نمایش واقعا دوست داشتنی از کار درآمده بود.
عرض تشکر فراوان و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
ممنونم از شما که نمایش ما رو به تماشا نشستید
و ممنون که نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
ندا جان کاوندی سپاسگزارم از شما.
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
موضوع نمایش خلاقانه و جالب بود: تغییر نقش زن و مرد و با این تغییر خلق موقعیتهای جالب و گاه مضحک. اینکه زن نقش شوهر داشته باشه و مرد نقش زن بدون اینکه وارد شوخیها و حرکات سخیف و کلیشه بشوند، تحسین برانگیز بود. در جامعه مردسالار ما که زحمات و تلاش زنها در نقش همسر و مادر کمتر دیده میشه و کمتر ارج نهاده میشه، ساخت چنین نمایشهایی با این موضوعات قابل تقدیر و زیباست.
بازیها خوب بود و بدون اغراق. دکور مختصر میشد به چند چهارپایه و میز. در زمان تغییر صحنه، بازیگرها به ترتیب ترانه ای میخواندند که خیلی جالب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
خب چون الهه فرازمند الان خوابه،من بجاش از شما تشکر میکنم برای دیدن اجرا و انرژی خوبتون
لیلا جان دیدن شما توی سالن افتخاریست که خدا چند باری ست داره نصیبمون می‌کنه
۲۸ دی ۱۳۹۸
@ موسوی کیانی : جناب موسوی عزیز، ارادت فراوان
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
جناب راقب کیانی..
Me too
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از دیدن نمایش ناراضی از سالن بیرون نیومدم. دکور مختصر و در اندازه اجرا، طراحی لباس خوب و خلاقانه، حرکات مبارزه اسلوموشن جالب بود و حس جالب و بانمکی به آدم دست میداد. بازیگران در مجموع خوب بودند و بازی برخی قویتر بود مثل بازی متین اوجانی (کارگردان نمایش). قسمتهایی که به زبان مثلا ژاپنی هم صحبت میکردند جالب بود.
ردیف پشت من چند خانم نشسته بودند که دائم داشتند صدای بازیگرها رو تقلید میکردند و یا نظرات مشعشع میدادند ( احتمالا مهمانان گرامی گروه اجرا بودند!!) و یک عدد عکاس همیشه در صحنه با شاتر صدادار هم حضور داشتند و البته ایشون متحرک بودند و فقط کم مانده بود که بین بازیگرها هم برن و بخشی از اجرا بشوند.
عزض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
غودااا:))
۲۷ دی ۱۳۹۸
من برای نمایش نیومدم.
بعدش اومدم.
میخواستم نمایش تموم شد بیام دم در سالن ولی خیلی بی سر و صدا تموم شد و همه اومدن بیرون.
من اصلا نفهمیدم.
اشکان جان اومد توی کافه پیدام کرد .
ولی در عوض اون دیدار پنجشنبه به قدری چسبید که حالا حالاها از یادم نمیره :)))
۲۸ دی ۱۳۹۸
میدونستم برای نمایش نمیای. جدا روز پنج شنبه خیلی جالب بود. صندلی کناری من اونم در کنسرت کامکار دقیقا صندلی بغل دستی!! به من هم خیلی چسبید.
۲۸ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیدن پیش کسوتهای تاتر مثل ایرج راد بر روی صحنه بسیار جذاب و دوست داشتنی ست.
بازیها خیلی خوب و به اندازه بود به جز نقش پسر بچه که می تونست بهتر باشه.
بخش اصلی دکور یک میز بلند و بزرگ بود که کلی کشو و محفظه دردار داشت که بسیار برای من جالب و جذاب بود. کشوها و محفظه های متعدد خودش باعث سردرگمی میشد که به موضوع نمایش نزدیک بود.
واقعا آقای اشمیت کیه؟ آیا مرد واقعا آقای قوچیه یا اشمیته که دچار اسکیزوفرنی شده؟ آیا زن، همسر آقای قوچیه یا همسر آقای اشمیته و شاید فقط در ذهن آقای قوچی/اشمیت باشه و شاید وجود خارجی نداشته باشه؟ شاید فرزندی هم در کار نباشه؟ کی می دونه؟ شاید بقیه ی شخصیتها هم فقط در ذهن آقای اشمیت/قوچی حیات دارند؟
موضوع نمایش خیلی جالب بود و سوالهای بسیار زیادی در ذهن ایجاد میکرد.
متاسفانه یک عدد عکاس هم حضور داشتند که با صدای بلند شاتر عکسهای فراوان گرفتند و از لذت نمایش کم کردند. به امید روزی که عکاسها با شاتر بی صدا عکس بگیرند.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا خصوصا ایرج راد نازنین.
دیشب هم سه تا عکاس بودند که یکی شون تو ۹۰ دقیقه حدود ۵۰۰ تا عکس گرفت
۲۵ دی ۱۳۹۸
سپهر خدایی ۵۰۰ تارو شمردی:))
۲۵ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی لذت بخشه که نمایشی رو ببینی که سوژه ی پایان نامه ت بوده. نمایش ابزوردی که هیچ اتفاقی توش نمی افته و گاهی حتی گفتگوها هم خالی از معناست و گاهی عجیب غریبه یا غریب عجیبه و ارتباطات کلامی منطقی بین شخصیتها شکل نمیگیره و کاراکترها از ایجاد ارتباط ناتوانند.
نمایش رو دوست داشتم و به متن اصلی وفادار بود. بازیها خوب و قابل قبول، دکور معقول و جمع و جور، موسیقی هم مناسب.
انتخاب این نمایش راحت نبوده و شجاعانه بوده چون بیم حوصله سر بر بودن برای مخاطبی که به دنبال سرگرمیه میره.
جا داره تشکر کنم بابت بروشور و توضیحات خوبش در مورد نمایش.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
خانم مظاهری سپاس از مهر و محبت و حمایتتون
کاملا درست میفرمایید واقعا متن سخت و پیچیده ای هست و تو این یکسال بارها کم آوردم ولی خدا بود و گروه خوبم
۲۱ دی ۱۳۹۸
آقای مرادی سپاس از زحمات شما و گروه نازنینتون. بهتون خسته نباشید میگم. لطفا بمانید و ناامید نشید و بدرخشید.
منتظر کارهای بعدیتون خواهم ماند.
۲۱ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از دیدن نمایش خیلی لذت بردم. کوروش شاهونه و بازیگران رزومه ی قوی دارند و همین دلیل انتخاب نمایش بود. خوشبختانه از دیدن دوباره شون روی صحنه در یک نمایش دلپذیر خیلی لذت بردم. بازیها بسیار خوب و به اندازه : درآوردن بازی فرد معلول ذهنی و جسمی راحت نیست و بازیهاشون بسیار باورپذیر و زیبا بود.
طراحی صحنه خوب و قابل قبول. موسیقی دوست داشتنی و خوب.
موضوع نمایش جالب بود. لحظات اضطراب زیادی ایجاد میکنه و تماشاچی رو تا آخر نمایش مشتاقانه و کنجکاو میکشونه و با نگرانی در انتظار نتیجه و‌ پایان نمایش ادامه میده.
اجرایی دلچسب و سر وقت با تماشاگران بسیار منضبط و فهیم و بدون عکاس مزاحم بود.
عرض تشکر فراوان و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
سالها بود که با دیدن کلمه ی تعاملی این نوع نمایشها رو نمیرفتم ولی اینبار خواستم یک بار این نوع نمایش رو امتحان کنم. متاسفانه باید بگم که علاقه ای به نمایش تعاملی ندارم. موضوع نمایش برای من کلیشه و غیرجذاب بود. خیانت مرد به زن و واکنشهای زن و حرفهای حق به جانب مرد تکراری بود. صحبتهای تماشاگران هم بسیار تکراری و بی حس و حال بود. چون از نگاه من موضوع نمایش چالش برانگیز نیست تا در بین تماشاگران شور و هیجان ایجاد بشه.
متاسفانه امشب اجرای پرعکاسی داشتیم که عکس و فیلم و‌ لایو میگرفتند.
عزض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
کاملا تجربه ی دوست نداشتنی ای بود برام
۱۰ دی ۱۳۹۸
لیلا جان نمایش تعاملی کلن برای این مرز و بوم تعریف نشده و دوستان اجراگر متاسفانه خوانش اشتباه و غلطی از این نوع اجرا دارن،اصولا هم در این حیطه بدلیل موضوع های کلیشه ای و دم دستی که نویسنده های عزیزمون اصرار بر انتخابشون دارن،خروجی کار،عمومأ سرخوردگی و عدم رضایت مخاطب رو بدنبال داره.
۱۰ دی ۱۳۹۸
@مرتضی جان متاسفانه همینطور بود برای من.
@ دایه جان شاید اگر یه موضوع چالشی تر و به نسبت نابتر انتخاب کنن بشه باهاش کنار اومد. ولی موضوعاتی که جوابش پیشاپیش در مشت تماشاچیان است و موضع تقریبا اغلب افراد مثلا به خیانت از قبل مشخص و فیکس شده جالب نیست.
۱۰ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لیلا مظاهری (lilinix)
درباره مونولوگ نقل مکان i
انتخاب مونولوگ برای دیدن برای من کار ساده ای نیست. خیلی سخت راضی میشم مونولوگ ببینم ولی چند تا مونولوگ خوب و به یادماندنی دیدم مثل “پابرهنه،لخت... “ و “کریمولوژی”و “این یک اعتراف نیست“. مونولوگ “نقل مکان “هم رفت تو لیست به یادماندنیها.
بازی امیر شمس رو خیلی دوست داشتم بسیار مسلط و به اندازه. متن هم خوب بود هر چند من کتاب دارالمجانین جمالزاده رو نخوندم. اوایل اجرا کمی برام گنگ بود ولی به مرور روشنتر شد.
بازیگر کلمه دارالمجانین ( با تشدید روی ج) رو به کار میبرد و من فکر میکردم چرا اشتباه تلفظ میکنه که بعد فهمیدم آدم بی کسی که فقط به خاطر داشتن سرپناه و خوراک به دیوانه خانه پناه میبره و دنبال حمایت مجانیه پس برای او دارالمجانین با ج مشدد میشود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
خانم مظاهری...
درود بر شما..
بعد از پرفرمنس و گروه های همسرا، عاشق مونولوگ
هستم...
یا بازیگرایی که مجبورن مثلا ۲۰ دقیقه جلوی تماشاچی
متن بخوانند...
کریمولوژی را ندیدم، یک کارهای بدی کرده بود
مهران رنجبر ... ندیدمش...
ولی خیلی بهتر از کاروان سوخته بود..
شمس رفته تو لیست خوبها...
۰۶ دی ۱۳۹۸
هم این نمایش رو دوست داشتم
هم نوشته ی شمارو
امیدوارم تا آخر هفته تمدید بشه چون امکان تماشای کار برای خیلی از دوستان این ساعت توو روزای وسط هفته فراهم نیست
۰۷ دی ۱۳۹۸
مرتضی جان از لطفتون سپاسگزارم. گویا تا اواسط هفته تمدید شده. امیدوارم تا آخر هفته ادامه داشته باشه.
۰۷ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لیلا مظاهری (lilinix)
درباره نمایش سبکی i
یک نمایش ساده و بی شیله پیله در سالن کوچیک و جمع و جور استاد انتظامی. من دوستش داشتم. بازیها به اندازه و خوب بود با اینکه بازیگرهای جوان و کم سن و سالی هستند ولی خوب از عهده ی نقششون برآمده بودند.
با اینکه دکور و طراحی صحنه ی خاصی نداشت و خلوت بود ولی بازیهای خوب و صمیمی بازیگرها آدم رو راضی میکنه. نحوه پرداختن به مسئله ی مرگ و زندگی و چرایی زندگی ( اینکه اصلا برای چی به دنیا میاییم و کلی خوشی و ناخوشی رو تحمل میکنیم و بعد میگذاریم میریم) جالب بود و بدون استفاده از جملات مبتذل از آدم خنده میگرفت.
موسیقی رو هم دوست داشتم.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
ممنون از نظرتون،پیشنهاد میکنم نمایش لرز رو هم ببینید،از کارگردان همین کار،نمایش دیگری از گروه ما،مثل سبکی راضی خواهید بود،در فضای متفاوت تر
۰۶ دی ۱۳۹۸
همون ور که نوتیفش هم میاد براتون دیگه:)))
۰۶ دی ۱۳۹۸
بله دقت نکردم عزیزم. الان میام اونور.
۰۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کوهها با همند و تنهایند
همچو ما با همان تنهایان
"شاملو"
آخ شاااااااااملوی کبیر❤❤❤
۰۲ دی ۱۳۹۸
عالی نوشتید خانم مظاهری
۰۴ دی ۱۳۹۸
ارادتمندم سپهر جان
۰۴ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شب اول اجرا رو دیدم. دکور مثل سایر نمایشهای مساوات پر و پیمون و کارشده و دقیق. همیشه از دکور نمایشهای مساوات راضی ام اصلا کم نمیگذاره.
متن و‌‌ موضوع نمایش ایده های خاص داشت. بیگانگی آدمهایی که با قرارداد اجتماعی با هم همزیستی دارند ولی در واقع بیگانه اند و همدیگر را درک نمیکنند. حتی از بیان احساسات و خواسته های واقعیشون به طرف مقابل عاجزند و ناتوان.
زمان نمایش طولانی بود و به نظرم یکی از نقطه ضعفهای عمده ش همین بود. از یه جایی کشدار بودنش برای من خوشایند نبود.
اون چهار دقیقه توقف نمایش و سکوت هم برای من خالی از لطف نبود. هر چند شاید عجیب بود و من فکر کردم پایان نمایشه ولی بعد از این وقفه باز نمایش ادامه پیدا کرد.
بازیها خوب و مسلط بود ولی من درک نمیکردم چرا محمد علیمحمدی با اون لحن و صدا صحبت میکرد‌.
یه نکته: این خنده های بلند و بی مورد برخی تماشاگرها چه معنی میده؟!! باور کنید من هیچ چیز خنده داری در اون لحظات نمیدیدم.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
خانم مظاهری به نظرم لحن مرد خانه یه جورایی حس بی تفاوتی و افسرده گی او را نشان میداد
۰۳ دی ۱۳۹۸
علیرضا جان بله لحن میخواست حالات روحی مرد رو نشون بده ولی میتونست بهتر باشه. البته نظر منه و به نظرم کمی مصنوعی میومد.
۰۳ دی ۱۳۹۸
تیپ شخصیتی مرد، احساساتش، تضادش با نوع بیان زن، به نظرم اتفاقا نوع دیالوگ‌گویی مرد کاملا درست و به‌جا بود و به کمک انتقال مفهوم اومده بود.
۱۲ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
#این نمایش چهره ندارد.
صدای ناصر طهماسب به تنهایی خودش کلی دلچسبه و فقط باید چشمها رو بست و با صدا وارد قصه شد.
موضوع نمایش جنایی بود و من خیلی دوست داشتم. کمتر نمایش جنایی به این شکل در تیاتر دیدم و برام جذاب بوده و شایدم دیدم الان حضور ذهن ندارم.با اینکه نمایشنامه بر اساس یک رمان خارجی نوشته شده بود ولی به خوبی ایرانیزه شده بود.
بازیگرها تقریبا همشون خوب بازی کرده بودند و دوست داشتنی بودند.
دکور خوب و راضی کننده بود.
زمان نمایش کمی طولانی بود و اوایل کمی کشدار بود ولی از اواسط ریتم خوبی داشت و جذابتر شد. آخر نمایش خیلی خوب بود.
نمایش سر وقت و بدون تاخیر اجرا رفت (از سالن شهرزاد بعید بود) و هیچگونه مزاحمتی بابت عکاس و ورود بعد از شروع اجرا مشاهده نشد.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
خداروشکر راضی بودی و امیدوارم نقص هامون روز به روز برطرف بشه
۲۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رمان شازده احتجاب گلشیری رو خیلی دوست داشتم و دلیل انتخاب نمایش هم همین بود.
نمایش خوبی بود و از دیدنش ناراضی نیستم. شاید به خاطر علاقه ی زیادم به فضای رمان شازده بود. دکور شامل یک صندلی و دو کف پوش سفید مستطیل شکل بزرگ بود که به نظرم میومد برای تفکیک اندرونی و بیرونی خانه تعبیه شده ولی به نظر این تفکیک در طول اجرا رعایت نمیشد. لباسها خوب بودند و فکر میکنم چکمه های بازیگران برای نشان دادن دیکتاتوری و جبار بودن شخصیتها بود.
بازی نقش شازده خسرو (هر دو نفر) رو خیلی دوست داشتم. بازی بقیه هم تا حدودی راضی کننده بود ولی در اجراهای بعدی حتما جا میوفته و بهتر میشه. فکر میکنم اگر برخی بازیگران زن کمتر فریاد بکشند بازیشون طبیعی تر میشه.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
یکی از رمان‌های مورد علاقه م
لیلا جان این رمان خوب میتونست به شکل بهتر(خیلی بهتری) اجرا بشه،ولی حداقل میتونم بگم انتظارات منو برآورده نکرد
۱۴ آذر ۱۳۹۸
آقای لهاک نازنین ارادتمندم.
۲۱ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از آرامش و سکوت تنیده در نمایش لذت بردم. دکور زیبا و چشم نواز، بازیها قابل قبول خصوصا بازیگر نقش یاشار. از ایده ی گرگ با اندام انسانی خوشم آمد.
لباسهای بازیگران در کلبه ی چوبی و با هوای برفی و زمستان به آن سردی جور در نمی آمد. اصولا در آن هوای سرد که امکان خروج از کلبه وجود نداره و‌سوخت به کفایت نیست نمیشه لباسهای نازک تابستانی پوشید بدون آنکه نلرزید. البته حتما دلیلی داشته که این لباسها انتخاب شده.
نمایش بیشتر برای من جذابیت بصری داشت تا جذابیت متن.
انسان برای زنده ماندن و بقای خود حاضر است فرزند خود و دیگری را قربانی کند. بی رحمانه به نظر میرسد ولی منطقی ست.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.