تیوال علی فقیهی | دیوار
S3 : 02:50:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در تمام طول نمایش به این فکر می کردم که
ایا این یک تاتر دانشجویی است؟
اگر هست چرا انقدر خوب است؟
چرا انقدر پخته و جاافتاده است؟

من به عنوان یک دانشجو از این تاتر دانشجویی لذت بردم
خسته نباشید
خوشحالم که دوست داشتی علی جان....ممنون از نظرت
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر گروه همیاری
الان رفتم بیلیت بخرم
فقط یک سانس وجود داره که یک بیلیت مونده؟!!!؟؟؟
من چه کنم؟
کی روز های دیگه باز میشه؟؟
و چرا ردیف های جلو فروشی نیست؟

رضا قاسم پور این را خواند
برید واز سایت تئاترشهر بلیت این نمایش رو تهیه کنید
۲۲ تیر ۱۳۹۳
ممنونم اقای قاسم پور!
حد اقل اون سایت ردیف 4 5 میشه خرید
از ردیف 8-7 بهتره
ممنون
۲۲ تیر ۱۳۹۳
خواهش میکنم
۲۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جای دوستان خالی امروز نمایش رو دیدم
انقدر تحت تاثیر بازی خوب و اکت بدنی بازیگر ها بودم که 40 دقیقه نمایش رو 5 دقیقه حس کردم
دست یاسر خاسب و گروهش درد نکنه!
بیان مفهومی خوب در فرم و قالبی متفاوت و جذاب!!!!!!!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
جریان چیه ؟
من به همه سایت های فروش بیلیت اینترنتی مراجعه کردم
هیچ کدوم ردیف های اول این نمایش رو نمی فروشند!!!
پس کی قراره اون ها رو بفروشه؟
از گروه همیاری می خام اگه اطلاعاتی داره ما رو هم در جریان بذاره

من خودم بد جور به صندلی جلو نشستن عادت کردم و ردیف 4 عقب تر نمی تونم بشینم !
چی کار کنم؟؟
manimoon این را خواند
Elros این را دوست دارد
معمولا در اختیار گروه هست
ولی نزدیک ساعت اجرا که بشه مثلا یک ساعت قبل ممکنه گیشه بفروشه
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی فقیهی
درباره نمایش فاوست i
دوستان یک سوال:
از نظر شما مفهوم گوی هایی که در نمایش به وفور یافت می شد چه بود؟
نظر خودم: خدا یا زمان
به نظر من زمان یا آرزوهاشون
۱۶ تیر ۱۳۹۳
علی عزیز
نکته بعد اینکه
لوسیفر هیچ گاه نمیتونه به زور وارد حریم بشر بشه
" انسان برتر از همه موجودات و شایسته سجود است "
در اینجا بجث اختیار انسان به میان میآید
و لوسیفر تنها یک پیشنهاد دهنده است و پاسخ هر چه باشد هرگز نا امید نمیشود.
دغدغه لوسیفر ... دیدن ادامه » ترحم و علاقه خداوند به انسان است که همیشه رحمانیت خداوند به انسان کمک میکند.
در حالیکه لوسیفر پس از سالها عبادت با یک بار نافرمانی بخشیده نشد.
این گوی ها هدیه ایست که از خداوند گرفتیم و اختیار اون رو داریم که حفظش کنیم یا در یک معامله ببازیمش.
۱۸ تیر ۱۳۹۳
واو
چه تعریف دقیق و بی نقص و شاعرانه ای
کاملا پاسخ سوالم رو گرفتم !!
ممنون از شما خانم نیلو فر که اطلاعاتتون رو در اختیار من قرار دادید
واقعا ممنون
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی فقیهی
درباره نمایش فاوست i
سلام
فاوست را دیدم
به نظرم حمید رضا نعیمی و گروه بسیار ورزیده اش به فرمولی دست یافته اند که همان را تکرار می کنند!
اما این فرمول از نظر من :
متن اقای نعیمی که همراه با شوخی ها و تکه پرانی های جالب از نوع خود است ولی تم کلاسیک دارد
+گروه هماهنگ و ورزیده که بدن عالی دارند!
+نمایشنامه ای با مفهوم روشنفکر دور افتاده از جامعه!!
+موسیقی خوب و مناسب گروه کر ایران اتریش
+اپریست هایی که بازیگر اند
+صحنه ی پر از امکانات و عجیب تاالار وحدت!
+نور پردازی عالی
+رقص و اواز
= نمایشی که بار ها با متن های مختلف ولی فرم یکسان اجرا می شود !!!!!!

این فرمول عالی و حساب شده است اما متاسفانه سیر نزولی داشته!
مثلا ... دیدن ادامه » این که در تبلیغات سوار بر موج مثبت اثر قبلی (سقراط) باشی ولی اکثر افرادی که هر دو را دیده اند بگویند سقراط بهتر بود یعنی افول...
امید وارم اقای نعیمی دستی به سر و گوش این فرمول جالب بکشد! تا دوباره پا بگیرد!!!
پ.ن:این نظر کاملا شخصی است و هر گونه نقدی بر ان وارد است
چرا من انقدر بد بختم!!!!!!!!!!!!!!
از سال 83 که البوم البا اومده بیرون لحظه شماری می کنم که کنسرت بزارن و حالا دقیقا این یه هفته که من نیستم کنسرت می زارن
چرااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟
دوستان شدیدا پیشنهاد می کنم این کار رو برید!!!
جای من رو هم خالی کنید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی فقیهی
درباره اپرای عروسکی مولوی i
به نظرم یکم متناقض بود مفهوم و فرمش!
هانی حسینی، hengameh sazesh، شکیبا و بهرنگ این را خواندند
میشه بیشتر توضیح بدید؟
۲۳ خرداد ۱۳۹۳
خانم سازش
با سپاس از این که اطلاعات کاملتون رو در اختیار این حقیر قرار دادید
من عذر می خواهم که در نظر قبلی ام تاکید نکرده بودم که نظرم کارشناسانه نیست و احساسیه
ممنونم که اطلاعات ناقص من رو تکمیل وتصحیح کردید
در پناه حق
۱۶ تیر ۱۳۹۳
جناب فقیهی من نظرتان را جلب میکنم به صحبت کارگردان این نمایش...
ایشون تاکید کردند چند جا : استفاده از ابیات برای نمایش...نه آوردن ابیات دقیقا بخاطر چرایی و چگونگی ابیات موقع سرودن.
گرچه منم مثل شما تماشاگر این اثر بودم...
در مورد همسر مولانا نیز همانطور ... دیدن ادامه » که اطلاع دارید و قبلا هم عرض کردم...
برادران و همسر مولانا در جایی در مقابل مولوی قرار میگیرند و سرزنشش میکنند....
اما بعدها که تغییر تحول روحانی مولوی را در نبود شمس رویت میکنند و تفکر در ارتباط این دو میکنند به عذر خواهی از مولوی پیش او میروند.
به زبان خیلی ساده من این را در یک شرح حال آن روزها خواندم ...
به هر حال من هم مثل شما تماشاگر بودم وآنچنان از چند و چون و چرایی انتخاب صحنه ها از دید کارگردان نمایش ،اطلاعی ندارم.
موفق باشید .
۱۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی فقیهی
درباره نمایش سقراط i
دیشب این نمایش را دیدم
بسیار پر مفهوم تر از خنده های تماشاچیان بود.
حمید رضا نعیمی بسیار هوشمندانه نوشته بود و اجرا کرده بود .
نکته ای بسیار مرا تحت تاثیر قرار داد استفاده کامل از توانایی های تالار وحدت بود. استفاده از سن متحرک و پرژکتور متحرک مرا شوکه کرد و استفاده ی بجا و به اندازه از بالکن ها در اغاز عالی بود و صحنه رها شدن بطری ها واقعا مرا ترساند.
از بازی های عالی فرهاد اییش(سقراط) و لادن مستوفی(تئودوته) و ایوب اقا خانی (افلاطون) که تماشاگر را میخکوب می کرد بگذریم به خوانندگان و اپریست های نمایش می رسیم که با مهارت تمام احساس صحنه ا را منتقل می کردند.
در کاتالوگی که قبل از ورود به سالن دادند جمله ای بود که پس از پایان فهمیدم:

پسقراط در یافته است دردی که در ان کیفیت خنده اوری نباشد وهم است. و مایه ی خنده اوری که در ان دردی نباشد خام و ناپخته است.(کییر کگورد)

اما گلایه و انتقادی ای دارم از خودمان:تماشاگران سقراط (حد اقل کسانی که بیستم فروردین به سالن امده بودند) انگار به دیدن نمایشی کمدی و طنز امده بودند و فقط منتظر خنده بودند....و به همه درد هایی که در نمایش دیدند خندیدند.
شاید از معایب تلوزیون و حال و هوای سریال های عید است که عادت کردیم به بد بختی و درد جامعه بخندیم اما نه خنده ای که سقراط می گوید بلکه خنده ی مسخره ای به معنای "ولش کن بابا ! چی درسته که این باشه" ی خنده ای که بوی فکاهه می دهد...

برخی صحنه های سقراط طنز داشت اما نه طنزی که قهقه بزنیم و ریسه برویم بلکه طنزی تلخ که با نیشخندی به فکر فرو رویم!

پ.ن:خانمی که وسط نمایش 4 بار با تلفن همراه صحبت کردی و دل و قلوه رد و بدل کردی خیلی بی فرهنگی که به دیگران احترام نمی گذاری......

... دیدن ادامه »
آقای فقیهی با شما هم نظرم خنده تماشاگران دیشب بیشتر از تفکرشان

بود.البته مدتی هست که فیلمها و تئاترها مسائل اجتماعی با طنز مطرح

میبکنند مثلا نمایش "مرگ تصادفی یک آنارشیست" که سال قبل اجرا شد.به نظرم باید کانلا در یک فضای جدی به این مسائل پرداخته شود ... دیدن ادامه » تا شاید

مردم همیشه در صحنه جدیتر درک کنند........
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
یکی از سریال های محبوب تلویزیون امسال پایتخت بود. نمیدونم چرا باید به اون همه دردی که در سریال هست خندید. اقای فقیهی ممنون که این موضوع را مطرح کردید.
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من این نمایشنامه رو با ترجمه ی علی اکبر علیزاد خوانده بودم و نمایش رو هم دیدم
به جز قسمت پایانی نمایش خیلی دقیق اجرا شده بود و بازی ها خیلی خوب و بی غلط بود
درباره ی اجرا باید بگم که دکور و نور پردازی عالی تر از تصور من بود و خیلی خیلی خوب بود و کارگردان کاملا به کار مسلط بود.
اما توضیح نمایش نامه:
این واضح بود که گوگو نماد احساسات انسانی و دی دی نماد عقل است که در هر انسانی در حال کشمکش دائم اند .
پتزو ولاکی اتفاقاتی است که در جهان رخ می دهد(دولت هاو مخالفان و
جنگ ها و...)
گودو اتفاقی است که همه منتظر انیم و در واقع معجزه ای است که همه نشسته ایم که اتفاق بیافتد
و ان پسر اتفاقی است که همیشه رخ می دهد و به ما می گو ید که گودو نمی اید و ما باید پیش او برویم
اگر دی دی و گوگو با ان پسر به سوی گودو بروند همه چیز تکمیل می شود اما انان ترجیح می دهند به جای تلاش منتظر معجزه بمانند. (مثل اکثر انسان ها)
اگر عقل و احساس خود را با هم و به موقع به کار نگیریم هیچ اتفاقی نمی افتد
و گودو در واقع ترکیبی از گوگو و دی دی است. گوگو+دی دی=گودو
به نظر من این حرفی است که بکت در این نمایش می زند.

دیالوگ ... دیدن ادامه » مورد علاقه ام:
گوگو:همه ادما دیوونه به دنیا می ان ولی برخی همون جوری ادامه می دن