کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال میم سردلی | دیوار
S3 : 12:08:48 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
...
ول کنید اسب مرا،
راه توشِه ی سَفرم را و نمدزینم را
ومراهرزه درا
که خیالی سرکش
به دِرخانه کشانده ست مرا.


تکه ای از «دل فولادم» ، نیما

دیروز زادروز سهراب شهید ثالث بود، کارگردان فیلم محبوبم، طبیعت بی جان. یادش گرامی
آزادی
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله‌بار‌َش می‌زنند.

سرزمین؟
کدام سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می‌برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده‌اند
یا آن شاخه ای
که تخته ی تابوت شد؟

کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک ... دیدن ادامه ›› و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است.

نمی‌دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی‌دانم!

آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشمهایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شب چهاردهش را ربودید؟

آزادی اسبی‌ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله‌بارَش می‌زنند.


شیرکو بیکس
ترجمه بابک زمانی

پ.ن. البته برگردان های دیگه ای هم موجوده ولی من نمیدانم کدام به متن کردی نزدیک تر است.
در سرزمین من
روزنامه ها لال به دنیا می آیند،
رادیو: کَر،
تلویزیون: کور!
و او که می پرسد: چرا؟
لال اش می کنند و می کُشندش
کَرَش می کنند و می کُشندش
کورش می کنند و می کُشندش
در سرزمین من!


« شیرکو_بی_کس »
از کتاب سلیمانیه و سپیده دم جهان
شب فرا رسید
و شیری در لانه اش به این فکر می کرد
که چه سان فردا روز
به پلنگی که در این نزدیکی است بتازد
پلنگ در این فکر بود
که چگونه پوست روباه را بکند
روباه نقشه می کشید
که به چه طریق
از پرچین های مزرعه بگذرد
و جوجه کبوترهای ... دیدن ادامه ›› خفته در آشیانه را به دندان بکشد
کبوتر اما
در این اندیشه بود
که چگونه می توان
دست شکارچی و پرنده و حیوانات جنگل را
در دست هم بگذارد؟
چگونه می توان؟
.
.
.

.
.
.
من تنها غریبه ی خانه ام نیستم
خانه نیز غریبه است در این محله
محله نیز غریبه است در این شهر
شهر نیز غریبه است در این وطن
وطن نیز غریبه است در این جهان
و جهان نیز ...
غریبه است در این روزگار ...
.
.
.
شیرکو_بی_کس
ترجمه: بابک_زمانی
من از این سرزمین چه خواستم
جدا از تکه‌ای نان
گوشه‌ای سرشار از اطمینان
جیبی سیر...
و
مشتی آفتاب آرام...
بارانی از دوست داشتن و
پنجره‌ای باز به سوی آزادی و عشق
من بیش از این چه خواستم
که هرگز...نبود.
تا که نیمه شبی
دروازه‌ای را شکستم رفتم
برای همیشه رفتم...
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
و من تک و تنها
با همه ی آنانی که رفتند،
احاطه شده‌ام.

عدنان الصائغ
فیدیبو پیام داده :
با صدای «نوید محمد‌زاده» بشنوید، کتاب صوتی «هیچ دوستی به جز کوهستان»
چون من فیلم و‌ سریال ایرانی بسیاااار کم می‌بینم، اول سعی کردم یادم بیاد صدای محمد‌زاده چه مدلی بود...که یهو ، یا خدااا
یعنی منظورش کدوم صداست؟ پیرزن آلمانیه که نیست ایشالا؟😉

گرچه دلتنگ تاتر هستم، یادآوری اون نمایش و اون صدا برام خوشایند نبود😒
هرچند من اون نمایشو دوست داشتم ولی خیلی حرفت بامزه بود😂😂😂👏🏻
۲۲ اردیبهشت
یکی بغل من نشسته بود، با هر چهچه محمدزاده، برمیگشت سمت من با ذوق میگفت این نوید محمدزاده است ها!!!
منم هر بار (در حالی که از نظر خودم تلاش بیهوده ای داشتم) سعی میکردم خودم رو مبهوت نشون بدم و بگم عههه؟ هزار الله و اکبر...

خواستم فقط بگم دلم برای اونم تنگ شده :)
۲۸ اردیبهشت
محمد مجللی
یکی بغل من نشسته بود، با هر چهچه محمدزاده، برمیگشت سمت من با ذوق میگفت این نوید محمدزاده است ها!!! منم هر بار (در حالی که از نظر خودم تلاش بیهوده ای داشتم) سعی میکردم خودم رو مبهوت نشون بدم ...
😂😂😂
ببین کرونا با ما چه کرده که دلمون برای چیزای آزاردهنده هم تنگه
۲۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
همیاری جان
سلام . توی این اوضاع کرونا حال شما بچه های تیوال و همیاری خوبه؟ جدای از مسائل اقتصادی، روحیه و سلامت فیزیکی و روانی تون در چه حاله؟
خیلی وقته ازتون خبری نیست، حالا تاتر که نباشه، شما هم نباید باشید؟
و حالا مسائل اقتصادی ؛ دو ماه که گذشت، و ممکنه ادامه دار بشه. کمکی از کاربرها برمیاد؟ خودتون پیشنهادی دارید؟
درود بر شما
از احوال‌پرسی و دغدغه‌مندی شما بسیار سپاسگزاریم و با چنین کاربرانی از هر دشواری و خستگی عبور می‌کنیم.
خوشبختانه از نظر تندرستی همه همکاران تیوال و خانواده‌هایشان سالم هستند.

در این مدت بیکار نبودیم و با خبرهای هیجان‌انگیزی در این هفته در خدمت شما خواهیم بود :-) بهترین کمک کاربران که البته از لطف شماست، حمایت تیوال با معرفی هرچه بهتر این اتفاقات به دیگران است.
۰۷ اردیبهشت
چه میم قشنگی :)
۰۷ اردیبهشت
نیلوفر جانِ ثانی ❤️❤️
۰۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امروز‌‌ مشترک فیلیمو شدم. الله بختکی گفتم با مده‌آ شروع کنم، همون اول کار نوشت کارگردان:
Clara Corona
:((((
این بیچاره الان چی میکشه با این فامیلیش
:)))))))
۲۰ اسفند ۱۳۹۸
البته مجللی جان مزاح نمود
۲۲ اسفند ۱۳۹۸
@ میم سردلی
فکر می کردم فیلم کمدی معرفی کرده مجللی...
۲۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با غم انگیزترین حالت تیوال چه کنم؟
@بامداد:
جانا سخن از زبان ما می‌گویی

بسیار خوب و درست نوشتید. ما در استقبال از غم بی‌نظیریم.
من عادت کرده بودم نقدها و نظرهای کاربرها رو بخونم و الان کمبودشون خیلی برام محسوس و غم‌انگیزه. از همین تریبون اعلام می‌کنم از هر نقد و پیشنهاد فیلم و کتاب و اثر هنری ای استقبال میکنم. :)))
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
ممنونم ممنونم
این روزها چیزی که زیاده وقت...
حتما میبینم همشونو

از قضا منم خیلی بیوگرافی دوست دارم:)
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
سلامت باشی بامداد جان
۰۹ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
متن بیشتر روی دو ستون اتکا کرده بود:
اول، سیلان ذهن، که گرچه دیرزمانیست در ادبیات بین‌الملل محبوبیتش رو از دست داده، در ایران همچنان محبوب نویسنده هاست(به زعم من نویسنده های کارنابلد). در واقع سیلان ذهن چیرگی ای می‌طلبد که من در کار آقای اخوان ندیدم. اگر سیلان ذهن را پرش بیهوده و بی‌هدف از موضوعی به موضوع دیگر فرض کنیم، بله، متن ایشان موفق است! بازیگر برای معشوق مرده اش تاتر بازی میکند و درددل میکند؛ ولی بین این دو کار هیچ ارتباطی وجود ندارد. ایجاد انسجام بین تمرین تاتر و درددل/عاشقانگی کردن مخاطب را بیشتر همسو میکرد. تمرین های تاتر چنان نابه‌جا بودند که اگر حذف می‌شدند هم هیچ خللی در کار ایجاد نمیشد.
دوم، حس‌آمیزی. گمان من این است که مخاطب ایرانی به واسطه ی شعردوستی اش رابطه ی خوبی با حس‌آمیزی برقرار می‌کند. در نتیجه به حس‌آمیزی های ابر شلوارپوش_که گاه شوکه کننده هم هستند_ عنایت بیشتری می‌کند. ولی همین تاکید بر حس‌آمیزی کار را برای من دم‌دستی و کم عمق کرد.

اما نکته ی درخشان و به نظر من، خیلی درخشان، اجرای آقای اخوان بود. تسلط ایشان و بیان درست و شیواشون نمایش را برایم بسیار جذاب کرد . حیف و صد حیف که این تسلط و انرژی فوق‌العاده با متنی کم مایه همراه شده بود. براشون آرزوی موفقیت روزافزون و درخشیدن بیشتر دارم.
همیاری گرامی و‌ تیوالی های عزیز

گمان می‌کنم بهتر است ترتیبی دهید تا هر سالن نمایش برگه ای مخصوص خود داشته باشد و کاربران بتوانند نظر ، برداشت ها، تجربه ها و دیده هایشان را از آن سالن مستقیم در برگه اش یادداشت کنند. شاید با این روش، کمی هم شاهد بهبود کیفیت سالن ها باشیم.
به علاوه، مگر نقد فقط بر نمایش ها وارد است؟ پس مطالبه گری درباره ی برخوردهای گه گاه نامطلوب پرسنل سالن ها، بهداشت ضعیف سالن ها، بی نظمی ها، کیفیت پایین صندلی ها و غیره چه میشود؟


مثال ۱: منِ کاربر باید بتوانم مستقیم به تاتر مستقل بگویم اعمال نکردن تخفیف، اگر نه بی احترامی به تماشاگر، دست کم بی توجهی به او و حقوقش است. و مجبور ... دیدن ادامه ›› نشوم در سه برگه ی جداگانه نظرم را بنویسم.
مثال ۲: دوستانی که تاخیر های یک یا دو ساعت در سالن شهرزاد عذابشان داده، باید بتوانند علنی تر به این سالن اعتراض کنند.

تیوالی های عزیز را مورد خطاب قرار دادم تا در صورت موافق بودن، از این پیشنهاد حمایت کنند و با هم‌فکری آن را کامل کنند، و در صورت مخالف بودن، نظرشان را با من سهیم شوند.

سپاس
اخ دقیقا میم عزیز
من قصد داشتم اعتراضم رو به تاخیر در شروع اجرا در صفحه ی شهرزاد بنویسم اما پیداش نکردم و به اجبار در صفحه ی نمایش نوشتم
یا مثلا در مورد تماشاگر عصیان گری که به زور جیغ و داد و لگد میخواست بیاد تو سالن وسط نمایش ولی خداروشکر راهش ندادن و بچه ها مجبور شدن جای صفحه ی تیاتر مستقل تو صفحه ی تیاتر بنویسن

سینماتیکت برای هر سینما یه صفحه داره که میشه امتیاز و نظر داد
خیای خوب میشه این اتفاق تو تیوال هم بیوفته برای سالن ها
۱۹ بهمن ۱۳۹۸
میم جان، دیروز یک توضیح خیلی بلندبالا نوشتم درمورد تغییرات پیشنهادی، البته خیلیاش تکراری بود و صرفا یکجا نوشته بودم پیشنهادهایی که خونده بودم تو این مدت...
ولی وسط نوشتن گوشیم خاموش شد. و من از نظر روحی دیگه توان نداشتم دوباره بنویسمشون :))))


فقط یادمه توش نوشته بودم که همیاری ما، بهترین همیاری راه شیریه :))))))
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چه جالب، هم نویسنده و هم‌ مترجم قطب الدین صادقی.
ایشون نمایشنامه رو اول به چه زبانی نوشتن؟

@Mahaya
و اگر ایشون هم آنتیگون رو ترجمه کرده باشن، عنوان کردنش در اینجا از نظر من بی‌ربطه و تنها کاربردش بیان و تبلیغ کردن کار خودشونه. باز هم به همون دلیل که اقتباس یا هرگونه برداشت و الهام از اثر اصلی صورت می‌گیره.
در نهایت اینها فقط نظر منه ماهایا جان. خوشحال میشم با نظر دیگران هم آشنا بشم.
:)
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
سخت نگیر. شاید منظور بازنویسی بوده. :)
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شاید مسخره باشه ولی یکی از سوالایی که برای من پیش آمد این بود که al7 به فارسی پیام میداد یا آلمانی؟
پویا فلاح و امیرمسعود فدائی این را خواندند
سپهر امیدوار و میم.ح.جیم این را دوست دارند
فکر نمیکنم خانمه انقدر زبانش خوب بوده باشه که بخواد آلمانی پیام بده ...
ولی سوال خوبی بود . ذهن من هم الان درگیر شد :)
۳۰ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
میم سردلی
درباره نمایش کَر i
مسخ یا کر؟ (یادداشت)
۱- “کر” متن‌ سردرگمی دارد. نویسنده ایده‌هایی را با هم ترکیب کرده ولی محصول نهایی منسجم نیست. “کر” نام مناسبی برای این کار نیست و تنها در صورتی پذیرفتنی ست که فرض کنیم نویسنده عمل شنیدن را به صورت نمادین برای تمام راه‌های برقراری ارتباط بین انسان‌ها به کار برده باشد. در واقع مانع اصلی درک متقابل آدم‌های نمایش ، عدم توجه و فقدان همدلی به یکدیگر(و خود) است.
برای مثال زمانی که افراد خانواده از پنجره شاهد ضرب و شتم آلا دخترشان توسط موتور سوارند،حاضر به کمک به او نمی‌شوند، چون اگرچه او را می‌بینند، او را حتا به جا نمی‌آورند.(بی‌ توجهی به دیگری)
مثالی دیگر: سارا کاملن واقف است که مدتی پیش گوشش ضربه دیده، ولی بنا به دلایلی(احتمالن روانی) متوجه ناشنوا شدن گوش چپ خود نشده است. (بی توجهی به خود).
۲- طراحی صحنه: ساده ترین، دم دستی ترین و بدون چالش ترین انتخاب ممکن بود. این حجم از بی توجهی به مخاطب مأیوس کننده است.
kheyli dorost neveshtid ,matne sardargom , baad divane shodane yek shakhsiat be yek seyr niaz dare na ke madar shab ba hamsaresh va khanevade aks begire va baad ta be on haad be jonoon berese
۲۰ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید