تیوال ماهرخ | دیوار
S3 : 08:48:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
...نه
کسی دوستدار واقعیت نیست.
همه دوستدار اون توافق عمومی اعلام نشده ای هستن که برای مدتی رسما واقعیت نامیده میشه.
1.حیف نیست که افرا در حال اجرا باشد و نصف سالن خالی؟ آنهم عصر پنجشنبه.
2.چه قصه تلخ زیبایی دارد این افرا.
3.چقدر نورپردازی زیبا و تاثیر گذار بود.
4.چقدر صدای خانم شازده به این نقش میامد.
5.بازیگر نقش آقای اقدامی(مدیر فروشگاه) چقدر خوب توانست همانقدر که باید نفرت انگیز باشد.
6.در صحنه آخر ماسک را دوست نداشتم، چون شبیه بهرام بیضایی نبود و حتی کمی ترسناک بود.
شاید اگر به جای ماسک از یک تصویر استفاده میشد بهتر بود.

7. چقدر جای بهرام بیضایی در این سرزمین خالی است.
واقعا جای بهرام بیضایی خالیه و حضورش در جایی غیر اینجا بسیار رشک برانگیز ...
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
آقای غلامشاهی گرامی
ممنون از توصیه تون :)
۰۶ مرداد ۱۳۹۷
خانوم ماهرخ عزیز ممنون که مارو برای دیدن انتخاب کردین
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرخ
درباره نمایش یک روز تابستانی i
تو میخوای خودکشی کنی چون از زندگی خودت متنفری
من میخوام خودکشی کنم چون از خود زندگی متنفرم
ماهرخ
درباره نمایش یک روز تابستانی i
به همان خوبی که توقع داشتم :)
ماهرخ
درباره نمایش پرده خانه i
مرا به نام خودم بخوان
نام من بیدخت است.
...آنان به نام شما
به نام نامی مردم
آراء شما را غربال میکنند،
شما تحسینشان میکنید
و مرعوبشان هستید.
سنگ آسیای آنان از خون شما میگردد
و نمایشنامه شان را بارها خوانده اید؛
با نام جعلی تاریخ !
ماهرخ
درباره اجراخوانی احساسات مخلوط i
چقدر بهنام شرفی خوووووب بود. :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...مردمان به آن ارزند که می سازند!
و آنچه می سازند صورت ایشان است!

آری؛ خورنق صورت سنمار است،
و مرگ صورت نعمان!
دوستان این نمایش جذاب و مفرح رو از دست ندید.
برای دیدن بازی فوق العاده بهنام تشکر "بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است." :-)
ماهرخ
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
تو که کل متن رو خط زدی، حالا یه ویرگول رو نمیتونی خط بزنی؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرخ
درباره نمایشنامه‌خوانی آرش i
چه اجرای قدرتمند و جذابی بود.
چقدر آقای شهرستانی در جان بخشیدن به شخصیتهای مختلف و متعدد ؛ زیبا و توانمند و درست عمل کردند.
چه خوب و زیبا حق متن بی نظیر استاد بیضایی ادا شده بود.
مدتها بود که هیچ اجرایی اینقدر به دلم ننشسته بود.
عالی بود. عالی
ماهرخ
درباره فیلم‌تیاتر آینه های روبرو i

بروشور نمایش طراحی جالبی داشت، و این جمله در صفحه آخر بروشور چقدر به جا،  زیبا و تلخ بود:"پسر جوانی که در عکس میبینید، چندی است گم شده....."




وحید هوبخت، Nimble و علی این را خواندند
محمد رحمانی، نگین، بابک و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
ما اگر اشتباه نکنم روز سوم اجرا نمایش رو دیدیم , و از بروشور خبری نبود, حیف شد پس ندیدیم . این هم یکی از نقاط ضعف خیلی از اجراهاست.
۲۴ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرخ
درباره فیلم‌تیاتر آینه های روبرو i
آینه های روبرو؛ یک عاشقانه ناآرام

قهرمان های بیضایی همیشه یک جور غریبی خووووووبند. آنقدر خوبند که هرگز ، هرگز پلیدی آدم ها و پلشتی محیط در خوب بودن و شریف بودن و نجیب بودن و انسان بودنشان خللی وارد نمیکند. در دو راهی میان "جان به در بردن " و "شرف" همیشه شرف را انتخاب میکنند و صرف نظر از اینکه جان به در ببرند یا نه، "آدم" باقی می مانند. برخلاف شخصیت های خاکستری(که این روزها هم در عالم نمایش و هم در جهان واقعی حسابی روی بورس هستند)، آدم های خوب بیضایی  سفید سفیدند و در محضر هر قاضی عادلی روسپید؛ حتی اگر روسپی باشند.

آینه های روبرو یک عاشقانه عمیق است،روایتی است از عشق های پاک و زلال و شکوهمندی که این روزها منقرض شده است. عشق هایی که شاید با عقل سلیم و آموزه های روان شناسی نوین چندان سازگار نباشد، اما "زیبا"ست و چیزی از جنس "ابدیت " در خود دارد ؛ و کیست که در دل آرزوی چنین عشقی را نداشته باشد؟

آینه های روبرو حکایت آدم هایی است که "می مانند"؛ مثل کیوان به پای عقیده شان، یا مثل خیری به پای عشقشان، یا مثل نزهت به پای جوهره انسانی  وجودشان؛ و چه نایابند این آدم ها.

آینه های روبرو به نظرم عاشقانه ترین داستان بیضایی است که در بستر بخشی از پرتلاطم ترین و در عین حال نوستالژیک ترین بخش تاریخ معاصر شکل می گیرد. گرچه گذر زمان شاید باعث شود که بخشهای سیاسی این اثر با ذائقه امروز چندان سازگار نباشد، اما صرف نظر از جنبه های سیاسی، قصه تلخ این  آدمهای نجیب، شریف و بی آزارکه به شکلی ناخواسته به قعر ویرانی رسیده اند و در عین حال "انسان" مانده اند بسیار جذاب است.


آفرین بر محمد رحمانیان عزیز و بازیگران خوبی که این قصه زیبا را به شکلی زیبا به تصویر کشیدند.






برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز
لطفا صفحه نمایش" آینه های روبرو "را ایجاد کنید.
ممنون.
با توجه به موضوع نمایش و نقدها و نظرات دوستان با توقع بالایی به دیدن این نمایش رفتم، اما متاسفانه توقعم براورده نشد. ایده اجرای تعاملی ایده بسیار خوبی بوده است، اما اگر از نحوه اجرا صرف نظر کنیم با داستان های تکراری نیمه کاره ای مواجهیم که چیز جدیدی را مطرح نمیکند.
 در بخش اول بازی پر انرژی خانم تیر انداز جذاب و درگیر کننده بود، اما علیرغم  بازی قوی و تعامل جالب با تماشاگران ، داستان این بخش گیرایی خاصی نداشت و صرفا اجرای بسیار قوی خانم تیرانداز این بخش را سرپا نگه داشته بود.
بخش دوم روایت داستانی بهتری داشت و بازی عالی خانم پانته آ بهرام ، این قسمت را به جذاب ترین بخش نمایش تبدیل کرده بود.
بخش سوم به نظرم میتوانست از لحاظ روایت  جذاب ترین و اثرگذارترین بخش داستان باشد، اما زیبایی شکوهمند خانم مستوفی به شدت با باورپذیری او در این نقش منافات ... دیدن ادامه » دارد. به هیچ وجه نمیتوان لادن مستوفی را در قالب زنی که چندین بار زایمان کرده و این همه مصیبت را از سر گذرانده تصور کرد.
در مورد آوا یا خانم دریس، خدا حفظ کند این صدای آسمانی را.
از حق نگذریم، بداهه سازی بازیگران در برخورد با پاسخهای تماشاگران تحسین برانگیز بود، اما ای کاش روایت منسجم تری در پشت این بازی ها وجود داشت تا به جای یک کار "متوسط خوب"، شاهد یک نمایش "عالی" باشیم.



سلام
دوستانی که نمایش را دیده اند لطفا راهنمایی بفرمایند.
آیا دیدن این نمایش را برای دختر 14 ساله توصیه میکنید؟
سپاس
خیر
۰۲ مرداد ۱۳۹۶
جناب ابراهیم
ممنون از پاسختون
۰۲ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرخ
درباره اپرای عروسکی خیام i
به احترام تمام ، سر تعظیم فرود می آورم در برابر این همه زیبایی.
ماهرخ
درباره نقاشی تیاتر تیستوی سبزانگشتی i
تیستوی سبزانگشتی کتاب مقدس دوران کودکیم بود.

بی صبرانه منتظر دیدن این اجرا هستم.
ماهرخ نازنین، درود بر شما
ممنون از همراهی و اشتیاق شما. امیدوارم از اجرا لذت ببرید.
سلامت باشید و سبز.
۲۸ تیر ۱۳۹۶
سپاس از نگاه سبز شما سرکار خانم
۰۱ مرداد ۱۳۹۶
ممنون از همه شما عزیزان

من و فرزندانم از اجرای لطیف و دلنشینتان بسیار لذت بردیم

به امید دنیایی لبریز از گل و صلح

سبز و سلامت باشید.
۰۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرخ
درباره نمایش نوای اسرار آمیز i
چقدر کیف کردم از دیدن این نمایش

"نوای اسرارآمیز" رو قبلا بارها خوانده بودم و همیشه هم ازش لذت برده بودم. اونقدر این نمایشنامه رو دوست داشتم که با کمی ترس و لرز برای دیدن اجراش رفتم چون می ترسیدم که تصوراتم رو به هم بریزه. ولی این اجرا اونقدر خوب بود که دوباره عاشقش شدم.
نکته جالب اینه که من قبلا حسهای تلخ نمایشنامه رو گرفته بودم، اما اصلا متوجه بار طنزش نشده بودم. دیدن این اجرا به من کمک کرد که این وجه نمایشنامه رو هم ببینم و این لذت مضاعفی بهم بخشید؛ و در عین حال بوضوح به من ثابت کرد که از یک متن یکسان چقدر برداشتهای متفاوت میتونه وجود داشته باشه.
بازی هر دو بازیگر خیلی خوب بود و بخصوص رفتار عجیب و غریب ابل زنورکو عالی در اومده بود.
صحنه شروع نمایش هم ایده خیلی خوبی داشت.

ممنون که اینقدر خوب بودید.  :-)


ماهرخ
درباره اپرا-تیاتر شاخ نبات i
این یک نظر کاملا غیر تخصصی از دید یک تماشاگر عام است:
این نمایش با توجه به سبک نمایش و نوع داستان و  تعدد  بازیگران و ارکستر بزرگ و سالن مناسب پتانسیل این را داشته که به نوعی به "شهر قصه" این نسل تبدیل شود اما متاسفانه این پتانسیل به هدر رفته.

نکات مثبت:
1. در لحظه ای که پرده بالا میرود و نمایش شروع میشود منظره ارکستر و نورپردازی و لباسهای رنگین بازیگران  بسیار چشم نواز و امیدوار کننده است.
2.موسیقی در مجموع  زیبا و دلنشین است.
3.بازی ها و حرکات موزون :) زیبا است.
4.نورپردازی به خوبی در خدمت نمایش است.
5.بازی داریوش موفق ، شادی شعبانی ، ملیحه بقایی و شهرام قائدی  دوست داشتنی است.

نکات منفی:
1.زمان طولانی (نیمه اول داستان ریتم خوبی داشت، اما نیمه دوم بخصوص قسمت مربوط به حمله  دار و دسته گربه ها خییییییلی طولانی بود بی آنکه نقش قابل توجهی در پیش برد داستان داشته باشد. )
2.بعضی از شخصیت ها کار خاصی جز پر کردن صحنه نداشتند.
3.داستان تا حدی بی منطق بود .
4. در برخی قسمتها صدای موسیقی بر صدای بازیگران غلبه داشت و دیالوگها درست شنیده نمیشد و این پیگیری داستان را مشکل میکرد.
4.بعضی ... دیدن ادامه » از شوخی ها صرفا به قصد خنداندن تماشاگر به متن اضافه شده و با فضای نمایش بی ارتباط بود.مخالفتی با خنده و شادی ندارم، ولی تصور میکنم شوخی هایی که بدون ارتباط به فضای نمایش به آن چسبانده شده در مجموع باعث شده نمایش از یک اثر کلاسیک فاخر به یک نمایش صرفا سرگرم کننده تبدیل شود.

در مجموع نمایش سرگرم کننده و چشم نواز و گوش نوازی :) بود که برای سرگرمی و لذت بردن مناسب بود اما حرف خاصی را مطرح نمیکرد.


و اما چند نکته که به مسئولین سالن و بعضی تماشاگران نه چندان محترم مربوط است و نه به گروه اجرایی:

-حضور بچه 5- 6 ساله در سالن این نمایش چه معنایی دارد؟ به فرض آنکه بچه چیزی از این نمایش سر درآورد (که بسیار بعید است) کدام عقل سلیمی از بچه کوچک توقع دارد که بیش از دو ساعت بی حرکت و آرام سرجایش بنشیند؟

-تا جایی که من خبر دارم تالار وحدت فاخرترین سالن این کشور بوده و هست. اما ظاهرا قرار است در راستای برقراری عدالت اجتماعی اگر نمیتوانیم  تئاتر گلریز را به سطح تالار وحدت برسانیم باید تالار وحدت را به سطح تئاتر گلریز برسانیم. در بدو ورود با افرادی مواجه شدیم که مشخصا برای بار اول وارد تالار وحدت (و احتمالا سالن تئاتر) شده بودند و با تعجب و تحسین مشغول سلفی گرفتن و تهیه عکس خانوادگی با تک تک مجسمه ها و تزیینات در و دیوار سالن انتظار بودند. در داخل سالن هم همین افراد (که تعدادشان کم هم نبود) داااااااااائم مشغول بازی با موبایل و عکس گرفتن بودند. نکته جالب این است که در شروع نمایش هم اصلا در مورد خاموش کردن موبایل ها تذکری داده نشد. برای کسی که برای اولین بار وارد چنین سالنی میشود طبیعی است که تحت تاثیر قرار گرفته، بخواهد از همه چیز (حتی کل نمایش !!!)عکس و فیلم  بگیرد؛ اما مسئولین سالن باید حداقل در این مورد تذکر دهند. جالبتر از این، افرادی بودند که از ته سالن با فلاش!!!!!!! مشغول عکسبرداری بودند.
 
-حرمت امام زاده را متولی آن نگه میدارد. از اول تا آخر نمایش بدون اغراق هر 5 دقیقه یکبار در سالن باز میشد و چند نفر وارد میشدند. هر بار باز شدن در با هجوم ناگهانی نور به سالن و ایجاد حواس پرتی برای همه همراه بود . اما ظاهرا نه فقط دیر رسیدگان ، بلکه مسئولین تالار هم سالن تئاتر را با پیک نیک و دور همی اشتباه گرفته بودند.

بسیار بعید میدانم که تا سالها بتوانیم تالاری در حد و اندازه های تالار وحدت بسازیم. خوب است که حداقل قدر داشته هایمان را بدانیم و حرمت آنها را نگه داریم.



با بکایک نکته هایى که از " و اما چند نکته" کاملا هم راى و موافق هستم.... من خیلى به این قضیه فکر کردم ... واقعا باید یه آسیب شناسى اجتماعى جدى بشه...
یه زمانى بود که هنر ، خاصه نمایش طبقه ى خاصى رو شامل مى شد( مثل هنر اپرا).....بعد بنا به دلایلى از جمله مسائل ... دیدن ادامه » مادى سعى شد که تاتر همه گیر و فراگیر بشه(یعنى این که هنر رو به سمتى سوق دادند که دایره ى شمول مخاطب وسیع تر بشه)البته ذاتا چیز بدى به نظر نمیومد... اما کم کم شرایط عوض شد.... انقدر این دایره بزرگ و بزرگ تر شد که همینطور سالن هاى مختلف و متنوع افتتاح شد(که باز هم ذاتا بد نیست) و همینطور نمایش هاى مختلف و متفاوت و در هر سبکى و با هر وزنى تو سانس هاى مختلف اجرا شد( که این همه ذاتا بد نیست)هر تماشاخانه و مجموعه ى هنرى جدید و قدیم چند سالن و چندین سانس مختلف داره که میتونه همه ى مخاطبین عام و خاص ،حرفه اى و غیر حرفه اى ،متعهد و غیر متعهد رو پاسخگو باشه( صرف نظر از کیفیت این پاسخگویى براى دسته اى از این أفراد ذکر شده،،، که بعضا باعث شده که این دسته کیفیت خواسته هاشون رو تقلیل بدند تا کم تر آسیب ببینند)و همه ى اینها با خیلى اتفاق هاى ناخواسته و خواسته ى دیگه ى ناشى از شرایط اجتماعى موجود و البته تربیتى و فرهنگى که اینجا مجال بازگویی شون نیست باعث میشه که تالار وحدت هم تو آینده ى خیلى نزدیک براى خوشامدگویى و خیر مقدم با ساندویچ تخم مرغ و یا انواع تنقلات سرگرم کننده پذیراى مخاطبین گرامى و عزیز باشه.
من اصلا طرفدار منحصر کردن هر چیز اعم از هنر و تاتر و نمایش به قشر و دسته ى خاصى نیستم.... به هیچ وجه....ااما گویا گاهى این کار باعث قربانى کردن اصالت و ارزش میشه... پیش ترها معتقد بودم همه چیز براى همه کس.... حالا هم معتقد هستم .... اما نه به هر قیمتى..
۲۳ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید