تیوال سیدمهدی | دیوار
S3 : 14:20:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سیدمهدی
درباره نمایش آواز قو i
حتمن حتمن توصیه میکنم برید ببینید بازی سحر انگیز استاد پور صمیمی رو تو این نمایش
من که یکساعت مسحور جادوگریشون روی صحنه بودم
چقددد لذت بخش بود برای من بازی استاد، لحظه ای نمیتونستم چشم ازشون بردارم.
خدا حفظشون کنه برامون
سیدمهدی
درباره نمایش ستاره شناس i
فارغ از کیفیت اجرا و تفاوت قابلیت‌های بازیگرای محترم این کار (که البته با توجه به تجربه درخشان جناب ساعتچی طبیعیم هست)
من این نمایشو دوست داشتم.
چون بیرون سالن هم با من اومد و هنوزم هست
شاید با منطق دو دوتا چارتا کلی بشه به این نمایش ایراد گرفت، ولی اتفاقا برای من ازونجایی جذاب شد که این منطق‌ها رو گذاشتم کنار.
کی میدونه واقعا مشکل اصلی آنیس و مور چی بود؟ مشکلاتی که گفتند، شاید آدرسهای غلطی بود که میدادند و خودشونم نمیدونستن واقعا چه مرگشونه؟ مثل خیلی از ماها تو زندگیمون
کی میدونه واقعا ستاره شناس کی بود؟
دن ژوان هرزه ای که فقط بدنبال لذت هزارباره تصاحب کردن و رها کردنه؟ یا شیاد کلاهبرداری که فقط بدنبال تلکه کردن و تیغ زدن جیب انسانهای درمانده و بیماره؟ یا نه، واقعا درمانگری حاذقه که به روشی از درمان رسیده که میتونه آدمهارو متوجه قابلیتهای ... دیدن ادامه » نهفته خودشون کنه تا بتونن راحت‌تر با مشکلاتشون کنار بیان و راه درستی پیدا کنن برای ادامه دادن و سعی کنن برای کمی شاد بودن.
ستاره شناس از در و دیوار میومد، ایراد دکور و طراحی صحنه بود؟ منطقا بله. ولی شایدم نه.
اینجور آدمها همینجور میان و همینجور میرن. از در و دیوار زندگیمون یهو ظاهر میشن و همینطور یهویی هم ناپدید.
آنیس و مور درمان شدند؟ حالشون بهتر شد؟ سرشون کلاه رفت؟ آنیس هشت بار فریب خورده واقعا؟ یا یه بار فریب ستاره شناسو خورده و هشت بار برای هشت ملاقات کننده تعریف کرده تا هشت دوست و همزبون جدید پیدا کنه؟
کی میدونه؟؟؟
خیلی ممنون دوست عزیز
۱۲ شهریور
درود بر شما جناب نوری عزیز
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش برداشتن i
نمایش برداشتن از نظر من اجرای موفقی نبود و نمیتونه با مخاطب خودش ارتباط برقرار کنه.
اما معتقدم اگه این اجرا، تبدیل میشد به یه اجرای خصوصی تو یه پلاتو یا فضای بسته و صمیمی تری، هم برای اجرا گرای عزیز بسیار مفید بود و خیلی خیلی نزدیک میشدن به هدف اصلیشون از به روی صحنه بردن این نمایش و هم برای تماشاچیای نمایش فوق العاده تاثیرگذار میشد و تا مدتها درگیرشون میکرد.
ولی متاسفانه در فضا و اتمسفری که در حال حاضر دوستان دارن اجرا میکنند هیچکدوم از این‌ها اتفاق نمیفته.

بعد از دیدن نمایش، جلسه خیلی خوب و دوستانه‌ای داشتیم با سرکار خانم ها تعبدی و جهان دارپور و جناب شهاب آگاهی که بسیار صادقانه و صمیمی باهامون به گفتگو نشستند. میخواستم باز هم بخاطر وقتی که برامون گذاشتند صمیمانه ازشون تشکر کنم، و راستش تو پایان جلسه دیشب باز هم حسرتم بیشتر شد. چرا که اگر ... دیدن ادامه » فضا و مکان اجرا جوری بود که میتونستم تو طول اجرا با همچین انسانهای صادق و شفافی ارتباط چشمی و حسی برقرار کنم چه شب فوق العاده و چه اجرای به یادموندنی میشد.

# من یک تماشاگرم
اشک طرف دیده را گردید و رفت

اوفتاد آهسته و غلتید و رفت

همچو شبنم، در گلستان وجود

بر گل رخساره‌ای تابید و رفت

عقل دوراندیش، با دل هر چه گفت

گوش داد و جمله را بشنید و رفت

قاصد معشوق بود از کوی عشق

چهرهٔ عشاق را بوسید و رفت....

برای ... دیدن ادامه » قطره اشک زیبای زنی غمگین که مدااام تصویرش برام تکرار میشه.

* بخشی از قصیده "سفر اشک" پروین اعتصامی
درمورد نمایش صدای خنده حضار میشه محاسن زیادی نوشت و بخاطر همون محاسن، به دوستان توصیه کرد دیدن این نمایشو...
اما من به جهت دیگه ای میخوام توصیه کنم برید ببینید این نمایشو، اونم بخاطر انسانهای شریف و درجه یکیه که امشب باهاشون آشنا شدم.
کارگردان، بازیگران، نویسنده، مدیر روابط عمومی.... عوامل محترم این کار که امشب بعد از آشنایی و همصحبتی با این عزیزان، خیلی از خودم راضی بودم که به قدر ذره ناچیزیم که شده قدمی برای دلگرمی و تقدیر از زحمتی که شرافتمندانه دارن برای تئاتر این مملکت میکشند، برداشتم.
توصیه میکنم برید این نمایشو ببینید، چون حمایت میکنید از آدمهایی که واقعا دغدغه فرهنگ و زنده نگه داشتن تئاتر شریفو دارند و به سختی به اصول اخلاقی خودشون پایبند موندند.
منتظر کارهای بعدیتون هستم، تعریف شده باشه یا نه، به دیدنتون خواهم آمد، چون امشب یقین پیدا ... دیدن ادامه » کردم که برای مخاطبتون ارزش قائلید، به کاری که میکنید متعهدید، به تئاتر شریف متعهدید.
دمتون گرم.
درود مهدی جان
منم واقعا از برخورد این دوستان لذت بردم. امیدوارم از این دست انسان های کار درست بیشتر ببینیم
۲۸ مرداد
سپاس از همراهی و انرژی خوبتون بهترین اتفاقه برای ما آشنایی و صحبت با شما عزیزان
۲۸ مرداد
جناب غلامشاهی، جناب کارآمد، جناب افسری، جناب رحمتی ممنون از توجه و لطفتون، زنده باد :)
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا دیدن یه نمایش خوب چقد حال آدمو خوب میکنه.
دوستانی که هنوز ندیدن این نمایشو، این روزهای باقیمونده رو از دست ندین.
همه اجزای این نمایش درست و به انداره ست. موسیقی، دکور، متن، بازیها...
از همون ابتدا با دیدن دکور مینیمال این نمایش (که چقدرم کاربردی و زیبا بود انصافا) میشد حدس زد که بار اصلی این نمایش روی متن و ادای دیالوگها توسط بازیگراست، چون نمیشد انتظار حرکت و بازی خاصی با این طراحی صحنه رو داشت.
و الحق هم بازیها بی نقص و عالی بود، خلاقیت بکار رفته درمورد روایت بخشی از داستان توسط ویدئو پروژکتور هم از نکات جالب و دوس داشتنی این کار بود.
تکمیل کننده همه اینها پایان بندی فوق العاده چشم نواز و تاثیرگذار این نمایشه.
دست مریزاد و خسته نباشید به تیم کاربلد این نمایش، من که خیلی لذت بردم از دیدن و شنیدن روایتتون، به قول خودتون برای من مث همونایی ... دیدن ادامه » بودید که وقتی میخوان مصیبتم برات تعریف کنند، خوب تعریف میکنند، یه جوری تعریف میکنند دوس داری بشینی و گوش بدی همه حرفاشونو.
سیدمهدی
درباره نمایش کوریولانوس i
خسته نباشید به بازیگرای جوان و پر انرژی این نمایش، کاملا مشخص بود تمرین زیادی شده برای اجرای این کار. دمتون گرم، خسته نباشید.
کار عزیز نوازنده ای که موسیقی این نمایش رو بصورت زنده اجرا میکرد بسیار عالی و قابل تحسین بود، مخصوصا که چندین ساز مختلف رو متناسب با روند داستان و کاملا هماهنگ و درست، به تنهایی مینواختند.
متن امروزی شده نمایش و حجم شعارهای گل درشت نمایشو اصلا دوست نداشتم.
بازیها و دیالوگهای کمدی دو شخصیت این نمایش، با اینکه واقعا خنده دار بود ولی کاملا نچسب و جدا از متن اصلی و روند نمایش بود.
طراحی صحنه و پرچم کشورها و ... از درک من فراتر بود، کلا نفهمیدم به کجای متن شکسپیر میشد ربطش داد، شاید جهت نشان دادن جنگهای با اهمیت و بی اهمیت بین کشورها بود...نمیدونم، گفتم از درک و سواد من فراتر بود :))
تشکر از جناب کوشکی یا هر عزیز دیگه ای که مارو ... دیدن ادامه » برای دیدن این نمایش دعوت کرده بودند. سپاس فراوان.
خدا رو شکر.. بعد از چند تا یه ستاره،یه سه ستاره دیدی.. :)
۲۳ مرداد
ممنون از به اشتراک گذاری نظرتون
۲۴ مرداد
ممنون از شما جناب کوشکی، زنده باد.
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده ضعیف
فاقد بدیهی ترین و حداقل ترین اجزای یک نمایش.
نمیدونم اسم چیزی که امشب دیدم چی بود
ولی مطمئنم اسمش تئاتر نبود.
اینو که کسی تعریف نکرد ازش..
فکر کنم من گفتم به حست اتکا کن،این طوری شد!!!
ببخشید.. زین پس به حست بی توجه باش :))))
۲۲ مرداد
ببخشید مهدی..ولی خب..چطور بگم.. تو مهره سوخته ای دیگه..

:)))
۲۴ مرداد
اره بابا میفهمم
میگم که
جدی گفتم، کارتون خوبه :))))
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش دریم لند i
ایده خوب
بازیهای خیلی خوب
کارگردانی عالی
من خیلی دوس داشتم این نمایشو و ارتباط خیلی خوبی باهاش برقرار کردم، نمایش حال خوب کنیه.
قابل توجه عزیزانی که اسمشونو یه تریلی هم نمیکشه، و عنوان" سیزده ماه تمرین و هشت ماه تمرین" جزو لاینفک معرفی و تبلیغ کاراشونه، بیان کار این گروه جوون بی ادعارو ببینند تا با مفهوم هماهنگی بیشتر آشنا شند، شاید بهتر درک کنند منظور از هماهنگی و هارمونی چیه.
خسته نباشید میگم به گروه باحال و پر انرژی این نمایش. مشتاقانه منتظر کارهای بعدیشون هستم.
چون اولین شبی بود که نمایش به اجرا رفت و متاسفانه من هم چهل و چند دقیقه جزو تماشاگرانش بودم، نمیخوام نقد منفی بنویسم تا خدای نکرده گروه دلسرد بشند یا تو تصمیم تماشاگران برای رفتن یا نرفتنشون تو شبهای آتی تاثیر بذاره
فقط خواستم بگم اون نمره یک رو من دادم :)
:))))))
#کرم
#دل رحم_کی_بودی_تو
۱۴ مرداد
از اونجا رد شدید یه چایی سیگار گپ کیف میده
۱۶ مرداد
به به چشممم، حتما
باعث افتخاره
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش یک شاهکار فوق العاده نیست، یک تئاتر روایی، پر از مفاهیم و اصطلاحات فلسفی که جغرافیای زمان و مکانش هم کیلومترها با ما فاصله داره، ولی با این حال میتونه"سه"ساعت بخش زیادی از تماشاگرانش رو با خودش همراه کنه و به عقیده من دلیل این امر چیزی نیست جز توانمندی‌های بالای جناب رضائی راد، نمایشنامه نویس و کارگردان کاربلد این نمایش.
بازی سطح بالای جناب میلاد رحیمی که در تمام لحظات نمایش بدون وقفه روی صحنه حضور داشتند و با تسلطی حیرت انگیز این حجم از دیالوگ رو بدرستی ادا میکردند هم برای من بسیار جالب توجه بود.
نکته بارز دیگر این نمایش از نظر من، طراحی صحنه و دکور چشم نواز این نمایش بود.جایی که به قول طراحان مینیمالیست "با کمترین، بیشترین را خلق میکند"
میزی که همه جا هست
در دانشگاهی در فرانکفورت، در اتاق بازجویی گشتاپو، زیر صفحه شطرنجی ... دیدن ادامه » در برلین،گوشه تاریک زندانی در رشته کوه‌های پیرنه....
طنابهایی که همه کار میکنند
دیوارهایی برای زندان، قل و زنجیری به دست، وسیله ای برای اعدام، صفحه ای برای نمایش تاریخ، دیوار خاطرات ذهنی یک فیلسوف زندانی، تو در توهایی برای پنهان شدن کولی هم بند...
با اینکه به هر حال سه ساعت نشستن روی صندلیهای سالن تئاتر (اونم با کیفیت صندلیهای سالن چهارسو) ممکنه شما رو به لحاظ بدنی اذیت کنه، ولی هم من و هم تعداد زیادی از دوستان تیوالی که به اتفاق به دیدن این نمایش رفته بودیم با رضایت کامل از سالن بیرون اومدیم.
ضمنا امیدوارم قیمت گذاری این کار هم الگویی بشه برای تهیه کننده های محترم نمایشهای دیگه تا شاید کمی منصفانه تر برای بهای بلیط نمایش هاشون تصمیم گیری کنند.

هزینه رو واقعا درست گفتی.یادم رفته بود بنویسم.آفرین دارن گروه اجرایی
۱۶ تیر
دقیقا❤
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش پا i
در ابتدا بگم که من از دیدن این کار راضیم و حتما پیشنهادش میکنم، ولی خب ایراداتی هم به نظرم بهش وارده
این نمایش دو نیمه متفاوت به لحاظ داستان و از نظر من، هم به لحاظ کیفیت داره
البته به قول فوتبالیا تو نیمه اول کارو تموم کردن نیمه اول بسیار پر گل و جذاب بود و نیمه دوم کمی خسته کننده همراه با افت ریتم نمایش و حس بازیگرا
چرایی جابجایی موقعیت ها و دیالوگ ها رو من متوجه نشدم. اگر در مذمت قضاوت کردنه که جابجایی لازم نبود. میشد همون داستان اول رو ادامه داد و کاملا به مقصود رسید
اگه از منظر قضاوت کننده جهانو دیدن و همذات پنداری باهاش و شاید بهش حق دادنه که این جابجایی کمکی به ما نمیکنه، ما در هردو نیمه با آدمهای بیمار و شکاک و وسواسی طرفیم که هردو قضاوتهای ترسناکی نسبت به هم دارند.
ما با قصه یه زن و شوهر شکاک و وسواسی مواجهیم که ذهن کاملا مسمومی دارند نسبت ... دیدن ادامه » به هم، ولی این موضوع و فاجعه ای که زندگی این زوج رو در بر گرفته و اتفاقا بسیار تلخ و آزار دهندست، از نظر من به غلط کاملا به حاشیه رفته و ما اصلا این تلخیو احساس نمیکنیم و برعکس نقطه قوت کار صحنه هاییه که موقعیت های طنز و کمیک اتفاق میفته و حتی قهقهه هم میزنیم.
به عقیده من با کمی خلاقیت، بعد از این صحنه های خنده دار که بسیار هم خوب اجرا شده بود (مخصوصا با بازی عالی و تحسین برانگیز جناب نام آوری) جا داشت که تماشاگر تلنگر تلخ و میخکوب کننده ای هم بخوره بابت ذهن بیمار و فاجعه گونه این زن و شوهر نسبت به هم. مرد ظاهرا چشم چرون و فاسدی که دختر همسایه متین و ساده، با دختر هنجارشکن بی پروا هیچ فرقی براش نداره، زنی که به شوهرش شک داره که سالهاست دل در گرو دوستش داره و مردی که به همسرش شک داره که زنش همه سعیشو داره میکنه که به وصال دوستش برسه.
ولی ما اصلا این تلخیو حس نمیکنیم و نمایش به سمتی رفته که وجه غالب، گرفتن خنده از تماشاچیه، حتی در لابلای شنیدن همچین دیالوگهای غم انگیز و ویران کننده ای.
منطق روایی داستان هم به نظر من درست نبود. ما با یه دژاوو طور یا تکرار موقعیتی مواجهیم که در دو بازه زمانی مختلف اتفاق میفته. بازه ای که مرد سالمه و پیشنهاد لیگ برتری گرفته، و بازه ای که میلنگه و آسیب دیده ست. ولی ما اتفاقن در پایان بازه زمانی اول که مرد اصرار داره "موقع احساس خطر هردو پای آدم جمع نمیشند و یکیش دراز میمونه" ست که میشنویم "آخه چون تو نمیتونی هردو پاتو جمع کنی اینو میگی"... اگر نمیتونه جمع کنه و یکی از مهمترین استدلالهای مرد اینه که هردو پا جمع نمیشه، پس چرا از اول نمایش نمیلنگه و حتی پیشنهاد داوری هم میگیره ؟!! و اگه سالمه پس دیالوگ زن تو این بازه زمانی اشتباهه.
با اینهمه من بخاطر بازی های خوب و نیمه اول جذاب کار به این نمایش امتیاز 4 میدم.
همه ما نمایش هایی دیدیم که لحظات درخشانی داشتند، لحظاتی که مارو تحت تاثیر قرار دادند و مدتها موندگار شده ته ذهنمون و هروقت به اون نمایش‌ها فکر میکنیم ناخود آگاه اون لحظات میاد جلوی چشممون.
برای من اتفاق ویژه و درخشان دیشب، اتفاقاً بعد نمایش بود، جایی که جناب خطیبی بزرگوار، سرکار خانم درگاهی، میر سعید عزیز و دوست داشتنی، جناب سیدی و نورای عزیز (که مطمئنم آینده روشنی درانتظارشه)، علیرغم خستگی شدید بعد از نمایش، ولی ساعتها، بله ساعتها، برامون وقت گذاشتند و با حضور صمیمی و انرژی مثبتشون شب بسیار خاطره انگیزی رو برامون رقم زدند.
شاید اگه بخوایم مجموع نمایشهایی که بچه های دیشب تیوال دیدند رو جمع بزنیم عدد بسیار بزرگی بدست بیاد، ولی اگه از تک تکمون بپرسند که تجربه همچین تعامل و همراهی صمیمی از طرف گروه های نمایشی رو قبلا چندبار داشتیم ؟ اگه نگیم ... دیدن ادامه » هرگز شاید تعدادش کمتر از انگشتان یک دست باشه، و این ویژگی خاص و منحصر به فرد نمایش دیشب و گروه محترم اجراییش بود، برای من که این بخش اونقد ویژه و پر رنگ بود که کاستی های اندک نمایشو در نظرم بسیار کمرنگ کرد.
بازهم تشکر میکنم از تک تک عوامل محترم گروه نمایش قحطی زده گان و همچنین دوستان بسیارعزیزم، اهالی فرهیخته محله تیوال، که دیشب رو تبدیل کردند به شبی به یاد ماندنی.
حیف شد جای من اون روز احیانا خالی نبود؟
(حیف جلوتر بلیطو گرفته بودم.)
۰۶ تیر
باز تا پنج شنبه صبر میکنم سید مهدی.چون کار جدی پیش اومده اما تهرانم شاید یهو شد بیام.اگر شد همونروز بلیط میگیرم یا روز قبلش.نشد هم هفته ی بعد خودم تنها میرم
۰۹ تیر
ایشالا بشه ببینیمت، خیلی خوب میشه
منم دروغو نمیرم. جلسه بعدشو میرم
۰۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یواش یواش داشتیم دلتنگ نظرات دوستان درباره نمایش "خون...." میشدیم که عزیزان فعال این صفحه سریع جای خالیشونو پر کردند.
طنز غم انگیزی ست.
سید بزرگوار
این اثر یا سیاه دیده میشه یا سفید هیچ تماشاگری خاکستری نیست
یا ۱یا ۵
عجیبه
البته من بدنبال ۰ بودم اما به اجبار ۱دادم
۰۲ تیر
جناب لهاک تازه بعدش سوال اساسی پیش میاد براشون که این همه وقت و پول و صرف میکنین برین همچین چیزاییو ببینین ؟ حالا کار اساسیتون این میشه که ثابت کنین آره بخدا، میریم تئاتر :))))))
۰۲ تیر
⁦(。•̀ᴗ-)✧⁩
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممّددد چقد مینویسی؟؟ تهش از 123 تاش، معلوم نیست هفت تاش آیا بمونه یا نه :))
واقعن خسته نباشید میگم به بازیگرای جوون این نمایش، انرژی زیادی گذاشته بودند برای کارشون، دمتون گرم. صدای جناب گل کار هم خیلی مناسب این نوع اجرا بود :)
به نظر من اگه به خلاقیت به کار رفته وسط نمایش، بال و پر بیشتری داده میشد و سریع رها نمیشد، کار جذابتر و دیدنی تر میشد، ایده جالب و خوبی پشت متن بود.
سیدمهدی
درباره نمایش سیزیف i
من عمداً بدون دیدن پیش نیاز های توصیه شده دوستان، به دیدن این نمایش رفتم. میخواستم اگه معمایی هست بدون داشتن حل المسائل، حلش کنم و خب راضیم از تصمیمم.
نمایشی عالی و فوق العاده با بازیهایی بی‌نظیر و به یاد ماندنی.
فروپاشی و از هم گسیختگی زنی زیبا که از قضا بازیگری توانمند هم هست رو با بند بند وجودم احساس کردم.
ای کاش میشد ساعتها نشست به تماشای زنی در مقابل پنجره، زنی زیبا و غمگین که جادوی حرکات سحرانگیزش همراه با موسیقی مسحور کننده اول نمایش هنوز با من است و مدتها با من خواهد ماند.
اااا دیشب منم با مادرم اومده بودم.ندیدمتون
۲۱ خرداد
به انجمن دلدادگان سیزیف خوش اومدید
۲۱ خرداد
به به، چقد خوب :))
سپاس سحر بانو ❤
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانهٔ اجرای این نمایش، عرض کوتاهی دارم با جناب مصطفا کوشکی.
اما قبل از حرف اصلی، به نظر بنده این نمایش واقعاً بد اجرا شد: ناهماهنگی فراوان، فراموشی دیالوگ، تپق‌های زیاد، بداهه‌های ناکارآمد و ناشیانه، شکل نگرفتن فضای درست و مؤثر و باورپذیر، بازی‌های بد و سطحی (به‌خصوص جناب مهدی کوشکی)، و...
با در نظر گرفتن همهٔ این‌ها، بهای گران و غیرمنصفانهٔ بلیت این نمایش هم واقعا باعث تعجب است. مخصوصا که نمایش حتی دکور و طراحی صحنهٔ متناسبی هم نداشت.
اما مطلب اصلی من دربارهٔ رویکرد جنابان کوشکی در قبال تماشاچیان سالن تئاتر مستقل است، رویکردی که به نظر می‌رسد از تفکری مطلقاً تجاری برمی‌آید. و این بسیار باعث تاسف است. کمترین انتظار از مسئولان یک سالن نمایش که خود کاملاً از جنس تئاترند این است که دغدغه‌های تماشاگران واقعی و تئاتربین را درک کنند، تماشاگرانی ... دیدن ادامه » که اکثراً از قشر فرهنگی یا دانشجواند با درآمدهایی متوسط و حتی کم. درک کنند که در چنین اوضاع و احوال اقتصادی، باید روی نمایشی که در سالن‌شان به روی صحنه خواهد رفت حداقل حساسیت‌هایی داشته باشند.
به نظر من، سالن تئاتر مستقل باید به سمتی برود که وقتی می‌شنویم قرار است نمایشی در این سالن روی صحنه برود لااقل با اطمینانی پنجاه شصت درصدی بگوییم خب خیال‌مان راحت است که هم قیمتش منصفانه‌ست و هم از فیلتر آدم‌های متخصص اهل تئاتر گذشته و حتماً حداقل‌هایی برای تماشا دارد. ولی این اواخر در عمل شاهدیم که نه قیمت‌ها منصفانه‌ست و نه نمایش‌ها آن‌گونه‌اند که در تبلیغات‌شان گفته می‌شود.
مثلاً دربارهٔ همین نمایش "وقتی کبوترها..." عنوان شده که ثمرهٔ هشت ماه تمرین مداوم است! چه‌طور ممکن است «هشت ماه» تمرین، چنین محصول ناگواری بدهد؟!
حتی تماشاگرانی که طرفدار این نمایش هم بودند در یک مورد همگی توافق داشتند: تپق‌های فراوان و فراموشی دیالوگ. آن هم توسط کسانی که بازیگرانی حرفه‌ای هستند.
چرایی این مورد فقط یک پاسخ دارد: عدم تمرین کافی. و نشانهٔ روشن دیگری برای خلاف واقع بودن «هشت ماه تمرین».
از این گذشته، بار اصلی این نمایش روی دوش جناب مهدی کوشکی‌ست، و اگر ایشان برای این نمایش «هشت ماه» تمرین کرده‌اند، پس برای نمایش‌‌های "اکلیل"، "هدیهٔ جشن سالگرد" و "سیزده" که همگی از فروردین امسال روی صحنه رفتند و جناب مهدی کوشکی در تمام آن‌ها بازی کرده و به‌علاوه در یک مورد نویسنده و کارگردان هم بوده‌اند چقدر وقت گذاشته‌اند؟
آیا جز این است که یا برای این نمایش هشت ماه وقت صرف نکرده‌اند یا برای تک‌تک آن نمایش‌ها؟ البته شاید روز ایشان بیشتر از بیست و چهار ساعت است و یا توانایی ایشان در زمینهٔ درک نقش‌ها به اندازهٔ چندین نابغه سینما و تئاتر. که خب با دیدن اجراهای فوق به نظر می‌آید اصلا این‌گونه نیست چون هرکدام نواقص جدی دارند.
در پایان عرضم را به شکل دیگری تکرار می‌کنم: به نظر بنده بدیهی‎ست که سالن تئاتر مستقل حتماً باید به کار حرفه‌ای و تجاری خودش بپردازد، ولی با وجود آدم‌های حرفه‌ای تئاتر که در راس این مجموعه‌اند، بهتر است رویکرد و تفکرش را بیشتر بر جلب اطمینان و جذب اهالی و تماشاگران واقعی تئاتربین متمرکز کند.
نزدیک ترین نمونه‌ای که به ذهنم میرسد همین سایت محترم تیوال، تیوال بصورت جدی کار حرفه‌ای و تجاری‌اش را انجام می‌دهد ولی در عین حال کاملاً واضح است که به تماشاگران و اهالی تئاتر نیز توجه ویژه دارد، یک مقایسه ساده نشان می‌دهد سایت‌های محترم دیگر که در همین زمینه فعالند صرفاً مشغول کار تجاری‌اند. و خب خودتان قضاوت کنید کدام موفقترند.
به امید آنکه جنابان کوشکی و سالن تئاتر مستقل هم با چنین دیدی به مقولهٔ تئاتر بنگرند.
درود به شما
بسیار دقیق و دغدغه مند فرمودین
۰۵ خرداد
آقا رضای عزیز و دوس داشتنی، به به، چه انتخاب بجا و دقیقی، ممنونم از شما.
۰۵ خرداد
برقرار باشی مهدی جان
۰۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشابه داستان این نمایشو قبلا دیده بودیم در مدیومهای مختلف ، من راستش توقع دیدن نمایش قویتریو داشتم، زمان نمایش هم زیاد بود، راحت میشد کوتاهترش کرد و جذابتر
خلاقیت بکار رفته در طراحی صحنه رو دوس داشتم، بازیگرای این کارم به خوبی روی متن و بازیشون تسلط داشتند.
روی هم رفته بدم نیومد ازین نمایش، ولی خیلی هم سورپرایز نشدم. کار متوسطی بود.
به نظرم بهای بلیط چهل هزار تومن هم برای این نمایش کمی زیاده، نهایتش بیست یا بیست و پنج تومن قیمت منصفانه تریه برای این نمایش.
من نمره سه میدم بهش.
من هم امروز این نمایش رو دیدم. با شما موافقم. با توجه به اینکه نمایش نامه هم کار خودشون بود به نظرم خوب بود. نسبت به خیلی از نمایشنامه های ایرانی، به نظرم خوب بود.درباره قیمت بلیط هم با شما موافقم. سالن هامون هم با تغییرات جدیدش بهتر شده به نظرم ولی هنوز ... دیدن ادامه » مشکل تهویه داره.
۰۳ خرداد
نماینده جان درود برشما
قطعن تو این شرایط و وانفسا قیمت گذاری 40 تومنی میتونه منطقی باشه ولی دوستان تئاتر بین که اغلب درماه ممکنه چند انتخاب داشته باشن همون شرایط اقتصادی نام برده اونا رو وادار به انتخاب از بین کارها میکنه ، معمولن حداقل تا قبل از این ... دیدن ادامه » آپشن هایی مثل تخفیف 3 روز اول یا وفاداری یا طرح هایی مثل این بود و درکل وجود تنوع قیمت باعث میشه هم انگیزه تو بیننده ها برای انتخاب کار بوجود بیاد هم سالن های تئاتر رونق و تئاترها فروش بیشتر بگیره
اگه همه به فکر هم باشیم میتونیم اوضاع رو یه کم هم شده بهتر از قبل کنیم
پاینده باشید .
۰۵ خرداد
احسنت جناب جعفریان، دقیق و کامل و مستدل.
۰۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اولین بار بود که از خندیدن با صدای بلند و همهمه و دست زدن تماشاچیا هنگام اجرای نمایش نه تنها ناراحت نشدم بلکه خیلی هم کیف میداد و حال میکردم...انرژی مثبت با بچه ها نمایش دیدن خییلی باحاله...

عزیزان مجری نمایش، خسته نباشید، دمتونم گرم، خیلی حال داد به من و خواهر زاده چارسالم
فقط خواهر زادم گفت چرا آخرش برنگشتند تو کتاب قصه ها :)))
البته تئاترهای کودک، بطورمعمول انرژی و شور و شوق بیشتری دارن
۲۶ اردیبهشت
نه آقای غیوری، این کار روش انرژی و وقت گذاشته شده بود. من کار کودک دیدم واقعن توهین به مخاطب بود فقط ورجه وورجه الکی و گریم بد و ...... و انرژیش فقط و فقط بخاطر حضور خود کودک بود
۲۶ اردیبهشت
بله واقعاً موافقم، همه چیش به اندازه بود، هیچ اغراق و ادا اطوار اضافی و لوسی نداشت، هم بچه ها تو سنین مختلف، هم والدین کاملاً باهاش ارتباط برقرار کردند و قصه رو دنبال کردند.
۲۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید