همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال سیدمهدی | دیوار
S2 : 00:58:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی، هر چیز می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست، تقــدیر را باور نکــن

تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رســم کن، تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کـــن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
أحضننی وکانی سأموت غدا وماذا عن الغد؟ أحضنی وکأنی عدت

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم، و فردا چطور؟ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام.

"نزار قبانی"


اشکم قبل از فشردنِ گزینه‌ی "دوست دارم" سرازیر شد. :(
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست‌داشتنی و لذتبخش
9اسفند میبینمش
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
بَـــــــــــــــــــــــــــــــــــله جناب هنزکی عزیز
خوش بگذره بزرگوار .
بالاخره یه روزی یه جایی میبینمت دیگه . اون موقست که ..........
حالا تا اون روز .
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
هیییییچ وقت یه تئاتر بین ایرانی رو تهدید نکن آقا محمد جواد
من " بر اساس دوشس ملفی " رو روی صندلیهای مستقل دیدم برادر من :)))))
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ای بسیار جالب و ویژه
و من چقدر ناراحت شدم که نتونستم بخش زیادی از نمایشو ببینم.
از بخت بد من (یا شاید هر شب همینطوره) دیشب همراه بودم با بیش از هفتاد عزیز دیگه، که عملا امکان دیدن تقریبا هفتاد درصد نمایش ممکن نبود.
به نظر من اگر این نمایش بین ۱۵ تا ۲۰ تماشاگر داشت هم نمایش بهتر دیده میشد، هم ارتباط بسیار بهتری بین تماشاگر و بازیگران برقرار میشد و در نهایت آن عزیز بازیگر هم نمیفرمود که
"امشب بعضی از دوستان مثل اینکه اشتباهی اومده بودند و میخواستند با متلکهاشون اجرای مارو بهم بزنند که همکاران من امشب بهترین اجراشونو داشتند"
دوست عزیز، وقتی برای همچین نمایشی اینهمه بلیت میفروشید و از هفتاد و چند نفر دیشب حدود چهل نفر نوجوانان دبیرستانی بودند، شنیدن همچین متلکایی از همچون جوی و همچون ترکیب تماشاگری اجتناب ناپذیره، مخصوصا که همه ما ... دیدن ادامه » ناچار بودیم در یک اتاق چندمتری در سه چهار ردیف جلوی همدیگه بایستیم و غیر از چند نفر ردیف اول نه کسی نمایشو میدید و نه اجرا گران خیلی از تماشاگرانو، خب چند نوجوانی که اون عقب ایستادن و هیچ چیزی از نمایشو هم نمیبینند ممکنه حرف نسنجیده ای هم بزنند (البته که کار اشتباهیه) ولی خب در بین خودشون و همسناشون خیلیم بامزه ست و میخندند. مثل همه ماها که تو اون سن و سال بودیم.
ایراد اصلی به خود شما عزیزان وارده که این تعداد بلیت فروختید که ثمرش شد شما نمیتونستید جمعیتو کنترل کنید و ما نمیتونستیم نمایشو بدرستی ببینیم و ازش لذت ببریم.
خسته نباشید به تمام عوامل محترم اجرایی این کار که مشخص بود زحمت زیادی براش کشیده شده.
سید عزیزم ⁦❤️⁩
قدمت به چشمای من و گروه
ممنونم که مهر حضور داشتی
و غمگین که میزبان خوبی نبودم
سید جانم ظرفیت اجرای این اثر در واقع یکصد و بیست نفر هستش اما به خیلی از دلایل ظرفیت بصری پایین تر میاد مثلاً تعداد خانم ها اگر نسبت کمتری داشته باشه به آقایون این اتفاق برای آقایون می‌افته سلول آقایون پر میشه
در مورد متلک پرانی واقعا ربطی به سن و جنسیت و حتی ملیت نداره
در طی اجراها ما زندانی های کمیته رو به تناوب دعوت کردیم
آدمهایی که الان شصت سال رو حداقل دارند

بعضی ... دیدن ادامه » مواقع آنقدر غیر قابل کنترل میشد اوضاع که مجبور می‌شدیم از دور خارجشون کنیم
مهمان خارجی داشتیم که در اجرا خلل ایجاد کرده
جوان۲۴تا۳۰با نمک و شیطون تا دلت بخواد در طی اجرا داشتیم
و.....
مهمان داشتیم وسط اجرا شروع کنه به داد و بیداد که جمع کنید و فلان
مهمان هم داشتیم ته اجرا با یه قطره اشک سریده روی صورت آمده و خدا قوت گفته
چون اجرای تعاملی هست همه قشری در اجرا حاضر میشن
که قدم همشون برای من و گروه عزیزه و حضورشون دلگرمی
اما خوب شاید عملکرد اون عزیزان بعضی وقتها لذت اجرا رو از سایر مهمانها بگیره
در هر حال ممنونم از مهر حضورت و لطف قلمت⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
سلام ، لطف و سپاس بابت اینکه مارو انتخاب کردید و نمایش مارو دیدید و لطف و سپاس فراوان بابت اینکه نطراتتان را با ما در میان گذاشتید،
من تنها کاری که میتونم رراتون در حال حاضر و روزهای پایانی نمایش براتون انجام بدم، به عنوان مهمان تشریف بیارید و یک بار ... دیدن ادامه » دیگه نمایش را ببینید،
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
جناب قریشی ممنون از توجه و دعوتتون ⁦
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش بوقلمون i
یه نمایش سنتی ایرانی که برای من خییلی لذتبخش بود و واقعا حالمو خوب کرد.
فرم و اجرا و بازیهای خوب همراه با موسیقی عالی، ولی متاسفانه خالی از محتوا و یا درست تر اینکه، من خیلی نتونستم بفهمم متنو
اینکه چرا از یه شروع فلسفی، سیاسی میرسه به صحنه های (از نظر من) کاملا نامربوط پایانی ؟!
ممنون از نظرت دوست عزیز.. صحنه اخر و فرم اجراییش به نوعی سرنوشت شخصت دکه‌چی و زوال اونه.
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
سید مهدی جان دقیقا منم باهاتون هم‌نظرم و محتوا جذبم نکرد. بین موضوعات تا رسیدن به زوال شخصیتی دکه‌چی به نظرم به سختی میشد «و» گذاشت، به انگار موضوعات یا شخصیت‌ها به زور بهم مرتبط میشدن. (با احترام به نظر آقای سروش)
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
درود سید مهدی عزیز مطلبی در مورد این اثر نوشتم اگه ملاحظه کنی شاید کمی برای کشف داستان و روایت های اون کمک کننده باشه ..
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش تولد بازی i
به نظر من اینکه مجریان این نمایش تصمیم گرفتن فروش بلیتشون در سایتهای محترم دیگر انجام بشه ظلم بزرگی کردن در حق نمایششون.
نمایش تولد بازی قابلیت اینو داشت که با قرار گرفتن در ویترین فروش تیوال و استفاده از تخفیفهای مناسبی که اینجا مرسومه هرروز بخش زیادی از سالنشو پر کنه. همین الانم معتقدم با تخصیص دادن تخفیفهای مناسب و اعلام روزانه ش تو همین صفحه، استقبال خیلی بیشتری ازین نمایش خواهد شد.
نمایشی با ایده ای جالب و فکر شده از یه گروه جوان و بی ادعا ولی بسیار خلاق و پر انرژی.
کارگردانی و بازیها خوب و لذتبخش.
سید مهدی عزیز خیلی ممنونم که اومدین ما خودمونم دوست داشتبم تیوال باشبم ولی متاسفانه سالن اجازه نداد
۲۸ دی ۱۳۹۸
خیلی ممنون از حضورتون و انرژی خوبتون
۰۲ بهمن ۱۳۹۸
خانم قاسمی درود بر شما.
ممنون از اجرای خوبتون :)
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده و اجرای جالبی بود
خسته نباشید میگم به سرکارخانم نکیسا نوری و جناب متین شهبازی اجراگران امشب مسیر ما.
بالاخره یه نفر از این اجرا یه چیزی گفت
داشتم نگران میشدم :)
۲۱ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شریف و استانداردیه که از نظر من برای مخاطبش احترام قائله و کاملا مشخصه برای تک تک اجزا نمایش ساعتها فکر شده و وقت گذاشته شده
طراحی صحنه و نور هدفمند، بازیهای خوب مخصوصا تسلط عالی بازیگرا تو گفتن دیالوگهایی که گاها حتی از رو خوندشون هم سخته، متنی پر از ریسک و چالش که به قول جمله اولی که تو نمایش گفته میشه "در اینجا هیچ اتفاقی نمی افتد. هیچ چیزی گفته نمی شود. در اینجا آدم ها حرف می زنند برای اینکه چیزی نگویند." که واقعا به ظاهر هیچ چیز نمیگه ولی شمارو تا پایان نمایش وادار میکنه با تمرکز بهش توجه کنی. همه این اجزا در کنار هم به عنوان کار اول کارگردان جوان این نمایش جناب مرادی، کارنامه قابل قبولیه.
از نظر من ارزش دیدن داشت.

سید عزیز ممنونم از مهر و محبتتون ❤
۱۲ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش مشروع i
من خیلی نتونستم با این نمایش ارتباط برقرار کنم
به نظر من طرح موضوعی در این حد کلیشه ای، برای اینکه جذابیتی داشته باشه مستلزم اینه که پرداخت درستی داشته باشه و از زوایایی که تا حالا کمتر بهش پرداخته شده بررسی بشه.
در این نمایش درباره یه اتفاق تکراری طرح مسئله میشه (که در خلاصه صفحه نمایش ذکر شده) و از تماشاگران درخواست میشه که اگه راهکاری دارند ارائه بدند
مگه چندتا راهکار درمورد این معضل وجود داره؟
یا باید رفت، یا با شرایطی پذیرفت و موند.
حالا تنها اتفاقی که تو این نمایش ممکنه جذاب باشه، شرکت بعضی از تماشاگرا برای ارائه همین دو راهکاره، هنرمندی جناب عطایی و تسلطشون در پاسخهای بداهه بعضا باعث ایجاد گفتگوهای جالبی میشه که خب برای بعضی از دوستان و تماشاگران میتونه جالب و دیدنی باشه.
برای من، متن که چیزی نداشت چون نه نگاه جدیدی به این موضوع داشت ... دیدن ادامه » نه از منظر علمی که مبتنی باشه بر روانشناسی یا جامعه شناسی بررسی شده بود. فقط میموند گزینه دوم که از کنش و واکنش تماشاگران و بازیگران لذتی ببرم که متاسفانه ازون جهتم نتونستم ارتباط برقرار کنم.

اما اتفاق بسیار لذتبخشی که بعد از نمایش افتاد گفتگوی صمیمی با جناب رضایی و عزیزان دیگه دست اندر کار این نمایش بود، حضور سرکار خانم رؤیا تیموریان و افتخار همصحبتی با ایشون و شنیدن نقطه نظرات ارزشمندشون، لذت حضور در این جلسه رو برای من صد چندان کرد.

https://www.tiwall.com/wall/post/224575

خدا کنه بصورت اتفاقی بوده باشه ولی این پست مهم، زمانی قابل رویت شد که چندین پست بالاترش بود و بصورت اتفاقی! در بین انبوهی از نوشته های دیگه رفت اون پائین...
من باز نشرش میکنم، به امید اینکه توسط کارگردان محترم پرطرفدار این کار دیده بشه یا به گوششون برسه، باز به امید اینکه ازین به بعد احترام بیشتری برای مخاطبین و طرفداراشون قائل بشن.

با این اوصاف، ظاهرا باید از لیستم خارجش کنم! تاسف باره واقعا...
۰۹ دی ۱۳۹۸
متاسفانه این اواخر از اکثر کارگردان های پاپیولار رفتارهای بالا به پایینی در لابی سالن ها دیدم
۱۰ دی ۱۳۹۸
جناب فرزاد با شما موافقم. در نتیجه نوک پیکان به سمت خودمان باید باشد. البته این توجیه کار آن کارخانه نیست ولی من نوعی هم باید برای خودم احترام قائل شوم تا بهم احترام گذاشته شود. البته این را کلی گفتم و نه در مورد این کارگردان خاص چون ایشان را نمی شناسم و ... دیدن ادامه » نمایش شان را هم ندیده ام.
۱۰ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش سبکی i
خیلی دوس داشتنی بود برای من
روایت یه اتفاق تلخ با زبانی شیرین.
دمتون گرم.

پنجشنبه به پیشنهاد دوستان تیوال حتما به دیدن این اجرا میرم و امیدوارم واقعا متفاوت تر از لرز باشه.
۱۰ دی ۱۳۹۸
ایشالا دوست داشته باشین.
۱۰ دی ۱۳۹۸
خانم آشتیانی من لرزو نرفتم، دوسه تا از دوستان که تقریبا هم سلیقه ایم خوششون نیومده بود.
کار سبکی کار شرافتمند و جمع و جوریه، در اندازه خودش کار خوبیه از نظر من
امیدوارم خوشتون بیاد
۱۰ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره مونولوگ نقل مکان i
جناب شمس که بطرز چشمگیری به متن مسلط بودند و روایت داستان رو با تسلط کامل برامون هم تعریف کردند هم بازی.
نمیدونم حرفم از لحاظ علمی هم درسته یا نه، فکر میکنم وقتی ما برای تعریف کردن قصه ای کلماتو بصورت سریع و پی در پی ادا میکنیم به ذهن مخاطبمون اجازه تحلیل درست روایتی که داره‌ میشنوه رو نمیدیم و ذهن شنونده هامون خیلی زود خسته میشه و از یه جایی دیگه مخاطبمون نمیتونه با تمرکز بالا به‌ داستان ما توجه داشته باشه
مونولوگ دیشب هم روایت بود و هم بازی بدن، من دوس داشتم مکثهای کوتاه کوتاه بیشتری داشت (مخصوصا تو اوایل نمایش) حدس میزنم در اون صورت خیلی بیشتر میتونستم لذت ببرم از روایت و بازی جناب شمس.
من چندورز پیش این نمایشو دیدم و متاسفانه نتونستم با نمایش ارتباطی برقرار کنم و اصلا نمایشو دوست نداشتم ولی با خودم گفتم یه گروه جوون و بی ادعا هستند که خب خواستن یه کار تازه ای انجام بدن و اگه نظرمو بنویسم ممکنه تو ذوقشون بخوره.
اما چند روزه دوستان و عوامل این نمایش ادبیاتیو بکار میبرند که به نظرم شاید مناسب نباشه.
دوستان عزیز و محترم، اینکه هر روز یک یا چندنفر از شما عزیزان شخصیتهای نمایشو توضیح بدید تا منظورتون از خلق اونا واضح بشه کار بدی نیست، شاید اسپویل نمایشتون باشه ولی در عوض کمک خیلی زیادی میکنه به کسایی که میخوان نمایشتونو ببینند، ولی من شخصا با اون بخش از فرمایشات شما دوستان عزیز مشکل دارم که مدام هرکدوم به نحوی میفرمائید
آهای کسایی که این نمایشو نمیفهمید، مشکل از شماستا، تک تک این شخصیتها و اتفاقاتی که دارید میبینید کلی حرف و فکر ... دیدن ادامه » و منظور پشتشونه و اگر نفهمیدید یا ارتباط برقرار نکردید پس شما مشکل دارید، شما تئاتر کم دیدید، شما فقط دنبال یه ژانرید...
من که شخصا درمورد خودم میپذیرم که بله، من تئاتر کم دیدم خیلی آشنایی با سبکها و مکاتب تئاتری ندارم کاملا بدون تعارف و جدی میگم، ولی دوستان محترم شما هم لطفا کمی به این فکر کنید که شاااید در بعضی مواقع وقتی مخاطب ما حرف و منظورمونو متوجه نمیشه و با کارمون ارتباطی برقرار نمیکنه شاید، شاید کمی هم مشکل در گوینده باشه، شاید بیان درستی نداریم، شاید ابزار، ادبیات یا روش مناسبی برای بیان کردن منظورمون انتخاب نکردیم.
ساختار شکنی و خلاقیت خیلیم عالیه، دم همگی شما عزیزان هم گرم که همچین شجاعتی داشتید امیدوارم در کارهای بعدیتون دانش نظری و علمی تئاتر با خلاقیت و ایده های بکر و ناب ذهن خلاقتون بیشتر همراه باشه، چون اطمینان دارم دراون صورت شاهد کارهای درخشانی از شما دوستان جوان خواهیم بود.
دوست عزیز، سلام.
من تشکر میکنم بابت اینکه انقدر صادقانه و بی ادعا نظرتون و مطرح کردین.منم دلم میخواد نمایش و ببینم.یه دلیلش به خاطر سجاد افشاریان عزیزه و اینکه از اسمش بسیار خوشم اومده. ولی از تاترهای خیلی پیچیده خوشم نمیاد. با این اوصاف ، توصیه میکنید ... دیدن ادامه » برم ببینم؟
۰۲ دی ۱۳۹۸
کیانی جان عزیززز
فدای شما. خیییلی محبت داری برادر :)
۰۷ دی ۱۳۹۸
سید مهدی خان..
لطف داری...
۰۸ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی دوس نداشتم، کار بدی نبود ولی من انتظار بیشتری داشتم
نیمه اولش خیلی ریتم خوبی داشت ولی یهو افت کرد و یه جاهاییش اضافه و خسته کننده شد.
به نظر من یه ملغمه ای بود از مفاهیم و مضامین سیاسی همراه با کمدیهای موقعیتی که چون از نظر من تو هردوتاشون ضعف داشت من خیلی نتونستم ارتباط برقرار کنم.
اتفاقا به نظر من بخش مفاهیم سیاسیش موفق تر بود و اگه یکم از شوخیای (به عقیده من) لوس کار کمتر میشد کارِ جدی تر و موفق تری میشد.
* موقت
درسته جناب مساواته و کارشونم خیلی درسته و خیلیم محبوبند و ...
ولی نمایشی که نه بازیگراش معلومه نه هیچ جزییات مهم دیگه ای، اینکه بلیت فروشیش داره شروع میشه منطقیه؟
من هم موافقم. یعنی چی؟ این که هیچ مشخصاتی نداره؟ بدون بازیگر میخواد بلیط فروشی کنه؟!!
۱۶ آذر ۱۳۹۸
دیالوگ دوستات:
بچه ها کجایید سید و کُشتن
:)))))))
۱۷ آذر ۱۳۹۸
:)))))))))
خوب بوددد.
من تسلیمم :))
۱۷ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شازده احتجاب کار شریف و استانداریه که از نظر من همه چیش به اندازه و بجا بود.
من دوس داشتم کارو.
برای من امتیازش ۳.۵ از ۵ بود
بلیطش گرونه اخه:|
۱۴ آذر ۱۳۹۸
خوشحالیم که مارو دوست داشتید سید مهدی عزیز
۱۴ آذر ۱۳۹۸
درود بر شما علی پویا جان
۱۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من فاجعه بود.
پس از لیست خارجش کنیم
۱۱ آذر ۱۳۹۸
من ردیف اول بودم خیلی تحمل کردم که سالن رو ترک نکنم... متاسفانه ناامید کننده بود... از اقای جمشیدی توی سینما یا گاهی تئاتر کار خوب دیدم اما کارشون اینجا واقعا ضعیف بود بیان ایشون مشکل داشت حرف سین رو درست ادا نمی کردند ... صدای چنین کاراکتری باید پرقدرت ، ... دیدن ادامه » گیرا و تاثیر گذار می بود که صدای ایشون بیشتر ناله بود. تنها نقطه قوت کار بازی آقای بانیپال شومون بود
۱۱ آذر ۱۳۹۸
بله جناب پارسا
تازه با این وضع صدا و ادای کلمات، گاهی پشتشونم میکردن به تماشاگر و رو به صحنه دیالوگ میگفتن که اون دیگه خییلی جالب بود.
۱۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* پست موقت*
سلام بر همه
حتمن خیلیاتون میدونید یه مدتیه چندتا دوست که از همین تیوال و سالنای تئاتر همدیگرو دیدیم و باهم آشنا شدیم باهمدیگه میریم نمایش میبینیم و گاهی هم بعد از نمایشها با گروههای اجرایی اون نمایش جلسه گپ و گفت داریم و خیلی وقتا لذت دیدن نمایش برامون بیشترم میشه ( تو پرانتز بگم والا بخدا ما نه گنگیم، نه آنارشیست و جنجال طلبیم، نه تک تیرانداز تیوالیم... ما فقط یه تماشاگریم، فقط...)
این مقدمه رو گفتم چون یه مدتیه یه سؤالی ذهنمو مشغول کرده، نظر اکثر این دوستایی که گفتم بالا اینه که صدای شاتر عکاسای محترم تو سالنها آزار دهنده ست و تمرکزمونو بهم میزنه، ما خیلی وقتا آروم از عکاسا خواهش میکنیم رعایت کنند، شاید تو هفتاد هشتاد مورد دو یا سه مورد هم شده که متاسفانه این تذکرات آروم منجر شده به بالا رفتن صدا و با تاسف بیشتر بهم خوردن تمرکز سالن.
سوالی که برام پیش اومده اینه که نکنه اصلا این حساسیت دوستایی که باهم تئاتر میبینیم اشتباهه ؟
واقعا تماشاگرای دیگه هم صدای شاتر عکاس اذیتشون میکنه ؟
این سوال ازونجا برام پیش اومده که یکی از دوستانی که من سر ادب و فهم و کمالاتش قسم میخوردم و اهل تئاترم هست برگشت گفت تو سالن تئاتر نباید فریاد زد و با ادامه حرفاش خیلی واضح گفت کار شما بی فرهنگی تو سالنای تئاتره.
راستش این جمله ش بیشتر ازینکه منو نا امید کرد ( چون خیلی قبولش داشتم و هنوزم دارم تو ادب و شعور) منو بیشتر برد تو فکر که همین سه مورد تذکر با صدای بلندتر هم از نظر این دوستمون بی فرهنگی بوده ( که البته اون سه مورد هم بعد از تمام تذکرای آروم و خواهش و تمنا و التماس و در نهایت لجبازی بیشتر عکاس اتفاق افتاده)
در هر صورت خیلی دارم به این موضوع فکر میکنم که تماشاگرای دیگه، این دوستمون یا شمایی که دارین این متنو میخونید وقتی مواجه میشید با صدای پی در پی شاتر عکاسا تو سالن چیکار میکنین ؟
اصلا مهم هست براتون؟ اصلا موافقید که جای عکاس تو اجرای عمومی نیست ؟
اصلا اذیت میشین؟
میتونین با تمرکز و بی توجه به اون صدای مداوم، نمایشو ببینین و ازش لذت ببرین؟
اگه جواب بله ست، که خب شاید من و دوستام باید یه فکری برا خودمون بکنیم و جداً میگم شاید مشکل از ماست.
ولی اگر جوابتون منفیه و شما هم اذیت میشید و تمرکزتونو از دست میدید، راه حلتون چیه؟
اینکه آروم بشینید و فقط حرص بخورید و مدام منتظر این باشید که نمایش تموم شه تا بتونین پاشید بیاید بیرون؟
... دیدن ادامه » یا بیاید اینجا بگید فقط؟ خب اون نمایشی که از دست داید چی؟ اون عکاسی که فک کرده خیلیم کارش درسته و صدبار دیگه هم اون کارشو تکرار خواهد کرد چی؟ اون گروه نمایشی که هیچوقت متوجه نمیشه که صدای عکاس چقد مزاحمه چی؟
جداً چه پیشنهادی به ذهنتون میرسه که بتونین از نمایش لذت ببرید ؟
عب نداره کار ما هم فریادزدن و بی فرهنگیه، اینارم بگید به ما طوری نیست، ولی لااقل فکر کنید ببینید خودتونم اگه اذیت میشید و از نمایش لذت نمیبرید و در عین حال آدمی مثل من با اون مشخصاتی که تو خط بالا گفتم هم نیستین، چه راه حلی به ذهنتون میرسه ؟
بنده شدیدن با حضور عکاس در اجرای عمومی مخالفم و عکاسی آنها، چه با صدا و چه با کاهش صدای شاتر (در مورد دوم به جهت حرکات ناچار عکاس، نور صفحه نمایش و سایر مشکلاتی که برای اطرافیان پدید می‌آورد و غیره) موجب آزار مخاطب و تضییع حقوق تماشاگر می‌شود. در این مورد ... دیدن ادامه » اما تذکر دادن شاید تنها کاری باشد که از تماشاگر بر می‌آید (وقتی قانون برسالن حکم‌فرما نیست و مدیریت سالن فکری به حال آسایش تماشاگر نمی‌کند، طبیعتن تماشاگر فکری به حال خود می‌کند و تذکر می‌دهد! این قانون نظم است.)، اما من به شخصه تجربه خوبی از این تذکر ندارم و آن چند عکاس بی‌هنر، در نهایت قباحت با لحن طلبکارانه، نه تنها پاسخ بنده را دادند و زیر نگاه بی‌رمق سایر تماشاگران بنده را تحقیر کرد؛ بلکه با قوت، تسلسل و فشار بیشتری به عکاسی ادامه دادند. به همین دلیل من در این موارد به هیچ وجه دیگر تذکر نمی‌دهم تا حداقل با آن گروه سخیف هم‌کلام نشوم.
در مورد اینکه چه کاری برمی‌آید (که شاید بیشتر سوال شما در مورد جنبه تذکر باشد نه اینکه چه کار باید کرد یا ریشه این امر چیست ولی ترجیح می‌دهم در این مورد نیز به جهت تکمیل عرایضم چند خطی بنویسم)، خوب این از ضعف مدیریت سالنها ناشی شده است. ایشان باید برای عکاسی کارهای خود، سانسی ویژه اختصاص و حضور عکاسان را با آزادی در حرکت برای ایشان مجاز کنند، و در سایر سانسها که اجرا عمومی است؛ حتی با کسب مجوز یا معرفی‌نامه از سازمان رسانه‌ای مطبوع خود؛ اجازه عکاسی نداشته باشند. چطور مثلن در آوردن خوراکی و چیپس و نوشیدنی سختگیری می‌شود، آوردن کیف و دوربین عکاسی هم به همین ترتیب فیلتر بشود و مراقبی از جانب سالن برای متوقف کردن عکاس بی‌توجه منظور شود. درست همانند کاری که در بسیاری از کنسرتها برای جلوگیری از فلش زدن اتفاق می‌افتد. هر چند که متاسفانه سالنها اهمیت چندانی به این امر نمی‌دهند و فکر می‌کنم به جهت بعد تبلیغاتی که با انتشار عکس از سالنهایشان متصور هستند، حتی از عکاسی در هر سانس و به هر ترتیبی استقبال هم می‌کنند! جای تاسف مضاعف آنکه بعضی سالنها به عموم تذکر می‌دهند که عکاسی مجاز نیست و باز عکاسانی را به سالن می‌فرستند و می‌گویند که ایشان با مجوز عکاسی می‌کنند. یعنی باز به محدود کردن عکاس نه از نظر آسایش تماشاگران، که از نظر بوروکراسی اداری نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند این حق سالن است که مجوزی بدهد برای عکاسی.

* سیدمهدی عزیزم از طرح این موضوع بسیار سپاسگزارم و به نظرم این پست مهمتر از آن است که موقت باشد. پیشنهادم این است که از ابزار نظرسنجی تیوال نیز برای راحتی بیشتر در نتیجه‌گیری از این سنجش خود استفاده کنید. مثلن یک نظرسنجی با این سوال: آیا با حضور عکاسی در سالن نمایش موافق هستید؟ دو گزینه: بله/ خیر.
۱۰ آذر ۱۳۹۸
من به شدت به نتیجه دادن این تلاش ها امید دارم،
درسته که احتمالا نتیجه این تلاش ها به قول دوستان به درد پسر محمدجواد میخوره...
ولی من راضیم که براش تلاش کنم و انرژی بذارم... ارزششو داره :)
۱۵ آذر ۱۳۹۸
من به شدت امیدوارم وجههٔ فرهنگی این تلاش‌ها حفظ بشه و زحماتی که صورت می‌گیره در کمال متانت و آرامش به ثمر بنشینه.
۱۵ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش چهره مرد هنرمند برای من فقط خلاصه شد در دو بازی خیلی خوب و یک گیتاریست فوق العاده
البته همین دو مورد واقعا انقدر عالی بودند که شما با خیال راحت میتونی دیدن اینکارو به همه پیشنهاد کنی
ولی راستش از نظر متن برام خیلی سطحی و رو بود، نیمه اول کار شاهد نمایش یه تیپ کلیشه ای بودیم که هزاران مورد مشابهشو دیدیم، نیمه دوم کار که من منتظر یه تلنگر و دیدن یه چالش جدی بودم که این تیپ تبدیل به یه شخصیت منحصر به فرد بشه متاسفانه انگار نمایشو گذاشته بودن رو دور تند و بدو بدو باید یه حرفهای شعاری گونه ایو میدیدم و میشنیدیم.
در آخر نمایش هم مواجه شدیم با یه جمله بسیار زیبا و طلایی که همونجور که عرض کردم اون شخصیتی که من در طول نمایش دیدم منطقا نباید به این جمله میرسید، یا لااقل از نظر من فرایند به این جمله رسیدنش کامل نشون داده نشد.