تیوال ف شاملو | دیوار
S3 : 11:30:56
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شاید بتونم بگم تا حالا اینقدر حس پشیمونی از دیدن یک تئاتر نداشتم که از دیدن این تئاتر داشتم!
بازی ها خوب بود همه حرفه ای های تئاتر بودن ! موسیقی خوب بود! صدای آقای زند وکیلی هم خوب بود!
اما متن حرفی برای گفتن نداشت به جز پوچی ! توقع نداشتم آقای رحمانیان بعد از چند سال نبودن و تجربه کسب کردن با این عقبه ی نمایشی خوب در ایران همچین نمایشی رو اجرا کنند ! به نظر شمایی که می گید مشت نمونه ی خروار است ! آیا زن های ما همه لات و بدبخت و سر افکنده هستند؟ مثل اینکه افکار شما مربوط به دوره ی قاجار هست!!! من فکر می کنم این نمایش به اشتباه در ایران اجرا شد ! باید برای ایرانیان خارج از ایران که هنوز چنین تفکراتی راجع به ایران دارند اجرا می شد! آقای کارگردان محترم فکر میکنم تئاتر ایران بسیار فرا تر از این فکر های قدیمی قدم برداشته و محتوای عمیق تری را دنبال می کند!
در ... دیدن ادامه » کل نمایش یه دور همی دوستانه خودشون بعد از چند سال بود ! همین
حامد امیدی، بهرنگ، ندا مصطفایی و تایماز موسی زاده این را خواندند
سیاوش حیدری و zahraa این را دوست دارند
به قول شاعر جانا سخن از زبان ما می گویید. "نمایش دورهمی" رو هم بسیار به جا آوردید. به شخصه هنوز هم این میزان اقبال و تایید قشر نخبه جامعه مون در قبال یک اثر که در بیشتر مواقع درصدد نواختن تار احساسات تماشاگر یا ایجاد خنده از طریق جوک و شوخی با ترانه و از این ... دیدن ادامه » قبیل مسائله درک نمی کنم. حداقل توقع مخاطب تئاتر وجود یک سیر دراماتیک حداقلی ست. به شخصه صرفا در اپیزود "کافه نادری" بود که این سیر و به هم پیوستگی دراماتیک رو می دیدم و گاهی در "بوستان آب و آتش" و کمی در "ترمینا شرق" که اون هم تا می آمد درام جان بگیرد زخمه ای بر تار احساسات می نشست. مثال بارزش هم در "بوستان آب و آتش" که اگر از ترفندهای طنازی دم دستی چشم پوشی کنیم می شد با صرف بیان تک جمله ی "هیچی تنهایی حال نمیده" اپیزود رو عاقبت بخیر کرد نه اینکه بیاییم چشم در چشم مردم بدوزیم و با خواهش و التماس نصیحتشون کنیم و بخواهیم که کنج خلوتی هم برای این افراد باقی بگذارند.

ببخشید پرحرفی کردم ولی حرفهایی بود که روی دلم مونده بود.
۲۵ آبان ۱۳۹۲
مشکل شما اینه که هنوز متوجه نیستید چه کاری بر اساس فکر ساخته شده و چه کاری بر پایه احساس...
البته که هیچ کاری بدون وجود فکر و احساس ساخته نمی شود ولی باید دید بر پایه کدام یک ساخته شده است...
اگر به این کار صرفاً بر اساس عقل نگاه کنید هیچ که هیچ،ی سر سلامتی ... دیدن ادامه » را هم نخواهید فهمید!!
۲۵ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...دلم اگرچه که اکنون دچار پاییز است،
قسم به جاده که پایان این سفر سبزم...





از: آرش شفاعی
ف شاملو
درباره فیلم پل چوبی i
فیلم خوش ساخت و با کیفیتی بود! موضوعش زیاد بکر نبود اما به دلیل بازی های باور پذیر خوب بود!

دوستش داشتم :)
واقعا به نظر شما یه تلاش ناکام برای کپی برداری از یه شاهکار سینمایی (کازابلانکا) و داستان های متعدد و بی ارتباطی که با سریش هم به هم نمی چسبند دلیل بر خوش ساخت بودن یک فیلمه؟ به نظر من تهمت خوش ساخت بودن به این فیلم نمی چسبه :)
۰۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ف شاملو
درباره نمایش برهان i
نمیدونم از کجا شروع کنم از حال اون شبی که نمایش رو دیدم یا از ...از 28 آذر ماه که نمایش رو دیدم تا همین الان که دارم می نویسم هنوز نمیدونم چه طوری می تونم راجع به برهان بنویسم !

کلیپ آرت ها خیلی خوب بودن! نمیدونم چرا از کلیپ آرت شروع کردم !! ؟

موسیقی ها فوق العاده بودن !!!!

پوستر و بروشور هم خیلی خوب !

طراحی صحنه هم خوب بود ولی یه کم شبیه صحنه هایی از فیلم شده بود! اون حالت های تئاتر رو گاهی احساس نمی کردم!
بازی همه ی بازیگر ها رو دوست داشتم و خیلی خوب در نقش خود جا افتاده بودن.

از علی سرابی عزیز با بازی عالیش حرف بزنم که خیلی زیبا به شکل یک مرد مسن ایفای نقش کرد با تغییر صدای خوبش !. آیدا کیخانی که نقش دختر استاد رو مثل نمایش های دیگر یعقوبی خیلی خوب بازی کرد مثل خشکسالی و دروغ!اون لحظه ی شب مهمانی و بازی خیلی خوب کیخانی در خشکسالی و دروغ و عصبانیتش هنوز در ذهنم باقیست!!!!!
از مهدی پاکدل که نقش شاگرد رو خییییلی خوب و با هیجان بازی کرد مثل همیشه ی بازیهایش حضورش در صحنه القای انرژی و جنب و جوش می کرد شیطنت و جسارت خاص خودش رو داشت !!!
از بهنوش طباطبایی که مثل دو نمایش قبل که بازی کرده بود و در هر دوی قبلی درخشید در اینجا هم نقش خود رو به خوبی اجرا کرد اما نه به درخشش بازی های قبل که خوب این هم بر می گرده به اینکه تو دو نمایش قبل یکی تقریبا نقش اصلی بود و در دیگری کاملا نقش اصلی رو داشت ولی در این نمایش در جای خود خوب بازی کرد!.

اما ... دیدن ادامه » داستان خود نمایش خوب بود و بهتر از اون اینکه محمد یعقوبی خیییییلی خوب نمایشنامه ی کاملا خارجی رو تبدیل به داستانی ایرانی کرده بود ! قبل از اینکه بیام نمایش رو ببینم نگران این بودم که نکنه چون نمایشنامه نوشته ی خود یعقوبی نیست حال و هوای نمایش های قبلش رو نداشته باشه اما اینطوری نبود و خیلی خوب از آب در آمده بود البته که اثری از اون امضا های خاص نمایش ها ی قبلی نبود و فضای خیلی متفاوت تری رو داشت اما باز هم دوست داشتنی بود.

اما یه چیزی رو بگم کسانی که نمایش های یعقوبی رو مثل خشکسالی و دروغ و نوشتن در تاریکی دیده باشن متوجه این حرف من می شن که اونقدر که تو نمایش های قبلی تماشاگر رو درگیر متن میکرد وبه دنبال کشف داستان ویه کم پیچیدگی داشت دیگه اینجا از این چیزا خبری نبود و نمایش خیلی ساده تر بیان شد ! یه جورایی کوتاه بگم این نمایش خیلی سبک تر از بقیه بود!!!!!!!یا همونطور که تو یه سالن عامی تر اجرا شد خود داستان هم عامی تر بود!
و ما توقعمون از محمد یعقوبی یه کم بیشتر از این حرفاس!

متن دمای مجهول واقعا عالی بود......!!!!!

نمایش یه غمی تهش داشت !
تا حالا هرچی نمایش دیدم مثل این نمایش بعد از نمایش این همه غم رو دلم نمونده بود !
نمیدونم دلیلش چی بود شاید یه کمی بر می گرده به حال خودم و لی فکر می کنم یه دلیل داشت این همه که نمایش جا گذاشته بود برای خنده و ابرازش برای گریه نگذاشته بود !فضای غمگین داشت مخصوصا قسمت دمای مجهول اما من تخلیه نشدم! دوست داشتم بعد از نمایش 30 دقیقه فقط به تخلیه ی انرژی می پرداختیم و همه سر جای خودمون می نشستیم و به نمایش فکر می کردیم.........

متشکرم از همه ی عوامل نمایش و رسیدگی خوبشون به اجرا و تماشاگر ها.
و یه خسته نباشید به آقای یعقوبی و گروه خوب بازیگر ها و عوامل دیگر نمایش!

به دوستای تیوالی هم پیشنهاد می کنم کار رو از دست ندید می ارزه!
با 30 دقیقه تخلیه ی انرژی کاملن موافقم، بعد از تماشای بعضی نمایش ها لازمه.
۱۴ دی ۱۳۹۱
من هم ممنونم از شما آقای قدس بزرگوار و خانم فیاض عزیز که هم نقد من رو خوندید و هم در اجرای بهتر این نمایش خوب نقش مهمی داشتید

نظر و حضور شما در تیوال و توجهتون به نظرات ما به ما انرژی مثبت می ده!
۱۵ دی ۱۳۹۱
ما که وظبفمونه اما شما لطفتون به تئاتر و خصوصا برهان ه .
۱۶ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ف شاملو
درباره نمایش درخت بلوط i
درود بر دوستان عزیز راستش قبل از اینکه نظرم رو راجع به نمایش بنویسم می خوام بگم نمی شه روی نظر دوستان کاملا حساب کرد حتی خود من!!!!!البته برای یک سری چیز های ثابت نمایش می شه این کارو کرد اما نه همه حتی تماشاگرای هر شب هم به نظر من کاملا تاثیر گذار هستند در نمایش !
اول این رو بگم چون برای اولین بار در ایران اینطور نمایش اجرا می شه در کل قابل احترام هست!

اما من در شب اجرای مهدی پاکدل نمایش رو دیدم ! تمام نظری که می نویسم مربوط می شه فقط به اون شب !! مهدی پاکدل نسبتا مسلط به همراه رضا مولایی نمایش رو به پیش برد ! و کاملا حسی با نمایش برخورد کرد و فکر می کنم خیلی هم درست برخورد کرد چون غیر از این نمی تونست با تماشاگر و متن ارتباط برقرار کنه! و خوب هم خودش رو در نقش پیدا کرد !
((یه چیزی بگم من احساس می کنم تا الان که لیست بازیگر هایی رو که در نمایش حضور پیدا کردند رو دیدم و اون چیزی که از نقش و فضای نمایش فهمیدم احساسم اینه که شاید کم بازیگری مثل مهدی پاکدل بتونه خوب یا نسبتا خوب در این نقش بازی کنه ! شاید چون من همه ی بازی هارو ندیدم نمیتونم خوب قضاوت کنم اما این رو باید کارگردان نمایش تایید کند نه من که فقط یک اجرا رو دیدم!!!!!!))

رضا مولایی رو با همه موافقم و مناسب همچین نقشی نیست و نبود!
بر خلاف بازیگر مقابل در تمام مدت نمایش القای استرس می کرد و بی خودی جدی و مرموز بازی در می آورد و نه تنها هیجان ایجاد نمی شد بلکه خشک و مصنوعی بودن از اجرایش احساس می شد!
مثل آدم هایی که می خواهند ادای یه سری آدم های دیگه رو در بیارن ولی نمیشه!و حتی به قول یکی از دوستان خنده دار هم می شه!

نمیدونم چرا نمایش بروشور نداشت !
فکر می کنم بروشور جالبی هم می شد براش طراحی کرد!

موسیقی ها خوب بود!

صحنه ... دیدن ادامه » جذابیت بصری نداشت! فکر می کنم اگر ویدئو پروژکشن هم نبود فضا طبیعی تر به نظر می رسید!
اما میز تحریر کنار صحنه جالب بود!


نمایش براساس متن بود و نبود ! نمیشه گفت کاملا در اختیار متن اما چرا اگر دستور های صحنه رو بخواید حساب کنید می شه گفت بر پایه ی نمایشنامه بود! ولی در اصل هدف نمایش دنبال کردن متن یا داستان خاصی نبود ! و به نظر من آن دسته از تماشاگر هایی که متن و داستان نمایش رو دنیال کردند راه اشتباهی رو رفتند و بهتر اینه که خودت رو به نمایشنامه بسپاری و ذهنت رو آزاد کنی!و در نمایش دنبال داستان نروی!


در کل احساس می کنم هدف این نمایش به کار انداختن حواس تماشاگر و یک جور تئاتر درمانی بود !
فکر میکنم با این نمایش کارگردان در انتها می تونه از قابلیت بازیگر ها با خبر شه! و اینکه عکس العمل هر بازیگر نسبت به متن نمایشنامه . حرکات رضا مولایی . دستور های کارگردان از اتاق فرمان سنجیده و بررسی شود! و حتی یه جور آمار از بازیگر های ما از نظر روانشناسی گرفته شود ! چه طوریش رو نمیدونم!


اما اگر دوست داشته باشید تجربه ی جدیدی از تئاتر داشته باشید و از هزینه ی بالای نمایش بتونید چشم پوشی کنید!و خودتون رو در نمایش رها کنید و جای بازیگر روی صحنه بگذارید. فکر میکنم ارزش یک بار دیدن رو داشته باشه!!!!! با توجه به تنوع بازیگر در نمایش اگر اجرای شبی رو انتخاب کنید که روحیات بازیگر اون شب با توجه به دید قبلیتون از اون بازیگر به شما نزدیک تر باشه فکر می کنم بهتر باشه و بتونید از اون شب لذت ببرید!


ممنونم از کارگردان نمایش آقای رهبانی که برای اولین بار پای این نوع تئاتر رو به ایران باز کرد و امیدوارم کارهای آینده ی همچین نمایش هایی جزو بهترین تئاتر ها باشند .
ممنون از نقد خوب و کاملتون خانم شاملو
۱۸ آذر ۱۳۹۱
ممنون استفاده کردم
۱۹ آذر ۱۳۹۱
خواهش می کنم سعی کردم اون چیزی رو که با یک بار دیدن نمایش دریافت کردم رو بنویسم.
۱۹ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام نمایش رو دیدم واقعا انرژی مثبت داشت از اون دسته تئاتر هایی بود که به من انرژی مثبت داد و بعد از دیدن نمایش احساس خستگی نکردم ! یه جورایی برای من تخلیه انرژی بود !توصیه می کنم اگر هنوز اجرا داشت از دستش ندید!
آقای امین لاری هم یکی از عوامل انرژی در ابتدای نمایش بود و لی کاش بابت کار خلاقشون طلب پول از تماشاگر ها نمی کردن ! البته یه جورایی هم هرکس اختیاری پول می داد !

آقای هاشمی مثل همیشه عالی بودن ! زهیر یاری هم خوب بازی کرد!
متاسفانه نمایش بروشور نداشت؟!

یه مسئله ی دیگه خیلی دلم می خواست به خود آقای افشین هاشمی بگم اما فرصت نشد ! اینکه موقع بداهه نوازی یه مواقعی با این که عالی اجرا می شد احساس می کردم دارم گول می خورم .چون دوست داشتم تمام اشعار یه جورایی بکر و تازه باشه و از همون کلمات در لحظه خوانده بشه و مخصوص همون اجرا باشه و شاید هم دیگه نشه که تکرار بشه ! انتظار زیادیه و عملی شدنش شاید خیلی دشوار اما اگر این طور می شد خیلی جذاب تر می شد به نظر من !
یه چیز دیگه اون هم بازیی که آقای هاشمی جلوی در قبل از شروع نمایش اجرا می کرد کاش هر دفعه یک جواب و یا سوال تازه ای غیر از بلیت اضافه پرسیده می شد ! که اگر تماشاگری برای دومین بار برای دیدن نمایش اومده باشه باز هم براش تازگی داشته باشه !این رو گفتم چون خودم همون موقع دیدم که یک خانم که احتمالا داشت می رفت نمایش رو برای بار دوم ببینه تا آقای هاشمی دم در اومد سمتش زود گفت :نه بلیت اضافه ندارم!!! در صورتی که اگر آقای هاشمی سوال یاجواب های دیگه ای آماده کرده بودن اون تماشاگر شاید باز هم غافلگیر می شد!

اینها رو گفتم چون خودم از گول خوردن در تئاتر زیاد خوشم نمیاد اینکه از پیش تصمیم بگیرند که چه چیز اجرا بشه و اون رو طوری جلوه بدن که نه این حرکت یک بداهه هست!

این حس گول خوردن در تئاتر رو زمانی تجربه کردم که موقع اجرای "لارنس راهب" وقتی بعد از اتمام نمایش متن رو دیدم و یا چند روز بعد از دیدن نمایش "می خوام بخوابم" وقتی فهمیدم اون کسی که ماهی داخل تنگ رو بعد از افتادن تنگ نجات میده ویا کسی که از بین تماشاگر ها متن نمایش بهش داده می شه تا ادامه ی متن رو بخونه همه از عوامل خود نمایش هستند !

در صورتی که تمام این نمایش هایی که نام بردم رو واقعا دوست داشتم و دارم و هر موقع فرصت بشه تعریفشون رو پیش دیگران می کنم .
اما به عنوان یک تماشاگر دوست دارم تئاتر باهام صادق باشه ! و همین طور که از تئاتر انتظار می ره اونم چنین تئاتر هایی اگر هر اجرا با دیگری متفاوت باشه عالی می شه! همین

وای ... دیدن ادامه » خیلی زیاد نوشتم عذر می خوام از همگی !
به تمام عوامل این نمایش یه خسته نباشید از ته دل میگم (: موفق باشید
سپاس از نقد قشنگت
منم تا حدودی هم اندیشم باهات دوست عزیز
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
تا حدودی با نظراتتون موافقم ولی چندتا نکته:
1- بداهه نوازی واقعا کار سختیه و همین که اون هنرمند با اون خلاقیت اجرا میکرد ، دیگه نمیشه انتظار رو بالاتر برد چون ممکنه کار بجای بهترشدن بدتر بشه!
2-درمورد بازی آقای هاشمی مقابل درب باهاتون تا حدودی موافقم ولی ... دیدن ادامه » بهترین سوال همین بوده چون که اون نمیتونسته گدایی یا طلب چیز دیگه ای رو بکنه و تماشاگر هم اگه حرفه ای باشه خودش میدونه که نباید جلوی کسانی که اونجا هستن و دفعه اوله که نمایش رو تماشا میکنند سوال رو لو بده و کار رو ضایع کنه!
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
ممنونم از شما دوستان آقای تاجیک و خانم امامی بله شما درست می گید بداهه نوازی به اون شکل خیلی مشکل هست !موافقم
خانم امامی به این نکته توجه نکرده بودم که آخر نمایش اشاره داشت به سوال اول !! مرسی ولی کاش سوالات بیشتری در ابتدا با تماشاگر ها مطرح می شد که این ... دیدن ادامه » سوال رو می شد جزو سوال های ثابت قرار بدهند ولی سوالات اتفاقی در رابطه با هر تماشاگر هم پیش می اومد!اما حرکت خلاقانه ای بود !و در نهایت خیلی از نمایش لذت بردم!
بازم ممنونم از شما دوستان خوب(:
۳۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توام کهنه رفیق .
یاد ایام قشنگی که گذشت.
کنج قلبم گرم است .
من به یادت هستم .
آرزویم این است : تن تو سالم و روحت شاداب . دل یکدانه ی تو سبز و بهاری .روزگارت خوش باد

سال نو رو به همه ی دوستان دیواری بهاری تبریک می گم و امیدوارم سال جدید سال خوبی و سلامتی و موفقیت و شادی برای همه باشه.
مرسی . سال نوی شما هم مبارکا باشه
۱۴ فروردین ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ف شاملو
درباره نمایش مشروطه بانو i
من هم دیشب نمایش رو دیدم. زمان نمایش : واقعا زیاد بود شاید میشد تو دو سعت و نیم هم تمومش کرد .فکر می کنم اگر به جای آنتراک که زیاد هم فرقی به حال تماشاگرها هم نمی کرد نمایش رو زودتر تمونم می کردن بهتر بود.

نور :خوب بود .

بازی : علیرضا محمدی- مریم توکلی - رویا نونهالی- شهرام حقیقت دوست -سیامک صفری خوب بود اما بازی علی سلیمانی-مسعود میر طاهری و ایمان دبیری از همه بهتر بود!هومن سیدی هم خوب بازی کرد اما زمانی که اوج می گرفت لحنش و صداش شبیه دوبلور ها ی کودک می شد!بازی بقیه بازیگرها هم مثل همیشه معمولی بود .

دکور:دکور رو دوست داشتم و زحمت زیادی براش کشیده شده بود!از صحنه های نمایش هم صحنه ی اول و کالسکه ی گردان و همینطور صحنه ی اجرای تیاتر رو هم دوست داشتم و فکر کنم جزو صحنه های قشنگ بود!

لباسها خوب بودن.

موسیقی : خیلی بوب بود مخصوصا آواز آقای حامد تمدن.

چهره پردازی :خوب بود.

پوستر و بروشور : والا پوستر نمایش رو درست ندیدم اما خوبه.ولی بروشور بد نشده یه کم شبیه بروشور همه ی فرزندان خانم آغا شده اما بد نیست.

در ... دیدن ادامه » کل از نمایش بدم نیومد و فکر می کنم اگر کسی قصد دیدن نمایش رو داره پیشنهاد می کنم یه کم صبر کنه که از اجرا های اول بگذره پخته تر بشه-و اگر حوصله ی سه ساعت و نیم نمایش دیدن رو داره و وسیله ی شخصی برای برگشت به خانه ! پیشنهاد می کنم نمایش رو ببینه ارزش یک بار دیدن رو داره اگر بتونه با تخفیف قیمت هم باشه که بهتر!

به همه ی عوامل نمایش خسته نباشید می گم .
یه چیزی هم بگم من کار تئاتر نمی کنم اما فکر میکنم خیلی سخت باشه سه ساعت و نیم رو صحنه باشی و اون همه دیالوگ سنگین رو حفظ باشی و نزدیک یک ماه هم اجرا کنی!!
ف شاملو
درباره نمایش خاموشی دریا i
من روز اول اجرا رو دیدم متن بد نبود .جذابیت کم بود خیلی ساکن و ساکت بود .شهرام حقیقت دوست خوب بود اما ازش بیشتر توقع می رفت یعنی بیشتر از این قابلیت داشت اما باز هم نسبت به بازیگر های دیگه خیلی بهتر بود .در نمایش زمانی که شهرام حقیقت دوست اوج می گیره خیلی خوب بازی می کنه و مونولوگ ها رو خیلی خوب می گه.از آقای دهقان و گوران هم با توجه به کار های قبلشون بیشتر توقع می رفت.
صحنه معمولی بود .موسیقی خوب بود.یه کم جو سنگین بود و خسته شدم اما آخر نمایش خیلی بهتر شد .
" مفهوم" نمایش خیلی خوب بود.
در کل از نظر من نمایش خوب بود و در حد یک نمایش معمولی و نه خیلی خاص می شه بهش نگاه کرد.
به تمام عوامل نمایش خسته نباشید می گم . به امید کار های موفق" تر" از این گروه خوب نمایشی.


فقط یه چیزی به مدیران محترم تئاتر شهر خواستم بگم که اگر نوشته ی من رو خوندن یا از تیم محترم ... دیدن ادامه » فنی سایت می خوام که لطف کنن و اگر ممکن بود این انتقاد و پیشنهاد من رو به ایشون برسونن ممنون می شم :
صندلی های سالن سایه خیلی داغونه اگر از سرو صدای جیر جیرش بگذریم اصلا فرم صندلی ها با صحنه هماهنگ نیست ! صندلی ها یک سمته و صحنه هم یه سمت دیگه ! یعنی زاویه شون با هم فرق داره !باز صد رحمت به سالن 4سو !!!!! :) من از وسط های نمایش ستون فقراتم درد گرفته بود و نمی تونستم با آرامش به نمایش توجه کنم ! حتما خیلی ها هم این اتفاق براشون افتاده شاید هم نه !نمی دونم ولی این مشکلی بود که برای من پیش اومد گفتم شاید بد نباشه مطرح کنم.گفتم حالا که نمیشه تئاتر شهر رو باز سازی کرد شاید بشه صندلی سالن سایه رو عوض کرد البته میدونم که بودجه برای تئاتر خیلی کمه و این مسائل در حاشیه س اما...(فکر کنم خودم جواب خودم رو دادم !:))به هر حال ممنونم از همه .
سپاس
نقدتون رو دوست دارم..
۲۴ مهر ۱۳۹۰
سلام شیرین خانم شاملو زاده ی عزیز (فامیل دووور !:))
من هستم همین دور و برام نوشته هاتون رو می خونم و لذت می برم از این همه ذوق و استعداد و سواد شما دوستان دیواری خودم .اما متاسفانه کم فرصت می کنم نظر بدم!یا یادگاری بنویسم ممنون که به فکرمی
همیشه شادو پیروزو ... دیدن ادامه » موفق باشی دوست من :)
۲۴ مهر ۱۳۹۰
آره همینش جالبه!! :)
۰۲ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من با توجه به اینکه به گفته ی دوستان در سایت زیاد نباید توقعمون رو از نمایش بالا می بردیم رفتم نمایش رو دیدم . بازی بازیگرا خیلی خوب و عالی بود کارگردانی و صحنه و لباس و دکور و همه خوب و عالی بود همینطور موسیقی واقعا زیبا بود.
اما مفهوم نمایش گنگ و برام نا مفهوم بود!!! شاید خیلی از مفاهیم به شکل استعاری بیان شده بود
اما همه این رو حداقل به راحتی متوجه نمی شدند.

یکی از کسانی که با من به دیدن این نمایش اومده بود البته کمابیش تئاتر می بینه آخر نمایش به من گفت: "انگار نمایش رو برای روز جهانی کوتوله ها ساخته بودند!"

شاید یکی از دلایل نا مفهوم بودن نمایش برای ما این بود که ما تا حالا تئاتر تجربی ندیده بودیم ! اما فکر می کنم اگر یه کم بیشتر دیالوگ به نمایش اضافه می شد مفهوم رو بهتر می رسوند!
یه چیز دیگه که بیشتر از همه ی اینها باعث تعجب من شد این بود که ... دیدن ادامه » تو سایت حدود 80 نفر این تئاتر را دوست داشتن و فقط 5 نفر نه! من نمی گم چرا دوست داشتن
اگر دوستانی که مفهوم نمایش رو کاملا درک کردن لطف کنن و یه کم اون رو باز کنن که ما هم بیشتر هدف نمایش رو بفهمیم ممنون می شم.
یه چیز دیگه هم اینکه برای ریورانس این نمایش که غالبا حرکت و موسیقی بود هیچ فکری نشده بود!!!

در نهایت خسته نباشید می گم به تمام عوامل این نمایش امیدوارم موفق باشید.
سفید برفی به روایت پوریا گلشناس :

ما در زندگی ناکامی های بسیاری را متحمل می شویم. حتی در کودکی خاطره انگیزمان فاصله و تبعیض را احساس کردیم. ما "متولد" شدیم و این تولید نه تنها با خواست و اراده ی ما صورت نگرفت بلکه در جبری نا بهنگام خود را در فضایی یافتیم ... دیدن ادامه » که که در آن تولید شده بودیم. ما از همان ابتدا در یافتیم که با بعضی بچه های دیگر متفاوتیم، و به آن ها حسادت کردیم. بزرگتر که شدیم کوشیدیم با شور نوجوانانه مان، پر غرور و پر انگیزه با این روند بجنگیم. ما کوشیدیم با اراده از سد هایی که سرنوشت ما را جبرگونه می سازد خود را رها کنیم و در پی آزادی اختیار "تکاپو" کردیم و چه تکاپوی دردآوری. با هستی و طبیعت مان، با طبقه ی اجتماعی مان جنگیدیدم تا بتوانیم وجودمان را ثابت کنیم. اما کی در این "مسابقه" نا برابر پیروز بوده ایم؟ قدرتمندان ما را همچون اشیای بی ارزشی بیرون انداختند و همه روحیه ما بر باد رفت. ما "رنج" بردیم زیرا تنها ناکامی ها بود که ما را در برابر انسان های غول پیکر همراهی می کرد. سرمایه داری ما را نابود کرد. در همه ی هستی مان، در اینکه حتی به خاطر طبقه اجتماعی مان نمی توانستیم دل زنی را که دوست داشتیم به دست آوریم رنج بردیم. ما به مهره های دست سرمایه داران تبدیل شدیم: ما کار می کردیم و دستمزد اندکی می گرفتیم، در حالی که آن ها کار نمی کردند و دست مزد هنگفت می گرفتند. تقریبا به این شرایط رضا دادیم. دربرابر زندگی کوچکمان تسلیم شدیم؛ با ماشین های کوچکمان در ساختمان های کوچک مان و در همه ی ابعاد زندگی مان که هم چون خودمان کوتوله اند با کوتولگی مان کنار آمدیم. شاید دیگر اصلا آن رنج تکاپو را به فراموشی سپردیم و به زندگی همان طور که هست تن دادیم.

این روزها به دشواری می توان گفت یک اثر هنری ایجاد شده است که کاری جدید و متفاوت است. بسیاری از تیاتر هایی که امروز به ظاهری عجیب و غریب روی صحنه می روند، به بهانه ی اینکه نام پسا مدرنیسم رابه یدک می کشند از هر کار احمقانه ای دریغ نمی کنند. سفید برفی و هفت کوتوله را می توان اثری پست مدرن دانست که فرم های فوق العاده ی اکسپرسیونیستی در آن دیده می شود. با شجاعت می توان گفت: این یک کار جدید در ورطه ی رو به نابودی تیاتر کشورمان است. تجربه ای جدید است که آدم می تواند پس از تما شای آن با شگفتی بگوید: یک تیاتر متفاوت از یک هنرمند خلاق. این تیاتر نه حتی یک تیاتر در معنای معمول آن است. اثری است که در آن هنر های تجسمی نقش عمده ای دارد و اشکال آن به گونه ای بسیار هنرمندانه در آن به کار رفته است. به کلی من با تماشای دوباره ی این اثر آن را یک اثر هنری فاخر یافتم که گروه خلاقش برای ساخت آن زحمات فراوانی را متحمل شده است، چنانکه پس از دو سال تمرین تازه هم اکنون آن را روی صحنه برده است. تماشای آن را از دست ندهید.


۲۰ شهریور ۱۳۹۰
با نقد وتحلیل پوریا و نظرات محمد مهدی احدی موافقم.نواوری در تئاتر ( بدون ادا و اصولهای معمول )و در راستای گسترش تئاتر مفهومی و محتوائی قابل تقدیر و حمایت است . تا شاهد پیشرفت سطح تئاتر و خلاصی از نمایشهای ( حتی فیلم وسایر هنر های ) سطحی و بدون بار معنائی ... دیدن ادامه » باشیم .
۲۴ شهریور ۱۳۹۰
محمود دولت آبادی از نویسندگان صاحب نام کشورمان یکشنبه (13 شهریور ) بعد از پایان اجرای نمایش سفید برفی و هفت کوتوله از کارگردان این اثر نمایشی تقدیر کرد و گفت : مدت ها بود که برای دیدن تئاتر اقدام نکرده بودم اما با دیدن این اثر نمایشی در تالار قشقایی باید ... دیدن ادامه » به گروه نمایشی به خاطر اجرای چنین اثری تبریک بگویم چرا که توقع دیدن چنین اجرای خوبی را نداشتم .
وی به کارگردان این نمایش گفت : بسیار خوشحالم که شما خط فکری خود را در اجرای نمایش های بی دیا لوگ پیدا کرده اید و امیدوارم به راه خود در این مسیر ادامه بدهید.


۲۴ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ف شاملو
درباره نمایش ولپن i
نمایش خوب بود . خسته کننده نبود و با وجود اجرای اول بودن انرژی و تسلط بازیگر ها خیلی خوب بود .بازی همه ی بازیگر ها در جای خود خوب و به جا بود.اما یه کم صحنه خالی بود با اینکه باز هم ایده ی تغییر صحنه با استفاده از بوم خیلی خوب وجالب بود اما صحنه یه چیزی کم داشت نمی دونم شاید از نظر من اینطور بوده!
موسیقی کار هم خوب بود.
من فکر می کنم شاید نسبت به یه سری از نمایش هایی که توسط عوامل حرفه ای تر اجرا می شه و فقط اسم در می کنه(البته یک سری)ارزش دیدن این کار ( اگر اشتباه نکنم دانشجویی ) بیشتر هست

خسته نباشید می گم به همه ی عوامل این نمایش
موفق باشید
دوستان چون تقریبا اولین بار بود این همه دوست دیواری رو در یک سالن کوچک می دیدم کنجکاو شدم بدونم دیروز رو صندلی 2و5و6 ردیف 3و 1و2 ردیف 2 چه کسانی از دوستای دیواری نشسته بودند؟
(راستش اون موقع روم نشد بپرسم!)
۱۰ شهریور ۱۳۹۰
جقدر کامنت ها با سوال آقا یا خانم ف شاملو مرتبط هست!!!!
۱۰ شهریور ۱۳۹۰
واقعااااااا
دوستان مرسی از جوابتون :دی

و از همدردی شما دوستان دیواری خانوم ها صادقیان و رستمی عزیز ممنونم
۱۱ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا حافظ ای ماه غفران رحمت
خدا حافظ ای ماه عشق عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزو ها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خدا حافظ ای بهترین ماه الله...




پی نوشت : پیشاپیش فرا رسیدن عید فطر رو به همه ی شما دوستا ی دیواری عزیز تبریک می گم:)

اما تموم شد دیگه دلم گرفته....:(

از: ناشناس
سلام بر شما آقای گوران

بله خیلی خوبه که همه ی ماه های سال رو مثل ماه رمضان بدونیم اما ما آدما فراموش کاریم و یادمون می ره ...
نمی دونم حرف دلم رو چه طور بگم...
ممنونم از مطلبتون
۰۸ شهریور ۱۳۹۰
آره .. خیلی دل منم گرفته .. رمضان خوبی بود ..

عــــیــــد بر شما مبــــــــــــارک هم دیواری عزیز !!
۰۹ شهریور ۱۳۹۰
افسوس که چه زود دیر می شود...

تازه داشت حالمون بهتر می شد توی این ماه رحمت و مغفرت، حالا کو تا سال دیگه که آیا ما زنده ایم یا مرده با این همه بار گناه بر روی دوشمون...

عید شما هم مبارک ...ممنون بابت این نوشته زیبا
۰۹ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا حافظ ای ماه غفران رحمت
خدا حافظ ای ماه عشق عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزو ها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خدا حافظ ای بهترین ماه الله...




پی نوشت : پیشاپیش فرا رسیدن عید فطر رو به همه ی شما دوستا ی دیواری عزیز تبریک می گم:)

اما تموم شد دیگه دلم گرفته....:(

از: ناشناس
علی فرح راد این را خواند
حسام خالقی، شادی دهقان و احسان طهماسبی این را دوست دارند
رمضان رفت و
.
.
.
.
رو سیاهیش ماند بر من
۰۸ شهریور ۱۳۹۰
عــــیــــد بر شما مبــــــــــــارک هم دیواری عزیز !!
۰۹ شهریور ۱۳۹۰
خواهش می کنم آقای خالقی نوشته ی من که نبود تازه اگر هم بود هیچ اشکالی نداشت خیلی هم خوشحال می شدم:)
۰۹ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز شدید بوی پاییز رو حس می کردم...


دوستان التماس دعا دارم فردا تحویل پروِِژه مه!

از: ف.شاملو
موفق باشید
۰۶ شهریور ۱۳۹۰
ایشالا همه چیز خوب پیش بره
۰۷ شهریور ۱۳۹۰
واقعا ممنون از همتون دوستان عزیز
با لطف و محبت شما دوستان به خیر گذشت

مرسی از همه
۰۸ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از اینکه نمایش تمدید شد!
مانیا جعفری و مریم قجر این را خواندند
شادی دهقان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
دلم شکسته شد اینبار هم نجات نداد
شراب عشق تو این کوزه ی سفالی را
همه حقیقت من سایه ایست بر دیوار
مگرد هان! که نیابی(( من )) مثالی را
...
نشان نیافتم اینبار هم ز گمشده ام
هر آنچه پرسه زدم عشق و آن حوالی را
در آن غریبه به هر یاد- آن خراب آباد
نمی شناخت دلم یک تن از اهالی را
بهار نیست زمستان پس از زمستان است
که خود به هم زده تقویم من توالی را

هنوز مساله ات مرگ و زندگی ست اگر
جواب می دهم این جمله ی سوالی را:

نهاده ... دیدن ادامه » ایم قدم از عدم به سوی عدم
حیات نام مده فصل انتقالی را



از: حسین.منزوی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من هم این نمایش عالی بود جزو بهترین تئاتر هایی هست که دیدم! فوق العاده بود

آقای هاشمی عالی بودن

البته همونطور که یکی از دوستان گفته بود ممکنه برداشت ها متفاوت باشه ! که این اتفاق بین جمع دوستانی که با هم به دیدن این نمایش رفته بودیم افتاد !

اما این زمانی بود که دوستان هنوز متوجه اصل ماجرا نشده بودند و وقتی موضوع رو بین خودمون باز کردیم نظر دوستان عوض شد و حتی بیشتر لذت بردند!!

واقعا عالی بود

اما به نظر من بروشور نمایش جالب نبود! یعنی جذابیت لازم رو نداشت! کاش تبلیغات بهتری می شد برای این نمایش!
نسخه جدید سایت خوبه اما یه کم شلوغه نمی دونم چرا این احساس رو دارم!!!!!

ممنون از توجهتون
محمد عمروآبادی این را خواند
فاطمه هاشمی و Faranak Dareshouri این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان کسی نمایش" شن" رو دیده؟ اگر کسی دیده لطف کنه نظرش رو راجع به نمایش بگه.
تو قسمت سالن سایه نوشته هیچ نمایشی برپا نیست اما تخفیف نمایش "شن" رو در جای دیگه از سایت گذاشته !!!!!!
از طرف دیگه کسی هم برای این نمایش ثبت نام نکرده ؟!اصلا این نمایش داره اجرا می شه؟
قضیه چیه؟
نمایش خوبی هست (البته تو بخش نظرات نمایش میتونید اطلاعات بیشتری بگیرید)
اگر ثبت نام هم کردید مطمئن باشید که اجرا میشه. فقط چون اکثر دوستان (از جمله خود من)قبلاً رفتن کمی استقبال کمتر هست نسبت به قبل
۱۶ خرداد ۱۳۹۰
دوستان ممنون از راهنمایی همتون.
۱۶ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عذر میخوام تو خط اول "یه کم هوا گرم بود " کمش" جا افتاده!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید