تیوال نیلی | دیوار
S3 : 16:20:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نیلی
درباره نمایش روزهای بی باران i
در روزگاری که تئاتر، بیشتر اوقات یک جور لوکس و لفاف شده تحویل تماشاگر میشود، با حجمِ عظیم نور، صدا، دکور، لباس و چه و چه و چه!
با تماشای "روزهای بی باران" برای خودت، پرسه می زنی... سوت زنان و غمگنانه!

برای این همه سادگی، سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ندیدنش حسرت دارد...

خَلاص!
لیلى شجاعى این را خواند
ریحانه و فائقه معتمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از اتفاق بدم میاد
اتفاقا همیشه یه جوری َن
من دلم نمی خواد هیچی پیش بیاد...
این که همه چی دست ِ اتفاقه از منه یا از چیز دیگه س؟!
آتیه بهی پور این را خواند
وحید هوبخت، اوتانا فردکهن و صادق فراهانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این چمدون، دلگیرترین چیزیه که تو عمرم دیدم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گوشام سنگینن از حرفایی که هیچ وقت نگفتی...
چشاتو ببند می خوام برات قصه بگم. فقط نباید منتظر باشی که تموم کنم، چون من بلد نیستم چیزی رو تموم کنم. فقط بلدم خوب شروع کنم!




**** لطفا تمدید کنید ****



محمد رحمانی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلی
درباره فیلم بهمن i
"بهمن" پر از نقاب است...

صورتک هایی که مدام به نقاب مزین شده اند و خودت را از خودت می گیرند!
بیست سال زندگی با یکی از همین نقاب دارها، زمانی دلت را حزن آلود می کند که زن باشی...
و فکر می کنی همه چی یه طوری شده و انگار وقتی نباشی، درست تره!
توده‌های عظیم "بهمن" بر سرت هوار می شود و تو مدفون می شوی؛ مسکوت، تنها...

"بهمن" را دوست داشتم.
وحید هوبخت این را خواند
مرتضا، ذوق زده، قاصدک و مینا سمیع زادگان این را دوست دارند
بیست سال زندگی با یکی از همین نقاب دارها، زمانی دلت را حزن آلود می کند که زن باشی...

زن بودن یا مرد نودن ؛ واقعا چه تفاوتی دارد ؟ مگر غیر از این است که هر کدام خصایص خودش را دارد ! پس چرا اینقدر از این زن بودن سوء استفاده میکنید !؟
نقاب بیشتر سلاح مردان ... دیدن ادامه » است یا زنان ؟ کمی انصاف داشته باشید لطفا ..
۱۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلی
درباره فیلم بهمن i
هما: یه خورده خودت باش! حالم به هم می خوره انقد بهم محبت می کنی...
نیلی
درباره فیلم بهمن i
هما: من همیشه سعی کردم از همه چی سر در بیارم
مادر دکتر: خوب نیست. خیلی وقتا باید به روی خودت نیاری که می دونی! اگه ندونی این آخرین زمستونه، این برف چه فرقی داره با برفای دیگه؟!
امشب این فیلمو دیدم لذت بردم ...
۱۱ دی ۱۳۹۴
همینطوره
۲۵ دی ۱۳۹۴
خوب گفت
۱۷ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا بیشتر باش؛ "مهدی اعتماد سعید"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلی
درباره نمایش حرف بزن مده آ i
"حرف بزن مده آ" را درست نخواندم. گمان کردم نامش "مده آ" می باشد.
از اینرو دنبال اسم "مهدی اعتماد سعید" بودم و هیچ نیافتم. ایشان خود وعده اجرای نمایشِ "مده آ" را داده بودند و چقدر حیف...
شیدا مطلبی، مجتبی مهدی زاده و aida این را خواندند
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نگاشته تنها برداشتی آزاد از "سایه روشن" است. البته به زعم من

یک وقت هایی دوست می داری با همه توانت، دستانت را دراز کنی و جلوی افتادن بعضی اتفاق ها را بگیری...
یک گام به جلو، اما هی به عقب رانده می شوی!
لاجرم، پا پس کشیده و تاب می خوری در چرخش ِ مدور زمان. گیج...
کوچک تر که بودیم، دنیا رنگ رنگی و حقیقت، روشن بود
بعدترها، به تمامی پریدند رنگ ها و حقیقت، سایه ای پس ِ هر دروغ!
و این بسیار مأیوس کننده است! باور کن...

"سایه روشن" پر است از ایهام های غریب و قریب!
فرزاد مؤتمن خوب بلد است بیننده را مشعوف کند. بسی کیفور شدم...
سپاس بیکران برای ساخت این فیلم ارزشمند.

پی نوشت: حتما ببینید که ندیدنش اصلا خوب نیست!
وسطش پا شدیم رفتیم!
۲۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونایی که بیشتر می دونن، بیشتر دروغ می گن
اونایی که کمتر می دونن، بیشتر باور می کنن
قضیه از اونجایی شروع می شه که تو هم دروغ می گی، هم باور می کنی!
- دیگه نمی دونم چی می خوام
- با منی که می دونم چی می خوام، خیلی فرق نداری!
وحید هوبخت، بهنام [شاهین] باقری و مرتضا این را خواندند
ذوق زده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دروغ آرمان داره، حقیقت همیشه بی قواره اس...
بهنام [شاهین] باقری و مرتضا این را خواندند
وحید هوبخت، بیتا نجاتی و سجاد وطن دوست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتی وجود نداره. اگه هم باشه، آخرین چیزیه که لازمش داری!
بهنام [شاهین] باقری و مرتضا این را خواندند
وحید هوبخت و سجاد وطن دوست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی به بچه به دنیا می یاد، ذهنش خالیه. همه صفت های خوبو داره. فقط یه چیزی کم داره: آگاهی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلی
درباره فیلم i
"احتمال باران اسیدی" یک جور تنهایی ِ گس، که تو را در درگیر کش و قوس می کند مدام!

پس از سال ها که هیچ زندگی نکرده ای، چند روزی را چنان زیست می کنی که گویی یک عمر...

منوچهری که آنقدر کم حوصله است، حتا یارای پاسخ دادن به سلام همکار چند ساله اش را هم ندارد، اما در رستوران هتل در سلام دادن به مهسا، پیش دستی می کند...
منوچهری که از 105 دقیقه فیلم، 104 دقیقه اش را در تلاش برای یافتن خسرو است. خسرویی که دیگر خسرو نیست، به واقع خسروی ِ منوچهر نیست...
کاوه در تلاش برای به زمین گذاشتن باری از دوش دوستان ِ تنهایش...
و مهسا... مهسایی که از جنس هیچ کدام از دخترهای هم و سن و سال خویش نیست. آن طور بزک کرده و سر خوش!

چقدر منوچهریم، چقدر کاوه و چقدر مهسا...
نیلی
درباره فیلم i
مهسا: من فکر می کردم که وقتی آدما سن و سالشون می ره بالا، دور و برشون خالی نمی مونه!
الان دیگه تو سرِ سگ بزنی از این دیالوگها ازش میریزه. توی هر فیلم و رمان در پیتی هم چند تا دیالوگ هست که سعی داره تماشاچی رو تکون بده.به نظرم اشتباهه دیگه اینطوری ویترینی ، کار کردن روی دیالوگهای یک فیلم ، اشتباهه
۰۲ آذر ۱۳۹۴
فرشید جان با نظرت مخالفم
۱۶ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید