تیوال مهشید رشیدی | دیوار
S3 : 14:26:12
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مهشید رشیدی
درباره فیلم گلدن تایم i
۱۲ ماه
۱۲ انتخاب
و ۱۲ گلدن تایم (لحظه طلوع و غروب خورشید که همه چیز در زمانی کوتاه و لحظه ای ناگهان تغییر میکند و دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست و در نتیجه اون لحظه یا تاریکی میاد یا روشنایی)
فیلم دوست داشتنی و قابل دفاعی بود اما این کاملا عادیه که بعضی اپیزود ها یکم از بقیه معمولی تر بود اما این از لذت بخش بودن اثر اصلا کم نمیکرد
خسته نباشید به همه عوامل برای این فیلم لذت بخش و متفاوت
بهزاد هندی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهشید رشیدی
درباره فیلم آندرانیک i
در یک کلام عالی
بیشتر از اینکه احساس کنم یک فیلم میبینم احساس میکردم یک تئاتر دارم میبینم بازی ها، دکور و دیالوگ های بی نظیر ۹۰ دقیقه لذت بردم
گالنا این را خواند
امیر و parisanov21 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند سال پیش وقتی همایون غنی زاده در انتظار گودو ساموئل بکت اجرا برد فهمیدم گاهی کامنت ها با واقعیت یک نمایش خیلی فاصله داره بعد از دیدن این اجرا بازم یاد اون زمان افتادم کامنت های بد و نمایشی خوب .
همیشه از نمایش هایی که باید بعدش دقیق فکر کنی تا بفهمی که چی میخواست بگه خوشم میاد نمایش خوب باید همراه آدم به خونه بیاد و شب قبل خواب مجبورت کنه بهش فکر کنی این نمایش دقیقا از همونا بود
طراحی صحنه ،طراحی لباس، نور و بازی ها (البته به جز یکی از بازیگران ) بسیار عالی بود اما در مورد متن به نظرم این لایه لایه بودن و گنگ بودن نمایش خیلی به فضا کار میخورد اما شاید دلم میخواست بیشتر ببینم بیشتر بشینم و لذت ببرم به نظرم این نمایش پتانسیل طولانی تر بودن و بسط پیدا کردن و داشت. متن جای کار داشت و میشد یکم بیشتر به موضوع اصلی که در ذهن نویسنده بود بپردازه
خسته نباشید ... دیدن ادامه » به تمام عوامل مخصوصا بانیپال شومون که واقعا درخشان بودن
پ ن:گفت هر چیزی را زکاتی است و زکات عقل اندوهی است عمیق
دوست عزیز من هم از کار لذت خیلی زیادی بردم و مطمئن بودم کار علی شمس جوری که تو کامنتها درموردش صحبت میشه نیست. من خودم برای لذت بردن بیشتر از متن برای بار دوم میخوام برم مشتاقانه تماشا کنم و غرق لذت شم...
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
چه قدر عالی
ای کاش من هم میتونستم دوباره این کارو ببینم
و ای کاش میتونستم قبل از دیدن اجرا ها از خیر خوندن کامنت ها بگذرم (خیلی عادت بدیه متاسفانه که آدم با پیش فرض تئاتر ببینه)
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدا از هر چیزی دکتر رفیعی فخر تئاتر ما هستند من برای اولین بار در تئاتر ایشون فهمیدم زیبایی شناسی چیه
اما در مورد این تئاتر شاید یکم از تئاتر قبلی ایشون "کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی "جذابیتش کمتر بود و فکر میکنم مهمترین دلیلش متن کار بود متن نمایش قبلی کوبنده تر بود و ریتم تند تری داشت با اینکه داستان در زمان امیر کبیر نقل میشد ولی بسیار امروزی بود اما متن این نمایش ریتم کند تری داشت و یکم امروزی نبود البته امروزی بودن نه به این مفهوم که کهنه بود چون متاسفانه کاملا داستان این خانواده حداقل برای من آشنا بود و اطرافم دیده بودم و شنیده بودم دختر هایی که سرکوب میشن و خانه ای که مکان وحشتناک و دلهره آوریه به جای اینکه محل آرامش باشه فکر میکنم دکتر رفیعی دید کلی تری نسبت به متن اثر داشتن وقتی یکم کلی نگاه کنیم مفهوم ... دیدن ادامه » آتش زیر خاکستر و ظاهری روشن در مقابل باطنی تیره و وحشتناک هدف این نمایش را از به تصویر کشیدن تنها یک خانواده فراتر میبرد.
از متن که بگذریم دکور به فضای کار میخورد همون طور که از دکتر رفیعی انتظار میرفت شاید انتظار چیز بیشتری از دکور اکثر مخاطب ها داشتن ولی به نظرم برای فضا کار مناسب بود بازی ها عالی بود و البته استفاده نکردن از هاشف و میکروفن (که این روز ها متاسفانه در سالن های کوچک هم مد شده) خیلی خوب بود.اما در مورد جزئیات نمایش میزانسن باید بگم در یک کلام شاهکار بود.
و در آخر امیدوارم نسل های بعدی هم افتخار دیدن نمایش های دکتر رفیعی را داشته باشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهشید رشیدی
درباره نمایش تن شوری i
سلام دوستان اگر کسی یک بلیط اضافه برای هفته اخر این کار داره یعنی روز های یکشنبه دوشنبه و سه شنبه ممنون میشم به من ایمیل بزنید
mah77rashidi@gmail.com
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه زندگی ....
سه نسل ....
و بازمانده ای که که هر بار در هر نسل و هر زندگی هرچه تلاش میکند آخر آن نمیشود که باید ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی روز اول اجرایی و دیدن یه حس خاصی داره از یه طرف ممکنه اجرا به خوبی دو هفته بعدش نباشه به هر دلیلی یا تاخیر داشته باشه بالاخره شب اوله اما از طرف دیگه یه حس خوبی هم داره که روز شروع یک اجرا رو ببینی یه حسی که نمیشه توضیحش داد آدم یه احساس خالص بودن بهش دست میده شاید به خاطر اینکه برای همه اون اتفاق جدیده از بازیگر و عکاس و مسئول سالن تا تماشاگرا حسی که ذره ای تکرار و یکنواختی توش نیست
امشب وقتی این اجرا رو دیدم نه به خاطر تاخیر ناراحت شدم نه به خاطر کیفیت صدا ها و مشکل هاش اف (نمیدونم چرا تئاتری که صدای بازیگرا با میکروفن باشه به نظرم جذابیتش کم میشه) تنها چیزی که میدیدم نمایش بود که به ساده ترین حالت ممکن اجرا شد ولی به طرز عجیبی آدم همزاد پنداری میکرد با تک تک اون آدم ها
همه ما میدونیم دلتنگی چیه و همه تجربه اش کردیم همه توی مواقعی میرسیم به یک ... دیدن ادامه » سوال مهم که آره یا نه ما میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه یا نکنه همه ما دلمون برای کسی میتپه نه لزوما کسی که عاشقشیم نه بعضی اوقات دلمون بدجور برای یه دوست قدیمی که دیگه نیست میتپه ماها وقتی بار یه اتفاق روی شونه هامون سنگینی میکنه کارای متفاوتی میکنیم خود من همیشه تو این شرایط میرم با ماشین دم یک پارک سرسبز پارک میکنم و از تو ماشین به همه جا نگاه میکنم به زندگی که جریان داره و به خودم که متوقف شدم
این تئاتر حتی بدون ذره پیچیدگی ما رو نشون میداد دقیقا خود خودمون رو که چه طور اتفاقی از ما عبور میکنه ولی ما از اون اتفاق عبور نمیکنیم
خسته نباشید به گروه اجرایی به خاطر این تئاتر ساده و زیبا
(با این همه بدبختی دور و برمون خوبه بعضی اوقات ساده باشیم ساده فکر کنیم ساده ببینیم دقیقا مثل این نمایش)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهشید رشیدی
درباره نمایش ریچارد i
در همین روز های اخیر به دیدن این کار رفتم اجرا پر بود از دیالوگ های پر مغز و به موقع ترکیب حرکات نمایشی و اتفاقات بسیار به موقع و زیبا بود در مورد بازی بازیگران شاید بی نقص نبود اما کاملا دلچسب بود شاید از آقای کمیلی انتظار این نوع بازی نداشتم اما الحق از پس بازی ریچارد سوم بر آمده بود جزئیاتی مانند نان دادن ریچاد به سربازان آنقدر دقیق و ریز بود که نشان میداد چه قدر فکر پشت هر ثانیه کار است شاید تنها چیزی که کمی دلم میخواست بهتر باشد طراحی صحنه بود این انتظار هم از دیدن ۶ تئاتر اخیر آقای نعیمی از جمله دکتر فاوست و سقراط در من بوجود آمده بود خسته نباشید به تمام عوامل این کار زیبا مخصوصا آقای نعیمی که با این متن زیباشون ذهن رو مشغول این اجرا میکردن
مهشید رشیدی
درباره کنسرت-نمایش لیلا و چند مسافر i
امیدوارم یکی از عوامل این متن بخونه و حتما به آقای رحمانیان انتقال بده
من حداقل از ۵ سال قبل رو که دقیق به یاد دارم نشده که اجرایی از ایشون باشه و نرفته باشم به عنوان یکی از طرفدارای این سبک کار(موسیقی نمایش) باید بگم جدیدا خیلی از اسم هایی که روزی به عنوان کارگردان میدیدم قطع به یقین و چشم بسته به دیدن اجراشون میرفتم نا امید شدم واقعا من نفهمیدم هدف ایشون از اجرا این کار ضعیف چی بوده نمایشنامه هایی که نمیخواستن توی کمد خاک بخوره یا هدف والا تری داشتن که قطعا همین طوره ولی اصلا قانع نشدم
اول از همه اصلا نمیتونم به این متن بگم نمایشنامه یکسری مونولوگ جدا جدا بود که به هم به زور چسبیده بودن دوم قصد ایشون از اجرا اپیزود لیلا رو که اصلا نفهمیدم یک متن ساخته شده از جمله های تکراری کلیشه ای که فقط به قصد در آوردن اشک مخاطب بود نه شروعی داشت و نه پایانی ... دیدن ادامه » نه حتی هدفی من معتقدم نوشتن از موضوع جنگ خیلی تاثیر گذاره اما خلاقیت و محتوا باید داشته باشه قرار نیست هر چیزی با برچسب جنگ تاثیر گذار باشه شاید اگر اپیزود چند مسافر اول بود انقدر نظرم نسبت به اون منفی نمیشد ولی بابا دیدن لیلا دیگه هیچ انگیزه ای به دیدن مسافران نداشتم
و در مورد چند مسافر من شب اول اجرا و اولین سانس اجرا بودم اول از همه هیچ بچه ای ندیدم به جز یه عکس در برشور بعد فهمیدم که اون تیکه توی اجرا ما نبوده و بعد از آن هم اصلامتن به هدفی که در برشور نوشته بودن حتی نزدیک هم نبود
میخواستید بگید مردم هنوز در این دوره معاصر به زیارت میرن چون به معجزه اعتقاد دارن و امامان رو وسیله ای برای وقوع معجزه میدونن یا شاید منظورتون این بود که مردم در اتفاقات بد زندگی با امامان همزاد پنداری میکنن در هر صورت اصلا تاثیر لازم رو نمیزاشت هم به خاطر متن ضعیف هم به خاطر مونولوگ بودن کار هم خیلی چیز های دیگه (شاید اشفتگی و عدم یکپارچگی ذهن نویسنده حتی)
و در نهایت حداقل باید در در هنگام بلیط فروشی در خلاصه داستان یا توضیحی اشاره و موضوع میکردید البته در مورد من فرقی نداشت من به اعتبار اسم محمد رحمانیان باز هم به دیدن اجرا می امدم اما نامید شدم شاید دیگر شب اول به اجرا بعدی شما نیایم شاید دیگر انتظار شاهکار از شما نداشته باشم ولی از حق نگذریم نمیتوان از بازی های زیبا بعضی بازیگران و صدا اقای مسیحا تعریف نکرد امیدوارم در کار های بعدی آقای رحمانیان خاطره این اجرا ضعیف فراموش شود
سلام خواستم علاوه بر موضوعاتی که شما اشاره کردید من هم طراحی صحنه ضعیف کارو بهش اشاره کنم که اگر اشتباه نکنم داستان چند مسافر به سال 78 بر میگشت ولی مدل تاکسی که در صحنه بود ربطی به اون سال نداشت شاید موضوع کوچیکی باشه اما همین جزئیات هست که یه کارو متمایز ... دیدن ادامه » میکنه از بقیه.ضمنا اطلاع رسانی بسیار ضعیف کار هم باید بهش اشاره کرد چون به شخصه برای دیدن آقای هاشمی رفته بودم که نبودن شبی که من به دیدن نمایش رفتم.موضوعات تکراری بیرون سالن های تئاتر و سر وصدای تماشاچیان هم که دیگه عادی شده.با تشکر
۲۶ تیر ۱۳۹۷
با نهایت احترام به آقای رحمانیان و گروه خوب بازیگرانشون. متأسفانه من برای اولین بار وسط نمایش بلند شدم، اصلا نتونستم با اینهمه مشغله فکری و نگرانی این روزها، موضوعات این چنینی که خیلی سطحی بهش پرداخته شده بودو تحمل کنم. صادقانه بگم از یک جایی به بعد اصلا ... دیدن ادامه » فکر کردم با ادامه تماشای این نمایش به شعور و اعتقادم بیشتر توهین میکنم.
۳۱ تیر ۱۳۹۷
من قبل تر از این هم کار های اجتماعی مذهبی از اقای رحمانیان دیده بودم ولی این کجا و آن کجا این یک بخشی از نمایش (پسر بچه)بعضی شب ها اجرا بشه و اینکه متن اصلا پیوستگی نداشته باشه اصلا در اخر نتونی ذهنت رو جمع کنی از چیزی که دیدی این اتفاق اصلا خوب نیست و به ... دیدن ادامه » قول شما یه جور توهینه منم واقعا از یه جایی به بعد فقط برای موسیقی نشسته بودم نه برای نمایش دوستانی که میگن این سبک اقای رحمانیانه من تقریبا هر اجرایی که توی چند سال اخیر داشتن رو رفتم منم سبک ایشون رو خوب میشناسم ولی تمام اون کارهایی که دیدم متمرکز و هدفدار بود اخرش جمع بندی میشد کلیشه ای نبود و واقعا از بستر اجتماع شکل گرفته بود اما این کار انقدر کلیشه ای ناپیوسته بود که آدم رو یاد سریال های ماه رمضان مینداخت من با این ژانر مشکلی ندارم حرف من خود اجراست
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید