آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محمدمصطفی ملک | دیوار
S3 : 23:12:37 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

دیگه بریدم از خونواده م و اجتماع...
جامعه ایه که منم باید مثل خودشون باشم.من باید "بچه مردم" باشم و مث بقیه تکرار بشم.منی که از طرف خونواده م سرکوب میشم به خاطر اینکه دارم به سمت هدفم میرم.دارم به سمت عشقی که دارم میرم و خودمو موظف میدونم که اگه به دنیا اومدم باید به سمت عشق و علاقه هام برم...با توجه به اینکه تو این چند سال عمرم خودمو شناختم و اطراف و جامعه مو شناختم...ولی چون به مذاق خونواده م خوش نمیاد و اونا نمیخوان من همچین کسی باشم،باید همه ش از طرف اونا طعنه و کنایه بشنوم.که این طعنه و کنایه ها همه ش حرفای مردمه و حرفای جامعه خودمه.و من همه اینا رو دارم از اطرافیانم میشنوم...
میخوام از این وضعیت خودمو جدا کنم؛دیگه واسه خودم باشم...نه واسه حرف مردم...نه واسه دیگران.
میرم سمت عشقی که دارم.میرم سمت هدفم....کتابهایی که دوست دارمو بخونم،فیلم هایی که میخواستم تو خونه ببینم و نمیتونستم اونا رو تو اتاقم نگهدارمو ببینم.(چون زشته ما از این کتابها و فیلم ها و ... تو خونه داشته باشیم.جامعه نمیخواد...عیبه) و خیلی چیز دیگه.
حداقلش یه گوشه از این شهر یه کارتن بزارم زیرمو راحت بخوابم.بدونم صبح که بلند میشم واسه اینه که به علاقه هام برسم...
منم مثه بعضیا تو این شهر رو کارتن میخوابم و زندگی میکنم...کاملا راضی ام..من کارتن خوابم ولی اصلا به سمت مواد مخدر و اینا نمیرم..
البته مواد مخدر مصرف کمه ش دارو هس.
این را برای خودم می نویسم.
امیدوارم در پاسخ دادن به دو سوال زیر صداقت کامل داشته باشم؛
-آیا حقیقت را دوست دارم بشنوم یا دروغ؟
-چقدر حقیقت را می گویم و چقدر دروغ؟
.
.
.
تا سخن از بردگی به میان میاد،اکثر اوقات یاد تمدن های مصر،یونان و روم می افتیم (البته برای من که اینگونه است) که با عنوان بردگی کلاسیک از اون یاد میشه.
شاید ... دیدن ادامه ›› فکر کنیم امروز آقای خودمانیم و بردگی مثل قرون گذشته باب نیست.اما بردگی در عین آزادی.برده ی نیازهایمان،نیازهایی که زمان و مکان به ما القا می کنند.ما نمی خواهیم چون می خواهیم.بلکه می خواهیم چون باید بخواهیم.به عبارت دیگر نیازشناسی ما عوض شده و به تبع آن نوع بردگی عوض شده و دروازه ورود به این نوع از بردگی دوری از خودشناسی است؛در حقیقت،نمی دانیم چه می خواهیم و چه باید بخواهیم...چون خودمان را نمی شناسیم.
و چه خوب گفت؛
میزی برای کار...کاری برای تخت...تختی برای خواب...خوابی برای جان...جانی برای مرگ...مرگی برای یاد...یادی برای سنگ.
*آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند،محکوم به تکرار آنند.
*یک حرف خودمانی و در گوشی؛این چیزا رو به خودمون نگیریم. :)



"محمد مصطفی ملک"
محمد شفائی این را خواند
ذوق زده و حنانه جعفری نژاد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید