تیوال محمد کریمی | دیوار
S3 : 01:38:27
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
و باز حکایت
چشم هایت و شب هایم
کوچه را خیس محبت کرده است
آری تهران دوباره گریسته است
و تجریش روایت تاریخ است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز بی تو باز
سر کوچه ی شوق ایستادم
باران گرفت و نگاهم نم برداشت
بسیار زیباست
۲۵ فروردین ۱۳۹۵
جناب فرهاد ممنون
۲۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاله زار
و آن چشم های بیمار
لاله زار
و آن پاکت های سیگار
ابتدای شعرتون "لاه زار" هستش یا "لاله زار"؟
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
شرمنده. گفتم شاید واژه ایی که من نمی شناسم. برای همین پرسیدم.
زیبا بود
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
ممنون از نظر لطف شما
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای صبح همیشه ونک
من در مان نشسته ام
سری به شب بزن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجریش بی واسطه بود
که دستانمان را راهی انقلاب کرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاله زار
همان خیابان
همان خیابان،که آبشخور اسب های مست
هرزگی هامان بود
به نظرم سه تا شعرتون قشنگ بود!
از سبک ادبی چیزی نمیدونم ولی با مضمونش حال کردم
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
این هم نکته درستیه که شما اشاره کردین،در هر صورت براتون آرزوی موفقیت میکنم
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
درود عزیز. شما هم موفق باشید. سپاس گزارم.
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینما مولن روژ
حکایت می کرد شمایل تو را
تهران
شهر شب های همیشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کرگدن هایِ تَرسَم
میگریند،در عزای مرگِ یک لبخند
شاعر که باشی همبَستر اسب های این سفرِ در بغض می شوی
من دلم لک زده برای یک بار مُردنِ بی حساب و کتاب.
اینجا مورچه ها نا مهربانند و غزل هایِ سگِ مست را نمی خوانند!
شبیه باکره های در خوابم عریانم،برای نکاحِ با حُبابی که در سرم فریاد میزند:
یک شب بیدار باش تا برایت یک وعده محبت خالهِ ام خرس بیاورم.............
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز اکران من است
باز قیصر شده ام
باز هم تنهایی،سهم قیصر شده است
باز هم مثل قدیم سینما غرق تماشای تواست
صندلی آخر
و صدای خنده
دست مردی دیگر

عالی...


۱۵ فروردین ۱۳۹۵
آفرین . خیلی خوب
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
زیبا و محزون
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی مرا عشق می خواندی
افسوس،
حرف هایت در گذشته پوسیدند
و تو هیچ ندانستی که زمان حال من درد استمراری است..........


افرین...
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موئلف دارای نگاه و جهان بینی خود است.ادبیات خاصه خود را داراست و گونه ی واژگانش مختص به خود اوست در حقیقت باید گفت موئلف در سینما به دو گونه است موئلف در فکر همچون سینما گران بزرگ اروپایی که ساختار کلاسیک سینما را حفظ می کنند و جهان خود را تصویر میکنند،فلینی پازولینی روسولینی از جمله ی این موئلفین هستند.گونه ی دیگر موئلفین در فرم می باشند مثل تارانتینو که سینمایش حتی با داستان های عامه پسند شکل خاص خود را دارد.بیضایی بزرگ اما هر دو ویژگی را داراست هم موئلف در فکر و هم موئلف در فرم با دنیای واژگان خودش حتی در ضعیف ترین کارش هم این ویژگی به چشم می خورد. حتی در وقتی همه خوابیم.
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید