تیوال نرگس ... | دیوار
S2 : 18:38:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
می ترسم
در خواب
خاطراتم را بدزدند
یا بیدار شوم
نام تورا به خاطر نیاورم

از: کیکاووس یاکیده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دیاری که
یکی از شور می گوید،یکی از پرده بیداد
و کسی و ناکسی،همه با حویشتن بیگانه ای همزاد
می شود آیا کسانی یافت
راهشان یک راه
فکرشان یک جور
جاده های دوستی شان از کجی بس دور
میوه های مهرشان شاداب؟

می شود!
اما کجا؟
در خواب!


از: منصور اوجی
خوزه ی عزیزم میخواستم چیزی بنویسم اما دیدم هیچی بهتر از حرف دلم نیست
خوزه عزیزم من معتقدم تا وقتی انسانهای خوب و دوستان خوبتری چون تو
هنوز هستند پس تمام این خوابها را میتوان در بیداری تعبیر کرد...

"تو واقعی ترین و زیباترین تعبیر برای فصل قشنگ دوستی و ... دیدن ادامه » انسانیتی"
.
.
.
"خیلی دوست دارم خوزه ی عزیزم از ته ته قلبم"
۱۴ مرداد ۱۳۹۱
ممنون از شما معصومه جان
۱۴ مرداد ۱۳۹۱
:-)
۱۵ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش می فهمیدی
زندگی، محبس بی دیواریست
و تو محکوم
به حبس ابدی

کاش می فهمیدی
چیزهایی ست که باید تو بفهمی، اما
بهتر آن است
کمی گریه کنم

از: کیومرث منشی زاده
مرسی نفیسه جان، آره کاملشو دارم
۰۹ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا که آمده ای
قبول کن
جاده ها به جایی نمی رسند
این بار از مسیر رودخانه میرویم

***
حالا که آمده ای
باز هم به گیلاس آباد میرویم
به آن باغبان بگو نگران نباشد
ما گیلاس هارا نمیچینیم
ما فقط با گیلاسها حرف می زنیم


از: محمدرضا عبدالملکیان
"ما فقط با گیلاسها حرف می زنیم"
ممنون از انتخاب زیبات:)
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
نرگس جان چند وقت پیش پروفایلم رو چک میکردم دیدم شما پست های ناقابل من رو خوندی و خواستم برای وقتی که گذاشتی ازت تشکر کنم
باز هم ممنون:)
۰۸ مرداد ۱۳۹۱
خواهش میکنم حسام عزیز، وظیفه بود
۱۴ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی همگان به سر شود
بی تو به...



چرا...
باز هم به سر شود...

از: ...
پدرم را یک شب بارانها با خود بردند

با زبانی ساده از دست دادن حمید سمندریان رو به همه دیواریها تسلیت میگم

از: ...
قربون دل ساده و بی ریای تو...من هم به تو خوزه ی عزیزم تسلیت میگم.
۲۵ تیر ۱۳۹۱
نرگس
بی خبر، بی اشاره
یک شب باران ها، همه چیز را خواهند برد
۲۵ تیر ۱۳۹۱
ممنونم خیلی زیبا نوشتید.من هم درگذشت پدر تئاتر ایران رو هم به اهالی تئاتر و دوستداران تئاتر و هم به خانم هما روستا تسلیت می گم!
۲۵ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فکر می کنم که تو دیوانه ای
زیرا که قلب خود را،
این لاله شفیق صحرایی
این قالی مجلل
این کوه نور را
دادی به من که از همه شهر بدترم

من فکر میکنم که تو دیوانه ای...



از: «علی باباچاهی»
تو شک نکن که من دیوانه ام
زیرا که دل ناقابلم را با تمام بدی
بدست روح مهربان تو داده ام
آری،تو فکر نکن
مطمئن باش که من دیوانه ام
وگرنه
چیز ی بهتر از دلم را به تو هدیه میدادم.

:))

"دوست ... دیدن ادامه » دارم خوزه عزیزم"
۲۰ تیر ۱۳۹۱
خیلی قشنگ انتخاب کردی همیشه عالی...اصلا تو خود نمره ی بیستی،تو مثل
هیچکسی نیستی... :)
۲۰ تیر ۱۳۹۱
ای بابا شرمنده شدم شیرین
۲۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان چه ساده
است
چون داستانیست
که کودکی
برای خود
بگوید
و این منطق کودکانه
و این سادگیست
که هیچگاه با منطق ما
سازگار
نخواهد آمد



از: «بیژن جلالی»
و این منطق کودکانه
و این سادگیست
که هیچگاه با منطق ما
سازگار
نخواهد آمد..: خیلی انتخاب خوبی بود :)
۱۸ تیر ۱۳۹۱
ممنون نیکو جان مرسی از توجهت
۱۹ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آسمون نگاه نکن
ستاره ها خیلی گرفتارن...

از: خود
به هزاران ستاره ی گرفتار کاری ندارم

وقتی که ماهم تویی.

"خوزه جان خیلی دلم برات تنگ شده بود،خیلی دوست دارم :)"
۱۲ تیر ۱۳۹۱
ممنونم شیرین من بیشترررررر
۱۳ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه فکر میکردم اگه کسی بهم یه سیلی بزنه باید دوتا سیلی بهش بزنم و اگه بهم دوتا سیلی زد چهارتا سیلی بهش یزنم
ولی یه روز به این رسیدم که اگه اونم مثل من فکر کنه چی؟ چقدر باید بهم سیلی بزنیم؟

و بعد به خودم گفتم اگه کسی یه سیلی بهم زد با تعجب بهش نگاه میکنم و اگه دوتا سیلی بهم زد ازش می پرسم چرا و اگه سه نا سیلی بهم زد فقط بهش لبخند می زنم.
چون احتمالا طرف هم کوره، هم کره، هم دیوونست.

حالا باید فکر کنم که با چه زبانی جوابشو بدم که سیلی دهم رو نخورم!؟


از: ...
باحال بود و تأمل برانگیز :)
۰۶ تیر ۱۳۹۱
ممنون از شما
۱۱ تیر ۱۳۹۱
لایک!
۲۲ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیر یا زود آمدن به این دنیا
آیا فخرفروشی هم می طلبد؟

ladies and gentlemen
توجه کنید

اینجا صف نانوایی نیست

از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود

ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود، های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
با خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت

یک با یک برابرست

... دیدن ادامه » از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند !
و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز

یک با یک برابر بود؟

معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود.
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد

حال می پرسم
یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟


معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست

از: خسرو گلسرخی
خوزه جان مطمئن نیستم اما فکر کنم از خسرو گلسرخی باشه اما بازم مهم
نیست از کیه مهم معنای این شعر زیباست...خوب انتخاب کردی نازنینم
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
ممنون :)
از خسرو گلسرخی
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
آره شیرین مال خسرو گلسرخیه من نمیدونستم اسم شاعرشو
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بد بتر اگر هست
این است
اینکه باشی
در چاه نابرادر،تنها
زندانی زلیخا
چوب هراج خورده ی بازار برده ها
البته بی که یوسف باشی!

پس بهتر است درز بگیری
این پاره پوره پیرهن بی بو و خاصیت را
که چشم هیچ چشم به راهی را روشن نمیکند


از: قیصر امین پور
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدهای ما

مثل همیشه ،
آخر حرفم را
و حرف آخرم را
با بغض فرو می خورم

عمریست ... دیدن ادامه » لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم
باشد
برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی شبیه همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدهای ما

هر روز بی تو
روز مباداست !

"قیصر امین پور"
۲۹ خرداد ۱۳۹۱
مثل همیشه با محبتی شیرین جان، ممنونم
۲۹ خرداد ۱۳۹۱
خواهش میکنم خوزه،موفق باشی چون این آرزوی قلبی من برای تو یگانه دوست
خوبمه...موفق باشی و ببینم چه میکنی :)
۲۹ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محبوب کسی نبودن فقط یک بدشانسیست، در حالی که عاشق نبودن یک بدبختیست.

از: ناشناس
خوزه ما مخلصتیم...کجایی اینقدر دیر به دیر میای بابا فکر دل ما رو هم بکن.دوست دارم خیلی زیاد.عاشق باشی همیشه،بدون عشق نمیشه :)
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
شیرین عزیز ما بیشترررررر
۲۹ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در خلأ رها شده ام
مثل انگشتانم در سوراخهای جیب
ببین
چگونه نبودنت
فقر و بی پناهیم را رقم میزند
از سرما می لرزم
در هوای تابستان



از: رسول یونان
دانه های اشک
از چشمم بیرون می زنند
چون قطار مورچه ها
از چشمان مرده.
نکند اشک نیستند
مورچه اند این ها
نکند مرده ام
در حسرت تو؟!
"رسول یونان"
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
خوزه جان مرسی از تو
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
رسول یونان ..

سپاس نرگس بانو
۲۵ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه نه شعر مینویسم نه داستان نه متن ادبی
فقط میخوام بگم
چی؟
آخه چی از دنیا کم میشه؟
اگه کار منم پیش بره!!ها؟
من چرا ساکنم؟


از: من دیگه
پیش میره...شما بنویسید مطمئنن پیش میره
۱۵ خرداد ۱۳۹۱
منم با شیرین موافقم پیش میره
۱۵ خرداد ۱۳۹۱
سلام شیرینی
ای بابا زینب جون دیگه کی؟؟؟ دیر شد
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من ابر شدم
گفته بودی که خورشیدی
یادت هست
تا زیباتر بتابی چقدر گریستم؟


از: رسول یونان
متن ادبی زیبایی بود

ممنون و سپاس
۰۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز
باران اشکهایت
به بهای از دست دادن نیست

تو چیزی را دریافتی
که در زیبایی های زندگیت فقط یک اسم بود
تو معنای حقیقی دردی آشنا را فهمیدی

درد تنگی نفس

از: خود
پس اشک شوق بوده...درسته خوزه؟
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
آفریـــــــــن..
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
نه کاملا شیرین عزیز
۰۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وااااای. چقدررر دلم میخواد ببینم
پس دعا میکنم زودتر به آرزوت برسی مخصوصا اگه عشق بازیگری داری این کار
رو از دست نده...موفق باشی :)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
فکر کنم تا 31 تیر وقت داری پس بجنب
۲۱ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزا صدای دوبس دوبس ماشینا اونقدر زیاده
که صدای ویولون زن کنار خیابون
به گوش هیشکی نمیرسه

از: خود
ولی کاش یه ساز ایرانی انتخاب می کردی
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
خوش آمدید دوست عزیز
ازاسم بانشاطتان خیلی خوشم می آید
اینجااکثرا با اسم وفامیلی خودهستند
اگربا اسم بودی بهتربود:)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
خب شاید خارجین !!! ( لبخند )
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید