تیوال مرجان رخـــشانی فـــر | دیوار
S3 : 02:33:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
۵ عادت بد در عکاسی که همین امروز باید ترک کرد
برای بسیاری از ما پیش آمده است که قبل از تشخیص یک راه جدید در عکاسی، خود را درگیر عادتها و رفتارهای بد کنیم. گاهی از اوقات شما حتی آن ها را نمی بینید ولی شاید آن قدر خوش شانس باشید که یک دوست با مهربانی آن ها را به شما گوشزد کند.
1. تردید:
یکی از این عادت ها تردید است. تردید کردن برای یک مدت طولانی مانع گرفتن یک عکس خوب می شود. شما به دو علت متفاوت ممکن است در گرفتن عکس دچار تردید شوید:ترس از قضاوت مردمممکن است شما از طرز فکر مردم نسبت به خود نگران باشید . آیا تا کنون خواسته اید که از فرزند خود در حال گریه عکس بگیرید؟ این مناظر ارزشمند بایستی لحظه به لحظه ثبت شوند. یا اتفاق افتاده است که بخواهید از یک غریبه خوش قیافه در خیابان عکس بگیرید و تنها به این علت که ممکن است از طرف شخص مورد نظر ملامت شوید چند لحظه تردید ... دیدن ادامه » کنید؟یکی از بهترین سری عکس های خیابانی که من تا کنون دیده ام مربوط به زک آریاس (Zak Arias) است. با این که هنوز به دنبال پیدا کردن لینک و اسکن دوباره آن عکس ها هستم، اما باز هم به شدت هیجان زده ام. زک این عکس ها را با دوربین Fuji x100 که دارای لنز های ثابت۲۳mm می باشند گرفته است (این لنز معادل لنز ۳۵mm در دوربین های با سنسور کراپ است (Cropped Sensor camera) بنابراین متوجه شدید که برای گرفتن این عکس ها او مجبور بوده با فاصله بسیار کم و آزاردهنده ای به سوژه های عکاسی خود نزدیک شود اما در این مورد او به هیچ وجه مردد نبوده است. لحظات ناخوشایند تنها به اندازه یک چشم بهم زدن هستند ولی این عکس های همیشه ماندگار استعداد این را دارند که زندگی را تغییر دهند و نشان می دهند که گفتگو های روزانه برگشت پذیر نیستند. با وجود عکس های زک من فکر می کنم که بایستی دوربینم را در شرایط نامناسب برای ثبت لحظات بکار ببرم (به عنوان مثال زمان غذاخوردن در بیرون به همراه خانواده).آماده نبودن برای عکاسی در زمان مناسبآماده نبودن دوربین می تواند شما را در لحظه عکس گرفتن دچار تردید کند. ممکن است هنوز دوربین را در وضعیت آماده قرار نداده باشید و یا حتی خودتان هنوز در وضعیت مناسب قرار نگرفته باشید. بنابراین دوربین خود را جهت استفاده در موقعیت مناسب که آمادگی عکاسی در آن را دارید تنظیم کنید اما اگر محیط اطراف شما همواره در حال تغییر باشد در این صورت شما دو گزینه برای انتخاب کردن دارید:شما می توانید در دو مد اتوماتیک و نیمه اتوماتیک عکاسی کنید. من شخصاً مد اولویت با دیافراگم را ترجیح می دهم. این مد به این معنی است که شما باید دریچه دیافراگم را در وضعیت مناسب قرار دهید و خود دوربین سرعت شاتر را تنظیم می کند. اگرچه عکسبرداری در حالت کاملاً دستی همیشه ارجحیت دارد اما با این حال شما تمام آن چه که لازم است تا عکستان بهترین عکس ممکن باشد را انجام دهید و در تمامی این مراحل سعی کنید مانع ایجاد شک و تردید در وجود خود شوید.همچنین عکاسی با فرمت RAW (عکاسی بدون فشرده سازی تصویر) به شما کمک می کند تا رنج وسیعی از تغییرات را بعد از عکاسی بر روی عکس انجام دهید بنابراین شما می توانید عکس هایی که کیفیت مناسبی ندارند را بعدا ویرایش و تصحیح کنید
2ایزو خیلی پایین:
یک عادت بد که بایستی ترک شود، ترس از بکار گرفتن تنظیمات ISO در سطح بالا می باشد. عکاسان زیادی اظهار کرده اند که این عادت را داشته و این عادت آنها از اینجا ناشی می شود که «نمی توانند سطح حساسیت دوربین شان را بالاتر از ۸۰۰ بگیرند». ترس از به کارگیری سطح بالای حساسیت به اندازه کفایت، می تواند خیلی شدید بوده و شما را به گرفتن عکس های مبهم و غیر واضح در شاتر با سرعت بسیار پایین هدایت کند و یا حتی مانع از عکس گرفتن شما شود. به دلایل زیر شما بایستی این عادت نادرست خود را در عکاسی کنار بگذارید:ممکن است شما از این که تا چه حد زیادی می توانید از دوربین خود کار بکشید، متعجب شوید. اگر شما لنزهای سریعی دارید (مثلاً لنزی که بتواند پاسخگوی یک دیافراگم باز باشد)، از تمام قابلیت های آن استفاده کنید. سپس ایزو را تا جایی که برای گرفتن عکس نیاز دارید، بالا ببرید.این روزها نرم افزارهای ویرایش عکس، نتایج نامطلوب به کارگیری سطح حساسیت بالا را به خوبی کاهش می دهند.نویز دیجیتال خیلی هم بد نیست. حتی برای بعضی از عکاسان این مورد مطلوب نیز هست. در واقع بسیاری از ما در عکاسی این ذرات را اضافه می کنیم بنابراین اگر شما یک عکس با سطح حساسیت بالا دارید که اصلاح شده آن در نوع سیاه و سفید بهتر بنظر می رسد، این کار جدید را امتحان کنید و تمامی نویز موجود در عکس را به عنوان این دانه های ریز به تصویر بکشید.در حال حاضر این نظر وجود دارد که در دوربین های فول فریم، سنسورها میزان نویز کمتری تولید می کنند. این طرز فکر باعث شد که من اغلب اوقات دوربین با سنسور کراپ (Cropped Sensor Camer) خود را برای مواقعی که نیاز به سطح حساسیت بالا داشت به کار نبرم. ولی بعد از این که یک دوربین فول فریم گرفتم سنجش هایی بین سطح حساسیت عکس های گرفته شده با دو دوربین انجام دادم که بسیار شگفت انگیز بود چرا که هیچ تفاوت اساسی بین دو عکس وجود نداشت و نگرانی من بی مورد بود
3.وسواس روی پیکسل ها:
یک موضوع مهم دیگر که در مورد آن بایستی صحبت کرد عادت بد وسواس روی پیکسل های عکس است، چون این مورد ممکن است یکی از دلایل ترس شما از عکاسی در حساسیت های بالا (ISO) باشد. اگر شما عکس های خود را روی کامپیوتر تا ۱۰۰% بزرگ نمایی کنید و داد بزنید «وای نویز ،وای نویز» در این صورت شما یک وسواسی پیکسل کامل هستید. هیچ لازم نیست که پیکسل ها را یکی یکی بررسی کنید، مگر اینکه بخواهید این عکس را روی بدنه اتوبوس چاپ کنید. من موارد زیر را برای بهبود وضعیت این افراد وسواسی پیشنهاد می کنم:بزرگ نمایی تصویر تا ۱۰۰% را متوقف کنید. فقط برای ویرایش، عکس را فول اسکرین کنید اما به ویرایش تصویر در بزرگ نمایی ۱۰۰% اصرار نورزید. نتیجه نهایی را در ذهن خود نگه دارید و آن را به عنوان عکس اصلی در نظر بگیرید.یک عکس که شما را دچار بحران نگرانی از پیکسل ها می کند انتخاب کرده و یک پرینت آزمایشی از آن بگیرید. به عنوان مثال آن را در سایز (۱۶×۲۴) چاپ کنید. هنگام خروج عکس از پرینتر شما کاملاً از کیفیت عالی آن متعجب و راضی خواهید شد.اگر شما عکس ها را برای قراردادن در وب سایت می گیرید می توانید کاملاً آرامش خود را حفظ کنید. خیلی از عکس های غیرقابل چاپ هنگام استفاده به شکل آنلاین فوق العاده به نظر می رسند.یکی از دلایلی که در وهله اول باعث می شود شما عکس خود را بزرگ نمایی کنید این است که کارخانه های سازنده دوربین این عقیده را القا می کنند که به شما نشان دهند مدل جدید دوربین های آنها چقدر عالی بوده و چرا شما باید آنها را خریداری کنید. قبل از این که من کار عکاسی خود را به صورت حرفه ای شروع کنم، برای خرید وسایل و اسباب عکاسی اقدام می کردم و هر زمان که مشخصات دوربین عکاسی را بررسی می کردم آنها پر از عکس های زوم شده بودند. همگی حاوی این پیام بودند که «ببینید دوربین جدید شما چقدر فوق العاده می تواند باشد». بنابراین در حالت طبیعی این مورد که ما عکس هایمان را در حالت بزرگنمایی بررسی کنیم کاملا عادی است. پس این عادت خود را ترک کنید چون این مورد به هنر عکاسی مربوط نبوده و بستگی به نوع دوربین ها دارد.
4.عکاسی شانسی:
بله، روی صحبت من با شما آقا و خانمی است که مثل رگبار عکس می گیرند. ما با این خیال واهی که بدون استفاده از فکر و با یک عکاسی دیوانه وار می توانیم تصاویر دلخواهی بر روی کامپیوتر داشته باشیم، کاملاً در اشتباه هستیم. بله شما این تصاویر را خلق کرده اید. این نوع عکاسی مثل این است که بخواهید با پاشیدن رنگ بر روی بوم بطور نامنظم به یک کودک نقاشی بیاموزید. کودک نگاه می کند ولی نمی داند چگونه عین آن کار را تکرار کند. این دقیقا کاریست که شما با دوربین خود انجام داده اید.این عادت یک سری مشکلات دارد و به دلایل زیر شما باید همین امروز آن را ترک کنید:شما نمی دانید که چگونه آن عکس ها را گرفته اید. بنابراین قادر نخواهید بود دوباره آنها را خلق کنید. البته این مورد در عکاسی شخصی زیاد مهم نیست ولی در مورد مسایل کاری و این که شما این عکس را برای مشتری گرفته اید مسلماً مشکل ساز خواهد بود. مشتریان با تکیه بر توانایی ها و نمونه عکس های مشتریان قبلی خواستار کار شما هستند.بخشی از رسالت شما به عنوان یک هنرمند بهره برداری از یک نیروی درونی است و شما باید این نیرو و فکر را در بیرون به نمایش بگذارید. عکاسی یکی از راه هایی است که شما می توانید این فکر را بیان کنید ولی انجام آن به این طریق چیزی جز نمایش هرج و مرج نیست.با عکاسی رگبار گونه و بدون فکر شما نمی توانید یک پروسه را دوبار خلق کنید. تا اینجا من این موضوع را کاملاً بیان کرده ام ولی یک دلیل دیگر برای ترک این عادت این است که این نوع عکاسی کاری از روی صداقت نیست. دوربین شما مثل قلموی یک نقاش است بنابراین به عنوان یک هنرمند شما باید بتوانید دوربینتان را تحت اختیار و اراده خود بگیرید. شما باید دوربینتان را کنترل کنید نه دوربین شما را. ترک این عادت وقتی از وجود این مسئله آگاه باشید برایتان بسیار راحت خواهد بود
5. ویرایش همه چیز
همه ما به دلیل عکس گرفتن های بیشمار اشتباه می کنیم. این عادت با گذشت زمان تغییر می کند. اما عادتی که ما به اجبار بایستی ترک کنیم ویرایش همه عکس هایی است که می گیریم. راه کارهای زیر برای رسیدن به این هدف موثرند:عکس هایتان را گلچین کنید. من این کار را در نرم افزار Lightroom انجام می دهم. انگشت چپ را روی "x” و انگشت راست را روی "<" قرار می دهم. با "x" عکس ها را حذف کرده و با "<" عکس ها را نگه می دارم. عکس های حذف شده از عکس های باقی مانده بیشترند. بعد از این کار عکس های حذف شده را کاملا از روی کامپیوتر پاک می کنم این کار فضای بیشتری برای من باقی می گذارد. * بعد از این مرحله دوباره عمل گلچین کردن عکس ها را تکرار کنید.و باز دوباره تکرار کنید. حالا شما یک سری عکس های مناسب برای ویرایش دارید.به من اعتماد کنید وقتی شما از شر عکس های بدرد نخور خلاص شدید دیگر تصویری از آن ها در ذهن شما باقی نمی ماند. وقتی بر روی عکس های باقی مانده تمرکز کنید عکس های حذف شده تاثیری بر ذهن شما نخواهند داشت. من با قاطعیت به شما می گویم که حتی یک عکس حذف شده را نیز بیاد نمی آورم. هیچ افسوسی در کار نیست و شما برای حذف عکس های اضافه حسرتی نخواهید داشت.از تمامی موارد ذکر شده در بالا، ترک عادت آخری از همه سخت تر است. حذف یک عکس همیشه یک مقدار آزاردهنده است. من همیشه وقتی این کار را می کنم احساس بدی دارم ولی طبق تجربه ای که داشتم این کار به شما فرصتی برای خلق انبوهی از کارهای شگفت انگیز می دهد. تو میتونی!خلاصهفکر می کنید می توانید این ۵ عادت را ترک کنید؟
آرمان نیازی، سیامک و شبنم این را خواندند
نسیم ح و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرور 45 سال فیلمسازی عباس کیارستمی
روبرت صافاریان: اگر از تاریخ ساخت نخستین فیلم کوتاه کیارستمی، «نان و کوچه»، یعنی سال 1349 تا امروز حساب کنیم، عباس کیارستمی 45 سال است فیلم می سازد یا دقیق تر، 45 سال است در فضای فرهنگی ایران حضوری موثر و انکارناکردنی دارد و این نزدیک نیم قرن، زمانی است آنقدر طولانی و شاهد تحولاتی عظیم در شرایط کار و زندگی و اجتماع پیرامون او که خواه ناخواه این پرسش پیش می آید که کیارستمی 75 ساله امروز چه نسبتی با جوان سی ساله ای دارد که نان و کوچه را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت.
بنا به گزارش آکاایران : کیارستمی از معدود فیلمسازان ایرانی است که نامش شد نامِ روش و سبک فیلمسازی قابل شناسایی و معینی. منتقدان به حق از سبک کیارستمی وار صحبت می کنند و از این که فلان فیلمساز خواسته است از این سبک تقلید کند؛ یا از زیان ها و گاهی فایده های تاثیر سبک کیارستمی بر جوانان می گویند و می نویسند.
کارنامه فیلمسازی کیارستمی را می توان به چند دوره مجزا تقسیم کرد اما پیش از این، اشاره به چند نکته زندگی نامه ای که به گمان من تاثیر پایایی بر روش فیلمسازی او گذاشته اند خالی از فایده نیست.
* آیدین آغداشلو، عباس کیارستمی را (که با او هم مدرسه ای بوده) بچه ای گوشه گیر و منزوی توصیف کرده است. در فیلم هایی که او در کانون رورش فکری ساخته نیز شاهد کودکانی هستیم که بیش از آنکه به تصویرِ شیرین و رمانتیک متعارف از کودکی شباهت داشته باشند، تصویری اریژینال و مخصوص خود کیارستمی هستند. کودکی بیشتر با اضطراب توأم است تا شادی و البته - بخصوص در فیلم مسافر - با انرژی، هوش و سرانجام ناکامی و سرخوردگی.
* کیارستمی اصلا نمی خواسته است فیلمساز شود. برعکس بیشتر فیلمسازان که از کودکی فیلم جفتی جمع می کردند و دستگاه نمایش می ساختند و خاطراتی دارند از سینما رفتن های دزدکی شان، او تصورش را هم نمی کرده است فیلمساز شود.
از سال 1340، یعنی تقریبا یک دهه قبل از «نان و کوچه»، نقاش تابلوهای تبلیغاتی بوده و پوستر فیلم و جلد کتاب طراحی می کرده است. این دوره نزدیک ده سال طول کشیده است. حتی بعد از ساختن نان و کوچه که فیلم کوتاه است، چند سال طول کشیده تا او نخستین فیلم های بلند خود را ساخته است. به عبارتی فرهنگ و دانش بصری او بر کار گرافیک و بعد قالب های کوتاه فیلم تبلیغاتی و آموزشی شکل پذیرفته است نه فیلم بلند داستانگو؛ این را هم می توان در کارهایش دید.
مسافر

* او خیلی کم فیلم دیده و فرهنگ سینمایی اش ضعیف است. بچه سینما نیست چه برسد به اینکه «عشق سینما» باشد. این امر نیز به اریژینالیته کارهایش کمک کرده است. جالب است که در مصاحبه ای که همین یکی دو سال پیش کرده، درباره اهمیت بازیگر چنان سخن می گوید که انگار نخستین بار است متوجه شده است (دست کم در سطح نظری) که بازیگر چه نقش مهمی در فیلم ها دارد. این ناآشنایی به فرهنگ سینمایی و کم فیلم دیدن، شاید بتوان گفت باعث شده او زبان سینما را تا حدودی از نو برای خود خلق کند.
* در زندگی زناشویی موفق نبوده است، با همسرش متارکه کرده و فرزندانش را خودش بزرگ کرده یا دست کم نقش مهمی در بزرگ کردن و تربیت شان داشته است. این موضوع هم در نگاه او به کودکان تاثیر گذاشته است - در ابتدای فیلم مشق شب می گوید این یک تحقیق تصویری است راجع به این مشکل مشق شب بچه ها - و هم در نگاهش به زنان فیلم گزارش، یکی از بهترین فیلم هایش، در عین حال که زن را دیو صفت یا خبیث یا با این دست صفات نشان نمی دهد اما فیلم به تمامی از دیده مرد روایت می شود.
پیش و پس از آن نیز، رد این نگاه اگر نگوییم ضدزنانه، اما دست کم این بدگمانی به نقش زنان در خانواده و اجتماع و ناباوری به باورهای (حرف های) فمینیستی زن روشنفکر درباره استقلال و غیره را می توان دید.
خب البته می دانید دشوار است با نگاهی کاملا منطقی و مستدل رابطه ای برقرار کرد بین داده های زندگی نامه ای یک هنرمند و آنچه در آثارش می بینیم، بنابراین نکاتی را که گفتم صرفا به عنوان فرضیات بگیرید و ببینید آیا شما هم می توانید رد آن را در کارهای فیلمسازی به نام کیارستمی پیدا کنید یا خیر.
دوره اول: پیش از انقلاب
دوره اول فیلمسازی کیارستمی از سال 1349 تا 1356 عمدتا دوره فیلمسازی برای کانون است به اضافه نخستین فیلم بلندش، یعنی «گزارش» که در سال 1356 با تهیه کنندگی شرکت گسترش خدمات صنایع سینمایی ایران ساخته شده است.
در ... دیدن ادامه » «نان و کوچه» شاهد ترس و اضطراب کودک و در عین حال هوشمندی و تلاش عقلانی او برای یافتن راه حل هستیم. سبک سینمایی فیلم، خام و مستندگونه است، یعنی با کمترین پرداخت و تزیین واقعیت و تاکیدی بر اینکه مثلا کنار رفتن سگ از جلوی در، در یک نما گرفته شود و نه تقطیع آن به نماهای گوناگون و تدوین آنها.
این نوع واقع گرایی می شود یکی از مشخصه های فیلم های کیارستمی. همینطور استفاده از کودک نابازیگر، که آن هم به عنوان یکی از ویژگی های آنچه سبک کیارستمی می گوییم ثبت می شود اما باید بدانیم که کیارستمی خود در فیلم های همین دوره و در دوره های دیگرش، همیشه به این اصل وفادار نیست.
«زنگ تفریح» (1351) فیلم جالب تر و مهم تری در کارنامه کیارستمی است. اینجا با کودکی سروکار داریم دستخوش اضطراب، میان ترس از تنبیه و هراس از سرزنش خانواده. تنها و سرگردان، میان مدرسه و خانه. حتی از هوشمندی کودک نیز خبری نیست. فیلمی است سراسر سیاه با پایانی مبهم. «تجربه» (1352) و «لباسی برای عروسی» (1355) چندان کیارستمی وار نیستند.
مشق شب

«تجربه» را اگر امیر نادری هم می ساخت، خیلی متفاوت نمی شد. این سخن از این منظر مهم است که کیارستمی کاملا جدا از فضای سینمایی و فرهنگی دوره خودش نیست و به شیوه خود از آن متاثر است. لحن تلخ این فیلم ها گواهی هستند بر این موضوع.
قاسم، قهرمان خردسال فیلم «مسافر» (1353) یک علی خوشدست (قهرمان فیلم «تنگنا» با بازی سعید راد) کوچک است. یک ضد قهرمان واقعی که برای رسیدن به هدفش که دیدن مسابقه فوتبال دلخواهش است به هر کاتر خلافی دست می زند: دروغ، دزدی، حقه بازی... جامعه (باز هم مدرسه و خانواده) موانع اصلی سر راهش هستند. با وجود جامعه ستیزی او، تماشاگر همره و همدل با اوست.
صحنه عکاسی او با دوربین خالی، که فصلی تدوینی است، گواهی است بر اینکه کیارستمی در عمل چندان به اصل واقع گرایی نمای بلند وفادار نیست. پایان تلخ فیلم (کودک خودش را به ورزشگاه می رساند اما از شدت خستگی خوابش می برد و بازی تیم دلخواهش را نمی بیند) در تلخی چیزی از صحنه های مرگ ضد قهرمان در فیلم های سینمای اجتماعی دوره یاد شده کم ندارد. نقش مادر در این فیلم قابل توجه است. اوست که چُغُلی قاسم را پیش پدر می کند، به سبب شکایت او و در حضور اوست که قاسم درد ضربات ترکه مدیر مدرسه را تحمل می کند. سرانجام اوست که در کابوس قاسم درباره بلاهایی که بعد از بازگشت به شهرشان بر سرش خواهد آمد، حضور دارد.
این کاملا تفاوت دارد با تصویری که از مادر در فیلم های کودکان ترسیم می شود. تصویر متفاوت کودک با تصویر متفاوت زن - مادر همراه می شود. این فیلم به گمان من بیش از اینکه به سینمای کُند و مینی مالیست و آوانگارد شهید ثالث و کیمیاوی نزدیک باشند، فضای فیلم های نادری و کیمیایی و تقوایی را دارند، که به محیط زندگی کودکان انتقال یافته اند.
فیلم های آموزشی کیارستمی و تاثیر یا رد آنها در کارهای دیگر او جای بررسی جدی تر دارند اما اینجا همین را بگویم که آنها صرفا کارهای سفارشی نیستند. نزد کیارستمی آموزش، منطق دو دوتا چهارتا، و تلاش برای یافتن راه حل، فعالیت هایی ارزشمندند و کودکان به ویژه در این کارها می توانند گاهی حتی سرمشق بزرگسالان باشند. شاید به همین سبب باشد که امروز نیز شاهد تداوم برگزاری کلاس های آموزش فیلمسازی او هستیم.
«گزارش» (1356) نخستین کار کیارستمی است که مستقیما درباره بزرگسالان است. داستان تلخ زن و شوهری از طبقه متوسط با فرزندی خردسال که یکدیگر را نمی فهمند (یا دقیق تر، زن، شوهر را نمی فهمد) و در پایان خودکشی زن و انتقال او به بیمارستان به امید نجات جانش، لحن تلخ فیلم های موج نو سینمای ایران در دهه 50 شمسی به فضای خانواده طبقه متوسط انتقال یافته است.
فیلم از جهاتی خیلی کیارستمی وار است. نماهای بلند و زمان های مرده در آن کم نیستند. وسط داستان دعوای زن و شوهر و رفتن مرد از خانه و ورودش به اغذیه فروشی، شاهد فصل طولانی حرف های مفصل مردانه حاضر در آنجا درباره قیمت ماشین و ... هستیم. حضور همسایه ای که هرگز نمی بینیمش، تنش فضا را دو چندان می کند و ابتکارات روایی دیگر از این دست. اما فیلم بازیگر حرفه ای دارد، تصویربرداری و نورپردازی درااتیک دارد و از بسیاری جهات استانداردهای یک فیلم حرفه ای در آن خیلی بیشتر رعایت شده است تا در دیگر آثار کیارستمی تا آنه زمان.
جایی خوانده ام که بعد از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم تهران، تماشاگران به شدت کف می زنند. فیلمی به شدت تلخ چرا اینگونه بینندگانش را به هیجان آورده است؟ شاید به خاطر صداقت و واقعیت ملموسی که در سراسر فیلم موج می زند. شاید چون یک نفر واقعیت خانواده طبقه متوسط را آنطور که هست، بدون آرایش، به نمایش می گذارد. واقع گرایی می تواند به شدت تکاندهنده و هیجان انگیز باشد. با این فیلم، کیارستمی بیش از همیشه به یک سینمای نیرومند که هم از امکانات حرفه ای بهره می گیرد و هم تسلیم دروغ پردازی و درام سازی جعلی سینمای متعارف نمی شود، نزدیک می شود.
اما با وقوع انقلاب، سینما به پس زمینه می رود و ادامه این نوع فیلمسازی برای کیارستمی ناممکن می گردد. واقعا اگر کیارستمی شیوه «گزارش» را ادامه داده بود به کجا می رسید؟ پرسشی که یافتن پاسخ برایش ناممکن می نماید. به هر حال این شیوه ادامه نیافت و او ناچار شد خود را با شرایط جدید تطبیق دهد: مستندسازی و عکاسی.
علی جعفریان و شبنم این را خواندند
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
منبع: مجله ی 24 ؟؟
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکات جالب درباره عکس‎های سِلفی Selfie

وقتی‌که موسسه لغت‌نامه آکسفورد لغت "Selfie" را به عنوان لغت برتر سال 2013 انتخاب کرد، کاربران اینترنت خیلی هم متعجب نشدند. برای آنهایی‌که گوشی هوشمند تلفن همراه در دست دارند، این کار تنها تاییدی بود بر آنچه آنان از زمان انتشار نخستین عکس با تَگ Selfie (سِلفی) در 16 ژانویه 2011 / 26 دی 1389 به خوبی به آن پی برده بودند: مستندسازی شخصی همانند یک ویروس در حال گسترش است.

Selfie اصطلاحا به عکس‌هایی گفته می‌شود که کاربر با وب‌کم یا دوربین گوشی تلفن هوشمند از خودش می‌گیرد و آن را روی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی منتشر می‌کند. به گفته مسئولان شرکت Unmetric که به تجزیه و تحلیل رسانه‌های اجتماعی برای برندهای جهانی می‌پردازد، از آن تاریخ تا کنون تنها 73 میلیون سِلفی روی شبکه ایسنتاگرام منتشر شده است. اما آمار جالبی را می‌توان درباره ... دیدن ادامه » این پدیده اجتماعی استخراج کرد؛ آماری که خیلی افراد از آن مطلع نیستند: مثلا عکاسان سلفی بانکوک جوان‌تر از نیویورکی‌ها هستند؛ زنان بیشتر از مردان سلفی می‌گیرند و پارامتر خندیدن در عکس‌های سلفی از شهری به شهر دیگر متفاوت است.
اخیرا تحقیق جالبی در مورد عکس‌های سلفی به سرپرستی لیو مانوویچ، استاد دانشگاه سیتی یونیورسیتی نیویورک (CUNY) و متخصص تجزیه و تحلیل داده‌های اجتماعی بصری انجام شده که نتایج کامل آن را می‌توان در Selfiecity مشاهده کرد. البته کسب افتخار «لغت سال» دلیل انجام تحقیق مانوویچ نبوده است؛ چرا که آغاز پروژه وی به چندین ماه پیش از انتخاب این لغت توسط واژه‌نامه آکسفورد باز می‌گردد.

مانوویچ و گروهش 656 هزار عکس را که بین بازه 4 تا 12 دسامبر 2013 / 13 تا 21 آذر 1392 و در شهرهای نیویورک، سائو پائولو، برلین، بانکوک و مسکو روی سایت اینستاگرام بارگذاری شده بود جمع‌آوری کردند. پس از مرتب‌سازی، عکس‌ها غربال شد و تعداد آن به 640 عکس کاهش یافت که نمونه‌هایی به نمایندگی از دسته‌بندی‌های مختلف بودند.

مانوویچ می‌گوید: «اینستاگرام زبانی جهانی است؛ اما در شهرهای مختلف تفاوت‌های آشکاری میان جنسیت، سن و سبک وجود دارد.»

آلیس تیفنتیل، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه CUNY نیز در مقاله‌ای که در سایت Selfiecity منتشر شده، می‌نویسد: «سلفی زبان مادری قرن بیست و یکم است.»

امروزه رسانه‌های اجتماعی به ابزاری برای مطالعه رفتارهای انسانی بدل شده‌اند. برای مثال و در بین پنج شهر مورد مطالعه، زنان برزیلی اهل سائوپائولو در عکس‌های سِلفی با احساس‌تر بودند (زاویه کج کردن سر آنها در عکس 16.9 درجه بود که به مراتب بیشتر از 7.6 درجه زاویه سر نیویورکی‌ها است)؛ و درصد زنان در عکس‌های سلفی شهر مسکو بیش از دیگر نقاط بوده است (82 درصد در مقایسه با 55.2 درصد بانکوک).

«تفسیر شما نیز به خوبی تفسیر من است» این جمله‌ای است که مانوویچ در پاسخ به سوال بالا می‌گوید و منظورش این است که توضیحی برای این نتایج ندارد!شاید زنان روسی ساکن در مسکو در مقایسه با مردان این شهر عکس‌های سِلفی بیشتری بگیرند، اما هر دو دسته در عکس‌ها چهره‌ای نسبتا عبوس دارند. در شاخص خنده، پایتخت روسیه در انتهای جدول قرار می‌گیرد (در حالی‌که بانکوک صدرنشین است). شاید خندیدن در مسکو خیلی باب نیست؛ اما مانوویچ می‌گوید: «زمانی‌که شما جوانان روسی را اینجا در نیویورک می‌بینید، میزان خنده‌رویی آنها هم مثل بقیه افراد است.»گرفتن عکس‌های Selfie بازی جوان‌پسندانه‎ای محسوب می‌شود. میانگین سن عکاسان سلفی تنها 23.7 سال است. همچنین اگرچه زنان بیشتر از مردان عکس سلفی می‌گیرند؛ اما با این وجود، مردان بالای 30 سال بیشتر از زنان این سن عکس‌های سلفی خود را به اشتراک می‌گذراند. مانوویچ می‌گوید: «شاید زنان بیشتر عکس بگیرند، اما آنها را پست نمی‌کنند.»پروژه‌های بعدیSelfiecity از ابزارها و تکنیک‌هایی استفاده می‌کند که برای پروژه‌های قبلی انجام شده توسط Software Studies Initiative، آزمایشگاهی تحقیقاتی که مانوویچ آن را در دانشگاه کالیفرنیا سان‌دیه‌گو بنیان‌گذاری کرده، توسعه داده شده‌اند. در پاسخ به این سوال که پروژه‌های بعدی وی چه خواهد بود، مانوویچ اظهار می‌کند که شاید بخواهد سِلفی‎های گرفته شده در شهرها را با عکس‌های مشابه در مناطق حومه‌ای و روستاها مقایسه کند. همچنین وی به پروژه‌ای برای مقایسه سِلفی‎هایی با پرداخت‌های حرفه‌ای و سلفی‎های با ماهیت معمولی‌تر و روزمره فکر می‌کند.عکس‌های سِلفی چنان اهمیت دارند که می‌توانند در صدر اخبار قرار گیرند. کافی است سِلفی‎های گرفته شده توسط باراک اوباما یا پاپ فرانسیس را به یاد بیاورید. اگرچه برخی ممکن است عقیده داشته باشند که سلفی تنها آیینه‌ای دیجیتال برای بازتاب روحیه خودشیفتگی عصر ما است، اما می‌توان از این زاویه نیز به موضوع نگاه کرد که سلفی ما را به خود زندگی‌نامه نویسانی مدرن بدل کرده است؛ چیزی که مانوویچ از آنها به عنوان خودجامعه‌شناس (Self-Sociologist) نام می‌برد.
آرمان نیازی و Fatima Hassanpour این را خواندند
نسیم ح و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
marjan rf
درباره فیلم فیلادلفی i
بلاخره تلاش استاد عزیزم ،عزت‌الله جامعی جواب داد و برای اکران این فیلم خوووشحالم.
کیمیا توکل نیا و manimoon این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
5 نکته در مورد نورپردازی برای عکاسی پرتره:

1- از نورپردازی مسطح و یکنواخت اجتناب کنید
فلش‌های روی دوربین کار زیادی برای پرتره شما انجام نمی‌دهند. نوری که از این فلش‌ها خارج می‌شود تند و ناخوشایند است و هیچ سایه ای به جا نمی‌گذارد، به همین دلیل از سوژه شما یک تصویر دو بعدی ایجاد می‌کند. هر چند این فلش‌ها در مواقعی که هیچ گزینه دیگری وجود ندارد انتخاب مناسبی است، اما برای گرفتن عکس پرتره اصلا مطلوب نیست. سعی کنید این آزمایش را انجام دهید. از ۲ پرتره عکس بگیرید- یکی با نور فلش و دیگری در حالیکه فلش خاموش است. شکی نیست که پرتره ای که بدون نور فلش عکس برداری شده است خوشایند تر و بهتر است، حتی اگر روشنایی صحنه فقط با نور یک لامپ تامین شده باشد.
۲- انعکاس نور
یکی از اصلاحاتی که باید روی عکس یا نقاشی انجام داد ایجاد بازتاب نور در چشمان مدل است. این چیزی است که بیننده در نگاه اول نور را فریاد نمی‌زند اما در جایی از حافظه ناخودآگاه او تاثیر خود را بر جا می‌گذارد و به آن توجه می‌شود. به عکس‌هایی که برنده جایزه شده اند نگاه کنید، خواهید دید که این بازتاب در همگی آنها کاملا مشهود است. برای دست یابی به افکت بازتاب نور منبع نور و مدل را در محل مناسب قرار دهید.

۳- انتشار و پخش کردن نور
نور پخش شده باعث ملایم شدن نور می‌شود. ضمنا نور ملایم شده برای داشتن یک پرتره زیبا و دلپسند کارایی خوبی دارد. شما می‌توانید با قرار دادن چیزی مثل یک کاغذ نیمه شفاف در جلوی نور، یک نور ملایم داشته باشید. اما به یاد داشته باشید که exposure یا پرتو دهی را برای اتلاف شدت نور تنظیم کنید. اگر منابع نور مصنوعی در اختیار ندارید، پنجره‌های بزرگ تر می‌تواند نور ملایم و زیبایی برای گرفتن یک پرتره برای شما ایجاد کند.

۴- عکس برداری به صورت تصادفی
عکس برداری از پرتره به صورت تصادفی ایده خوبی است برای ساخت یک کتاب عکس. البته اگر این عکس‌ها را بدون کسب اجازه از مدل بگیرید ممکن است به دردسر بیفتید، پس سعی کنید این کار را فقط برای دوستان صمیمی‌و اعضای خانوداه خود انجام دهید. هر چند ممکن است عکس‌های تصادفی در وهله اول دلچسب و مطلوب به نظر نمی‌رسند، اما حس نوستالژیکی که بعدا با دیدن آنها به بیننده دست می‌دهد بسیار خوشایند و دوست داشتنی است.

آیا می‌توان برای نورپردازی این نوع عکس نیز از قبل برنامه ریزی کرد؟ بله! برای نورپردازی این نوع عکس فقط نور یک لامپ و نوری که از پنجره وارد می‌شود کافی است، فقط باید صبر کنید تا سوژه در محل مورد نظر مستقر شود، سپس می‌توانید از او عکس بگیرید.

۵- ... دیدن ادامه » هر زمان که می‌توانید از نورهای مکمل استفاده کنید
نورهای مکمل، همانطور که از اسم شان پیداست نورهای اضافه بر منبع نور اصلی می‌باشند. این نورها شامل نورهای پشت، نورها مو و … می‌باشند. شما می‌توانید هر تعداد که لازم است از این نورها استفاده کنید. شروع کار با یک نور مو ایده خوبی است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
marjan rf
درباره فیلم بیگانه i
منتظر یه فیلم خیلی فراتر از بهرام توکلی بووودم با اینکه فیلمبرداری به نظرم عالی بووود و همچنین نورپردازی اما هنوووز یه حس بلاتکلیفی دارم با فیلمنامه و متن و شخصیت ها...
بنده دو روزه بلاتکلیفم که چی دیدم اصن؟!
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
:))
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید