تیوال Maryam.s | دیوار
S3 : 09:33:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز باوجود اینکه قرار نبود برم ، با وجود اینکه از دیدن این نمایش نا امید شده بودم ، یکدفعه ساعت ۳ همه‌چیز جور شد و بطرز عجیب و غریبی تونستم خودمو برسونم
و چقدررر خدا رو شاکرم بابت این قضیه ،چقدر حالم خوب شد
قبل از دیدن ، نظرات دوستان رو که میخوندم پیش خودم میگفتم اینا دیگه دارن اغراق میکنن
اما الان کاملا به همه حق میدم ، حتی من به کسی که بگه بهترین نمایش سال ، این نمایش بود هم حق میدم
اصلا به محض ورود طراحی صحنه حرفی برای گفتن باقی نمیذاشت
شروع نمایش عالی و‌ پر انرژی بود و من از همون دقیقه ی اول شیفته ی رابرت شدم (رابرت حرومزاده :)) ، و قطعا بازیگر مورد علاقه‌م رو تازه امروز پیدا کردم ، کولاک کردن جناب مولویان
بازی هر دو هنرمند فوق‌العاده بود و من معتقدم این دو نفر ”بازیگر” هستند ، نه بازیگر!
نمایشنامه رو دوست داشتم ، هرچند دیالوگ وحشتناک ... دیدن ادامه » و فلسفی خاصی نداشت اما در عین حال در نهایت تاثیر گذاری بود حتی اونقدری که بنظرم پایان نمایش به کاتارسیس رسید
عجیب این بود که تماشاگرا تقریبا در تمام طول نمایش میخندیدند!! خب البته بعضی جاها خنده دار بود اما ژانر این نمایش هرچی که بود کمدی نبود ، من که همونقدری که خندیدم همونقدر هم اشک ریختم
یاد صحنه ی اتاق عمل افتادم، فقط آرزو میکردم ای کاش جان بودم و اون گزارش بیمار لعنتی رو برات میاوردم رابرت عزیز :)
ممنونم از آقای برهمنی و کلا همه ی کسانی که برای این نمایش زحمت کشیدن و یک شب فراموش نشدنی رو رقم زدن

واقعا انقدرام خوب نبود :-0 ولی جوری که رابرت منتقدا رو مورد نوازش قرار داد دیگه کسی جرات نقد کردن نداشت و همه مجبووووور شدیم تعریف کنیم فقط :-)
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
مریم جانم واسه منم که چندین ساله معتاد تئاترم بهترین بود
۰۵ بهمن ۱۳۹۶
مریم جان
البته که کاملا شوخی بود حرفم :)
من خودم رو در (زندگی در تئاتر) زیستم
۰۵ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Maryam.s al
درباره نمایش صد درصد i
صد در صد یعنی پارادوکسی متناسب
صد درصد برای من پر بود از نابودی بودن
یکجور ناامیدی ،که بطرز عجیب و غریبی ،ته دلش امیدواری فریاد میزد
در تمام طول داستان یک سرگیجه ی آرامشبخش نگاه آدم را منتظر میگذاشت ،که حتی خطوط مورب کمرنگ روی دیوار هم آن را القا و تشدید میکرد
اصوات غافلگیرکننده هم درست درموقعی که باید ،وجود تماشاگر را درگیر میکردند
صددرصد از آن نمایشهایی ست که همه‌چیزش درست و بجا و حساب شده‌ست
و در طول اجرا به هیچ وجه لحظه ای مجال فرار ذهن نمیدهد
درنهایت باید گفت بدون شک جناب اسماعیل کاشی فقط یک ساعت و نیم تماشا را برایمان رقم نزد بلکه مدت‌ها تفکر را به ما هدیه داد