تیوال مریم رودبارانی | دیوار
S3 : 10:02:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.
.
نمایش"در اتاق باد می وزد"با نقش آفرینی فرشته صدر عرفایی
از امروز ساعت19:30 در تئاتر هامون
خام روبارانی در قسمت نمایش مغازه خودکشی خدمتان یک کامنت گذاشته ام خواهشمندم رویت بفرمایید.
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.
.
نمایش"در اتاق باد می وزد"با نقش آفرینی فرشته صدر عرفایی
از امروز ساعت19:30 در تئاتر هامون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.
.
نمایش"در اتاق باد می وزد"با نقش آفرینی فرشته صدر عرفایی
از فردا ساعت19:30 در تئاتر هامون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشته صدر عرفایی بازیگر «در اتاق باد می وزد» شد

سجاد تابش : حدود دو سال پیش با امیر نجفی نویسنده نمایشنامه «در اتاق باد می وزد» درباره متنی صحبت کردیم. ما یک دغدغه مشترک داشتیم که نشان دهد انسان ها در شرایط مختلف و بنا به نفع شخصی خود تصمیم هایی می گیرند. ما این متن را با دو شخصیت در نظر گرفتیم و امیر نجفی آن را نوشت. متن نمایشنامه به اندازه‌ای خوب شد که امیر نجفی تصمیم گرفت آن را در جشنواره تئاتر دانشگاهی کارگردانی کند و نمایش در جشنواره تئاتر دانشگاهی اجرا رفت و لوح تقدیر بهترین متن را گرفت.

تابش در خصوص انتخاب بازیگران نمایش «در اتاق باد می وزد» گفت: برای انتخاب شخصیتی در سن و سال فرشته صدرعرفایی گزینه های کمی داشتیم؛ کاراکتر زن این نمایش پر از جزئیات است و زمانی که می خواهید کاری دو نفره را شروع کنید, هر دو کاراکتر به اندازه خود در پیشبرد قصه ... دیدن ادامه » تاثیر می گذارند و باید هر دو شخصیت از نظر تجربه و پتانسیل اتفاقات خوبی را روی صحنه رقم بزنند. به همین منظور من به دو بازیگر توانمند و درجه یک نیاز داشتم و فرشته صدرعرفایی اولین گزینه من برای صحبت بود. خوشبختانه ایشان متن را دوست داشتند و ما تمرین های نمایش را آغاز کردیم.

وی ادامه داد: فرشته صدرعرفایی من را به عنوان یک بازیگر می شناسند تا یک کارگردان و همین موضوع اعتماد ایشان نسبت به من را جلب کرد. سارا محمدی هم یکی از نوازنده های توانمند هستند که تجربه بازیگری در کارهای مختلف را دارند و البته در نمایش «کنتر باس» با هم همکاری داشتیم.

کارگردان نمایش «در اتاق باد می وزد» درخصوص پیش بینی خود از استقبال تماشاگران گفت: امیدوارم از نمایش استقبال شود ولی این که چه قرار است پیش آید, قابل پیش بینی نیست. قرار است بعد از نمایش «در اتاق باد می وزد» نمایش « گولاگ» را روی صحنه ببرم. این نمایش را به مدت چهار ماه تمرین کردیم و مجوز کار را نیز دریافت کردیم ولی قبل از اجرای نمایش سالن پالیز پلمپ و اجرای نمایش لغو شد.

نمایش «در اتاق باد می‌وزد» با بازی فرشته صدر عرفایی و سارا محمدی در تاریخ ۱۳ مرداد هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در تئاتر هامون بر روی صحنه می‌رود.
امیر مسعود این را خواند
مهدی حسین مردی، نیلوفر ثانی، محمد لهاک و رضا تهوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان عجیب ژان تولی، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی، هجوی است تمام‌عیار درباره‌ی مرگ و امید. رمان درباره‌ی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه‌جور خنزرپنزری در آن یافت می‌شود. از انواع سم تا طناب‌های دار، از انواع سلاح‌های کمری مناسب برای انتحار تا ویروس‌های کشنده. یک فروشگاه منحصربه‌فرد در زمان و مکانی نامعلوم.
خانم روبارانی چر ا ساعت اجراها از جمله همین اجرا دیر است چطور سانس ویژه گروه بخواهد ساعت 18عصر میشود, ولی بقیه روزها ساعت 9.30فقط نمی دانم چرا اخیرا گروها علاقمند ساعت اجرا گذاشتندر ساعت های دیر وقت علاقمند شدند .خانم روبارانی کتسرتها سالن مایشگاه انقدر ... دیدن ادامه » دیرنیست,که.برخی اجراها زمان. اقعا دیر است. منتظر پاسخ تان هستم فکر کنم البته شوخی است 1شب تا2بشود!!!
۱۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.
.
پیش فروش بلیط های نمایش"باد در اتاق می وزد"با بازی فرشته صدر عرفایی در سایت تیوال آغاز شد.
بازگشت فرشته صدرعرفایی به صحنه با «در اتاق باد می‌وزد»


نمایش «در اتاق باد می‌وزد» با بازی فرشته صدر عرفایی و کارگردانی سجاد تابش و تهیه‌کنندگی خیام وقار کاشانی در تماشاخانه هامون اجرا می‌شود.

نمایش «در اتاق باد می وزد» نوشته‌ امیر نجفی، به کارگردانی سجاد تابش مرداد ماه روی صحنه می‌رود.
. آخرین حضور فرشته صدر عرفایی در تئاتر به سال ۹۵ و نمایش «نگاهمان می کنند» باز می‌گردد.

نمایش «در اتاق باد می وزد» در بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی لوح تقدیر بهترین متن را گرفت و در حال حاضر تمرین‌های خود را برای اجرا، پشت سر می‌گذارد.

این نمایش از اوایل مرداد در تئاتر هامون روی صحنه می‌رود.

این روزها فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار و با بازی صدرعرفایی در سینماهای سراسر کشور در حال اکران است، او جایزه سیمرغ بلورین ... دیدن ادامه » بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

من خانم عرفایی رو تو جشنواره حدس زدم بگیرن، گرفتن
۱۸ مرداد
خیلی دوستش داشتم.......
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش مغازه خودکشی

پردیس تئاتر شهرزاد - سالن صنوبر
۰۱ تا ۳۱ مرداد
۲۱:۴۵


نویسنده: باقر سروش
کارگردان: علیرضا مهران
بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه)، نوشین تبریزی، وحید اقاپور، سوسن مقصودلو، سامان میرحسینی، اتابک نادری، فرهاد رشیدی، سحر مختارزادگان، یاشار نادری، احسان سخی
تهیه کننده: سحر مختارزادگان
Poya Piri و علی عبداله زاده این را خواندند
محسن جوانی این را دوست دارد
درود
خلاصه داستان نداره؟
مدت زمانش چقدره؟
۳۱ تیر
نسخه صوتیش هم با صدای هوتن شکیبا از دیروز روی اپلیکیشنهای کتابخوان منتشر شده و فوق العاده است.
۰۲ مرداد
بسیار عالی با داستانی گیرا و مفهومی که تا آخر نمایش جذابه، فقط صدای تهویه هوای سالن در ردیفهای آخر خیلی آزاردهنده بود،
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش «مثبت فکر کن» به نویسندگی و کارگردانی علی دهبان مرداد ماه جاری اجرایش را در آغاز می‌کند.

این نمایش یک درام اجتماعی و تهیه کننده آن احمد شیرزای مهر است.
علی دهبان فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی و بازیگری در مقطع کارشناسی است. او فعالیت خود را با بازیگری در تئاتر‌های خیابانی آغاز کرد و در چند فیلم و سریال نیز ایفای نقش داشته است که از این میان می‌توان به فیلم سینمایی «جشن دلتنگی»، «یک روز دیرتر» و «از فردا می‌ترسم» اشاره کرد.
بازیگران «مثبت فکر کن» تکمیل شدند

نمایش « مثبت فکر کن » بازیگران خود را شناخت.



با انتخاب شدن “سیاوش مفیدی” و"شیما ملکی" فهرست بازیگران « مثبت فکر کن » کامل شد.

«مثبت فکر کن»به نویسندگی و کارگردانی علی دهبان با تکمیل گروه بازیگران، آماده اجرا می‌شود.



به گزارش روابط عمومی ، سیاوش مفیدی و شیما ملکیان دیگر بازیگران نمایش «مثبت فکر کن»هستند که از 6 مرداد ماه در تئاتر هامون روی صحنه می رود.



پیش ... دیدن ادامه » از این، حضور سوسن پرور و سامان دارابی در «مثبت فکر کن»اعلام شده بود.نمایش «مثبت فکر کن»به نویسندگی و کارگردانی علی دهبان و تهیه کنندگی احمد شیرازی مهر، از ۶ مرداد ماه ساعت ۲۱ در تئاتر هامون به روی صحنه می رود.

در خلاصه نمایش «مثبت فکر کن» آمده است: امروز بهترین روز زندگیمون شد... یهویی‌آ...

شرکت توسعه سرمایه سبزینه هامون حامی این اثر نمایشی است.

سایر عوامل این نمایش عبارتند از:مجری طرح: خیام وقارکشانی،مدیر تولید: حافظ وقارکاشانی،طراح صحنه: سینا ییلاق‌بیگی،طراح گرافیک: مریم برادران،طراح تیزر: بهرام رامه،دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: امیرحسین عشق‌آبادی،منشی صحنه: امیرحسین نبوی،مدیر روابط عمومی: مریم رودبارانی،مسئول تبلیغات مجازی: سید صادق سیادت،عکاس: نیلوفر جوانشیر و سارا ثقفی
دوستان عزیز
امشب اجرای پایانی "پروانه الجزایری"در تئاتر هامون است
منتظرتون هستیم
مینا ۱۲& و Maryam Jozani این را خواندند
با عرض سلام و خسته نباشید امکان تمدید نیس؟ قوانین خلق الساعه طرح آلودگی هوا (طرح زوج و فرد سابق ) و طرح ترافیک امکان حضور در روزهای معمول هفته رو از آدم میگیره (البته میدونم یک ماه اجرا داشتید)
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز اجرای اخر نمایش#کمیته نان است.باتوجه به اتمام بلیط ها در سایت تیوال ؛امکان خرید بلیط خارج از ظرفیت در گیشه تاتر شهر موجود است
سینا ییلاق بیگی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز، تیوالی
به پاس حمایت شما
گروه اجرایی نمایش#پروانه _الجزایری
همزمان با بازشدن فروش روزهای پایانی
۳۰% تخفیف برای تماشاگران ایجاد کرد.
منتظر شما هستیم
اعمال نمیشه
۰۲ تیر
کو پس ؟
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمیته نان| مرثیه‌های ناتمام
لیلی عاج قصد دارد برشی از زندگی کارگران کُرد را نشان دهد و ما را به همدلی با آنان دعوت کند؛ اما ابزار او برای این بازنمایی توارثی است که به بخشی از باور عمومی این مرد بدل شده است و گویا قرار نیست شکسته شود.

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/03/29/2035045/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85

خبرگزاری تسنیم - احسان زیورعالم

آزاد، دانشجوی کُرد، در یک مجادله دانشگاهی طرف مقابلش را هل می‌دهد و فرد مضروب قصد انتقام دارد. مضروب رابطه سیاسی خوبی دارد و خانواده فقیر آزاد قصد دارند او را از طریق مرز کردستان به سلیمانیه انتقال دهند؛ اما این انتقال، در پوشش کولبری به یک تراژدی بدل می‌شود. در بطن ماجرا، صبری خانمی حضور دارد که از میان سه پسر شوهر فقیدش - روزگار، آراد و آزاد - تنها آزاد را دوست دارد و اصرار اوست که آزاد باید از ایران خارج شود. صبری بر خلاف فرزندانش کُرد نیست و زبان کُردی را هم بلد نیست. او در این اقلیت‌بودگی به شخصیت قدرتمند خانواده بدل می‌شود و حرفش به حکم بدل می‌شود، حکمی طی آن برای آزاد کردنِ آزاد، در نهایت دو پسر دیگر کشته می‌شوند. روزگار و آراد برای نجات آزاد به کردستان می‌روند. پس یکی در کوه‌های کردستان جانش را از دست می‌دهد و دیگری در تصادف با یک نفتکش.

این خلاصه نمایش «کمیته نان» تازه‌ترین اثر لیلی عاج است و به عبارتی چهارمین اثری که او کارگردانی کرده است. «کمیته نان» پس از موفقیت لیلی عاج در کسب جایزه نمایشنامه‌نویسی فجر، می‌تواند نشان از یک تغییر باشد. اثر پیشین لیلی عاج چهار مونولوگ درباره زندگی حاشیه‌نشینان با بازی چند هنرجو بود که فاقد ارتباط اورگانیک میان چهار پرده بود. نمایشی که اساساً با حرف زدن‌های مکرر و یک طرفه، قصد جلب توجه مخاطب را داشت تا او را به یک هم‌ذات‌پنداری مملو از احساسات سوق دهد.

بیشتر بخوانید

یک دهه واقع‌نمایی

اما ... دیدن ادامه » به نظر می‌رسد لیلی عاج کمی در «کمیته نان» رویکردش را عوض کرده است. به شخصیت‌هایش وجوه شخصیتی بخشیده، برایشان هامارتیای ویژه در نظر گرفته است و تلاش می‌کند زیست در هم‌تنیده‌ای از آدم‌هایش را نشان دهد. تصویری که به شکلی در «قند خون» نیز دنبال کرده بود؛ اما «کمیته نان» نمایشی وسیع‌تر،‌ با تعداد بازیگر بیشتر و بازنمایی شرایط اجتماعی-سیاسی حادتری است. به عبارتی لیلی عاج تصمیم گرفته است کمی از آثار پیشین خود بی‌پرواتر باشد. «کمیته نان» می‌خواهد رئالیستی باشد و از مؤلفه‌هایی که این مکتب و رویه هنری بر تارک خود می‌بیند، تبعیت کند؛ اما پرسش این است که او به چه میزان توانسته است بی‌پروا باشد؟ تا چه میزان توانسته تصویری رئالیستی از زیست یک خانواده کرد را نشان دهد؟

تومـاس هاردی در تعریف رئالیسم بر این باور است رئالیسم مصنوعی است که «از تقطیر میوه‌های دقیق‌ترین مشاهدات فرامی‌آورند.» به عبارتی از دید هاردی و اسلافش، رئالیسم تصویرسازی نعل به نعل وقایع است. بازنمایی کردن رویدادها به نگرشی مستندگونه است. نویسنده واقع‌گرا در پی آفریدن تصویری است که به واسطه شباهت زیادش با ادراک عادی ما از زندگی مجذوب‌کننده است. اساساً این تصویر با مسائل روانشناختی آمیخته می‌شود تا تصویر پذیرفتنی‌تر به دست آید. در چنین رویه‌ای شخصیت‌ها توصیف‌کننده قشر و طبقه‌ای می‌شوند تا در نهایت به تعریفی از تاریخ و سیاست زمانه خود دست یابد.

لیلی عاج علی الظاهر تلاش می‌کند به این وضعیت نزدیک شود. او برای شخصیت‌هایش یک طبقه در نظر گرفته است: کارگر کُرد. این کارگران در میدان تره‌بار مشغول به کارند، بسیار نزدیک به تصویر مردم تهران از کُردها، بازنمایی یک تصویر تکرارشونده. در این طبقه شکل گرفته کارگری میدان تره‌بار یک امر موروثی است. زمانی‌که به واژه موروثی می‌رسیم بهتر است کمی مکث کنیم و بر این واژه متمرکز شویم؛ چرا که زمانی که پای وراثت در رئالیسم باز می‌شود، باید یادی هم از ناتورالیسم کنیم. این فاکتور را نگاه می‌داریم. عاج در ادامه به شخصیت‌هایش وجوه روانکاوانه می‌دهد. مثلاً صبور متلک‌گو است و به کسی باج نمی‌دهد و در عین خشونت کلامی، به شدت وابسته به فرزندخوانده‌اش است یا روزگار با ظاهر خاص خودش ترسو است و چندان به دنبال احقاق حقوق خود نیست. او محافظه‌کاری است که در نهایت باید کارگر بماند. آراد هم با اینکه دانشگاه رفته و شفیعی کدکنی او را فرزند خودش نامیده، کماکان کارگر است و نمی‌تواند رشد کند. شخصیت‌ها در جا مانده‌اند. در این میان گویا این آزاد است که کماکان در دانشگاه است و نقش کارگری پیدا نکرده است. هر چند او برای رهایی از وضعیت موجود تن به موقعیت کارگری کولبری می‌دهد.

وجه ناتورالیستی ماجرا زمانی حادتر می‌شود که صبری معتقد است هیچ کدام از پسران به اندازه آزاد شبیه پدراشان نیست. این شباهت عاملی برای محبت صبری می‌شود. به عبارتی آزاد برای صبری یک این‌همانی است. این وجه وراثتی نیز علی الظاهر به هامارتیای صبری بدل می‌شود که در یک کنش و تصمیم، جان دو پسر را می‌گیرد. او دست به انتخاب احساسی می‌زند و این انتخاب فاجعه‌بار است. در ادامه ماجرا نیز این ترکیب احساسات و فاجعه‌آفرینی بدل به پاشنه آشیل نمایش می‌شود.

عاج برای رسیدن به یک تصویر مستند روایت داستان را به یک خانه محقرانه می‌برد. البته از این خانه تنها المان موجود، کفپوش موکت است که افراد روی آن می‌نشینند، حرف می‌زنند و قاشق و چنگال‌های یک رستوران را بسته‌بندی می‌کنند. این رویه نیز به یک تصویر وهمی کارگری اشاره دارد که در خانه یک کارگر افراد یک دل هستند و با یکدیرگ همکاری می‌کنند. اما اگر چنین همدلی در میان کارگران موج می‌زند؛ چرا این کارگران چنین برافروخته و آشفته هستند؟ آیا مشکلا اجتماعی و اقتصادی - که بارها در نمایش بدان اشاره می‌شود - جایی برای همدلی باقی می‌گذارد؟ پاسخ از منظر اجتماعی هیر است و لیلی عاح دوست ندارد تصویری تلخ‌تر از تصویر موجود ارائه دهد؛ چرا که وجوه دراماتیک داستانش منهدم می‌شود. پس او به دنیای برساخته خویش پایبند می‌ماند. پس او از وججوه رئالیستی فاصله می‌گیرد و آن را به سوی یک تصنع هنرمندانه پیش می‌برد. همین مسأله می‌تواند از دید برخی محافظه‌کارانه استنباط شود.

لیلی عاج چندان تمایل ندارد ماجرا را باز کند. او نمی‌گوید دقیقاً آزاد چه کرده است و چرا زندگیش در خطر است. صرفاً می‌گوید او با یک کله‌گنده سیاسی درافتاده است. او نمی‌خواهد ماجرا را مستند کند و صرفاً با نشانه‌گذاری‌های مرسوم می‌گوید اینان که هستند. نمونه خاص‌تر این موضوع دست گرفتن کتابی با عنوان «فوکو، بارت، آلتوسر» نوشته مایکل پین است. کتابی که در ایران محبوب است و کوته‌نوشت‌هایی است از یک استاد زبان و ادبیات انگلیسی. اما لیلی عاج چقدر به همین کتاب استناد می‌کند؟ پاسخ مسلماً منفی است؛ چرا که کتاب صرفاً نشانه‌ای دم‌دستی برای شخصیت‌پردازی آراد است. حتی این نشانه به وجه انتقادی آراد هم بدل نمی‌شود؛ چرا که پاشنه آشیل پایانی نمایش وجه هر از گاهی ریاکارانه آراد را زدایش می‌کند. در کتاب مایکل پین دو مقاله درباره آلتوسر وجود دارد که هر دو نگاه مفسرانه آلتوسر به مارکس را شرح می‌دهد. اولی در باب ایدئولوژی است و دومی در باب کتاب «سرمایه»؛ هر دو موضوع با مسأله نمایش در ارتباط است. با این حال ارتباط اورگانیکی میان این دو نمی‌توان یافت. شاید اگر آراد کتاب‌های انتقادی شفیعی کدکنی را به دست می‌گرفت موجه‌تر می‌بود.

وجه مهم نمایش «کمیته نان» تلاش برای داستان‌گویی است و شاید نقطه‌قوتش هم همین باشد که برخلاف چند اثر اخیر لیلی عاج، تمایلی به انتزاعی‌سازی فضا و فرار کردن از روایت اصلی ندارد. همه چیز مشخص پیش می‌رود. روزگار نمی‌تواند پول موردنیاز برای فراری دادن آزاد را به دست آورد و در مواجه با یکی از آشنایانش تصمیم می‌گیرد آزاد را در قالب کوله‌بر از ایران خارج کند. این وضعیت هیچ شاخ‌وبرگی ندارد. شخصیت‌ها یک بار از دل ماجرا کنده نمی‌شوند و خود را به صحرای محشر نمی‌کشانند تا از زمین و زمان بگویند. هر چند در پرده سوم، صبری داستان عاشق شدنش را برای مهمانان تعریف می‌کند؛ اما آن هم حاوی نشانه‌هایی است که چرا آزاد را دوست دارد. صبری همچنین مجموعه‌ای از نصایحش را در اختیار تازه‌عروس نمایش می‌گذارد که به نوعی در کلیت داستان نیز ردپایی از خود به جای می‌گذارند.

اما لیلی عاج نمی‌تواند از شر مونولو‌گ‌های پیشینش خلاص شود. هنوز به آنان دلبسته است و با آن نمایش خود را ابتر می‌کند. به فرم روایی نمایش دقت کنیم که با تقلاهای روزگار و آراد برای یافتن آزاد، در کوه‌های کردستان همراه است. این پرده اول است که با رفتن روزگار به کردستان همراه می‌شود. ما ناگهان به گذشته پرتاب می‌شویم تا بار دیگر به نقطه اول برسیم. جایی که می‌فهمیم آزاد چگونه در کوه‌های کردستان گیر افتاده است. ناگهان پرده‌ای ظاهر می‌شود که دو شخصیت صبری و همسر باردار روزگار شروع به مرثیه‌سرایی می‌کنند. ناگهان نقش کنشی صبری به انفعال محض بدل می‌شود. زنی که در طول نمایش مبارز است، ناگهان اخته می‌شود. سترون از هر گونه سلاحی، صرفاً با زبانش مرثیه می‌سراید و از مرگ دو عزیزش می‌گوید که برخلاف کل ماجرا، اصطلاحاً بزن‌دررویی است. روزگار سوخته و آراد مدفون شده است. بدون هیچ ویژگی خاصی، در حالی که نمایش چند دقیقه پیش تمام شده بود. با یک ابهام جذاب که اساساً آزاد چه شده است و چه می‌شود. اما آن پایان سانتیمانتال همه چیز را به هم می‌ریزد. پایانی که هیچ نسبتی به کلیت اثر ندارد. حتی خرده تلاش‌ها برای واقع‌گرایی در این پایان‌بندی با دست بادی سپرده می‌شود که اشک از چشم مخاطبش جاری کند. در حالی که کلیت اثر مخاطب را با یک داستان همدل می‌کند و با فراز و نشیب‌هایش، احساس همراهی را برمی‌انگیزد.

«کمیته نان» می‌توانست مرثیه نباشد و صرفاً برشی از زندگی چند کارگر کُرد باشد؛ اما ناگهان به مرثیه زنان سیه‌روزی بدل می‌شود که کوله‌بری و کارگری زندگیشان را سیاه کرده است. به یاد داشته باشیم یکی از شخصیت‌های نمایش زنی است کوله‌بر که انگشت پایش را به سبب انفجار مین از دست داده است. پس زنان در موقعیتی انفعالی نسبت به مردان قرار نداشتند که چنین صبری را از هم منهدم کند. با این حال لیلی عاج در مسیر پیشرفت است و این غیرقابل کتمان است.

انتهای پیام/
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز
امروز دوشنبه 27 خرداد
بعد از اجرای نمایش"پروانه های الجزایری"جلسه نقد و بررسی با حضور کانون ملی منتقدین برگزار میشه
من اتفاقا دوشنبه بودم ولی فرداش امتحان داشتم نشد ک بمونم. باز هم نقد و بررسی داره یا نه؟
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


نمایش «وانهاده» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی با بازی سوگل خلیق و نازنین احمدی که مقرر بود اواخر خرداد ماه روی صحنه برود، از یکشنبه دوم تیرماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می‌کند.

«

امین بهروزی سال گذشته نمایش «روزهای بی‌باران» را در تئاتر شهرزاد روی صحنه برد که با استقبال تماشاگران مواجه شد و بیش از ۱۰۰ اجرای عموم در ایران و خارج از کشور داشت.

بهروزی تاکنون نمایش‌هایی چون “گستره سکوت”، “غروب بارانی بیست و پنج خرداد هفتاد و شش”، “شوفاژنشین‌ها” و … را روی صحنه برده است.

نمایش «وانهاده» از یکشنبه دوم تیرماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود و علاقمندان جهت تهیه بلیت‌های این نمایش به زودی می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
زهره مقدم و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش روزهای هفته جدید نمایش'پروانه الجزایری'در سایت تیوال آغاز شد
رضا غیوری، مینا و حمیدرضا مرادی این را خواندند
سلام خانم رودبارانی،
آیا برای روزهای باقیمانده تخفیف گذاشته میشود.؟به نظرم اومد جایی حرف از تخفیف زدید؟
۲۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی روایت‌شناسانه به سه نمایش «شهر ما»، «پروانه الجزایری» و «میدان نبرد، پیکر زن»

روایت‌های انتقادی در برابر تئاتر‌های خنثی

سید حسین رسولی

این روزها سه نمایش «شهر ما» به کارگردانی محمد حسن معجونی، «پروانه الجزایری» سعید حسنلو و «میدان نبرد، پیکر زن» الهام یوسفی به ترتیب در تماشاخانه ایرانشهر، تئاتر هامون و عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه هستند. این سه نمایش نسبت به بسیاری از اجراهای حاضر کیفیت بالاتری دارند و دو نمایش «شهر ما» و «پروانه الجزایری» تا این وقت از سال ۱۳۹۸ مورد توجه نگارنده قرار گرفتند و به راحتی می‌شود پشت این آثار ایستاد.
بازی با روایت

«پروانه الجزایری» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی سعید حسنلو به خوبی دغدغه روایت دارد. اما این روایت به قول لئون تروتسکی تبدیل به «ماشین توخالی» نشده است؛ بلکه به شکل اکملی به ... دیدن ادامه » مسائل اجتماعی و سیاسی در دلالت‌های ضمنی می‌پردازد. لاریان نویسنده هوشمند و دغدغه‌مندی است که توانسته به خوبی فضای اجتماعی امروز ایران را در نمایشنامه‌ فرمالیستی خود جای دهد. این کار آسان و راحتی نیست. تجربه و زحمت می‌خواهد. شلومیت ریمون-کنان در کتاب «روایت داستانی: بوطیقای معاصر» به مسائل مهمی پرداخته است. او یکی از عناصر اساسی روایت را زمان می‌داند. البته زمان در کنار شخصیت‌پردازی و کانونگی‌شدگی به خوبی می‌تواند «روایتگری» را نمایش بدهد. سیمور چتمن می‌نویسد: «مولف مستتر»، بر خلاف راوی حرفی برای گفتن ندارد. از او یا بهتر است بگوییم آن، هیچ صدایی به گویش نمی‌رسد؛ در واقع، هیچ ابزار مستقیم ارتباطی در اختیار ندارد. در سکوت، از طریق طرحی کلی، با دهانی باز و با تمام قوایی که برای اطلاع‌رسانی به ما برگزیه، ما را هدایت می‌کند». ریمون-کنان هم می‌گوید: «به گفته چتمن، هر متن یک مولف و خواننده مستتر دارد. اما راوی ورایت‌شنو اختیاری است». سپس او نقد می‌کند و می‌نویسد: «اگر مولف مستتر فقط یک برساخت باشد...از او هیچ صدایی به گوش نمی‌رسد». در نمایش «پروانه الجزایری» شاهد روایت چند دوست و رفیق هستیم که در خانه‌ای دور هم جمع شده‌اند. حوادث این دورهمی به یکباره تکرار می‌شود. گویی همه چیز به اول بازمی‌گردد. راوی یک نویسنده است. او می‌گوید که می‌خواهد چه کاری انجام بدهد. داستان به جایی می‌رسد که «بابک» (شخصیت محوری) مانند یک پروانه الجزایری از گله خود جدا می‌شود و تن به آغوش مرگ می‌سپارد. راوی هم در پایان می‌گوید ای کاش جور دیگری می‌شد. سپس نمایش دوباره شروع می‌شود و این بار بابک زنده شده است. این کاری که لاریان می‌کند در روایت‌های سینمایی دیده می‌شود. در واقع، راوی لاریان به شدت منتقد شرایط موجود است. سعید حسنلو هم در کارگردانی توانسته به خوبی این شرایط را درک کند. باید شیوه کاری لاریان را به نوعی «بازی با روایت» بنامیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش روزهای جدید نمایش"کمیته نان"در سایت تیوال آغاز شد
علاقمندان جهت تهیه بلیط سه روز پایانی هفته جاری می توانند به قسمت خرید بلیط نمایش "کمیته نان"مراجعه کنند
شبنم یگانه این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و سینا ییلاق بیگی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر تئاتر کمیته نان اثر لیلی عاج
نوشته نیما نادری
چخوف در یکی از شاهکارهای کوتاهش داستان درشکه چیی به اسم ایوانا را تعریف میکند که در همان روزی که پسرش مرده است مجبور است سر کار برود. با هرکس که سوار درشکه اش می شود غمش را در میان می گذارد, اما هیچکس پاسخی نمی دهد. ایوانا آخر شب اسبش را به اصطبل می برد, مقداری کاه به او می دهد. خطاب به اسب می گوید که امروز پسرم مرد! "اسب لف لف میکند و نفسش را بر دستان ایوانا می دمد, ایوانا از خود بی خود می شود و تمام داستان را برایش تعریف می کند"
https://www.instagram.com/p/ByhIT_YAFG3/

من به هنگام تماشای تئاتر کمیته نان ناخودآگاه همان اسبی بودم که چخوف نوشته بود، بی قید و لا مکان ، مات و مبهوت روایتی ارزشمند از جامعه پرداخت نشده کارگری که با بازی یکدست بازیگرانش به دور از شعار زدگی غم نان را به سیلی تماشاگر میزند.
شخصیت ... دیدن ادامه » پردازی با اسامی کنایه وار (روزگار، صبری، آزاد)که در بستری متضاد و پارادوکسیکال با هنر امروز رایج، تاکیدی از حال و روز واقعی بخش مهمی از جامعه (کولبران) را با فرمی مینی مال و موجز و علتی معنایی با مدلولی از مفاهیم ضمنی بیان میکند.
کشمکشی باورپذیر که با استعاره های درست و ارجاعات متنی به جا مثل (قضیه یوسف و چاه، ادبیات سانسور شده کدکنی و صادقی و فوکو و نیچه، فضای مرعوب دانشگاه، مهاجرت ناگزیر ، غم نان، بیکاری در جامعه و ....) مکثی تامل پذیر و با جزئیات بر این جغرافیای نادیده گرفته شده می کند.
کاری که قبلا قبادی به نحو احسن در «زمانی برای مستی اسب ها» نسبت به محیط پیرامونش کرده بود را لیلی عاج با زبان تئاتریکال، پیام دغدغه مند خود را با محتوایی از واژه، و آوا و‌موسیقی و نشانه و حرکت، دال بر تاریخ و فرهنگ کرد انجام می دهد، طرحی متناسب با اقتضائات فرهنگی اجتماعی سیاسی روز می آفریند که حتی با گذشت داغ زمان می توان دور از هیاهوی زمانه به وسوسه مکاشفه آن تن داد.

.
نشان دادن نقطه افتراقی در هیاهوی تئوریزی شده حکومت از تداعی سبک زندگی توده، حال و هوای انتقادی متفاوتی نسبت به همراه دارد ، در حقیقت داستانی سرراست و بدون سانسور از داشتن سهمی کوچک از نان در این سفره عظیم،شِکْوِه ایست از بی عدالتی در ایجاد ساختار فرصت های مشروع و نامشروع برای خودی(حکومتی) و غیر خودی (مردمی)، به قول لنین: کارگران شاید بتوانند درجۀ بیشتر یا کمتری از آزادی سیاسی برای مبارزه درراه رهایی اقتصادی خود به دست آورند اما هیچ میزان آزادی آن‌ها را ازشرفقر، بیکاری وسرکوب رهانمیکند تا وقتی که قدرتِ سرمایه سرنگون شود.
برخوردهای سیستم توتالیتری حاضر باعث افزایش چرخه خشونت در جامعه شده و انکار کولبران توسط معاون سیاسی وزیر کشور و دست به سر کردن عامدانه با زندگی آنها با واژه «پیله وری » متاسفانه عادی شدن مرگ انسان های بیگناه را در سکوتی خبری و بایکوت شده توسط صدا و سیمای فاسد را به دنبال دارد. در واقع کولبری انتخاب نیست اجبار است ، چطور میشود ندید نگاه منتظر کولبرها به مردمی که برای تفریح کنار جاده می آیند و غمشان هرروز غم نان است
.
#کمیته_نان #تئاتر #لیلی_عاج #ارسطو_خوش_رزم #شاهو_رستمی #کهبد_تاراج #توماج_دانش_بهزادی #غزاله_جزایری #لبخند_بدیعی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید