تیوال مریم حاج محمدی | دیوار
S3 : 05:09:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازیها خصوصا خانم تیرانداز خیلی خوب بود. کارگردانی و دکوپاژ و تعویض پلان به پلان تعلیق ها خوب بود محتوای شوکه کننده و تلخ اما در انتها القا کننده امید و حرکت، اوازه خان نماد استقامت بود و تئاتری ضد جنگ بود. شکل روایی تعزیه ای و میدانی داشت و دراماتورژی شده از متنی بلند
زهره مقدم این را خواند
محمد لهاک (آقای سوبژه) و مارال بنی هاشمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش رو دیدم تا هنرنمایی فرزاد برهمن و نقش متفاوت رضا دشتکی رو ببینم و بسیار لذت بردم از هرشان محتوای اثر و نگاه سنتی به زنان مطلقه یا بیوه رو دوست نداشتم بازتولید هژمونی مردسالاری بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه بین دوستان تئاتری ام گارد نسبت به اینکار وجود داشت و می گفتند مزخرفه یا مثلا چرا سوفوکل و موسیقی کردی یا رقص سماعو ترکیب کرده اند اما من بسیار لذت بردم از این همه مهارت و تکنیک و ابزارهایی که به کمک بازیگر می اومد اینکه به شیوه ای جذاب و موسیقیایی یک اثر کهن رو روایت کنند و تمام متدها و تکنیکهای بازیگری رو به کار ببرند
فضای گروتسک و تلخ و دردآوری داشت. سه زندانی و مبحث دردناک خیانت و قتل ناموسی...ضربه هایی که زندانیان میزدن متناسب با فضای زندان نمایش را به هدفش میرساند و تماشاچی را عصبی میکرد تماشاچینی که فاصله کمی داشتند تا بازیگران و انگار خودشان هم بخشی از آنها بودند. گرم بودن فضای سوله، رورانس نداشتن، تاریکی تقریبی. نگاه های سکسوالیته فضای تک جنستی..سقف دکور لخت فضای زندان را تداعی میکرد. منتهی رنگ صورتی قدری به این فضا لطافت میبخشید شاید میخواست تداع گر نگاه جنسی زندانیان به زن زندانی اصلی باشد. زندان بان شبیهه گارسون ها خیلی خوش لباس بود.
..نمایش خوبی بود در برخی اپیزودهایش یکم صدای میترا حجار رو مخ و جیغ جیغ بود دو تا اپیزود اولشم رتمش کند بود ولی بعدش خیلی خیلی خوب شد. اپیزود سوفوکل و چرم شیر رو خیلی دوست داشتم..تعویض لباس ودکور در خدمت اجرا بود. موزیک هم
وقتی پشت یک تئاتر علم، هنر، سواد، تحقیق و تامل باشه با اثری به نام فرشته تاریخ مواجه میشیم که علی رغم طولانی بودن تایم غمنامه دردناک تاریخ و فلسفه و سیاست رو برات موشکافی میکنه..یک تئاتر واقعی که کلاس درس عملی و تئوری بود. قاب ها، بدن ها...عناصر ارجاعات معروف به سقراط و جام شوکران مستندات تاریخی..هم معاصر و هم قدیمی بودن اجرا...کلی به علم و فهم تئاتری ام افزوده شد..دست مریزاد...داشتم به حال خوش بازیگران اثر غبطه میخوردم که با همچین کارگردانی در این اثر فاخر کار کردند.
اتفاقا منم توو دلم داشتم آرزو میکردم کاش جای میلاد رحیمی بودم و سه ساعت چنین توو چنین نمایشی با کارگردانی رضایی راد بازی می کردم.
۱۱ تیر
ان شالله برامون فرصتش پیش میاد
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار لذت بردم از کارگردانی، متن، بازیها. افکت...
بسیار دغدغه مند..که مابه ازای امروزی داشت. کمدی تلخی که ابزود بود و نسخه ایرانی در انتظار گودو...اینکه به نعل و میخ جناح های مختلف میزد بسیار دلنشین بودو حالمان را بر سرجا اورد. قشنگ اصول گرااصلاح طلبو به سخره گرفت. همین روزها ما چنان گرفتار یک فضای ابزورد هستیم که در نوع خود بی سابقه س. اما مردم همه شادن. ساسی و تتلو آنها را به تکاپو می اندازد و قیمت دلار و یورو هم نمی تواند این شادی و تکاپو را بخواباند. در اوج شرایط مفتضح اقتصادی و فرهنگی باز هم جک میسازیم و پارتی های شبانه مان فزونی گرفته است و...‌
از این ابزوردتر؟؟؟
این کار فاخرو از دست ندین
واقعا حیف صندلی های خالی .
۱۰ تیر
آره..واقعا صد حیف..مردم نمیدونند چه کار خوبیه...شاید چون سنگلج اجرا میره مخاطبش کمترن
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای نمایش تصور کردم با اجرایی عشق جنایی مواجهم که بازی لوسی دارند اما بعد از بازگشت سگهای انباری از میدان نبرد بسیار جذاب شد. اشارات سیاسی کار بسیار خوب بود و مدام مرا به یاد آن میانداخت که هنرمند مسئول و دغدغه مند است و باید درد اجتماع خود را بفهمد و بازتاب دهد. این اتفاق در این اثر با انتخاب هوشمندانه کاراکتر نارنجی و دیالوگهای جذابش اتفاق افتاد. نمک کل کار بر گردن محسن جعفری بود. ارتباط گرفتن بازیگران با مخاطبان در جایگاه خدا..طنز تلخی رو به نمایش میزاشت...کاری که از طرفی ابزود بود...
هم خندیدم هم از تلنگر سیاسی اجتماعی اثر رنج کشیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول نمایش ریتم کند و خسته کننده داره اما به به تدریج قضیه فرق میکنه طراحی صحنه ناب
انتخاب این اثر برای اجرا در شرایط کنونی جامعه بسیار هوشمندانه است. و این دغدغه مندی اقای ثروتی قابل تحسینه. تا جاییه که مابه ازاشو در جامع میبینیم و من برای رنج تک تکشون و خصوصا روسپی اشک ریختم
نمایش نشان می دهد رنج بردن یا مکافات الزاما نیازی به جنایت عینی ندارد. فقر، ثروت، مذهب، بی مذهبی، قانون و ... همه یا مولد رنج هستند یا توجیه کننده مکافات. 
بازی درخشان بابک حمیدیان واقعا تحسین کردنی بود
کیف کردم با این کار
دکور سه طبقه نمایش لایه لایه رنجو به ما نشون میده، طراحی صحنه‌ی هوشمندانه مثل نظریه های نشانه شناختی روانشناسی، با کمک موسیقی لحظات پرتنش نمایش رو با شدت هرچه تمامتر بر وجود مخاطب می‌کوبه و درست کار می‌کنه.
من برای بالکن سوم بلیط گرفته بودم ابتدا ... دیدن ادامه » بالکن دوم نشستم چون خلوت بود مسئول خانم سالن به محض شروع نمایش تذکر داد کهبه جایگله خودت برو گوشی رو جا گذاشتم کلی استرس کشیدم تا اینکه مسئول محترمی به نام اقای قمری کمکم کردند گوشی را یافتم و مرا به دلیل خلوتی سالن به همکف ردیف 7 فرستادند و رنج را تقلیل دادند.
بیان اقای پسیانی خط دار شده بود به نظرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دلچسب از سالهای دور و مدرسه نوجوانی و نظام کارکردگرایانه و اقتدارگرایانه مدرسه..از بلوغ از خاطرات دورو نزدیک...
بازی های رئال، میزانسهای درست که القا کننده فضای التهابی دنش آموزان و اقتدار مدیر و ناظم است..جامعه شناسی و شخصیت پرداز به جا خصوصا در مورد کاراکتر یاسی که منو یاد دوران تحصیل خودم انداخت. لذت بردم. واقعا میشه کار کرد در یک مکان ثابت..دکور جالب و پرداختن به موضوعی روزمره و اجتماعی
طراحی صحنه رو دوست داشتم . یک سوم ابتدایی کار رو به خستگی داشتم میرفتم اما به ناگاه قضیه تغییر کرد. بازی نقش اصلی وروونیکا بسیار قوی و حساب شده بود و حتی با ژست ارووتیک روان پریش و لوند ورونیکا مطابقت داشت. نورپردازی فضای نورو سایه خوبی ایجاد کرده بود. تیک دست اقای رحیمی رو متوجه نمیشدم.
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۴ تیر
عالیجناب عشق ❤️⁩⁦❤️⁩
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمای پدر با نمایش مادر متفاوته و یکروز درمیون اجرا میشه ،من نمایش مادر رو دیدم و دوستش داشتم شیوه ای از تئاتر مدرن بود که با تقطیع ها برش ها و تدوین ها و تکرارها تراژدی بودن تنهایی مادر ها و فداکاری شون و مشکلاتشونو خوب نشون میداد. کاراکتر مادر با بازی خوبش اگر چه ابتدا از رفتارش احساس روانپریشی و آزار رو متبادر میکرد ولی پی به تنهایی و بی پناهیش میبردی که این بلا به روزش اومده...نورپردازی، نمایش های پروژکشن، دکور ، میزانسها، بازی ها خوب بود. یاد شیوه اجرایی پروانه الجزایری افتادم.
تئاترپژوهشی تاثیرگذار اجتماعی و تعاملی بود.از تماشاگران بعضا استفاده میکرد و عکس العمل آنها جالب بود. بداهه پردزی داشت. چند نفر سولفژ را بین جمعیت همراهی میکردند. دردناک و عاشقانه بود، اشکالش این بود که روی زمین مینشستی کمردرد میگرفتی، دغدغه مند بود با هدف معرفی "خونه مادری" که در محله آسیب خیز دروازه غار و با هدف حمایت روحی و عاطفی از مادران و کودکان آسیب دیده از کارتن خوابی و اعتیاد شکل گرفته، خانه ای با حمام و لباس تمیز، غذای گرم، حمایت و عشق برای کودکی، که کارتن خواب است، اعتیاد دارد یا زندگیش با اعتیادو فر گره خورده ، برای او این خونه بی شباهت به بهشت نیست.
بازی خانم پاوه نژاد بسیار رئال و دوست داشتنی بود.
۰۱ تیر
بدون اغراق آقای خطیبی در کارش بی نظیر می باشد هنوز بدون تردید میتونم بگم موسیو ابراهیم یکی از بهترین نمایش ها بود که از ایشون دیدم .
۰۵ تیر
دقیقا موافقم، اى کاش دوباره اجرا برن. موسیو ابراهیم بى نظیر بود
۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم حاج محمدی
درباره پرفورمنس وجود i
من مخاطب رقص بوتو نیستم انگار چون این کارو دوست ندشتم و سلیقه من نبود بیان عریان موضوعات تابو. فضای مالیخولیایی تنهایی انسان، جنایت، دنیوی بودن تمام وود بشر از ویژگی های این کار بود و من سردرد گرفتم برخی از مشخصه های مشترک اجراهای بوتو عبارتند از:
- به کار بردن موضوعات تابو.
- فضاهای پوچ یا اغراق گرا.
- اسلوموشن به حد خارق العاده ای تحت کنترل.
- بدنهای تقریبا عریان و نقاشی شده به رنگ سفید .
- چشمان به فراسو چرخان و چهره کج و معوج.
- شکل های گروتسک.
- اجرا کردن با یا بدون تماشاگر.
- سبک بدون سبک به تعداد رقصندگان بوتو سبک بوتو وجود دارد.
بوتو نامی است که به نوعی از اجرا اطلاق می گردد که می تواند به عنوان گونه ای از رقص معاصر ژاپنی لحاظ شود.
برتو طغیانی معلول از ویرانی اجتماعی و سیاه بخشی باقی مانده پس از جنگ جهانی بود و از طرفی منطبق بود بر واکنش که ... دیدن ادامه » در مقابل نهادهای وقت رقص ژاپن صورت گرفته بود. نهادهائی که تاتسومی هیجیکاتا بنیانگذار بوتو آن ها را اسیر تقلید می دانست تقلید از غرب از سوی دیگر واز "نو" معروف ترین شکل از تیاتر سنتی موزیکال بر اساس هیجیکاتا وضعیت آن زمان رقص را به خاطر سطحی گرایی و گسترش تمایل به روایت گری قویا مورد انتقاد قرار داد.
بوتو درخلال جست وجوی یک حافظه جمعی یا منحصر به فرد به موضوعات و مولفه های بنیادین خود دست یافت: مرگ، شهرت، پویائی و ارتعاشات.
ممکن است خالصا مفهومی(کانسپچوال) باشد، بدون هیچ حرکتی. بوتو در ابتدا در ژاپن مورد تخطئه قرار گرفت. اولین اثر هیجیکاتا در ۱۹۵۹ یک رسوائی خوانده شد و او به لحاظ اجتماعی مطرود شد. این هنر اجرائی بعدها در غرب به طور چشمگیری مورد استقبال واقع شد. به ویژه دراروپای دهه ۷۰) بوتو سرانجام به عنوان یک گرایش هنری علاقه مند به جست وجوی هویت ملی در ژاپن دهه ۸۰ مورد تحسین و اقبال واقع شد. تا دهه ۹۰ نسل جدید بوتوی ژاپنی را با منابع فرهنگی سراسر دنیا مرتبط ساخت. امروزه بوتو رقصی است که در پهنه عالم اجرا می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار رودوست داشتم گونه از از تئاتر مدرن بود که با صرف فعل ها، تکرار ها، ادغام ها و برش ها و پس و پیش ها به روایت داستانی با فکوس بخشی به جزییات میپرداخت. پایان بندی بسیار خلاقانه و دلنشین بود و زمان پرت نداشت که بخواهی به ساعت نگاه کنی. کارگردانی میزانس ها تعبیه درب به خصوصا استفاده حدکثری از حدقل فضا ...لذت بردم
مریم عزیز
ممنون که به تماشای پروانه الجزایری نشستید
و سپاس که نظرتونو به اشتراک گذاشتین
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی با اسم اقای کوشکی و تئاتر مستقل رو به رو میشم خودمو اماده میکنم برای دیدن اثری با عناصری از خشونت اما خداروکر خشونت این کا شدید نبود. از نقاط قوت این اثر بیان دیالوگ در حالت ایستایی و تحرک کم بود که با اینهمه با لکنت جذاب اقای کوشکی توجه مخاطب را جلب میکرد. به شخصه از شوخیهای جنسی خوشم نمیاید . در این کار برخلاف کارهای دیگه برای مظلومیت کاراکتری که اقای کوشکی داشت دلم سوخت. شلیک اسلحه نیز به شدت قلبم را ریخت و کارگردان به هدفش که شوکه کردن ما بود رسید. مختصر مفید بودنش نیز خوب بود.
بالاخره کاری که کوشکی در آن حضور دارد انگار باید درجه‌ای از خشونتِ شوکه‌کننده داشته باشد؛ یکی، نیمی بیشتر از زمان نمایش در تاریکی و رنج و خشونت و خون است؛ دیگری چون اکلیل کل خشونت مستقیمش شلیک گلوله است و مابقی آزار روحی چند ساله زوج جوان. من نیز چون ... دیدن ادامه » شما این کار به دلم نشست.
۲۴ خرداد
انرژی ه ، نیاز نداره. خطای هکسره .
۲۴ خرداد
حدیث جان هر چی شما بگید
ممنون از راهنماییتون دوست عزیز
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه شاهکار به تمام معنا یه ازمون بازیگری یه کلاس درس،چقدر قشنگ که زایمان رو به بازیگری تشبیه کرد و تفاوت مادر بودن بازیکر بدن رو گفت
چه کارگردانی مبدعانه ای چه دکور قشنگی چه بازگران قهاری بابدن و بیان شگفت انگیز
چقدر لذت بخش بود این کار
پیشنهاد میکنم نظر خانم مقدم در همین نظرات رو بخونید اونجا که میگه "چند توصیه دوستانه برای شمایی که قراره این شاهکار رو ببینید.
موبایلتون رو حتما بذارید رو حالت پرواز. چیزی نیست ۹۰ دقیقه.
قبلش اتوبوسی به نام هوس از الیا کازان دهه ۱۹۵۰ رو ببینید. یه نگاهی هم به متن کلفت‌ها بندازید. فایت کلاب رو هم که دیدید. بر باد رفته رو هم بهتره ببینید (فقط هم نه بخاطر این تئاتر همه باید این فیلم آخری و ببینند!)
بیوگرافی ویوین لی رو بخونید و دعا کنید مهدخت مولایی چیزیش نشه... با دیدن بازیش متوجه منظورم میشید.
اوایل نمایش ممکنه ... دیدن ادامه » نکاتی به نظرتون خنده دار بیاد که بهتون اطمینان می‌دم مربوط به کمدی کار و خنده گرفتن نیست پس تمرکز کنید و اخر کار به جز خنده می تونید حتی جیغ هم بزنید.
دو تا کاراکتر رو به صورت تکی، با هم ، با دکور و بی دکور و هر حالتی که میتونید مجسم کنید. به دکور اوایل نمایش خوب دقت کنید و اخر کار با دیدن بلایی که سرش میاد حسابی جا بخورید. ممکنه از صحنه چیزهایی به سمتتون پرت شه یا خودتون پرت شید وسط صحنه.. نترسید و عکس العمل نشون ندید. فقط دقت کنید.
برای رورانس عجله نکنید. بذارید پایان نمایش در سکوت و تاریکی تو ذهنتون ته نشین بشه.
مرحله آخر خریدن بلیت برای دیدن دوباره نمایشه..
خوش بگذره!"
خانم حاج محمدی به نظرم گزینه افشا رو بزنید چون دقیقا این گره داستانه
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کولبرها ، ستم دیدگان بی صدا
کولبری واژه ای است تلخ، که باعث آزردگی هر شنونده و خواننده ای میشود. کردان مرز نشین که علی رغم رنج دیدگیشان سختی های بسیاری را در طول زندگی تحمل میکنند .
مسئولان و قانون گذاران کشور باید بدانند که مسئله فقر زمانی که فراگیر شود دامان همه طبقات جامعه خصوصا طبقه بالانشین را خواهد گرفت. فقر در ایران همچون آتشی زیر خاکستر است که اگر برای حل آن چاره ای نیندیشیم آفت بزرگی بر جان جامعه خواهد شد.
نمایشی دغدغه مند تلخ از طبقه کارگر که با بازی اندازه و درست بازیگران بسیار تاثیرگذار بود.بازیگران گاهی تپق های ریزی داشتند و به کرات این اتفاق افتاد
شاید برای بیان دیالوگها به لهجه کردی این گیرتمرکز اتفاق میفتاد.
دکور جالبی داشت با حدقل دکور خانه ای که در جنوب شهر بود را تداعی میکرد که حیاط دارد و خانه هایی که چهارساعت با ترمینال ... دیدن ادامه » جنوب فاصله دارد. تفاوت حس خانم باردار که ابتدا میخندید و در اخر زجه میزد و به غم تبدیل میشد خیلی تاثیرگذار و ملموس بود موسیقی کار بسیار به جا انتخاب شده بود موزک ابتدایی شادی و قناعت و سخت کوشی قوم کرد و موسیقی پایانی حزین که حتی از روی صندلی توان بلند شدن نداشتی. ترکیبی از اشک و لبخند ، کارگردانی خوب، حتی شوخی هایشان با انکه جنسی گونه بود اما در این کار دل رو نمیزد و بسیار هوشمندانه و زیرکانه با ترکیب فضای خودمانی کردها بامزه بود.
ولی لهجه غلیظشون باعث میشد یه جاهایی مطلب و متوجه نشم
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چند این سبک کار مطابق سلیقه من نبود اما بازی های بازیگرانش قوی بود. ایده کار جدید نبود اما خب استفاده از متنای اصیل قدیمی با تفکر خاص کارگردان چیزیه که جاش خالیه هرکسی سمتش نمیره ...دکور متحرک و مالیخولیایی، گذر داستان در زمانی بی مکان و مکانی بی زمان بین حال و گذشته و آینده...پیچیدگی جم تیوی روابط و اشاره و ارجاع آن به داستان های کهن و کهن الگوهای مردنه هم جالب بود و هم به زعم من حوصله سربر....موسیقی کار هم جدید و قلب ریز و گاهی مثلا در صحنه باز کردن در یا شلیک گلوله اعصاب خرد کن بود اما به تم کار کمک میکرد.
بازی قدرت و خواهر تپل قرتیشی رو از همه بیشتر دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید