تیوال مریم حاج محمدی | دیوار
S3 : 17:19:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کار جالب و دردمندانه ای بود خصوصا برای باززیگران، به طور خلاقانه ای حرف دلشونو زد..بازیگرانش هم بازی خوبی رو نمایش دادند و هر کدوم به عنوان استعدادهای بازیگری باید مورد توجه قرار بگیرن..
دغدغه پیرامون موضوع کودک همسری امری با ارزش است که پرداختن به آن برای نخستین بار شجاعت و جسارت میخواد و این ارزشمند است. بازی ها همگن نبودند هم بازی های با تمرکز و پرتو افکنی و تسلط دیده میشد و هم بازی های زیادی بازی کردن و تصنعی. گاهی تپقی هم زده میشد که نمیتوان چندان خرده ای به آن گرفت. بازی بازیگر مرد رو دوست نداشتم. شاید میخواست بازی کند و برود و با تیم همگن و مچ نشده بود. برای پارتنر بازی نمیکرد. بازی هستیا و پرسفون و دیمیتر و آرتمیس به نسبت از باقی بازیگران دلنشین تر بود.
بعضی صحنه های رزم و صحنه اولیه نیز جذابیت های بصری و موسیقیایی خوبی داشت. و اواز خواندن دیمیتر
برای این گروه جوان ارزوی موفقیت میکنم
حمیدرضا مرادی و هادی اشرفی این را خواندند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود
کیف کردم
خلاقیت. ایجاد نقاط اوج نفس گیر..خصوصا شوک اخر که پایان بندی بود
توجه به موضوع مهمی که بعد از سالها هنوز یادش لرزه به جون ادم میندازه
تمرکز و تسلط بازیگران
شخصیت پردازیهای درست
طراحی لباس و طراحی صحنه بدیع و تاثیرگذار
کلا خیلی کیف کردم
بازیگری یعنی این، یک ساعت و ربع میخکوب بودم و بعد از اجرا تا چند ساعت ترس و هراس داشتمو در ماشینو قفل کردم
خلاقیت در صحنه اعدام
خلاقیت در طراحی صحنه
سکوت و مکثهای به جای بازیگران
نور پردازیشم خوب بود
در این بین حمید رسولی از مدیران میانی وزارت اطلاعات در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای به جرم آمریت و صدور دستور در راستای اجرای دو فقره قتل آقای داریوش فروهر و خانم مجداسکندری حبس ابد محکوم شد. احتمال می‌رود این حمید رسولی همان حمید رسولی همدست خفاش شب بوده‌است
دغدغه مند بود. جوری که برای کارگردان جوان دهه هفتادی داشتن این ارزشها و اشراف به مطالب سنگین و ایما و اشارات عرفانی و آرمانی بریم جلب نظر کرد. این نمایش سرایش محور بود یعنی استفاده از آواز و موسیقی توسط خود بازیگران در انتقال مطلب و حس فضا کمک کرده بود. مطالب به شکل مرور خاطرات منتقل میشد بعضی بازیگراش مثل دختر عرب و مرد رزمنده خوب بودن و بعضیشون نه. یکی از بازیگران که راوی بود اضافه بازی میکرد. در مجموع تاثیر گذار بود اما واوووو نبود
حمیدرضا مرادی این را خواند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای سال که مصوبه ای برای اجرای تئاتر اومد قدری ناراحت شدم اما با مشاهده تئاترهای سخیف و سطحی و درهم به این فکر میکنم که شاید بد نباشه قدری سخت گیری...ضمن اینکه واقعا متدهای بازیگری برای دوربین با اجرای صحنه ای متفاوته. داشتن متن خوب هم شرط وقوع اتفاق خوب برای یک اجراست.و صد البته کارگردانی و بازیگردانی....تئاتر صحنه چهره شدن نیست..صحنه سازندگیه...نه تنها من بلکه باقی تماشاگران خسته شده بودند و تحمل میکردند. تنها گاهی مزه پرانی های شخصیت تپل و مست کار لبخند کوچکی برای رمق بخشی ادامه تماشا به مخاطب میداد. بعضی بازیگران توانمند تئاتری هم بودند که با نقش بسیار اندک و کوچک عملا از تواناییشون استفاده نشده بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که به بیان رنجی که اقتضای آفرینشمان است میپردازد
هنر روشی بسیار انسانی برای قابل تحمل‌تر کردن زندگی‌ست...
به خدا سرو کله زدن با هر هنری (لازم نیست کارتان را خوب بلد باشید یا نه) راهیست برای تعالی روحتان...
توی حمام آواز بخوانید، قصه تعریف کنید، شعری برای یکی از رفقایتان بسرایید، حتی اگر شده یک شعر آبکی مزخرف. تا جایی که برایتان مقدور است از این کارها بکنید.
پاداش عظیمی نصیبتان می‌شود، با این کار شما چیزی را خلق کرده‌اید...!:
تنها ایرادی که گاهی مرا ز فضای کار دور میکرد بیان دادداد برخی بازیگران و نحوه ادای دیالوگ بهشیوه اروپایی بود در حالی که ما ایرانی هستیم و بیان و لحنی که برای خودمانشود بتورپذیرتر است.
انصافا کار خوبی بود..نمایشی دردمند و دغدغه مند به حال جامعه امروزی ما
با بازی دوست داشتنی مصطفی عطری و محمپرضا آبادی که با وجود حداقل حرکت ریتم خوب و مناسبی داشت . بسیار لذت بردم خندیدم و تامل کردم
با اینکه شب اول اجرا بود اما کمترین ناهماهنگی مشهود بود و بسیار جذاب و هماهنگ با اینکه ساعت اجرا دیر وقت بود تمدما جذب اجرا بودم. با نور و بادی پرکاشن و .... یه کار جذاب ارائه دادن...ایده اجرای اکوان دیو هم جالب بود. کارگردان حرفه ای و خستگی ناپذیر که با منحل شدن فستیوال از پا ننشست و سریع این کار خوب رو ارائه داد چرا که فرغ از همه مسائل بتونه روحیه تیم خوبشو حفظ کنه...کار با اینکه پر بازیگر بود اما با ایده های جذاب کارگردان فرصت بری دیده شدن همه بازیگران فراهم شد
نمایشی که تورو به فکر فرو میبره...میخکوبت میکنه و شوکه و متاثر...اینکه این اتفاقات برای تو هم رخ داده همذات پنداری داری اینکه؟اونقدر رئال صحنه پختن گوشت رو برات توضیح میده که دیگه چندشت میشه گوشت وار باشی انگار که با خودت فکر کنی اون گاو یا گوسفند چه شکلی بود...بوی مرتع تو دماغش و عشقش بهفرزندش تو قلب و چشمش...اونوقت دیگه نمیتونی بخوریش...اینکه مهدی کوشکی مثل همیشه یه بازی مختص به خودش داره که امضای کارشه و خیلی تو ایناثر که مونولوگی سایه وار و کابوس گونه است به کل کارنشته بود...تماشاچی کنار دستم مدام ازم میپرسید که بازیه یا واقعیتو ایاواقعا اون زنو زدد؟ ایا واقعا عبدل اباد زندگی کرده؟...ایده کار بسیار عالی بود.اون ایده پخش اون غذای ممئز کننده بسیار تاثیر گذار بود...
نمایشی قابل تامل در خصوص برتری اخلاقیات و انسانیت در مقابل پول، نمایشی که روح نمایشنامه های مختلفی چون مده آ را نیز در اون میدیدی، هم نگاه فلسفی اخلاقی به مسائل داشتو هم نگاهی روانشناسانه، نظم چینش میزانسنها خصوصا صحنه چیدن میزناهارخوری اعجاب انگیز بود من اگر پارساپیروزفر دیالوگی نداشت ه هیچ وجه ومیشناختمش..گریم و بدنی که از خودش ساخته بود و اینکه اصلا فکوس اضافه در مقام کارگردان نمیکشید و برای پارتنرهایش بازی میکرد مایه مباهاته..باریک الله، و اینکه بازی رضا بهبودی و پانته آ پناهی ها هم که بسیار عالی و درجه یک بود همونطور که انتظار میرفت باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی عالی بود. نمایش «ماشینِری» اثری اجتماعی، انسانی، کنش‌مند همراه با نظمی کامل است. میزانسن‌های حساب شده و با دلیل، طراحی صحنه هوشمندانه، بازیگری‌های خوب و معین و ساختار نقادانه گویا و ناطق از جمله خصوصیات بارز این اثر است
فرم هم راستا با محتوا پیش میرود به طوری که مرزی مشترک بین آنها دیده میشه، زیرا جهان متن و اثر مخرج مشترک‌های بسیاری دارند که این انسجام را در اختیار فضای نمایش قرار می‌دهند.
خودمان هم گرفتار این نظام ماشینی کارگری هستیم.
امیر مسعود و رضا بهکام این را خواندند
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سبک و شیوه اجرایی جالبی بود. هر چند نمایش تئاتر در عین اینکه باید باور پذیرباشه نباید خیلی واقعی باشه. اونجایی که زندانی رو از روی پله ها پرت کرد دلم ریش شد. نبایداینقدر واقعی باشه تئاتر
اما خلاقانه بود و بسیر لذت بردم..خکدم رو بیشتر همذات پنداری کردم و چقدر اشک ریختم
امیر مسعود و شاهین این را خواندند
آذرمهر و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردانی خوبی داشت و میزانس های جالبی. درواقع ایده ای که ابتدای نمایش برای حضور مامیو استفاده میشود و ارتباط ساشا و بتی خلاقانه بود. وفاداری کارگردان بالابود. البته این اثر رئالیسم جادویی استو اگر امکانات سالن خوبباشه باید پارچه ها به شیوه جادویی بالاکشیده بشه. در حالی که کلا این بخش از نمایشنامه در این اثر نبود. بازی همگن و یکدستی داشتند. انتخاب ساشای پیرو جوان که شبیه هم باشند هم جالب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یه بلیط برای امشب دارم که به دلیل کاری که برام پیش اومده نمیتونم برم کسی میخواد بلیطو؟
تیوال | رسید خرید ملاقات
تئاترشهر - سالن اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۰
تعداد: 1
صندلی‌ها:
بالکن-15-19
آذرمهر این را دوست دارد
سلام
به چه شکلی باید پرداخت را هماهنگ و رسید را دریافت کرد؟
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
یکی گرفت. ببخشید. مرسی
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش به زعم خودش عقب مانده رو یشنهاد میکنم. وقتی خروس غلط بخونه بشریت شوم روزی رو ایجاد میکنه که سبب قتل و مرگ خودشم بشه...نگاهی فراتاریخی به عقده ها و جنایت بشریت که از همون ابتدا با صحنه پردازی، نور، بازی غافلگیرو میخکوب میکنه
عقده های هیتلر و آقا محمدخان قاجار و هزار بشریتی که اگه زاده نمیشدن و نطفه شون شکل نمیگرفت اینقدر جهان گرفتار گرفتاری نبود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بخش بود تماشای بازی حرفه ای، قدرتمند و مسلط بازیگران خصوصا خانم رضایی مهر که با وجود کسالت پدرشون جسورانه و متعهدانه بازی کرد. برای پدرشون سلامتی عاجل آرزومیکنم. از کارگردان فهیم هم ممنونم که اجازه دادند وارد سالن بشم و اینقدر تسلط بازیگران خوب بود که عذاب وجدان نگیرم.
هر بار بازی روشنک رضایی مهرو میبینم ازش یاد میگیرم. موفق باشی دختر جان
azi rezaei این را خواند
محمدرضا مدیری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دراماتیک و روایی بود، آمیختگی گذشته و حال و جابجایی نقش ها جذاب بود، بویژه مونولوگ های ابتدا و انتهای کار که به طرز عجیبی آدم رو با خودش همراه میکنه،تم در خصوص قدردانی از کسایی که ممکنه هر لحظه توی حادثه سانچی، زلزله بم یا ندا اقاسلطان تو خیابون از دست دادیم از دست بدن.زیاد بازی نداشت بیشتر دیالوگ محور بود.
اجرای جالبی بود میزانسن ها، انعطاف بدن بازیگر زن در نقش ماری، استفاده از امکانات تالار مولوی به اقتضایی که بایدو خلاقانه و نمایش مفهوم خیانت با المان و نشانهها القای فضای گروتسک رو دوست داشتم. موفق باشند این گروه جوان
خلاقیت های زیادی توی کار بوم استفاده از بداهه هم جالب بود..رهایی و در لحظه بودن آقای شرفی و کوشکی جذابه همیشه ...هر چند تم ها و المان هایی از شیطونی و تئاتر بد بود اما کار و داستان جالبی بود...استفاده از موضوعات روز مثل پول افغانی، مهاجرت افغان ها و موارد دیگه که زیادن و گفتنش باعث لو دادن کار میشه و نمیگم هم درسته جالبن اما تئاتر رو برای همین روزا مصرفی میکنند و ممکنه چند سال اینده قابل مصرف نباشه. صداها و اکت ها واقعا جذاب بود
با محدودیت امکانات بازی خوبی رو به نمایش گذاشتن. بازیگر نقش پرستار بزرگتر هم صدای فوق العاده ایداشت هم حس و ژست مر بوط به نقش رو خوب نمایش میداد. فضای دارالمجانین هم با اکتهای بازیگران و کنش و واکنش بین آنها روایت رو سهل و جذاب میکرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید