آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال مهرناز توکلی | دیوار
S3 : 11:13:12 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مهرناز توکلی
درباره نمایش لانچر ۵ i
سلام
میشه تمدید بشه؟
دوستان دید کدام صندلی ها بهتره؟
سلام
باکس وسط ، صندلیهای وسط ، ردیف یک ، دو ، سه و حتی چهار
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
خیلی ممنون از راهنماییتون
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرناز توکلی
درباره نمایش خرده نان i
تئاتر بین های عزیز سلام
دو عدد بلیط برای روز ۱۳ دی ساعت ۱۷ ردیف سوم موجود هست،اگر مایل به خرید بودید به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید
Mehrnaz_Tavakoli
مهرناز توکلی
درباره نمایش سیزیف i
لطفا تمدید کنین
(او)، مهدی (آرش) رزمجو و محمد برهمنی این را خواندند
عطیه عابدین، سما، mojtaba irandoost و زهره مقدم این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرناز توکلی
درباره نمایش اسب i
لطفا تمدیدش کنین
صادق قویم، حسین بنیاد، شاهین و اعظم م این را دوست دارند
متاسفانه امکان پذیر نیست
۱۷ اسفند ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پسرک آوازه خوان به جنگ رفته بود
به صدای بلند می خواند
تا رفقایش صدای خمپاره ها را نشنوند،
پسرک آوازه خوان به جنگ رفته بود
و با بشکن های جنون آسایش
صدای مین ها را خفه می کرد؛
در شهر او را می بینیم
با رفقایش
برادرانش،
اگر از مین ها به سلامت بگذرد
مهرناز توکلی
درباره فیلم‌تئاتر آینه های روبرو i
شما اجرای خصوصی فیلمی رو خواهید دید که اگر ساخته میشد هیچوقت نمیتونست اکران عمومی بشه،با تقدیر از نویسنده ای که شاید دیگه هیچوقت نتونین از نزدیک ببینینش.
صرفا از دیدن اثری از استاد بیضایی لذت بردم ولی همونطور که دوستان گفتند بهای بلیط در حد و اندازه اجرای ارائه شده نبود،برای دیدن یک فیلم بهای دیدن یک تئاتر را می پردازید.
پرند محمدی این را خواند
امیرمسعود فدائی، رضا تهوری، رضا بولو و بابک همتی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه حیف!چقدر اجراش زود تموم شد! :(
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قشقایی ها می گن هر جا که باد می وزه ،گلها رشد می کنن،گاهی باید بری به هر جایی که پیش اومد...
پ.ن:زمانی اولین بار اجرا شد که من سال اخر دبیرستان بودم و چقدر دلم میخواست ببینمش و امروز از دیدنش واقعا لذت بردم
عشق ما

بی بو ترین

بی رنگ ترین

بی موسیقی ترین

بی مکان ترین

و پرخاطره ترین عشق جهان،

نه عطری از هم یادمان هست

نه رنگی

نه آهنگی

نه دیدارگاهی،

ولی همیشه

در خیال هم خاطره ها بافتیم ،

از کنار هم رد شدیم

و بی اعتنا

عشق ساختیم...
دل به هر چه میزنی خاکستر می شود
دست از هر چه میکشی طلا
دست و دلت را بده
دل را به هیچ بزن
دست از هر چه خاک بکش
گمان مبر هر نور شتابان
شهابی ست از آسمان
شاید انسانی ست در سقوطی
گُر گرفته از جوّ زندگی

از: خود
مرسی، عالی @-}--
۲۹ آذر ۱۳۹۲
خیلی زیبا بود
.......
ممنونم از مهرناز خانم
۳۰ آذر ۱۳۹۲
ساره و ساناز عزیز ممنونم :)

و سپاس از شما جناب صدری عزیز
۰۲ دی ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بیچاره خورشید
فدای
قمرهای مصنوعی شد...
((:


خانم با منظومه ی ما شوخی نکن
۲۷ مهر ۱۳۹۲
مرسی که یادمی ساناز عزیز :*

والا شلوغی دلم خوابیده و سرم شلوغ شده
به خاطر دوست گلم سعی می کنم زودی بیام ;)
۱۸ آذر ۱۳۹۲
فدای شما نازنین دوستم:*
منتظریم بانو;)
۱۹ آذر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزادی کودکی چند روزه بود
میانِ جنگ دو قبیله
زاده شد
و بعد مفقودالاثر

بعدها
رهبران دو قبیله
ادعا ی پدری کردند
هر کدام جدا؛
و خواندند
"مولودِ وطنِ من"
"گهواره اش وطنِ من"

حالا هنوز
آزادی
در بی پدری،
کودکی،
گمگشتگی
به دنبالِ مادرش
فراموش می شود
آزادی کودکی چند روزه بود
میانِ جنگ دو قبیله
زاده شد
و بعد مفقودالاثر
.
.
.
عالی
۲۸ مهر ۱۳۹۲
فوق العاده زیبا سرودید از درد همیشگیِ آزادی. تمثیلی، روایی و تصویری. سپاس
۱۲ دی ۱۳۹۲
ممنونم جناب بیگ محمدی :)
۱۲ دی ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش رو پنجشنبه شب دیدم!
نمایشی که داستان جنگ ها بود!داستان مردان و زنانِ جنگی بود بعد از جنگ!داستان بازگشت بکمانِ فرسوده از بی کسی به زندگی و پس زدن دوباره اش از اجتماع!وجدان دردش!
داستانِ رنج های بی کسیه ننه دلاور...دغدغه ی نانش!

و نمادها و کنایه ها ...کلاه مرغ بریان خانوم سرهنگ...رو میزی آغشته به خون...که زیر سایه ی قدرت و ثروتشان ، خون می خوردند و بار مسئولیتشان روی دوش بکمان ها بود!(و قدرت همیشه در سایه ست و مصون از بلا)داستان کشیش و آن کفش قرمز و کتابش و نطق هایش...

البته یه چیزی که اذیتم کرد این بود که دوست داشتم بعضی از صحنه ها رو از فاصله های دورتری ببینم،چون تسلطی بر ماوقع صحنه نداشتم( نمی دونم شاید فقط من اینجوری بودم)...شاید به همین دلیله که دوست دارم بازم این نمایش رو ببینم
البته به دوستان پیشنهاد می کنم اون دو تا نمایشنامه رو هم بخونن تا بهتر بفهمنش
با ایراد بنی اسرائیلی ... دیدن ادامه ›› جناب کیارش هم موافقم در مورد بازی گرفتن از بچه ها ...و همین طور لباس مدرسه بچه ها ی مدرسه ای که به نظرم مناسب نبود

من به شخصه این نمایش رو دوست داشتم...با تمام ایرادایی که فهمیدم و نفهمیدم
و تلاش برای خلق چنین آثاری رو تحسین می کنم!

bebakhshid mishe beporsam sandaliha chera en jorie? shoma ke raftin nemidonid? age komak konid mamnoon misham
۲۳ شهریور ۱۳۹۲
خواهش می کنم مانا جان!امیدوارم اگر رفتی،دوسش داشته باشی! :)
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
من بیشتر از اینکه به قصه و روایت تئاتر پی ببرم، شیفته ی صدای قوی و مسلط ننه دلاور شدم. حرف نداشت قدرت وجذبه ی صداش.
۲۷ مهر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دست روی دست گذاشتن
نگاه به نگاهِ تو بستن
بهترین علافی دنیاست
که زیر پایش بهشت سبز می شود!
:)
۱۴ شهریور ۱۳۹۲
از لطف همه عزیزان سپاسگزارم! :)
۱۵ شهریور ۱۳۹۲
مثل تموم حقایق ساده و مثل تموم ساده ها زیبا
۱۲ آبان ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نشانه ای ، نشانه ام گرفته
به تو
نشان به نشانِ روز ازل
با تو
که یک قدم بود فاصله مان
با هم
حالا این همه یک قدمی
بی تو


Bonfire Heart

James Blunt

...

This world is getting colder. Strangers passing by.
No one offers you a shoulder. No one looks you in the eye.
But I’ve been looking at you for a ... دیدن ادامه ›› long, long time.
Just trying to break through, trying to make you mine.
Everybody wants a flame, they don’t want to get burnt
Well today is our turn.
...

https://soundcloud.com/jamesblunt/bonfire-heart/s-e4djY?eml=2013July29/727512/6011028
هر کس به دنبال سایه ی دیگری است

ظهر که شود

همه به پوچی می رسند.
مرسی دوستم @-}--
۲۵ مرداد ۱۳۹۲
عجب نظرم غیب شده:O
ممنون آقای مجد:)
۱۵ شهریور ۱۳۹۲
مثل گذشته های دور ... مثل سخن شمنی در آفریقا
۱۲ آبان ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- می دونی ، برعکس همه ی آدما که فکر می کنن آدم عاشق می شه تا تنهاییشو پر کنه،من فکر می کنم آدما عاشق می شن تا تنهایی شونو بزرگ تر کنن.

- البته طاقت تنهایی بزرگ تر را هم ندارن و تنهایی شونو عوض می کنن.




مجتبا پورمحسن / بهار 63