تیوال میلاد مجرد | دیوار
S3 : 02:14:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در شب نخست با خوشحالی به تماشای این اثر نشستم. و خوشحالتر از سالن خارج شدم و رفته رفته خوشحال و خوشحال تر می‌شدم.
به نظر من نمایش «ما از کجا اومدیم» تنها برای کودکان نیست.
هرکسی که با کودکی در خانواده و جامعه در ارتباط هست بهتره این نمایش رو ببینه. بیش از کودکان بزرگترها نیاز به آموزش دارند. بزرگتر ها گاها بیش از کوچکتر ها مقاومت در یادگیری دارن.

پیشنهاد می‌کنم حتما این نمایش رو ببینید حتی شده مثل من تنها خودتون با کودک درونتون به دیدن این اثر «علمی پژوهشی هنری» بنشینید.

محمد عاقبتی با تیم حرفه‌ای که داره می‌تونه کارهایی رو به روی صحنه ببره که از نظر اقتصادی دست‌آورد بهتری داشته باشه اما با دشواری‌های تولید کار کودک، چنین اثر تامل برانگیزی رو به روی صحنه می‌برند تا به سهم خودشون در مسائل مربوط به کودکان اثری مثبت بذارند.

ما همه نیازمند ... دیدن ادامه » آموزش، تعقل و تامل هستیم.
سلام دوست عزیز
کار مناسب کودکی 5 ساله هست یا منم مثل بقیه دوستان خودم باید با کودک درونم برم؟ :))
۳ روز پیش، دوشنبه
با توجه به تیزرها و نام نمایش، به نظر من هم نمایش جالبی باید باشه. آفرین به آنهایی که به آگاه کردن می‌پردازند، به جای سفسطه و انکار.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
ممنون میلاد گرامی
پس حتما با خواهرزاده میریم و کیف میکنیم...
مرسی از معرفیت :)
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به چه ایده خوبی برای این نمایشگاه در نظر گرفته شده

حتما باید از این نمایشگاه دیدن کنیم، خصوصا که آثار خانم گلچین هم در بین آثار هست.

Ali.n و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
لیلى شجاعى، خائف و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میلاد مجرد
درباره نمایش آخرین نامه i
آخرین نامه.... هرگز تجربه شیرین دیدن کارهای نوید محمد زاده رو در سال‌هایی گذشته فراموش نمی‌کنم.
- یک دقیقه سکوت...
- بلاخره این زندگی ما کیه؟
- آخرین نامه...
- دل سگ...
- شکلک

البته متاسفانه کارهای دیگه رو فرصت نکردم ببینم مثل «خدای کشتار، کامنت، دیابولیک رومئو و ژولیت، ستوان آینشمور» اما فکر میکنم اگر میدیدم هم به شیرینی کارایی که دیدم نبود برام. به نظرم باید نوید محمد زاده رو تو یک دقیقه سکوت دید بارها و بارها، تو دل سگ، تو آخرین نامه... پیشنهاد می‌کنم آخرین نامه رو از دست ندید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیا و مردانگی کن
بیا و اینبار
زیر تمام قول و قرارهایمان بزنیم
شاید
تویی آن سو تر
زیر غرورش زده باشد
برخلاف همیشه
گوشی را بردار....


فروردین ۹۴

از: م.مجرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امسال هم خیلی زود گذشت....
و ما همچنان سربازان شادی و لبخند و امید باقی خواهیم ماند. راستی اتفاق های خوبی هم افتاد، خوب تر از آنچه تصور می کردیم....
بخند بانو بخند....
خنده هایت مرا در خود غرق می کند
گاه می‌اندیشم
زندگی چیست به‌جز شادی تو؟
به‌جز از خنده و از شوق حضورت بانو....؟
زندگی چیست به‌جز بودن تو؟
من که پشتم به تو گرم است... بخند.



از: م.مجرد
:) درود بر میلاد مجرد
زیبا بود، مرسی :)
۲۷ شهریور ۱۳۹۳
سپاس از مهربانی شما خانم حسنوند
۲۸ شهریور ۱۳۹۳
حواهش میکنم
۲۸ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتیست که دستهایت
دیگر حالم را بهتر نمی کند.

بی گمان
تو همان بانوی دیروزی
همان که چشمهایش
همان که دست هایش
همان که عطر عبورش
حالم را عوض می کرد

تقصیر تو نیست
باید بروم
و فکری به حالِ حالِ خودم کنم....




از: م.مجرد
عالی بود .
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
بسیار عالی :)
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
سپاس از مهربانی شما خانم ابراهیمی
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی اختیار
چون مردی تنها رو به دریا
چشم در چشم تو ایستاده ام

به من نگاه کن
آرامش دریا
در چشمانت موج می زند

م.مجرد

از: خود
می گویی...
به چشمانم بنگر
آخر بگو...
چگونه میتوان \"چشم در چشم \"آفتاب دوخت!
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
:)
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آفتاب
دلیل رویش گلهای خانه نبود
حتی بهار
با دستهای سبز اش
این را از نگاه آشنای باغچه فهمیدم
در غیاب دستانت....


م.مجرد

از: خود
به به:)
۲۶ تیر ۱۳۹۳
سلام خانوم نوروزی حال شما؟
۳۰ تیر ۱۳۹۳
D: خوب می باشیم,مـمـنـون
:-)
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتظار به پایان می رسد

همیشه برای انجام یه تغییر بزرگ ،نیازی به دگر گون کردن ظاهری نیست ، تغییر درونی مهم تر از تغییر بیرونی است و اینک iphone 5 تحولی نو در دونیای smart phone .
بــــســـــیـــــــار زیـــــــــبــــــــــاســـــــــــــــت.


http://axgig.com/images/38855543477223451839.jpg

http://www.apple.com/iphone/
تغییرات iphone5 رو هم مینوشتی میلاد جان
۲۳ شهریور ۱۳۹۱
مریم عبدالهی....
۳۰ تیر ۱۳۹۵
میم مثل ...
۳۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اندک اندک جمع مستان می رسند...

نمیدونم اگه خودت بودی چه برای امشب چه خلاقیتی به کار می بردی ، اما شکی ندارم که دوباره خلاقیتی مثل روز معرفی Ipad و یا Macbook Air به کار می بردی .

درسته مدیر جدید هرگز مثل تو نیست اما بدون شک کسی که تو برای جانشینی پیشنهاد می کنی بد نیست. امشب چشم انتظار چیزی هستم که دوباره در دنیای تکنولوژی تحول ایجاد می کنه.

مرد سبز تکنولوژی نامت بلند و یادت همیشه سبز باد .

http://axgig.com/images/82823476440964279813.jpg


این همایش رو بصورت زنده از این سایت می توانید ببینید

www.i-os.ir

" تقدیم با احترام به میترا زارعی نیای بسیار عزیز "


* پس از خواندن مطلب بسیار خواندنی مژده محمدی عزیز ، تصمیم گرفتم تا در این روز مطلبی ننویسم و از این نوشته زیبا لذت ببرم ، قلم قدرتمند مژده عزیز تمام و کمال بود و حرف اول و آخر ، اما حیفم اومد تا برای ثبت در تاریخ این دیوار برای تو که در این مدت دوست و همراه و دستیار بی نظیری بودی مطلبی هرچند کوتاه ننویسم ،امیدوارم سالی پر از زندگی داشته باشی و نویسا و برقرار،زادروزت مبارک.


بیست و چهار ساعت تمام
از زمان طلایی حضورت می گذرد
و من روزه سکوت خویش را می شکنم

تو زاده می شوی با عشق و با امید
بانوی نثر های بی رقیب
بانوی مهر و آینه....

سادگی ... دیدن ادامه » و صبوری
نجابت و پاک دامنی
ساده ترین صفات توست ....

سخت است برای میلاد تو نوشتن
تویی که نوشتن را خوب میدانی و
قلم را به زیبایی نی لبکی می نوازی....

تو درد را می شناسی و درمان را می دانی
جادوی تو در رگهای قلم جاری می شود
آنگاه که قطره قطره اندیشه احساست را
بر تن پوش سپید ورق می چکانی....






از: میم مثل....مجرد
میترای نازنین تولدت مبارک ، زیاد ، خیلی خیلی زیییییییییییاد ..
بهترترترین ها رو برات آرزو میکنم زیاد .. خیلی خیلی زییییییییاد .. :)
میلاد عزیز تشکر زیاد ..
۰۶ مرداد ۱۳۹۱
میلادت مبارک

شاد باشی و تندرست
۰۷ مرداد ۱۳۹۱
میترای عزیز تولدت بسیار مبارک:)
۰۸ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام استاد

چقدر سخت است، نامه ای هرچند کوتاه ، برای شما نوشتن. آغاز کلام همیشه سخت است ، چه رسد با مقام استادی چون شما ،با آن نگاه صمیمانه، باور پذیر نیست نبودن شما ،غربت این خانه و اهالی اش دوچندان می شود وقتی، در آستانه در با تمام خانه وداع می کنید ، حالا تمام شهر تاریک می شود، برای میلادی که چون میلا نخستین تان خیره کننده است ، به یک اشاره ی چشم شما که استادی، تمام شهر صحنه تئاتر می شود ، سیاه پوش شماییم نه از برای عزا ، برای یکی شدن با ندای شما....که نور میرود اکنون ....که نور می رود اکنون ....که نور از فضای خانه می رود....در بی نهایت این قاب کوچک فانی....دلگیر می شوم استاد ، نه از برای وداع ، چرا که شما تکثیر گشته اید ، در روح این هنر ،همواره زنده اید ، دلگیری من از، تنهایی و غربت بی پایان خانه است ....
وقتی که با وقار به نظاره می نشینید ، آموخته های شاگردان ... دیدن ادامه » خویش را ، نور با این کلام می آید ....

* * *این صحنه خانه ی توست استاد.... خانه ات آباد .... خانه ات آباد .... خانه ات آباد ....خانه ات آباد * * *


از: میم مثل....مجرد
بدون تو
باد آواره است
و شب
صحنه ی خالی نمایشی
بدون بازیگر...
۲۴ تیر ۱۳۹۱
روحش شاد...

عالی بود آقای مجرد آفرین به این قلم...!
۲۵ تیر ۱۳۹۱
سپاس از لطف تک تک شما عزیزان
۰۶ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق یعنی یه پلاک
که زده بیرون از دل خاک
عشق یعنی یه شهید
لبای تشنه سینه چاک....



نمیدونم این شعر از کیه،به یاد تمام شهیدان اینجا نوشتم خصوصا علی محمود وند شهید تفحص که با اینکه جانباز جنگ بود سالها پس از جنگ به تفحص پیکر پاک شهیدان پرداخت تا به شهادت رسید....


روحشان شاد و یادشان گرامی

از: ناشناس
روحش قرین رحمت
سپاس میلاد عزیز
۱۸ خرداد ۱۳۹۱
میلاد جان
ممنون از این یادآوری. دیروز در مسجد دانشگاهمون حدود پنج ساعت مهمان یه شهید گمنام بودیم. تازه معنای شهید رو فهمیدم.تازه معنای گمنام را تا حد کمی درک کردم. معنای اشک و ناله های دیروزم رو فقط همون شهید میفهمه... بلند آوازه باد نام همه شهیدان
۱۸ خرداد ۱۳۹۱
از خاک گرفتیم امانت ، بدنت را
تا که دو سه روزی ببوییم تنت را

یک دانه پلاک و دو سه تا آه برادر
یک ذره بریدیم ، تمام کفنت را

پروانه تن خویش به آتش زد و بعدش
با سوز، سرائید شب سوختنت را

امید ... دیدن ادامه » به دیدار تو در جان پدر مرد
یوسف صفتی کن، تو بده پیرهنت را

امروز در آغوش وطن خفته ای اما
دیروز در آغوش کشیدی وطنت را ...

مرسی میلاد جان

۱۹ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام : نقد یک اثر هنری

درود بر یاران همیشه بهار دیوار ،خواهش می کنم دوستان عزیز اگر خواندند تا انتها بخوانند


دوستان عزیز ، گاهی که مشغول خواندن دل نوشته ها و یادگاری های بسیار زیبای شما عزیزان هستم ، متوجه نکاتی می شم که دوست دارم حداقل دوستای دیواری برای بیشتر شدن توان یکدیگر در نوشتن به آنها توجه کنند.

به نظر بنده یک اثر هنری به دو صورت زیر ممکن هست موجودیت پیدا کنه:
1.خلق شود
2.تولید شود

خلق یک اثر : زمانی پیش می آید که هنرمند در موجودیت دادن به اثر خود هیچ گونه دخالت خود آگاه نداشته باشد.
تولید یک اثر : زمانی پیش می آید که هنرمند در موجودیت دادن به اثر خود دخالت خود آگاه بیش از حد داشته باشد.

بر تن این دیوار بسیاری از دوستان به خلق و بسیاری به تولید اثر می پردازند ، تفکیک این دو از هم کار آسانی نیست اما در بعضی آثار از آب خوردن نیز ساده تر است. مخاطب با اثر خلق شده ارتباط عمیقی برقرار می کند چرا که آن اثر سرشار از حس و احساسات انسانی است.اما اثر تولید شده سرشار از احساسات و تجربیات شخصی است.

در ... دیدن ادامه » رابطه با بند شماره دو در حال حاضر سخنی ندارم ، اما بند نخست ، به نظر بنده اثری که تازه خلق می شود به مانند کودک تازه متولد شده است ، که سرعت رشد بالایی دارد ، این کودک پس از مدتی باید لباس های مناسبی بپوشد تا آراسته شود ، پوشاندن لباس وظیفه کیست؟پدر و مادر کودک ، اما آیا آنها همیشه بهترین لباس هارا انتخاب می کنند؟یقینا خیر.دیگران هم می توانند نظر و پیشنهاد های بهتری بدهند.

برگردیم به اثر هنری ، هنرمند باید اثر خود را به نقد بگذارد و دیگران نظرات سازنده دهند. بدیهی است که نظر تنها به معنای بکار بردن جملات *عالی * *زیبا* *بی نظیر* و .... نیست. این گونه نظرات خوب هستند و تاثیر بسیار خوبی بر روی خالق اثر دارند اما در دراز مدت کارایی خود را از دست می دهند.

بر این دیوار آثار بسیار زیبایی نوشته میشود که مورد نقد صحیح قرار نمی گیرند و این امر موجب پس رفت توانایی های خالق اثر میشود. بهترین و آرام ترین تیغ را خودمان بر خودمان می کشیم اما باید یاد گرفت که سخت گیر ترین فرد بر اثرمان خودمان باشیم. برای پیشرفت ، نباید درگیر تعاریف شد ، هرچیزی حد و اندازه ای دارد ، وقتی فردی به یک اثر از دوستان می گوید * عالی عالی عالی* به اثری توانا تر از آن چه می تواند بگوید؟؟؟
امیدوارم سوتفاهم نشود ، ما باید خط کشی هرچند کوچک برای سنجش هر چیزی داشته باشیم. با به کار بردن جملاتی چون:
بی نهایت زیبا
زیبا زیبا زیبا واااااااااااااااااااااااای عالی
مثل همیشه زیبا
استاد .....
شاعر....

یا هر چیزی شبیه به این جملات که درواقع نشات گرفته از احساسی لحظه ایست نمیتوان به کسی کمک کرد ، نقدی سازنده باید داشت.

عده ای از دوستان هم هستند که برای نقد تنها به بکار بردن جملاتی چون:

بد بود
مورد داره
وزن ندار
خیلی مشکل داره اما موفق باشید
ریتمش میوفته
جای کار داره و....
!!!!!!!!!!!

اکتفا می کنند ، دوست عزیزی که اینگونه نقد می کند!!! بسیار اشتباه می کند. چراکه نام این نقد نیست.خود نمایی است.

ممنونم که تا اینجای سخن مرا خواندید ، این دو دسته از منتقدین و یا مخاطبین کمک شایانی به خالق هیج اثری نمی کنند .پیشنهاد بنده به تمام هم دیواری های خوبم این است که:

**** درست نقد کنیم ****

با دلیل و دانش نقد کنیم ،تا نقدی باشد سازنده و هرگز از تیغ نقد درست و صحیح رنجور نشویم ، چرا که هیچ سنگی تندیس نمی شود مگر با تحمل تیشه های خالق اش .

****کاری که نقد نرم !!! با خالق اثر می کند ،همانقدر کار آمد است که بال پروانه برای زدودن گردو غبار ****


سخن بسیار است اما همین کافیست.
سپاس از شما عزیزان که سخننان بنده را خواندید و نقد سازنده را از هم اکنون آغاز می کنید .
سپاس جناب مجرد
مفید بود
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
آخی
باشه پسر مادر از این به بعد نمیگیم عالی وخوب وبسیار خوب
فقط وفقطlike!
در ضمن این نوشته رو خیلی دوست داشتم
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
توضیحات مفید و جامعی بود برای من تازه کار که از نقد مفید چیز زیادی نمیدونستم.سپاس.
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام : بانوی زمین

درود بر شما برای مطالعه این دیوار نوشته به تارنمای زیر فراجعه فرمایید.


http://jirjirakk.persianblog.ir/post/43/#axzz1wr9AjIIi


با سپاس

بداهه های من
همین حالا ....همین حالا که سرشارم ازین تنهایی و با تو نبودن ها بیا با من .... بیا بامن همین حالا

از: میم مثل....مجرد
دوستان اگر تمایل داشتید خوشحال می شم نامی برای این ترانه پیشنهاد بدید.
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
امیر مساوات عزیز ممنونم که خوندی ،6 بیت از 12 بیت یک ترانه تصویر و حرف تازه ای داشته باشه یعنی 50% اون ترانه تازه اس ، راهی نمونده تا 100% ممنونم از نظر سازنده ات .

بانو رستمی سپاس از شما که خواندید و پیشنهاد بسیار زیباتون رو بیان کردید.
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
خیلی خیلی خیلی خوب وعاشقانه
خوشم اومد
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام: سو سو


درود بر شما برای مطالعه این دیوار نوشته به تارنمای زیر فراجعه فرمایید.

http://jirjirakk.persianblog.ir/post/42/#axzz1vcVXvqpt

با سپاس


از: میم مثل....مجرد
مرا به یاد برادرم انداخت

که هزاران کیلومتر از وطن دور است

چشمانم را تر کرد این ترانه

سپاس
۰۲ خرداد ۱۳۹۱
یکی دستش به سمت من درازه

یکی با این ترانه خو گرفته

میلاد عزیز این ترانه رو هم از زبان خودت شنیده بودم. بسیار زیباست بخصوص با لحن و صدای خودت.

برات بهترین ها رو آرزو می کنم
۰۳ خرداد ۱۳۹۱
ممنو عباس عزیز
سپاس میترای عزیز لطف داری
بانو شاملوزاده :) متاسفانه دیدید که شرایطش نبود بیارم :( انشاالله سال بعد
۰۵ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام :ارتش خاطره ها

درود بر شما برای مطالعه این دیوار نوشته به تارنمای زیر فراجعه فرمایید.

http://jirjirakk.persianblog.ir/post/41/#axzz1vcVXvqpt

با سپاس

از: میم مثل .... مجرد
زیباست مخصوصا:
با فکر بودنت میشه / هزار هزارحماسه ساخت

ممنون
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
آفرین میلاد
لذت بردم..
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
ساپاسگذار تمام دوستانی که مرا خواندند هستم.
سپاس بی کران از عزیزانی که وقت گذاشتند و نظرشون رو نوشتند
بانو حسن نژاد و بختیاری/میترای گرامی و محمدامین و محمد مهدی نداف عزیز.

بانو بختیاری عزیز بنده با دستی لرزان و دلی ترسان جسارت می کنم و بر تن دیوار ... دیدن ادامه » می نویسم،تا شاید حق شاگردی را ادا کنم ، وقتی از لطف بسیارتون به بنده لقب استاد می دهید تنم می لرزد ،بدون تعارف بنده لایق این القاب بزرگ نبوده و نیستم .ممنونم که مرا میخوانید بانو.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام: درسهای کودکانه



یادت میاد تو کودکی ، وقتی یه بادکنک برات می خریدن ؟یا میخریدی ؟ تلاش می کردی بادش کنی ، یه تعداد از این بادکنکها لبشون خیس می شد و می چسبیدن به هم ، دیگه تو نمی تونستی بادشون کنی؟
یادت میاد؟
می دادی به یه بزرگتر یا یه آدم قوی تر و به اندازه بادش می کرد و بهت می داد.هرچی باهاش بازی می کردی نمی ترکید....
بزرگتر که شدی خودت باد می کردی ، می ترسیدی زیاد بادش کنی ، اما هی باد می کردی ، بعضی ها به اندازه باد می شدن و باهاش بازی می کردی ، نمی ترکید ، بعضی هاشم می ترکید؛ بعد حساب کار دستت می اومد ....یادت میاد؟

یادت میاد بعضی هاشون و انقدر باد می کردی که بووووووووووووومممممممم ، بادش می خورد تو صورتت ، می ترسیدی ، شانس می آوردی تکه هاش تو صورتت نمی خورد و آسیب نمی دیدی، یادت میاد ؟

چشماتو ببند .... تصور کن ، بووووووووووووووووووم .... کی مقصر بود؟ تو؟ بادکنک؟ یا اون کسی که بهت یاد نداد چه بادکنکی رو چقدر باد کنی؟؟؟؟

کی مقصر بود؟؟؟

حالا ... دیدن ادامه » چی و باد می کنی ؟ کی و باد می کنی؟
مراقب باش.... بوووووووووووووممممممم .

آدما پلاستیکی نیستن.... بترس از باد کردنشون ، بترس....

از: میم مثل....مجرد
خیلی مفهومشو دوس داشتم خیلی به این روزام میاد مرسی میلاد عزیز
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
درود برشما دوستان خوبم،ممنونم که میخوانید.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
عالی
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برداشتی آزاد از * برداشت آزاد*

به کارگردانی :ساناز زمانی
و نویسندگی:مرجان ریاحی

با کار ساناز زمانی عزیز از سومین جشنواره تئاتر کارگاهی امید آشنا شدم، کارگردانی که میشه گفت از پس ساختن فضا های فانتزی به خوبی بر میاد . متن نمایشنامه در فضای نمایش جان میگیره،به بیان دیگر متنی هست که اگر تنها خوانده شود ، کمی کسل کننده به نظر می آید، ممکن بود کار به گونه ای کارگردانی شود که بسیار لوس و پیش پا افتاده به نظر برسد ، اما ارائه کار در فضای فانتزی ،بازی با نور ، استفاده گویش های متفاوت و موسیقی که به گونه های مختلف توسط بازیگران و وسایل صحنه نواخته می شه ،مخاطب رو جذب میکند.

استفاده **درست** از چراغ قوه های کوچک برای نورپردازی یکی دیگر از ویژگی های این اثر بود ، هماهنگی بین بازیگران برای نورپردازی کاری بس دشوار بود که دوستان به خوبی از پس آن برآمدند.

موسیقی زیبا ، تنفس های ابتدایی و انتهایی اثر که خفگی را برای مخاطب تداعی میکند ،حس خفگی که از هنجار های جامعه به انسان دست می دهد ،قوانین دست و پاگیر ،عاری از هرگونه احساس.

به سادگی از موسیقی و نورپردازی این اثر نمیتوان گذشت ، چراکه بسیار خلاقانه و آموزنده است،اما برای کوتاهی سخن از بست و گسترش آن پرهیز میکنم.

بازی های بسیار خوبی که شاهد آن بودم ، بازی عزیزانی بود که توانمندی خودشون رو قبلا به اثبات رسونده بودند.

پوریا ... دیدن ادامه » بشری مقدم: نقش های متفاوت را با گویش های مختلف بسیار توانا بازی می کند ( به حق در جشنواره امید برای بازی در * نام همه مصلوب ها ،عیسی است * از وی تقدیر شد)

عارفه لک : در نقشی بسیار متفاوت و سخت ، به خوبی عمل کرد هر چند که در جایی در بیان دچار دوگانگی لحن شد اما بسیار خوب در نقش خود درخشید.

محمدرضا ایمانیان : تنها میتونم بگم تصویری که من از محمد رضا همیشه داشتم و دارم ، همین تصویری بود که در نقش داشت، چه زیبا در نقش نشسته بود.

محمد اصغری : گل کاشت فقط همین گل کاشت
پردیس منوچهری: توانمند
دنیا روحانی : توانمند

متاسفانه نام قاضی و منشی رو نمیدونم ، قاضی بسیار زیبا نقش خودش رو ایفا کرد.البته بخش عمده نوازندگی رو بر عهده داشتن.
منشی خوب بود.

ساناز زمانی عزیز هم خوب بود ، اما ساناز تنها ساناز بود و نه نقش دیگری ، بیشتر دوست دارم ساناز زمانی رو به عنوان کارگردان ببینم و بپذیرم تا بازیگر .

اما نکته دیگر این کار این هست که مشاور خوبی چون استاد پیام دهکردی داشته و در جای جای این اثر رد پای آموزش های بیانی استاد دیده میشه ، بیان های قوی بازیگران از ویژگی بسیار مهم این اثر بود.

در کل کار بسیار خوبی بود.
خسته نباشید عرض میکنم خدمت دوستان خوبم،موفق و پیروز باشید.
ممنون. چه توضیحات دقیقی

واقعا کار خوبی بود:)
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
مرسی میلاد عزیز. تقریبا با همه نظراتت موافقم.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
قاضی : روزبه حصاری

منشی : افشین داوودی
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید