تیوال م.ط | دیوار
S3 : 14:28:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
م.ط
درباره نمایش تن شوری i
پرداختن به مصائب زناشویی با بازی های خوب بازیگران. نکته درخشان این تئاتر صدای رسای بازیگران هستش. صدای صابر ابر بسیار قوی و رسا هستش که من این قوت رو توی تئاتر کالیگولای همایون غنی زاده عزیز هم از صابر ابر و هم از پانته آ پناهی ها دیدم و تحت تاثیر قرار گرفتم. نکته بعدی که من بسیار لذت بردم بازی بدن بسیار زیبای خانم پناهی ها بود که به نظر من بهترین بازی بدن رو توی تیاتر ، ایشون از خودشون به اجرا می ذارن. همچنین در خصوص روایت نمایش ، به نظر من سعی شده بود که بسان حرکات روی یک موج آروم تا رسیدن به امواج سهمگین تماشاگر رو از فرود به اوج نمایش حرکت بده و فکر می کنم با تسلط خوب بازیگران در این کار موفق بودن.
با آرزوی موفقیت برای تمامی دست اندرکاران.
صابر ابر عالی بود . بنظرم اتفاقا اینجا اصلا خودش رو تکرار نکرد
۲۷ دی ۱۳۹۷
تسلط روی صدا صابر ابر در کالیگولا فرامووش نشدنیه
۲۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اجرای بسیار عالی و زیبا با بازی های خوب و درجه یک. به نظر من نوشته فردریش دورنمات به خوبی در کشور ما می تونه لمس و احساس بشه و برای تماشاگر حس همزاد پنداری از لحاظ اجتماعی و سیاسی به ارمغان بیاره. طراحی صحنه بسیار خوب بود . در مقایسه با نمایش می سی سی پی نشسته می میرد آقای غنی زاده می تونم بگم ازدواج آقای می سی سی پی نزدیک تر به حال و هوای داستان بود و همه چیز بسیار ساده و درست بیان شد ، ولی کار آقای غنی زاده هم پر از بازی های خوب و تلفیق با بخشی از سینما بود که ایده جالب و جذابی نیز بود. در هر صورت هر دو نمایش با گونه ای متفاوت و جذاب به اجرا در اومده بودن.
یه تجربه جالبی که من در این نمایش بهش برخوردم رو هم دوست دارم بگم. من اولین باری بود که در سالن اصلی تیاتر شهر نمایشی رو می دیدم . قبل از اجرا تصاویر بسیار زیبایی از تیاتر های قدیمی که اجرا شده بودن ... دیدن ادامه » رو بر روی دیوار به صورت قاب شده در سالن بیرونی دیدم و کلی حسرت خوردم که چه نمایش های زیبایی رو با بازیگران فوق العاده و چه گروه های بازیگری نابی که شاید بعضیاشون دیگه در بین ما نیستن و تکرار نشدنی هستند رو از دست دادم.
بعد از اون وقتی وارد سالن نمایش شدم خیلی ناراحت شدم که بازسازی و رسیدگی کافی به سالن نماش نشده و همه چیز کهنه و مندرس به نظرم اومد . ولی وسطای نمایش که غرق در تماشا بودم به خودم اومدم و احساس کردم در سال های دوری هستم و زمان به عقب برگشته که حس بسیار جالب و نابی برای من داشت که مسببش همون قدیمی موندن این سالن بود. نورهای زرد رنگی که به صحنه تابیده بودن که دقیقا حال و هوای تیاترهای قدیمی اجرا شده در این سالن رو که توی سالن دیده بوم برام تداعی می کردن، پرده نمایش سبز رنگ چروک و چرک کهنه ، صندلی هایی با پارچه های قدیمی و مستهلک و بعضاً شکافته شده.. بعضی وقتا چقدر دل آدم ، قدیمای ندیدمون رو می خواد و اون حس نوستالژی چه خرسندی رو برامون به وجود میاره.
در انتها دیدن این نمایش رو حتماً پیشنهاد می کنم.
در ضمن تف تو اون نقشی که به اون بنده خدا واگذار کرده بودن : )
Milad T
درباره فیلم گلدن تایم i
چه اسم مناسبی برای این فیلم انتخاب شده بود . 12 موقعیت که می تونه مهم ترین لحظه زندگی هر انسانی باشه. بسیار خلاقانه ، بسیار همه چی سر جاش و درست انتخاب شده بود . اغلب بازیگران فیلم از بازیگران خوب تیاتر هستن. نقطه مشترک تمامی فیلم ها وسیله نقلیه هستش. 12 اپیزود که با اسامی ماه های سال معرفی می شن و حس من با ادامه روند ماه ها و رسیدن به ماه های سرد این بود که داستان ها رو به سردی و سکوت میرن. دستمریزاد به پوریا کاکاوند..
میلاد طیبی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید