تیوال میترا | دیوار
S3 : 05:39:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

بد بد بد

اولین اشکال و ایراد این کار مربوط به مسئولان تالار وحدت هست که وقتی معیار پذیرش یک کار رو که باید در وحدت اجرا بره به جای شاخصه های زیبایی شناختی، حضور فلان بازیگر چهره و فلان بازیگر رزومه دار می‌گذارند که ظلمی به استعداد های جوان و کارهای خوبی که لایق دیده شدن هست اما اجازه ی اجرا ندارند، میکنن و این خیلی مسخرست که با بند پ (پارتی و پول) راحت میشه در یکی از بزرگترین سالن های کشور تئاتر اجرا کرد فارغ از کیفیت کار که مهمترین چیزِ و فارغ از شایسته سالاری که دیگ داره تو کشور ما میمیره.

دومین اشکال به کارگران کار مربوطه -_- چرا باید دیالوگ های اصلی بازیگران زمانی باشه که اونها دارن پشت به مخاطب حرکت میکنند و ما اصلا هیچ چهره ای ازشون نمیبینیم و باید به خودمون زحمت بدیم تا بشنویم چی میگن؟دیالوگ هایی که بسیار مهم و اساسین برای نمایش.
چه مدل میزان سن بود؟
خلاقیت کارگردان خلاصه شده بود در کارهای فرم که البته خیلی فرم قوی ای هم مشاهده نشد و یک داربست بزرگ که بازیگر نقش زمان بره اون بالا و صحنه رو نگاه کنه همین!
با توجه به سن خیلی مجهز تالار وحدت انتظار آدم خیلی از نظر میزان سن بالاتر از این حرفهاست.
یه مطلب دیگ که خیلی دوست دارم بگم اینه که ما داریم تو دهه نود زندگی میکنیم ولی در تئاترهای ما هنوز بازی با حجم توسط بازیگران دیده میشه که این دیگ واقعاً رو عصابه.یعنی چند تیکه چوب به عنوان آکساسوار به بازیگر دادن انقدر سختِ که بازیگران موقع رد و بدل کردن هیزم با حجم بازی نکنن و ما حس پانتومیم بهمون دست نده؟

سومین اشکال به بازی بازیگرانِ.
بازیگر نقش شیطان وقتی دیالوگ میگفت یه آقایی که ردیف جلوی من نشسته بود میگفت شیطون کی بودی تو :/ جدای بازی ای که انگار در نیومده بود گریم و لباسش هم بیشتر شبیه شنل قرمزی بود..بازیگر نقش حُر مرزهای تپق زدن رو جا به جا کرد. :
نقطه قوت این کار از لحاظ بازی...
اسما صدای خوبی داشت.البته وقتی سر امام حسین رو میبرن حرکتاش و اینور اونور رفتنش که به میزان سن مربوط میشد خیلی خوب بنظر نمیرسید.
کاراکتر ... دیدن ادامه » زمان،شمر (تا حدی) و حاجی ای که از مکه اومده بود قابل قبول بود.
اما باز هم کار حوصله سر بر و خسته کننده بود.

کارگردان های عزیز تو رو خدا خوب کار بسازید بخصوص تو سالن هایی که سالن های بزرگ و مهمی هستن.کار شبیه تعزیه ها و کارهای دبیرستانی بود.حیفِ این همه بازیگر و فرم کار و پول و انرژی ای که صرف بشه و تهشم مخاطبای کار خسته از سالن بیان بیرون.
متن کار خوب بنظر میرسید فکر کنم قبلا نمایشنامه خوانی این متن رو دیده بودم خیلی بهتر از تئاترش بود :| تازه صحنه هایی مثل آتش زدن حضرت ابراهیم رو هم حذف کرده بودن اما در دیالوگ ها مدام اسما به آتش زدن ابراهیم اشاره میکرد :| خب شما که صحنه رو حذف کردی دیالوگ های مرتبط بهشم در صحنه های بعد حذف کن دیگ ذهن مخاطب میریزه بهم خب!
خیلی دوست دارم یه کار مذهبی قوی ببینم.شدیدا تئاتر در این ژانر ضعیفِ،شدیدا...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره فیلم عصبانی نیستم i

هنر = همدلی و مودت

فیلم قشنگی بود.

فیلم تلاش کرد تا همه بدبختی ها رو نشون بده،از کلیه فروشی و فقر گرفته تا کینه و عقده ای که جوانان جامعه ما دارن اما چیزی که فیلم رو خیلی قشنگ میکنه تلاش فیلم برای فکرسازیِ. همونطور که از عنوان فیلم هم معلومه هدف فیلم انگیزه دادنِ.

فقط ایکاش کارگردان غیر وابسته ای که هدف نشون دادن یه چنین اوضاعی رو داشت یه پیشنهاد هم برای حل مسائل نوید یا غمِ ستاره و این حجم از مشکلات به مخاطب میداد. پیشنهادی بجز مبارزه ای که تهش مرگ باشه برای دوست ستاره،پیشنهادی بجز رنگ پاشیدن روی ماشین استاد یا کتک زدنایی که تو ذهن نوید میگذشت. یه پیشنهادی که مخاطب رو عصبانی نکنه و اوضاع رو رو به بهبود ببره...

مرسی از نوید محمد زاده برای بازی بسیار بسیار بسیار زیباش.
خب دقیقاً به همین دلایلی که گفتید من از این فیلم بی‌نهایت بدم اومد!! دنیای جالبیه واقعاً!! جداً من اگر می‌خواستم دلایل بد بودن رو بگم به همین حجم عظیم مشکلات و مصائب و درگیری‌های بدون راه حل اشاره می‌کردم! و بازی هیستریک و عصبی نوید محمدزاده!
۲۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره نمایش زهرماری i

همین امشب نمایش رو دیدم.

یه نمایش خوب در اصل یه نمایش خیلی خوب.

اوله اول باید از تماشاگرای تئاتر تشکر کرد که از تئاترای خوب حمایت میکنن و باعث میشن این نمایش ها دیده بشه.

از جارو برقی و پنکه و کتاب و روزنامه های رو هم انباشته شده گرفته تا یه تخته ی بزرگ که دوز بازی ابی و اسماعیل رو اون گوشه صحنه نشون میداد که مربوط به دکور انباری یه خونه ی فقیر نشین بود تا بازی استادانه ی تینو صالحی و نادر فلاح خیلی خوب ساخته و پرداخته شده بود.البته نفهمیدم اسماعیل کی بود که اسمش کنار دوز بازی کنار اسم ابی بود.
نادر فلاح واقعاً زیبا و دوست داشتنی بازی کرد.
اگر کاراکترش در فیلم لانتوری و کاراکتر مختصرش در فیلم خط ویژه رو باهم مخلوط کنیم میشه نقش ابراهیم در زهر ماری.
آقای صالحی در نقش یونس و جناب خسرو احمدی در نقش اسد هم واقعاً هر موقع که اراده میکردن میتونستن مخاطب رو بخندونن و کاملا مسلط بازی کردن ، علی شادمان و هستی مهدوی جان هم روان و زیبا بازی کردن،
اما یجورایی انگار محاسبات دینامیکشون(مبحث صدا)اشکال داشت، بازیگرها وقتی حسی بازی میکردن و مجبور بودن صداشون رو پایین تر بیارن در بعضی صحنه ها تو ردیف ششم اصلا صداشون نمیومد ولی در کل خیلی خوب بود.

و اما علی احمدی...
همون میزان کمی که بازی کرد کلاس صحنه رو ده پله برد بالاتر ، تو نمایش خشم اژدها هم وقتی به عنوان آخرین بازیگر اومد تو صحنه، صحنه رو کاملا ماله خودش کرد،بخاطر شرایط سالن حافظ اونجا میزان سن هایی که خیلی به دکور مربوط نبود رو تنظیم کرده بود اما اینجا کارگردانیش از این جهت قشنگ تر بود که روی صحنه پر بود از بطری های زهر ماری...و حالت راه رفتن بازیگرا روی صحنه باعث خنده میشد و این یه کارگردانی هوشمندانه بود که در میزانسن بازیگرا خودشو نشون میداد.

خیلی ... دیدن ادامه » نمایش خوبی بود،انرژی تماشاگرا هم واقعا بهشون کمک کرد. انصافاً وقتی کار شروع میشه و تینو صالحی به بطری ها نگاه میکنه و میگ ((شده)) اصلا خنده نداشت اما به محض اینکه میگفت ((شده)) کل سالن پر میشد از خنده. بنظرم انرژیِ مخاطبا خیلی روی انرژی بازیگر ها تاثیر داشت.

البته صحنه حسی هستی مهدوی، صحنه یکی مونده به آخر اصلا خوب نبود.

محتوای کار خیلی خوب بود.اینکه فقط کاراکتر ابراهیم، بت شکنی میکرد و با همشون مخالف بود ( به هر دلیلی ) خیلی برام با ارزش بود و یجورایی کیف کردم وقتی لوشون داد،نمایش خیلی خیلی خوب تموم شد.

وسط نمایش ناخواسته آدم یاد فیلم ابد و یه روز میوفتاد، بخصوص نحوه بازی علی شادمان که حالتی از نوید محمدزاده بود.

در کل دمشون گرم.هم خشم اژدها از این کارگردان خیلی خیلی خوب بود هم این نمایش خیلی خوب بود.
میترا
درباره نمایش الیور توییست i
یکی از دوستان تئاتری ما بعد از این کار گفت این کار فقط دکور بود :) البته بازی هوتن شکیبا شدیدا دیده شد و شاید کلاس تئاتر ایران رو قدری ارتقا بده.جای تئاترهای این شکلی تو سالن های شهر حس میشه ، تئاترهایی که خرج های میلیونی براشون شده و فروش میلیاردی ام میکنه!البته شاید بخاطر هنرپیشه های محبوب سینمایی.قبل از دیدن کار احساس میکردم با یه کار خلاقانه طرفم و یه کارگردانی ک قرار کلی از ایده های خودشو نشون بده،اما بعدا فهمیدم این کار کپی بوده :)) و دیگر هیچ.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید