تیوال | میترا درباره نمایش محبوبه ها: سلام... دلم میخواد به همه خانم ها بگم که نمایش محبوبه
S3 : 05:30:17
میترا
درباره نمایش محبوبه ها i
سلام...

دلم میخواد به همه خانم ها بگم که نمایش محبوبه ها رو با عزیزترین مرد زندگیتون ، با همدمتون ببینید.
ناخودآگاه دوبار وسط نمایش به همسرم نگاه کردم ، وقتی دیدم داره با تمام وجودش به نمایش دقت میکنه، با همه قلبم حس کردم که خانم صامتی جای مادری رو که ده سالگی از دست دادم داره برام پر میکنه و داره با همسرم از خطر شکسته شدن ظرافت یک زن حرف میزنه.
نریشن آخر که نوشته بانو بهبهانی بود وقتی پخش شد دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و زدم زیر گریه.
مرسی خانم صامتی...مرسی که مادرانه مادری کردید.
وقتی خانم صامتی اومدن روی صحنه چنان جیغی زدم که گلوم هنوز درد میکنه :-)
مطالبی در مورد این نمایش یادداشت میکنم و پیش تر بخاطر اینکه زیاده گویی میکنم عذر خواهی میکنم و از صبر و حوصلتون برای مطالعه ممنونم.

۱) انسانیت :
همه ی ما انسانها در درون وجودمون بطور بالقوه همه چیز داریم. ترس داریم شجاعت هم داریم .سخاوت داریم ، بخل هم داریم. مهربانی داریم ،خشم هم داریم ، عشق داریم و از اونور نفرت هم داریم.
باتوجه به ابزار اختیار ، کاملا دست خودمونه که از این اوصاف چقدر استفاده کنیم؟
به هیچ عنوان نمیتونم بپذیریم که انسانی حسود یا ترسو نیست . همه حسود و ترسو هستند اما یکی از حس حسادتش استفاده میکنه و دیگری اونرو بکار نمیگیره.
و درنهایت شخصیت افراد ساخته میشه و این شخصیت ها در اجتماع قرار میگیرند.
اما صفتی که بدون هیچ متضادی در وجود همه ماست صفت نیازمندیه .
نیاز ... دیدن ادامه » انسان به غذا، نیاز به خواب، نیاز به شهوت ، نیاز به پرستش و نیاز به عشق.
میپذیرم که با ریاضت های عرفانی و کار کردن روی نفسانیات میشه بطور کامل به این نیازها مسلط شد اما نباید از این موضوع گذشت که نیازمندی نسبت به حقارت و استقلال، به حقارت نزدیکتره.
اصلا به همین خاطره که چون مردی نمیتونه نیاز شهوتش رو کنترل کنه ،.به تجاوز یا کودک آزاری رو میاره. فارغ از هر قضاوتی در مورد اون شخص میشه معتقد بود که این اقدام در جامعه ،اقدام کثیف و حقیرانه ایه.
همین نزدیکی نیازمندی به حقارت باعث میشه افراد در جامعه با عدم شناخت درست این نیازها و بد استفاده کردن از این نیازها ،جامعه رو چرکین کنند.

۲) جنسیت :
چه بخوایم چه نخوایم انسانها از دو جنس مختلف بوجود اومدن. این اختلاف علاوه بر تفاوت های ظاهری، تفاوت های باطنی رو هم بهمراه داره.
علم روانشناسی ( کاملا مستقل و به دور از انگاره های مردسالارانه ) کشف کرده در دوطرف لب بانوان غددی وجود داره که اگر روزی هشت هزار کلمه حرف بزنند اون غدد در ذهن ایجاد تسکین و آرامش میکنه و اگر حرف نزنن پرخاشگر یا سرکوب شده ، افسرده یا منزوی میشن .
که این برای مردان به این شکل نیست .مردان این غده رو پشت سرشون دارن و با حدود چهارهزار کلمه حرف زدن آرامش ذهنی تعریف شده در این مطلب رو بدست میارن.(۱)
خب حالا باتوجه به مطالب بالا زنی رو تصور کنید که در یک رابطه زناشویی، خانه داره .همسرش صبح تا ظهر سرکار بوده و وقتی میاد خونه چون نیازی به حرف زدن نداره و سرکارش چهارهزار کلمه شو حرف زده ،زمانی رو برای گفتگو با همسرش نمیذاره ، برای اون زن چه اتفاقی میوفته ؟ این رو هم اضافه کنید که مثلا اون زن یک زن ترسو و حسود هم هست ، حالا چه اتفاقی براش میوفته ؟
بی توجهی به جنسیت صدهاهزار اتفاق بد اینچنینی رو برای روابط اجتماعی ، انسانی و در نهایت برای جامعه ببار میاره.

۳) نمایشنامه :
بیشترین نقص در این نمایش ،نمایشنامه ست.
نویسنده تلاش کرده تا هرکدوم از این هفت تا زن رو نمادی از یک صفت جنسیتی زنانه معرفی کنه. متاسفانه موفق نبوده.
بنظرم تا حدی هم حق داشته چون واقعا کار سختیه.
انقدر سخت که طراحی لباس خیلی خوب و متناسب با شخصیت ها هم نتونسته بود این هدف نویسنده رو انتقال بده.
نشون دادن وابستگی زن به هرقیمتی برای پیش بردن داستان موجب ایجاد سوءتفاهم در ذهن مخاطب میشه، اما اگر جان کلام متن رو درک کنیم دیگه به دید توهین بهش نگاه نمیکنم.این مدلی بیشتر شبیه به فرهنگسازی میشه.
با تمام این تفاسیر بازهم نمایشنامه اتفاقات فاجعه بار نشات گرفته از خلاء جنسیتی زنانه رو خوب بیان کرده.

۴) کارگردانی :
نقطه قوت این نمایش کارگردانی خوب خانم صامتی بود. همه چیز منظم و درست بود.بخاطر همین پیچیدگی اذیت کننده ای در این نمایش بوجود نمی اومد.
بعداز نمایش خلاصه ای از گفتگوهای تیوالی رو برای خانم صامتی گفتم.
در مورد عاملیت و فاعلیت زنانه گفتند: (( کاراکتری که آخرین نفر فال قهوه اش گرفته شد، عامل شروع یک رابطه ( عاشقانه ) بود.بحث نمایش درمورد نیازهای جنسیتی زنانه بود.)) نه استقلال زنانه .
وقتی بهشون گفتم امکان داره بخاطر نقص متن سوءتفاهم توهین به شأن زن از متن برداشت بشه
گفتند: (( کسیکه بخواد با یک زن جدای از نیازهاش در زندگی ، زندگی کنه دیر یا زود در زندگیش سردی بوجود میاد :-) و تبعاتش رو وقتی میفهمه که دیگه دیره . ))
گفتم اگر زنان حس توهین رو برداشت کنند چی؟
ایشون گفت : (( زن ها هم در ارتباطاتشون همینطور ، هردو طرف باید نیازهای خودشون و طرف مقابلشون رو بشناسند ))
و من نه نود و نه درصد بلکه صد در صد با ایشون موافقم.

۵) معنای هنر :
نظرات متفاوت و متنوع در مورد معنای هنر گاهی برای من باعث گنگی میشه .
عده ای میگن هنر یعنی نشون دادن لایه های پنهان زندگی،
عده ای میگن فقط نشون دادن کافی نیست باید پیشنهاد و امید برای بهبود زندگی هم مطرح بشه.
عده ای میگن هنر یعنی گذشته رو نشون دادن تا اشتباهات گذشته امروز اتفاق نیوفته ،
عده دیگری هم میگن هنر یعنی ساخت چشم انداز مطلوب برای آینده.
نمیدونم کدوم درسته؟ شاید مجموع همه اینها هنر باشه.
به هرحال هنر هرچیزی که هست میتونه برای روح و اندیشه مخاطب بدرد بخوره و اثرگذار باشه که این نمایش اینگونه بود.

درانتها از خانم صامتی عزیز دل و گروه خوب محبوبه ها بینهایت ممنونم و بنظرم وقتی بگیم این نمایش توهین به زنه داریم به خانم صامتی و گروهشون توهین میکنیم .چون کاملا معلومه که چندین زن علاقه مند به متعالی شدن زن ،برای توهین به زن این همه زحمت و انرژی به خرج ندادن .درواقع اگر بگیم این نمایش توهین آمیزه ،به هدف و نیت جمعی این گروه که باعث شکل گیری این نمایش شده ، توهین کردیم.

پ.ن: تءاتر دیدن در کنار جناب فرهاد اصلانی بینهایت لذت بخش بود و همینطور عکس یادگاری با ایشون انداختن *_*

۱۰/۸

(۱) :کتاب چرا زنان حرف میزنند و مردان فرار میکنند؟
نوشته پاتریشیا لاو و استون استونسی
میترای نازنین, درود بر شما
هنوز نمایش رو ندیدم, اما از نوشته خوبت لذت بردم.
دوست نادیده عزیزم، روح مادر بزرگوارتون قرین آرامش و رحمت باشه.
سلامت باشی جانم
۰۷ آذر ۱۳۹۷
ممنونم پرند جان ...
منم برای شما آرزو میکنم تا با سلامتی و دلی شاد گذران ایام کنی در آغوش گرم و نرم و امن الهی.
۰۷ آذر ۱۳۹۷
درود بر شما میترا خانم گرامی
ممنون از این کامنت خوبتون ، سلامت و پاینده باشید
۰۷ آذر ۱۳۹۷
زنده باد
۰۷ آذر ۱۳۹۷
سرکار خانم میترای نازنین ، بسیار لذت بردم از نقد جامع و کاملتون ، درود بر شما :)
دیگه شما که اینقدر حظ و لذت بردین از کار ، دیگه باید 10/10 رو میدادینا ، سختگیری کردین :))))))))))))))))
۰۷ آذر ۱۳۹۷
جناب جعفریان بزرگوار سپاسگزار مهر و محبت شما هستم .

جناب بابک عزیز ، ممنونم از شما...سلامت باشید.

جناب رزمجو گرانقدر ،
با اینکه برای دکور زحمت کشیده بودند ،چندان به دل من ننشست،یعنی خوب بود اما با اون حجم از تعاریف کاراکترها هارمونی نداشت.
موسیقی پیانو ... دیدن ادامه » هم درسته هدف کمک به محتوا رو داشت اما چندان دوستش نداشتم.گاهی به صدای بازیگران غلبه میکرد.
اگر این دوتا رو یک نمره و نقص نمایشنامه رو که عرض کردم هم یک نمره درنظر بگیریم هشت نمره من به این نمایشه.
البته در امتیازات تیوالی پنج رو انتخاب کردم. :-)
ممنون از لطفتون...
۰۸ آذر ۱۳۹۷
به به چه قدر خوب و چه منش بزرگوارانه ای :) درود بر شما :)
البته به خدا من هیچ ارتباطی با این نمایش ندارم چون تعریفشو زیاد شنیدم همینطوری گفتم :))))))))))
۰۸ آذر ۱۳۹۷
مرسی :-) سلامت باشید. :-)
نکته ای هم گفتید میدونستم نیاز به قسم خوردن نبود :-))))
۰۸ آذر ۱۳۹۷
بسیار نقد جامع و کاملی بود.خسته نباشید.

روح مادرتون قرین رحمت الهی.
۰۸ آذر ۱۳۹۷
متشکر از لطف شما جناب محمد جواد گرامی...
امیدوارم در پناه خیر و رحمت الهی باشید.
۰۸ آذر ۱۳۹۷
یعنی می‌خواهید بگید هر کدوم از شخصیت‌ها یه آرکی‌تایپ شینودا بولن رو داشتند؟
۰۸ آذر ۱۳۹۷
جناب علیرضا درود بر شما...
پاسخ سوال اولتون مثبته.
البته شرایط متفاوت زندگی هرکدوم از این زنان خلاءهای جنسیتی ای رو در اینها بوجود اورده بود که بر اساس اونها اقداماتی رو انجام میدادن.مثل عمل زیبایی یا رژیم و این دست اقدامات...با تعریف دیگری شاید تعریف ... دیدن ادامه » خودشناسی نه ، اما تعریف فهم نیاز که منجر به تصمیمات اون زنها میشد بله.

و سوال دومتون نیاز به نگاه تخصصی تر و دقیقتری در حوزه ی روانشناسی داره که بنده چون پیش مطالعه مرتبط با بحث نداشتم نمیتونم دقیقا دسته بندی ای رو مشخص کنم که مثلا یک زن بیوه ی مشکوک به سرطانی که به هرحال نیازهای زنانه داره آیا میتونه آفرودیت باشه یا نه !!! اگر آفرودیت هست چرا طبق توضیحات خودش با وکیل همسرش و یا با خود همسرش سازگاری های مرتبط با دسته بندی آفرودیت رو نداشته ؟! به نگاه خیلی دقیق تری احتیاج هست...

و این رو هم اضافه کنم که قطعا ضعف متنی که عرض کردم منجر شده تا نویسنده نگاه مرتبط به این دسته بندی ها رو نداشته باشه...
۰۹ آذر ۱۳۹۷
متشکر
۰۹ آذر ۱۳۹۷
با سلام و احترام
ممنون از نقد و نظر بسیار پرمغز و کاملتون.
خداوند روح مادر عزیزتان را قرین رحمت فرماید.
۱۷ آذر ۱۳۹۷
جناب جعفرنژاد محترم از لطف شما خیلی ممنونم.
آرزوی آرامش و سعادت برای شما دارم.
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید