تیوال محمد شاملو | دیوار
S3 : 00:57:57
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام نمی دانم نویسننده و کارگردان نمایش 13 یا سی زده تمام نقدها و تعریف ها را میخوانند و جواب نمی دهند و یا اصلا نمیخوانند که جواب بدهند و شاید تماشا گر را قابل نمی دانند که جواب بدهند. صرفنظر از بازی بازیگران که البته نه در خد قابل تحسین اما در حد قابل قبولی از عهده اجرا برآمدند این اجرا با ترفند خاموش کردن صحنه نمایش هم نه ترسناک شد و نه چیزی به خشونتش افزوده شد و تنها حسنش این بود که مرا از ترس افتادن به روی تماشاگران دیگر تا اخر نمایش روی صندلی نگهم داشت هرچند چند بار به عوان اعتراض چراغ قوه موبایلم را روشن کردم و در آخر هم کارگردان با ترفندی الحق یگانه جیم فنگ شد تا مبادامورد اعتراضی قرارگیرد چرا که می دانم و میداند روشن کردن چراغ قوه فقط میتوانست نشانه اعتراض باشد. عزیز من چهل سال است که جوانان مملکت من (توضیح لازم است که من در آستانه هفتاد سالگی ... دیدن ادامه » هستم و از سنگلج به اینجا آمدم) با اعصابی به هم ریخته زندگی می کنند آیا انصاف است که هنرمندان هم چنگ خود را برتارهای عصبی آنها بکشند؟ بله چهل سال است که درین مملکت خشونت و خشم و کینه و گریه یادمان دادند اما هنرمند وظیفه اش فقط نشان دادن واقعیت نیست چرا که واقعیت درچامع هست و حتی کسانی که کتاب نخوانده به سینما نمیروند چه رسد به تاتر هم این واقعیات را می بینند .هنرمند باید هنرش این باشد که علاوه بر نشان دادن درد راه چاره نشان دهد وگرنه کم سواد ترین آدمهای این مملکت هم همه روزه این دردها را درکوچه وخیابان با زبان و چشم و ابرو به یکدیگر گوشزد می کنند. تنها ترفند زیرکانه کارگردان معرفی بازیگران به زبان خودشان بود که بوی تبلیغات میداد که البته با تعداد تماشاگری که امشب دیدم چندان تبلیغی هم نشد
دوست عزیز
بارها در تبلیغات این نمایش و حتی قبل از شروع اجرا توصیه میشود که اگر توان عصبی، جسمی و یا روحی دیدن این نمایش را ندارید لطفا سالن را ترک کنید. ضمنا اگر شما اعتراضی به نحوه اجرا و محتوای کار داشتید امکان ترک سالن در حین اجرا هم برای شما فراهم ... دیدن ادامه » بود، نه اینکه با روشن کردن چراغ قوه در صحنه ای که حتما به دلایلی تاریک در نظر گرفته شده نظم اجرا و تمرکز بازیگران و سایر تماشاگران رو بر هم بزنید.
حق شماست نمایشی را که میبینید دوست داشته باشید یا نداشته باشید ولی امیدوارم از این به بعد به حقوق دیگران در حین تماشای تیاتر هم احترام بگذارید. از شما با توجه به سن و سالتون(در آستانه هفتاد سالگی هستید) توقع درک از موقعیت، به شکل دیگری میره!!!.....
۳۱ فروردین
بهناز عزیز اول سلام
یکم آنکه توان عصبی جسمی و روحی نداشتن اگر قبل از اجرا درخود می دیدم باید غیبگویی میدانستم که متاسفانه غیب گویی نمی دانم این ضعف مرا چگونه به قوت تبدیل کنم؟ سپاسگزار خواهم شد کلاسی معرفی کنی
دویم آنکه توان عصبی جسمی و روحی نسبی است ... دیدن ادامه » ممکن است جوانترها بیشتر داشته باشند ولی این حکم من صد درصد نیست
سیم آنکه اگر توان جسمی روحی و عصبی من ازینکه اکنون هست کمتر بود احتمال آنکه غش کنم یا فریاد بزنم ویا هر اتقاق دیگری برای من دور از دهن نیست
چهارم قبول دارم که در حالتی غیر عادی بودم و روشن کردن چراغ قوه عقلانی نبود
و اما در آخر بنجه کشیدن بر تارهای عصبی حتی یک نفر (خودم را نمونه می گویم) کاری هنرمندانه است؟ امکان ترک سالن هم اگر ترس از افتادن روی دیگران بخصوص دخترانی که اطرافم بودند بدتر از روشن کردن چراغ قوه نیست؟
۰۷ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست عزیزم علی سلام این نمایش فقط نگاهی به شاهنامه دارد و در اصل مصایب دامنگیر جامعه مارا هدف گرفته تا .....................اجازه بده توضیح دیگری ندهم که دیدنش بهتر از ندیدن است و تهمینه بهانه ایی بیش نیست برای این اثر توضیح عرض کنم که هیچیک از دست اندرکاران این نمایش را قبلا ندیده و نمیشناختم
محمد لهاک، مهدی (آرش) رزمجو، Ali، mohammadreza izadineshat و امیر این را خواندند
سوده رخشا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول سلام و اما بعد تبریک به کیاوش زارع طلب و محمد رییسی و هزاران مرحبا به میر غفاری و پناهی به چند دلیل ۱ انتخاب متنی ایرانی از بزرگ مرد ادب پارسی حکیم سخن در زبان آفرین و دیگر آنکه بغض هزاران ساله ایران فروخفته را فریاد زدید. با چند اما و اگر . ضرب آهنگ ابتدای کار بسیار بجا و مرتبط بود و ایکاش در طول اجرا ادامه میافت و نقش بانوان نمایش (باتوجه به نقش تهمینه) پررنگتر میشد و پرده آخر نمایش درماندگی زن ایرانی خیلی پررنگ شده بود که می توان به حساب خان هشتم رستم گذاشت که ضربه آخر را از شغاد این نابرادندر خورد و ایکاش پایان بندی با یکی از سروده ها راجع به ایران وقوی تر از آن بود که شنیدم مثل ایران اثر زنده یاد محمد نوری یا ای ایران ای مرز پرگهر زنده یادان حسین گل گلاب و روح الله خالقی . با همه ی این اوصاف چیزی از ارزشهای آنچه دیدم نمی کاهد و صد البته که به ... دیدن ادامه » تمامی دوستان و اقوام تبلیغ خواهم کرد که ببینند و در آخر باید از تمام بازیگران بخصوص تهمینه های عزیز این نمایش تشکرفراوان نمود
با شنیدن مصاحبه ی تیوال با سرکار خانم تاجیک فکر کردم باید این تاتر را دید تا دنیای زنان را از دید یک زن شناخت چرا که تقریبا هرکاری که بانوان را به قضاوت می نشیندمردانه است و دراین مورد بخصوص (سقط جنین ) نگاه مردانه حداقل در جامعه ی مردسالار مابسیار یک سویه نگریسته شده . اگر نگویم یک سویه قضاوت شده
امیدوارم تجربه خوبی برایم باشد
جناب شاملو بیصبرانه منتظر هستم تا نظر شخصی شما رو درباره این اثر بدونم
تا بعد از اجرا هیچ موضعی رو درباره اثر نمی گیرم تا بعد مفصل تر دربارش صحبت کنیم
۱۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ظاهرا سومین شب نمایش تجربه های اخیر را به تماشا نشسته بودم موضوع نمایش بسیار موضوع بکر و خوبی بود صحنه بسیار ساده و به همین دلیل تماشاگر درگیر صحنه آرایی نمیشد و این کمک می کرد که بیشتر به گفتگو ها توجه شود گفتارها بسیار سخت بود و حتما وقت زیادی از بازیگران را برای از بر کردن متن گرفت تنها ایرادی که میشود گرفت البته به نظر من که ممکن است به مذاق برخی خوش نیاید بازی نگرفتن از بازیگران بود . بهتر از بگویم کم بازی گرفتن از بازیگران بود که حتما توانایی بازیگریشان بیش از آن است که در این نمایش دیدیم و شاید به دلیل سنگینی متن امکان حرکت تاتری را از بازیگر میگرفت اما راه رفتن ها بسیار تداعی کننده سالهای گذار بود در مجموع از وقتی که برای دیدن این نمایش گذاشتم بیشتر از یک راضی بودم را میطلبد
باسلام
از اینکه نمایش مارا تماشا کردید بسیار ممنونیم
قطعا انتقاد شما نیز به گوش کارگردان نمایش خواهد رسید
۰۴ مهر ۱۳۹۷
جناب شاملو گرامی ممنونم نمایش مارو تماشا کردید و سپاسگزارم که به دقت نمایش رو تحلیل کردید ارادت
۰۴ مهر ۱۳۹۷
سپاس از شما آقای شالملوی بزرگوار که تشریف آوردید و هم اینکه نظرتان را با ما به اشتراک گذاشتید
۰۵ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام هرچه سعی کردم خودم را راضی کنم که راجع به این نمایش چیزی ننویسم نتوانستم نمی دانم نویسنده متن چقدر با فلسفه آشنا هستند امیدوارم خیلی فیلسوف نباشند ولی من بعنوان کسی که از سالهای دهه پنجاه تاکنون نمی گویم هفته ایی یکی دوبار شما فرض کن ماهی یک تاتر می بینم متوجه فلسفه این نوشته نشدم و ای کاش نمایشنامه خوانی بود و نمایش خوانان روی صندلی خود مینشستند و از روی متن می خوانند که البته این هم هنری میخواهد مثل تغییر تنالیته صدا ولی متاسفانه اینگونه هم نبود اینکه متنی را هرچند سنگین و تکه تکه از بر بخوانی بدون آنکه دیالوگی در کار باشد و یا حرکتی هنگام خواندن آن متن از بر شده وجود داشته باشد هرچه باشد تاتر نیست اگر نویسنده یا کارگردان در بازگشایی (( گره ))هایی که بیان شد راهنمایی بفرمایند مانند یک دانشجو مطالبشان را می خوانم و برای همیشه مدیونشان خواهم ... دیدن ادامه » بود چرا که اگر کشس کلمه ایی به من بیاموزد برای همیشه به عنوان معلم قدردانش خواهم بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها وقتی نام بهرام بیضایی برروی اثری باشد باید حتما خواند یا دید به محض اطلاع از نمایش افرا به دیدنش شتافتم کاش این اثر را به کارگردانی خود نویسنده دیده بودم اما الحق که سهیل ساعی هم حق مطلب را به نحو بسیار شایانی بجا آورد و اثری تراژیک رئال و ایده آل بجا گذاشت . می گویم رئال چون واقعیات ساری و جاری را بدون اغراق در دیالوگ و یا حرکت نشان میداد و تراژیک چرا که علیرغم میل باطنی هر تماشاگر که در ایده آل هایش خواهان پیروزی حق برباطل است. آنچه هرروزه می بینیم حقی بر باطلی پیروز نشد و ایده آل چرا که با دخالت کارگردان و تغییر پایان بندی و نتیجه گیری ؛ دنیای ایده آلی را که هر وجدان آگاهی خواهان آنست را به نمایش گذاشت موسیقی با همه زیبائیش در متن محو شد نورپردازی به نحو بارزی هماهنگ و زیبا بکارگرفته شده بود و مونو لگها که با سوتی شهربانی وار آغاز میشد به نحو ... دیدن ادامه » بسیار بارزی تماشاگر را با خود به عمق متن می برد و بازیهای درخشان همه بخصوص هنرمند جوان مهربانو مهدیس توکلی چنان تاثیر گذار بود که تا پاسی از شب را به مرور آنچه دیده بودم واداشت
من سال های دور این تاتر رو به کارگردانی خود بهرام بیضایی دیدم.
عالی بود ولی حقیقتا به کارگردانی شخص دیگه نمی تونم برم ببینم.
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من روزی که گیشه تیوال برای این نمایش باز شد بلیط تهیه کردم و با دیدن تعداد بازیگران یکه خوردم و ترسیدم تن برشت و مصطفی رحیمی در قبر بلرزد . اما اما
درست در اولین اجرا موفق به زیارت این اثر شدم یکه خوردم . جناب هومن رهنمون دست مریزاد برداشتی بسیار به روز تحسین برانگیز و تامل برانگیز از نوشته و ترجمه داشتی و گروه بازیگران به جز یکی دو تپق جزیی (البته برای شب اول اجرا چندان ایرادی نیست) بسیار همآهنگ و جذاب بود گروه موسیقی هم هرچند من از جاز لذت نمی برم اما این عیب بر من وارداست نه بر گروه دست تمام دست اندرکان درد نکند به امید اجراهای دیگر راستی این اثر هم جزوآثاری است که حتما تبلیغ دیدنش به دوست و آشنا و گروه های مجازی انجام میدهم و حتما خودم باردیگر به دیدنش می آیم
میترا، امیر، عاطفه گندم آبادی و حسین بنیاد HB این را خواندند
داوود گراوند و حسین نصیری این را دوست دارند
ممنون از نظراتتون و منتظر حضور دوباره شما خواهیم بود
۱۹ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نوشته ایی امضاء محمد چرمشیر را دارد حتما خواندنی است بخصوص اگر این نوشته به نمایش تبدیل شود و شهرام گیل آبادی کارگردانش باشد لاجرم دیدنی خواهد بود به این دو امضاء اضافه کنید بازی درخشان هنرمندانی مثل لادن مستوفی سیما تیرانداز مینا دریس و هنرمند همیشه محبوب من پانته آبهرام باآن صدای گرم و صمیمی هیچ تبلیغی نمی تواند ارزشی بیش از آنچه اشاره شد به ارزش کار بیافزاید اثری تامل برانگیز وچالشگربه همه عزیزان دست اندرکار این اثر تبریک می گویم
,واقعا بازی خانم تیرانداز عالی بود . نمایش فوق العاده و زیبا که چه خنده ها وچه اشک هایی را در پی نداشت.
۱۶ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز اجرانشده ولی میخوام ببینم اینهمه بازیگر تو 50 دقیقه میخوان چکار کنن که تن برشت و مصطفی رحیمی تو قبر نلرزه
حسین بنیاد HB این را خواند
نیلوفر و هما زهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بادیدن این فیلم ابتدا باید از پوران درخشنده این بانوی فرهیخته سینمای ایران سپاسگزاری کرد و به همه ی آنان که سعی در نا امید کردن جوانان ایرانی دارند یاد آور شد که این شکوفه های فرهنگی هرچند پراکنده اما مداوم نور امید میتابانند و در تاریکی کور سوهای امید روشن کننده اند سر تعظیم به روح روانشاد توران میرهادی و همه ی دست اندرکاران شورای کتاب کودک فرود می آوریم و برای پوران درخشنده عزیز عمری با عزت و در خدمت فرهنگ آرزومندیم
البته خانوم رخشان بنی اعتماد کارگردان هستند.
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بادیدن نمایش زخمهای وحشتناک ....... یکبار دیگر به من ثابت شد که صحنه شلوغ یا بازیگر زیاد دلیل برخوبی یک نمایش نخواهد بود ترجمه روان کارگردانی درحد قابل قبول و بازیهای روان بازیگران بسیار برایم جذاب بود . حس خوبی داشتم جزو کارهایی است که تبلیغش می کنم برای عوامل نمایش آرزوی روزهای پربارتری رادارم
امشب موفق به تماشای شما شدم البته قبلا هم بارها آمده بودم اما اول آنکه کاری ارزشمند بود و بسیار لذت بردم بخصوص که استاد فراهانی هم حضور داشتند و درپایان نمایش از صحبت هایشان استفاده کردم بازی ها درخشان گریم و صحنه بسیار درست و به جا دوم آنکه در تیزر تبلیغاتی بازیگران بسیار بیشتر از سه نفر بودند که ظاهرا به جز سه بازیگر بقیه با صدا شرکت داشتند . نه این.که از ارزش نمایش کم شود اما بهتر بود صداها جداگانه به جای بازیگر معرفی می شدند به هرحال دست همه عوامل درد نکنه خیلی وقت بود چنین نمایشی را آرزو داشتم
مریم زارعی و مژگان عراقی این را خواندند
تیاتر باران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب احسان زیورعالم سلام . من گول اسم این نمایشنامه را خوردم و به دیدنش آمدم درست است این ببرسش ذهن مرا هم که بیش از ده بار داستان رستم و سهراب شاهنامه را خواند و تقد های آنرا هم خواندم درگیر کرده .اما شما نوشته اید در داستان رستم و سهراب بدر به خیال زیرکی و رندی دست به کشتن سهراب زده اما یادمان باشد سهراب با سباه به ایران آمده و در مرز ایران با گردآفرین و بدرش جنگیده و بدر گرد آفرین را هم کشته و گرد آفرین با زیرکی زنانه از دست سهراب نجات یافته بس رسنم به جنگ دشمن تورانی میرود و اتفاقا زیرکی که نمی کند هیچ هرچه سهراب اصرار بر شناسایی رستم میکند او حتی لحظه ای تامل نمی کند که خودم را معرفی کنم شاید حقیقتی آشکار شود . و البته تنها جایی است که فکر نمی کند وحتی برخلاف اخلاق ایرانی و بهلوانی وقتی یکبار ازسهراب شکست میخورد کلک میزند و رها میشود( می گوید با ... دیدن ادامه » یکبار شکست دادن بهلوانی معلوم نمی شود) اما خود به محض غلبه بر سهراب دشنه در بهلویش می نشاند و تا سالها درین رنج می سوزد اما زندگی می کند و به جای سهراب سیاوشها و بهمنها تربیت می کند . اما درین نمایش بدر یا بدلیل حواس برتی یا کوری یا هرچیز دیگری بسر را می کشد و ازآن بس چنان دچار مالیخولیا میشود که حتی نمی خواهد خود را نجات دهد و در مقابل تغییر خانه مقاومت می کند و جای خالی عکسهای بسرش را بر نمی تابد و چنان می کند که رفتار زن و دخترش را هم مثل خود کند در مقابل خالی شدن آلبوم از عکسهای بسر نارحت است کاری که زن آگاهانه انجام داده و یا کاری می کند که دختر و دامادش هم از زندگی بیزار شوند . این تفکر کجا و تفکر رستم که با همه ی آنچه از بسرکشی ناراحت است دنیا رابرخود و دیگران حرام نمی کند بلکه سهراب های دیگری را مثل سیاووش و بهمن تربیت می کند
رضا تهوری این را دوست دارد
جناب زیور عالم ...راستی فرزند کشی در ایران سابقه ایی طولانی دارد خوب یابد بودنش را به قضاوت نمی نشینم که اگر بنا بر قضاوت باشد حتما بد است اما یادمان باشد سیاوش بخاطر ناآگاهی یا خود را به نا آگاهی زدن بدر ازدست نامادری به توران بناهنده شد و در نهایت کشته ... دیدن ادامه » شد . اسفندیار با اینکه زیاده خواه بود اما بخاطر تمامیت خواهی بدر به جنگ رستم رفت و کشته شد . راه دور نرویم در انقلاب مشروطه متفکرین سبیل کلفغت بودند که جوانان را به کشتن دادند در انقلاب اسلامی متفکرین ریش و سبیل سفید کرده حوانان را به کشتن دادند در جنگ هشت ساله ترویج آرمان شهادت طلبانه جوانان زیر 18 سال را به مسلخ فرستاد . این فرهنگ خوب یابد فرهنگ ماست . حال این کجایش با نمایشنامه چه کسی سهراب را کشت همخوانی دارد من متوجه نشدم
۱۵ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دلیل عدم آشنایی با مترجم ، کارگردان و بازیگران نمایش بیرون پشت در مدتها مردد بودم که به دیدن این نمایش بروم یا نه و به دلیل همین تردید نقد ها را هم در خصوص این نمایش نمی خواندم اما امشب عزمم را جزم کردم که این نمایش را ببینم . واقعا به خودم تبریک می گویم که به دیدن این برنامه رفتم گذشته از چند ایراد در مجموع کاری بسیار ارزشمند بود موفقیت روز افزون تمام عوامل گروه را آرزومندم موسیقی بسیار درخشان بازیها بی نهایت دیدنی کارگردانی در حد قابل تقدیر چند باره تبریک به تمام عوامل این اجرا
الهام. ب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام درود بر تمام عوامل اجرایی و پشتیبانی انجمن بانوان مستقل نمایشی بسیار زیبا با کارگردانی و احرایی تماشایی را امشب شاهد بودم چشمم مرتب در صحنه جستجو می کرد هماهنگی بسیار عالی دیالوگها کاملا حساب شده تبریک برای همه چیز
ذوق زده، لیلی شجاعى و عباس الهی این را خواندند
حنانه جعفری نژاد این را دوست دارد
درود بر شما

سپاس از حضور و همراهی شما
۲۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم حق مطلب ادا شود چون قبلا با او بازی گرانی دیگر آنرا دیده ام
مریم شریعتی این را خواند
رفتم و کار را دیدم کارگردانی خوب و بازی ها ابه جز یکی دو مورد که بسیار خوب بود بقیه درحد قابل قبولی بود ولی قبل از سال 57 این کار را با وجود بازیگرانی کمتر بسیار دیدنی تر بود امیدوارم از این گروه هم بتدریج کارهای بهتری ببینم
۳۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شاملو
درباره اپرای عروسکی سعدی i
سلام مجدد ظاهرا نوشتن در این ستون فقط باید شامل تمجید و تغریف و یا حداکثر درخواستی باشد و کوچکترین نقدی پذیرفته نمیشود چرا که من با همه ی احترامی که برای آقای غریب پور قائلم نقد کوتاهی نوشته بودم به امید آنکه کسی حداقل از تماشاگران به آن جوابی بدهد بلکه باعث تغییر نظر اینجانب بشود که ظاهرا اصل نقد از دیوار پاک شده است
محمد شاملو هستم با آدرس mohamadshamlou4@gmail.com
چه تاسف برانگیز ...
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
جناب شکیبا خیلی ممنون از شما
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
جناب شاملو
1-"تقلید" و "تعزیه" به مثابه کمدی و تراژدی در فرهنگ نمایش یونان در جامعه ی ایران از دیر باز وجود داشته اند .با این تفاوت که در یونان این دو گونه ی نمایشی توسط فرهیختگان نام آوار تنومند و مقتدر شدند اما در ایران بدست مردمان بی نام و نشان اما شیفته ی نمایش پرورده و ماندگار شد ه و در هردوی آنها صدها بار مورد تهاجم و بی حرمتی قرار گرفته و هربار از نو زاده شده اند.پس در درجه ی اول "اپرای عاشورا" و "پرده خوانی "در اپرای مولوی" و تخت حوضی یا تقلید در اپرای سعدی تعظیمی به این عاشقان ایرانی هنر نمایش است و در مرتبه ی بعدی نسبت آنها با جامعه و قدرتهای حاکم است .شما حتما باید بیاد بیاورید که در "کاخ چاپلوسان" حضرت سعدی می فرماید:
حرامش باد ملک و پادشاهی
که پیشش مدح گویند از قفا ذم
و در نمایش این گروه تخت حوضی یا تقلید تجلی همان مذمت را از زبان مردمان رنجکشیده می بینیم و آنها بزبان خودشان همان نقدی را می کنند که سعدی بصورت فاخر تر انجام می دهد.نکته ی دیگر اینکه در اینجا و توسط بازیگران دوره گرد از دو گونه شاعر یاد می شود شاعرانی که نان به نرخ روز می خورند و دیگرانی که همچون سعدی اند و تا آنجا که می توانند از حق و عدالت دفاع می کنند.در بروشور اپرا من توصیفی از دکتر حمیدی شیرازی آورده ام که توجه شما را به آن جلب می کنم:سعدی به امپراطوران ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی می ماند که از حصار کاخ بیرون می آیند و.....و من هم باور دارم که "این امپراطور شعر و اندیشه" حتما به لایه های تحتانی جامعه توجه داشته است و خود او در طنز و هزل همان کاری را می کند که"سیاه" تخت حوضی" و سلطان می کنند:تصور کنید که سیاه بگوید :تیری در پهلو به از پیری در کنار ،آیا این طنز سعدی با لهجه ی نمکین سیاه نافذتر و زیبا تر نمیشد ؟.....بنابراین من این قطعه را از درخشانترین و جسورانه ترین فصلهای اپرا می دانم و اگر یکبار دیگر آنرا ببینید متوجه خواهید که من "امپراطور را از کاخ "بیرون آورده ام و نشان داده ام که سعدی فراز و نشیب و بالا و پائین جوامع را لمس کرده است...فرض کنید که من سعدی را در حالی نشان می دادم که به قول خود او برای گذران زندگی به "کار گل" کردن مجبور شده است و اگر حضرت سعدی در حال لگد کردن گل و "عملگی" نشان می دادم چیزی از اعتبار سعدی می کاستم؟
نکته ی بعدی انتهای این بخش است که ماموران حکومتی همین گروه منتقد را تاب نمی آورند و آنها را به قتل می رسانند و سعدی پیش از ترک شیراز به شجاعت آنان تعظیم می کند و به احترام "این حق گویان"بی نام ونشان مویه می کند....
در مورد صحنه ی خواجه ی طوس به کتاب قصص العتما و تائید دکتر باستانی پاریزی که باز هم در بروشور به آن اشاره شده است مراجعه فرمائید و محض اطلاعتان باید بگویم سعدی حتی پس از مرگ نیز مورد تعرض خشک اندیشان بوده و یعقوب ذوالقدر حاکم فارس پیش از حکومت کریمخان زند ، آرامگاه او را با خاک یکسان کرده است...و همین دادگاه غیابی در قرن بیستم توسط دکتر شریعتی ،احمد کسروی، جلال آل احمد ومهدی اخوان ثاث و.....تشکیل شده و اورا "محکوم" کرده و متاسفانه با بی انصافی تام و تمام او را لجن مال کرده اند.....بدنیست باز به بروشور نگاه کنید یا اگر به بروشور دسترسی ندارید به کتاب "سعدی در عصر تجدد"کامیار عابدی نگاهی بیاندازید و ببینید که با سعدی نکو نام چه کرده اند که او را "در ذهنمان بکشند"اما باز به همت"مردم"و نه روشنفکران ،او زنده مانده است و خواهد ماند....در مورد مسائل فرقه ای حرفی نمی زنم ،زیراکه من منظورم محکوم کردن این مذهب و آن مذهب نیست بلکه قصدم بیان همدردی سعدی با کسانیست که در شرایط هولناک قرار می گیرند:
پسندی که شهری بسوزد به نار
اگرچه سرایت بود برکنار
چو ... دیدن ادامه » عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
توکز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

میهمان باشید و اگر می توانید و مایلید دوباره "سعدی "را ببینید .البته این دعوت برای نمک گیر کردن شما نیست و شما مختارید که بازهم من را مورد نقد کریمانه ی خود قرار بدهید
بهروز غریب پور
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید