تیوال سیدمحمدعلی ابطحی | دیوار
S3 : 23:28:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز این کار را ددیدم.. عذاب وجدان.اشتباه. فن آوری . چارچوبکار بود. بازیگرانی خوب. خنده و غم را خوب بازی کردند. خشونت بیش از حد نیازی گاهی وارد کار می شد.
۹ تیر ۹۸
چقد جالب بود که جملاتی در اون مشمئز کننده اونقدر عادی ادا میشد و این چقدر ترسناک و در عین حال بامزه بود!
مخصوصا اونجا که میرن کله پاچه میخورن بهتر از این نمیشد عادی شدن خشونت رو نشون داد:)))
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بیشتر چشم نواز بود. همه چیزش از سالن تا دکور فوق العاده لاکچری بود. داستان قدیمی اش را هم خوب بازسازی کرده بودند.بازیها پر جاذبه بود. صدا خیلی خوب نبود.آن قدر زیادی لاکچری بود که دیگر رنگ و بوی تاتر نمی داد.جشن در اسپیناس برگزار کنند بهتر از تاتر است. والا به مولا
مزسی از دغوتشان
۲۹ خرداد ۹۸
این تاتر تکان دهنده را در ۲۲ خرداد دیدم. شجاعت قابل احترامی در این کار بود. یکی از شخصیتهای داستان بنام خانم ملک آرا را دیده بودم. خیلی تلاش میکرد. در دوران ریاست جمهوری.کمک ریادی کردیم برای عمل ایشان و در وزارت بهداشت هم دفتری تاسیس شده بود که پیگیر کارشان بود. اما آن سالها ترس زیادی از هم صحبیتی با آنان بود. من در دوران رادیو که ایشان پسر بود هم دیده بودم. دلسوزانه پیش همه میرفت تا اثبات کند مجموعه های مختلف آنان منحرف نیستند.
خدا رحمتش کند. فوت کرد.
در هر حال رنج پنهان سختی را به نمایش در آورده بودند.
ایکاش مسئولان وزارت بهداشت این کار را ببینند.
از خانم ساناز بیان هم به خاطر لطف پایانی شان ممنونم.
بلیطی که خریده بودم ردیف نهم بود. روبروی کولر سالن. کت فرید مدرسی را که باهم رفته بودیم گرفتم روی سرم انداختم. والا. هیکل ماشالا درشت من باعث شد که جلو ... دیدن ادامه » باد به فریده دخترم را بگیرد.
خنکای ختم خاطره، از آن جنس نمایش هایی است که بدون کوچکترین تردیدی توصیه به دیدنش میکنم.
بازیهای خوب، به خصوص بازی بانوی بزرگ سینمای ایران، خانم معتمد آریا، و نویسندگی و کار گردانی حمید آذرنگ بیننده را مدهوش می کند.
آقای صالحی وزیر ارشاد هم به دیدن نمایش امده بود. باهم رفته بودیم پشت صحنه.
نمایش پیرامون یک شهید بود و اتفاقات و رنجهایی که در حاشیه یک شهید برای خانواده های آنان اتفاق می افتد.با خوانشی غریب و نویسندگی کم نظیر.
خدا خیرش بدهد. کناری من دستمال داشت. اشکی ریختیم که مگو. اشک برای مظلومیت آنها که از وطن دفاع کردند. اشک برای خانواده هاو اشک برای وضعیت امروز .
بعد از بازی وقتی خانم معتمد آریا از ادامه برنامه وجای اجرا برای آقای وزیر می گفت، به خاطر اشکی که از همه گرفت آقای ایرج طهماسب پیشنهاد داد که در تکیه هم می شود برگزار کرد. من هم گفتم ... دیدن ادامه » صد تا خطبه وخطابه وبیانیه های رسمی نمی تواند به اندازه این تاتر دلهای ایرانی را همدل با شهیدان دفاع مقدس کند.
واقعا یک تاتر بی نظیر بود . ببینید.
ساعت بیست و بیست ودو در تماشاخانه ایرانشهر
۱۴دیماه ۹۷
تیاتر در تکیه به خاطر اشکی که ریخته شد ؟ !!!
به کدام توهین شد؟ به تکیه ؟ تیاتر؟ یا اشکهایی که ریخته شد ...
۱۵ دی ۱۳۹۷
آقای یزدانی عزیز جواب شما گزینه هیچ کدام است. شوخی بود. کنایه ای از کمبود سالن تئاتر
۱۵ دی ۱۳۹۷
سرکار خانم فیاض عزیز افتخاری بود که برای بار دوم به دیدن کار آمدم . امیدوارم که همان شوخی که فرمودید بوده باشه و بنده به اشتباه قضاوت کرده باشم . خسته نباشید بابت اجرای درجه ۱ همه بازیگران کار.
۱۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در تالار وحدت و به کارگردانی استاد بزرگ تاتر کشور علی رفیعی، نمایش خانه برنارد آلبا در حال اجرا است.
از کارهایی است که باید دید. متفاوت از کارهای جاری است.
وقتی میدیدم یاد رمان های بزرگ دنیا و به خصوص رمانهای روسی افتاده بودم که آخر هفته اهالی فرهنگ و هنر می بایست یک تاتر طولانی و کلاسیک را ببینند.
اصل داستان از فدریکو گارسیا لورکا است ونگاهی دارد به جامعه بسته روستایی اسپانیایی و دخترانی که در خانه اشرافی در چهار دیواری محبوس می شدند تا رنگ وبوی مرد رانبینند و به فساد کشانده نشوند ولی در پایان اتفاق دیگری می افتد.
ماجرای تکراری فرهنگی در همه جا و همه وقت.
محدودیت، طغیان می آفریند.
تاترعجیبی در تالار مولوی دانشگاه تهران بنام هار در حال اجراست.من رفتم. دیدم. حیرت کردم و لذت بردم.
از این جهت عجیب است که این نمایش دانشجویی دیالوگی ندارد.سیر دگر دیسی انسان معاصر است که هنرمندانه و به معنای واقعی فقط با نمایش و فرم لباس و حرکات بازیگران بیننده را میخکوب دنیای امروز می کند.
تاتر بی دیالوگی که از هزاران کلمه دیالوگ، حرف بیشتری تفهیم مخاطب می کند.
ساعت اجرا هشت ونیم شب است. بازیگران در همه نقشهای زن ومرد وجنازه چند پسر جوان هستند که واقعا بازیگرند وکارگردانش حسین پو‌ریانفر ومشاورش نرگس نیک سیرت است.
یادداشت من در روزنامه اعتماد:نمایش درمانی
نمایش درمانی رخداد جدیدی بود که در تهران این روزها در تالار وحدت اتفاق افتاد.سی نفر از معلاولان خیریه کهریزک روی
ویلچز نمایش رستم وسهراب اجرا کردند.
برای ایرانی ها نام منطقه کهریزک اشنا است. به دلایل خوب وبد. اما از نام آن محله معروفتر، خیریه کهریزک است که در سال ۱۳۵۱ در آن جا شروع به کار کرده است.
از موسساتی است که در طول ۴۶ سال فعالیت، همواره به نیکی و خیر از آن یاد می شده است. کاری که از دل مردم برخواسته باشد و خودشان مدیریت کنند طبعا سالم و خدمتگزار باقی می مانند.
از میان نامهای نیک در تاریخ ایران معاصر، حتما نام خیریه کهریزک ماندگار خواهد بود.
نگهداری از معلولان یکی از وظایف اصلی این خیریه است.
چند سال پیش کارگردان جوانی بنام میر کمال میر نصیری علاقمند به تاتر درمانی می شود. تصمیم می گیرد با معلولان تمرین تاتر کند
تاتر به دو عنصر حرکت و حافظه برای دیالوگ ها، بیشتر از هرچیز نیاز دارد.
جسارت زیادی بوده است که کسی بخواهد از معلولان که روی ویلچر زندگی می کنند تاتر بسازد. سالها روی آن کار کرده بود تا این اتفاق به ثمر نشست.
منظره سی نفر معلول با ویلچر روی سن تالار وحدت یک اتفاق دیدنی بود.
واقعا سی نفر معلول که نمی توانستند از ویلچر پیاده شوند و یا اگر یکی دو نفرشان پیاده می شدند به مراقب احتیاج داشتند، برق امیدی در دل آنها می نشاند و بارقه امیدی در دل تماشاگران که همیشه می شود به همه چیز دست یافت اگر بخواهیم.
اتفاق جالب تر، موضوع آن بود. رستم و سهراب که در فولکلور ایران و بر اساس داستانهای شاهنامه اوج پهلوانی است و نیرومند ترین آدمها در آن تعریف شده اند و جنگ و پیروزی و قدرت محور اصلی آن است موضوع نمایش معلولان بود.
این تناقض شخصیتی داستان ونمایش را خیلی پر معنا کرده بود. وقتی معلولی خودش را در نقش رستم و سهراب و افراسیاب و تهمینه می دید،احساس قدرت می کرد. نشاندن معلول ویلچری بر نقش رستم و سهراب خلق قدرت در بازیگر و مخاطب بود.
بازیگران زن و مرد بودند.
در ... دیدن ادامه » فیلمهای مستندی که در وسط نمایش نشان داده می شد می فهمیدی حتی انتقال آن معلولان به تالار وحدت چه کار سختی بوده است. چه رسد به بازی گرفتن از آنها.
تاسف بار بود که از ابتدای شروع کار تمرین در سالهای پیش تا ۲۰ آبان ماه ۹۷ که بالاخره این نمایش روی صحنه رفت چندین نفر که در فیلم های تمرین بودند جان به جان افرین تسلیم کرده بودند و فقط تصویرشان در صحنه نمایش دیده شد.
این کارهای انسانی را در بحبوحه مشکلات سیاسی و اقتصادی نباید از یاد برد.
امید و ارزو وزندگی بهتر برای بقیه هم در سایه امید و دیدن این اتفاقات شیرین شکل می گیرد.
فالش خوانی را در شهای اخرش دیدم. پایان بازش جالب بود. همه نوع تصور در مورد اسید پاش را می شد حدس زد.. ادبیات جوانانه اش خیلی شیرین بود . کلاسی برای آپدیت شدن در این ادبیات بود.از کارهایی بود که بازیگران جوانش به خصوص اقای کارگردانش خیلی بر نام آوران تاتر ترجیح داشتند. تلخ و شیرین خوبی بود. فکر میکنم روابط عمومی ضعیفی داشت. جای طرح شدن بیشتر داشت
گمان میکنی یک کنسرت خیلی باحال و شور شرکت کرده ای.
با دستمایه تاتر و طنز و جنگ .
همه رنج کشیده از جنگ هستند که تلاش دارند دیگران را نوای روحبخش موسیقی نجات پهند.
له کترگردان و بازیگران و عوامل تبریک میگویم
۱۹ مرداد ۹۷ دیدم
عاطفه گندم آبادی، *مریم*، مریم جهرمی، میترا، امیر و محمد لهاک این را خواندند
arman esmaeili این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه کارهای جوانانی که کمتر نام ونشان دارند پر جاذبه تر بوده است برای من.
این از کارهای خوب بود.
همه جوان بودند و تقریبا چهره به معنای امروزی در آن نبود. کارگردانش هم خیلی جوان بود. اما پر بود از ایده و اتفاق و اشاره به همه چیز که برایمان آشنا بود.
واقعا خیلی راحت می شود توصیه به دیدنش کرد.
از کارهای خیلی خوب بود.
مرسی از همه شان
در ۱۸ مرداد ۹۷ آن را دیدم
این تاتر را دیدم. کارهای قبلی اقای کوهستانی را هم دیده بودم. کار شنیدن را هیچوقت فراموش نمی کنم. معرکه بود.
نقدهای سیستم آموزشی بر سبک آقای کوهستانی ،نو بود.
از کارهای قبلی جاذبه کمتری داشت. موضوع مورد خواست کارگردان مبهم بود.



تاتریُم بدنم کم شده بود. خیلی از اهالی تاتر هم با همه خوبی ها که دارند روزه واجبشان نشده و وقتی اجرا می گذارند که با زمان افطار تلاقی دارد.
امروز فرصتی شد تاتر قشنگ ابلوموف را دیدم. ترجمه قصه روسی بود ومتاسفانه حکایت از جریان جاری جوامع وجامعه ما. تنبلی و بی خیالی و بی همتی های ابلوموف مزه اصلی داستان بود. حتی وقتی خواستند با محرک عشق راهش بیندازند، ضمن افسوس فراوان و‌تعارفات معمول نسبت به معشوقه ها، تنبلی را برگزید وبه کسی که عشقش را صاحب شد تبریک گفت. تلنگر دردناکی به وضعیت امروز جامعه ما است.
محتوای قابل تاملی داشت
در تاتر ایرانشهر اجرا می شود و کارگردان ونویسنده اش سیاوش بهادری راد بود و پیام دهکردی و نه نفر دیگر در آن بازی می کردند.

کسانی که اهل ادبیات سیاسی هستند، حتما کتاب دکتر نون زنش را از مصدق بیشتر دوست دارد را خوانده اند. نوشته شهرام رحیمیان. من سه بار خوانده ام.
حالا بعد از سالها علی مست علی توانسته این داستان را روی صحنه ببرد.
از آنهایی است که نه تنها توصیه که درخواست میکنم آن را ببینید. این قدر دوست داشتم خود آزاری کنم که قبل از دعوت آنها خودم اقدام به رفتن کردم.
یکی از نزدیکان مصدق بعد از کودتای ۲۸ مرداد باید بین زنش و مصدق یکی را انتخاب کند. شکنجه هاباعث می شود زنش را انتخاب کند و مصاحبه رادیویی علیه مصدق کند و زخم زبان ها بشنود.
کاش هیچکس در چنین جایگاهی قرار نگیرد.
در طول نمایش به سختی جلوی اشکم را می گرفتم. از کسانی که بعد نمایش آمدند و بغلم کردند و گریه کردیم و دم گوشم ابراز لطف ها کردند ممنونم.
عجیب ترین شب تاتر بینی ام بود.
بگذریم.........
این کار سیاسی در تماشاخانه ... دیدن ادامه » استاد انتظامی در خانه هنرمندان ساعت ۹ شب اجرا می رود.
بازیگرانش: الهام اخوان. کیانوش جواد اسلامی. نجمه کاظم زاده. کیارش لبانی . محمدعلی نجیمی. بودند.
مشکلات و سختی های روی صحنه بردن یک تاتر موضوع نمایشی است با نام “ در نیومده بود”
امشب در هیاهوی گرمای تهران وگرمای سیاست ، وجام جهانی، به اتفاق امیدروحانی، مصطفی زمانی، همایون ارشادی در تاتر ایرانشهر برای دیدن کار بودیم.
سوژه جالبی بود. تاتر به مسایل و مصائب خودش پرداخته بود. اصلا هر بخشی از جامعه چه در فرهنگ وچه در سیاست وچه در جامعه وقتی خودش از مشکلات خودش بگوید جذابتر میشود.
از تاترهایی بود که به دلیل نداشتن چهره، پرجاذبه بود. همه جوان بودند و پر از تلاش وامید
امین اسفندیار، آوا تدین، جوادقاسملو، اسماعیل گرجی، میثم نوروزی، آلین جوهرچی، شایان وزیری بازیگران و سعید زارعی کارگردان بود.
فرزاد، سپهر و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
*مریم* و میلاد مجرد این را دوست دارند
جناب ابطحی گرامی
پیشنهاد میکنم نمایش خاموشی دریارو هم تماشا کنید.
نمیدانم اجرای چند سال پیش رو دیدید یا خیر
داستان خانواده فرانسوی که مجبور به پذیرش یک افسر آلمانی در خانه خود هستند و اون فرد خودش رو محق میدونه که در تمام مسایل زندگی اونها، حتی شخصی ... دیدن ادامه » ترین مسایل دخالت کنه ولی به مرور زمان متوجه میشه اونی که اسلحه دستش هست لزوما قدرتمندتر نیست ...
خواندن نظر شما در مورد این نمایش قطعا جذاب خواهد بود
۲۲ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تاتر متفاوت سیاسی در سالن شهرزاد ساعت هشت و نیم بنام داخائو در حال اجراست. داخائو نام اردوگاه اجباری نازی ها است. اما این تاتر قصه دردناک هنر و نویسندگی و فرهنگ است..
داستان نویسنده ای که قرار بوده ماجرای اشویتس نازی ها را به روی صحنه ببرد اما در سالهای ممنوعیت پرداختن به این موضوع ، به انجام نمی رسد. بخش پایانی قصه ای در داخل داستان تاتر تعریف می شود که خودش مرثیه ای تمام عیار است از مصیبتهای فرهنگ و سوختن هنروهنرمند در پای تحریک احساسات مذهبی بر علیه هنر. اتفاق تکراری و آشنای این دهه ها.
نویسنده وکارگردانش شهرام ابوالقاسمی است که خود هدفمند در سیاست و هنر تلاش بی وقفه داشته است. بازی های حمیدرضا هدایتی . محسن بابایی. ارشیا زرین و مریم قربانی، زیبا و احساس برانگیز بود.
امشب به تماشایش نشستم و غرق در محبت واظهار لطف اصحاب این تاتر قشنگ شدم.
شبهای ... دیدن ادامه » پایانی است. توصیه میکنم حتما آن را ببینید.
جناب آقای ابطحی بزرگوار سپاس از لطف و نظر شما ممنون که تماشای این اثر نشستید و خوشحالیم که خاطره شیرینی زا نمایش داخائو دارید.
۰۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته گذشته این کار را دیدم. بازیگران نام داری داشت وبازیهای فوق العاده..دکور جالب و تخیل آمیزی داشت.اما مضمون نمایش خیلی به هم پیوسته نبود و موضوعات متعدد و مختلف و زیادی در کنار هم قرار داشت و درهم تنیده بود که خیلی خوب کنار هم ننشسته بود. اشارات گذرایش به حوادث سال ۸۸ برای من خیلی متفاوت بود
از اولین کتابهایی که خواندم ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی بود.
دوران نوجوانی وشاید هم کودکی. یکی از بزرگترهامان به من داد. وقتی خواندمش ول نکرد. برایم توضیح داد که دریا جامعه آراد است. باید خطرپذیرفت و دنبال دریا بود.من یک بار دیگر خواندم. دوسه سال پیش هم به عنوان یک کار نوستالژیک خواندم.
چپ ها درادبیات ایرانی وجهانی خیلی فعال بودند.اما برای عدالت خواهی نقش بزرگی داشتند.صمد بهرنگی از چپ هایی بود که در دهه ۴۰ شمسی برای بچه های ایران خیلی تلاش کرد.
چندی پیش شنیدم در تهران کتاب ماهی سیاه کوچولو تاتر شده ودر پردیس شهرزاد در حال اجراست. امروز رفتم. روز آخرنمایش بود.
نمیدانم چرا قسمت های سیاسی کتاب صمد، در این نمایش کم رنگ شده بود.
بیشتر توجه به گروه سنی کودک در آن متجلی بود. تاکید روی این جمله داشت که باید جوری زندگی کنیم که برای زندگی دیگران موثر باشیم.
نویسنده ... دیدن ادامه » مهرنوش علیا وکارگردانش محمد عاقبتی بود.
بیشتر نظر بنویسید جناب ابطحی
دیدن اسمتون در اینجا مایه دلگرمیه
۰۲ دی ۱۳۹۶
دیدنی و جالب ودوست داشتنی بود . کار هنرمندانه ای که حتی اهالی غیر تاتری رو جذب و شیفته میکرد.
بیشتر از همه خوشحالم که فرزندم نمایشی قابل دید که نوازشگر چشمانش بود.
ممنون
۰۴ دی ۱۳۹۶
تاتر نامبرده را در ایرانشهر دیدم. کاری بود که باید دید. کارگردانش علی اصغر دشتی بود.
این کارش هم مثل بقیه کارهایش خاص بود. با سبک ویژه خودش.
سختی های کار هنری و فرهنگی را کیوان سررشته نوشته بود و کارگردان نمایش آن را در قالب زیبایی ارایه کرده بودند.. دلچسب ... دیدن ادامه » و واقعا هنرمندانه ارایه شده بود.
آتیلا پسیانی، نگار جواهریان، پانته‌آ پناهی‌ها، علی باقری، اصغر پیران، رامین سیار دشتی، ایلناز شعبانی، حمید حبیبی‌فر بازیگرانش بودند.
اما آتیلا پسیانی و پانته آ پناهی ها تقریبا هیچ نقشی نداشتند. این که یک کار هنری حتما باید اسم چند ستاره را داشته باشد بی آن که نقشی داشته باشند، نمیدانم توهین به مخاطبان است یا توهین به خود هنرمندان نامدار.
۲۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید