تیوال محمد شجاعی | دیوار
S3 : 21:03:38
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محمد شجاعی
درباره نمایش کالیگولا i
اشاره به 3 مورد حاشیه ای اما مهم!

دیشب برای بار دوم به دعوت یکی از دوستان کار رو تماشا کردم
متاسفانه انرژی روز های اول دیگه در بازی ها دیده نمیشد
مثل موسیقی که از ریتم افتاده باشه شده بود
البته با گذشت زمان ریتم نمایش بهتر و بهتر شد

مورد دوم اینکه آقای غنی زاده اصلا بازیگر نیستند
اتفاق جایگزینی خود اقای غنی زاده با آقای پسیانی شبیه این میمونه که مربی بارسا مسی رو بکشه بیرون خودش بره جاش بازی کنه
ی وضع عجیبی بازی ایشون بی ربط بود با کلاس نمایش و بازی های دیگه

سوم اینکه نمایش 3 ساعته این کولر ها هم تا ته زیاد مسیر دستشوی وسط اجرا مردم در رفت و آمد بودند
دم دستشویی صف بوده اصن :))
بابا من جفت کلیه هام سرما خورده همه دور و بری ها هم تو خودشون میپیچیدن
خوب نسازید نمایش 3 ساعته :|

این ... دیدن ادامه » 3 مورد خیلی تاثیر داشت رو کیقیت نمایش به نسبت اجرای قبلی که یک ماه و نیم پیش دیده بودم
همه مایه دار ها
۱۴ مهر ۱۳۹۴
ببین این آقاهه چقدر عصبانی شده :O
گارد گرفتن نداره که
وقتی میگم از ریتم افتاده تشریف ببرید برای بار دوم نگاه کنید به حرف من میرسید

بیشترین لذتی که از دیدن ی تئاتر بردم همین ملکه زیبایی لینین آقای غنی زاده بوده و بار ها و بار ها ازش تعریف کردم
ایشون نقش ی پیرزنی رو در اون نمایش داشتن و در حد قابل قبول بازی کردند
حالا تو این نمایش به هر دلیلی افتضاح بودند
وقتی هم افتضاح بودند و به جای آقای پسیانی اومدند که وزنه ای برای نمایش بودند من مطلب نوشتم شما اومدی پایینش منو تخریب میکنی؟
برو از خدا بترس :))

در ... دیدن ادامه » مورد سوم و این که من سرما خوردم و خیلی ها اذیت شدند و اینکه شما جوونی...سن بالاتر ها و خانم ها تعداد زیادی در روز دششویی!! میرن..نمیتونن تحمل کنن
اصن 3 ساعت ی جا نشستن زجر آور و حوصله سر بره چرا باید همچین کنن کارگردانا؟ این ی خودخواهی از سمت اوناست...

به نظر بنده شما انتظارت از صفحه مجازی تیوال بیان متن های سنگین و عجیب غریبه
ولی وقتی مسائل به نظر چنین ساده مثل (هزینه بلیط..دور و نزدیکی مسیر..تهویه و سرمایش گرمایش سالن وضعیت استانداردی سالن ها تمیز بودن و امنیت مسیر نمایش و ساعت شروع نمایش و ووو و) بلنگه دیگه کار به مسائل فنی لازم نیست کشیده بشه
اول از همه مسائل بنیادی مطرحه

در آخر شما رو دعوت میکنم به آرامش و صحبت کردن بدون نیش و کنایه
واقعا چرا باید ما با هم اینطور صحبت کنیم که شما تو ی جمله انقدر با بی مهری صحبت کردین؟
امیدوارم شما هم در هر مساله تخصصی ای دغدغه ای دارین با آرامش و فعالیت مستمر تو همین فضای مجازی همه دوستان رو یک قدم به جلو ببرین
با تشکر
۱۴ مهر ۱۳۹۴
این 45 خط با من بودید؟
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش دریا زدگی i
چیزی که بیشتر از همه تو ذوق میزنه اینه که هیچ جنبه لذت بخشی دیداری شنیداری وجود نداره...شما باید شدیدا پیگیر متن باشید تا بفهمید داستان از چه قراره و اگر از داستان خوشتون اومد و تا آخرش پیگیرش بودین لذت میبرید...

همون قدر که نمایش کالیگولا چشم ها رو پر میکنه و زرق و برق داره این نمایش تم سرد و بی روح و خاموشی داره که البته با متن نمایش در یک راستا هست...

اینجاست که ی عده تو 10 دیقه از نمایش کلا متن از دستشون در میره و تا آخر نمایش شدیدا کلافه میشن و عذاب میکشن
ی عده هم کلا میچسبن به داستان و ازش خوششون میاد

البته خودم چون از دسته کلافه ها بودم با بی حوصلگی پیگیر متن بودم فقط میتونم بگم نمایشنامه ایرانی بی کششی بود و من دوست نداشتم

علت اینکه نمایشنامه ایرانی ها برای خودم جذاب نیست اینه که کنش های لحظه ای مثل نمایشنامه های کلاسیک وجود نداره
در نمایش های کلاسیک شاهد رفتار های پیاپی متقابل هستیم..از ابتدا تا انتهای نمایش که برخی جا ها دامنه این کش و قوس ها بالا تر میره و ی جاهایی خیلی کم میشه
ولی تو نمایشنامه ایرانی ها و مخصوصا این کار کنش های خیلی کمی صورت میگیرن
تم نمایشنامه به این صورت هست که هر شخص 2 دقیقه دیالوگ
میگه و بعد بازی عوض میشه میفته ی گوشه دیگه
حتما میشه گفت این نمایشنامه جذابیت کمی داشته
باید ... دیدن ادامه » تماشاگر این دیالوگ ها رو در طول نمایش جمع کنه و از ی تایمی به بعد شاهد اثر گزاری هاش باشه

در این شرایط یا بازیگر باید تمام زورش رو بزنه که تماشاچی هارو گرم نگه داره و نزاره تماشاچی بیخیال دیدن ادامه نمایش بشه
به نظرم ی نقص هست...منجر میشه بازیگر انرژی الکی و غیر منتظره ارائه بده
یا کارگردان چشم و گوش ها رو جوری پر کنه که تماشاچی گرم بمونه که تو این نمایش به خاطر تم نمایش شاهد فضای خیلی سرد و بی روحی بودیم....
سلامی دوباره به شاهکار تئاتر هایی که دیدم
بدون به یادتم و همیشه از خوبی هات میگم

ملکه زیبایی لی‌نین
بهمن ۱۳۹۲ - ۳۱ فروردین ۱۳۹۳

پاتو :" وقتی اونجام، دلم می خواد اینجا باشم ... وقتی اینجام، نه که دلم بخواد اونجا باشم، نه...
من دلم نمی خواد اینجـــا بـــاشــــــــــــــم موریــــــــــــــــــن... من دلم نمی خواد اینجا باشم..."
آقا محمد دلمونو هوایی کردی
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
یه جورایی حس خوبی بود که دیالوگ ماندگاری که ۰۷ اسفند ۱۳۹۲ واسه این نمایش نوشته بودم رو دوباره الان تو نوشته ی شما دیدم :)
۰۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش آمستردام i
در هر سانس فقط ۵ نفر تماشاگر امکان تماشا دارند ?! :D
دلیل؟
محل اجرا کوچیکه؟
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
یعنی اگر با ۴ تا از دوستامون بریم می تونیم بگیم نمایش بطور خصوصی برای ما اجرا شد؟ :))
۰۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این قضیه اجرای آخر عروس و دوماد همزمان اجرا میان همچنان برقراره؟
شاهین نصیری، رضا.ک و وحید هوبخت این را خواندند
هم چنان برقراره چرا برقرار نباشه؟ فکر کنم خانم شعبانی سلامتیش رو به دست آورده شکر خدا :)
۱۲ آذر ۱۳۹۳
امشب که خبری از خانم شعبانی نبود... :(
۱۴ آذر ۱۳۹۳
ای بابا...
۱۵ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش P2 i
این گنده هارو میبینی دکتر
یادته بچه بودن کوچولو بودن
دو تا مغز که میخوردن سیر میشدن
دیگه این همه کثافت کاری نبود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام
چند وقته عکس هایی که از بچه ها گرفته بودم رو بهشون نداده بودم الان همش تو لینک زیر هست
پسوردش رو یا از طریق ایمیل یا اسمس بپرسید اگر آشنایید
در ضمن تو فیس بوک هم گذشتم دوستانی هم که فیس بوک دارند میتونن به فیس بوک مراجعه کنن

Email : mohammadshojaee68@gmail.com
tel : 09124987194
facebook : mohammad shojaee

link:
https://docs.google.com/uc?id=0B5ZJhWekNmncX3F0amlqOXNsX1E&export=download
سفارشات رتوش و اِدیت هم پذیرفته میشود آیا ؟! )
فقط شجاعی تو همه عکسا خوبه :)))
راز موفقیتت چیست ؟! :)
۲۶ مهر ۱۳۹۳
واسه مام خالی بود والا!
دارم رفاقت به خرج میدم :))
۲۸ مهر ۱۳۹۳
سارا لینک مثل اینکه مشکل نداره ولی سرعت اینترنت خوب میخواد
پیمان تو تو فیس بوک ببین دیگه :)
سارا فردا به هانیه جان میسپرم بزاره وایبر از اونجا ببین
۲۸ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گربه ابلق :(رو به شاخ نبات) اولش که دیدمت ، خیال کردم خیالی ، تو عالم مثالی

بعد که دیدم دلم رفت ، مسکن و منزلم رفت

گفتم نه

اهل هلال ماهی ، نقش شاخ غزالی

بعد که اسیرت شدم ، خوار و فقیرت شدم

گفتم نه

نه نقشی ، نه عالم خیالی ، فرشته خصالی

حالا که آتیش گرفتم ، عاشقی پیش گرفتم

میگم ... دیدن ادامه » نه

بی قال و بی مقالی ، مظهر سرّ حالی

شاخ نبات ، دل به هواتو بستم ، هلاکتم ، عبید سینه خستم
ای جانم ای جانم :))
۱۶ مهر ۱۳۹۳
کارت درسته شجاعی..به خدا پول رو در جیب راست و چپم ببینم باز به اندازه ی دستی گرفتن نمیچسه..مخصوصا اینکه بستنی ای هم ضمیمه اش کنی..:))
۱۶ مهر ۱۳۹۳
:))
۱۶ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش P2 i
نمیدونم هوا خنک شده و من کت پوشیدم بود
یا دو تا بهترین های زندگیم و امروز دیدم بود
هر چی بود این تیاتر حال خیلی باحالی بهم داد
بعد از خیلی وقت که تئاتر های خوب تموم شده بود یهو همزمان با خنک شدن هوا برف سرخ و p2 میان و زندگیتو لذت بخش میکنن
دمتون گرم
هوا-خنک-شاهین-آذر-پاییز-P2 همین و بس :)
بهت چسبید؟ :)

آقا من تو این شرایط هر چی بگم . . . خوری اضافیه :) :D
۱۵ مهر ۱۳۹۳
ممد یادم ننداز :))
۱۶ مهر ۱۳۹۳
رفتم.دیدم.خیلی دوس داشتم.ضحاک عالی بود...
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** قرار هماهنگی دوستان جهت شرکت در کنسرت های جشنواره موسیقی**
با سلام
دیدن کنسرت ها خیلی وقتا با دیدن دوستان لذت بخش تر هست
جشنواره موسیقی هم که باشه دیگه هیچی
تنها کاری که از دست من بر میآد این هست که روز های مختلف رو بزارم و دوستانی که کنسرت ها رو میرن با هم آشنا شن یا قرار گروهی بزارن
دوستان جهت هماهنگی با هم ساعت 20:30 جلوی گیشه عمارت مسعودیه باشین و حتما هماهنگی قبلش با هم بکنید که همدیگه رو پیدا کنید :)
همیاری جان اگر میشه یک هفته پر رنگ :)
http://www.84200.ir/
» تا ۶ پاسخ






فائزه ج و sanaz m.barin این را دوست دارند
آیدا، محمد شجاعی، Marillion، پانته‌آ کبریایی، سهیلا و دلارام خورشیدی این را پاسخ داده‌اند
آقای شجاعی پالت رو نگرفتی؟
۰۳ شهریور ۱۳۹۳
بچه ها برای پر رنگی این پست تلاش کنید
یا حداقل همیاری قول بده 3-4 روز پست پررنگ باشه که دوستان مطلع بشن
اگه ممکنه گزارش رو بزنید همیاری ما رو ببینه
ممنون
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
خانم سهیلا اگر نوشته من رو خوندید برای کنسرت فردا دوست داشتید جلوتر هماهنگ کنیم.
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز در حال برگشت از کوه تصویر "کد کامپیوتری" رو روی شیشه و در و دیوار دربند دیدم.
اول از همه اینکه خیلی ناراحت شدم در ودیوار شهر کثیف شده..بعدش اومدم نزدیک ببینم کی این کارو کرده دیدم فقط زیرش نوشته ما رو اسکن کنید! اگه اشتباه نکنم.

دوم اینکه من اگه تو تیوال ندیده بودم این تصویر کد کامپیوتری رو که اصلا نمیفهمیدم نمایش خیریه هست..
به نظرم این شیوه تبلیغاتی که بخواهین لوگوی خودتونو با درگیر کردن ذهن مخاطب ها بشناسونید در حد پروژه های بزرگ مثل رایتل هست که یک ماه فقط بیلبوردها بنفش بود...بعد یک ماه با کلی تبلیغ فهمیدیم بنفش برای رایتل هست...حتی به نظرم اطلس مال هم که تو سریال پایتخت 3 ازش حرف بود و هیچ نشونی نداد که چی هست من هنوز نمیدونم چی هست!
حرف آخر اینکه اگر پروژه ادامه دار و در حد تبلیغات وسیع هست از این شیوه استفاده کنید در غیر اینصورت ... دیدن ادامه » خود را در محل تبلیغ معرفی یا حداقل نشونی بزارید مثل عطاویچ که در سطح شهر تبلیغ داشت معرفی نکرد خودش رو ولی زیرش کوچولو اسم سایتش رو نوشته بود.
فائزه ج، نفیسه نوری و وحید هوبخت این را خواندند
درود بر شما
دوست عزیز گروه نمایشنامه خوانی شایعات هیچ گونه تبلیغاتی در فضای عمومی حقیقی نداشته. تمامی تبلیغات مجازی می باشد. به احتمال زیاد شما تبلیغات شرکت، نهاد یا موسسه ی محترم دیگری رو دیدین. با سپاس از این حساسیت و توجه شما نسبت به نمایش ما و فضای ... دیدن ادامه » شهر.
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره اپرای عروسکی مولوی i
گزینه خیلی دوست داشتم نداره ولی من میزارم خودمم بهش رای میدم :))
» تا ۳ پاسخ



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش فاوست i
به شدت داستان رو توضیح دادم..بعد از دیدن نمایش بخونید :)
داستان با شخصیت پردازی دکتر فاوست آغاز میشه..آدمی که به پوچی رسیده..سوالی که تا آخر نفهمیدم این بود که چرا به پوچی رسیده بود...در اواسط نمایش مشخص میشه تعریفی که دکتر از خدا داره ی (وزنه تعادل) بین خوبی و بدی و انسان و شیطان و کاینات و...ایناست..دومین مورد هم که در ظاهر و شخصیت دکتر مشخص بود شخصیت ضعیف! که هم در ابتدای نمایش اشاره میکنه به "در ابتدا کلمه بود"و میگه نه بهتر بود مینوشت "نیرو"...و احتمالا قسسمت دوم نمایش که دکتر به دنبال تغییر دادن دنیا با صنعت و کار و کار هست تحت تاثیر همین عقده ضعیف بودنش هست.
پس میشه حدس زد نویسنده قصد داشته که این 2 علت رو علت هایی از پوچی فاوست بیان کنه شاید هم نه!
داستان شروع میشه..با دلقک و کولی ها و فاوست...خیلی چیز خاصی برداشت نکردم از شروع کار..احتمالا مدینه فاضله نویسنده زندگی کولی ها بوده..فاوست به پوچی فلسفی خودش رسیده میخواد خودش رو بکشه شیطان میاد میگه نه نکش من میسازمت..."به این برگ نمایش فاوست قسم به همین صراحت :))"
شیطون میگه روحت رو بده من خوشبختت میکنم "به بخش دیوار سایت تیوال قسم به همین صراحت"
پس ما قرار از اینجا به بعد سیستم آموزش دبستانی بیاموزیم که چه کاری بد است ..چه کاری خوب....جایی برای کش و قوس ذهنی ما نگذاشته...هر چی میخواست یاد داد آقای نویسنده..
به شدت با این شیوه مخالفم...این شیوه که نویسنده به خود حق بده درست و غلط رو اینقدر شفافانه(نه حتی با زیرکی!!) به خورد بیننده بده..شیوه مدرسه ای اسمش رو میزارم!
فاوست تازه متولد شده شروع میکنه به رسیدن به تک تک عقده هاش
خوش تیپ و جذاب میشه...نیاز بنیادین (نیاز جنسی) اولین چیزیست که میخواد بهش برسه
اقدام میکنه برای فحشا ولی پیش میره عاشق هم میشن...
این ی تیکه داستان تا آخر پرانتز کل نکته قسمت اوله با تفسیر کاملا مستقیم که تو نمایش دیدیم!
(خانم و آقا عرف شهر رو رعایت نمیکنن(گول شیطان)..رابطه جنسی برقرار میشه بدون کلیسا رفتن(گول شیطان)..برادر غیرتی میشه و با فاوست درگیر میشه(نمیدونم نظر نویسنده چیه) ..فاوست برادر رو میکشه(اتفاقی) ..از ترس فرار میکنه(گول شیطان)...دختره رو به اشد مجازات محکوم میکنن(حماقت مردم شهر)..با گیوتین میکشن(تو جمهوری اسلامیش الان اینجوری نیست که تو نمایشنامه غربی دیدیم))
پس آقای نویسنده چرا نمیزاری مخاطب خودش بالا پایین کنه و زشتی و خوبی رو خودش با استدلال خودش کشف کنه..شاید فقط ی داستان روایت میشد من نوعی معاشقه رو گناه نمیدونستم..یا از اون ور بوم شاید به مردم جامعه حق میدادم و اونا رو احمق نمیدونستم چون خودم با استدلال شخصی به مطلبی پی برده بودم..بالاخره ی بار دو بار انسان بد برداشت کنه بار سوم خودش امر درستی رو پی ببره پیش خودش حفظ میکنتش ...واقعا شاکی ام که نظرات شخصی رو اعمال کردند :|
قسمت اول به پایان میرسه و قسمت نهایی با درون مایه زندگی صرفا دنیوی..کار و اقتصاد و بیمه و ... شروع میشه و به همین سرعتی که میبینی تموم میشه!
در آخر سر سجده فرود نمیاره و به قعر جهنم سقوط میکنه
حتی ... دیدن ادامه » اگه رستگار هم میشد برام فرقی نداشت چون من خود را درون فاوست فرافکن نکرده بودم...این هم از ایرادات نمایش بود به نظرم خیلی نمایش با کیفیت تری میشد اگر خودت رو جای فاوست میدیدی..
همچنین دیالوگ های نه چندان لازم هم بود تو نمایش که کاش در اجرا های بعدی هرس بشن
ولی به قول شاهین جان این نمایش به قدری چشم پر کن و با زرق و برق و رقص و آواز و موسیقی زنده و دکور و جمعیت و انرژی و بازی خوب بازیگرا هست که مخاطب تحت تاثیر قرار میگیره...
بازی ها رو دوس داشتم...کارگردانی قوی بود...متن نمایشنامه راضی کننده نبود اصلا...
من خودم به خاطر عوامل بصری گزینه "دیدم" رو انتخاب کردم ..ارزشش رو داشت..قطعا کار حجیم و سختی بوده و به آقای نعیمی خسته نباشید میگم
در آخر بابت شیوه بد نگارشی عذر خواهی میکنم :)


دوستان میگن صندلی ها جیر جیر میکرد ولی به نظرم قر قر میکرد
جیر حس رو بد منتقل میکنه
;) D:
:))
۰۶ تیر ۱۳۹۳
یعنی من روی یه صندلی نشسته بودم، که در حالت خیلی متعادل میباست بشینم که صدای صندلی کسی رو اذیت نکنه.
از بس هم اینجا گفته بودند ، جیر جیر میکنه،
میترسیدم تکون بخورم ، فردا شماره صندلیم رو بگذارند اینجا بگن...
ایناهاش این همونی بود که صندلیش جیر جیر میکرد
:D
۱۷ تیر ۱۳۹۳
صندلی من اصلا معلق بود :|
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه فقط یک اجرا باقی مونده بود اعضای گروه از تماشاگرها خواستن براشون تبلیغ کنیم..حتی واسه ی روز حتی اگه ی نفر هم بخواد بیاد....با وجود اینکه کارشون خیلی خوب بوده و خیلی تبلیغ کردند به صورت های مختلف و خیلی انرژی گذشتن..با وجود اینکه معمولا اجرای آخر پر پر میشه...انرژی این گروه وصف ناپذیره...
آقا...خانم.. تبلیغ برای روز آخر...حتما برید و ببینید و کیف کنید :)
پ.ن : اون عکسی که قاتل دستش رو گذشت رو قلب من و فشار داد بر همگان ثابت خواهد کرد که من نویسنده بزرگ بودم :)
سپاسگزارم و ممنون از توجه و حمایتتون دوست گرامی...
۲۴ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان با توجه به اینکه 2روز آخر نمایش درستکارترین قاتل دنیاست من برای فردا بلیط گرفتم.خوشحال میشم دوستان همراهی کنن :).فردا هم به خاطر اینکه اول هانتد رو میبینم احتمال زیاد در مجموعه تیاتر شهر هستم تا قبل از شروع نمایش(احتمالا جلوی درب سالن قشقاقی اگر اشتباه نکنم! ). شروع نمایش هم ساعت ۲۰:۴۵ هست.
Email: mohammadshojaee68@gmail.com

آقا شما...بله خود شما...خانم با شما هم هستم...فکر کردی اگه این نمایش رو از دست بدی چقدر ناراحت میشی؟!
و تلاش های بسیار برای یافتن همراه :))
دیگه دوستان بیان کمک کنن من یار جمع کنن (همسایه ها یاری کنن که من شوهر داری کنم! :)) )
جناب manimonn...روابط عمومی هانتد..شاهین نصیری..همه دوستان..چرا خود شما یکی از همراهان من نباشید؟..
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
و خیلی شعار های حماسی برای برانگیختن احساس شما..;):)
niloofar.Lotus و یلدا ملکان این را دوست دارند
فردا همون پنجشنبه 22خرداد می باشد :)
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
:))) چرا اون روزی که ساعت 17.30 بود نیومدی هان ؟:)) من الان وقت ندارم مسئولیت دارم :)))
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
اون روز اگه میگفتی میومدم...تک خوری میکنن دوستان نتیجش میشه این :))
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که بلیط ها رو جارو کردن اگر از آشنا ها هستن و اضافه خریدن من برای 2 تیر کاملا راغب هستم بیام ها :)..اگه بلیط اضافه نیست بخرم من..
(از آشناها هم نبودن آشنا میشیم...جا خوب ها تموم شد :( )
دوست عزیز بلیط های مشابه(جایگاه A و B) رو میتونین از سایت http://www.iranconcert.com بخرین.هنوز یه مقداری جاهای خوبش باقی مونده :)
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
من نمیدونم چرا کامنت شما رو ندیدم..اتفاقن سوخت شد..دوستام رو دعوت کردم اومدن دیر رسیدم اونا رفتن :))
dvdش رو گرفتم..اگه به نمایش نرسیدید یا از همون سالن اجرا با قیمت پایین تهیه کنید..یا از من تهیه کنید :))
۰۶ تیر ۱۳۹۳
مرسی...قسمت نبود انگار..dvd رو دارم..ممنون
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره اپرای عروسکی حافظ i
خوبیت نداره به نمایش به این قشنگی خورده گرفت
ولی
داستان جذابی در نیامده بود و مخاطبانی که به موسیقی سنتی علاقه زیاد نداشته باشند بی حوصله میشوند.
مدت زمانش بیش از حد طولانی بود(البته که من راضی بودم تا صبح صدای آقا معتمدی رو میشنیدم :):):) )
ولی!
وای از صدای آقای معتمدی
وای از مهارت عروسک گردانان
وای از دکور های زیبا
و 100 وای از موسیقی بسیار بسیار زیبا
در آخر پیشنهاد میشود قبل از دیدن این نمایش ذائقه خود را با این نمایش چک کنید!مهم هست.این نمایش به 2 دلیل ذکر شده طولانی بودن و جذابیت داستانی نداشتن همه پسند نیست و مخاطب خاص خود را دارد.
البته من حتی کارِ "لیلی و مجنون" رو که شاید از کم استقبالترین کارهای گروه آران بود رو هم خیلی دوست داشتم. فکر کنم اینم واجب شد برم. مرسی محمد جان از توضیحات مختصر و مفیدت.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
من هنوز نرفتم براى این اجرا...
اما براى من اپراهاى رستم و سهراب و همچنین اپراى مکبث که فکر میکنم در حدود ١٠ سال پیش با سبک اپراى کلاسیک اجرا میشد از قدرت و جذابیت بیشترى براى تماشاگران برخوردار بود تا اپراهاى به صورت سنتى مثل لیلى و مجنون...
و فکر میکنم ... دیدن ادامه » انتخاب خواننده اپرا ى کلاسیک با گستردگى صداى باس به جاى صداى باریتون و تنور براى مجنون بسیار جذاب تر بود و بخش مردانگى و جذابیت مجنون رو بیشتر میتونست به نمایش بگذاره...و همینطور انتخاب صداى سوپرانو یا متسو سوپرانو براى صداى لیلى به جاى صداى آلتو که میتونست لطافت و یا عجز در عشق لیلى به مجنون رو بهتر و پررنگ تر نشون بده،رمانتیک تر و دلچسب تر بود...!
البته اپراى سنتى هم زیباى خاص خودش رو داره...
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
بانو غیاثیان نازنین و گرامی به روی چشم. امیدوارم که این توفیق نصیبم بشه.

بانو هنگامه عزیز خلاصه عذر تقصیر بابت این کوتاهیِ ما رو بپذیرید :)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شجاعی
درباره نمایش دن کامیلو i
دن کامیلو فضای پر انرژی داشت.
سبک بود و کسی نخواهد گفت من جایی از این نمایش رو نفهمیدم.
نمایشنامه روتین بود و شاید نه بشود از آن ایرادی گرفت نه اینکه خلاقیت خاص یا رازگونه بودنی در آن یافت و نکته مثبت اینجاست که با این نمایشنامه روتین و پیچیدگی نداشتنش خسته نمیشوید از دیدنش و در اکثر طول اجرای نمایش فضای طنز آن را دلنشین میکند.
طنز و بازی ها و موسیقی خوب بود.
یک قیاس غیر حرفه ای
نمایش شکلک انسان های نا کاملی بودند و آن جا همزاد پنداری میکنی با شخصیت ها ، و عمل های خودت رو مورد سنجش میگزاری و در این سبک سنگینی میفهمی از خودت و از عملت.
ولی شاید هیچ کس با شخصیت های دن کامیلو همزاد پنداری نخواهد کرد چون صرفا پلیدی ها بود نه شخصیت هایی که خوبی و بدی آنها درهم هست و فقط شاهد خواهی بود انسان های صرفا زشت و بد را!
فقط میبینی و فقط آشنا میشوی با چنین اشخاصی ... دیدن ادامه » و بدی هایی و به نظر من میزان تحت تاثیر قرار دادن انسان در این نمایش کم است.
و حتی لذت میبری از اینکه اعتقاد هایی را که در ذهنت ساختی ،(تقابل سیاست و دین که سیر داستان بود) به تصویر میبینی که این لذت لذتی ناب نیست..قطعا کشف کردن و فهمیدن شیرین تر و ناب تر است.
البته این یک قیاس بود. نویسنده هدف خاص خودش را داشته است از سیر داستان و من به شخصه لذت بردم از این نمایش و نمایشنامه.
دیدن نمایش را به دوستان پیشنهاد میکنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من که عاشقش شدم
عشق در فراق
درسته نویسنده کارگردانش رامبد جوان نبود ولی ی خورده بوی کار های آقای جوان رو میداد ...منظورم از بو شخصیت های وسواسی خجالتی و و که ی جایی از داستان عصیان میکنند و حتی اخلاق گرا بودن روند داستان هم بازم بوی آقای جوان رو میداد :)
نمیدونم تو تیاتر و به خصوص این کار نقش تهیه کنندگی چقدر موثر باشه ولی بوی آقای جوان که حس میشد.
این عاشقانه ترین نمایشی بود که تو این چند ماه گذشته دیدم و لذت بردم..پیشنهاد من اینکه از دستش ندین یکی از خوب هاست ;)
علی سیمایی عزیز بعد نمایش گذشت حالا بگو!
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
محمد همیشه که لازم نیست نظر بنویسیم دوستان به نظرم کامل گفتنی هارو گفته بودن و چیزی نداشتم که بخوام اضافه کنم..:)
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
:)
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید