آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال mohsen khanlari | دیوار
S3 : 12:49:47 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خسته نباشید به گروه اجرایی، متن نمایش را قبل از دیدن اجرا خوانده بودم و از آن دست متن هایی بود که جزئیاتش کاملا در خاطرم مانده بود. گاهی در اثری ما بیینده ی شخصیتی هستیم که در ظاهر بسیار با روحیه و شاد است اما در درونش غم بزرگی است که پنهان می کند، پی بردن به آن غم در لابلای خطوط اثر گنجانده شده و این خواننده یا بیننده ی اثر است که باید کشف کند، و این کشف لذت آن اثر را ( حداقل برای من مخاطب یا خواننده) چند برابر می کند. آرامش از نوعی دیگر نام بهتری برای اثر است چون ما در آن سکوت و سفیدی را کشف میکنیم، در این اجرا چیزی برا کشف دیده نمی شود چون اجرا در سطح است، و نمایش را به اثری بی روح تبدیل کرده، اجرای شخصیت براون با آن لحن گفتاری سرشار از تصنع و بازی اغراق شده جایی برای برقراری ارتباط با شخصیت براون نمی گذارد چون این بازی نیست که ما را متوجه اثر می کند کلماتی است که صرفا گفته می شود، به این دلیل متن از اجرا جلوتر می رود. آقای بجستانی خیلی بیشتر به شخصیت جان براون می خورد، به نظرم ایشان آن درماندگی شخصیت را بهتر می توانستند ارائه دهند. و در مقابل شخصیت پرستار مرد را جناب دارابی بازی میکردند، بجز لباس، حتی نیازی نیست در ظاهر آنها تغییری ایجاد شود. به نظرم جناب سلیمانی وجه احساسات گرایی که به واسطه ی عشقی که در اثر وجود دارد را بیشتر پسندیده و روی آن متمرکز شده است، چون به کار بردن جملات بداهه ایی چون مگی یه وقت نگی در کجای ادبیات درام نویسی تام استوپارد گنجانده می شود.اجرا پتانسیل نمایشی درخشان را دارد، طراحی ، چه در لباس و صحنه، انتخاب موسیقی، همگی قابل تحسین هستند، اما من فقط بعنوان یک مخاطب تئاتر که میتواند تمام گفته هایم سلیقه ایی باشد انتظار بیشتری داشتم. در پایان جناب سلیمانی دست مریزاد که در این روزهای سخت نمایشی به روی صحنه بردید.
محسن خانلری عزیز ... ممنونم که به دیدن سکوت سفید آمدید ... با آنکه با شما در برخی مطالبی که عنوان کردید مشخصا در مورد پرداختن به رابطه ی براون و مگی و نیز شخصیت پردازی و بازی جان براون اصلا موافق نیستم اما صمیمانه ممنونم که برای ما نوشتید و نیز ممنونم که تئاتر را همراهی می کنید ... ضمنا اشتباهی سهوی داشتید که این گونه اصلاح می کنم؛ مهدی جان بجستانی همانگونه که در متن مورد مطالعه ی شما و اجرای ما بارها اشاره شده نقش دکتر را بازی می کنند نه پرستار مرد ... درود و پاینده باشید ...
۱۵ آذر ۱۳۹۸
جناب خانلری، دوست عزیز؛ شما نظراتی درباره ی نمایش داشتید که برخی در تایید و تحسین بود که از آنها تشکر کردم و برخی هم بیانگر نظرات متفاوت شما با بنده در کارگردانی اثر بود که خب من مخالف آنها بودم و عرض کردم مخالفم ... حالا چه باید بگویم ... منظور شمال دقیقا چه نوع پاسخی ست که باید بدهم، شاید من متوجه نشدم منظورتان را...؟
۱۶ آذر ۱۳۹۸
آقای تفرشی عزیز ... دوباره نظر شما را خوالدم ... در کنار نظر لطفتان به نمایش و ویزگی های مثبت آن جایی پیشنهاد دادید انتهای نمایش تغییر کند که خب نظر شماست و محترم اما سکوت سفید همین است که شما با لطف به تماشایش نشستید ... و جایی هم دلیل جابجایی تخت را پرسیدید که من به دلیل مشغله ی بسیار نتوانستم پاسخ بدهم. اینجا عرض می کنم که از نظر ما براون به جهت ایجاد تغییر در نظم سخت و آهنین بیمارستان به جابجایی تخت دست می زند و البته به خاطر اینکه پنجره را بهتر ببیند ... اما راستش از نگاه کارگردانی و ایجاد تغییر در ترکیب بندی من هم به این جابجایی نیاز داشتم ... سوالی دیگر هم اگر هست بفرمایید ...
۱۶ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم، و احمد ساعتچیان این بار شگفت زده ام کرد، از این همه تسلط در بازیگری، بی تردید ساعتچیان جزو معدود بازیگران با سابقه ی تئاتر است که همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و بازیگری کاملا تئاتری است، یاد استاد سمندریان همیشه جاودان که شاگردانی چون احمد ساعتچیان در مکتب ایشان هنر نمایش را آموختند.
ستاره شناس با ترجمه و کارگردانی اصغر نوری نمایشی با روایتی دقیق و بدون حاشیه پردازی های بیهوده و با استفاده عناصر کاملا کاربردی در صحنه، تبدیل به اثری شده است که تا لحظه ی آخر بیننده را با خود همراه می کند، و همچنان که شما را به خنده وا می دارد لحظاتی نیز به واسطه متن اثر به فکر فرو می رویم، جنبه های روان شناختی ستاره شناس بسیار جای تحلیل دارد، به مانند جایی که ستاره شناس می گوید: ما به گذشته فکر می کنیم و حسرت می خوریم، به آینده با ترس نگاه می کنیم و لحظه ی حال را به فراموشی می سپاریم، همین دیالوگ برای دریافت و تاثیر از نمایش کافی بود، و نوع پرداخت شخصیت ستاره شناس با بازی حساب شده ی ساعتچیان، او را برای مخاطب دوست داشتنی می کند، و تاکید میکنم چون ساعتچیان این نقش بسیار روان بازی می کند از هرگونه درشت گویی که ( می توانست بسیار غلو آمیز بازی شود) دوری کرده کرده و بسیار ملموس با نقش بر خورد می کند و به همین علت بیننده با او بسیار همراه می شود، خانم ها رشیدی و صالحی را خیلی دوست داشتم، به اندازه نقششان را بازی کردند بدون کمترین تظاهری. طراحی صحنه، نور پردازی و لباس از جاذبه های دیگر نمایش است.
جناب نوری ممنون از شما که در شرایط بد تئاتر فعالیت می کنید و نمایشی ارزشمند را به روی صحنه بردید، خسته نباشید به کل گروه.
خیلی ممنون جناب خانلری عزیز
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
mohsen khanlari
درباره نمایش رگ i
با عشقی رفتم بعد از مدتی تئاتر ببینم، نمایش رو دوست داشتم، بازی وحیدآقاپور رو بیشتر از بقیه. در کل راضی کننده بود اما، امان از دست زنگ موبایل های بی موقع و حتی جواب دادن های بی موقع، نه یک بار، چندین بار، آنهم نه در یک سالن بزرگ، در چهارسو تئاتر شهر،
محمد مهدی رودگر، امیر مسعود و صبا صالحیان این را خواندند
فهیمه، NetHunter و رضا تهوری این را دوست دارند
سلام
ممنون که نظرتون رو اعلام کردین.
امیدواریم روزی برسه که قبل از ورود به سالن‌ها،تمام گوشی‌ها سایلنت شه.
۲۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
mohsen khanlari
درباره نمایش سیزده i
جناب کوشکی نسبت به سایر کارهایتان کمی عقب گرد کرده بودید، ولپن نمایش خوبی بود، در همان سبک اگر ادامه می دادید به نظرم به تجربیات جالبی در نمایش هایتان می رسیدید. با همه ی اینها خسته نباشید و همواره موفق.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی بسیار خوش ریتم با بازی های خیلی خوب و تبریک به جناب ساعتچیان بابت اجرای متفاوتی که داشتند. بخش های شخصیت های آنی و فلیکس خیلی جذاب بود .
در کل به نظرم این نمایش مثل یک پازل بود که باید با دقت دید و در پایان وقتی پازل ها کامل می شوند حس کشف خوبی را به مخاطب انتقال می دهد. طراحی صحنه نمایش در کمال سادگی بسیار کاربردی بود و به نظرم یکی از نقاط قوت نمایش بود.
به نظرم کارگردان ایده هایی در نظر داشته که به علت تعدد آنها نتوانسته شکل نمایشی دقیقی به آن به دهد. بازیگران نمایش با توجه تجربه شان بر روی صحنه خیلی خوب هستند اما برگردان چنین اثری از کارگردانی کم تجربه باعث شده نمایش در سطح باقی بماند. ادبیات مولفه های خودش را دارد و صحنه نیز همینطور صرفا با طراحی صحنه خاص نمی توان مفاهیم عمیق یک اثر را نشان داد. در انتها... این اقتباس نبود ...دقیق خود اثر را اجرا کردند.
با در سطح ماندن نمایش موافقم
۱۳ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ضعف عمده از متن نمایش است. انقدر در سطح یک مسئله ایی رو مطرح کردن به نظرم وظیفه ی یک درام نیست. پیچیدگی بیهوده هم ملاک نیست. متن بسیار سردرگم بود برداشت بسیار ضعیف از مسائل اجتماعی بود. اگر قرار باشد همان حرفها یی که در زندگی بیرون از دنیای نمایش را بر روی صحنه بگوییم بدون استفاده از هیچ نوع خلاقیت و نمایشی کردن، پس چرا تئاتر کار میکنیم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جناب معجونی حضور شما در تئاتر مایه ی امیدواری کسانی است که به دنبال نمایش ناب و حرفه ایی هستند. همواره موفق باشید.
همراهی مهدی بجستانی در کنار ساعتچیان یکی از بهترین زوج های نمایشی را بر روی صحنه خلق کرده است و بده بستان های بسیار جالبی بین این دو اتفاق می افتد که در کمتر نمایشی این لحظات را شاهد هستیم. در مورد اثر باید بگویم که بسیار تاثیر گذار، جذاب تا حدی که بعد از نمایش همچنان شما را با خود در گیر می کند. بسیاری از سئوالات ما درباره هستی، مرگ، تولد،جنگ، انسان...در این نمایش مطرح می شود بدون این که در دام شعار زده گی و گزافه گویی بی افتد. فرانک حیدریان کارگردان این نمایش با بیان و اجرایی ساده به روی صحنه برده است که به نظرم رسیدن به این سادگی خود هنر است. مفاهیم عمیقی در نمایش مطرح می شود که این ساده گی در همه ی عناصر اجرا کمک به القا مفاهیم به تماشاکر کرده است.تنشی که بین این دو شخصیت در نمایش مطرح می شود گاه شما را به خنده وا می دارد و گاه فکر و گاهی احساس تاسف از این بشر با خود در طول قرن ها چه آسیب هایی به خود و همنوعان خود آورده است.
mohsen khanlari
درباره کنسرت-نمایش یرما i
انتظار بیشتری داشتم. گروه در اجرا در بعضی لحظات ناهماهنگ بود. به نظرم صرفا با موسیقی اسپانیایی کمکی به فضای آثار لورکا نمی کند. روح شاعرانه ایی که در نوشته های لورکا وجود دارد در این اجرا کم رنگ بود.
هیچ چیز به عقب برنمیگرده و درست شدنی نیست، و فقط امید به مرگ مونده و من به اون می چسبم!!!
خسته نباشید به کل گروه. بسیار کار خوبی بود.
سپاس که به تماشا نشستید
۱۱ آبان ۱۳۹۶
از متن که نگم فوق العاده است.
اجرای متن هم که به خوبی صورت گرفته به شکلی که اگر نمایشنامه رو هم خونده باشید باز کار رو با لذت دنبال می کنید.
بازی های روون خوب و یکدست هم که آدمو سرذوق میاره.
و درآخر باید یک خسته نباشید جانانه میگم به کل گروه.
۱۲ آبان ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا دست مریزاد به این اجرا. جمعه شب برای دومین بار دیدم. عالی بود.
الناز زالی این را دوست دارد
معمولا گیر نمیدن!
من که تا حالا ندیدم چک کنند
۳۰ مهر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی خوب بود. اگر زمان نمایش کمی کوتاه تر می شد به نظرم ریتم بهتری پیدا می کرد. خسته نباشید به کل گروه و جناب شجاع بابت طراحی بسیار خوبشان
ناهید کمالی این را خواند
مریم زارعی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تمدن غربی تو دودکش های داخائو و آشویتس دود شد رفت هوا.
خسته نباشید به گروه اجرایی و اشکان خیل نژاد که همواره نمایش های خوبی را به روی صحنه می آورد.
اشکان خیل‌نژاد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید