تیوال مجتبی مهدی زاده | دیوار
S2 : 07:16:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

دلم آغاز
دلم پرواز
دلم باران

نگاهم چتر
چترم خیس
و در بسته،

سکوتم بغض
بغضم هیس،
فرو رفته

به لب حرفی
به دل آهی،
سوالی ... دیدن ادامه » مانده
از انگشت هر دستم

کجا رفته؟
که من کیستم؟
که شاید باز
با باران سال بعد

کنار صبر
میان ابر
دلش در شب

دلش در روز
کمی آغوش،
باز خواهد گشت.

#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدانی؟
متهم ردیف اول
همیشه شب است
اوست که تو را
به یاد من می آورد

در ساعات غیر قانونی
بعد از انبوهی از کار
قبل از هجوم خاطره ها
پُرتره های دور و نزدیک
یا می خوابم یا جان می کنم.

راه سومی
هیچ وقت در کار نیست
متهم که شب باشد
اتاق ... دیدن ادامه » خواب،
دورترین قتلگاه احساسم می شود

خنده های زورکی
روی صورتم ورم کرده
جای چند گلوله
در تنم از خاطره ها به جا مانده
و شب را ارتش بی سلاح مبدل می کند.

میدانی؟
متهم ردیف دوم
تخت خوابم است
در آشپزخانه،رو به روی تلویزیون
حتی کنار مادربزرگ در امانم
ولی در تخت نه؟

شاید
مشکل از بالش باشد
افکار همیشگی
که زیر آن مخفی شده
و گردنم را کبود می کند

یک قطره آسایش
در بدن لعنتی ام نمانده
مشکل از تخت است
از تشک سفتش
و از سردیِ منفورش

باید
بالشم را بخوابانم
تشک را،ملافه را،
و خودم بیدار تا گرگ و میش صبح
لیوان پشت لیوان سردرد بخورم.


#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“نمایش بازرس”
یک بازرس کاملا ایرانی،از جنس سنگلج

شب،
با تمام ترک های روی دیوار
آهسته و آرام
می خوابد

در نبرد گلادیاتورهای خشمگینِ وهم
که در سرمان شمشیر میزنند
ما را با اسب هایش
لگدمال می کند

نیزه،
در پهلوی آسودگیِ خاطرمان
فرو ... دیدن ادامه » می کند،
آخر نمی شود که
به افکار شوم شهر دل بست

شب
از نیمه میگذرد،
نشسته ام
لبه ی تخت را چنگ می زنم
تا به سیاه چاله بیخوابی پرت نشوم

خسته ام
به پاهای کبودم
دیگر امیدی نیست
اما
برای یک بار هم که شده
بیا زنده بمانیم.

#مجتبی
حمیدرضا مرادی و نیلوفر ثانی این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرنده
به آزاد بودنش
قشنگه
نه به حسرت توی قفس

پرنده ایی
که مال تو نباشه
بهترین قفس دنیا رو هم
داشته باشه

تا آخر عمر
توی فکر فراره
یا یه گوشه قفس
دق میکنه،

اصرار برای
نداشته ... دیدن ادامه » ها
برای بایدی که شایده
خوب نیست

و‌ برنده
همیشه پیروز نیست
بعضی وقت ها بازنده ها
راه برد رو بهتر یاد میگیرند.

⁧#مجتبی⁩
دلم
به حال
آدمهای خاکستری شهر
می سوزد

وقتی در هنگام ظلم
چراغ های صداقت را
خاموش می ‌کنند.

دلم
به حال
آدم های خفاش نمای روزگار
می سوزد

وقتی
چراغ ... دیدن ادامه » حقیقت را
بی محابا
روشن می‌کنند.

آخر نمی شود
که قدم هایی برداشت
بدون آنکه هیچ کسی نرنجد

نمی شود
همیشه و همه جا
راضی نگه داشت
همه را.


#مجتبی
نازلی،بهار خنده زد و ارغوان شکفت
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.
دست از گمان بدار
با مرگ نحس پنجه میفکن
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار
نازلی سخن نگفت؛
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
نازلی سخن بگو
مرغ سکوت، جوجة مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته ست
نازلی سخن نگفت؛
چو خورشید
از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت
نازلی سخن نگفت
نازلی ... دیدن ادامه » ستاره بود
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت
نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گل داد و
مژده داد: «زمستان شکست
و رفت.


#دوم_مرداد
#روز_پرواز_شاملو

خودکارم را
از ابر پر می کنم
و برایت
از گلوله
از جان کندن
از عشق به وطن

از زندان های داغ
مغزهای خواب
که هیچ وقت
بیدار نخواهند شد

از لبخندهای چند جوان
که تمام
خاطرات ملتی ست

از ... دیدن ادامه » ایثار
از مرگ پرواز
پرنده های در خواب

از دلتنگی
که نه خوانده می شود
و نه نوشته
می نویسم.

#مجتبی
“ دلِ سنگ ، میمِ مرگ “

به چشم های رفته
به رفته های از چشم

به حرف های نگفته
به نگفته های حبس شده

به دردهای بی علاج
به بی علاج های پُر تکرار

به باران عصر پاییزی
به پاییز مرگ تاریخی

به علامت سوال جلوی چرا
به ... دیدن ادامه » چرایی بی حساب و ادعا

به آمدنی که فقط خوب بود
به خوبی که فقط حرف بود

به اشک های ریخته شده
به ریخته های سرازیر شده

به التماس روز آخر
به آخرِ شاید و باید...

فکر می کنم.



#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که یه تیر
از سوی شکارچی
به سوی هدف اش
شلیک میشه،
درست،
موقع لحظه اصابت گلوله
فقط درد خیلی شدیدی رو
توی هدف اش ایجاد می کنه،
و بعد از چند لحظه
دیگه دردش
کمتر و کمتر میشه
و آروم آروم
به سوی خنثی شدن پیش میره،
خنثی شدن از دردی که
اگه به موقع
به ... دیدن ادامه » داد اون زخمی نرسند
کم کم بیهوش
و آخرش
به مرگ
نزدیک میشه،
بعضی وقت ها
از شدت کشیدن درد
لا به لای شعرها و حرف ها
خنثی میشم،
کاش،
به موقع
به داد هم
ب ر س ی م ~ ~ ~ ————

#مجتبی
#به_یاد_۱۸_تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“ آوا ، آبی ، استالین ، شرط بندی ”


وقتی آب خیلی سرد
به صورت آدم میخوره
یهو یه شوک
توی چهره آدم
ایجاد میکنه

شاید چند ثانیه بیشتر
طول نکشه
و دوام نداشته باشه اما
همون چند لحظه
برای یه لرزش کافیه
برای لرزشی کوچیک اما همیشگی،

بعضی ... دیدن ادامه » وقت ها
یه حرف
یه کلمه
یه نگاه
یه عبور
یه حضور‌ آدم

از سردی آب
و از خنکی یخ،
شوکش بیشتره
و ماندگاری و لرزشش هم
سرد تره

لرزشی که
یه عمر جاش می مونه
گاهی با تلخی
گاهی با سردی
گاهی با سختی.

#مجتبی
بالا رفت
بالا و بالاتر،
کاش تب دلتنگی هم
‌پاشویه داشت
حتی در حد یک حرف.

در استکان چای
شیرینی استشمام بوسه ها
آرامم می کند
وسط خاطره های خوب
میان دلتنگی باران

چرا که،
تو شبیه بارانی
بارانی برهنه که هزار بار
به ... دیدن ادامه » من می خوری
هزار بار عاشقت می شوم،

کنار واژه های عطر گل
و بوی خوش لبخند
وسط آغوش تو
در خواب و خیال من،

همزاد باران شد
قطره قطره اشک هایم
در تمنا
و آغوش خواستنت،

و شعرهایم
برهنه بودند و
سانسور شدند،
نوشتم : عاشق شدم
دیوانه شد،چاپ شد؛

#مجتبی
#لاله_زار
#تاتر_زیبای_نصر
#خیابان_هنر_و_هنرمند
#اعتبار_هنر_ایران_در_خطر_است
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۵ اردیبهشت
سپاس جناب لهاک
۰۸ اردیبهشت
جان دلی آقا
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مواظبِ
نبضِ واژه های قلب
و شعرِ سروده شده ی چشم،باشید
اردیبهشت،
ماه عاشقی ست.

انگار
بـوی ماه عاشقی
بوی طپش های زندگی
بوی طراوت
سیمایِ سر سبزی می‌آید

همین حوالی
میان آدمهای سیاه و سپید،
بـوی زیباترین دختر بهـار
بوی ... دیدن ادامه » مهربانی و عشق
بوی پایان انتظار می آید

که گیسوان رها شده اش در باد
رقص رنگ و
عطـر شکوفـه‌های گیلاس را
در هوا پراکنده است

و از چشـمان شادب اش
شیطنت کودکی می‌بـارد،
و دریای صدایش
آهسته و آرام،
خواب را می رباید.

مواظبِ
نبضِ واژه های قلب
و شعرِ سروده شده ی چشم،باشید
اردیبهشت،
ماه عاشقی ست.

#مجتبی
همین حوالی
میان آدمهای سیاه و سپید،
اردیبهشت ، زیباترین دختر گیس بریده بهار
بی نبض است
اینجا دختران احساس را زنده به گور می کنند
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این بار مقصد،زمین بود
آب بود و آب بود و آب بود،
در میان سفرهای مرگ
خراب شدن عید رهگذر
فقط چند دقیقه با شادی فاصله داشت
و انتظار جشن را در مرگ کاشت

خشونت ابرها
جای تابلوی خنده و گریه را
خیلی زود
در کشور بی ثبات،
خون را به جنون
پیوند زد.

عدد پنج
طالع ... دیدن ادامه » خوبی نداشت
و پنجمین روز عید،
لحظه ی درد و بارش مرگ را
برای چشم‌های شهر پر غصه
رقم زد.

این بار،نَه وسیله مشکل ساز بود
نه کشتی و طیاره
نه گسل ها،بی خود جا به جا شده بودند
و نه قطاری از ریل خارج شده بود،
این بار تازیانه ی باران بود
که قاتل بی رحم بود.

#مجتبی
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
نمیشه ستاره امتیاز داد ارور میده :(
درود مجتبی جان
۰۶ فروردین
ممنون جناب بایزیدی
۱۱ فروردین
آقای لهاک،سپاس
۱۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول خسرو شکیبایی
حال همه ما خوب است،اما تو باور نکن.
میدانی،هر قلبی "دردی" دارد
فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است
برخی آن را در چشمان شان
پنهان می کنند
و برخی در لبخندشان.
ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم
شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم
اما روزی برای کامل کردن نقاشی مان
دنبال هم خواهیم گشت
به شرطی که اینقدر
نتراشیم همدیگر را تا حد نابودی،
عید واقعی از آن
کسی است که پایان سالش را جشن بگیرد،
نه ... دیدن ادامه » آغاز سالی که از آن بی خبر است.
آخر سال تان قشنگ

از: سید علی صالحی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید سال ها بعد
جایی باشد
که آدم برود و بگوید
‌ بی زحمت
یه کم،خیال خوش،می خواهم
ببخشید آقا
این،خنده ها از ته دل،دانه ایی چندند؟

آقا
آرامش لحظه ایی هم دارید؟
از اون،بی خیالی هایی که
می پاشند رو زندگی
آنها مُشتی چند؟

روز هایی که بی بغض هستند را
هنوز ... دیدن ادامه » هم دارین؟یا تمام کردید؟
سال های بی رنج
اندازه دل کوچک من چی؟

ببخشید آقا
حوصله تان را سَر بردم،
شادی های تان دوام دارند؟
یا نه یک بار مصرف هستند!!؟؟

راستی یادم رفت بگم
کمی،زندگی می خواهم
بی زحمت جنس خوبش را بدهید
خیلی وقت است
دنبالش می گردم.
ارتباط این به نمایش چیه؟
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
سپاس جناب بایزیدی
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“ویلچر،سیم خاردار،رقص نور،درخت های بچه دار”

گرگ های روزگار
آدم‌های بی نشان
گه گاه پشت نقاب
می کشند زوزه ی خواب

درد های بی دلیل
زخم های پر عمیق
آه و دم های یه درد
دست های منجلیق

فطرت های پست و بد
نطفه های یک زمین
حرف های لای جرز
داستان ... دیدن ادامه » این زمین

آرزوهای سراب
متوهم های آل
چند کلام و یک نقاب
سوز و سازِ سرو و‌ آب.


#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تختی،
مصدقی بود،
مصدق هم
تختی بود

یکی بود
یکی نبود
زیر گنبد کبود

یه آقا بود،
اسمش
غلامرضا تختی بود

یکی هست
یکی رفت
یکی ... دیدن ادامه » بعد از این همه گذشت سال

هنوزم
جاش توی قلب هاست
که هست

یکی بود
خیلی خیلی مَرد بود
میون همه ی نامردا

یه آقا بود،
اسمش
غلامرضا تختی بود.

تختی،
مصدقی بود،
مصدق هم
تختی بود

#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید سال ها بعد
آجرهای خانه قدیمی به حرف بیایند
و قصه مقصد بی انتها را
آهسته و آرام
باز گو‌ کنند

تمام بلورهای برف
واژه ها را به رقص درآورده
و غصه های یک آدم تنها را
برای قلب های انتظار
به تصویر بکشند

و یورش غم های آدمها
در ماه بهمن سرد،
روزه سکوت خود را شکسته
و ... دیدن ادامه » واقعیت را بازگو کنند

آری
شاید سال ها بعد
صبر ها هم تمام شوند
و الفِ انتظار را
به نام دیگران ثبت کنند.

#مجتبی
شایدخانه ای نباشد
برفی نباشد
واقعیتی نباشد
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در فکر ‌
موهایت هستم
که حامل شالت شده اند اما،
دیگر شامل حالم نمی شوند

و تمام
غزل های شعرهایم را
آهسته و آرام
به دنبال تو می کشانند

من،
با انباشته شدن واژه ها
دلتنگی هایم را برایت
خیس می نویسم

چرا ... دیدن ادامه » که درگلویم
بغض هایی وجود دارند
که در هیچ شعری
پیدا نمی شوند

بیا
و سایۀ سکوتت را
از دوش تنهایی ام
آرام آرام بردار

من،
صیاد بی سلاح هستم
که مدت هاست
شکار قلبت شده ام.

#مجتبی
علی جباری این را خواند
جهان، حمیدرضا مرادی و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا زنی
در آسمان آبی
وقتی تو را می بیند
در رویای ابر ها
آهسته و آرام
غرق می شود

و زمین
از زایش فصل ها
خواب سبز
در خیال زمستان سپید
می بیند

اینجا زنی
در کوچه پس کوچه های شهر
ردپای ... دیدن ادامه » رقص گیسوی تو را
پدیدار می کند

و گل سرخ
زیبای اش را
مدیون
مهربانی های تو
می داند

#مجتبی
در زمین پلک هایت
نهال عشق می کارم
تا جنگل مژگانت
سرزمین سبز رویاها گردد
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید