تیوال مجتبی مهدی زاده | دیوار
S3 : 09:21:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
“ترس،مادر،عدالت،دیوانه”

دست هایت
همچون دستگیره های هرز است
که با انگشت های هر کسی
زود به زود
قابل لمس است

چرا که برای عبور تو
من که هیچ وقت
زانو نزدم،
آخر،نماز میٓت
که سجده ندارد

پس به زیر چهارپایه ی سکوتم
ضربه ... دیدن ادامه » ایی محکم تر بزن
تا از طناب پر درد زندگی ام
آویخته شوم،

صداقت
جرم سنگین من بود
تا در دادگاه قضاوتت
محکوم شوم.

#مجتبی
مجتبی مهدی زاده
درباره نمایش لوله i
“لوله،ترشح،کار،اخراج”

لوله ها
در خیال شان
با یکدیگر حرف می زنند
کافه میرند و چای می نوشند
شعر میخوانند و شاعر می شوند
و از تمام درد های شان،فارغ می شوند

در سالن سینما
کنار هم می نشینند
تمام سنگ فرش های
خاطره انگیز خیابان ها را
آهسته و آرام،با هم قدم می زنند

لوله ... دیدن ادامه » ها
شب ها،درد و دل های زیادی می کنند
حتما حس خوبی دارد
که حرف می زنند و خیال شان
خوب خوب گوش می دهد
خوب خوب

آخر،تمام لوله های فراموش کار شهر
روزی آنقدر مجنون خوبی بودند
که امروز
نقاب را به صورت دارند و با خیال شان
لحظه های شان را زندگی می کنند.

#مجتبی
“دست،عکس،سرباز،دیکتاتور”

شاید سال ها بعد
کتاب ها هم به حرف بیایند
و قصه مقصد های بی انتها را
آهسته و آرام باز گو‌ کنند

تمام صفحات شان
واژه ها را به رقص در بیاورند
و غصه های یک عابر تنها را
برای قلب های انتظار
ترسیم کنند

و یورش خاطرات گذشته
در ماه های گذشته سال
روزه ... دیدن ادامه » ی سکوت خود را بشکنند
و واقعیت را
برای معجزه های آینده
به تصویر بکشند

آری
شاید سال ها بعد
کتاب ها هم آدم شوند
مهربانی را به مغز ها پیوند بزنند
و تک تک‌ لحظات سپری شده را
برای دیگران ثبت کنند.

#مجتبی
این نمایش خوب هست و خوب نیست. اگر دنبال فقط یک اجرای خوب هستید نمایش خوبی خواهید دید؛ اما اگر می خواهید از درگیری و مشغله روزمره، به ویژه در این روزها که شرایط نابسامان اقتصادی کمتر حوصله ای برایمان به جا گذاشته، به نمایشی پناه ببرید که از روزگار دورتان ... دیدن ادامه » کند لطفا این تاتر را نبینید. ساده اش این است که دیدن این تاتر اعصاب می خواهد...
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“ تازیانه،رنج،زمین،غم “

روزگاری ست
که آتش را
به هوس کشیده اند،
و هوس را
در نفس چشیده اند،

اینجا،وسط قلب من
کنار درد های تو
میان تردید آدمهای شهر
بغلِ سکوت بی صدای غم

خسته ایم
شبیه زن هایی
که ... دیدن ادامه » شب ها را
‏در آغوش مرد هایی می گذرانند
‏که دوست شان نداشتند.

#مجتبی
“ تجاوز،استخر،طناب،اسارت ”

فکر تو پر از دردهایی ست
که هر لحظه مرا
به سقوط از پرتگاه زندگی
تشویق می کند

فکرهایی که مدام
بند بند،دلم را
مثل ریسمان کهنه
هر روز نازک تر می کند

و تمام عاشقانه های
محکوم به حبس ابدم را
به کابوس مرگ
دعوت ... دیدن ادامه » می کند،

خیالت راحت باشد
از زمان افتادنم
از چشمهای هرزه ات،
تمام زنگ های شیطان
آهسته به صدا درآمده است

چون راه عشق تو
در جاده ی سیاه زندگی
هرزه ی هم آغوشی
روسپی های سیاه و سپید عاشقی ست
که بکارتش را
برایِ تو نگه داشته است.

#مجتبی
“دکمه،عروسک،دفترچه خاطرات،دخترک فلج”
میدونی
عکسها هم مثل آدما
حرف هایی برای گفتن دارند
و فرقی نداره
عکس شخص باشه
دکور یا منظره
کوچیک باشه
یا بزرگ
قدیمی باشه
یا جدید

مهم این هستش که
هر کدوم شون
راز های نهفته ایی
توی ... دیدن ادامه » خودشون پنهان کردند،
راز هایی که
نماد شادی یا غم
خاطره شیرین یا تلخ
یا گذر زمان رو
به آدما نشون میده

میدونی
عکسها هم مثل آدما
مفهوم های زیادی
با خودشون به همراه دارند
بعضی هاشون
همون لحظه آشکار میشند
یه سری هاشون هم
با گذشت زمان
اشک رو روی چشم
یا لبخند رو روی لب می گذراند

عکسهایی که زنده هستند
نفس می کشند
حرف می زنند
راه میرند
می خوابند
و مدام میان ذهن ها
به چشم میان و به دل می شینند
و تا بغض بعدی
برای مدت کوتاهی
سرجاشون
خاک می خورند

میدونی...


#مجتبی
Mona
خیلی خوشحاااالم که دیدن این تاتر رو از دست ندادم
جیغ بلند....
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دزدها
آزاد هستند،
آرتیست ها
پشت میله های سرد

ظالم
در شهر می چرخد
و سیاهی کماکان
ادامه دارد

هنر
در،بند شده
از سر تفکر های پوشالی
و غلط،

دزد ... دیدن ادامه » ها
هنرمند تر هستند
و آرتیست ها
بی استعداد تر

رعایت عدالت در شهر من
سلیقه ی ستمگران
شده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گریه
‏تمام شده
‏ناله
‏به پایان رسید
‏التماس
‏شرافت ندارد

‏این بار
‏وقتِ خشم مقدس است

‏یادت باشد
‏در اعتصاب غذا بود
‏کسی که
‏بالای طناب دار بود

‏به ... دیدن ادامه » خاطر داشته باش
‏یک روز
‏شاهنامه را برایت می آورم
‏ضحاک ماردوش می خوانم

‏راستی میدانی
‏راز سرنگونی ضحاک چه بود؟؟؟

‏⁧‫#مجتبی‬⁩
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“قرمز،سرکه،یاقوت،شراب”

شاخ های گوزن
به زیبایی
پاهاش نیست

چرا که
موقع فرار
باعث دردسرش میشه

اما
چشم های گوزن
به زیبایی
پاهاش هستش

چرا ... دیدن ادامه » که
موقع آب خوردن
از برکه

دل صیادش رو
درست
در لحظه چکوندن ماشه

آهسته و آروم
به لرزه عجیبی
می اندازه.

#مجتبی
سلام
به خواب ما خوش آمدید
چشم هاتون رو
به روی خواب ما باز کنید
خوابی که خواب را
از چشم های ما گرفته

سلام
خوش آمدید رفقا
چشماتون رو ببندید
ما همچنان در تهران
به سر می بریم
هنوز راه نیفتادیم

چشم هاتون رو ببندید
حتی ... دیدن ادامه » اگه خواب تون بگیره،
چون توی خواب هستش
که فقط آرامش هستش

چون اگه جنگ‌ باشه
غذا نباشه
هوا نباشه
گرونی باشه
یه جایی از خواب می پرید
دلم
سکوت می خواهد
آرامش وسط یک خواب
کنار رقص موج های بی تاب

دلم
حضور می خواهد
کنار تو
وسط اقیانوس آبی مواج

که رقص ماهی ها
عبور پرنده ها
و جذر و مد کنار صدف ها
زیر پاهایمان
بلرزد و به رقص در بیاید

دلم
تو ... دیدن ادامه » را می خواهد
نوازش چشمانت
تبسم شیرین صورتت
که قلبم را
به تپش می اندازد.

⁧#مجتبی⁩
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سگ بسته اند
بر درگاه بهار

از بس که دریدند
این گرگان نابکار

صدایی می آمد
‏انگار سگی سنگ خورد

انسانم آرزو ست
تکه نانی از سگ

رگبار قلاده
یه کاسه کهنه

آب ... دیدن ادامه » کنار حوض
بند ناف مُرده

#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها
شادی های زمانه
مثال پروانه ایی می ماند
که هر چه پسر بچه کوچک بازیگوش
تلاش می کند
نمی تواند آن را بدست بیاورد

نمی داند که
باید آرام باشد
آرام بماند
تا روی شانه هایش
آهسته بنشیند

حتی در جاهای غیر قابل باور هم
وقتی باغبان پیر
به ... دیدن ادامه » گلدان ها آب می دهد
شاعر زیبایی شده
که با بزرگ ترین عشق
در کوتاه ترین جمله
روی لطیف ترین گل
چشم انتظاری را به بار می نشاند

و شک ندارد
که اولین سڪانس عاشقانه اش
فقط در آغوش برگ های سبز درختانش
رقم می خورد
اگر زیباترین خواب اش
به اِڪران می رسید.

#مجتبی
سیاه
سفید
خاکستری
نام آینده ی کشوری ست
که این روزها
در بیمارستان بستری ست

سیاهی اش نماد مرگ
مرگ جامعه ایی قدمت دار
که ناقوس کلیساهایش
خیلی وقت است
به صدا درآمده

سفیدی اش نماد کفن
که برای بخت بلند بافته شده بود اما
با ... دیدن ادامه » تخت بلند و پارچه ی سفید
بی صدا به سوی عرش می رود

خاکستری اش نماد بی تفاوتی ست
بی تفاوتی که این روزها
به شغل دائمی اکثر مردم این سرزمین
تبدیل شده

و نشانگر:
آمدیم
دیدیم
و رفتیم
شده.

#مجتبی
عاشق ترین
نگاه شاعری شدم
که بدون لمس
دست هایش

در غبار
خاطرات تلخ،
آرام آرام
محو شدم

در روحِ کلماتِ من
دمیده شده بود
کسی که

کاتبِ
عطرِ ... دیدن ادامه » نفس هایش
من بودم.

#مجتبی
رفت

تا وکالت هامون را

این بار در بهشت

به پایان برساند

این عزت با عزت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مرد شده
آری مرد شده بود
میان نامردی مرد های روزگار
کنار وطن فروشان پول پرست
تنها تنها تنها
با خاک کردن فرزند
با عبور از پدر
برای جنگیدن از وطن
در برابر غول های آهنی اهریمن

مرد شده
آری مرد شده بود
مرد جنگجوی میهن پرستی
که در غالب یک دختر
خون ... دیدن ادامه » بها داده بود
پای شرافت وسط بود
پای عبور از همه ی سختی ها
پای انتظار و انتظار و انتظار

مرد شده
آری مرد شده بود
درس زندگی را
برای بی غیرت های روشنفکر
برای برادرش
برای آه و دم های بی معرفت سرزمینش
شاید هم برای خدا
آهسته و آرام ترسیم می کرد

این قهرمانی که زن بود
این مردی که بی رنگ بود
این دختری که هزار بار بیشتر
از همه ی بی شرف های روزگار
مرد تر و مرد تر و مرد تر بود.


مجتبی جان بعد از مدتها در تیوال نوشتی ... از حضور دوباره ات خیلی خوشحالم قلمت سبز
۱۱ تیر
مرسی از لطفت ابرشیر جان
مشتاق دیدار رفیق
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باران های بی بند
شبیه دوستت دارم های آدمهایی ست
که به سوی ام هم روانه می کنند،
تا سیلاب خیالی قلبهایشان
همیشه در راه باشد،
همیشه

مثال آشفتگی چشم و
موهای خوش رنگ زیبا
که با شعر یکی زیر و یکی روی دست ها
زیباترین بافتنی دنیا می شود

باران های بی بند
کوچه به کوچه،شهر به شهر
واژه به واژه،حرف به حرف
به ... دیدن ادامه » دنبال چشمها می گردند
برای لمس دستها می ترسند
و برای داشتن رویاها شان
با تمام دنیا می جنگند

مثال تمام پیامبرانی
که از روز اول
بشارتی دروغین دادند،
بی شک بهشت،
چشمان مهربانی بود
که تمام مردم در آن رستگار شدند،
رستگار.
درودها
چه خوبه که ردپایی از دوستان قدیمی اینجا دیده می شه
عالی
۰۷ تیر
ممنون مرسی
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو دریای عشقی پر از مهربونی
تو از جنس بارون،خود آسمونی
تو دستهای پاکت،یه دنیا سخاوت
واسه خوبی تو،کمه بی نهایت
دعا کن برای من و آرزوهام
من این حس خوب رو فقط از تو می خوام
من رو زیر سایه ات نگهدار که خسته ام
من این چشم امید رو به مهر تو بسته ام
تو اهل زمینی،وجودت فرشته
تو هر جا که باشی،همونجا بهشته
برای همیشه تویی قبله گاهم
تو هر حال که باشم،تو می دی پناهم
به شوق تو بوده تا امروز نفس هام
من آرامشم رو فقط از تو می خوام
تو قلبم همیشه،میمونی مقدس
برای من اسمت،چقدر عاشقونه ست
مرد ! عالی بود
۰۸ آبان ۱۳۹۶
سپاس جناب فرهی
۰۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من مردی ام که

دم به دم زنانگی را

در روحم

احساسم

لمس می کنم،

بغض می کنم

ساکتم،آرامم،

تو هم یک بار زن نباش

مرانگی ... دیدن ادامه » کن و دوستم بدار.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید