تیوال گروه نمایش موج | دیوار
S3 : 18:39:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
جدال پرولتاریا و بورژوا

پیروز میدان کیست؟

نگاهی به نمایش "هفت دقیقه" اثر استفانوماسینی به کارگردانی آرش عباسی همراه با مشارکت هنرمندان افغانستانی در تالار حافظ
هفت دقیقه ؛ روایت گر تمام لحظات از بین رفته ی کارگران ، به دست طبقه ی بورژوا است ،که تنها با داشتن سرمایه و پول ، برده داری صنعتی را تشکیل داده اند. تا انجا که چرتکه ها را بکار بسته و با به شماره انداختن نفس های کارگران به رشد و سود دهی هر چه بیشتر خود می اندیشند حتی به قیمت جان انسانهایی که تنها سرمایه شان نیروی بازوها و مهارت شان است.
داستان از نقطه ای آغاز می گردد که کارخانه داران خواهان کسر هفت دقیقه ی زمان استراحت از پانزده دقیقه ی موجود هستند تا بتوانند شرایط پایدار تری را برای حفظ و بقای کارخانه رقم بزنند و عملا مانع از نیاز استخدام نیروهای جدید و طبعا پرداخت دستمزد ... دیدن ادامه » و کاهش مقداری سود کارخانه شوند اما در ظاهر به خاطر این است که کارگران بتوانند در شرایط بد اقتصادی حاکم که همگان نیازمند شغل هستند همچنان مشغول کار باشند.
در ابتدا شرایط و پیشنهاد به نفع هر دو گروه یعنی کارگران و صاحبان کارخانه که در نمایش به کراواتی ها شهرت دارند می باشد ؛چرا که کسی اخراج نمی شود و تنها با موافقت کم شدن هفت دقیقه از وقت استراحت می توانند احساس خوشحالی داشته باشند از اینکه هنوز هشت دقیقه در طول دوازده ساعت کاری برای ناهار و استراحت برایشان باقی مانده! و مهمتر از ان شغل شان را نیز از دست نداده اند.
اما در این بین فردی که پیشکسوت کارگران است دیگران را به چالش می کشاند و ارزش زمانی این هفت دقیقه را در طول ماه برای دویست کارگر حساب میکند و سود کلانی که صاحبان سرمایه از این هفت دقیقه میبرند را نشان میدهد که در نهایت همین تعداد از کارگران در عمل باید جور چندین کارگر دیگر که استخدام نشدند را بکشند ، بدون گرفتن مزد؛ و البته تبعات بعدی و انتظارات بیشتری که در آینده کارخانه داران خواهند داشت و زنجیر کشیده شده به دور کارگران هر روز تنگ تر وتنگ تر خواهد شد.
تصمیم گیریها بین نه نفر حاضر شورای کارگری در هر لحظه تحت تاثیر فضای حاکم مدام عوض می گردد و گره ها و مسائل جدید تری مطرح می شود که شاید تا قبل از این بحران به ذهن کارگران خطور هم نمیکرد؛ یک بازی زبانی شکل میگیرد که در پس هر حرف و بحث به لایه های جدید تری از آگاهی دست مییابند.
جامعه ی سرمایه داری تنها زمانی با سرعت و شتاب زیاد و زمان اندک به سود دهی فراوان می رسد که دستمزدهای حقیقی به همان نسبت و سرعت رو به کاهش باشند، همین امر باعث شکاف بسیار بزرگی بین طبقات جامعه خواهد شد و طبقه ی متوسط هم روز به روز ضعیف تر از قبل خواهد شد و به خیل جامعه ی کارگری و ضعیف اضافه می شود تا جایی که جامعه به دو پاره تقسیم می گردد . جامعه ای کوچک و قدرتمند سرمایه داری و در مقابلش جامعه ی بزرگ واما ضعیف کارگری .و البته صاحبان سرمایه غافل از این مهم هستند ؛که هر چقدر بهره وری واستثمار کارگران بیشتر باشد به همان اندازه جامعه ی کارگری توسعه می یابد و به آگاهی خواهد رسید. آگاه شدن از این بینش که انسان ذاتا آزاد و اندیشمند است می تواند فعلیتی ایجاد نماید که منتهی به اتحاد بین کارگران گردد و نظام استثمارگر سرمایه داری را به زانو درآورد.
آرش عباسی کارگردان با دراماتورژی درست با توجه به مکان جغرافیایی اجرا و همچنین با اعتماد کردن و دادن آزادی عمل به بازیگرانش توانسته اثری در خور تامل را به صحنه بنشاند . اثری که گویای له شدن و تباهی طبقه ی بزرگ کارگری است.
پرهیز از دکور سنگین که البته اگر غیر از این بود پارادوکسی بین درام و اندیشه ایجاد می نمود که همین امر خود روح و ماهیت تئاتر را بیشتر نمایان می کند.
بازیهای نسبتا یک دست و هماهنگ که ناشی از همان اعتماد به نفس دادن و باور بازیگر از طرف کارگردان میباشد، هرکدام در جایگاهشان بهترین خود را نشان میدهند. هفت دقیقه اثری است که دیدنش انسان امروز را به تفکر وا میدارد.
آناهیتا زینی وند عضو کانون ملی منتقدان تئاتر
ز.خ، محمد کارآمد و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
بی انصافی است چنین اثری، آن هم با پتانسیل اجرایی فوق العاده نادیده گرفته شود؛ حقیقتا اگر به دنبال دیدن اثری متفاوت با حال و هوای این روزهای وطن هستید ؛ «هفت دقیقه» را از دست ندهید؛ بی شک حس و حال هایی در حین دیدن نمایش به شما دست می دهد که در کلام نمی گنجد. آنچنان همراه آن می شوید که شاید مثل من در پایان، یکی از دیالوگ های شخصیت اصلی نمایش را خاطر بسپارید :«من هر بار بعد رای دادنم به امید ؛ ناامید شدم، چون رای دادنم اشتباه بود!»
اینجا بخوانید:
http://www.artcafe.ir/blog/post/8785438853/%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86

علی جباری، پرند محمدی و Marillion این را خواندند
Pegah_art، ز.خ، حمیدرضا مرادی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی:

در اوج خودشیفتگی خودم رو در قامت ستاره شناسی می بینم که پاداش ریسک کردنش کشف ستاره هایی شده که نورشون تا سال ها صحنه ها را روشن خواهد کرد.در این مدت بارها شنیدم که استفاده از این نوع بازیگر پیش فرضی در ذهن تماشاگر ایجاد می کنه که با یک کار کلاسی طرفه.من البته افتخار می کنم با دانشجو و هنرجو کار کنم اما این جمع بازیگر پیش از من هم کار کرده بودند مدت ها تمرین های سخت بدن و بیان کرده بودند.من فقط خوشبختم که هنوز توان ریسک کردن دارم و خدا روشکر چیزی برای باختن ندارم. این نمایش پروژه پایانی یک دوره آموزشی نیست. این نمایش از ترجمه تا اجرا پروسه هفت ماهه ای رو طی کرده که چهار ماهش تمرین های سخت بوده .
این آدم ها که در تصویر می بینید ستاره های من اند،سوپر استارهایی که باعث شدن این شب ها با خیال راحت بخوابم.از کاری که می کنم راضی ... دیدن ادامه » باشم و اکسیژنی که استشمام می کنم حلال باشه.لطفن هنرنمایی شون رو بر صحنه ببینید.
ز.خ و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
آرش عباسی می‌داند که تئاتر بدون نمایشنامه خوب فقط به درد لای جرز می خورد و بس. او به اصول این حرفه آشناست و می‌داند ایجاد تعلیق در روند قصه چطور جان تازه به اثر می‌دهد یا کجا می‌تواند با کشمکش، تقابلی میان قطب خیر و شر نمایش به وجود آورد. مخاطب ابتدا با فرم طرف است و سپس با محتوا مواجه می‌شود اما این روند برای خالق اثر برعکس رقم می‌خورد. یعنی کارگردان بر اساس دغدغه و محتوای خود دست به ترکیب‌بندی و فضاسازی در کار خود می‌زند و از درون تکنیک‌ها، صداها و اشکال ما را به عمق ناخودآگاه خود دعوت می‌کند.
اینجا بخوانید:
https://teater.ir/?p=47619
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
یادداشت صنم نادری بازیگر و کارگردان کمپانی metici ایتالیا برای اجرای هفت دقیقه:
کارد هنوز به استخون نرسیده وگرنه یه تکونی می خوردیم.
یا شاید هم بعد از این همه سال که این کارده تو استخون جا مونده بی حسمون کرده. آره باید همین باشه. ما بی حس شدیم. آب ببرتمون یا خواب ببرتمون برامون فرقی نداره.

نمی دونم چی رو دارم این وقت ساعت به چی ربط میدم. اما ته دلم می دونم که دنیا خیلی بزرگه و ما هنوز خیلی کوچیکیم. هنوز باید خیلی چیزا یاد بگیریم. خیلی چیزا کشف کنیم. بشناسیم، لمس کنیم. بو بکشیم، جابه‌جا کنیم.

سال هاست که از خیلی چیزهای عادی و سر سری گذشتیم.
پیشتر تو فرهنگمون بهمون یاد دادن که اگر کسی پا رو حقت گذاشت ببخشش، یه جایی جواب پس میده. بعدها رسیدیم به جایی که بهمون یاد دادن اینجا جنگله پس بخور تا خورده نشی.

اما حقیقت اینه که کسی درست و درمون بهمون یاد نداد ... دیدن ادامه » حق چیه؟
حقوق چیه؟
تا کجا میشه به کسی گفت بفرما پاتو دراز کن.

سال هاست بین ترس هامون قایم شدیم. سال هاست داریم خودمون دور می زنیم. خودمون از خودمون گذشتیم تا راحت از رومون رد شن. اما... #هفت_دقیقه فکر کنیم، کجا رو درست حساب نکریم؟ از کجا راحت گذشتیم؟ چرا بلند نشدیم؟ چرا بلند نمیشیم؟ چرا نمیگیم بلد نیستیم اما تنهایی می خواییم یاد بگیریم. اصلا می خواییم یاد بگیریم.
دنیامون رو هر چقدر پر زرق و برق تر کنیم باز خودمون خوب می دونیم که هنوز خیلی عقبیم. چون بین ترس هامون جا موندیم. هنوز یه مشت آدم با افکار پوسیده هستیم که هفت دقیقه به خودمون مهلت فکر کردن ندادیم و نمی دیم تا بفهمیم چرا حالا اینجاییم. تو این اوضاعیم.
#هفت_دقیقه رو برای این ببینید که چیزی متفاوت دیده باشید. چیزی که غربی ها هم عادت به دیدنش ندارن چه برسه به ما که هنوز خیلی باید یاد بگیریم.
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی:


طبق قولی که داده بودیم دانشجویان همه رشته ها با ارائه کارت دانشجویی می تونن بلیت نمایش هفت دقیقه رو با پنجاه درصد تخفیف تهیه کنن.همه جای جهان این کار رو دولت انجام میده.اینجا مشخصن وزارت ارشاد،مرکز هنرهای نمایشی و وزارت علوم باید این کار رو بکنه که نمی کنه.نهاد دولتی ما قبل از عید با ما قرارداد نوشته که شبی هفتصد هزارتومن اجاره سالن بگیره به علاوه ی نٌه درصد مالیات بر ارزش افزوده هم بدیم، حالا ما افزوده داریم؟ ما که به توی دولت پول می دیدم بابت سالن خودمون افزوده داریم؟ اصلن ارزش داریم؟از اینا گذشته دیروز نهاد دولتی زنگ زده که همه چی گرون شده ما هم خودمون بیست درصد به هفتصد هزار تومن اجاره تون و مالیات تون اضافه کردیم . شما به اجراتون ادامه بدید.
گفتم که بگم در چنین جنگلی تئاتر کار کردن کار هر کسی نیست و ما که بدون ... دیدن ادامه » پول و قدرت و حمایت کار می کنیم از هر کسی سگ جون تریم.با این حال با افتخار به دانشجویان نصف قیمت بلیت رو تخفیف می دیم.باشد که روی دولت سیاه تر از این که هست بشود.
ما که در حد توانمون از هنرمند حمایت خواهیم کرد. نزارید مشکلات خدای نکرده روی کیفیت تاثیر بزاره.
۲۸ فروردین
ای بابا :-(
۲۸ فروردین
کلا در این مملکت قرارداد کشکه، مجوز کشکه، قول و قرار کشکه، ضمانت اجرای هر توافقی کشکه، ما هم کشک می سائیم
۲۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
تحقق وطن پارسی بر روی صحنۀ تئاتر
_ به بهانۀ نمایش «هفت دقیقه» _

یادداشتی از عارف حسینی

آرش عباسی روی تاریکی صحنۀ نمایش به‌طور عملی کاری را انجام داده است که در فخرفروشی‌های فرهنگی، هنری و ادبی دیگر فقط لافش را زده‌ایم. نُه بازیگرِ زنِ نمایش «هفت دقیقه» را هفت افغانستانی، یک تاجیکستانی و یک ایرانی تشکیل می‌دهند.

شاید قصد و توجهی به این مسئله نبوده و فقط اجرای نمایش و شرایط بازیگران این‌طور ایجاب کرده است، اما خوانش این متن با این نگاه هم خالی از لطف نیست.

http://www.aghalliat.com/%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%DB%80-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7/
مریم این را خواند
ز.خ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
گفتگوی آرش عباسی درباره نمایش هفت دقیقه را در روزنامه اعتماد امروز شنبه 24 فروردین بخوانید:

افتخار می کنم در روزگار شوخی های سخیف شعار بدهم

در چنین شرایطی من چطور می توانم به این فکر کنم که زیبایی شناسی کارم را رعایت کنم.یا درگیر شعار زدگی نشوم؟ در روزگاری که ظلم به بهترین شکل تصویر و به رساترین صدا شنیده می شود من چطور روی صحنه فریاد نزنم؟ به همین دلیل حتی اگر شعار داده باشم با افتخار می گویم بله شعار داده ام.اصلا فریاد زده ام. فراموش نکنید ما نمایشی با محوریت مسائل کارگری روی صحنه آورده ایم که ضعیف ترین قشر این جامعه محسوب می شوند و کافی است ذره ای به وضعیت کارگران در همین جامعه کنونی خودمان توجه کنید. به وضعیت همین شش ماه و یک سال قبل کارگران در نقاط مختلف ایران که چه مصیبت ها و رنج هایی متحمل شده اند.
موضوع اینه که ما هر روز درگیر این شعار زدگی هستیم اما
کو مرد دلیری که به بازوی توانا. بزداید از این چشمه‌، گل و لای و لجن را.
به شما و هدفتون باور دارم، ولی بر میگردم به دیالوگی در نمایش
میدونید کثیف تر از اونی که اون بالا نشسته کیه
کسی که به اون بالاییِ ... دیدن ادامه » فحش میده تا جیب هایش رو پر پول کنه
مفهوم اپوزیسیون و کنشگر اجتماعی نه فقط بخاطر بی اعتمادی ایجاد شده در ...... بلکه ماهیت دو وجهی بی اثر بسیاریشون الان اینه پس حق بدید از شعار زدگی فرار کنیم .
۲۴ فروردین
ولی ما جیب مون رو پر از پول نمی کنیم.ما چیزی بیشتر از درآمد هر شبمون رو اجاره سالن می دیم به علاوه بر ٩ درصد مالیات ارزش افزوده.هیچ سرمایه گذاری هم نداریم،این بازیگرانی هم که شما در اولین شب اجرا شما رو راضی نکردن چهار ماهه بدون چشم داشت دارن کار می کنن.
۲۴ فروردین
این فرمایشتون رو که صد در صد قبول دارم مقصود من عرض کردم شما نیستید بی اعتمادی اینروزهاست و گارد نسبت به شعار.
ورنه هیچ انتفاعی در تئاتر نیست
و تنها درآمدش عشق است و رسالتش روشنگری
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
فردا پنجشنبه 22 فروردین نمایش هفت دقیقه در حالی به صحنه می رود که پیکر محمد مطیع بازیگر بزرگ سینما و تئاتر ایران قرار است در سوئد و کیلومترها دورتر از ما در خاک آرام گیرد. یکی از افتخارات گروه تئاتر موج همکاری با این بزرگ مرد در نمایش "آفتاب از میلان طلوع می کند "در سال 1390 است که خاطره اش تا همیشه با ما خواهد بود.یادش گرامی و روح اش در آرامش.
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i

برای من کارگردان برخلاف آنچه در ذهن همه است، آدم کم تحرک و ساکتی است. گوشه‌ای می‌نشیند نگاه می‌کند و می‌شنود.
هر چند در نهایت کارگردان است که تصمیم می‌گیرد اما کم هیاهوترین فرد گروه است. میزانسن چیزی نیست که از قبل طراحی شده و به بازیگر دیکته شود، میزانسن از دل رفتار و گفتار بازیگر و تعریفی که از کاراکتر ارائه می‌دهد بیرون می‌آید. من هرگز در طول چهار ماه تمرین حتی یک بار برای بازیگران چیزی را بازی نکردم که مثل آن بازی کنند. همانطور که با متن کامل سر تمرین نمی‌روم با کارگردانی کامل در ذهنم هم سر تمرین نمی‌روم. کارگردان را آدمی نمی‌بینم که به محض شروع تمرین جای بازیگر، لحن و صدایش و مسیرهای حرکتی‌اش را مشخص کند، برعکس کارگردان کسی است که از دل تمام آن چیزهایی که بازیگر ارائه می‌دهد بهترین‌شان را به نفع خودش و کارش انتخاب و روی آن کار می‌کند.

گفتگوی ... دیدن ادامه » آرش عباسی پیش از اجرای هفت دقیقه با هنر آنلاین.اینجا بخوایند:

http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-3/133006-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
«هفت دقیقه» آرش عباسی با بازیگران افغانستانی

هفت دقیقه
آرش عباسی نمایش «هفت دقیقه» را براساس یک متن ایتالیایی و با بازیگران افغانستانی روی صحنه می‌برد.

این نویسنده و کارگردان تئاتر که معمولاً نمایشنامه‌های نوشته شده خودش را اجرا می‌کند، در گفت‌وگویی با ایسنا درباره جدیدترین کارش توضیح داد: «هفت دقیقه» نمایشنامه‌ای از «استفانو ماسیمی» است که برای اولین بار در ایران ترجمه شده و اجرا می‌شود. این نمایشنامه توسط گروه تئاتر موج انتخاب و ترجمه شده و من بر خلاف رویه قبلی‌ام تصمیم گرفتم این بار یک متن خارجی را اجرا کنم.

او افزود: در شرایطی که نمایش‌های قبلی من معمولاً دو بازیگر داشتند، «هفت دقیقه» ۹ شخصیت دارد که بازیگرانش همه اهل افغانستان هستند و برخی قبلاً تجربه بازیگری داشته و برخی نابازیگر هستند. من در این نمایش تلاش کردم بسیاری از ... دیدن ادامه » عادت‌های معمول کاری را کنار بگذارم از جمله اینکه به سال‌های دور برگشتم و برای آماده کردن اجرا حدود چهار ماه تمرین کردیم. مدت‌ها بود دوست داشتم همانطور که سالیان قبل در شهرستان شروع به کار کردم و گاهی یک نمایش را ۶ ماه تا یک سال تمرین می‌کردیم و آرزو داشتیم که آن را به صحنه ببریم نمایشی را آماده کنم و این اتفاق با نمایش «هفت دقیقه» برایم تکرار شد.

عباسی درباره انتخاب بازیگران هم گفت: بعضی از آن‌ها قبلاً در نمایش «ویولن تایتانیک» حضور داشتند و در کارگاه یک کارگردان ایتالیایی که به ایران آمده بود هم شرکت کردند. به همین دلیل به نظرم رسید بهتر است با بازیگرانی که در آن گروه بودند کار کنم و اشکالی ندارد که تمرین‌های طولانی مدت داشته باشیم. به این ترتیب متنی آماده اجرا شد که از تمام مراحلش برایم جذابیت داشت. بویژه آنکه وقتی نمایشنامه را خواندم، متوجه شدم هم در شکل نوشتار و هم موضوعات مطرح شده همه چیز مطابق با دغدغه‌های من است و با شرایط روز جامعه ما هم همخوانی دارد و به نوعی تمام و کمال برای جامعه ایرانی مناسب اجراست.

به گفته وی این نمایش از روز پنج شنبه، ۲۲ فروردین‌ماه به مدت یک ماه در تالار حافظ روی صحنه می‌رود و دو روز اول آن هم باتخفیف نیم‌بها به مخاطبان عرضه می‌شود.
مینا، آقای سوبژه (محمد لهاک) و مریم این را دوست دارند
بازیگران **افغان
۱۹ فروردین
با بازیگران افغان⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
یادداشت آرش عباسی در آستانه پیش فروش بلیت نمایش هفت دقیقه:

تئاتر اگر به معنای واقعی تئاتر باشد کالای تخفیف پذیری نیست.تخفیف را معمولن بر اساس قیمت تمام شده یک کالا از ابتدا تا جایی که به دست مشتری می رسد محاسبه می کنند.هر چیزی نرخی دارد و به کمک اعداد و ارقام می توان نرخ تمام شده اش را درآورد.نرخ تمام شده یک نمایش اما، جان و روح و روان عده ای است که در فقیرترین دوران فرهنگی هنوز کورسویی امید به تاثیرگذاری تئاتر دارند. تئاتر در سرزمین ما تخفیف ازلی ابدی دارد.تئاتر که گران ترین هنرها در همه جای دنیاست در کشور ما ارزان ترین است. پس فکر می کنم حداقل برای این نمایشِ "هفت دقیقه " نباید درگیر بازی ارزان فروشی و یکی بخر دوتا ببر بشوم.اما دو روز اول اجرا را -و فقط همین دو روز- به آنهایی که با وجود نداشتن چهره های معروف -که این روزها اگر نباشند گویی تئاتر ... دیدن ادامه » هم نیست-نمایش ما را برای دیدن انتخاب می کنند پنجاه درصد قیمت بلیت را هدیه می دهیم.هدیه به اعتمادشان.به اضافه این برای دانشجویان به عنوان تنها قشری که باید شرایط ویژه ای برای دیدن نمایش داشته باشند،تدابیری می اندیشیم.
درود بر شما
یادداشت ارزشمند شما را خواندم و لذت بردم.
از اینکه هر از چندگاهی پستهای کاربران تیوال مبنی بر درخواست تخفیف بهای بلیط تئاتر را می بینم، آزرده می شوم خصوصا اگر اعتراض به گران بودن بلیط نه از سوی قشر فرودست بلکه از سوی افراد شاغل و صاحب درآمد ... دیدن ادامه » باشد.متاسفم که هرگاه صحبت از "غذا" و "نوشیدنی" و "لباس" است بسیاری حاضرند مبالغ چشمگیری صرف آن کنند اما وقتی نوبت " تئاتر دیدن" می شود،همه به فکر چانه زدن می افتند. هم به عنوان تماشاگر تئاتر و هم به عنوان بازیگر تئاتر، با قیمت گذاری غیرمتعارف بلیط تئاتر مخالفم اما این نظر ، به من صلاحیت قیمت گذاری برای نمایشهای مختلف را نمی دهد.همان طور که به درستی اشاره کردید بهای بلیط تئاتر بهای روح و روان جمعی از افرادی است که در فقر مطلق امکانات و حمایت با عشق از هنر خود مایه می گذارند پس نمی توان به این راحتی روی آن قیمت گذاشت.بحث دانشجویان که جزو قشر بدون درآمد هستند سواست و قاعدتا باید مشمول تخفیف شوند.
۱۸ فروردین
درود بر شما و ممنون از همراهی تون خانم نجاتی
۱۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
پیش فروش بلیت های نمایش 7 دقیقه از روز شنبه 17 فروردین ساعت 12 ظهر در تیوال
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
درباره نویسنده نمایشنامه هفت دقیقه
استفانو ماسینی نویسنده و نمایشنامه نویس ایتالیایی متولد 1975 شهر فلورانس است. او مشاور هنری پیکولو تئاتر میلان و نویسنده مقالات روزنامه لارپوبلیکا مهمترین روزنامه ایتالیا است. او در دانشگاه فلورانس ادبیات باستانی خوانده و در سال 2000 اولین نمایش اش را کارکردانی کرده است. سال بعد به عنوان دستیار کارگردان همراه لوکا روکونی بزرگ در پیکولو تئاتر میلان شد. از آنجا به یعد بیشتر انرژی اش را صرف نوشتن نمایشنامه هایش و کارگردانی آنها کرد. تا در سال 2005 موفق به دریافت جایزه با ارزش tondelli شد.
هفت دقیقه یکی از مهمترین نمایشنامه های ماسینی است که اولین بار در سال 2014 توسط الساندور گاسمن بازیگر مطرح سینما و کارگردان تئاتر و با بازی اوتاویو پیکولو از چهره های شاخص بازیگری سینما و تئاتر ایتالیا به صحنه رفت. دو سال بعد یعنی در ... دیدن ادامه » سال 2016 میکله پیاچیدو بازیگر و کارگردان سینما فیلمی به همین نام و با استفاده از چند از بازیگران همان نمایش ساخت که در سینماهای ایتالیا با استقبال روبرو شد.
هفت دقیقه اولین نمایشنامه ای از استفانو ماسینی است که به زبان فارسی و زیر نظر او به فارسی ترجمه شده است.
چقدر سریال در تلویزیون ساخته می‌شود که هرکدام برای سه ماه پخش می‌شود اما با ریزش مخاطب مواجه است چون مخاطب فکر می‌کند این ترکیب‌بندی، قصه دم‌دستی و کارگردانی و شکل اثر، به شعور او توهین می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «همه چیز درباره آقای ف» همه‌چیز درباره «فرهاد شهره» است؛ مردی ۵۰ ساله که در سال‌های جوانی‌اش به دلیل هم‌زمانی خدمت سربازی‌اش با سال‌های جنگ مدت کوتاهی به جبهه رفته بود و حالا سال‌هاست به عنوان خواننده در مجالس عروسی و مهمانی‌ها می‌خواند و این نمایش به مرور زندگی او و اطرافیانش و معضلات و سبک زدگی طبقه اجتماعی او می‌پردازد. نمایشی تک نفره به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی و بازی احمد مهرانفر که اولین بار سال ۸۸ اجرا شد و با اندکی تغییر اکنون پس از ۹ سال در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است.

آرش عباسی (کارگردان و نمایشنامه‌نویس) درباره نمایش «فرهاد شهره» گفت: این فرد از طبقه به شدت پایین جامعه است و در خود نمایش هم درباره این حرف می‌زنیم که چرا با اینکه سال‌هاست به کار خوانندگی مشغول است در این طبقه مانده و بالا نمی‌رود. اساسا می‌خواستم زندگی این آدم و قشری که او متعلق به آن است را نشان دهم و طبیعی است که برای نشان دادن این زندگی نیاز دارم روی وجوه و آدم‌های مختلفی که در زندگی‌اش هستند، مکث کرده و ولو خیلی کوتاه آنها را نشان‌ دهم. در این حد که بدانیم او خواهری دارد که با مشکلات عدیده‌ای روبروست و داماد و مادرش چه نوع زندگی و مشکلاتی دارند.

عباسی ادامه داد: فکر کردم در این جنس نمایش لازم است روی جزئیات کار کنیم نه کلیات. نمی‌خواستم درباره چیزهای بزرگ صحبت کنیم بلکه از ابتدا قصد داشتم درباره چیزهای دم دستی و پیش پا افتاده حرف بزنم؛ مسائلی کوچک که در زندگی او به شدت تعیین‌کننده هستند آنقدر که نمی‌توان نادیده‌شان گرفت.

او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چقدر با این طبقه و روابط و نوع زندگی‌شان آشنایی داشته و مورد به خصوصی از خواننده‌ای که در مجالس می‌خواند را مدنظر داشته است؟ گفت: در میان کارهایی که تاکنون نوشته و کارگردانی کرده‌ام؛ یادم نمی‌آید نمایشنامه‌ای داشته باشم که مابه‌ازای بیرونی برایم نداشته باشد یعنی از کسی و شخصیتی شروع نشده باشد.

کارگردان نمایش «همه‌چیز درباره آقای ف» ادامه داد: تمام کاراکترهایی که رویشان کار کردم و نقش اساسی در نمایشنامه‌هایم داشته‌اند همه با چنین پیش زمینه‌ای مواجه بوده‌اند. حتی «آناکارنینا» که فضایی غیر ایرانی دارد باز برایم نمونه بیرونی در اطرافم داشته و شخصیت‌هایش را از آنچه که دیده‌ام انتخاب کرده‌ام یا «نویسنده مرده است» و «آفتاب از میلان طلوع می‌کند» و نمایش‌های دیگر… شخصیت‌های تمام اینها را یکجا دیده‌ام. در مورد «همه چیز درباره آقای ف» هم طبیعی است که مثال شخصیت فرهاد شهره را دیده باشم و خیلی هم زیاد دیدم منتها لزومی ندارد که عین آن حتما در همین قصه باشد.

عباسی با اشاره به اینکه «خیلی دلم می‌‌خواست در این اثر نمایشی به نوعی درباره نگاه غلطی که بر جامعه هنری ما حاکم است حرف بزنم» گفت: یک خودبزرگ‌بینی در تمام قشر هنری ایران وجود دارد که در کشورهای دیگر آنقدر برجسته نیست؛ اینطور که جامعه هنری ما فکر می‌کند کار ویژه و خارق‌العاده‌ای انجام می‌دهد. حالا درست است که من درباره یک بخشی از جامعه حرف می‌زنم که بعضی‌ها در هنرمند بودنش هم شک دارند یعنی نمی‌توان اسم آرتیست رویشان گذاشت اما مهم این است که خودشان فکر می‌کنند ما خیلی هنرمندیم. این شخصیت (فرهاد شهره) خودش را با خوانندگان درجه یک کشور هم‌تراز می‌داند، حین مکالمات تلفنی ادعا می‌کند خوانندگان بزرگ کشور کنار او هستند یعنی مدام به خودش و جامعه دروغ می‌گوید. عین چیزی که در هنر ما در حال رخ دادن است.
آرش عباسی: نوعی خودبزرگ‌بینی در تمام قشر هنری ایران وجود دارد که در کشورهای دیگر آنقدر برجسته نیست
احمد مهرانفر در صحنه ای از نمایش “فرهاد شهره”

او ... دیدن ادامه » با بیان اینکه این مساله در تئاتر امروز ما هم هست، گفت: اگر به تعداد نمایش‌هایی که هر شب در تهران روی صحنه است نگاه کنید می‌بینید عدد عجیب و غریبی است؛ بررسی کنید ببینید چند نفر از اینها را می‌شناسید؟ کاری از آنها دیده‌اید و فکر می‌کنید سبکی از تئاتر را اجرا می‌کنند؟ باید بگویم تعدادشان اغلب به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد. اما اگر از همه آنها بپرسید حرفه‌تان چیست؟ می‌گویند ما کارگردان و نویسنده تئاتریم. در صورتی که هیچ شناختی از اینها ندارید و کاری از آنها ندیده‌اید. به صرف اینکه یکبار با پرداخت پول توانسته کاری را روی صحنه ببرد؛ فکر می‌کند کارگردان سینما و تئاتر است. در مورد خواننده‌ها هم همین است؛ خیلی‌ها به خودشان می‌گویند خواننده. اینها در کجا آوازی و ترانه‌ای خوانده‌اند و چرا به خود می‌گویند خواننده؟ صرف اینکه یک قطعه در جمع دوستانش خوانده و پخش شده این عنوان را به خود می‌دهند.

عباسی خاطرنشان کرد: در یک نگاه ساده شاید بگویید اینکه هرکسی خود را خواننده و کارگردان تئاتر بداند؛ می‌تواند به کسی آسیبی نزند و بگوییم بگذار در وهم خودشان به سر ببرند. اما در نگاهی کلان‌تر می‌بینیم که نه، این خودبزرگ‌بینی و خود آرتیست‌پنداری که در جامعه هنری ما وجود دارد به خود شخص و جامعه آسیب می‌زند و اعتماد مردم را می‌گیرد.

کارگردان نمایش «آناکارنینا» ادامه داد: چند نمایش الان روی صحنه می‌رود که تماشاگر بعد از دیدنش با خودش می‌گوید «تئاتر این بود؟ پس دیگر به تماشای تئاتر نمی‌روم.» در واقع این آثار باعث می‌شود خیلی‌ها دیگر به تماشای تئاتر نیایند. در بقیه هنرها هم این مساله وجود دارد؛ ببینید چقدر سریال در تلویزیون ساخته می‌شود که هرکدام برای سه ماه پخش می‌شود اما با ریزش مخاطب مواجه است چون مخاطب فکر می‌کند این ترکیب‌بندی، قصه دم‌دستی و کارگردانی و شکل اثر، به شعور او توهین می‌کند و خب این اتفاق به اعتماد مخاطب آسیب می‌زند.

عباسی درباره نگاه جامعه هنری نسبت به افرادی که «فرهاد شهره» آن را نمایندگی می‌کند و خالتور خوانده می‌شوند، گفت: اساسا دو طیف از این شکل‌های هنری داریم؛ یک بخش همان است که در موسیقی و تئاتر و سینما وجود دارد و شامل افرادی است که صرفا برای خنداندن آمده‌اند و مخاطب خودشان را هم دارند و پرفروش هم می‌شوند. من هرگز منکر وجود آنها و تلاش‌شان نمی‌شوم و به نظرم آنها هم کار خودشان را انجام می‌دهند و این طرف ماجرا هم کار خودشان را.

او با بیان اینکه «البته این وسط یک چیزهایی باهم قاطی خواهد شد» گفت: در همین موسیقی مثلا موسیقی کوچه‌بازاری می‌تواند قاطی چیزی شود که در اصطلاح به آن موسیقی خالتور می‌گویند. در حالی‌که اینها از اساس باهم ماهیتی جداگانه دارند. تئاتر سیاه‌بازی ممکن است زمانی جزئی از تئاترهایی شود که این روزها به نام تئاتر آزاد در سینماها اجرا می‌شود که اتفاق درستی نیست. آن نوع تئاتر هم می‌خنداند و شوخی‌هایی دارد که ممکن است متعارف نباشد اما این دو خیلی باهم فرق دارد. آنچه که باعث می‌شود یکسری از نمایش‌هایی که مد شده در سینماها اجرا شود برای هنرمندان دافعه داشته باشد؛ این است که مرزهایی انگار شکسته می‌شود فقط به صرف اینکه تماشاگر را بخندانیم و اتفاقا همین ماجرا بد است. اگرنه آن هم بلیت می‌فروشد و استقبال هم می‌شود و روی پاست. به نظرم باید این دو باهم مرزبندی شوند. ما نمی‌توانیم به صورت مطلق بگوییم این قشر هنرمندند و آن یکی نه؛ همه هنر خلاقه و ایده‌هایی دارند و شکل بیان و نوع ایده‌هایشان باهم متفاوت است.

کارگردان نمایش «نویسنده مرده است» درباره انتخاب دوباره احمد مهرانفر برای نقش «فرهاد شهره» پس از ۹ سال و در اجرای مجدد این اثر گفت: سال ۸۸ و در اجرای نخست «همه چیز درباره آقای ف» با احمد مهرانفر صحبت کردم؛ آن موقع‌ها هر کاری در آن بازی می‌کرد را دنبال می‌کردم چون نوع بازیش را دوست داشتم مثل همیشه که دوستش دارم و برایم بازیگر درجه یک و جذابی بوده و دلم می‌خواست با او این کار را انجام دهم اما تا قبل این موضوع با هم آشنایی نداشتیم. متن را فرستادم و خواند و خوشبختانه دوستش داشت و اجرا کردیم که البته در خرداد ۸۸ روی صحنه رفت که شرایط خوبی نبود و آن‌چنان که باید و شاید دیده نشد.

عباسی ادامه داد: در تمام این سال‌ها دنبال این بودم که دوباره این کار را اجرا کنم اما احمد گرفتار کارهای سینمایی و تلویزیونی شده بود و خیلی فرصت نداشت. من منتظر بودم تا خودش بتواند این نقش را بازی کند و هیچ‌وقت فکر نکردم که ممکن است بتوانم با بازیگر دیگری آن را کار کنم. چون به نظرم این نقش متعلق به احمد مهرانفر شده بود. بنابراین ترجیح می‌دادم اگر هم‌چنان فرصت نمی‌کرد، مثل این ۱۰ سالی که صبر کردم ۱۰ سال دیگر هم شده صبر کنم تا وقت کند و بازیگر این نمایش شود. چون فکر می‌کنم نقش برای احمد بود و برای خودش هم خواهد ماند.
صفحه جدید نمایش همه چیز درباره آقای ف:

https://www.tiwall.com/theater/hamechiz-fe2/tags/all
عاطفه گندم آبادی این را خواند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«همه چیز درباره‌ آقای ف» ادامه دارد/ اجرا در تماشاخانه پالیز

اجرای نمایش «همه چیز درباره‌ آقای ف» به کارگردانی آرش عباسی با پایان در تماشاخانه ایرانشهر، در تماشاخانه پالیز ادامه پیدا می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «همه چیز درباره‌ آقای ف» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش عباسی و تهیه کنندگی محمد قدس با بازی احمد مهرانفر که در تماشاخانه ایرانشهر اجرا شد در اجرای مجدد خود به تماشاخانه پالیز می‌رود. همچنین به ترتیب ایفای نقش بهنام شرفی، مسعود روستا، مونا فائزپور و معصومه عزیزمحمدی در این نمایش به عنوان صداپیشه حضور دارند.

«همه چیز درباره آقای ف» نمایشی با حال و هوای طنز است و داستان فردی را روایت می کند که با معضلات اجتماعی مواجه می شود.

از دیگر عوامل این نمایش می‌توان رها جهانشاهی مجری طرح و مدیر تولید، ... دیدن ادامه » سروناز مستوفی طراح صدا، آیدا ملک محمودی منشی صحنه، بهزاد اسحاقی، آریا داراب پور و امیرعلی سیاه پوش مدیران صحنه، فتاح مینوبخش عکاس و ساخت تیزر و ایلیا شمس مدیر روابط عمومی تئاتربازها اشاره کرد.

نمایش «همه چیز درباره‌ آقای ف» از ۳۱ تیر در تماشاخانه پالیز ساعت ۲۱ روی صحنه می‌رود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش «همه چیز درباره آقای ف» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی
قصه تلاش بی حاصل آدم ها و رویا بافی های بی نتیجه

معصومه نورزاد –حکایت ایران دیروز و امروز ، قصه تلاش بی حاصل آدم ها و رویا بافی های بی نتیجه در جامعه ای است که روابط همیشه از خلاقیت پیشی می گیرد؛ داستان نسلی که که همه چیزش را فدا می کند تا همانی شود که همیشه آرزویش را داشته؛ امیدهای از دست رفته و اخلاقی که دیگر آرزو می شود، همه اینها با طنزی گزنده و دردآلود ، تم اصلی نمایش «همه چیز درباره آقای ف» را تشکیل می دهد که لحظات پایانی اش را بر صحنه تماشاخانه ایرانشهر می گذراند .
«فرهاد» یا همان قهرمان داستان که احمد مهران فر نقش آن را با ظرافت ایفا می کند ، خواننده مجالس عروسی است که رویاهایش با حقایق تلخ جامعه جور در نیامده، شهرستان را به امید تغییرات بهتر ترک کرده و سال ها ... دیدن ادامه » درجا زده، اما نتوانسته جایگاهی به دست آورد. او در برزخی دست و پا می زند که با زندگی هموطنانش گره خورده است و در کنار او تغییرات اخلاقی و فرهنگی در قالب صدابازی هایی که با نقش آفرینی زیبا و هوشمندانه سایر بازیگران در صحنه شکل می گیرد بیانگر فروپاشی رفتاری افراد جامعه است .
آرش عباسی نویسنده و کارگردان این اثر که ۹ سال پیش هم «همه چیز درباره آقای ف» را روی صحنه برده ، این بار با بازنویسی هوشمندانه و نقادانه اش «انسانیت از دست رفته» را در جامعه کنونی نشانه رفته است.او از آدم هایی حرف می زند که دیر زمانی است پای بند اخلاق و قول و قرارهایشان نیستند.آرمان هایشان رنگ باخته ودر گیرو دار دغدغه های اقتصادی مچاله شده اند؛ آنچنان که برای ادامه زندگی با خودسانسوری دروغین ماهیت رفتاری شان را تغییر می دهند تا به هدف شان برسند.
پرداخت خلاقانه این نمایشنامه به گونه ای است که هرکدام از شخصیت ها چه احمد مهران فر که با نقش آفرینی فرهاد روی صحنه است و چه بازیگرانی چون مسعود روستا، مونا فائزپور، معصومه عزیز محمدی و بهنام شرفی که در پشت صحنه صدابازی می کنند ، می تواند بخشی از شخصیت پنهان هر یک از مایی باشد که در خود گم گشته ایم.
استقبال چشمگیر از این نمایش که امروز در تماشاخانه ایرانشهر به پایان می رسد، بیانگر این واقعیت است که می شود اثری را بازنویسی کرد، اما به گونه ای که حرف دل مخاطبانی باشد که عاشق صحنه و بازیگرانش هستند.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آرش عباسی در گفت‌وگو با ایران‌تئاتر بیان کرد
نمایش‌های تک‌شخصیتی، همیشه برایم جذاب بوده است

ایران‌تئاتر: نمایش همه چیز در باره آقای ف یک مونولوگ اجتماعی تاثیر گذار دباره احوالات آدم‌های جامعه است و عباسی با توانمندی و خلق فضای جذاب و دیالوگ های معنایی، زیبا و درست، نمایشی اثرگذار را برای مخاطب خلق می کند.

همه چیز درباره آقای ف، روایتگر زندگی، بیچارگی، فقر و تنهایی یک مرد آوازه‌خوان است، مردی که در مجالس عروسی می‌خواند و به ازای درآمد ناچیزی که نصیبش می‌شود، زندگی‌اش را می‌گرداند. او حالا به دلیل سرفه کردن و خش‌دار شدن صدایش دیگر نمی‌تواند در مجالس عروسی بازار گرمی کند، پس به دنبال سر هم کردن یک داستان است تا از طریق درصد گرفتن جانبازی و شیمیایی شدن بتواند آب باریکه‌ای را به زندگی‌اش تزریق کند. آرش عباسی بیش از یک دهه است حضور جدی در تئاتر دارد و به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان، نمایش‌های موفقی خلق کرده است و نگاه و نگره مولف گونه‌ای در آثارش قابل رویت و دیده شدن است. عاشقی، زیرزمین، داستان عامه پسند، یک سبد فحش برای شمسی خانم، نویسنده مرده است، آفتاب از میلان طلوع می کند، آناکارنینا، حرکت خون در رگ‌های خشکیده، قصه های غم انگیز فرنگیس خانم، پیچ تند، نقل سرخ، پدرانه، ورود آقایان ممنوع، لابی، بعضی وقتها خوبه آدم چشم‌هاشو ببنده، حریم، تهران ساعت 22، نامه های باد، همه چیز درباره آقای ف، بچه تابستان، به گل نشستگان و امن ترین جای دنیا، آثار مهم کارنامه نویسندگی، بازیگری و کارگردانی آرش عباسی محسوب می شوند. از عباسی کتاب های زیادی مثل زیرزمین که مجموعه سه نمایشنامه پدرانه و باد که می‌نویسد است، منتشر شده است. وی همچنین جوایز متعددی از جمله جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی در جشنواره ماه و نشان عالی رادیو برای نمایشنامه باد که می‌نویسد، جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر رضوی برای نمایشنامه پدرانه و جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی جشنواره عاشورائیان را برای نمایشنامه نقل سرخ از آن خود کرده است. همه‌چیز درباره‌ی آقای ف به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی و تهیه‌کنندگی محمد قدس با بازی احمد مهرانفر که پیش از این سال 88 در تئاتر شهر به روی صحنه رفته بود پس از گذشت 9 سال اینبار در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته است. همه‌چیز درباره آقای ف نمایشی با حال و هوای طنز است و داستان فردی را روایت می کند که با معضلات اجتماعی مواجه می شود. از دیگر عوامل این نمایش می‌توان حضور رها جهانشاهی مجری طرح و مدیر تولید، محمدصادق زرجویان گرافیست و عکاس و ایلیا شمس مدیر روابط عمومی اشاره کرد. قابل اشاره است چهارسال قبل نمایش همه چیز درباره آقای ف با نقش‌آفرینی بهنام شرفی توسط هادی عزیزی شهریور 93 روی صحنه اجرا شد و به عنوان اثر برگزیده سومین جشنواره سراسری تئاتر تک نفره موفق به کسب رتبه اول کارگردانی و رتبه اول بازیگری و تقدیر از نمایشنامه‌ را از آن خود کرده است. نمایش همه‌چیز درباره‌ی آقای ف خرداد و مرداد در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه می‌رود. با آرش عباسی در باره اجرای نمایشش گفت وگویی انجام داده ایم.



براساس چه ویژگی های بعد از 8 سال دوباره نمایش همه چیز در باره آقای ف را بازتولید کردید و در این اجرای جدید چه تغییراتی را به وجود آوردید؟

مهم ترین تغییری در نمایش ناخواسته و به دست اوضاع و احوال زمانه رخ داده است. در این 9 سال جامعه و آدم های ایرانی تحولات زیادی داشته اند. این تحولات در بخش های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قابل مشاهده است. تمام ما ایرانی ها نسبت به یک دهه قبل سبک زندگیمان دستخوش تغییرات عجیب و غریبی شده است. موقعی که مشغول بازنویسی نمایش نامه بودم به این مسائل توجه کردم. من تمام چیزهایی که مربوط به زندگی آدم دهه نودی است را به کار اضافه کردم. یکی از رسالت‌های تئاتر اجتماعی به روز بودنش است.



آیا ... دیدن ادامه » در زمان اجرای نمایش هم تغییراتی به وجود آمد؟

بله، در تمرینات و اجرای سه شب اول زمان نمایش نزدیک به 100 دقیقه بود و بعد شروع کردم به کم کردن زمان نمایش.



آیا این رویکرد به این دلیل بود که در سه شب اول اجرا مخاطبان واکنشی نشان داده بودند؟

نه، شاید این مسئله به دلیل نگاه سخت گیرانه من انجام شد. در این روزگار با توجه به شتاب زندگی و کم حوصله شدن مردم که در طول مدت روز مشغول کارهای مختلفی هستند؛ دیگر دیدن نمایش طولانی برایشان جذابیتی ندارد. نکته مهم برای من در تئاتر بازنویسی و بازنگری است و همچنان هم این بازنگری ادامه دارد و هر شب بعد از خاتمه اجرا می نشینم و چیز جدیدی را به متن اضافه می کنم.



نمایش همه چیز در باره آقای ف در 9 سال قبل در کارگاه نمایش که سالن بلک باکسی است اجرا شد. آیا با توجه به تغییر سالن نمایش و اجرا در ایرانشهر در فضای کارگردانی هم تغییراتی انجام دادید؟

نه، فرمت سالن استاد سمندریان هم بلک باکس است و از همه مهم تر نمایش من دیالوگ محور و تک نفری است و درگیری آقای ف با دیگران از طریق مکالمه تلفنی دیده می شود.



به نظر می رسد به اجرای نمایش های تک نفره و یا کم شخصیت علاقه خاصی دارید؟

بله، این علاقه و اصرار من به کارهای تک نفره به دوران دانشجویی‌ام باز می‌گردد. اولین نمایشنامه‌ای که نوشتم متنی بود به نام یک سبد فحش برای شمسی خانم؛ یک نمایشنامه تک نفره که حاصل دوران تنهایی و زمان دانشجویی‌ام بود. در نمایشنامه بعدی‌ام نیز به نام قصه‌های غم انگیز فرنگیس خانم به تنهایی یک دختر پرداختم که باز نمایشی تک نفره است و پس از آن نمایشنامه یک نفره دیگری به نام یک سبد فحش برای فرنگیس خانم که روایت یک مرد تنها را بازگو می‌کرد. در نمایش همه چیز در باره آقای ف، فرهاد واقعاً آدم تنهایی است. او باید به تنهایی در آن خانه محقر با مشکلاتش بسازد. آدم‌های اطرافش یا به او دستور می‌دهند یا چیزی از او طلب می‌کنند یا او را به دروغگویی تشویق می‌کنند و هیچ کدام واقعاً وارد زندگی او نمی‌شوند. این آدم با تنهایی‌اش می‌تواند در توهم یک زندگی ایده‌آل به سر ببرد. این تنهایی است که باعث می‌شود او خود را یک هنرمند بداند در حالی که جامعه چنین نگاهی به او نداشته و او را یک خواننده درجه چندم مجالس عروسی می‌داند.



در نمایش های تک شخصیت و مونولوگ، زمان دیالوگ ها و جنس آنها به عنوان بیس اصلی نمایش قابل ارزیابی و اهمیت است؟

همینطور است و من همیشه چه در نوشتن و چه در تمرینات و اجرا به این مسائل دقت کافی داشته ام. برای من مونولوگ همواره جذاب بوده است. اما شرایط اجرای مونولوگ برایم اولویت تعیین کننده ای است. علی رغم نوشتن متن های متعدد مونولوگ، باز هم علاقه دارم در کارم پیشرفت کنم. در این چند ساله بالای نود درصد از نمایش های مونولوگی که دیده ام جای نقد داشتند و نگاهی که به مونولوگ وجود دارد روایت گری صرف است و اینکه بازیگر روی به روی تماشاگر بیاستد و با او حرف بزند را قبول ندارم. من هیچگاه نگفته ام همه چیز در باره آقای ف نمایش مونولوگ است. بلکه از واژه نمایش تک شخصیته استفاده می کنم و در اصل این شخصیت حرف هایش را برای مخطب واگویه می کند و دیالوگ هایش با اشخاص غایب در صحنه است.
امیر و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
آزاده بهزادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگوی «قانون» با آرش عباسی،کارگردان نمایش «همه چیز درباره آقای ف»
وضعیت شبکه های اجتماعی به گروتسک بدل شده است


«همه چیز درباره آقای ف» با بازی احمد مهرانفر که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر و در سالن استاد سمندریان روی صحنه می رود، ماجرای یک خواننده عروسی را روایت می‌کند که دچار مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی است. با تمام این ها او در حال از دست دادن صدایش هم هست و این معضلی است که وادارش می‌کند گذشته را به یاد بیاورد و به زمانی برسد که روزهایی را در جنگ تحمیلی گذرانده است.

فرهاد، که به «فرهاد شهره» مشهور است، با خش‌دار شدن صدایش، فرصت حضور در مجالس را از دست داده است و مشتری هایش روز به روز کم و کمتر می‌شود. این نمایش کمدی در عین اینکه می‌تواند مخاطب را بسیار بخنداند به مهم‌ترین مسائلی که اکثر جوانان با آن درگیر هستند اشاره می‌کند. فرهاد شهره در طول سالیان تمامِ خودش را فراموش کرده و این روزها تنها در پی این است که بتواند به هر طریقی که هست صدایش را برگرداند و باز به مجالس عروسی دعوت شود.

فرهاد شهره یک تلفن دارد که آن هم خراب است و تنها زمانی می‌تواند با آن صحبت کند که روی بلندگو باشد؛ بنابراین ما علاوه بر احمد مهرانفر، چهار صدا پیشه داریم که روی صحنه صدای آن ها از تلفن پخش می‌شود و این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که کار را از سایر نمایش‌هایی که این روزها روی صحنه است متمایز می‌کند. در واقع تلفن و صداپیشگان، نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند و بخش اعظم بارِ طنز نمایش را به دوش می‌کشند.

این کاراکتر در عین فقیر بودن اما از شبکه های اجتماعی غافل نیست و چندین فن پیج برای خودش درست کرده و خیال می‌کند یک خواننده معروف است. یکی از جالب‌ترین اشاره های کارگردان اثر به همین موضوع یا بهتر بگوییم معضل شبکه های مجازی است که گریبانگیر ما شده است.

گفت‌وگوی روزنامه قانون را با آرش عباسی، کارگردان نمایش «همه چیز درباره آقای ف» در ادامه می خوانید:

شما در سال 87 این نمایش را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کردید. کاری که امروز در تماشاخانه ایرانشهر می بینیم، چقدر با اجرای اولیه متفاوت شده و چه تغییراتی کرده است؟

ورژن ... دیدن ادامه » قدیمی‌تر این نمایش را در جشنواره تئاتر تک‌نفره نیاوران، در سال 85 اجرا کردم. همچنین در سال 87 در جشنواره تئاتر فجر اجرا داشتم و پس از آن سال 88 اجرای عموم داشتیم. قصه تقریبا همین بود و بعد دچار تغییرات اساسی شد. در اجرای جشنواره خودم بازی می کردم اما بازیگر اجرای عموم آقای مهرانفر بود. در واقع مهم‌ترین تغییر در نمایش، همان تغییری است که در زندگی خودِ ما ایجاد شده است. یک‌سری چیزها هستند که پرداختن به آن ها لزومی ندارد و نمی‌تواند دغدغه امروز باشد اما چیزهایی هستند که این روزها با آن ها دست و پنجه نرم می‌کنیم؛ من در نمایش سعی کردم به این موضوعات بپردازم و اگر نگاهی به این مسائل نداشتم هیچ لزومی نمی‌دیدم که کار را دوباره اجرا ببرم. در اجرای دوباره «همه چیز درباره آقای ف» تلاش کردم در عین اینکه نشانه‌های پیشین را از متن می‌گرفتم، نشانه های امروز را در آن بگنجانم. بخش کوتاهی از متن را پیش از شروع تمرینات بازنویسی کردم اما بخش اعظم آن در طول تمرینات و با مشورت احمد مهرانفر بازنویسی شد.

«آقای ف»، نمونه بارز یک جوان متوسط ایرانی است که پیشتر می‌توانسته یک زندگی معمولی داشته باشد اما با توجه به مشکلاتی که کلیت جامعه با آن درگیر هستند امروز دیگر نمی‌تواند از پس زندگی خود برآید. شما برای بازگو کردن این وضعیت از زبان طنز استفاده کردید. حضور احمد مهرانفر به عنوان بازیگر، طنز کار را تا چه اندازه بیشتر کرد؟ فکر می کنید اگر کسی جز مهرانفر این نقش را بازی می کرد، بار طنز آن کمتر می شد؟

من از ابتدا می خواستم یک اجرای طنز داشته باشم چرا که می دانستم حرف تلخی می زنم و دلم نمی خواست این تلخی در نمایش وجود داشته باشد. کسی که مدام در حال دست و پنجه نرم کردن با فقر و فلاکت است، داستان تلخی دارد که تلاش کردم آن را با زبان طنز تلطیف کنم. قطعا اگر کسی جز احمد مهرانفر بازیگر بود، طنز نمایش تا این اندازه برای مخاطب جذاب نمی شد اما من از ابتدا روی بیرون آمدن یک کار کمدی تاکید داشتم و طبیعی است که وقتی با بازیگری مانند مهرانفر کار می کنم، خلاقیت های طنز او نیز وارد کار می شود. مهرانفر بازیگری است که مدام در حال فکر کردن است و به هیچ وجه منفعل نیست و در کار مشارکت می‌کند. بدون مشارکت او قطعا کار به این شکل روی صحنه نمی رفت. آنچه امروز روی صحنه می بینم، هر روز من را با انرژی تمام به سالن می کشاند و من هربار می‌خندم و لذت می برم به همین دلیل می‌توانم بگویم بخش مهمی از کار را احمد مهرانفر به دوش می‌کشد.

آیا به جز احمد مهرانفر به بازیگر دیگری هم برای این نقش فکر کرده بودید؟

سال 88، پیش از اینکه با احمد به توافق برسم به کسانی دیگری فکر کرده بودم اما در جست‌وجوهایی که داشتم به مهرانفر برخوردم؛ بازیگری که سال ها قبل به او علاقه داشتم. کار با مهرانفر برای من بسیار خوشایند بود و لذت بردم. اولین اجرای عموم ما در خرداد 88 بود که به هیچ عنوان زمان مناسبی نبود و در واقع اجرای ما نیمه کاره ماند. در خیلی از شب ها ما مخاطب نداشتیم چرا که تماشاگر حق ورود به تئاتر شهر را نداشت اما با این حال باز هم یکی از پرفروش‌ترین نمایش‌های آن سال شدیم. در واقع می‌توانم بگویم با شرایطی که در آن دوره حاکم بود، کار ما چنان که باید دیده نشد و این یکی از مهم‌ترین دلایلی بود که تصمیم گرفتم کار را دوباره اجرا بروم. می‌خواستم فقط احمد مهرانفر بازیگر کار باشد اما او به طور مداوم درگیر برنامه های خودش بود و من در این سال ها به بازیگر دیگری فکر نکردم.

درباره نمایش شما این اعتقاد وجود دارد که با استفاده از بازیگری که این روزها یکی از مطرح‌ترین چهرههای تلویزیونی و سینمایی است به دنبال درآمدزایی بوده‌اید.

این نگاه که از سلبریتی استفاده کردم و پیش‌داوری‌ها، به‌خصوص درباره این کار، بسیار زیاد است. پیش از اینکه کار روی صحنه برود عده ای حتی به حال من تاسف می‌خوردند! اما بازی‌های درخشان احمد مهرانفر در حافظه کسانی که در دهه 70 تئاتر می‌دیدند ماندگار است و بسیاری از ما حسرت می‌خوریم که چرا فضای تئاتر نتوانست احمد مهرانفر را شش دانگ برای خودش حفظ کند و باعث شد که او به سمت سینما و تلویزیون کشیده شود. به طور کل در رابطه با صحبت شما باید بگویم که این قضاوت ها همواره در کشور ما وجود دارد. نوشته های زیادی دیدم که گفته بودند من به دنبال کاسبی هستم اما انگار یادشان رفته که ما سال ها پیش، به طور شبانه‌روزی برای این اجرا کار کردیم.

«همه چیز درباره آقای ف» مونولوگ نبود اما کاراکتر دیگری هم روی صحنه نبود. صداهایی که از تلفن پخش می‌شد، فضای متفاوتی را ایجاد کرده بود. این نمایش را در چه دسته‌ای می‌توان قرار داد؟

در واقع می توانم بگویم که این یک نمایش تک‌پرسوناژ است؛ من انواع کارها را انجام دادم که نمایش از مونولوگ خارج شود. متن از ابتدا مونولوگ بود و در بخش هایی که تلفن زنگ می‌خورد ما صدای طرف مقابل را نداشتیم. بعد فکر کردم این آدمی که پول شارژ کردن تلفن همراهش را ندارد، تلفنش هم خراب است و مجبور است با بلندگو حرف بزند. در واقع با این ترفند بود که توانستم نمایش را از تک‌گویی خارج کنم. سال ها بعد این ایده را در فیلم «لاک» با بازیِ تام هاردی دیدم که در ماشین نشسته و یک مسیری را طی می‌کند تا به شهر دیگری برسد و در طول این مدت با تلفن همراهش که روی بلندگو است صحبت می‌کند.

«آقای ف» با تمام مشکلاتش یک آدم عصبی نبود اما نمایش در برخی صحنه ها به شدت عصبی کننده بود. همه چیز به طور اغراق‌آمیزی در زندگی «آقای ف» ویران شده بود. نشان دادن این حجم از بدبختی با زبان طنز، چقدر می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند؟ در بخش‌هایی از نمایش در عین خنده دار بودن یک حالت عصبی را به مخاطب منتقل می کرد؛ انتقال این حس عامدانه بود؟

بله انتقال این حالت عصبی خودخواسته بود. در اجراهای اول این حالت بیشتر بود اما طی چند شب من تلاش کردم تا بخش هایی از متن را تکه تکه بیرون بیاوریم. از ابتدای کار سعی کردم این فشار روی شخصیت باشد و به مرور به مخاطب نیز انتقال پیدا کند. فرهاد با نامزدش دعوا می‌کند، مادرش به او فشار می‌آورد که زودتر ازدواج کن، صاحبخانه اش مدام به دیوار می‌کوبد، دوستش او را برای گرفتن درصد جانبازی اش ترغیب می‌کند و اتفاقاتی از این دست مدام در نمایش می‌افتد و کاراکتر را تحت فشار قرار می‌دهد. اما در بخشی از نمایش که من خودم بسیار دوستش دارم، به یاد می‌آورد که 30‌سال پیش در طول دوره جنگ چه کارهایی کرده و امروز آنقدر در روزمرگی‌اش غرق شده که همه آن ها را فراموش کرده است. فرهاد در بخشی از نمایش که عکس‌های دوره جنگ را به دست گرفته، ناگهان عکس ها را مانند ورق بازی می‌زند، در این بخش تغییرات عظیم کاراکتر را در طول سال‌هایی که پشت سرگذاشته است می بینیم. این ها از جمله نکات ریزی بود که تلاش کردم در شخصیت پردازی وجود داشته باشد.

کمی درباره صداپیشگان نمایش صحبت کنید. شما روی هرکدام از این کاراکترها چقدر کار کردید و در طول اجراهای پیشین آیا تغییری در این افراد به وجود آمده است؟

بله. شخصیت‌ها عوض شدند و خیلی‌ها نتوانستند در کنار ما باشند. تنها کسی که با خودم مشترک صداها را می‌گوید بهنام شرفی است که از ابتدای کار با ما بود. شخصیت‌ها برای خودِ من شناسنامه دارند با اینکه تنها 10 درصد این شناسنامه را مخاطب می‌شنود. مخاطب از کاراکتر دختری که در فست‌فود کار می‌کند و فرهاد برای سفارش غذا با او تماس می‌گیرد، می‌تواند چیزهای کوچکی دریافت کند درحالی که من با مونا فائزپور، بحث های زیادی داشتیم که این دختر کجا نشسته و چه لباسی پوشیده و در چه حالتی است که فرهاد برای سفارش غذا با او تماس می‌گیرد. یا شخصیت ابی که دوست فرهاد است را تنها بخش کوتاهی اش را تماشاچی می‌شنود اما من می‌دانم که این شخصیت چند ساله و خانه اش به چه شکل و درچه حالتی است که با فرهاد تماس گرفته است.

تلفن نقش کلیدی را در نمایش ایفا می‌کند و به نظر می رسد حذف آن همه چیز را به هم می‌ریزد.

بله دقیقا همین‌طور است. تلفن نقش اساسی در نمایش دارد. اگر تلفن حذف شود کار هویت خودش را از دست می دهد. در واقع می‌توان گفت نمایش دو کاراکتر دارد که یکی فرهاد شهره است و دیگری تلفن! در واقع این وسیله پاشنه آشیل فرهاد است.

صداهایی که می‌شنویم زنده هستند یا از پیش ضبط شده اند؟

من نمی‌توانم تصور کنم که صداها ضبط شده باشند. خیلی ها به من می‌گفتند صداها را ضبط کن اما امکان‌پذیر نیست برای من چرا که یک تئاتر زنده است و هر شب اجرای آن با شب بعد یا قبلش متفاوت است. اگر صداها را ضبط می‌کردیم، روح خود را از دست می‌داد و کارکرد یک ماشین را پیدا می‌کرد.

به نظر می رسد «آقای ف» در امروز ما زندگی می‌کند اما دکور و حتی برخی دیالوگ‌ها، انگار که زمان گذشته است. در واقع می‌خواهم بگویم یک تضادی در متن و به خصوص در چیدمان وجود دارد.

حرف شما را قبول دارم. من خواستم یک حالت تضاد در صحنه وجود داشته باشد که برگرفته از شکل زندگی آن آدم است. می توانستم به جای آن یخچال قدیمی دهه 50 یک یخچال سفید معمولی بگذارم آن وقت همه چیز عوض می شد اما خیلی از آدم هایی که به این شکل زندگی می‌کنند هنوز هم با همین ابزار و وسایل زندگی‌شان را پیش می‌برند. تلویزیونی که من در اجرا استفاده کردم در دهه 70 مد بود. در عوض من خیلی اصرار داشتم که این آدم اگر نان شب ندارد، حتما یک سیستم صوتی پیش رفته و یک آینه قدی داشته باشد. کسی که حتی پول خرید یک شارژ پنج هزارتومانی ندارد چندان دور از ذهن نیست که که وسایل زندگی‌اش به این شکل باشد.

آیا کار در بازبینی دچار مشکل نشد؟

خوشبختانه به مشکل برنخورد. آن ها با کلیت داستان مشکلی نداشتند. خوشبختانه امروز می‌شود به مسائل واقع بینانه نگاه کرد و خیلی خوب است که بتوانیم درباره شان حرف بزنیم اما این برنمی‌گردد به اینکه ما امروز فضای بازتری داریم؛ من فکر می‌کنم زمانه و دغدغه های ما تغییر کرده است و امروز شورای نظارت وقتش را صرف این چیزها نمی‌کند و سعی می‌کند به مسائل مهم‌تری بپردازد. فضاهای مجازی باعث شده دید کلی جامعه تغییر کند. این که می گویم فضا تا حدی باز شده مربوط به زمانه است که پیش می‌رود و لاجرم خیلی ها را با خودش همراه می‌کند و خیلی چیزها معمولی می شود.

در بخش هایی که فرهاد با تلفن صحبت می‌کند، دیالوگ ها بسیار منطقی پیش می روند اما مونولوگ های خودش نمی‌تواند مخاطب را جذب کند و در واقع او را از فضایی که برایش ساخته شده به بیرون پرتاب می‌کند. انگار مونولوگ های فرهاد تنها تلاشی است که فضا را پر کند و همچنین بخشی از داستان زندگی او را برای مخاطب شرح دهد. نظر خودتان چیست؟

من تلاش کردم تا جایی که امکان دارد این ها را حذف کنم یا اگر حذف نمی کنم دلیلی برای تک‌گویی‌ها بیاورم چرا که معتقدم تک گویی باید یک منطق قرص و محکم داشته باشد؛ ترفندی که به کار بردم این بود که فرهاد در حال آماده شدن برای روز بعد است که می خواهد درباره دوران حضورش در جنگ صحبت کند و این حرف ها را با خود تمرین می کند. در واقع تک گویی های فرهاد از جنسی نیست که یک نفر در تنهایی با خودش حرف می زند. او نگران فرداست و خود را برای روز بعد آماده می کند.

چرا فرهاد در تمام سال های زندگی اش به این مساله فکر نکرد که می تواند از بنیاد جانبازان سهمی داشته باشد؟ در پایان نمایش آیا می فهمیم که خش دار شدن صدایش به خاطر شیمیایی شدنش در حین جنگ بوده است؟

کار فرهاد و مدت حضورش در جنگ آنقدر کوتاه بوده که او هرگز فکر نمی کرده ممکن است در طول این مدت دچار آسیب شده باشد و کارش آنقدر کوچک و دم دستی بوده که حتی به خیالش هم نرسیده بود که ممکن است مشکل صدایش از آن باشد و خودش بارها می گوید که نمی تواند ربطی به دوران جنگ داشته باشد. اما تنها در صحنه آخر می بینیم که در حال مرور خاطراتش است و تازه متوجه می شود که کارش چندان هم کوچک نبوده است و در آخر هم می گوید که پول نمی خواهد و همین که صدایش برگردد و بتواند به خواندش در مجالس عروسی ادامه دهد راضی است.

یکی از بارزترین نقدهای شما به شبکه های اجتماعی بود. فرهاد خواننده مجالس عروسی است اما احساس می کند هنرمند است. آیا این توهمی است که شبکه های اجتماعی به او داده‌اند؟

دقیقا ایده من همین است. در شکل جدید نمایش و بازنویسی شدن تاکیدم بر این بود که پدیده ای مثل اینستاگرام باعث تولید هنرمند شده است. آدم ها به واسطه اینکه دنبال کننده دارند فکر می‌کنند هنرمند هستند. من در این نمایش در مورد آدم های فیک حرف می زنم. این کاراکتر درباره خواننده ای حرف می زند که سه تا فن پیج دارد و ادمین همه آن ها هم خودش است! این وضعیت در عین خنده دار بودن، وضعیت آدم های فیک است؛ آرتیست هایی که فقط خودشان خودشان را آرتیست می دانند. در این شرایط آدم فکر می کند باید به طور جدی درباره این موضوعات حرف زد چرا که هم به شخص آسیب می زند و هم به جامعه. این وضعیتی که شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام به وجود آورده است، یک تراژدی یا بهتر بگویم گروتسک است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید