تیوال گروه نمایش موج | دیوار
S3 : 14:03:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گروه نمایش موج
درباره نمایش مولن روژ i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی نویسنده مولن روژ:

هر وقت پشت خط عابر پیاده ی سر خیابان مدائن می ایستم تا از این سوی خیابان رسالت به آن سویش برم مطمئن می شوم زمینی که روی آن زندگی می کنم جای خطرناکی است. اصرار می کنم متمدنانه سرجایم بمانم تا فقط یک راننده از میان همه راننده های این شهر یادش بیاید روزی که گواهینامه گرفته آموخته است که این خط متعلق به عابر پیاده است و با دیدنش بی درنگ باید ترمز کند . من همیشه می مانم تا برایم ثابت شود که کسی پیدا می شود و نمی شود.
هر کسی برای تاسف خوردن به حال خودش و سرزمین اش راه های مختلفی دارد. برای من این یکی از همه مهمتر است. همیشه فکر می کنم وقتی هم وطن سواره ی من از منِ پیاده به سادگی می گذرد چگونه می شود من دست در دست او دهم و میهن خویش کنیم آباد؟ او ( من، ما) از یک ثانیه پا گذاشتن روی ترمز نمی گذرد بعد من انتظار دارم ... دیدن ادامه » میهن آباد کند( کنم، کنیم)؟ خط عابر پیاده چیز خیلی ساده ای است اما برای من پاشنه آشیل تاریخ و فرهنگ ملتی ست که ظالم است و برای ظلم کردن کسی را بهتر از خودش پیدا نمی کند.
به همان اندازه که خط عابر پیاده ذهن و روح مرا درگیر کرده به همان اندازه وقتی می بینم پدر و مادری پشت در سالن نمایش دعوا می کنند که چرا فرزند زیر پانزده سال ما را راه نمی دهید؟ از تئاتر از این حرفه و عشق پر سوتفاهم سیر می شوم .از کاری که می کنم پشیمان میشوم و از تماشاگری که برایش کار می کنم نا امید. درک این نکته خیلی ساده است که هر تئاتری مناسب هر قشر و سنی نیست. تئاتر اگر قرار بود برای همه باشد می شد تلویزیون که کنترلش می تواند دست بچه پنج ساله یا پیرمرد و پیرزن نود و نه ساله هم باشد.
همان خانم یا آقایی که با دیدن خط عابر پیاده سرعتش را بیشتر می کند تا عابر پشت خط نتواند رد شود وقتی به تئاتر می رود انتظار دارد دوتا آدمی که دزدی می کنند و تن به هر خفتی می دهند ، مثل گارسون های رستوران های مجلل ، مهربان و خوش زبان باشند.چطور می شود زیست این چنین آدم هایی را نشان داد وقتی نُقل دهان شان فحش است و تو نمی توانی بیشتر از یک درصد آنها را در دهانشان بگذاری؟ من نمی دانم کدام شارلاتی اولین بار گفت صحنه تئاتر مقدس است و جای فلان چیز "نیست" و جای فلان چیز "است". صحنه تئاتر جای شخصیت است و شخصیت بسته به ذاتش هر حرفی می تواند بزند و هر کاری می تواند بکند. مگر اینکه تو سانسورچی باشی. یا در قالب سیستم حکومتی یا در قالب تماشاگر شیک و با شخصیت که نتیجه می گیرد فلان نمایش مبتذل است چون آدم هایش مثل مجری های با ادب تلویزیون حرف نمی زنند. ابتذال شخصیت پردازی در نمایش نیست. ابتذال واقعی ندیدن چیزهای دیگر و فقط شنیدن چند کلام خاص از سراسر یک نمایش است.
عالی...توصیه میکنم همه نوشته زیبای آقای غباسی رو بخونن
۰۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش مولن روژ i
مولن روژ

حسین پارسایی کارگردان نمایش مولن روژ است و این بار نیز کاری متفاوت را به صحنه آورده که با همۀ کارهایش که تاکنون از او دیده ایم متفاوت تر است و محسن تنابنده بعد از 11 سال دوری از خانه خود –تئاتر- در این نمایش به همراه احمد مهرانفر بازی می کند که قدرت بازی این دو از نزدیک ملموس تر هست. دو بازیگر که فراتر از تیپ و لهجه دارند برای حضور در صحنه و خلق شخصیت های قابل درک و تامل تلاش در خوری را نمایان می کنند.

این نمایش که نوشته‌ی آرش عباسی‌ست، مضمونی اجتماعی دارد که با دو پرسوناژ اجرا میشود.


مخاطب شخصیت برات را در این نمایش نمی‌بینید، اما او کسی است که به احتکار مواد غذایی، نوار بهداشتی و…، مشغول است و این دو تا پایان نمایش بارها تلاش می‌کنند که از سیطرۀ برات رهایی یابند و جالب اینجاست یکی از این شخصیت اهل کاشان، غلام (با بازی احمد مهرانفر) ... دیدن ادامه » و دیگری، قنبر (با بازی محسن تنابنده) اهل قم است. تلاش برای رهایی از چنگال «برات» به جایی نمی‌رسد و آن‌ها سعی می‌کنند زیربار کارهایی که ملزم به انجام آن هستند نروند، اما آنقدر آس و پاس هستند که فرار از این موقعیت برایشان غیر ممکن است. این دو به همراه زنی در موقعیتی نمایشی گرفتار شده‌اند.


به هر روی متن عباسی بسیار دردناک نوشته شده که هنوز پارسایی روی خط کمدی اثر دارد حرکت می کند و شاید ملاحظاتی مانع از بروز وجه تراژیک در این اثر نمایشی شده که اگر بشود بهترین اثر نمایشی به کارگردانی او در سال 98 شکل خواهد گرفت. طرحی صحنه، لباس و موسیقی و گریم هم از جمله موارد کارآمد در شکل گرفتن این اثر نمایشی که کاملا مهندسی شده ما را ترغیب به دیدن این اثر خواهد کرد.
https://theater.ir/fa/122890/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-(5)%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%8C-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%86-%D8%B1%D9%88%DA%98-%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87
دلداده و نینا صادقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش مولن روژ i
مولن روز داستان دو آدم سرخورده است؛ دو دوست که در استیصال مادی و اجتماعی غوطه می خورند و به رغم وضعیت اسفناکی که دارند (در مکانی سابقا آرایشگاه و امروز انبار احتکار یک آدم بی اخلاق زندگی می کنند؛ مکانی که مالک هر زمان که اراده کند آنان باید از آن خارج شوند و در خیابان و پارک منتظر بمانند تا خانه خالی شود) توان و قدرت خروج از آن را ندارند.

مولن روژ را می توان یک کمدی در معنای واقعی خود نامید؛ یعنی نمایشی که در عین خنداندن از تلخی های اجتماعی شکوه می کند. صحنه تولید مشروبات دست ساز و چیزهایی که این افراد با آن ترکیب می کنند و در پوشش های مشروع به دست مردم می رسانند، یکی از واقعیت های تلخ جامعه است که بعضاً در سال های اخیر مشکلاتی را برای مصرف کنندگان ایجاد کرده است. به کار بردن عبارت هایی چون «سلطان سگ»، بیان کردن مساله گرفتن و فروش گربه برای مثلاً ... دیدن ادامه » یک شرکت چینی، و نمایش احتکار پوشک و نوار بهداشتی از جمله مسائلی هستند که حقایق تلخ زندگی معاصر هستند و این نمایش سعی دارد تا زشتی هایشان را گوشزد کند.

https://www.irna.ir/news/83385317/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%86-%D8%B1%D9%88%DA%98-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
نقدی بر نمایش هفت دقیقه به کارگردانی آرش عباسی
در آستانۀ یک جهان شگفتی ساز یا تاثیری آنی


ایران تئاتر- رضا آشفته:هفت دقیقه فقط یک نمایش کارگری نیست بلکه در آن وضعیت دموکراتیک – رای دادن- برای استقرار مسائل برابرخواهانه را به چالش می کشد.

هفت دقیقه به اهمیت درک مسائل اجتماعی اهمیت قایل می شود و نمی خواهد باری به هر جهت باشد بلکه آدمها را دعوت می کند که مثل حل یک مسالۀ پیچیدۀ ریاضی ساعتها وقت و بگومگو داشته باشند تا بهترین راه حل را پیش رویشان داشته باشند. آرش عباسی هم کوشیده با گروهی از بازیگران ناشناختۀ افغانستانی شرایط کاری و حساسیت موضوع برانگیخته شده را فراهم کند.

متن متفکر
متن متفکر هست که اجرا را متفکر می کند و این خود زمینه ساز یک ساختار بهتر و مطلوب تر هم خواهد بود و به عبارت بهتر ظرف و مظروف در این تفکر بنیادین شکل خواهد گرفت.
هفت دقیقه در نگاه اول یک متن در خور تامل و انتقادی دارد و این خود شاید مهمترین نکته برای دیدنش باشد؛ به ویژه برای آنان که کارگران را دوست دارند و فرقی نمی کند که کارگر ساختمانی، یا کارخانه، یا شرکت یا کشاورزی و یا پادو و باربر باشد. اینها اغلب در اکثر کشورهای دنیا در سطح پایین اقتصادی نگه اشته می شوند و در بسیاری موارد نیز کارگران تحت ستم و چپاولگری و استثمار هستند اما با نوشتن و اجرای تئاتر می شود جامعه را نسبت به شرایط سخت کاری و زندگی کارگران آشنا کرد که وضع قوانین و اجرای آن به نفع کارگران تمام شود. در این متن ایتالیایی هم، یک وضعیت به ظاهر ساده و به اشتباه پیش پا افتاده به چالش می کشد.
هفت دقیقه پیکره ای انتقادی دارد از وضعیت کارگرانی که هنوز هم در بیشتر نقاط دنیا تحت استثمار هستند و هر جا به گونه ای به دنبال بهره وری از این آدمهایی هستند که هم باید کارشان را به درستی بکنند و هم تضمین گر تولید باشند و در مقابل هیچ نفعی از سودهای کلان کارخانه و کارفرما ندارند. در این نمایش نیز کارفرما دارد کارگران را به چالشی عجیب می خواند. او برای آنکه بتواند میزان تولید را بالا ببرد از همه آنان خواسته که هر روز به جای پانزده دقیقه، هشت دقیقه استراحت کنند و هر کارگر در روز فقط هفت دقیقه ناقابلش را در اختیار کارخانه بگذارد. شاید در ظاهر امر هفت دقیقه نیز زمان چمشگیری نباشد اما با یک حساب سرانگشتی وقتی این زمان را برای 200 کارگر این کارخانه در نظر می گیریم می شود 1400 دقیقه که با ضرب روزها، هفته ها، ماهها و سال در می یابیم که چپاول بزرگی برای سرکیسه شدن این کارگردان نگونبخت در نظر گرفته شده است.

تکرار مردان خشمگین
ساختار متن وابستگی شدیدی به ساختار درام دوازده مرد خشمگین" اثر "رجینالد رز" دارد. یک نمایشنامه تلویزیونی که در زمان خود بلافاصله فیلم هم شده است.
«12 ... دیدن ادامه » مرد خشمگین» فیلمی آمریکایی است که در سال 1957 به نویسندگی و تهیه کنندگی «رجینالد رز» و کارگردانی «سیدنی لومت» ساخته شده است. این فیلم برگرفته از یک نمایش تلویزیونی است که در سپتامبر 1954 در تلویزیون سی بی اس آمریکا به نمایش در آمد.
داستان فیلم درباره کشمکش و هرج و مرج های میان اعضای یک هیئت منصفه است که برای اعلان رای نهایی درباره یک پرونده قتل در جلسه ای دور هم جمع شده اند. با یک نگاه کلی می توان اینگونه تعریف کرد که فیلم به تدریج از فضایی آرام و کسل کننده به فضایی متشنج تبدیل می شود. موضوع پرونده درباره جوان 18 ساله ای است که پدر خود را با چاقو به قتل رسانده است. تمامی شواهد و قرائن که در جلسات متوالی دادگاه به آنها اشاره شده است علیه پسر جوان است. به همین خاطر 11 نفر از اعضای هیئت منصفه در همان ابتدا بر گناهکار بودن متهم رای دادند در حالی که یک نفر از آنها (هنری فوندا) با شکی معقول، به گناهکار بودن او مطمئن نیست و اصرار بر بحث و گفتگو بین اعضا دارد. قوانین دادگاه های آمریکا به اینگونه است که باید همه ی اعضای هیئت منصفه روی یک رای اتفاق نظر داشته باشند (دوازده به صفر)؛ به این ترتیب اعضا مجبور به بازگو کردن داستان قتل و چگونگی انجام آن می شوند.
به مرور بر تعداد آرای بیگناهی افزوده می شود و در عین حال می توان در هم ریختگی و آشفتگی روحی و تاثیر عقده های شخصی افراد بر آرای آنها را به وضوح دید. دلایل و توجیهات شخصیت اصلی فیلم آنقدر منطقی هستند که بلاخره در پایان فیلم اعضای هیئت منصفه متهم را بیگناه اعلام می کنند. در واقع این فیلم به بررسی مجموعه تکنیک های اجماع سازی و مشکلات به وجود آمده در این روند، میان اعضای یک هیات منصفه می پردازد که البته با شدت و درگیری میان اعضا همراه است.
در هفت دقیقه یک زن که سخنگوی کارگران هست از جلسه ای می آید که به او این هفت دقیقه ناچیز را تحمیل کرده اند که به گونه کارگران زن کارخانه باید به آن رای بدهند که جلوی بسته شدن کارخانه را بگیرند... در ابتدا 8 نفر از نمایندگان دسته های مختلف کارگری با این هفت دقیقه موافقت می کنند اما تنها مخالف همانا همین سخنگو هست که دلایل بسیاری دارد که نباید کورکورانه به این قضیه رای مثبت داد و حتی چنین نمونه ای در دیگر کارخانه ها موجودیت ندارد و اینان با کم کردن از میزان ساعت استراحت می توانند دیگر کارخانه ها را هم به گونه ای تحت الشعاع قرار دهند.
بنابراین با شتاب تن به این بازی بی قاعده ندهند و خودشان را دچار بدبختی دیگری نکنند. هوشیاری زن سخنگو یکی یکی آنها را به بیداری می کشاند و تعداد مخالفان و موافقان از هر گروه به چهار نفر می رسد و حالا رای نفر نهم است که می تواند یکی از این دو گروه را پیروز کارگزار انتخاباتی گرداند. او یکی از جوانترین کارگران زن هست که به گونه ای سرنوشت نسل تازه کارگران را رقم خواهد زد و حالا در اوج بیداری بی آنکه رای نهایی اعلام شود، نمایش با پایانی باز خاتمه می یابد. انگار همه چیز به مخاطب واگذار می شود که برای این موقعیت سخت و پیچیده تعیین و تکلیف کند و آن گونه که دلش می خواهد یا تفکری را در پیش گرفته است نسبت به حل بحران و پایان بندی نمایش هفت دقیقه اظهار نظر کند.

پایان باز
به هر روی، پایان نمایش هفت دقیقه باز هست به این معنا که دقیقا معلوم نیست این کارگران زن چه سرنوشتی را می یابند اما مهمتر اینکه این پایان همراه با پرسش هست که می تواند مبنای بیداری و هوشیاری بسیاری از اشخاص باشد که نسبت به آنچه با آن درگیر هستند، واکنش در خوری را نشان دهند. یا اینکه زمانی که مساله ای ایجاد می شود هول هولکی نسبت به آن کنش آنی نگیرند بلکه آنقدر و همه جانبه فکر کنند که دقیقا معلوم باشد که نسبت به چه چیزی دارند وارد عمل می شوند چون پس از قانونی شدن دیگر راه بازگشتی برای آن میسر نیست مگر باز هم با کلی درگیری بشود آن مساله را جبران کرد. شاید در سطح کلان بشود از برگزیت در انگلستان مثال زد با آنکه مردم به خروج از اتحادیه اروپا رای داده اند اما در عمل چنین چیزی یا میسر نیست و یا به سادگی میسر نیست و اگر هم میسر باشد ضرر و زیان هایش جبران ناپذیر خواهد بود... به همین دلیل دولت و مجلس درگیرند و مردم هم بلاتکلیف مانده اند... در این نمایش هم انگار دارند در این فضای خالی درست می اندیشند که درستر وارد یک عمل خاص شوند که در آن کارگران آسیبی نبینند.
اتفاقا همین پایان باز هست که هم معنای هفت دقیقه را گسترده می کند و هم ضمن سهم خواهی مخاطبان، آنها را وارد یک کنش نمایشی نیز خواهد کرد که مساله خود را در قیاس با این وضعیت بازآفرینی کنند و این خود یک مدل چاره جویانه برای حل بسیاری از مسائل مشابه خواهد شد چنانچه این نویسنده ایتالیایی از آن مساله حقوقی در 12 مرد خشمگین، به این مسالۀ مرتبط با کارگران در یک کارخانه رسیده و این گونه دارد مساله را به چالش می کشد که اگر در متن رجینالد رز همه چیز در پایان به نفع پسری خواهد شد که دیگر نباید اعدام شود اما در اینجا هیچی معلوم نیست چون کارگران و یا مردم در مسائل مشترک باید با برقراری بحث و گفتگو بتوانند شرایط بهتری را برای تدوام زندگی شان در نظر بگیرند. یعنی پایان باز و فراگیر وجه تمایز ساختاری متن هفت دقیقه با 12 مرد خشمگین خواهد بود که دامنۀ چالش را نیز افزونتر می کند.

درباره یک اجرا
آرش عباسی دارد در اجرای هفت دقیقه، ساده ترین راه را در پیش می گیرد:
1. شاید توان بازیگران افغانستانی می طلبد که با کمترین حس و چالش ممکن رودررویی خود نسبت به این مساله حاد را نشان دهند. البته این می تواند یک بدگمانی باشد چون ما غیر از این نوع بازی را هنوز ندیده ایم.
2. شاید کارگران زن هستند و فضای زنانه نسبت به فضای مردانه کم تنش تر باشد و چه بهتر که هیاهویی هم زیاد تر از حد تصور به نمایش در نیاید.
3. شاید هدف کارگردان به جای درگیری، ایجاد گفتگو و تعامل با تاکید بر واژگانی است که نویسنده ایتالیایی نوشته اما کارگردان ایرانی روش مندی خود را به چالش درمی آورد که با دوز پایین حسی هم می شود این موقعیت را به نمایش گذاشت.
4. سبک نمایشی که به گونه ای با تاکید بر مینی مالیسم دارد شکل می گیرد فقط اتکایش به کمترین چیدمان صحنه نیست بلکه از بازیگران هم می خواهد هر چه کم مایه تر حس های خود را بروز دهند و فقط نسبت به کنش ها اشاره های خود را بازی کنند و زیاد در ویران کردن هم نکوشند. در حالیکه متن می طلبد که اینها همدیگر را ویران کنند و گویا در اجرای ایتالیا و فیلمی که بر اساس این نمایشنامه نیز ساخته شده، بر این عصبانیت و تند خویی و دعوا و درگیری ها تاکید شده است اما در اجرای آرش عباسی همه چیز به طور خلاصه تر و در حد اشاره برگزار می شود. شاید همین خود دلیلی باشد که ما فضای کارگری را کمی متمدنانه تر از حد انتظار بشناسیم و در ایران ما برخی با این نوع برخورد چندان موافق نباشند برای اینکه همه چیز به دلخواه کارگردان دارد شکل می گیرد تا اینکه ما به ازاهای بیرونی بخواهند ماجراها و آدمها را سمت و سو دهند. به هر روی عباسی کار خودش را کرده و اهدافی برای کرده اش دارد و البته منطقا مخاطب اینجایی هم در نگاه اول به دنبال تطبیق هاست که اگر ما به ازاها را نیابد شاید آن را مرتبط به جایی دور از اینجا بداند و یا در کل با چنین رویکردی مخالفت کند.
5. این نگاه مینی مالیستی به لباس، صحنه، نور و گریم هم سرایت کرده است. همه بازیگران لباس فرم پوشیده اند و این خود گویای اشتراک آنان در محیط کارگری است و البته در صحنه هم به اختصار چند دوک ریسندگی در مقابل دیدگان مخاطب آویز شده و حالا همه چیز در پیچ و تاب بازی ها نمود می یابد. نور هم بیشتر حالت تخت و عمومی دارد مگر برای دقایقی که از این حالت در می آید و یا اینکه رنگ عوض می کند اما آنقدری نیست که بشود تصوری دربارۀ نورپردازی ویژه کرد. گریم هم مختصر و مفید است و بقیه چیزها خود بازیگران اند که برخی توانسته اند و برخی هم دارند تلاش می کنند از پسش برآیند...
6. این اجرا موثر است و در نهایت گویای آن چیزی است که در دل متن موج می زند. شاید همه چیز به تنهایی از یک خوانش روان به ذهن خطور می کند و مناسبتهای متن با جهان واقع هست که نسبت ها به درست ترین شکل ممکن برای ایجاد تفکر ممکن می سازد. پس هنوز سهم بازیگران نامعلوم هست چون جاهای خالی نیز در این خوانش محسوس است که شاید کارگردان نخواسته تاکیدی بر آنها داشته باشد. بنابراین باید بازیگران را در این داوری حذف کنیم چون با تمام کمبودها و نارسایی های شخصی همچنان در تمهیدات و خواست های اجرایی وارد عمل شده اند و نه فراتر و نه کمتر...
7. اجرای آرش عباسی خیلی می تواند پر مایه تر بشود؛ یعنی هنوز در جاهایی چالش های پیش رو می تواند پر رنگ به نظر برسد. باید به بازیگران اجازه داد بنابر واقعیت جاری و ساری که هر انسانی تصمیم می گیرد که در موقعیت چگونه باشد در اینجا نیز باید چالش پیش رو به گونه ای حل و فصل شود. بنابراین پذیرندگی هفت دقیقه در حد تبادل تفکر هست که اگر وجوه حسی تر و عاطفی تر نیز زمینه ساز این القاگری شوند آنگاه ما با یک اجرای زیبا و با دوام در اذهان مخاطبان همراه خواهیم شد. شاید این رودررویی در آستانه یک شگفتی متوقف شده و بهتر است آرش عباسی با سعه راه ورود به این جهان شگفتی ساز را ممکن سازد.
علی جباری و شبنم یگانه این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و سیاوش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
بازتاب نظرات کاربران تیوال درباره نمایش هفت دقیقه در بی بی سی فارسی:



آمده ام تا فریاد کنم
آرش عباسی که تاکنون ۲۵ نمایش خود نوشته را به روی صحنه برده است، این بار تصمیم گرفت تا نمایشنامه هفت دقیقه اثر نویسنده ایتالیایی استفانو ماسینی را به اجرا بسپارد. سنگینی بار این نمایش اصالتا در جست و جوی عدالت و بازگوی رنج های سلطه و تبعیض و دنیای منفعت طلب، با انتخاب هنرپیشگان توسط کارگردان، چند برابر شد. دختران افغانستانی وقتی کارگران نمایشنامه ماسینی شدند، ناگهان تماشاگران تالار حافظ با پیامی چند برابر روبرو شدند.
طراح و کارگردان و هم تهیه کننده نمایش آرش عباسی بود و بازیگرانش الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا، حمیده جعفری، نرگس هزاره، هانیه هاشمی، سمیه علیزاده، نسرین حیدری، حوا خلیلی.
علی جعفری فوتمی منتقد تئاتر ایران نوشت: "حالا دیگر می ... دیدن ادامه » توان با خیال راحت درباره تیزهوشی آرش عباسی حرف زد. وقتی یک کارگردان دست به انتخاب "به موقع" یک نمایشنامه می زند ؛ یعنی به این واقف است که حداکثر تاثیر گذاری حرف درست؛ وقتی است که در زمان درستی گفته شود".
خانمی با نام مینا در دیوار تیوال نوشت: "به نظرم این کار، فریاد آرش عباسی بر سرمان بود ...او با جسارتی که در همه ابعاد این نمایش به خرج داد، هرچه فریاد داشت به سرما (اعم از دولت و شهروند و...) کشید... کاش اون پنبه های لعنتی را از گوش در بیاریم ..".
نیلوفر ثانی در روزنامه آرمان نوشت: "این خطرپذیری که آرش عباسی متنی از استفانو ماسینی ایتالیایی را بر صحنه آورد که بی مناسبت با شرایط کاری و کارگری پرمسئله ی فعلی بخشی از افراد جامعه و مهاجران افغان‌ نیست، درکنار موضوعیتی به روز و دغدغه‌مند، نگاه مخاطبان را به برابری حق شهروندی چه مهاجر وچه بومی جلب می کند. این یعنی فاصله گرفتن از نگاه سلطه جویانه و تبعیض‌مند و منفعت‌طلبانه‌ی قشری. تا حقیقت هنر را بی هیچ مرز و محدوده‌ی جغرافیایی، دریافت کنند. و تلاشی را بر صحنه ببینند که تنها یک اجرای تئاتری با جنبه های خاصش نیست، بلکه اتفاقی‌ست از "انتخاب" در ابعادی به وسعتِ تاریخ و رنج آدمی، برای رسیدن به حق واقعی، و آمال و آرزویی، دست یافتنی".
آرش عباسی در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: "افتخار می‌کنم در روزگار شوخی های سخیف شعار بدهم".
وی با اشاره به آن چه هر روزه در اطرافمان می‌گذرد گفت: "در چنین شرایطی من چطور می‌توانم به این فکر کنم که زیبایی شناسی کارم را رعایت کنم. یا درگیر شعار زدگی نشوم؟ در روزگاری که ظلم به بهترین شکل تصویر و به رساترین صدا شنیده می شود من چطور روی صحنه فریاد نزنم؟ به همین دلیل حتی اگر شعار داده باشم با افتخار می گویم بله شعار داده‌ام. اصلا فریاد زده‌ام. فراموش نکنید ما نمایشی با محوریت مسائل کارگری روی صحنه آورده ایم که ضعیف ترین قشر این جامعه محسوب می شوند و کافی است ذره ای به وضعیت کارگران در همین جامعه کنونی خودمان توجه کنید. به وضعیت همین شش ماه و یک سال قبل کارگران در نقاط مختلف ایران که چه مصیبت ها و رنج هایی متحمل شده اند".
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
بی بی سی از اجرای هفت دقیقه به عنوان مهمترین اتفاق فرهنگ و هنر ایران در هفته گذشته نام برد:
روز کارگر رسید، کارگردانی به هنرمندی، برقع از روی معنا برداشت، نمایشی را با دختران جوان افغان به صحنه برد، در فریاد از ظلمی که بر زحمتکشان می رود. این شد بزرگ ترین حادثه هنری و فرهنگی هفته.
آمده ام تا فریاد کنم
آرش عباسی که تاکنون ۲۵ نمایش خود نوشته را به روی صحنه برده است، این بار تصمیم گرفت تا نمایشنامه هفت دقیقه اثر نویسنده ایتالیایی استفانو ماسینی را به اجرا بسپارد. سنگینی بار این نمایش اصالتا در جست و جوی عدالت و بازگوی رنج های سلطه و تبعیض و دنیای منفعت طلب، با انتخاب هنرپیشگان توسط کارگردان، چند برابر شد. دختران افغانستانی وقتی کارگران نمایشنامه ماسینی شدند، ناگهان تماشاگران تالار حافظ با پیامی چند برابر روبرو شدند.

http://www.bbc.com/persian/arts-48167774
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i

اقتصادمان نمی‌تواند خصوصی باشد چون دولت می‌خواهد از هر نمدی برای خود کلاهی ببافد

تئاتری که دولت بر صفر تا صدش نظارت دارد، نمی‌تواند خصوصی باشد
سندیکا نمی‌تواند به تصمیمات غلط اعتراض کند چون نانش وابسته به دولت است

ما با یک ساختار معیوب و بیمارگونه روبروییم؛ به هیچ‌وجه نمی‌توانیم در جامعه‌‌مان سایه سیاست‌های غلط دولت‌ را منکر شویم. شاید دولت‌ شعار خصوصی‌سازی بدهند اما هیچ‌وقت نشان نداده‌اند که ذره‌ای از سود و منفعت خود را کم می‌کنند تا مثلا خصوصی‌سازی بال و پر بگیرد.

گفتگوی آرش عباسی به مناسبت روز کارگر ،درباره هفت دقیقه را در خبرگزاری ایلنا بخوانید
https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/757358-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF
حنیف سلطانی سروستانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i

⁣درباره نمایش "هفت دقیقه" به کارگردانی آرش عباسی - تالار حافظ
علی جعفری فوتمی - عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
حالا دیگر می توان با خیال راحت درباره تیزهوشی آرش عباسی حرف زد. وقتی یک کارگردان دست به انتخاب "به موقع" یک نمایشنامه می زند ؛ یعنی به این واقف است که حداکثر تاثیر گذاری حرف درست؛ وقتی است که در زمان درستی گفته شود و همین البته انقدر مهم است که روی برخی ضعف ها سرپوش بگذارد. چیزی به انتهای اجرای نمایش "هفت دقیقه" نمانده است. دو یا سه اجرا نهایتا . و اگر چه امیدوارم بعد از اجرای نمایش "زیرزمین" ؛ آرش عباسی در یک سالن دیگر ( ونه حافظ که نه دل خوشی از صندلی های آزاردهنده اش دارم و نه کسی حال وانگیزه برطرف کردن ایرادات فنی سالن اش را دارد) باز هم "هفت دقیقه" را روی صحنه ببرد امااگر تا الان نمایش را ندیده اید همین فرصت ... دیدن ادامه » دوسه اجرای باقیمانده را جدی بگیرید.پیداست که آرش عباسی اجرای نمایش را خیلی پیچیده نکرده است. بازیگر ها روی صحنه قصه را از ابتدا تا انتها روایت می کنند.اگر در فرم و شکل اجرا دنبال نگاه خلاقانه می گردید و به نظرتان روایت نمایش هرچه بیچیده تر جذاب تر؛ هفت دقیقه نا امیدتان می کند.اگر دنبال بازی های فوق العاده بازیگران نمایش هستید هفت دقیقه به کارتان نخواهد آمد. اما اگر می خواهید از این که حرف دلتان را در نمایشی بزنند کیف کنید دیدن هفت دقیقه انتخاب صددرصد درستی است.دو موضوع دیگر هم در نمایش هست که باید درباره اش حتما حرف بزنم.اول درباره استفاده از بازیگران افغانستانی در نمایش .این بازیگران پیش از این و اولین بار در نمایش "ویولون تایتانیک" با آرش عباسی همکاری کرده بودند و به تعبیری شاگردان عباسی محسوب می شوند.اما نکته مهم اینجاست که این نمایش ؛ پروژه پایانی یک کارگاه آموزش تئاتر عباسی نیست.(چیزی که این روزها خیلی مد شده و آدم معروف ها کارگاه آموزش تئاتر برگزار می کنند و از همان ابتدا به شرکت کننده ها وعده اجرای عمومی یک اثر در پایان دوره می دهند.وعده ای که آنها برای جذب هنرجو می دهند و اغلب اوقات تاوانش را ما تماشاگران بخت برگشته باید بدهیم).حضور این بازیگران در نمایش محصول استراتژی ،بینش وفلسفه کارگردان برای انتخاب و چینش بازیگران است.بنابراین می توان بازی بازیگران نمایش را مثل هرنمایش معمول دیگری بررسی کرد و نکات مثبت و منفی اش را برشمرد.این به این معناست که عباسی در مقام کارگردان باید مسئولیت همه ضعف های بازیگرانش روی صحنه را بپذیرد و درتجربه های بعدی آنها را اصلاح کند.بازی های اغراق شده و گاه بسیار تعصنعی بازیگران، فریاد کشیدن ها و رفتارهای تهاجمی ناشیانه بازیگران در بعضی لحظه ها نمونه هایی ازاین ایراد ها هستند اما از سوی دیگر باید پذیرفت این فرصت بسیار خوبی برای بازیگران نمایش است تا دیده شوند و مثل هر بازیگری توسط کارگردانی برای ایفای نقش در تئاتر ؛ تلویزیون یا سینما انتخاب شوند بدون آنکه دلیل انتخاب شدن یا نشدنشان قومیت یا ملیتشان باشد.
مورد دوم ترانه انتهایی نمایش است.به نظرم اگر قرار باشد هر نمایش یک جایی بالاخره اصطلاحا تیر خلاص را بزند در "هفت دقیقه" تیر خلاص همین ترانه پایانی است.ترانه ی ایتالیایی vasco rossi که طبیعتا چون اغلب ماها به این زبان تسلط نداریم ؛ ترجمه اش در بروشور آمده است.دقیقا نمی دانم چه تعداد از آنها که به دیدن نمایش آمده اند به خودشان زحمت دقت در ترجمه این ترانه را داده اند. اگر دقت نکرده اید همینحا برایتان تصویرش را گذاشته ام که حظش را ببرید.این نمونه جذابیست از آنچه که گاه می تواند به عنوان فرامتن حتی بیش از متن مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد و البته که این موضوع نه تنها ضعف کارگردان محسوب نمی شود که نشانه ی دیگری از تیزهوشی اوست.
جمله آخر: آیا با همه اینها که گفتم باید به دیدن "هفت دقیقه" رفت؟ پاسخ بی شک مثبت است.

پی نوشت:شنیدم که اجرای نمایش تمدید شده است. اگر اینطور باشد فرصت را از دست ندهید.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
تمدید شد
زهره مقدم و مینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه آرش عباسی

نمایش ٧ دقیقه تمدید شد
بر خلاف خبرهای تمدید نمایش ها ،نه به دلیل استقبال بی نظیر تماشاگران بلکه به این دلیل که فکر می کنم آدم های زیادی هستند که باید این کار رو ببینند،نه به دلیل اینکه کار منه و نه به دلیل اینکه کار عجیب و غریبیه بلکه به این دلیل که از بدیهیات حرف می زنه و ما اگر بدیهیات رو جدی گرفته بودیم الان جایگاه دیگری داشتیم.من به سهم خودم همه توان مادی و معنویم رو می ذارم که آدم های بیشتری این کار رو ببینن.
شبنم یگانه این را خواند
مینا، کاوه علیزاده، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، Someone و شیرین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی


تا چند روز دیگه بهش عادت می کنیم .شاید یه روزی یادمون بیاد یه وقت استراحت کوفتی پونزده دقیقه ای داشتیم ولی چه اهمیتی داره؟

این دیالوگ نمایش هفت دقیقه دلیل خوبیه که در هر اجرا ناخودآگاه برم به سال هفتاد و دو و تصویر اولین پراید نقره ای رنگی که اومد ملایر رو ببینم. مال صاحب داروخونه ای بود در اول خیابان سعدی.
پراید ، اون سال تکنولوژی عجیبی بود که در سیل پیکان های شهر مثه ستاره ای می درخشید.ستاره ای با قیمت دو سه میلیون تومن که طی یکی دو سال ، ذره ای گرون تر شد اما به چشم نمی اومد . بیست و شش سال گذشته و اون پراید کره ای پنجاه میلیون گرون تر شده و البته ایرانی شده و محصول سایپا. اما ما هر سال به گرون شدنش عادت کردیم و حتا یادمون نمی یاد یه روز قیمتش اون بوده و امروز قیمتش اینه. پراید یکی از هزاران هزار چیزیه که ما بهش عادت ... دیدن ادامه » می کنیم.هر روز با هر اجرای هفت دقیقه فکر می کنم که ما چقدر عادت پذیریم . ما عادت پذیر ترین انسان های زمین که نه عادت پذیر ترین موجودات روی زمینیم هیچ جانداری از انسان و حیوان و چرنده و پرنده و خزنده عادت پذیر تر از ما نبوده و نیست.من هر روز جایی از نمایش هفت دقیقه که شخصیت خارجی میگه من روزی که اومدم یورو به پول کشورم نه هزارتا بود و امروز شده صدو پنجاه هزارتا به خودم فکر می کنم که فاصله بین نه هزار تا صدو پنجاه هزار تا رو چطور طی کردم و عادت کردم. جوری هم عادت کردم که الان صدتا تک تومن پائین اومدنش خوشحالم می کنه.من به این خوشحالی ها هم عادت کردم و همینه که از خودم،از این خاک و از هر موجودی که هم نژاد منه ناامیدم
"ما عادت پذیر ترین انسان های زمین که نه عادت پذیر ترین موجودات روی زمینیم هیچ جانداری از انسان و حیوان و چرنده و پرنده و خزنده عادت پذیر تر از ما نبوده و نیست"

هرروز میخوام این مطلب رو فریاد بزنم
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
جدال پرولتاریا و بورژوا

پیروز میدان کیست؟

نگاهی به نمایش "هفت دقیقه" اثر استفانوماسینی به کارگردانی آرش عباسی همراه با مشارکت هنرمندان افغانستانی در تالار حافظ
هفت دقیقه ؛ روایت گر تمام لحظات از بین رفته ی کارگران ، به دست طبقه ی بورژوا است ،که تنها با داشتن سرمایه و پول ، برده داری صنعتی را تشکیل داده اند. تا انجا که چرتکه ها را بکار بسته و با به شماره انداختن نفس های کارگران به رشد و سود دهی هر چه بیشتر خود می اندیشند حتی به قیمت جان انسانهایی که تنها سرمایه شان نیروی بازوها و مهارت شان است.
داستان از نقطه ای آغاز می گردد که کارخانه داران خواهان کسر هفت دقیقه ی زمان استراحت از پانزده دقیقه ی موجود هستند تا بتوانند شرایط پایدار تری را برای حفظ و بقای کارخانه رقم بزنند و عملا مانع از نیاز استخدام نیروهای جدید و طبعا پرداخت دستمزد ... دیدن ادامه » و کاهش مقداری سود کارخانه شوند اما در ظاهر به خاطر این است که کارگران بتوانند در شرایط بد اقتصادی حاکم که همگان نیازمند شغل هستند همچنان مشغول کار باشند.
در ابتدا شرایط و پیشنهاد به نفع هر دو گروه یعنی کارگران و صاحبان کارخانه که در نمایش به کراواتی ها شهرت دارند می باشد ؛چرا که کسی اخراج نمی شود و تنها با موافقت کم شدن هفت دقیقه از وقت استراحت می توانند احساس خوشحالی داشته باشند از اینکه هنوز هشت دقیقه در طول دوازده ساعت کاری برای ناهار و استراحت برایشان باقی مانده! و مهمتر از ان شغل شان را نیز از دست نداده اند.
اما در این بین فردی که پیشکسوت کارگران است دیگران را به چالش می کشاند و ارزش زمانی این هفت دقیقه را در طول ماه برای دویست کارگر حساب میکند و سود کلانی که صاحبان سرمایه از این هفت دقیقه میبرند را نشان میدهد که در نهایت همین تعداد از کارگران در عمل باید جور چندین کارگر دیگر که استخدام نشدند را بکشند ، بدون گرفتن مزد؛ و البته تبعات بعدی و انتظارات بیشتری که در آینده کارخانه داران خواهند داشت و زنجیر کشیده شده به دور کارگران هر روز تنگ تر وتنگ تر خواهد شد.
تصمیم گیریها بین نه نفر حاضر شورای کارگری در هر لحظه تحت تاثیر فضای حاکم مدام عوض می گردد و گره ها و مسائل جدید تری مطرح می شود که شاید تا قبل از این بحران به ذهن کارگران خطور هم نمیکرد؛ یک بازی زبانی شکل میگیرد که در پس هر حرف و بحث به لایه های جدید تری از آگاهی دست مییابند.
جامعه ی سرمایه داری تنها زمانی با سرعت و شتاب زیاد و زمان اندک به سود دهی فراوان می رسد که دستمزدهای حقیقی به همان نسبت و سرعت رو به کاهش باشند، همین امر باعث شکاف بسیار بزرگی بین طبقات جامعه خواهد شد و طبقه ی متوسط هم روز به روز ضعیف تر از قبل خواهد شد و به خیل جامعه ی کارگری و ضعیف اضافه می شود تا جایی که جامعه به دو پاره تقسیم می گردد . جامعه ای کوچک و قدرتمند سرمایه داری و در مقابلش جامعه ی بزرگ واما ضعیف کارگری .و البته صاحبان سرمایه غافل از این مهم هستند ؛که هر چقدر بهره وری واستثمار کارگران بیشتر باشد به همان اندازه جامعه ی کارگری توسعه می یابد و به آگاهی خواهد رسید. آگاه شدن از این بینش که انسان ذاتا آزاد و اندیشمند است می تواند فعلیتی ایجاد نماید که منتهی به اتحاد بین کارگران گردد و نظام استثمارگر سرمایه داری را به زانو درآورد.
آرش عباسی کارگردان با دراماتورژی درست با توجه به مکان جغرافیایی اجرا و همچنین با اعتماد کردن و دادن آزادی عمل به بازیگرانش توانسته اثری در خور تامل را به صحنه بنشاند . اثری که گویای له شدن و تباهی طبقه ی بزرگ کارگری است.
پرهیز از دکور سنگین که البته اگر غیر از این بود پارادوکسی بین درام و اندیشه ایجاد می نمود که همین امر خود روح و ماهیت تئاتر را بیشتر نمایان می کند.
بازیهای نسبتا یک دست و هماهنگ که ناشی از همان اعتماد به نفس دادن و باور بازیگر از طرف کارگردان میباشد، هرکدام در جایگاهشان بهترین خود را نشان میدهند. هفت دقیقه اثری است که دیدنش انسان امروز را به تفکر وا میدارد.
آناهیتا زینی وند عضو کانون ملی منتقدان تئاتر
ز.خ، محمد کارآمد و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
بی انصافی است چنین اثری، آن هم با پتانسیل اجرایی فوق العاده نادیده گرفته شود؛ حقیقتا اگر به دنبال دیدن اثری متفاوت با حال و هوای این روزهای وطن هستید ؛ «هفت دقیقه» را از دست ندهید؛ بی شک حس و حال هایی در حین دیدن نمایش به شما دست می دهد که در کلام نمی گنجد. آنچنان همراه آن می شوید که شاید مثل من در پایان، یکی از دیالوگ های شخصیت اصلی نمایش را خاطر بسپارید :«من هر بار بعد رای دادنم به امید ؛ ناامید شدم، چون رای دادنم اشتباه بود!»
اینجا بخوانید:
http://www.artcafe.ir/blog/post/8785438853/%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86

علی جباری، پرند محمدی و Marillion این را خواندند
Pegah_art، ز.خ، حمیدرضا مرادی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی:

در اوج خودشیفتگی خودم رو در قامت ستاره شناسی می بینم که پاداش ریسک کردنش کشف ستاره هایی شده که نورشون تا سال ها صحنه ها را روشن خواهد کرد.در این مدت بارها شنیدم که استفاده از این نوع بازیگر پیش فرضی در ذهن تماشاگر ایجاد می کنه که با یک کار کلاسی طرفه.من البته افتخار می کنم با دانشجو و هنرجو کار کنم اما این جمع بازیگر پیش از من هم کار کرده بودند مدت ها تمرین های سخت بدن و بیان کرده بودند.من فقط خوشبختم که هنوز توان ریسک کردن دارم و خدا روشکر چیزی برای باختن ندارم. این نمایش پروژه پایانی یک دوره آموزشی نیست. این نمایش از ترجمه تا اجرا پروسه هفت ماهه ای رو طی کرده که چهار ماهش تمرین های سخت بوده .
این آدم ها که در تصویر می بینید ستاره های من اند،سوپر استارهایی که باعث شدن این شب ها با خیال راحت بخوابم.از کاری که می کنم راضی ... دیدن ادامه » باشم و اکسیژنی که استشمام می کنم حلال باشه.لطفن هنرنمایی شون رو بر صحنه ببینید.
ز.خ و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
آرش عباسی می‌داند که تئاتر بدون نمایشنامه خوب فقط به درد لای جرز می خورد و بس. او به اصول این حرفه آشناست و می‌داند ایجاد تعلیق در روند قصه چطور جان تازه به اثر می‌دهد یا کجا می‌تواند با کشمکش، تقابلی میان قطب خیر و شر نمایش به وجود آورد. مخاطب ابتدا با فرم طرف است و سپس با محتوا مواجه می‌شود اما این روند برای خالق اثر برعکس رقم می‌خورد. یعنی کارگردان بر اساس دغدغه و محتوای خود دست به ترکیب‌بندی و فضاسازی در کار خود می‌زند و از درون تکنیک‌ها، صداها و اشکال ما را به عمق ناخودآگاه خود دعوت می‌کند.
اینجا بخوانید:
https://teater.ir/?p=47619
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
یادداشت صنم نادری بازیگر و کارگردان کمپانی metici ایتالیا برای اجرای هفت دقیقه:
کارد هنوز به استخون نرسیده وگرنه یه تکونی می خوردیم.
یا شاید هم بعد از این همه سال که این کارده تو استخون جا مونده بی حسمون کرده. آره باید همین باشه. ما بی حس شدیم. آب ببرتمون یا خواب ببرتمون برامون فرقی نداره.

نمی دونم چی رو دارم این وقت ساعت به چی ربط میدم. اما ته دلم می دونم که دنیا خیلی بزرگه و ما هنوز خیلی کوچیکیم. هنوز باید خیلی چیزا یاد بگیریم. خیلی چیزا کشف کنیم. بشناسیم، لمس کنیم. بو بکشیم، جابه‌جا کنیم.

سال هاست که از خیلی چیزهای عادی و سر سری گذشتیم.
پیشتر تو فرهنگمون بهمون یاد دادن که اگر کسی پا رو حقت گذاشت ببخشش، یه جایی جواب پس میده. بعدها رسیدیم به جایی که بهمون یاد دادن اینجا جنگله پس بخور تا خورده نشی.

اما حقیقت اینه که کسی درست و درمون بهمون یاد نداد ... دیدن ادامه » حق چیه؟
حقوق چیه؟
تا کجا میشه به کسی گفت بفرما پاتو دراز کن.

سال هاست بین ترس هامون قایم شدیم. سال هاست داریم خودمون دور می زنیم. خودمون از خودمون گذشتیم تا راحت از رومون رد شن. اما... #هفت_دقیقه فکر کنیم، کجا رو درست حساب نکریم؟ از کجا راحت گذشتیم؟ چرا بلند نشدیم؟ چرا بلند نمیشیم؟ چرا نمیگیم بلد نیستیم اما تنهایی می خواییم یاد بگیریم. اصلا می خواییم یاد بگیریم.
دنیامون رو هر چقدر پر زرق و برق تر کنیم باز خودمون خوب می دونیم که هنوز خیلی عقبیم. چون بین ترس هامون جا موندیم. هنوز یه مشت آدم با افکار پوسیده هستیم که هفت دقیقه به خودمون مهلت فکر کردن ندادیم و نمی دیم تا بفهمیم چرا حالا اینجاییم. تو این اوضاعیم.
#هفت_دقیقه رو برای این ببینید که چیزی متفاوت دیده باشید. چیزی که غربی ها هم عادت به دیدنش ندارن چه برسه به ما که هنوز خیلی باید یاد بگیریم.
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی:


طبق قولی که داده بودیم دانشجویان همه رشته ها با ارائه کارت دانشجویی می تونن بلیت نمایش هفت دقیقه رو با پنجاه درصد تخفیف تهیه کنن.همه جای جهان این کار رو دولت انجام میده.اینجا مشخصن وزارت ارشاد،مرکز هنرهای نمایشی و وزارت علوم باید این کار رو بکنه که نمی کنه.نهاد دولتی ما قبل از عید با ما قرارداد نوشته که شبی هفتصد هزارتومن اجاره سالن بگیره به علاوه ی نٌه درصد مالیات بر ارزش افزوده هم بدیم، حالا ما افزوده داریم؟ ما که به توی دولت پول می دیدم بابت سالن خودمون افزوده داریم؟ اصلن ارزش داریم؟از اینا گذشته دیروز نهاد دولتی زنگ زده که همه چی گرون شده ما هم خودمون بیست درصد به هفتصد هزار تومن اجاره تون و مالیات تون اضافه کردیم . شما به اجراتون ادامه بدید.
گفتم که بگم در چنین جنگلی تئاتر کار کردن کار هر کسی نیست و ما که بدون ... دیدن ادامه » پول و قدرت و حمایت کار می کنیم از هر کسی سگ جون تریم.با این حال با افتخار به دانشجویان نصف قیمت بلیت رو تخفیف می دیم.باشد که روی دولت سیاه تر از این که هست بشود.
ما که در حد توانمون از هنرمند حمایت خواهیم کرد. نزارید مشکلات خدای نکرده روی کیفیت تاثیر بزاره.
۲۸ فروردین
ای بابا :-(
۲۸ فروردین
کلا در این مملکت قرارداد کشکه، مجوز کشکه، قول و قرار کشکه، ضمانت اجرای هر توافقی کشکه، ما هم کشک می سائیم
۲۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج  
درباره نمایش هفت دقیقه i
تحقق وطن پارسی بر روی صحنۀ تئاتر
_ به بهانۀ نمایش «هفت دقیقه» _

یادداشتی از عارف حسینی

آرش عباسی روی تاریکی صحنۀ نمایش به‌طور عملی کاری را انجام داده است که در فخرفروشی‌های فرهنگی، هنری و ادبی دیگر فقط لافش را زده‌ایم. نُه بازیگرِ زنِ نمایش «هفت دقیقه» را هفت افغانستانی، یک تاجیکستانی و یک ایرانی تشکیل می‌دهند.

شاید قصد و توجهی به این مسئله نبوده و فقط اجرای نمایش و شرایط بازیگران این‌طور ایجاب کرده است، اما خوانش این متن با این نگاه هم خالی از لطف نیست.

http://www.aghalliat.com/%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%DB%80-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7/
مریم این را خواند
ز.خ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
گفتگوی آرش عباسی درباره نمایش هفت دقیقه را در روزنامه اعتماد امروز شنبه 24 فروردین بخوانید:

افتخار می کنم در روزگار شوخی های سخیف شعار بدهم

در چنین شرایطی من چطور می توانم به این فکر کنم که زیبایی شناسی کارم را رعایت کنم.یا درگیر شعار زدگی نشوم؟ در روزگاری که ظلم به بهترین شکل تصویر و به رساترین صدا شنیده می شود من چطور روی صحنه فریاد نزنم؟ به همین دلیل حتی اگر شعار داده باشم با افتخار می گویم بله شعار داده ام.اصلا فریاد زده ام. فراموش نکنید ما نمایشی با محوریت مسائل کارگری روی صحنه آورده ایم که ضعیف ترین قشر این جامعه محسوب می شوند و کافی است ذره ای به وضعیت کارگران در همین جامعه کنونی خودمان توجه کنید. به وضعیت همین شش ماه و یک سال قبل کارگران در نقاط مختلف ایران که چه مصیبت ها و رنج هایی متحمل شده اند.
موضوع اینه که ما هر روز درگیر این شعار زدگی هستیم اما
کو مرد دلیری که به بازوی توانا. بزداید از این چشمه‌، گل و لای و لجن را.
به شما و هدفتون باور دارم، ولی بر میگردم به دیالوگی در نمایش
میدونید کثیف تر از اونی که اون بالا نشسته کیه
کسی که به اون بالاییِ ... دیدن ادامه » فحش میده تا جیب هایش رو پر پول کنه
مفهوم اپوزیسیون و کنشگر اجتماعی نه فقط بخاطر بی اعتمادی ایجاد شده در ...... بلکه ماهیت دو وجهی بی اثر بسیاریشون الان اینه پس حق بدید از شعار زدگی فرار کنیم .
۲۴ فروردین
ولی ما جیب مون رو پر از پول نمی کنیم.ما چیزی بیشتر از درآمد هر شبمون رو اجاره سالن می دیم به علاوه بر ٩ درصد مالیات ارزش افزوده.هیچ سرمایه گذاری هم نداریم،این بازیگرانی هم که شما در اولین شب اجرا شما رو راضی نکردن چهار ماهه بدون چشم داشت دارن کار می کنن.
۲۴ فروردین
این فرمایشتون رو که صد در صد قبول دارم مقصود من عرض کردم شما نیستید بی اعتمادی اینروزهاست و گارد نسبت به شعار.
ورنه هیچ انتفاعی در تئاتر نیست
و تنها درآمدش عشق است و رسالتش روشنگری
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نمایش موج
درباره نمایش هفت دقیقه i
فردا پنجشنبه 22 فروردین نمایش هفت دقیقه در حالی به صحنه می رود که پیکر محمد مطیع بازیگر بزرگ سینما و تئاتر ایران قرار است در سوئد و کیلومترها دورتر از ما در خاک آرام گیرد. یکی از افتخارات گروه تئاتر موج همکاری با این بزرگ مرد در نمایش "آفتاب از میلان طلوع می کند "در سال 1390 است که خاطره اش تا همیشه با ما خواهد بود.یادش گرامی و روح اش در آرامش.