تیوال بردیا | دیوار
S3 : 15:14:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش خوبی بود
با بازی های شسته رفته
و یه متن خوب از سعید آلبو عبادی
علیرضا و Zitaaa این را خواندند
منصور نصیری این را دوست دارد
به نظرم مشکل اصلی این نمایش تمایشنامه ناقص و پا در هواش بود و همچنین پایان ول
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بردیا
درباره نمایش آیس لند i
الان برای نمایش"آیس لند"زده ردیف 5 دانشجویی ولی هیچ جایی نیست که کد دانشجویی بزنیم
اگه ما با تخفیف دانشجویی بخوایم این کارو ببینیم چه کدی باید ردیف 5 وارد کنیم؟
دانشجویان عزیز با انتخاب بلیط از ردیف 5 بدون نیاز به کد ویژه ای می تونن بلیط خریداری کنن و موقع تبدیلل بلیط در گیشه تئاتر باران کارت دانشجویی شون و ارایه بدن
۰۷ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیتا
درباره نمایش خواب زمستانی i
بازی های خوب و دلنشین
یه نمایش شریف
حتما ببینین
مینا و مجتبی بشیرپور این را خواندند
آرمین و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیتا
درباره نمایش مرد بالشی i
"مرد بالشی"را چشم در راهیممممممممممممممممممم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی هم عالی
دوستان یه عالمه فیلم تئاتر خوب اینجا هست :)
برومند این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود
پر از تصویرهای رویاییی
یه تجربه که شاید به این زودی ها نتونین تجربه ش کنین
پس برین ببینین
تا جمعه م بیشتر نیست اجراش
مهدی حسین مردی و الهام. ب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیتا
درباره نمایش قدم زدن با اسب i
داستان این اثر برگرفته از تاریخ مبارزه‌های سازمان‌های چپ در ایرانه.قسمتی از زندگی مردان و زنانی که طی سال‌های پر آشوب تو خونه‌های تیمی به صورت مخفی زندگی می‌کردن

"قدم زدن با اسب" کمی تئاتر و کمی فیلم ه؛ هم زمان با اجرا، روی پرده که کنار صحنه ست فیلمی از قصه‌ای که قهرمانان نمایش اونو را تعریف می‌کنن ، پخش می‌شه

زنان و مردانی که با سیانوری در زیر دندان و اسلحه‌ای در دست با مرگ بیشتر آشنا بودند تا با زندگی.
الهام برزویی این را خواند
امیرمسعود فدائی، ALi1982 و آیدا پایدار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فردا آخرین اجرای نمایش"نگاهمان می کنند" در تماشاخانه مسعودیه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نغمه ثمینی که اخیرا نامش به‌واسطه نگارش سریال «شهرزاد» سر زبان‌ها افتاده، از سال‌ها پیش به‌واسطه نمایش‌نامه‌هایی که نوشته، در محافل تئاتری زبانزد است. این استاد نمایش‌نامه‌نویسی دانشگاه تهران که اخیرا نمایش‌نامه «نگاهمان می‌کنند» از او به کارگردانی محمدرضا اصلی در سالن مسعودیه روی صحنه رفته، از راه اندازی کارنوالی با دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا خبر داد.

ثمینی درباره ی شکل گیری متن «نگاهمان می‌کنند» می گوید:سال ٨٩ یا ٩٠، محمدرضا اصلی که در آن دوران دستیار کارگردان بود، به من گفت یک ایده اجرائی دارم. او گفت می‌خواهم دو فضا روبه‌روی هم بسازم که تماشاگر روی یک پشت‌بام بنشیند و اجرا روی پشت‌بامی دیگر باشد و تماشاگر احتمالا با دوربین شاهد اتفاقات خانه‌ای باشد که در آن کسی می‌خواهد خودکشی کند. این ایده برایم خیلی جالب بود و به ... دیدن ادامه » آقای اصلی گفتم حتما به آن فکر می‌کنم اما عملا از لحظه‌ای که گفتم به این ایده فکر می‌کنم تا وقتی که نمایش‌نامه نوشته شد، حدودا دو، سه‌سال طول کشید.
وی در ادامه افزود: آقای اصلی با یک پیگیری و پشتکار غریبی تمام این سال‌ها، محترمانه ماهی یک‌بار به من یادآوری کردند که منتظر متن هستند. نهایتا بعد از کشمکش‌های ذهنی بسیار به یک طرحی رسیدم که نمایشی که حالا روی صحنه است، تقریبا با ٢٠،٣٠درصد تغییر، کامل‌شده همان طرح است. اتفاقات نمایش برایم بسیار به‌روز بود چون تحت‌تأثیر وقایع همان سال‌ها بود و حسی مشترک برای همه‌مان وجود داشت که انگار تحت نگاه و نظر هستیم. ناامنی غریبی بر زندگی همه حکم‌فرما بود و همه فکر می‌کردند که فضاهای خصوصی‌شان تحت کنترل است. در چنین فضایی طرح «نگاهمان می‌کنند» برای من شکل گرفت و یک‌باره این نمایش‌نامه برایم خیلی جذاب شد.
‌ نویسنده نمایشنامه‌های «خواب در فنجان خالی»،‌«رازها و دروغ‌ها» و «شکلک» در ادامه با ابراز خرسندی از اینکه نمایش «نگاه‌مان می‌کنند» پس از مدت‌ها پیگیری، به صحنه رفته، یادآور شد:‌خوشحالم که سرانجام بعد از چندین سال پیگیری توسط محمدرضا اصلی، کارگردان جوان تئاتر، این نمایشنامه با حضور جمعی از بازیگران حرفه‌ای روی صحنه رفت و از اجرای آن بسیار خوشحالم.
ثمینی در همین زمینه متذکر شد:موقع نوشته‌شدن نمایش‌نامه، موضوعات بسیاری برای الهام‌گرفتن در اطرافم داشتم و لازم نبود از جایی بیرون از فضای شخصی روزمره خودمان الهام بگیرم. بزرگ‌ترین الهام‌بخش، واقعیات روزمره‌ای بود که آن روزها در زندگی‌مان جریان داشت. اینکه خیال کنی هم‌زمان که داری با تلفنت حرف می‌زنی، کسانی دیگر هم می‌توانند صدای تو را بشنوند یا اگر یک پیغام خیلی‌خیلی خصوصی روی موبایلت داری، کسان دیگری هم این امکان را دارند که آن را بخوانند، دردناک است. برای من این نمایش‌نامه در مواجهه با همین وجه دشوار زندگی شکل گرفت.
نینا ا.بستیانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یادداشت عباس جهانگیریان بر نمایش"نگاهمان می کنند"
انتخاب عنوان هوشمندانه ی نمایش«نگاهمان می کنند»به تماشاگر کمک می کند تا در رَصد مناسبات اجتماعی و کشف اعماق جامعه در دهه های پشت سر، به شناخت بیشتری برسد و فراموش نکند که از چه دالان های هولناکی گذشته و خواهد گذشت!
نمایش" نگاهمان می‌کنند" نوشته‌ نغمه ثمینی به کارگردانی محمدرضا اصلی این روزها در عمارت مسعودیه به روی صحنه می‌‎رود. نمایشنامه‌ای با مضمون اجتماعی که معضلی را به تصویر می‌کشد که زندگی انسان معاصر را تحت الشعاع قرار داده و یکی از دغدغه‌های اوست.

به همین بهانه عباس جهانگیریان نویسنده و پژوهشگر یادداشتی را بر این نمایش منتشر کرده است.

نگاهشان می کنند

تئاتر امروز ایران با حضور جوان های خلاق و با استعداد، جانی تازه گرفته و تداوم این حضور می تواند ما را به آینده ای بهتر امیدوار کند.

مرزهای اجرایی از مجموعه تئاتر شهر و ایرانشهر و سالن های رسمی، دولتی و شبه دولتی فراتر رفته و گویا می رود تا در هر کوی و محله ای ، این نسل خودجوشِ نوخاسته، چراغی روشن کند و به تئاتر کم جان ایران، نفسی تازه بدمد.

نمایش«نگاهمان می کنند»نوشته نغمه ثمینی و به کارگردانی محمدرضا اصلی را برای دومین بار دیدم و این بار در تماشاخانه مسعودیه.

انتظار ... دیدن ادامه » نداشتم با توجه به دور دوم اجرای نمایش سالن پر باشد ولی برخلاف تصورم مردم به تئاتر رو آورده اند و اکنون نوبت دولتمردان و متولیان تئاتر است که با خانوادهی بزرگ نمایش همراه شوند و صدایشان را بشنوند.

سال گذشته"نگاهمان می کنند"را با همین گروه، در سالن ناظرزاده ایرانشهر دیده بودم اما این بار در سالن گرد و سه سویه مسعودیه، به نظرم صمیمی تر آمد.

دیوار فرضی برداشته شده و بازیگران در صحنه ای "شبه جزیره ای" ظاهر می شوند و تماشاگر امروز بسیار شفاف تر و نزدیکتر نگاهشان می کنند.

نمایش در سه اپیزود نوشته شده و این سه اپیزود با یک مضمون مشترک به هم پیوند می خورد؛ این که فضای زندگی مان را دارند شیشه ای می کنند! و حریم خصوصی طبعا در یک جامعه اخلاق گریز و ناهنجار و نامتعادل، معناها و مرزهای خود را از دست می دهد.

اگر واقعیت است که این مصداق ها، نمودها و نمادهایش را پیش رو داریم و اگر خیال و توهم است که این توهم هم ریشه در واقعیت های دور و نزدیک جامعه ما دارد که بخش هایی از جامعه در گذشته آن را تجربه کرده است.

و اکنون این واقعیت ها، در پس غبار زمانه چهره ی پنهان و روح آزرده ی خود را به ما باز می نماید!

چه می شود که مردمانی نجیب و امانت دار؛ در چرخشی دیگر، به ناگهان حریم شکنی می کنند و در زندگی خصوصی یکدیگر سرک می کشند؟ این سرک کشیدن ها و حریم شکنی ها، در جریان و جرگه ی اقتصاد کثیف هم قرار می گیرد!

همدلی ها به ناگهان به بدخویی و بدخواهی می گراید و بنیاد و کیان خانواده و اخلاق فرو می ریزد.

جای خالقان این شرایط روی صندلی تماشاخانه ها خالیست تا با نگاهی دیگر نظاره گر آدم های مخلوق خود باشند.

روی دیگر«نگاهمان می کنند»سگ کشی بهرام بیضایی را تداعی می کند که یادآور یک دوران به ظاهر سپری شده است اما این دوران گویا مرزی برای تمام شدن و بازگشت به آرامش خردمندانه و شرایطی انسانی و بی دغدغه ندارد.

اخلاق؛ محصول شرایط اجتماعی است و شرایط هر چه غیر انسانی تر بشود ارزش های اخلاقی و انسانی متزلزلتر می شود...

انتخاب عنوان هوشمندانه ی نمایش«نگاهمان می کنند»به تماشاگر کمک می کند تا در رَصد مناسبات اجتماعی و کشف اعماق جامعه در دهه های پشت سر، به شناخت بیشتری برسد و فراموش نکند که از چه دالان های هولناکی گذشته و خواهد گذشت!

دالان اول یا اپیزود اول: ترس و تهدید

دالان دوم یا اپیزود دوم: فروپاشی و تخریب ارزش ها

و سرانجام اپیزود سوم: جدایی و تقابل

در هر سه اپیزود که با بازی های دو نفره طراحی شده، ما با بازی های خوب، یکدست و روان مواجهیم و به حدی خوب که نمی توان خوب و خوب تر را از هم تمیز داد.

هر شش بازیگر نازنین فراهانی، کاظم سیاحی، شیدا خلیق، فرشته صدرعرفایی، مسعود کرامتی وسام قریبیان در نقش های خود به درستی ظاهر شدند.

کنش واکنش های درست و باورپذیر، هماهنگی کلام با زبان بدن، ایست های خوب سکوت های به موقع، میزانسن های خلاق که همگی نشان از وجود استعدادهای خوب برای اداره ی صحنه و خلق لحظه های درخشان و ریتمی در خور متن دارد.

در پایان متذکر می شوم که ایجاد و ساخت سالن نمایش در عمارت تاریخی مسعودیه یادگاری ست شایسته و ماندگار.

اجرای نمایش های خوب در این سالن فرصت و بهانه ای است تا معماری ایران در پیوند با تئاتر ایرانی تماشاگر با ذوق ایرانی را به جلوه های بصری خود جذب کند تا دقایقی حتی اندک مرهمی باشد بر زخم های پدید آمده بر هویت ایرانی مان
نینا ا.بستیانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

محمدرضا اصلی به مهر گفت:
بازیگران «نگاهمان می‌کنند» در استقبال مردمی از اثر تاثیر دارند
کارگردان نمایش «نگاهمان می کنند» با اشاره به اینکه حضور بازیگران مطرح در استقبال از اجرای این اثر نمایشی موثر بوده است، یادآور شد تماشاخانه های خصوصی نیاز به حمایت دارند.

محمدرضا اصلی کارگردان نمایش «نگاهمان می‌کنند» درباره اجرای این اثر نمایشی که این روزها در تماشاخانه مسعودیه روی صحنه است به خبرنگار مهر گفت: اجرای نمایش «نگاهمان می کنند» تا ۳ تیرماه تمدید شده است و این تمدید دیگر تکرار نخواهد شد. این نمایش نوشته نغمه ثمینی بوده و پیش از این دی ماه سال گذشته در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته بود. خوشبختانه با وجودی که در ماه رمضان قرار داریم اما استقبال از نمایش خوب بوده است.

وی درباره تغییراتی که این اجرا نسبت به اجرای سال گذشته داشته است، بیان کرد: در اجرای قبلی نمایش در سالن ناظرزاده کرمانی که سالنی قاب عکسی است به صحنه رفته بود اما تماشاخانه مسعودیه سالنی بلک باکس دارد که با توجه به این تفاوت، تغییراتی در اجرا و میزانس ها به وجود آمده است. در حال حاضر نمایش به شکل سه سویه اجرا می شود اما تغییری در متن و دیالوگ ها به وجود نیامده است.
اصلی درباره اجرا در یک تماشاخانه خصوصی تصریح کرد: خوشبختانه میلاد نیک آبادی مدیر تماشاخانه مسعودیه گروه بسیار خوبی گرد هم آورده است که در حد توان و امکاناتشان از گروه هایی که در این سالن اجرا می روند حمایت می کنند. تماشاخانه مسعودیه سالن خوبی است اما توقع می رود که از تماشاخانه های خصوصی حمایت شود چون متاسفانه در حال حاضر هنوز بنیاد فعالیت تماشاخانه های خصوصی و میزان حمایتی که دولت باید از این سالن ها بکند، نهادینه نشده است. در حال حاضر تضمینی برای فعالیت این تماشاخانه ها وجود ندارد پس باید کمک کرد تا تماشاخانه های خصوصی استاندارد و تجهیز شوند.

این کارگردان تئاتر درباره حضور چهره های سینمایی و تاثیری که در جذب مخاطب داشته اند، گفت: برخی از بازیگران نمایش همچون کاظم سیاحی و شیدا خلیق بیشتر بازیگران تئاتر هستند اما در سینما و تلویزیون هم فعالیت دارند. در واقع تمام بازیگران نمایش تجربه حضور در تئاتر را دارند و اینطور نیست که همه آنها تنها چهره های سینمایی باشند. خودِ من، فرشته صدرعرفایی و مسعود کرامتی را از بازی های تئاتری شان شناختم چون ریشه این هنرمندان از تئاتر است بقیه بازیگران نیز قبلا در تئاتر بازی داشته اند اما ممکن است تجربیاتشان نسبت به بقیه کمتر باشد.

وی در پایان صحبت هایش متذکر شد: اما حضور این بازیگران تاثیر مثبتی در استقبال از این نمایش داشته است که جای خوشحالی دارد. نمی توان حضور بازیگران در استقبال از یک نمایش را نادیده گرفت چون در شرایطی که تئاتر هیچ حامی ندارد و کوچکترین تبلیغی نیز برایش نمی شود اینکه یک نمایش مورد استقبال قرار گرفته است جای خوشحالی دارد.

نمایش «نگاهمان می کنند» مضمونی اجتماعی دارد و به معضلات فرهنگی، شک و تردید، خیانت و لو رفتن فضای خصوصی افراد در روزگار معاصر می ­پردازد. این نمایش درباره یک نوع احساس عدم امنیت انسان معاصر از زیر نگاه دیگران بودن است به این معنی که زندگی خصوصی به تدریج معنای خود را از دست می­ دهد.

بازیگران ... دیدن ادامه » این نمایش که تا ۳ تیرماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه مسعودیه روی صحنه است به ترتیب ورود به صحنه نازنین فراهانی، کاظم سیاحی، شیدا خلیق، فرشته صدرعرفایی، مسعود کرامتی و سام قریبیان هستند. عکس های خبر از گلشن قربانیان و رضا جاویدی است.
بهنام نجم الدین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خلاصه ای از نظرات منتقدین بر نمایش" نگاهمان می کنند"

جواد طوسی:
دو زوج قسمت‌های اول و دوم نمایشنامه نمایندگان طبقه متوسط سردرگم و پریشان احوال هستند که قبلا نشانه‌ها و پنهان‌کاری‌های‌شان را در سه‌گانه اصغر فرهادی شاهد بودیم. نغمه ثمینی و محمدرضا اصلی در مقام نمایشنامه‌نویس و کارگردان بدون ملاحظه و با نگاهی واقع‌بینانه از این طبقه خالی از فضایل اخلاقی پرده‌برداری می‌کنند و موقعیت معاصر بغرنج‌شان را به نمایش می‌گذارند.

دکتر حمیدرضا صدر :
با هر بار کنار رفتن پرده ها با حقیقت اصلی تر زندگی روبرو می شویم: دروغ، دورویی، پنهانکاری، خیانت. ما این جا فقط تماشاگر نیستیم و طی نمایش بدل به شخصیتی می شویم که کنجکاوانه – و احتمالا آمیخته به لذت - زندگی دیگران را زیر ذره بین می بریم.

حسین پاکدل:
نمایش در سه اپیزود ظاهراً جدا ولی تنیده در هم موقعیتی ساده ولی هول آور را به نمایش می‌گذارد تا فرصت باقی است بروید ببینید. به دیدن خود بروید. به دیدن خود در این اطاق عمل فراهم شده بر صحنه برویم. تا خود را در بازتاب منشوری از خرد، برای جراحی دمل متورم سرپوش گذاشتن بر عیوب عیان ببینیم. به دیدن این اثر برویم تا آغازی باشد بر خوددرمانی!


احمدرضا حجارزاده:
یک‌دستی و هماهنگی موجود میان بازیگران، نمایشی استاندارد و در خاطرماندنی رقم زده که بعید است به این زودی‌ها و به سادگی از ذهن کسی پاک بشود. «نگاه‌مان می‌کنند» حرف و دغدغه اغلب مردمان امروز کشور ما و حتی جهان است؛ نمایشی که با زبانی ساده و طنازانه می‌گوید اگر امروز اندکی احساس ناامنی می‌کنیم، تنها به خاطر استفاده نابجا از برخی دست‌ساخته‌های خودمان است

مهرداد ... دیدن ادامه » نصرتی:
"نگاهمان می کنند"یک ملودرام ناب اجتماعی است.در این نمایش، هر یک از بازیگران در ترسیم نقشی را که بر‌عهده داشته‌اند، موفق عمل کرده‌ و بخوبی از عهده نقش‌هایشان برآمده‌ و توانسته‌اند به دور از کلیشه، توانایی‌های خود را به نمایش بگذارند.نگاهمان می‌کنند نمایشی دیدنی است. نمایشی که حرف‌های زیادی برای آدم‌هایی که نگاهش می‌کنند دارد

حمیده صمدی:
من مانده ام با اینهمه پیشرفت تکنولوژی شرافت آدمی چرا پسرفت میکند...به محمدرضا اصلی به عنوان اولین کارگردانیش به دلیل پرداختن به یک معضل مهم اجتماعی و دغدغه روز انسان معاصر ... تبریک میگویم به خاطر کارگردانی بی ادعایش به خاطر صداقتش و اینکه یک سوژه اجتماعی به روز را با احترام به مخاطب به روی صحنه برده است و تبریک به خاطر هدایت درست بازیگرانش

جمیله دارالشفایی:
نمایش «نگاهمان می‌کنند» ادعایی است که کارگردان جوان و تازه‌کار آن، محمدرضا اصلی دارد؛ احترام واژه به واژه به متن. بعید است از دیدن «نگاهمان می‌کنند» پشیمان شوید. نمایشی متفاوت با آنچه در سالن‌های دیگر شهر اجرا می‌شود. متن با همه عناصرش کاملا ایرانی است و در اجرا هم اثری از کپی‌برداری یا فرم‌گرایی افراطی مد روز این روزها نیست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرده‌ها رو بکش!
یادداشت جواد طوسی منتقد سینمایی و حقوقدان بر نمایش"نگاهمان می کنند"

نمایشنامه «نگاهمان می‌کنند» به کارگردانی محمدرضا اصلی این روزها در تماشاخانه مسعودیه واقع در میدان بهارستان (عمارت مسعودیه) روی صحنه است. متن این کار که به وسیله خانم نغمه ثمینی نوشته شده، سه موقعیت نمایشی را شامل می‌شود. ثمینی را از شروع فعالیتش در حوزه نقدنویسی و همکاری با مجله فیلم می‌شناسم. ولی او خیلی زود مسیر بعدی‌اش را با ادامه تحصیل در رشته ادبیات نمایشی و کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه هنرهای زیبا و دکترای پژوهش هنر از دانشگاه تربیت مدرس مشخص کرد. ثمینی طی این مدت چندین نمایشنامه و فیلمنامه نوشته و نگارش فیلمنامه سریال خانگی «شهرزاد» را با حسن فتحی انجام داده که با استقبال زیاد مخاطب روبه‌رو شده است. این پیش‌زمینه و شناسنامه اجمالی را ... دیدن ادامه » از آن جهت مطرح کردم تا به این نکته برسم که نغمه ثمینی اصولا ترکیبی بین تئاتر و سینما دارد. همین نمایشنامه «نگاهمان می‌کنند» در عین حالی که یک قالب سه‌پرده‌ای تئاتری دارد، به یک فیلمنامه سه‌اپیزودی نیز شبیه است. آدم‌ها و موقعیت‌ها و ادبیات حاکم بر فضا محصول یک جامعه‌ به ظاهر مدرن هستند که هنوز در بطنش ریشه‌های سنتی وجود دارد. استتار و پرده کشیدن ترجیح بند (موتیف) «نگاهمان می‌کنند» است. در واقع، روزمرّگی بیمارگونه و جنون‌آمیز و هذیانی آدم‌ها در محیطی می‌گذرد که اغلب‌شان بر پایه‌ ذهنی بدبین، روی آلودگی‌ها و چشمان ناظر و کنجکاوی که به آنها زل زده شده، پرده می‌کشند. صدای آژیر همواره در دل این محیط پرتنش و ناآرام شنیده می‌شود و مرز میان عشق و نفرت، اعتماد و شک و تردید و بدبینی، هویت و بی‌هویتی، گم و ناپیداست. دو زوج قسمت‌های اول و دوم نمایشنامه (نازی و نیما/ ژاله حکمت‌نیا و حمید صولتی)، الگوها و نمایندگان طبقه متوسط سردرگم و پریشان احوال و پادر هوایی هستند که قبلا نشانه‌ها و مناسبات و بدگمانی‌ها و پنهان‌کاری‌های‌شان را در سه‌گانه اصغر فرهادی (چهارشنبه‌سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین) شاهد بودیم. نغمه ثمینی و محمدرضا اصلی در مقام نمایشنامه‌نویس و کارگردان بدون ملاحظه و با نگاهی واقع‌بینانه از این طبقه خالی از فضایل اخلاقی پرده‌برداری می‌کنند و موقعیت معاصر بغرنج‌شان را به نمایش می‌گذارند. در قسمت اول با دنیای متزلزل یک زن دچار پارانویا و همسر وامانده میان ابراز عشق و عصبیتش روبه‌رو هستیم. ریشه‌های این رفتار نامتعادل در یک بیان مینی مالیستی افراطی بازتاب می‌یابد. این معصومین و قربانیانی که مدام به هم توهین و پرخاش می‌کنند و فرصتی به عاشقانه‌های زودگذرشان نمی‌دهند، انگار دارند خودشان سلول‌های سرطانی وجودشان را تشریح می‌کنند و این‌گونه و با این ادبیات خودزنی می‌کنند و همدیگر را به گند می‌کشند: «روانی، دیوونه/ آره من روانی‌‌ام/ روشنفکرها ذهنشون باد می‌کند، شماها همه‌تون حامله‌اید.» در قسمت دوم، زنی به شک و بدگمانی رسیده (ژاله حکمت‌نیا)، همسرش (حمید صولتی) را دورادور می‌پاید و در موردش نزد دختری جوان داوری می‌کند. جملات دوپهلو و اقرار و حدیث نفس این زن میانسال نازا برای دختری که مسائل و تناقضات شخصیتی خودش را در این دنیای غریب معاصر دارد، چه نقطه‌ امن و روشنی می‌تواند باشد؟ در چنین فضای متشتت و نامطمئنی، این جمله ژاله در ذهن‌مان باقی می‌ماند: «بعضی وقتا دنبال حقیقت می‌ری، بعضی وقتا خودش بهت می‌گه.» در قسمت (یا پرده) سوم، پرده دیگری از این دنیای پرعیب و نقص رو می‌شود: ابراهیم چاردونگی فلاحتی بچه کوچه پس‌کوچه دروازه دولاب که برای گذران زندگی‌اش با فرهنگ این زمانه کنار آمده و تن به استحاله کثیفی داده و زاغ آدم‌ها را چوب می‌زند و کاسبی می‌کند، با همسر ژاله یعنی حمید صولتی رخ به رخ می‌شود و در گذر از یک رجزخوانی بی‌نتیجه نهایتا هردو پی می‌برند که رونوشت برابر اصل هم هستند و در یک اجا ایستاده‌اند! حمید صولتی در اصل بچه گود عرب‌ها، در کنار ابراهیم چاردونگی... چقدر کلام آمیخته با همزیستی مسالمت‌آمیز آن دو هولناک است: «از فردا می‌ریم سر کارمون، من تکثیر می‌شم، تو حمله می‌کنی.» ملحق شدن نهایی بقیه آدم‌های قافیه باخته یعنی نازی و نیما و ژاله به آنها، بیانگر واقعیتی تلخ است، نهضت پنهانکاری و نقش بازی کردن و تحمل کردن ناگزیر هم زیر یک سقف ادامه دارد. و باز دوری باطل همراه با تداوم کشیده شدن پرده‌ها روی واقعیت جاری. اما کنار آمدن با این میزانسن پایانی و رها کردن این جماعت ره‌گم کرده به امان خدا، چقدر با روح هنر متعهدانه (در تعریف امروزی‌اش) همخوانی و همراهی دارد؟ ظاهرا برای این سوال، جامعه بدون آرمان پاسخی ندارد
مهدی حسین مردی این را خواند
فربد زمانی و شاهو منبری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا اصلی در گفتگو با ایسنا: برای اجرای نمایش «نگاهمان می‌کنند» بنا به دلایل متعدد و از جمله همزمانی با ماه مبارک رمضان ساعت 21 را برای کار درنظر گرفتیم که نسبت به آن رضایت دارم و تماشاگران زیادی هم نمایش را دیده‌اند.
ضمن اینکه عمارت مسعودیه به خودی خود مکان جذابی است، در حالی که افراد زیادی اصلا آن را نمی‌شناسند. این بنای فرهنگی ویژگی‌های زیادی دارد وبرای جذب مخاطب زحمت زیادی کشیدیم که البته به نتیجه هم رسید چون در شب‌هایی که تماشاگر کمتری داشتیم فقط دو یا سه ردیف از سالن خالی بود.

اصلی یادآور شد:‌ در نمایش «نگاهمان می‌کنند» سوپر استار نداریم که بخواهد مخاطب جذب کند بلکه یکسری بازیگر حرفه‌ای، توانمند و با شخصیت بالا داریم که در قالب این کار بسیار خوب جواب داده‌اند. البته برای به نتیجه رسیدن این نمایش زمان بسیار زیادی صرف کردم و این ... دیدن ادامه » طور نبود که خیلی زود کاری را برای اجرا آماده کرده باشم،‌ چون من هم بدم نمی‌آید سالی یک نمایش به صحنه ببرم اما ترجیح می‌دهم نمایش‌ام حرفی بزند که مخاطب هم با آن ارتباط برقرار کند، به همین دلیل الان از آنچه اجرا کرده‌ام با توجه به حس رضایتی که از مخاطبان گرفته‌ام خوشحالم.



اصلی در پایان اضافه کرد: من برای اجرای نمایش‌ام در تماشاخانه ایرانشهر خسارت سنگینی دیدم که بعید می‌دانم قابل جبران باشد، چون 90 میلیون تومان هزینه کار شد در حالی که فقط 37 میلیون تومان برای حدود 20 شب اجرا حاصل شد و پنج میلیون آن را هم به مجموعه ایرانشهر دادیم. این شرایط را هم باید درنظر داشت که به هر حال همکاران من حتی اگر رفاقتی هم آمده باشند بالاخره باید دستمزدی دریافت کنند. البته خدارا شکر فعلا در مسعودیه شرایط بهتر است و هزینه‌هایی که در اینجا صرف کرده‌ایم جبران می‌شوند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت دکتر حمیدرضا صدر بر نمایش "نگاهمان می کنند"

تو نگاه می کنی، من نگاه می کنم، ما نگاه می کنیم

دکتر حمیدرضا صدر از علاقه‌مندان به تئاتر دعوت کرد که "تا فرصت هست به دیدن نمایش «نگاهمان می‌کنند» بروند تا ثابت شود در دنیای معاصر نمی توان در پیله خود پنهان ماند!
به گزارش روابط عمومی، نمایش «نگاهمان می‌کنند» به کارکردانی محمدرضا اصلی در تماشاخانه مسعودیه اجرا می‌شود و حمیدرضا صدر در یادداشتی درباره آن نوشته است: « کارگردان نمایش با روی آوردن به صحنه آرایی بسیار ساده به عناصری که در زندگی روزمره با آنها سرو کار داریم ترکیب معنی داری ورای کارکرد روزمره شان بخشیده. چنان که ابزار زندگی امروزی - موبایل، تلویزیون، سی دی و دوربین - بیش از آن که وسایل ارتباط جمعی باشند بدل به عناصر تهدید کننده ای شده اند»

ترکیب اولیه این نمایشنامه نغمه ... دیدن ادامه » ثمینی، حقیقت "نمی توان از نگاه دزدکی دیگران گریخت" را به رخ می کشد. شخصیت های سه اپیزود نمایش نشان دهنده تیپ های مختلف شهری هستند که وجهی از پرسپکتیو "ترس دیده شدن" و "برباد رفتن حریم خصوصی" را شکل می دهند. زن جوان اپیزود اول (نازنین فراهانی) که بچه اش را از دست داده در آستانه جنون قرار گرفته و جان می کند به همسرش (کاظم سیاحی) بقبولاند چشمانی آن دو را زیر نظر گرفته اند. در اپیزود دوم بازیگر زن ناآرامی (فرشته صدرعرفایی) پا به آپارتمان دختر جوانی (شیوا خلیق) بگذارد تا شاهد خیانت همسرش در آپارتمان روبرویی باشد. در ایپزود سوم یک مرد سنتی (مسعود کرامتی) برابر یکی از آن جوان های خوش پوش تازه به دوران رسیده (سام قریبیان) قرار می گیرد و هر کدام نشان می دهد دیگری آنی نیست که می گوید. ترسیم این محیط آپارتمانی که با نوعی گره افکنی آغاز شده با گیجی و سردرگمی که در همه شخصیت ها جاری می شود ترکیب بزرگ تری به اثر می بخشد، این که در دنیای معاصر نمی توان در پیله خود پنهان ماند.
محمد رضا اصلی کارگردان نمایش با روی آوردن به صحنه آرایی بسیار ساده به عناصری که در زندگی روزمره با آنها سرو کار داریم ترکیب معنی داری ورای کارکرد روزمره شان بخشیده. چنان که ابزار زندگی امروزی - موبایل، تلویزیون، سی دی و دوربین - بیش از آن که وسایل ارتباط جمعی باشند بدل به عناصر تهدید کننده ای شده اند و صدای آژیر اتومبیل به عنوان حاشیه صوتی هر سه اپیزود از یک سو همزمانی رخدادها در محیط ثابتی را نشان می دهد و از سوی دیگر بازتابنده تهدید می شود.
تماشاگران در سه ضلع صحنه را احاطه کرده اند و هر ضلع، نمایشگر پنجره ای به داخل این حریم های خصوصی بشمار می رود. این آدم ها با کشیدن پرده توری و پرده پارچه ای جان می کنند در پیله خود باقی بمانند ولی با هر بار کنار رفتن پرده ها با حقیقت اصلی تر زندگی روبرو می شویم: دروغ، دورویی، پنهانکاری، خیانت. ما این جا فقط تماشاگر نیستیم و طی نمایش بدل به شخصیتی می شویم که کنجکاوانه – و احتمالا آمیخته به لذت - زندگی دیگران را زیر ذره بین می بریم. ولی خوب می دانیم ما هم یکی از آن پنهان کارها هستیم و وقتی شخصیت های گرد آمده "نگاهمان می کنند" در پایان خوش و بش ظاهری شان را سر داده اند، ترس برملا شدن رازها و دروغ های مان در ما جاری شده.
بالاخره امشب موفق به دیندن این نمایش شدم جزء برترین هایی بود که امسال دیدم تبریک به دست اندرکاران .تنها یک ایراد داش که ما تماشاگران جانبی بعضی از دیالوگها را نمی شنیدیم . و یک سئوال علت تکرار بعضی از دیالوگها به چه منظوری بود ممنون می شوم که این مطلب را ... دیدن ادامه » متوجه شوم
۱۱ خرداد ۱۳۹۵
محمد عزیز خوشحالیم که نمایش"نگاهمان می کنند"را دوست داشتین و سپاس از نظرتون.
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد نمایش «نگاهمان می‌کنند» در «نقد تئاتر»

سی و هفتمین برنامه «نقد تئاتر» در ساعت ۲۱:۰۰ روز شنبه ۸ خرداد ماه به نقد و بررسی نمایش «نگاهمان می‌کنند» اختصاص دارد.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ نمایش «نگاهمان می‌کنند» نوشته نغمه ثمینی و به کارگردانی محمدرضا اصلی، با بازی نازنین فراهانی، کاظم سیاحی، شیدا خلیق، فرشته صدرعرفایی، مسعود کرامتی و سام قریبیان اجرای خود را از ۱۵ اردیبهشت آغاز کرده و تا ۱۵ خرداد در تماشاخانه مسعودیه بر روی صحنه است.
این نمایش در سه اپیزود با مضمونی اجتماعی به معضلات فرهنگی، شک و تردیدها، خیانت و لو رفتن و ... در روزگار معاصر پرداخته و بر موضوع احساس نبود امنیت انسان معاصر زیر نگاه دیگران و تهدید زندگی خصوصی متمرکز می‌شود.
در برنامه روز شنبه علی پویان، صادق رشیدی و محمدرضا اصلی حضور دارند.
«نقد ... دیدن ادامه » تئاتر» از مجموعه برنامه‌های «نقد چهار» است که ساعت ۲۱ روزهای شنبه هر هفته به طور زنده و تکرار آن در ساعت ۱۵ روز بعد، از شبکه چهار پخش می‌شود.
تهیه‌کنندگی این برنامه را مجید گیاهچی و اجرای آن را دکتر عطاالله کوپال بر عهده دارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «نگاهمان می‌کنند»، نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی محمدرضا اصلی

من نیازم تورو هر روز دیدنه

احمدرضا حجارزاده



روزنامه اعتماد- حالا با تماشای نمایش «نگاه‌مان می‌کنند»، می‌توان با افتخار درباره تئاتر حرف زد؛ تئاتری که قرار بوده و هست با زبان هنر، بازتابی از اندیشه‌ها و دغدغه‌های هنری، اجتماعی و سیاسی هنرمندان و مردم باشد. این همه‌چیزی است که در نخستین تجربه کارگردانی محمدرضا اصلی نمود عینی دارد. «نگاه... » نمایش کامل و سلامتی است که بیشترین امتیاز خود را از نمایشنامه بی‌نقص نغمه ثمینی کسب می‌کند. گرچه در کارگردانی و بازی‌ها نیز می‌توان آن را اثری تمام و کمال و حرفه‌ای دانست. ثمینی که پیش از این‌بارها با متن‌های خوب، تیزبینی‌اش را در توجه به جزییات زندگی مردم به رخ کشیده بود، در این متنش یکی از بزرگ‌ترین مسائل کنونی ... دیدن ادامه » جامعه را مطرح کرده؛ زندگی خصوصی و ترس از لورفتن رازها، که به تبع خود شک و بدبینی را به دنبال دارد. نمایش در سه اپیزود به بررسی دلایل بروز بددلی و عواقب آن در خانواده‌ها می‌پردازد. هرچند گاهی اوقات، پنهان‌کاری‌ها و تردیدها فضایی طنزآلود و مضحک پدید می‌آورند اما در واقعیت، تلخی غریب آنها ریشه در نیازهای متفاوت انسان امروز دارد. در اپیزود نخست، نازی- نازنین فراهانی- به‌واسطه سابقه شوهر مستندسازش و شغل خود در آزمایشگاه، حس می‌کند زندگی او و همسرش نیما- کاظم سیاحی- زیر ذره‌بین و تحت نظر است. بنابراین نیما و زمین و زمان را متهم به همکاری با اشخاصی می‌کند که می‌خواهند زندگی او را از هم بپاشند. در اپیزود دوم، ژاله حکمت‌نیا- فرشته صدرعرفایی- در مقام یک بازیگر مشهور سینما و تلویزیون به شوهرش شک کرده و با ورود به خانه غریبه‌ای برای دید زدنِ خانه روبه‌رویی تلاش می‌کند مچِ همسرش را بگیرد. جالب اینکه در آن خانه با دختر جوان و تین‌اِیجری آشنا می‌شود که در آستانه عشق و علاقه‌ای پاک و ساده، چنان به عاشق خود اعتماد دارد که در هم‌دلی با ژاله مدام از خوبی و وفاداری دوست خود تعریف می‌کند و حتی سعی دارد به این زنِ موفق و مشهور کمک کند و راهکارهایی برای ترمیم رابطه‌اش با شوهر خیانتکارش بدهد، و در این مسیر هر دو با استناد به ستاره‌های مشهور سینما و شماری از بهترین فیلم‌ها و کتاب‌های سینما و ادبیات جهان به عنوان الگوهای ظاهری و رفتاری می‌کوشند بر استدلال‌های بیرونی رفتارشان صحه بگذارند. اینجا هم نشانه‌های شک در گفتار شخصیت‌ها بارز است. دختر جوان ابتدا به سختی ورود یک غریبه را به خانه می‌پذیرد و تا دقایقی مدام نگران است زن بخواهد بلایی به سرش بیاورد و کلیه‌هایش را بفروشد! این واکنش‌ها نشان از احتیاط و آگاهی نسل جوان از رویدادهای پیرامون‌شان دارد اما در عین‌حال، گویای خوش‌قلبی و مهربانی زودهنگام این نسل است، و اپیزود سوم گره‌گشای تمام رازهای این سه زندگی است. ابراهیم- مسعود کرامتی- از سرِ نیاز شغل کثیفی برای خود دست و پا کرده؛ فروشِ اطلاعات و تهدید و تلکه‌کردن! او همان ویروس مخربی است که با همکاری یک سلول بیمار به جان جامعه افتاده و با مکیدن خون آن، هر روز بیشتر و بیشتر جامعه را نحیف و ناتوان می‌کند. نیازی که ابراهیم از آن می‌گوید، در هر سه خانواده دیده می‌شود. هرچند نیاز او کسب درآمد است و نیازِ مردم، دانستن، اما او نیازش را با سرک‌کشیدن و دید زدنِ زندگی مردم تامین می‌کند. نیاز نازی زندگی در محیطی امن و آرام است که شاید با پرداخت پول به کسی که دی‌وی‌دی فیلم را برای آنها فرستاده، رفع می‌شد. نیاز ژاله کسب اطمینان از پاک‌بودن شوهرش و نیاز دختر جوان، عشق و وفاداری دوست‌پسرش است. ثمینی در آفرینش شخصیت‌های هر سه اپیزود، با وسواس مثال‌زدنی‌اش در واقع‌گرایی، از افرادی باورپذیر نوشته که شاید هر مخاطبی مابه‌ازای آنها را در جامعه دیده باشد. همچنین دیالوگ‌نویسی‌های نمایشنامه عالی و بی‌مانند است؛ به خصوص دیالوگ‌هایی که هم معرف ویژگی‌های اخلاقی کاراکترند و هم طعنه‌های انتقادی و گاه سیاسی به شرایط فعلی کشور. برای نمونه به یاد بیاورید دیالوگ‌های ابراهیم در اپیزود سوم را: «تلویزیون پر شده از پینوکیوهای دماغ‌دراز»، «این طبقه از همه بالاتره. کسی مارو نمی‌بینه» و برخی جمله‌های دختر جوان در اپیزود دوم که با لحن درست شیدا خلیق، بسیار منطقی و مستند می‌نمایند. علاوه بر متن، در نمایش «نگاه‌مان می‌کنند» نباید از کارگردانی هوشمندانه و تحسین‌برانگیز محمدرضا اصلی غافل شد. میزانسن‌های خوب، استفاده بجا و خلاقانه از ویدیو پروجکشن و هدایت درست بازیگران برای رسیدن به بازی‌های غافلگیرکننده و غیرمنتظره، نوید ظهور کارگردان خلاقی را در عرصه تئاتر می‌دهد که با نخستین کارش، توقع تماشاگر را برای دیدن آثار آینده‌اش بالا برد و کار خود را دشوار کرد. گرچه نمی‌توان توانمندی مجموع بازیگران موفق و هنرمند نمایش را فراموش کرد. یک‌دستی و هماهنگی موجود میان بازیگران، نمایشی استاندارد و در خاطرماندنی رقم زده که بعید است به این زودی‌ها و به سادگی از ذهن کسی پاک بشود. «نگاه‌مان می‌کنند» حرف و دغدغه اغلب مردمان امروز کشور ما و حتی جهان است؛ نمایشی که با زبانی ساده و طنازانه می‌گوید اگر امروز اندکی احساس ناامنی می‌کنیم، تنها به خاطر استفاده نابجا از برخی دست‌ساخته‌های خودمان است؛ دوربین برای خوب ‌دیدن و ثبتِ لحظه‌های زیبای زندگی است، نه پنهانی ‌دیدنِ رازهای زندگی مردم و سوءاستفاده از آنها برای رفع نیازهای خود.
محمد شفائی این را خواند
زهرا سوهانی، Shadi karimzadeh و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک ملودرام ناب اجتماعی

روزنامه جام جم- نمایش «نگاهمان می‌کنند»، نوشته نغمه ثمینی، به کارگردانی محمدرضا اصلی چند روزی است در تماشاخانه مسعودیه (عمارت مسعودیه) روی صحنه رفته است. نگاهمان می‌کنند یک ملودرام اجتماعی است.

این نمایش، احساس عدم امنیت انسان معاصر از در معرض نگاه دیگران بودن را به نمایش می‌گذارد و شک و تردید، خیانت و واکاوی فضای خصوصی افراد در روزگار معاصر را به عنوان آسیب‌هایی که این روزها با آن مواجه هستیم، پیش چشم مخاطب زنده می‌کند. نگاهمان می‌کنند در سه اپیزود‌ در چند واحد آپارتمان از مجتمعی مسکونی روایت می‌شود. در حقیقت هر اپیزود این نمایش، روایتگر بخشی از داستان کلی نمایش است. در این سه اپیزود، ما به سراغ سه واحد آپارتمانی مجزا می‌رویم تا شاهد داستانی واحد باشیم. داستانی که عناصرش کاملا ایرانی است و به چشم همه ما آشنا ... دیدن ادامه » می‌آیند.

نغمه ثمینی، نویسنده این نمایش، مثل همیشه در روایت این داستان، ترسیم موقعیت‌ها و پرداختن به جزئیات و دغدغه‌های روز انسان‌ها موفق عمل کرده ‌ و داستان‌ها و طراحی زوج‌ها‌ بخوبی و باورپذیر صورت گرفته است.

در نمایش نگاهمان می‌کنند شش بازیگر هنرنمایی می‌کنند؛ نازنین فراهانی و کاظم سیاحی در اپیزود اول حضور دارند. شیدا خلیق و فرشته صدرعرفایی بازیگران اپیزود دوم نمایش هستند و مسعود کرامتی و سام قریبیان نیز در اپیزود سوم به ایفای نقش می‌پردازند و در انتهای نمایش، هر شش بازیگر گرد هم می‌آیند تا معلوم شود هر‌یک با دیگری چه نسبتی دارد و گره‌افکنی طول نمایش‌ در این صحنه باز می‌شود. در این نمایش، هر یک از بازیگران در ترسیم نقشی را که بر‌عهده داشته‌اند، موفق عمل کرده‌ و بخوبی از عهده نقش‌هایشان برآمده‌ و توانسته‌اند به دور از کلیشه، توانایی‌های خود را به نمایش بگذارند.

محمدرضا اصلی در اولین تجربه‌اش در مقام کارگردان، نشان داده ‌‌حرف‌های زیادی در این عرصه دارد. او که پیش از این در مقام دستیار کارگردان با هنرمندان شناخته شده‌ای نظیر داود رشیدی، فرهاد آئیش، حسین پاکدل، حسن معجونی، داریوش فرهنگ، وحید رهبانی و محمد عاقبتی سابقه همکاری داشته است، بدون هیچ تکلفی و به دور از کپی‌برداری یا فرمگرایی افراطی مد روز، برای اجرای نمایشش صحنه‌ای قاب عکسی را انتخاب کرده است و وفادارانه متن را روایت می‌کند. استفاده درست از پرده‌های نازک در طراحی صحنه، به عنوان نمادی پنهان‌کننده که پوشاننده نیست در القای هدف نمایش، انتخابی هوشمندانه است. پرده‌ای که در اپیزودهای مختلف نمایش‌ بر آن فیلمی نقش می‌بندد که در هدایت ذهن مخاطب به کلیت داستان و ارتباط شخصیت‌ها به هم نقشی ویژه بازی می‌کند.

نگاهمان می‌کنند نمایشی دیدنی است. نمایشی که حرف‌های زیادی برای آدم‌هایی که نگاهش می‌کنند دارد. این نمایش قرار است تا 15 خرداد هر شب ساعت 21 در عمارت مسعودیه ‌روی صحنه برود.
Shadi karimzadeh این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیدا خلیق: نوگرایی نمایش «نگاهمان می‌کنند» برایم جذاب است


شیدا خلیق بازیگر تئاتر و سینما درباره حضورش در نمایش «نگاهمان می‌کنند» به کارگردانی محمدرضا اصلی به گفت: در این نمایش با بازیگران خوبی مثل مسعود کرامتی و فرشته صدرعرفایی همکاری می‌کنم. این نمایش که نوشته خانم نغمه ثمینی است درباره روابط آدم‌های دو آپارتمان مشرف به هم است. من در اپیزود دوم این نمایش بازی می‌کنم.

خلیق گفت: این نمایش طراحی عجیب و غریبی دارد که فکر می‌کنم تا مدت‌ها چیزی شبیه به آن را تجربه نکنم.

شیدا خلیق در همین رابطه گفت: «نگاهمان می‌کنند»برایم جذاب است. مانیا، کاراکتر پیچیده‌ای است که گمان می‌کنم رسیدن به اجرای آن کار سختی است.

وی در پایان افزود:امیدوارم نمایش «نگاهمان می‌کنند» برای مخاطب لذت‌بخش باشد. این نمایش اولین تجربه کارگردانش است و نوگرایی در ... دیدن ادامه » آن وجود دارد. در این نمایش همه اعضای گروه با دغدغه خلق یک اتفاق نو کنار هم جمع شده‌اند که از این جهت برای من خیلی جذاب است.
زهرا سوهانی و مهدی حسین مردی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش " نگاهمان می کنند"

حمیده صمدی- محمدرضا اصلی را پیش تر به عنوان دستیارکارگردان میشناختم در نمایش های "خانواده تت" به کارگردانی "فرهاد آییش"...."منهای دو" و "اشمیت" به کارگردانی"داود رشیدی" "گالیله" به کارگردانی "داریوش فرهنگ" و..... این بار محمدرضا اصلی خود در مقام کارگردان نوشته ای از نغمه ثمینی را به روی صحنه می برد... نمایشنامه ای با مضمون اجتماعی ... معضلی را به تصویر میکشد که زندگی انسان معاصر را تحت الشعاع قرار داده و یکی از دغدغه های اوست انسانی که با ورود تکنولوژی های جدید ( گوشی‌های هوشمند، اینترنت ، فضاهای مجازی و ...) به جای زندگی آسوده تر، امنیت خود را از دست داده و ترس و اضطرات و استرس همه وجودش را فرا گرفته... دیگر چیزی به اسم حریم خصوصی برایش معنایی ندارد... به هر سو میرود چشمانی ... دیدن ادامه » بیگانه را همراه دارد ...چشمها و گوشهایی در همه حال نظاره گرش هستند... نمایش سه اپیزود دارد که در هر اپیزود شاهد هستیم که چگونه حریم خصوصی افراد مورد تعرض قرار میگیرد و اعصاب و روح و روانشان را نشانه میرود ...در اپیزود اول زن را بیمار، شکاک، بدبین و دارای مشکلات روانی می پنداریم دائما پرده های خانه را میکشد تا احساس امنیت کند خانه را میگردد به دنبال دوربینی است که در خانه کار گذاشته شده باشد و حتی میترسد در بدن همسرش طی عمل جراحی دوربینی گذاشته باشند ( مرد به دلیل ساخت فیلمی مستند مدتی تحت بازجویی و تعقیب و.... بوده) مرد گمان میکند ترس و نگرانی تمام شده است که بعد با دریافت سی دی از پست که حاوی مسائل خصوصی زندگیشان است و مرد فقط آنرا در گوشی خود داشته تمام امنیت خود را از دست رفته میبیند و..... در اپیزود دوم خانم بازیگری برای اطمینان از همسرش با دوربینی در دست به زور وارد خانه ای میشود که فقط دختر خانواده در خانه است منزل روبرویی را با دوربین نگاه میکند در نظر میگیرد ... او نیز به خود اجازه میدهد به حریم خصوصی دیگران تعرض کند تا شاید امنیت خود را بیابد شاید به آرامش برسد و به همسرش اعتماد کند...در این اپیزود بازیهای باورپذیر و یکدستی را از شیدا خلیق و فرشته صدرعرفایی شاهد هستیم...اپیزود سوم هم مردی که گذران زندگی اش از طریق تهیه فیلم و و سی دی و عکس از خصوصی ترین مسائل افراد و فروش آنهاست و .... در هر اپیزود صدای آمبولانسی هم شنیده میشود صدای آژیر مانندی که شاید یادآور حرمتها و حریمهایی است که جریحه دار شده اند باید درمان و مداوا شوند و به احیا نیاز دارند...البته این موضوعی است که باید آسیب شناسی گردد و این نمایش تلنگری است که شاید لحظه ای بیاندیشیم که هر یک از ما چقدر به حریم خصوصی دیگران احترام می گذاریم و چقدر نگاههایمان... چشمهایمان... گوشهایمان، حرمت نگه میدارند...معضلی که این روزها گریبانگیر انسان معاصر است و چه بسا زندگیهایی که با استراق سمعها به نابودی کشیده شدند... روح ها و روانهایی که به بازی گرفته شدند ....و من مانده ام با اینهمه پیشرفت تکنولوژی شرافت آدمی چرا پسرفت میکند...به محمدرضا اصلی به عنوان اولین کارگردانیش به دلیل پرداختن به یک معضل مهم اجتماعی و دغدغه روز انسان معاصر ... تبریک میگویم به خاطر کارگردانی بی ادعایش به خاطر صداقتش و اینکه یک سوژه اجتماعی به روز را با احترام به مخاطب به روی صحنه برده است و تبریک به خاطر هدایت درست بازیگرانش ....به امید موفقیت های روز افزونش....

حمیده صمدی
محمد شفائی این را خواند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید