تیوال شروین دهقان شرق | دیوار
S2 : 08:54:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

من مطمئنم

در آینده ای نزدیک

نه پرنده ای شروع میکند به خواندن

نه کفتری به خانه باز میگردد.

تمام همسایه ها با هم قهر میکنند

کسی دست کودک خردسال را نمیگیرد،

ماهی از آب خسته میشود.

و ... دیدن ادامه » همه ی آدم های روی زمین تشنه میمانند.

من آینده را خوب تصور میکنم؛

می دانم هیچ ظرفی پر از نعمت نیست

کسی قدر دستان پیر مادر و زحمات و پینه ی دست پدر را نمیداند،

آدم ها عروسک را بیشتر از آدم ها دوست دارند.

پرنده را رها نمیکنند

یکدیگر را به اسم صدا نمیکنند

من میدانم زبان تغییر میکند

زبان فحاشی پادشاهی میکند،

حتی حیوانات حوصله ی همدیگر را ندارند

و همسر جدید پیدا میکنند،

من همه چیز را در فال قهوه ی دختر سر چهار راه دیدم

میگفت هیچ کس و هیچ چیز این دنیا را باور نمیکند،

حتی خودش آرام گفت:

پدرش فال های حافظی که در دستان دخترک بود
دستکاری میکند.. .

شروین دهقان شرق
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اینکه آن سوی رودخانه را رفته باشم یا نه

اینکه سال های متوالی چشم های مادرم را ندیده باشم

درست؛

زجر اگر جوانی بی سر و پا بود

اگر حتی یک بار روی بی رنگ و رخسار مرا دیده بود ؛

قطعا میفهمید ،

خود من است او .

قالب ... دیدن ادامه » میگرفت و نقش برجسته ی مو های افشان سپید رویم را

به تقلید می آمد و هر دم از ناباوری

چشم های از غرور خشکم را

بهانه ای برای رفتن بازماندگان بود .

حال اگر بیایی غرور چرا

شکل غروب میگیرم

یک دل سیر می گریم

و تماشایت میکنم ؛مادر...

شروین دهقان شرق
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش خودتان میفهمیدید
کاش منتظر نمیشدید تا کسی شعر بگوید
بخوانید و بگویید حقاااا درست است ؛

کاش خودتان میفهمیدید
درد مادرها درد زایمان نیست ،
دردشان این است که پاره ی تنشان
روزی درون آنها پرورش یافته ،

اما
آن روز که باید

از درون آن سینه

از درون آن مادر

هییییچ ... دیدن ادامه » ، خبری ندارد ..
یادش نمی آید یک روزی همانجا خانه ی امن او بوده

کاش انسان ها فراموش نمیکردند
کاااش ....

شروین دهقان شرق
محمدرضا، جهان و ایمان نامیا این را امتیاز داده‌اند
کاش انسانها فراموش نمی کردند
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذره ذره ی وجودم آب می‌شود از گرمای نگاهت
تب میکنم همین حوالی رفتن
ترس دارد این روزها
و تو همواره درکنار من نیستی ،
در خیالم اما چرا
احساس میکنم گاه به گاه صدای رد پایت را
اما درک نمیکنم از این سر و صدای پیاپی پرسه هایت
داری به دیدنم میایی؟!!
یا برای همیشه از کنارم میروی !!
کاش صدای شور و شوق
یا غم و غصه و خستگی را
می‌شد از قدم ها تشخیص داد....
شروین
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
خیلی نوشته اتون قشنگه
۲۶ آذر ۱۳۹۷
ممنونم از شما که وقت میذاریم و میخونید
۲۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی برای بعضی ها به همین سادگیست
یک جیب و
چند برگ اسکناس
زندگی من نیز
همینقدر ساده
همینقدر راحت
یک جیب و
چند برگ دستمال کاغذی خیس ....
قاصدک، Mary.57 و نگار امیرسالاری این را امتیاز داده‌اند
پکیدم.... :)
۱۹ آذر ۱۳۹۷
چرا علی جان؟
۲۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای بر دولتی
که قائله های آن
با پخش کردن حلوا
ختم به خیر شود .
جرم مجرمان
بافتن گیسوان یار
و دولتمردش
قاتل اهلی باشد .
گلویم پاره می‌شود حتی
از گفتن این حرف‌ها
من که دیدم رفیق
تو برو از جلوتر فیلم بردار .

صدای زمزمه ی عاشقانه ی من مرگبار تر بود انگار
از سرود های جمعه صبح مرگ بر امریکا ...
من ... دیدن ادامه » نباید تسلیم میشدم حتی
اما نگاه کن
غرق گریه ام اینجا
تنها...،
قاتلان هییییچ نمیخواهم از شما
فقط مادرم را بیاورید اینجا........

پ ن:درد دارد وقتی
مچاله میشمو به خودم میپیچم
ذوب میشم از پا گذاشتن به غرورم و میگویم
دلم برایش تنگ شده
و تو در اوج بی احساسی
ادای آرام کردنم را در می آوری با لبخند سرد میگویی
عادت میکنی ؛
و من خودکشی میکنم اگر روزی
نبودنت برایم عادت شود.....
شروین دهقان شرق
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند صباحیست که درون مغزم سوت ممتد میشنوم ،
زندگی فعلیم ریتم یکنواخی به خودش گرفته ،
تلویزیون اخبار تکراری اعلام میکنه
وسکوت توی سرم مثل صدای صدف های دریا پر شده از هیاهو،
همانقدر سنگین همانطور بلند .
این نبض آغاز زندگی جدیدمه
سکوووووت
سوووووت ممتد
خط ممتد روی مانیتور.......
زمان مرگ ...اوج دلتنگیه این مرررررد ...
شروین
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به همه چیز و همه کس بدهکارم،
به خدایی که به پدر و مادرم سلامتی دوباره داد
به اشک هایی که ریز و درشت از چشمانم افتاد
به صبر بزرگ خواهران دلسوزم
که چندیست از دوریشان جام حسرت مینوشم.

من به عشق زندگیم بدهکارم
همین که تمام لحظه ها او را کنارم دارم

به اطرافیانم در لحظه ی وداع
به مادرم که مرا سپرد در پناه خدا

تمام عشقی که برای دوستانم گذاشتم
که ترکم کردن و محصولی برنداشتم

به ... دیدن ادامه » زمان حال از دست رفته ام
به طرز فکر اشخاص ؛که من فرار کرده ام .

سلامی که به همسایه کرده ام
زمانی که صرف درس کرده ام

به خودم که به کل تغییر کرده ام
به عشقی که بعد قرنی پیدا کردم

بهت بدهکارم ای خدا
برای زندگی دوباره ام....

پ ن :من قصد بدی نداشتم،
تنها چیزی که در نبودت از تو پنهان کردم
اشک هایم بود...
شروین

۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادت میاید لحظه ی اخر
که دست به گریبانم بودی
و دعا میکردی که بندیل سفر نبندم
مثل کودک شیرین زبان همسایه
بخچه ام را قایم میکردی
که مبادا بگشایم بخچه ی دلم را
برای هر ننه غمری ؟
خودت میگفتی
این لفظ مخصوص آداب و رسوم غریب تو بود
که همین لحنت
مرا یک عمر درگیر تو کرد ،
سرود اول و آخر بیت های شبانه مان را یادت میاید؟
شب و روزهای بی روزی از حمام عافیت را بیاد داری؟
من نیز دستم را شستم بعد از تو
نه دست به غریبه دادم
نه ... دیدن ادامه » دستی زدم به آشنا .

این بیت آخر را در گوشه ی خانه
کنار گنجه ی مادر بزرگ روی صندوق پدر بخوان ...
این روزهای لعنتی تمام میشود
فقط طاقت بیارررر...
پ ن .دیروز زمانش رسیده بود ،خودش دم گوشم گفت ،گفت اسباب و اثاثیه ات را جمع کن قرار مان جایی بهتر از اینجا ،در باغ پسته و انگورها..
شروین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هنوز بیت ساده ای نیافتم که با آن
خشمم را آرام کنم
و دلی را به دلهره نیندازم .

دلم دیگر صبوری نمیخواهد ,
یک فنجان میخواد و چای و نبات
که درد دلتنگی را بشوردو درد دل هایم را .

سرم دیگر گرم نیست .
وقت آمدن بار و بندیل کاملی بستم
اما
با اینهمه اسباب زیادی گم کردم .

سردم ..
مثل ... دیدن ادامه » روزهای اول
همان روزهای عاشقی و انکار
زمانی که درونم پر از هجوم خواستنت بود و من
لب باز نکردم از روی احترام ...
درونم غوغاس
شور و حالیست میان رفتن و باقی ماندن
کار دلم معلوم نیست
شاید باز برای دیدنت برگردم......
یا اصلا شاید به سیم آخر زدمو
سیگار لعنتی را ترک کردم .....

شروین دهقان شرق
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این که امدی پا نهادی به زندگیم؛ درست
این که غرق شدم در عمق وجودت؛ درست
اما جان عزیزت اصل حالم را نپرس.

که در خودم شروع شدم بعد دیدنت
که هر لحظه در تراوشم که ببینمت ،
نمیدانم خوب باشم که درونم هستی
و یا غصه بگیرتم چرا که کنارم نیستی
و غم احتیاج مبرمم به تو،
که دل بستم به ترانه ی خنده های تو
انگار خودم را نمیشناسم بعد دیدنت
اثبات میکنم که نمیتوانم نبینمت.

اشکال از من است یا وجود تو ؟
به حقایم اضافه کن عشق خاصت رو .
به ... دیدن ادامه » من مهلت بده تا تازه تر شوم
تا هضم کنم عمق این روابط رو .
با خواهشم نامهربان نشو ولی
خواهش میکنم از خاطرم نرو .


این جایگاه مخصوص خاص قلب هر کس است،
خاص بودنت هدیه ی قلب من به تو...

شروین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یعنی تو میدانستی دلیل آنهمه همهمه چــیست و نــمی گفتی؟!

یعنی فرق ماتم و دلهره را میدانستی و به مـــن نــگفتی؟!!



شـــــــرم بر تو...


آینه ها را شکستی که مبادا فاش شود این دروغ هــــای کـــشــدار ،


فردا خودش صدایت می زند،

چـــشمه ... دیدن ادامه » ،خودش می داند چطور از زبانت حــرف بـکـشـد،

همینطور زلال

پـــیـاپــی

مثل جـــویباری که میتواند دبــدبــه و کــبـکـبـه ی نـامت را به دوش بکشد.



اما به او که میرسد

سنگریز می شود و

کـم کـم می فهمی

که دفــن شــدن همیشه مخصوص خـــاطــرات کـــهـنـه نیستـــــ ،

و صدای یک نــعره

چــقدر بـرای گــوش های ســـمی شـــدید است...




پ ن:تا تــــــو بروی برسی به او

من هم بروم به خـــــودم برسم...!!(000ا)


شروین


۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
درود گرامی پی نوشت خیلی خوب بود
۲۲ خرداد ۱۳۹۶
درود .ممنونم از نظرتون بانو
۲۲ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سرم درد می کند برای یک سکوت بی دلیل

گلویم درد می کند برای یک هق هق بی وقفه

گاهی از کنار خیلی ها خیلی می گذرم

ودر کنار خیلی ها خیلی می مانم

دلیل حال عجیبم را نمی دانم

فقط

سر تا پا هجومم

به ... دیدن ادامه » سمت فراموشی به پایان یک بوسه.


وقتی کنار خواب عمیقم یک یادداشت از تو باقی مانده

و چند تکه غرور و فنجانِ چای سرد شده

دیگر سراغی هم نمی گیرم

که اشکال از کجا بوده.


می شود

و یا اصلا می شد در کنار پیجک و اقاقی

احوال این من غریب را هم گرفت..


چه آمد به روز آن ناله های بی صدا

آن طبل های تو خالی

تکه کلامت بر زبانت باقی مانده

هنوزم که می گویی می مانی...


ترس تنهایی گریبانم را گرفته

و شعارت قطع نمی شود ؛که اینجایی.....(000ا)



پ ن:من هیچوقت به ماه نگاه بی شرفانه ای نکردم

پس گناه من چیست؟!!!
سید فرشید جاهد، مسعود و زهره عمران این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عــاشـق سـرگـیـجـه هـای شـبـانـه ام

حــداقـل مـی دانـم کـه هـــستم،

می دانم کــسی هـسـتــــ کـه دسـت هـایـم را بــگـیـرد

تـا نــیـفـتـم؛

می دانم که طــنـاب خــدا دور کـــمـرم پـیـچـیـده

و بـه قــوس آسـمـان آویـــزم.

این تـــکـیـه گـاهـیـست که هــر شـب

طـــلـوع دوبـــاره ی هـــر روزم را ضـمـانـت مـی کـنـد.



مـــن ... دیدن ادامه » چـیـز زیـــادی نــمی خـــواهـم

تـنـها می دانــم که تـــحـقـق آرزوهــایـم

در کــمـیـن اسـت.

مـــن هـسـتـم،و جــــهـان نـــیــز.

و تـنـها فـــرصـتـی کـه

گــریـبـان آیـــنـده ام را گـرفـتـه.



می روم و می آیـــد

پــا بـه پــای قــدم هـایم اتــفـاقـات خـــــوب..

می مــــانم و می مــــانــد

به پــای آرزوهــایـم هــــر چـــنـد کــه دور.

صــــبـر می کـنـم؛

تـا گــریــــه ی تــبـسمم پــایــان گـیـرد

و من از نــــو زاده شــوم

از نـــو بـــسازم

از نــــو دوســت بـــدارم.

مـــن هـمـیـشـه یـک نـــو دوسـت بــوده ام؛

و از نـــو دوستـم خــواهـد داشـــتــــ

کــــسی که از تــــکــررم رنـجـیـده بـــــود.



زمــــــان

بـهـتـریـن هــمـقدمِ غــم های به انــقـضـا رسیــده ی مـن اســتـــــ..


پ ن:هـمـیـشـه یـــک واژه

یـــک سـلام

یـــک ســخـن یــــک شـــــعـر

شــروع یـــک عــاشـقـانــه اســتــــــ..(000ا)





از: شروین
زمــــــان

بـهـتـریـن هــمـقدمِ غــم های به انــقـضـا رسیــده ی مـن اســتـــــ..
۱۱ آذر ۱۳۹۴
مرسی که می خونید خانم هاشمی عزیز...
۱۴ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
من ۲ تا بلیط برای کنسرت همای
برای تاریخ۳/۲۴
بالکن جایگاهG
ساعت 21
تالار بزرگ کشور
قیمت :هر کدام 60000 تومان دارم.
متاسفانه من شرایط رفتن ندارم اگر کسی مایل به استفاده از این جایگاه و این کنسرت هست میتونه با شماره ی
۰۹۳۵۷۷۸۲۹۳۲ تماس بگیره تا بلیط هارو بهشون واگذار کنم.
کنسرت لغو شده
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کــاش انـــقـدر هــراسـان نـبـودم

و مـی شـد بـا قــطـره قــطـره ی خـودکـارم

خــــودکـار ، شــعـری سـر ریـز مـی شـد بـر روی دفـتـرم

تـا مـن بـا تـعـصـب

لــغـات خــفـتـه ی مــغـزم را

گــاه و بـی گـاه

بـرای تـحـریـر بـیـدار نـمـی کــردم.

آرام ،مـی خــوابـیـدم در کـنـار شـعـلـه ی شـمـعـی

او ... دیدن ادامه » مـی گـــریـسـت و

خــودکـار آن را مـی نـگـاشـت..


پ ن:مـن سـکــوتـم را نـواخـتـم

بـی کـسـیـم را گــریـسـتـم ...

ایــن ســمـفـونـی ،

آغــاز یــک شــعـر شــد...!!!(000ا)






از: شروین
سـکــوتـم را نـواخـتـم
۳۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مـن ســیـگـار مـی کـشـم؛

تــو ،بـیـکـار مـی شـوی.

مـن یـک شــات مـی خــورم؛

تـــو یـک شـــام مـی خــوری.


بـه سـکــوتـت بِــرس

مـن دیـگـر حـرفـی نـدارم.

بـــال هـایـم را بــسـتـه ام

یـک ... دیدن ادامه » گـوشـه ؛کــنـار پــنـجـره بـه انـتـظار نـشـسـتـه ام.

انـتـظار کــی و کــجـا را هـــنـوز نــپـرسـیـده ام..

امـا مـی دانـم ایـن ســکـوت،

ایـن انـتـظار..

فـــریـاد بـلـنـدیـسـت کـه گـام هـای خـسـتــه ام را

بـــیـدار مـی کـنـد

کـه،بــرود بـه کــجـا را بــــاز هـم نــمـی دانـم.

از خـــودش بـپـرسـیـد!!!!



ای کــفـش هـای کـهـنـه،

آنـقـدر کـه رفــــتـه ای بـه کــجـا رسـیـده ای؟!!


پ ن:قـــرارمـان زیــر پـل بــاران.

زیــر نـاوگـان تـشـنـه ی ایـن شــهـر شـلـوغ.

ســـــریـع تـــر بـــیـا...

قــــبـل از ایـنـکه بـــــاد مــرا بـــرده بـاشــد..!

از: شروین
مـن هـم بـوی رازیـانـه ی ســبـز را حـس مـی کـنـم،

مـن هـم فـرق فـصـل سـتـاره و مـــرگ را مـی دانـم

و قـــــول مـی دهـم...

قـــول مـی دهـم تـا بـرگـشـت پـرنــده

هــــیـچ خـبـری را فـاحـش نـکـنـم.

نــگـران رازت نـبـاش..!

پ ن:حـق دارنـد مـاهـی هـا

عـمـق دریـا را

بـا ... دیدن ادامه » اوج آسـمـان عـوض نـمـی کـنـنـد

هـمـیـشـه عـمـق هـر چـیـز از اوج آن زیـبـاتـر اسـت..(000ا)

از: شروین
هـمـیـشـه عـمـق هـر چـیـز از اوج آن زیـبـاتـر اسـت...
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مـن نـه بـر نـمِ سـنـگـفـرش خـیـابـان گـِلـه دارم

و نـه کـاسـه ی خـالـیِ نـذری هـمـسـایـه.

پـرسـتـش گـنـجـشـک را هـم

جــزو رســـوم نـمـی دانـم

خـبـری هـم از بـال شـکـسـتـه ی آنـهـا نـمـی گـیـرم،

فــقـط دل بـسـتـه ام بـه گـُل هـای قــالـی

کـه مـعـنـی رشــد را بـهـتـر بـلـدنـد.


چــایـی ... دیدن ادامه » تـان را کـه وقــفــ لـبـه ی نـعـلـبـکـی کـردیـد, روانـه شــویــد

ایـنـجـا نـه از زنــگ خـبـری هـسـت

و نـه قـلـوه سـنـگ،

مـسـجـد کـه دیـگـر بـهـشـت و جـهـنـم نـــدارد،.

......داخـــــــــل شــــویــد........


پ ن -» بـاران کـه بـیـایـد،

تـنـهــا گــیـاهـان را تـــــــــــــــازه مـی کـنـد،

بـه مـن و تــو چـــــه کـــــــار؟

مـگـر جـز ایـن اسـت کـه

گـونـه هـایـمـان را تــــــــــَر

و داغ دلـمـان را تــــــــــــــازه تـــــــــــر مـی کـنـد؟!!!(000ا)


از: شروین
بسیار عالی بود
............
ممنونم از شروین عزیز
۲۷ آبان ۱۳۹۲
ممنونم از همتون دوستای خوبم که می خونید...
۲۹ آبان ۱۳۹۲
داغ دل ما هم تازه شد. عالی بود
۰۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بــاور کـنـیـد،کـه مـن تـنـهـایـی را فـریاد نـکـرده ام.

واضــح بـود

از بـوی تـعـفـن

ایـن کـلـمـاتِ حـبـس شـده در گــلـوی بـی تــقـصـیـرم

کـه واژه هـایـم بـی مـخـاطـبـنـد..!


ایـن روزهـا احـوالـم را

از هـیـزم هـای آتـش شــومـیـنـه ام

یـا ... دیدن ادامه » انـگـشـتـر عـقـیـق دسـت چـپـم بـپـرسـیـد؛بـهـتـر جـواب مـی گـیـریـد.

پـس امـشـب هـم

قــرارمـان هـمـان جـای هـمـیـشـگـی!!!

زیــر بـــارانِ بـی وقـفـه ی انـجـیـر چـــشـم هــایـم....



از: شروین
قشنگ بود
........
متشکرم از شروین عزیز
۲۰ آبان ۱۳۹۲
من متشکرم از شما :)
۲۶ آبان ۱۳۹۲
قــرارمـان هـمـان جـای هـمـیـشـگـی!!!

زیــر بـــارانِ بـی وقـفـه ی انـجـیـر چـــشـم هــایـم....
۰۶ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید